فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۱ ـ کیفرخواست و دعوت

خدا دعوی و راه حل خود را پیشنهاد می‌کند.

۱. آیهٔ (۱) مقدمه: رویای اشعیا، پسر آموص.

رؤیای اِشعیا پسر آموص، که آن را در زمان عُزّیا، یوتام، آحاز و حِزِقیا، پادشاهان یهودا، دربارۀ یهودا و اورشلیم دید.

الف. رویای اشعیا: این کتاب در برگیرندهٔ نبوت‌های اشعیا، پسر آموص است، که بین سال‌های ۷۴۰ تا ۶۸۰ قبل از میلاد خدمت می‌کرد. تقریباً ۲۰ سال، خطاب به قلمروی شمالی اسرائیل و قلمروی جنوبی یهودا، سخن گفت. بعد از سقوط اسرائیل در برابر آشوریان در سال ۷۲۲ قبل از میلاد، اشعیا همچنان به نبوت کردن برای یهودا ادامه داد.

یک) این دوره از تاریخ اسرائیل در دوم پادشاهان باب ۱۵ تا ۲۱ و دوم تواریخ باب ۲۶ تا ۳۳ شرح داده شده است. اشعیا از معاصرین هوشع و میکاه نبی بود. هنگامی که نوبت به اشعیا رسید، ایلیا، الیشع، عوبدیا، یونا و آموص خدمت خود را به پایان رسانده بودند.

دو) آن موقع، تقریباً ۷۰۰ سال از حضور اسرائيل در سرزمین وعده می‌گذشت. برای ۴۰۰ سال اول، در کنعان، داوران بر اسرائیل حکومت کردند. این افراد رهبران روحانی، نظامی و سیاسی بودند که خدا مطابق با شرایط آنها را بلند می‌کرد. سپس، تقریباً بعد از ۱۲۰ سال، سه پادشاه بر کل اسرائیل حکومت کردند: شائول، داوود و سلیمان. ولی در سال ۹۱۷ قبل از میلاد، اسرائیل دچار جنگ داخلی و به دو قسمت تقسیم شد، اسرائیل (در شمال) و یهودا (در جنوب)، و این وضعیت تا زمان اشعیا ادامه داشت.

سه) تا زمان اشعیا، پادشاهی اسرائیل -ده قبیلهٔ شمالی- ۱۸ پادشاه داشته و همهٔ آنها شرور و بر علیه خداوند بودند. پادشاهی یهودا -دو قبیلهٔ جنوبی- قبل از خدمت اشعیا ۱۱ پادشاه داشت، برخی خوب بودند و برخی بد.

چهار) در دوران اشعیا، اسرائیل کشور کوچکی بود که اغلب گرفتار جنگ بین سه اَبَرقدرت می‌شد: مصر، آشور و بابل.

پنج) حین آغاز خدمت اشعیا، بحران ملی در قلمروی شمالی اسرائیل به‌وجود آمد. آشور که یکی از اَبَرقدرتان زمان بود، در حال غلبه بر اسرائیل بود. در زمان خدمت اشعیا در جایگاه نبی، قلمروی جنوبی یهودا با تهدیدهایی از سوی ملت‌های بزرگ‌تر و پیرامون خود روبه‌رو شد.

شش) بسیاری از صاحب‌نظران عصر امروز، بر این باورند که کتاب اشعیا بیش از یک نویسنده داشته است. آنها از اصطلاحاتی مثل «اشعیای ثانویي» و «اشعیای سوم» یا «مکتب اشعیایی» استفاده کرده‌اند. گاهی بیشتر از یک نویسنده برای کتاب اشعیا در نظر گرفته شده است، و این باور به‌خاطر تغییر در سبک و لحن است و گاهی از چنین استدلالی برای انکار نبوت‌های پیشگویانهٔ اشعیا استفاده می‌کنند.

هفت) اما عهد‌جدید تنها به یک نویسنده، یعنی اشعیا اشاره کرده است. در یوحنا ۴۱:۱۲-۳۷، یوحنای رسول هم از بخش اول و هم از بخش دوم اشعیا نقل قول می‌کند -فرض بر این است که بخش‌های مذکور توسط دو یا چند اشعیایی متفاوت نوشته شده‌اند -و یوحنا به‌طور خاص به ما می‌گوید که این همان اشعیا است. عهد جدید بیش از انبیای دیگر به نام اشعیا اشاره کرده است.

هشت) کتاب اشعیا مملو از نبوت‌های متفاوت در مورد مسیح است و در مورد شخص و عمل عیسی مسیح، ۷۰۰ سال قبل از تولد او در بیت‌لحم سخن گفته شده است. به همین دلیل، گاهی اشعیا را «انجیل پنجم» نیز می‌نامند.

