فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 19 – آسمانها، کلام و جلال خدا
این عنوان هم درمورد نویسنده و هم درمورد مخاطب این مزمور صحبت میکند. برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. برخی بر این باور هستند که سالار سرایندگان، خداست و برخی دیگر تصور میکنند او رهبر سرایندگان یا نوازندگان در زمان داوود بود، مانند هیمان و یا آساف سراینده (اول تواریخ 33:6، 5:16-7 و 6:25).
«این مزمور بیش از هر مزمور دیگری زیبایی و شکوه موجود در مزامیر را منعکس میکند. سی اس لوئیس نوشت، ‘من این را بزرگترین سرود در کتاب مزامیر و یکی از بزرگترین اشعار غنایی جهان میدانم.‘» (ویلیام ونجمرن)
پیغامی از آسمان.
1. آیات (1-4 قسمت اول) نزول پیغامی از آسمان.
آسمان جلال خدا را بیان میکند،
و فَلَک از عمل دستهایش سخن میگوید.
روز تا روز، کلام را جاری میسازد،
و شب تا شب، معرفت را اعلان میدارد.
نه سخنی است و نه کلامی،
و آواز آنها شنیده نمیشود.
با این همه، آوازشان در سرتاسر زمین منتشر میگردد،
و کلامشان تا به کرانهای جهان میرسد.
الف. آسمان جلال خدا را بیان میکند: داوود به آسمانها نگاه کرد -نه آسمان روحانی که خدا در آن بر تخت نشسته است، بلکه آسمان آبی و آسمان شب- و آشکارا دید که جلال خدا را اعلام میکند.
یک) او توانست جلال خدا را در آسمان آبی با جلال خورشید و ابرها و زیبایی طلوع و غروب ببیند.
دو) او توانست جلال خدا را در آسمان شب با درخشندگی ماه، هیبت آسمان پرستاره و گسترۀ ابری کهکشانهای دور ببیند.
سه) اینها باهم -با اندازههایشان، با هیبتشان و عظمتشان- به داوود و همۀ کسانی که میدیدند، فریاد میزدند، «خدایی که همۀ اینها را آفریده، پرجلال است و اینها شواهد جلال اوست.»
· او در اندازه پرجلال است که چیزهایی به این بزرگی آفریده است.
· او در مهندسی پرجلال است که چیزهایی را آفریده که به این خوبی در کنار هم کار میکنند.
· او در هنرمندی پرجلال است که چیزهایی به این زیبایی آفریده است.
· او در نیکویی و محبت پرجلال است که همۀ اینها را برای دیدن انسان آفریده است.
ب. و فَلَک از عمل دستهایش سخن میگوید: داوود این ایده را در جمله قبلی تکرار کرد. فَلَک روش شاعرانه برای اشاره به آسمانهاست، و آنها عمل دستهای خدا را نشان میدهد.
ج. روز تا روز، کلام را جاری میسازد، و شب تا شب، معرفت را اعلان میدارد: آسمان روز و آسمان شب با ما سخن میگوید و معرفت جلال، حکمت و عظمت خلاق خدا را برای ما آشکار میسازد.
یک) کلام را جاری میسازد: «متنی که درعبری به کار رفته است بسیار قدرتمندتر از متن ترجمه شدۀ انگلیسی است زیرا این تصویر بهطور لغوی بیانگر چشمهای جوشان است که آبهای شیرین و تازۀ مکاشفه از آن روان میشود.» (بویس)
دو) معرفت را اعلان میدارد: «معرفت با شب بهخوبی هماهنگ است، زیرا بدون آسمانهای شب، انسان تا به حال چیزی جز یک جهان خالی نمیدانست.» (کیدنر) اگر خدا ستارگان را در آسمان شب قرار نداده بود، تاریکی شب بهطور قوی به تمام بشریت، چه قدیم و چه مدرن، این پیام را منتقل میکرد: «هیچچیز و هیچکس آنجا وجود ندارد.»