 ب. اشعیا، پسر آموص: نام اشعیا به‌معنای «نجات از آن خداوند است» می‌باشد. در کتاب‌مقدس حداقل ۷ مرد به نام اشعیا وجود دارد، ولی تنها یکی از آنها اشعیا، پسر آموص است.

یک) برخی بر این باورند که آموص و عاموس نبی یک شخص هستند، ولی به نظر نامحتمل می‌آید. طبق برخی از سنت‌های یهودی، آموص برادر اَمَصیای پادشاه بوده است، ولی روشی کتاب‌مقدسی جهت اثبات این ادعا وجود ندارد.

دو) ما نسبت به انبیای دیگر، اطلاعات بیشتری از اشعیا در دست داریم. اشعیا متأهل و پدر حداقل دو پسر بود (اشعیا ۳:۷ و ۳:۸). او در اورشلیم زندگی می‌کرد (اشعیا ۳:۷، ۱:۲۲، ۲:۳۷، ۵:۳۸، ۳:۳۹).

سه) سنتی «یهودی‌-مسیحی هست که طبق آن اشعیا از حزقیا بیشتر عمر کرد و توسط مَنَسی، هنگامی که از دست پادشاه خمشگین در تنهٔ درخت توخالی مخفی شده بود، با اَره‌ای چوبین به دو نیم شد.» (بولتِما) بسیاری فکر می‌کنند عبرانیان ۳۷:۱۱ (با ارّه دو پاره شدند) ارجاعی به شهادت اشعیای نبی است.

چهار) اشعیا بیش از هر چیز دیگر مرد بزرگ خدا بود. اشعیا «شجاعت دانیال، حساسیت ارمیا، همدلیِ هوشع، و خشم خروشان آموص را داشت؛ و با این همه، در هنر یگانهٔ‌ تمسخرِ مقدس، از همگی آنان فراتر می‌رود. شهامت او چنان است که هرگز، حتی برای لحظه‌ای، ضعف یا ترسی در او دیده نمی‌شود.» (بولْتِما)

ج. در زمان: نبوت این باب احتمالاً در دوران آحاز، پادشاه یهودا (دوم پادشاهان ۱۶ و دوم تواریخ ۲۸) رخ داده است. آحاز پادشاهی شرور بود، و در طی حکومت او یهودا بارها توسط اقوام پیرامون مورد حمله قرار گرفت.

 

۲.. آیات (۲-۴) شکایت خداوند برعلیه یهودا.

ای آسمان بشنو! و ای زمین گوش فرا ده!

زیرا که خداوند سخن می‌گوید:

«فرزندان پروردم و بزرگ کردم،

اما ایشان بر من شوریدند.

گاوْ صاحبِ خویش را می‌شناسد،

و الاغْ آخورِ مالک خویش را،

اما اسرائیل نمی‌شناسد، و قوم من فهم ندارد.»

وای بر امت خطاکار، و قومی که زیر بار گناهند؛

وای بر نسل شریران، و فرزندان فاسد!

خداوند را ترک گفته‌‌اند،

بر قدوس اسرائیل اهانت روا داشته‌اند،

و به او پشت کرده‌اند!

الف. ای آسمان بشنو! و ای زمین گوش فرا ده!: خدا آسمان و زمین را شاهد یهودا گرفت. رهبران و مردم یهودا مقابل ارادهٔ او ایستادند و خدا ادعای خود برعلیه آنها را بیان کرد. شاید بتوان آسمان و زمین را هیئت منصفه‌ای دانست که خدا دعوی خود را در مقابل آنها مطرح کرده است.

یک) رومیان ۲۲:۸ می‌گوید: ما می‌دانیم که تمام خلقت تا هم‌اکنون از دردی همچون درد زایمان می‌نالد. خلقت در انتظار رهایی است رهایی‌ای که هنگامی خواهد آمد که مسیح، مستقیماً بر تمام خلقت سلطنت کند. وقتی قوم خدا نافرمانی می‌کنند، می‌توان گفت که به‌نوعی، تحقق نهاییِ همه چیز را به «تعویق» می‌اندازند. پس آسمان و زمین نیز در اطاعت ما ذی‌نفع‌اند.  

ب. فرزندان پروردم و بزرگ کردم، اما ایشان بر من شوریدند: رهبران و مردم یهودا مثل فرزندان طغیانگری بودند که هرگز آنچه پدر و مادر برایشان کردند را گرامی نداشتند.

یک) ما پدر و مادرها، درک می‌کنیم که بی‌توجهی و عدم اطاعت فرزندان از ما چقدر می‌تواند کلافه‌کننده باشد. وقتی پیش خود عصبانی می‌شویم و فکر می‌کنیم که «بعد از این‌همه زحمت چطور با من رفتار کرد؟» احساس حق‌به‌جانب بودن می‌کنیم، ولی ما بدتر از هر فرزندی با خدا رفتار کرده‌ایم.