سه) «حتی اگر همۀ واعظین بر روی زمین ساکت شوند و دهان هر انسانی از اعلام جلال خدا باز ایستد، اما آسمانها هرگز از اعلام جلال و عظمت او باز نمیایستند. آنها تا ابد موعظه میکنند؛ پیغام آنها مانند یک زنجیر ناگسستنی از روز به روز و از شب به شب میرسد. (تولاک، به نقل از اسپرجن)
چهار) «روز به ما فرمان کار میدهد و شب به ما یادآوری میکند که برای خانۀ نهایی آماده شویم؛ روز به ما فرمان میدهد برای خدا کار کنیم و شب ما را دعوت میکند در او استراحت کنیم؛ روز به ما فرمان میدهد به روز بیپایان نگاه کنیم و شب به ما هشدار میدهد از شب و تاریکی ابدی فرار کنیم.» (اسپرجن)
د. نه سخنی است و نه کلامی، و آواز آنها شنیده نمیشود: جلال خدا در آسمانهای دیدنی برای همه قابل مشاهده است؛ این پیام به تمام بشریت منتقل میشود، فرقی نمیکند زبان آنها چه باشد. این پیامی است که به کرانههای جهان میرسد.
یک) پولس رسول این ایده را در رومیان 1 بسط میدهد. او توضیح میدهد «زیرا از آغاز آفرینش جهان، صفات نادیدنیِ خدا، یعنی قدرتِ سرمدی و الوهیت او را میتوان با ادراک از امور جهانِ مخلوق، بهروشنی دید. پس آنان را هیچ عذری نیست.» (رومیان 20:1). پولس به ما گفت از آنجایی که این شهادت به کرانههای جهان رفته است، همۀ بشر هیچ عذری برای انکار خدا که چنین شواهد آشکار (و زیبایی) از قدرت و حکمت ارائه کرده، ندارند.
دو) «اگر شخصی زیر زمین زندگی کند و با آثار هنر و سازوکارها گفتگو کند، و سپس به روز روشن آورده شود و جلال آسمان و زمین را ببیند، فوراً آنها را آثار وجودی میداند که ما خدا را چنین تعریف میکنیم.» (ارسطو، به نقل از اسپرجن)
سه) «برای دانشمندی که با ایمان به قدرت عقل خود زندگی کرده است، این داستان مانند رویایی بد به پایان میرسد. او کوههای جهل را بالا رفته است و در آستانۀ فتح بلندترین قله است. در حالیکه خود را به بالای صخره میکشد، گروهی از الاهیدانان به استقبال او میآیند که قرنهاست آنجا نشستهاند.» (رابرت جاسترو، ستارهشناس و فیزیکدان، به نقل از بویس)
2. آیات (4قسمت دوم-6) پیام آسمان، قدرتمند و پرجلال است.
خیمهای در آسمان برای خورشید بر پا کرده است؛
او همچون داماد از حجلۀ خود بیرون میآید،
و چون پهلوان شادمانه در میدان میدود.
برخاستنش از یک کران آسمان است،
مدارش تا به کران دیگر،
و هیچ چیز از حرارتش پنهان نیست.
الف. خیمهای در آسمان برای خورشید بر پا کرده است: داوود شعرگونه آسمان شب را همچون مکان سکونت خورشید -یک چادر، یک خیمه– توصیف میکند. خورشید هر روز از خیمۀ خود بیرون میآید و آسمانها را درمینوردد و شب هنگام به خیمۀ خود بازمیگردد.
یک) « خداوند جایگاه آن را برای قرار گرفتن و مسیر آن را برای پیمودن تعیین کرده است؛ تمام آسمان، یک چادر و یک گذر محض است.» (کیدنر)
ب. او همچون داماد از حجلۀ خود بیرون میآید و چون پهلوان شادمانه در میدان میدود: خورشید مسیر خود را در میان آسمان و با قدرت و شادمانی طی میکند مانند مردی که در دوران اوج خود است و یا مانند ورزشکاری که در مسابقه در حال دویدن است.