 

ج. گاوْ صاحبِ خویش را می‌شناسد، و الاغْ آخورِ مالک خویش را، اما اسرائیل نمی‌شناسد، و قوم من فهم ندارد: رهبران و مردم یهودا همچون حیوانات ابله از قبیل گاو یا الاغ نبودند. آنها ابله‌تر از آن حیوانات بودند. گاوْ حداقل صاحب خود را می‌شناسد، ولی یهودا نمی‌دانست که مالک او کیست. الاغ می‌داند که چه کسی او را تیمار می‌کند، ولی یهودا نمی‌دانست که چه کسی از او مراقبت می‌‌کند.

یک) هیچ حیوانی تا به حال همچون بشر در مقابل خدا نااطاعتی نکرده است. هر حیوانی در قیاس با انسان خادمی وفادارتر برای خداست.

د. وای بر امت خطاکار: خدا به‌روشنی و با قدرت، گناه ایشان را آشکار ساخت. آنها زیر بار گناه و نسل شریران بودند. آنها خطاکار، و قومی که زیر بار گناهند و بر خداوند پشت کرده و به او اهانت کرده‌اند.

 

۳. آیات (۵-۹) شرایط مأیوس‌کنندهٔ یهودا.

چرا باز مضروب شوید؟

چرا بیش از این عِصیان ورزید؟

تمامی سَر بیمار است،

و تمامی دل، مریض.

از کف پا تا فرق سر،

در آن هیچ تندرستی نیست؛

سراسر، جراحت و کوفتگی و زخم تازه است،

که نه بخیه شده، نه بسته گشته،

و نه به روغن مرهم گذاشته شده است.

سرزمین شما ویران گشته و شهرهایتان به آتش سوخته است.

بیگانگان در برابر دیدگانتان زمینِ شما را فرو می‌بلعند؛

سراسرْ ویرانی است، بسان سرنگونی به دست بیگانگان.

دختر صَهیون مانند سایه‌بانی در تاکستان،

و آلونکی در بوستان خیار، و شهری در محاصره، متروک است.

اگر خداوندِ لشکرها اندک باقی‌ماندگانی برای‌مان نمی‌گذاشت،

مانند سُدوم می‌شدیم و همچون عَمورَه می‌گشتیم.

الف. چرا باز مضروب شوید؟ علی‌رغم گناهشان، خدا بدِ یهودا را نمی‌خواست. او مشتاق بود تا آنها توبه کنند و شرایط را برای خود آسان‌تر سازند. خدا یهودا را مؤاخذه کرد، ولی آنها پاسخی ندادند. آنها تا وقتی که عصیان می‌کردند، مضروب می‌شدند.

ب. بیمار… و تمامی دل، مریض…در آن هیچ تندرستی نیست…جراحت و کوفتگی و زخم تازه است: یهودا به‌خاطرِ عصیان در برابر خدا در نقطه‌ای بد قرار گرفته بود. نااطاعتی و تسلیم نبودنشان آنها را به چنین شرایطی وارد آورده بود.

ج. سرزمین شما ویران گشته و شهرهایتان به آتش سوخته است. بیگانگان در برابر دیدگانتان زمینِ شما را فرو می‌بلعند: پادشاهی یهودا در دوران حکومت آحاز توسط اسرائیل، عدوم و فلسطینیان و آشور مورد حمله و غارت قرار گرفت (دوم تواریخ باب ۲۸). در مورد این دوره در دوم تواریخ ۱۹:۲۸ چنین آمده است: بدین ترتیب خداوند یهودا را به سبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل کرد، زیرا او یهودا را به سرکشی واداشته، به خداوند خیانتِ بسیار ورزید.

یک) یهودا به‌خاطر این‌همه توبه نکرد. گناه آنها سبب مشکلات عظیم آنها شد، ولی همچنان گناه را با وجود مشکلاتی که با خود همراه داشت به تسلیم شدن به خداوند خدا ترجیح می‌دادند. در واقع، دوم تواریخ ۲۲:۲۸ می‌گوید: آحازِ پادشاه در ایام تنگی خود حتی بیش از پیش به خداوند خیانت ورزید.

د. اگر خداوندِ لشکرها اندک باقی‌ماندگانی برای‌مان نمی‌گذاشت، مانند سُدوم می‌شدیم و همچون عَمورَه می‌گشتیم: یهودا به‌خاطر گناه خود در شرایط بدی بود، ولی همه‌چیز می‌توانست بدتر باشد. تنها به رحمت خدا بود که نجات یافتند. سَدوم و عَموره نیز نابود گشتند و حتی اندک باقی‌ماندگانی هم از آنها به جا نماند. حتی هنگام داوری، خدا بر یهودا رحم کرد.