یک) «همه موافق خواهند بود که این مزمور اگر نگاهی به اسطورهشناسی بیندازد آن را رد میکند. خورشید ممکن است ‘شبیه‘ یک داماد یا یک دونده باشد؛ اما در واقع هیچ چیز جز بخشی باشکوه از ‘کار دست خداوند‘ نیست.» (کیدنر)
ج. برخاستنش از یک کران آسمان است… و هیچ چیز از حرارتش پنهان نیست: خورشید تمام آسمان را میپوشاند و قوت آن همهجا گسترده میشود. این نمونهای شگفتانگیز از جلال نمایانشدۀ خدا در آسمان است.
پیغامی از کلام خدا.
1. آیات (7-9) شخصت پرجلال کلام خدا، هفت راه را توصیف کرد.
شریعت خداوند کامل است،
و جان را احیا میکند.
شهادات خداوند امین است،
و سادهلوحان را حکیم میگرداند.
احکام خداوند راست است،
و دل را شادمان میسازد.
فرمان خداوند پاک است،
و دیدگان را روشن میکند.
ترس خداوند طاهر است،
و پایدار تا به ابد.
قوانین خداوند حق است،
و به تمامی، عدل.
الف. شریعت خداوند: در اینجا داوود ستایش خود را از خدایی که خود را در خلقت آشکار ساخته است به همان خدایی که خود را در کلامش آشکار ساخته است تغییر میدهد. گویی داوود گفت، «خلقت چیزهای بسیاری درمورد خدا به ما میگوید، اما کلام خدا چیزهای بسیار بیشتری میگوید.»
یک) «بر اساس گفته کانت، ‘دو چیز ذهن را با تحسین و احترام بیپایان و فزاینده پر میکنند… آسمانهای پرستاره بالای سر و قانون اخلاقی درون.‘ این مزمور با نگریستن به شریعت الهی مکاشفه شده، از دومین موضوع فراتر میرود.» (کیدنر)
دو) یک دلیل که کلام خدا مکاشفۀ عظیمتری از خلقت است، این میباشد که چیزهای بیشتری درمورد خدا به ما میگوید. همانطور که در ساختار این مزمور منعکس شده است خدا را بهعنوان خدای عهد محبت مکاشفه میکند. در مزمور 1:19-6 به خدا بهعنوان اِل- اشاره شده است، عمومیترین کلمه برای خدا در زبان عبری (حتی عمومیتر از الوهیم که بهطور معمول استفاده میشود). با اینحال، اینجا در مزمور 7:19-9 به خدا بهعنوان یهوه (خداوند)، خدای عهد محبت و وفاداری به قوم خود اشاره شده است.
سه) «حکیمترین فرد کسی است که هم کتاب جهان و هم کتاب کلام را بهعنوان دو جلد از یک اثر واحد میخواند و درباره آنها اینگونه احساس میکند که ‘پدر من هر دوی اینها را نوشته است.‘» (اسپرجن)
چهار) سپس داوود هفت عبارت پرجلال درمورد کلام خدا را بیان میکند: چقدر شگفتانگیز و تأثیرگذار است. همانطور که در جاهای دیگر رایج است -بهویژه در مزمور طولانی 119- داوود از عبارات متعددی برای اشاره به کلام خدا استفاده کرده است (شریعت، شهادت، احکام، فرمان ترس، قوانین) بهتر است اینها را بهعنوان اصطلاحات شاعرانهای ببینیم که بهطور کلی مکاشفه مکتوب خداوند را توصیف میکنند، نه بهعنوان نوع خاصی از مکاشفه (مانند فقط قوانینی که در شریعت موسی داده شدهاند).
ب. شریعت خداوند کامل است و جان را احیا میکند: کلام خدا کامل است. او هرآنچه که برای زندگی و پارسایی نیاز داریم به ما میدهد (دوم پطرس 3:1). اگرچه کلام خدا تمام دانش را به ما نمیدهد، اما تمام دانشی که میدهد، درست و کامل است. هنگامی که آن را در زمینه ادبی خود درک کنیم، کلام خدا در علم یا تاریخ یا درک طبیعت الهی یا انسانی هرگز اشتباه نیست.