 

۴. آیات (۱۰-۱۵) خدا از مناسک پوچ مذهبی آنها بیزار بود.

ای حکمرانان سُدوم، کلام خداوند را بشنوید!

و ای مردمان عَمورَه، به شریعت خدای ما گوش بسپارید!

خداوند می‌گوید: «از انبوه قربانی‌های شما مرا چه سود؟

از قربانی‌های تمام‌سوزِ قوچ‌ها و چربیِ حیوانات پروار سیر شده‌ام،

و مرا به خون گاو و بره و بز رغبتی نیست.

آنگاه که می‌آیید تا به حضورم حاضر شوید،

کیست که این را از شما خواسته است که صحن‌های مرا چنین لگدمال کنید؟

هدایای باطل، دیگر میاورید؛ از بخور کراهت دارم.

گردهم‌آییِ مخصوص را توأم با شرارت تحمل نتوانم کرد،

خواه ماهِ نو باشد، خواه شَبّات، و خواه دعوت جماعت.

جان من از مراسم ماهِ نو و اعیاد مقرر شما بیزار است؛

برایم بار سنگین‌اند که از حملشان خسته شده‌‌ام.

آنگاه که دستانتان را به دعا دراز می‌کنید،

چشمانم را از شما خواهم پوشانید؛

حتی اگر دعای بسیار کنید، نخواهم شنید؛

زیرا دستان شما مملو از خون است.

الف. ای حکمرانان سُدوم…و ای مردمان عَمورَه: خدا به شکلی واضح سعی داشت توجه رهبران و مردم یهودا را جلب کند. او با مربوط کردن آنها به دو شهر که مترادف با گناه و داوری بود، چنین کرد.  

ب. از انبوه قربانی‌های شما مرا چه سود؟: یهودا حتی در عصیانگری خود به انجام مناسک و مراسم مذهبی خود، ادامه داد. آنها همچنان قربانی می‌گذراندند، و قربانی‌های تمام‌سوز و چربیِ حیوانات و بخور تقدیم می‌کردند و همچنان در اعیاد مقرر و دعوت جماعت جمع می‌شدند و خدا از آنها بیزار شده بود.

یک) ببینید که خدا چگونه عکس‌العملی به مناسک مذهبی نشان می‌دهد: سیر شده‌ام…رغبتی نیست…صحن‌های مرا چنین لگدمال کنید…کراهت دارم…تحمل نتوانم کرد…جان من بیزار است…از حملشان خسته شده‌‌ام.

دو) فکری تعمق ‌برانگیز است. می‌توانیم هر نوع مراسم و مناسک مذهبی را به خدا تقدیم کنیم، ولی او همچنان از آن بیزار باشد! شاید یهودا در میان مصائب خود (که در اشعیا ۵:۱-۹ شرح داده شد)، فکر می‌کرد که پاسخ در مناسک مذهبی است، در «شرکت کردن در کلیسا» و اندک مبلغی هدیه دادن. ولی اگر دلشان تغییر نمی‌کرد و فروتن نمی‌شد و تسلیم خداوند نمی‌شد، تفاوتی در وضع آنها نیز ایجاد نمی‌شد. بدون دلی درست خدا از مناسک و مراسم مذهبی آنها بیزار می‌شد.

سه) «وقتی گناهکاران تحت داوری خدا قرار می‌گیرند، آسان‌تر است که به عبادات خود پناه ببرند تا اینکه از گناهان خود دست بکشند و زندگی‌شان را اصلاح کنند.» (مَتیو هِنری)‌

ج. آنگاه که دستانتان را به دعا دراز می‌کنید: این حالت معمول دعا در فرهنگ باستانی بود. به جای اینکه برای دعا سر به زیر بیاندازند و دست‌ها را گره کنند، رو به آسمان دعا می‌کردند و دست‌ها را رو به آسمان می‌گشودند. پس، هنگام دعا، خداوند می‌گوید: «من چشمانم را از شما خواهم پوشانید…نخواهم شنید.»

یک) می‌توانیم مطمئن باشیم که در مراسم مذهبی دعاهای خوبی هم تقدیم می‌شد. دعاهای مناسب، برانگیزاننده و پراحساس. ولی پوچ بودند و بی‌فایده، چون خدا بر یهودا می‌نگریست و می‌گفت: «دستان شما مملو از خون است

 

۵. آیات (۱۶-۲۰) خداوند درمانی پیشنهاد می‌دهد.

خویشتن را بشویید و طاهر سازید؛

شرارت اعمال خود را از نظرم دور کنید، و از بدی بازایستید. نیکوکاری بیاموزید،

و انصاف را بجویید؛ ستمگران را ارشاد کنید،

دادِ یتیمان را بستانید،

و به دفاع از حق بیوه‌زنان برخیزید.