یک) بخشی از کاملیت کلام خدا این است که تأثیرگذار میباشد و جان را احیا میکند. در شنیدن، خواندن و مطالعۀ کلام خدا نیرویی نهفته است که فراتر از فایدههای عقلانی است؛ در حقیقت، آن جان را برای بهتر شدن تغییر میدهد -تبدیل میکند.
دو) کلمۀ عبری که در اینجا احیا ترجمه شده است شاید بیشتر به مفهوم تازگی و نو شدن است -که حیاتی تازه به جان میبخشد. «ابتدا کلام خدا احیا میکند. کیفیت بازسازی و تازگی با تضمین بخشش و پاکی از طریق زندگی خداپسندانه، همۀ وجود شخص را شفا میبخشد.» (ونجمرن)
ج. شهادات خداوند امین است و سادهلوحان را حکیم میگرداند: کلام خدا امین، قابل اطمینان و قطعی است. همانطور که مزمورنویس در مزمور 89:119 نوشته است، «خداوندا کلام تو جاودانه در آسمانها استوار است.»
یک) «کلمه ‘مطمئناً‘ در شکل مجهول خود میتواند نه تنها به معنای چیزی که استوار است، بلکه به معنای چیزی که تأیید شده نیز باشد؛ مقایسه شود با ‘تصدیق شده‘ در پیدایش 20:42» (کیدنر)
دو) از آنجایی که کلام خدا امین و قطعی است، در جهت حکمت بخشیدن به سادهلوحان کار میکند. بسیاری از افراد با تحصیلات ساده یا تعلیمدیده، حکمت فوقالعادهای در زندگی و خداپرستی دارند زیرا آنها کلام امین خدا را مطالعه میکنند. به آن اطمینان دارند.
د. احکام خداوند راست است و دل را شادمان میسازد: کلام خدا و احکام او دربردارندۀ راستی است. آنها بهطور اخلاقی راست هستند، آنها در عمل راست هستند و آنها بهطور کلی راست هستند. کلام و احکام خدا راست هستند زیرا مکاشفۀ خدای قدوس، حقیقی و همواره راست میباشند.
یک) راست است: «درست کردن، صاف کردن، عادل کردن، پارسا کردن؛ مخالف ناراستی در فکر و رفتار است، نشاندهندۀ این است که انسان هم در درون و هم در ظاهر چگونه باید باشد.» (کلارک)
دو) شخصی که کلام خدا و خدای کلام را میشناسد، در آن شادی میکند. او شادی، یعنی لذت حقیقی را در حقیقت خدا و رابطه با خدای آشکار شده در کلامش مییابد.
ه. فرمان خداوند پاک است و دیدگان را روشن میکند: از آنجایی که کلام خدا از سوی خدایی میآید که پاک و قدوس است، پس کلامش نیز پاک است. خدای پاک نمیتواند از طریقی دیگر ارتباط برقرار کند. هرگز نباید نگران باشیم که کلام خدا انسان را به سوی گناه یا ناپاکی هدایت کند؛ اگر به نظر برسد این اتفاق رخ داده است پس گواهی آن است که کتابمقدس به اشتباه درک شده است (دوم پطرس 16:3).
یک) این کلام پاک دیدگان را روشن خواهد کرد. شادی، تسلی، شناخت و اطمینانی را میآورد که نور در میان تاریکی میآورد.
و. ترس خداوند طاهر است و پایدار تا به ابد: کلام خدا طاهر است بنابراین تا به ابد پایدار میماند. کلام خدا هرگز به دلیل ناپاکی محو، کمرنگ یا نابود نمیشود. کلام خدا طاهر است و طاهر میسازد.
یک) در اینجا داوود کلام خدا را «ترس خداوند» میخواند. این عبارت عمیقاً به هیبت و شکوه خدا مرتبط است. کسی که کلام خدا را میخواند، میشنود و مطالعه میکند، خدا را در کلامش ملاقات میکند و ستایش درخوری از هیبت و شکوه –ترس خداوند– خواهد داشت.
ز. قوانین خداوند حق است و به تمامی، عدل: داوود هفت مروارید این زنجیرۀ زیبا را خلاصه میکند، هریک از این مرواریدها بیانگر یک جنبه از کلام خداست. در اینجا او اعلام میکند که کلام خدا حق است و به تمامی، عدل؛ هیچ چیز ناعادلانه و نادرستی در آن وجود ندارد.
یک) هیچ جنبۀ کاربردی در این عبارت همچون پنج عبارت قبلی ارائه نشده است. برای داوود فقط کافی بود که بهسادگی بگوید، «قوانین خداوند حق است و به تمامی، عدل». شاید داوود تصور میکرد ما باید به اندازۀ کافی منطقی و حکیم باشیم که خودمان اینها را برای خودمان کاربردی کنیم: «بنابراین کلام خدا را بخوانید، مطالعه کنید، بر آن تأمل کنید، آن را دوست داشته باشید و آن را زندگی کنید.»
دو) به یاد داشته باشید که داوود پادشاه این جملات را تنها با بخشی از آنچه ما امروز بهعنوان کلام خدا در اختیار داریم، نوشت. سهم او به اندازۀ مکاشفۀ کامل خدا پرجلال نبود. داوود احتمالاً پنج کتاب اول موسی (پیدایش تا تثنیه)، یوشع، داوران، قسمت اندکی از مزامیر و شاید ایوب و روت را در اختیار داشت. تنها میتوانیم تصور کنیم که پادشاه داوود درباره اشعیا یا هوشع یا تمامی کتاب مزامیر چه مینوشت، چه برسد به کتابهای عهدجدید. با اطمینان میتوانیم بگوییم که کلام خدا بسیار باشکوهتر از آن است که داوود پادشاه میدانست!
آیات (10-11) ارزش عظیم کلام خدا.
از طلا مرغوبتر است،
حتی از زر بسیار خالص؛
از شهد شیرینتر است
حتی از قطرات شانۀ عسل.
خدمتگزارت نیز از آنها هشدار مییابد،
و در حفظشان پاداشی عظیم است.
الف. از طلا مرغوبتر است: داوود پادشاه تأکید داشت که ارزش کلام خدا -مکاشفۀ مکتوب خدا برای انسان- بیشتر و مرغوبتر از طلاست. داوود نمیخواست پول یا ثروتی بیش از کلام خدا توجه و محبت او را به خود جلب کند.
یک) داوود پادشاه انسان بسیار ثروتمندی بود، با اینحال بهندرت برای ثروتش شناخته میشود. او بیشتر به دلیل قلب عظیمی که نسبت به خدا داشت شناخته میشود. سلیمان، پسر او حتی ثروتمندتر از داوود بود و بیشتر به دلیل ثروتش شناخته میشد -و نه برای قلبش به خدا و محبتش نسبت به کلام او.
دو) به نظر میرسد برای داوود پادشاه گفتن این که کلام خدا از طلا مرغوبتر است، کافی نبود پس این نکته را با گفتن، «حتی از زر بسیار خالص» قوت میدهد.
سه) «این گفته بسیار درست است؛ اما چه کسی آن را باور دارد؟ بیشتر افراد طلا را هم به خدا و هم به داوری او ترجیح میدهند و هر نصیب آسمانی را با طلا و نقره معاوضه خواهند کرد!» (کلارک)
ب. از شهد شیرینتر است حتی از قطرات شانۀ عسل: برای داوود پادشاه، کلام خدا نه تنها باید بیشتر از ثروت مادی ارج نهاده میشد، بلکه عظیمتر از تجربیات حسی بود. عسل شیرین است و خوردن آن بسیار لذتبخش، اما با اینحال، کلام خدا شیرینتر است.
ج. خدمتگزارت نیز از آنها هشدار مییابد و در حفظشان پاداشی عظیم است: در اینجا داوود دو دلیل بیان میکند از اینکه کلام خدا عظیمتر از ثروت مادی و لذتهای حواس است.
یک) کلام خدا مسیر –هشدار– را نشان میدهد، در حالیکه لذتها و ثروتها این کار را نمیکند.
· برای گناهانی که مستعد آن هستیم، هشدار لازم است.
· برای خطراتی که نمیتوانیم آنها را ببینیم، هشدار لازم است.