«خداوند می‌گوید: بیایید تا در برابر یکدیگر حُجت بیاوریم:

اگرچه گناهان شما چون ارغوان باشد،

همچون برف سفید خواهد شد؛

و اگرچه همچون قرمز، سرخ باشد،

مانند پشم خواهد شد.

اگر راغب باشید و گوش فرا دهید،

از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛

اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید،

شمشیر شما را خواهد خورد؛

زیرا دهان خداوند چنین گفته است.

الف. خویشتن را بشویید و طاهر سازید…نیکوکاری بیاموزید و انصاف را بجویید؛ ستمگران را ارشاد کنید، دادِ یتیمان را بستانید، و به دفاع از حق بیوه‌زنان برخیزید: فساد رهبران یهودا و مردم در رفتار بد آنها با یکدیگر معلوم می‌شد.

یک) قرن‌ها بعد، یوحنای رسول مضمونی مشابه پیغام اشعیا را تکرار کرد: اگر کسی ادعا کند که خدا را محبت می‌نماید امّا از برادر خود نفرت داشته باشد، دروغگوست. زیرا کسی که برادر خود را، که می‌بیند، محبت نکند، نمی‌تواند خدایی را که ندیده است، محبت نماید. (اول یوحنا ۲۰:۴) رهبران و مردم یهودا می‌خواستند به‌واسطهٔ مناسک مذهبی خود بگویند که خدا را دوست دارند، ولی خداوند بیشتر به نحوهٔ رفتار آنها با مردم اهمیت می‌داد، به‌خصوص ضعفا (یتیمان…بیوه‌زنان).

ب. خداوند می‌گوید: بیایید تا در برابر یکدیگر حُجت بیاوریم: خداوند خدا قوم خود را دعوت می‌کند تا در برابر او حُجت بیاورند. آنچه او پیشنهاد می‌دهد، تنها یک پیشنهاد نیست، چون او عظیم‌تر از ماست و حق این را دارد که هر شرطی که می‌خواهد بگذارد. هدایت خدا برای ما منطقی و هوشمندانه و بهترین راه برای زندگی است.

یک) دیوانگی است که خدایی با حکمت، محبت، فیض و قدرت بی‌نهایت را طرد کنیم و در برابرش به هر نحوی مقاومت از خود نشان دهیم. حُجت حقیقی، هر انسان صادقی را به تحسین خدا و تسلیم شدن در برابر خدا وا می‌دارد.

 

دو) فرشتگانی که تخت خدا را احاطه کرده‌اند، پوشیده از چشم هستند که به توان درک و فهم والای آنها اشاره دارد (مکاشفه ۶:۴-۸). اینها احتمالاً باهوش‌ترین و منطقی‌ترین مخلوقاتی هستند که خدا خلق کرده است و تمام وجودشان وقف ستایش، تمجید و تسلیم بودن در برابر خدا است. والاترین حُجت ما را به چنین نقطه‌ای می‌کشاند.

سه) ساده است که خدا را پیروی کنیم. تا به حال شنیده‌اید که مسیحی‌ای کهنسال، بر بستر مرگ، دوستان و فرزندان خود را جمع کند و بگوید: «دوستان، مراقب مسیحیت باشید! من که تمام عمر پیرو مسیح بودم و الان افسوس می‌خورم! چقدر وقت تلف کردم!» چقدر بی‌معنی! و ما برعکسِ این را در زندگی مسیحیان شاهد هستیم، که بر بستر مرگ بیش از همه و هر وقت، به خدای محب اعتماد و توکل می‌کنند. این کاملاً منطقی است.

ج. اگرچه گناهان شما چون ارغوان باشد، همچون برف سفید خواهد شد؛ و اگرچه همچون قرمز، سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد: خداوند به یهودای توبه‌کار و فروتن، پاک‌سازی حقیقی و کامل از گناه را وعده داد. وضعیت گناه‌آلودشان می‌توانست از حالتی به‌شدت آلوده، به سفیدی کامل تبدیل شود.

یک) در این آیات، اشعیا چیزی در مورد اینکه پاک‌سازی چگونه حاصل می‌آید نمی‌گوید. ولی می‌دانیم که محقق می‌شود، چون عیسی خود لکهٔ گناه را زدود و خدا گناه را به بهترین و کامل‌ترین شکل ممکن در عیسی داوری کرد، پس می‌توانیم همچون برف سفید و همچون پشم بی‌لکه باشیم.  