· برای خطراتی که نمیتوانیم آنها را درک کنیم، هشدار لازم است.
· برای خطراتی که در آینده در کمین است، هشدار لازم است.
· هشدار اغلب مورد قبول واقع نمیشود.
دو) کلام خدا منفعتی –پاداشی– در بردارد که عظیمتر از لذتها و ثروتها (پاداشی عظیم) است.
د. و در حفظشان پاداشی عظیم است: باوجود اینکه درست است که در حفظ کلام خدا پاداشی عظیم وجود دارد، اما در اینجا منظور مزمورنویس این نیست. در اینجا داوود به پاداش حفظ آن اشاره میکند. مفهومی وجود دارد که در آن اطاعت، همان پاداش مقرر است زیرا به طریقی زندگی میکنیم که خدا میخواهد و برای آن طریق طراحی شدهایم.
یک) یکی از پاداشهای بزرگ پایبندی به کلام خدا، آرامش ذهن است. «وجدانی آرام، چونان بهشتی کوچک است. شهیدی را به ستون بستند و افسری که قرار بود او را اعدام کند، با تأسف گفت که حیف است او بر عقایدش پافشاری کند و او را مجبور به افروختن آتش کند. شهید پاسخ داد: ‘خودت را ناراحت نکن، زیرا من ناراحت نیستم. بیا و دستت را بر قلبم بگذار و ببین که آیا آرام نمیتپد.»‘ کلانتر درخواست او را پذیرفت و دید که او کاملاً آرام است. شهید گفت: ‘حالا، دستت را بر قلب خودت بگذار و ببین که آیا تو بیشتر از من مضطرب نیستی؛ سپس برو، و به جای اینکه به حال من تأسف بخوری، به حال خودت تأسف بخور‘.» (اسپرجن)
۳. آیات (12-13) تمایل برای پاکی درونی.
کیست که اشتباهات خود را تشخیص دهد؟
مرا از خطایای پنهان مبرا ساز!
خدمتگزارت را از اعمال گستاخانه بازدار؛
مگذار که بر من مسلط شوند!
آنگاه بیعیب خواهم بود،
و مبرا از عِصیان عظیم.
الف. کیست که اشتباهات خود را تشخیص دهد؟: در آیۀ قبل داوود به هشدارهایی که در کلام خدا یافت میشود و پاداش عظیمی که در اطاعت از کلام خدا یافت میشود، اشاره کرد. این امر او را مجبور ساخت تا به زمانها و راههایی اشاره کند که به هشدارها بیتوجه بوده است و کلام خدا را حفظ نکرده است.
یک) داوود با این پرسش که «کیست که اشتباهات خود را تشخیص دهد؟» درک کرد که او نسبت به کلام خدا بیتوجه و نااطاعت بوده است حتی بیشتر از اینکه از آن آگاه باشد. چیزی که او میدانست آنقدر کافی بود که او را نگران کند؛ اشتباهات حقیقی او در حضور خدا همچنان بدتر بود.
دو) قابل ذکر است این حقیقت که ما نمیتوانیم اشتباهات خود را تشخیص دهیم، ما را نسبت به آنها توجیه نمیکند. ما همچنان برای هر اشتباه و خطا در حضور خدا پاسخگو هستیم و باید برای پاکی خودمان از این اشتباهات و خطایای پنهانی به کفارۀ عیسی ایمان داشته باشیم.
ب. مرا از خطایای پنهان مبرا ساز: داوود حکیمانه این دعا را میکند زیرا میدانست هرگز نمیتواند بداند چقدر خطایایش در حضور خدا زیاد است. او نیاز داشت حتی نسبت به اشتباهات و خطایای پنهان پاک شود.
یک) «ما مشتاق پاکی درونی و قلبی هستیم. اما این امر بهطور خاص از اختیارات خداوند است. این کار اوست که با الهام روحالقدس، افکار قلب ما را پاک سازد. ‘مرا طاهر ساز.‘» (مایر)
دو) خطایای پنهان: «از خطایایی که مرتکب شدهام و فراموش کردهام؛ از آنهایی که برایشان توبه نکردهام؛ از آنهایی که در دلم مرتکب شدهام، اما به عمل در زندگیام درنیامدهاند؛ از آنهایی که بدون آگاهی از اینکه گناه هستند، مرتکب شدهام، خطایایی از روی نادانی؛ و از آنهایی که در خفا انجام دادهام و اگر آشکار میشدند، باید از خجالت سرخ میشدم و سرافکنده.» (کلارک)
ج. خدمتگزارت را از اعمال گستاخانه بازدار: داوود این خط را اضافه کرد زیرا میدانست مشکلات او بزرگتر از خطایای پنهانی و اشتباهات ناشناخته بودند. بدون کمک خدا (که در اینجا برای آن دعا کرد)، او نیز کاملاً قادر بود که مرتکب اعمال گستاخانه شود، گناهانی که به شیوهای مغرورانه و آگاهانه انجام میشدند.
یک) چیزهایی که سبب میشود گناه، گستاخانه شود.
· وقتی خودمان بهخوبی میدانیم.
· وقتی دوستان به ما هشدار دادهاند.
· وقتی خدا به ما هشدار داده است.
· وقتی خودمان دیگران را درمورد همان گناهان هشدار دادهایم.
· وقتی که برای گناه برنامهریزی میکنیم و از آن لذت میبریم.
دو) توصیف اشتباهات، خطایای پنهانی و اعمال گستاخانه خاطرنشان میکند که گناه یک توالی پیشرونده دارد.
· از وسوسه عبور میکند و به انتخاب در فکر میرسد (اشتباهات).
· از انتخاب فکری عبور میکند و به موضوعی برای تعمق میرسد.
· از موضوعی برای تعمق عبور میکند و به اشتیاق برای تحقق میرسد.
· از اشتیاق برای تحقق عبور کرده و به برنامهریزی برای عمل میرسد (خطایای پنهانی).
· از برنامهریزی برای عمل عبور کرده و به جستجوی فرصت میرسد.
· از جستجوی فرصت عبور کرده و به انجام عمل میرسد.
· از انجام عمل عبور میکند و به تکرار عمل میرسد.
· از تکرار عمل عبور میکند و به لذت میرسد (اعمال گستاخانه).
· از لذت عبور میکند و به راههای تازه و متعدد میرسد.
· از راههای تازه و متعدد عبور میکند و به عادت میرسد.
· از عادت به بتپرستی و تقاضای خدمت شدن میرسد.
· از بتپرستی به قربانی میرسد.
· از قربانی به بندگی میرسد.
سه) در سراسر این مسیر، روحالقدس -و امیدواریم که وجدان ما نیز- میگوید: «نه -توقف کن!» در سراسر این مسیر، خدا راهی برای گریز در اختیار ما میگذارد (اول قرنتیان 13:10)، اگر تنها آن را بپذیریم. اما اگر نپذیریم و در نهایت به بردگی گناه درآییم، این بهطور مشروعی وضعیت روح ما را زیر سؤال میبرد (اول یوحنا 6:3-9).
چهار) داوود برای این گناه عظیم، دعا کرد خدمتگزارت را از اعمال گستاخانه بازدار. «آیا فقط توجه خواهید کرد که این دعا، دعای یک قدیس، دعای یک مرد مقدس خدا بود؟ آیا داوود نیاز داشت این چنین دعا کند؟ آیا ‘مرد دل خدا‘ نیاز داشت فریاد بزند: ‘خدمتگزارت را بازدار؟‘ بله، نیاز داشت.» (اسپرجن)
د) مگذار که بر من مسلط شوند: درحقیقت، داوود پادشاه نه تنها میدانست قادر به انجام چنین گناهانی است, بلکه این گناهان میتوانستند بر او مسلط شوند. دعای او بسیار بجا بود؛ محبت او به کلام خدا و وابستگی او به خدا در دعا به او کمک میکرد تا از تسلط و بردگی گناه دور بماند.