دو) در بخشایش خدا امیدی عظیم نهفته است! می‌توانیم از لکهٔ گناه تمیز شویم. اعمال نیکوی ما قادر به زدودن آن لکه نیستند. بهترین نیت یا وعده از سوی ما قادر به زدودن آن لکه نیست. رنج یا درد ما نمی‌تواند آن لکه را پاک کند. زمان نمی‌تواند آن لکه را بزداید. مرگ نمی‌تواند آن لکه را از بین ببرد. تنها عمل عیسی قادر است که ما را همچون برف سفید نماید! حقیقتاً می‌توانیم در عیسی مسیح از گذشته رها شده و شروعی تازه داشته باشیم. قدرت گناه، شرم گناه، حس شرمندگی از گناه، تسلط گناه، وحشت گناه و درد گناه، می‌تواند در عیسی زدوده گردد.

سه) «خداوند، حقیقت اعتراف گناهکار را انکار نمی‌کند، بلکه به او می‌گوید، اگرچه گناهان شما چون ارغوان شد، با این‌‌حال من کنار شما می‌نشینم. نیازی نیست وسعت گناه خود را تقلیل دهید یا به‌دنبال این باشید به نحوی آن را کمتر از آنچه هست، جلوه دهید. خیر؛ هر چه می‌گویید، همان است و شاید بیشتر. عمیق‌ترین حس گناه شما بازتا‌ب‌دهندهٔ شرایط حقیقی شما نیست؛ قطعاً به‌ هیچ‌وجه اغراق نمی‌کنید. گناهان شما ارغوانی‌اند و سرخ‌فام؛ گویی که جامهٔ ملوکانهٔ گناه را بر تن کرده‌اید و خود را حاکم قلمروی شریر اعلام نموده‌اید. گناه انسان به این شکل در دیدگان خدا جلوه می‌نمایند.» (اسپرجن)

چهار) اسپرجن مردم را به‌شدت توسط گناه لکه‌دار می‌بینید: «کهن‌سالی شرور که فارغ‌التحصیل مکتب شیطان است، خود استاد بلیعال، شاهزاده و ارباب گناهکاران، جولیاتی در میان فلسطینیان، شد. با این‌حال، نزد چنین مردی، پیغامی آمد. دستت به خون جان‌های جوانان آلوده گشته، شکنجه‌گاه راه‌ انداخته‌ای و فسق و فجوری در سطح جامعه به راه انداخته‌ای که دامن جوانان را گرفته است؛ آن پولی که در جیب داری، پول خون و جان مردم است؛ دارایی‌ات دروغین و بی‌فایده و ‌بی‌برکت است و از داغ دل زنان بینوا حاصل آمده، ماتمِ کودکان گرسنه را شنیده‌ای، و شوهر زنان را به میگساری وسوسه کرده‌ای که جسم و جانشان را امان نمی‌دهد. جایی برای خود دست و پا کرده‌ای که چنان راکد بود که میل به شرارت را در ذهن پیر و جوان انگیخت،‌ پس باید در اعماق جهنم با سری که از خون دیگران پوشیده شده، فرو روی و لعن گردی، نه با سنگ آسیاب به دور گردن، بلکه با چندین و چند سنگ آسیاب.» همهٔ اینها می‌توانستند در مورد شما نیز صادق باشد، ولی خدا گناهان شما را بخشید و شما می‌توانید به سفیدی برف شوید.

د. بیایید: وقتی عظمت طهارت و بخشش خدا را در نظر می‌گیریم، دلیلی برای آمدن ما می‌شود. خدا می‌خواهد جدایی بین او و شما برداشته شود، پس بیایید. و نمی‌خواهد حتی لحظه‌ای دیگر در مسیر ویرانگر خود ادامه دهید. او هم‌اکنون بهترین‌ها را برای ما می‌خواهد.

یک) «اکنون بیایید؛ هیچ زمانی بهتر از این نیست. اگر تا آن وقت که بهتر گردی، آهسته روی، هرگز نخواهی آمد. بیایید! شاید هرگز هشداری دیگر دریافت نکنید؛ دل شاید هرگز به لطافت اکنون نگردد. بیایید؛ شاید هیچ چشم دیگری برای شما اشک نریزد؛ هیچ دلی بر نجات شما درد نکشد. بیایید، بیایید و بیایید، چرا که از فردا بی‌خبرید. مرگ شاید سرنوشت شما را مُهر و موم کرده باشد، و آنکه دامنش لکه‌دار بود، لکه‌دار باقی می‌ماند. بیایید، چرا که شاید فردا دلتان سخت‌تر از سنگ گردد و خدا شاید دست از شما بکشد. بیایید؛ امروز مال خداست و فردا متعلق به شیطان. امروز اگر صدایش را می‌شنوید، دل سخت نکنید، همچون زمان فتنه، وقتی که پدرانتان من را آزموده و در بیابان به یقین رسیده و اعمالم را شاهد بودند. بیایید! چرا به تأخیر خرسندید؟ آیا روز عروسی خود را به تأخیر می‌اندازید؟ بیایید؛ اندرون یهوه مشتاق شماست. چشم پدرتان شما را از دور می‌بیند و می‌دود تا شما را ببیند. بیایید؛ کلیسا بهایی برای شما می‌دهد؛ اکنون وقت بیداری است؛ خادمین مشتاقند.» (اسپرجن)