یک) این دعا حتی بیشتر برای کسی که براساس عهدجدید با خدا مرتبط است، مناسب است. همانطور که پولس نوشت «زیرا گناه بر شما فرمان نخواهد راند، چون زیر شریعت نیستید بلکه زیر فیضید» (رومیان 14:6)
ه. آنگاه بیعیب خواهم بود: داوود میدانست که وقتی گناه در زندگیاش مورد رسیدگی قرار میگیرد -چه با گناهان درونی و پنهانی و چه با گناهان آشکار و عمدی و بردهکننده– آنگاه او میتواند بیعیب و مبرا از عِصیان عظیم باشد.
یک) این ادعا به معنای کمال بیگناهی نبود، نه به دست آمده و نه قرار بود پیش از رستاخیز به آن دست یابد. داوود بهخوبی میدانست که نیاز به تطهیر دارد و به قربانی کامل خداوند اعتماد داشت -قربانی خدا با قربانی حیوانات که در شریعت موسی انجام میشد، از پیش به تصویر کشیده شده بود. داوود بیعیبی و بیگناهی را در سطحی انسانی و نسبی میفهمید، نه به معنای مطلق آن بر اساس معیار الهی.
۴. آیه (14) دعای تسلی و پاکی
سخنان دهانم و تفکر دلم
در نظرت پذیرفته آید،
ای خداوند، که صخرۀ من و رهانندۀ من هستی!
الف. سخنان دهانم و تفکر دلم در نظرت پذیرفته آید: داوود این مزمور پرجلال را با تسلیم فروتنانۀ زبان و قلب خود به خدا به پایان رسانید. او میدانست که دینداری حقیقی نه تنها به آنچه انسان انجام میدهد مرتبط است، بلکه به سخنان دهان و افکار قلبش نیز مربوط است.
یک) اینکه داوود میدانست بیعیب و بیگناه است، یک ادعای مغرورانه نبود، بلکه تقاضایی بود که با قدرت دگرگونکنندۀ خدا انجام میشد.
دو) در نظرت پذیرفته آید: «مزمور با اجتناب از گناه به پایان نمیرسد، بلکه با بازگرداندن پاسخ مناسب ذهن به کلام خداوند، بهعنوان یک قربانی پاک به او پایان مییابد (رجوع شود به هوشع 2:14). این احتمالاً معنای ‘مقبول‘ است، واژهای که اغلب در زمینههای قربانیشناسی یافت میشود.» (کیدنر)
ب. ای خداوند، که صخرۀ من و رهانندۀ من هستی: داوود پادشاه به خداوند نگاه کرد تا قدرت و رهایی او باشد. او میدانست که به رهاننده نیاز دارد و خدای امین او را نجات خواهد داد.
یک) صخره: همچنین میتواند «قوت» ترجمه شود. قوت خداوند مانند یک صخرۀ قدرتمند است که ما را نجات میدهد و مکانی محکم برای ایستادن به ما میدهد.
دو) رهاننده: در عبری کلمۀ عظیم goel به معنی رهانندۀ خوداوندی میباشد. این goel بود که خوداوند خود را از بردگی میخرید و آنها را از ورشکستی و زیان کامل نجات میداد. پادشاه داوود به خداوند بهعنوان رهانندۀ خوداوندی خود نگاه میکرد.
سه) «اگر صخرۀ ما رهانندۀ ما نباشد، برای ما هیچ امیدی وجود ندارد. اگر رهانندۀ ما صخرۀ ما نباشد همچنان ممکن است بترسیم. خوب است هرگز تفسیر مشترک این دو مکاشفۀ خدا را فراموش نکنیم.» (مورگان)
چهار) این مزمور سیر باشکوهی را طی کرده است. با بیان جلال خدا در خلقت شروع شد و سپس جلال مکاشفۀ مکتوب او را بیان کرد. بعد از آن داوود دریافت که نسبت به این خدای عظیم و کار عظیم او، بسیار کوچک و گناهکار است. با اینحال، وقتی داوود ایمان خود را بر این خدای عظیم قرار داد، او صخره و رهانندۀ داوود شد.
پنج) خدای پرجلال خلقت و مکاشفه همچنان خدای رابطۀ شخصی و نجات قوم خود بود. داوود پادشاه این را میدانست؛ پس ما هم باید بدانیم.