ه. اگر راغب باشید و گوش فرا دهید، از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛ اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید، شمشیر شما را خواهد خورد: خدا اینجا به یهودا انتخابی می‌دهد. آنها می‌توانستند در این تقبیح امیدی بیابند و از مناسک مذهبی آزاد گردند و از گناه پاک شوند. اما باید دل را در حضور خدا تسلیم می‌نمودند و ابا می‌نموده و عصیان نمی‌ورزیدند. باید راغب می‌بودند و گوش فرا می‌دادند.

یک) هیچ‌کس قادر نیست که صد در صد طبق آنچه اینجا گفته شده زندگی کند. بهتر است بپرسیم که کدام قسمت زندگی شما را بهتر از دیگری توصیف می‌کند؟ آیا راغب هستید و گوش فرا می‌دهید یا ابا نموده و عصیان می‌ورزید؟ برای هر یک عواقبی در نظر گرفته شده است: از نیکوییِ زمین خواهید خورد یا شمشیر شما را خواهد خورد. جای سؤالی نیست که خداوند گفته است، بیایید، تا در برابر دیگر حُجت آوریم.

 

وعدهٔ فدیه (بازخرید) -با عدالت.

۱. آیات (۲۱-۲۳) رهبران ناعادل یهودا.

دریغا که شهر امین، فاحشه شده است!

زمانی از انصاف مملو بود،

و عدالت در آن سکونت داشت،

اما حال قاتلان در آن مسکن دارند!

نقرۀ تو به زنگار بدل گشته

و بهترین شرابت، به آب آمیخته است.

حاکمانت شورشگرند

و رفیق دزدان گشته‌اند؛

جملگی رشوه‌‌ را دوست می‌دارند،

و در پی هدایا می‌دوند؛

دادِ یتیمان را نمی‌ستانند

و دعوای بیوه‌زنان بدیشان نمی‌رسد.

الف. دریغا که شهر امین، فاحشه شده است: شهر امین همان اورشلیم بود، آن شهر زمانی به وفاداری به خداوند شهره بود. اما حالا اورشلیم فاحشه شده است که از نظر روحانی، یعنی پیوند ازدواج خود با خداوند را ترک گفته و با بت‌پرستی کردن، مرتکب زنای روحانی می‌شوند.

ب. عدالت در آن سکونت داشت: روزگار انصاف و عدالت در اورشلیم تمام شده بود. آن شهر حالا پر از قاتلان، فساد سیاسی (حاکمانت شورشگرند)، دزدان، کلاهبرداری (نقرۀ تو به زنگار بدل گشته و بهترین شرابت، به آب آمیخته است)، رشوه، تبغیض برعلیه ضعفا (دادِ یتیمان را نمی‌ستانند و دعوای بیوه‌زنان بدیشان نمی‌رسد).

یک) اتهام خدا بر علیه اورشلیم نشان می‌دهد که خدا بین رهبران سیاسی و مدنی چه چیزی را ارزشمند می‌داند. خدا انتظار دارد که آرامش را (در برابر قاتلان) حفظ کنند، کرامت داشته باشند (به جای اینکه شورشگر و رفیق دزدان باشند)، و از ضعفا (یتیمان و بیوه‌زنان) دفاع کنند.

دو) شرابت، به آب آمیخته است: «خداوند عیسی آب را به شراب تبدیل کرد؛ گناهکاران شراب را به آب تبدیل می‌کنند.» (بولتِما)

سه) زنای روحانی یهودا خود را در این نوع گناه نشان می‌دهد. به‌نحوی، فساد بین رهبران یهودا مترادف با مشکل روحانی عمیق‌تری بود.

 

۲. آیات (۲۴-۳۱) برنامهٔ خدا برای بازخرید با عدالت.

بنابراین، خداوندگار، خداوند لشکرها، قدیر اسرائیل، چنین می‌فرماید:

«هان، من از خصمانِ خویش راحتی خواهم یافت،

و از دشمنان خویش انتقام خواهم ستانید.

دست خود را بر ضد تو خواهم گردانید

و زنگارِ تو را چونان با قلیاب خواهم زدود،

و تمام ناخالصی‌هایت را دور خواهم کرد.

داورانِ تو را همچون نخست،

و مشاورانت را مانند اوّل باز خواهم آورد،

و تو از آن پس ’شهر عدالت‘ و ’شهر امین‘ خوانده خواهی شد.

صَهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد،

و آنان که در وی توبه کنند، به عدالت بازخرید خواهند گشت.

اما عِصیانگران و گنهکاران با هم نابود خواهند شد،

و آنان که خداوند را ترک نمایند هلاک خواهند گردید.

زیرا شما از درختان بلوطی که بدان رغبت داشتید،

خجل خواهید شد،

و از باغستان‌هایی که برگزیده بودید،

شرمسار خواهید بود. آری، شما مانند بلوطی پژمرده‌برگ،

و همچون باغستانی بی‌آب خواهید بود.

مرد زورمندْ خاشاک، و عملش جَرَقۀ آتش خواهد بود؛

هر دو با هم خواهند سوخت، و خاموش‌کننده‌ای نخواهد بود.

الف. خداوندگار، خداوند لشکرها، قدیر اسرائیل: خدا یهودا را مخاطب قرار می‌دهد و خود را با عناوینی معرفی می‌کند که نشانگرِ قدرت و شکوه او هستند. او خداوند لشکرها است. کلمهٔ «لشکرها» به سپاه آسمان اشاره دارد. او قدیر اسرائیل است که مقابله با او عبث است.

یک) بولِتِما در مورد خداوند لشکرها چنین می‌گوید: «[این عبارت] او را جنگجویی توصیف می‌کند که تمامی فرشتگان نیرومند به‌سان سربازانِ زورمند، در اختیار او هستند تا با شرارت بجنگد. این، نام جنگیِ خداست؛ و معمولاً وقتی از این نام برای قوم خود استفاده می‌کند چنان‌که در اینجا نیز چنین استنشانهٔ خوبی نیست. چراکه اغلب به این معناست که خدا قوم خود را همچون دشمنانش می‌بیند

ب. و از دشمنان خویش انتقام خواهم ستانید: مشکل رهبران و مردم یهودا این بود که خود را دشمنان خداوند قرار داده بودند. آنها مثل دشمنان او رفتار می‌کردند. آنها خود را در مسیر داوری شدن قرار می‌دادند. و دست خداوند را بر علیه خود یافتند، نه همراه خود.

ج. و زنگارِ تو را چونان با قلیاب خواهم زدود، و تمام ناخالصی‌هایت را دور خواهم کرد: زنگار و ناخالصی به آنچه در فلز اضافه محسوب می‌شود، اشاره دارد. خدا وعده داد که «آتش را تندتر کند» و یهودا را پاک سازد و ناخالصی‌های آن را بزداید. هدفش نابودی نبود؛ بلکه می‌گوید «باز خواهم آورد.» خدا اورشلیم را پاک می‌سازد، تا آنجا که از آن پس ’شهر عدالت‘ و ’شهر امین‘ خوانده خواهد شد.

د. صَهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد: فدیه و احیای خدا همیشه با انصاف و عدالت صورت می‌پذیرد. او هرگز به بهای عدالت و انصاف خود نجات نمی‌دهد یا فدیه نمی‌کند.

ه.  زیرا شما از درختان بلوطی که بدان رغبت داشتید، خجل خواهید شد: این درختان بلوط محل پرستش بت‌پرست‌ها بودند که یهودای بت‌-دوست در میان خود نگه داشته بود. وقتی صهیون به انصاف فدیه داده شود، آنها از بت‌پرستی پیشین خود خجل خواهند شد.

یک) خوب است که از گناه خجل و شرمنده باشیم. وقتی بی‌شرم و حیا هستیم، احتمالاً ایرادی در ما وجود دارد. خدا وعده داد که او به یهودا باز عطای شرم و خجالت از گناه را خواهد داد.

دو) «درختان مقدس نقش مهمی در آیین باروری کنعانیان داشتند… چراکه درختان برگ‌ریز مانند بلوط یا پستهٔ کوهی (ترابینت) ممکن بود نمادی از مرگ و تولد دوبارهٔ خدای ایشان باشند. منظور از باغ‌ها شاید بیشه‌هایی از این درختان بوده باشد، یا به‌طور جایگزین، مکان‌هایی در کنار چشمه‌ها و سرچشمه‌های مقدس.» (گِروگان)

 

و. مانند بلوطی پژمرده‌برگ، و همچون باغستانی بی‌آب خواهید بود. مرد زورمندْ خاشاک…هر دو با هم خواهند سوخت: خداوند در اینجا از خشکی روحانی یهودا سخن می‌گوید. هرچند ایشان همچنان به آداب و مراسم دینی خود ادامه می‌دادند، اما از نظر روحانی خشک و بی‌جان بودند. همان‌طور که درختان خشک، باغ‌های خشک و هیزم خشک آمادهٔ سوختن هستند، یهودای ناتوبه‌کار نیز آماده بود تا شعله‌های داوری پاک‌کنندهٔ خدا را تجربه کند.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.