فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

مزمور 25- تقاضای یاری از شخص فروتن و پرهیبت.

 

مانند چندین مزمور دیگر، مزمور ۲۵ یک سرود الفبایی است، یا تقریباً چنین است؛ در این الگوی الفبایی چند بی‌نظمی وجود دارد. جیمز مونتگومری بویس (James Montgomery Boice) سه دلیل برای وجود نه مزمور الفبایی (مزامیر ۹، ۱۰، ۲۵، ۳۴، ۳۷، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۹ و ۱۴۵) پیشنهاد کرده است. اول، الگوی الفبایی یک ابزار ادبی است که به مزمور زیبایی و نظم می‌بخشد. دوم، این الگو حس پوشش کامل موضوع را ایجاد می‌کند، گویی که از الف تا ی پوشش داده شده است. سوم، الگوی الفبایی ممکن است ابزاری برای تشویق یادگیری و حفظ کردن باشد.

 این مزمور تنها با عنوان مزمور داوود نام‌گذاری شده است. ما دقیقاً نمی‌دانیم که از کدام دوره از زندگی او سرچشمه گرفته است؛ زیرا داوود بارها در تنگنا قرار گرفت و این مزمور می‌تواند مربوط به چندین مقطع مختلف باشد. بااین‌حال، این سرود نمایشی شگفت‌انگیز از دل یک ایماندار آموزش‌دیده در دوران بحران است.

«در این مزمور، داوود همچون تصویری کوچک اما وفادار به واقعیت به نمایش درآمده است. اعتماد مقدس او، نبردهای فراوانش، گناهان بزرگش، توبه تلخش و اندوه عمیقش همگی در اینجا دیده می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که ما قلب واقعی مردی موافق دل خدا را مشاهده می‌کنیم.» (چارلز اسپرجن)

داوود توسط دشمنانش به دردسر افتاد و جان خود را در حضور خدا بلند کرد.

۱. آیات (1-2) داوود توکل خود را بر خدا می‌نهد.

خداوندا، جان خود را به سوی تو برمی‌افرازم؛

ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛

مگذار سرافکنده شوم،

و دشمنانم بر من فخر کنند.

الف. خداوندا، جان خود را به سوی تو برمی‌افرازم: این یک صنعت ادبی پرمعناست که تسلیم، فروتنی و انتظار داوود را در برابر یهوه (خداوند)، خدای عهد اسرائیل، نشان می‌دهد. گویی داوود جان خود را با دستانی گشوده به سوی آسمان بلند کرده و می‌گوید، ای خداوند، اینک من کاملاً تسلیم تو هستم.

یک) «ذات چنین اشتیاقی به سوی خدا اقتضا می‌کند که انحصاری باشد.یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز شرط یک وقف حقیقی است.» (مک‌لارن)

دو) «نگرانی‌ها و لذت‌ها، وزنه‌هایی هستند که جان انسان را به‌سوی پایین و به زمین می‌کشند و او را در آنجا می‌بندند؛ و این روح دعاست که باید او را قادر سازد تا آن وزنه‌ها را از خود جدا کند، این زنجیرها را بشکند و خود را به‌سوی آسمان بالا ببرد.» (هورن)

ب. ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛ مگذار سرافکنده شوم: هنگامی که داوود اعتماد خود را به خدا اعلام کرد، به نظر می‌رسد که بیشتر با خود سخن می‌گوید تا با خدا. او خود را نه‌تنها از اعتمادش به خداوند اطمینان می‌بخشد، بلکه به پاداشی که از این اعتماد انتظار دارد نیز -اینکه نه در حضور خدا و دشمنانش سرافکنده نخواهد شد.

ج. و دشمنانم بر من فخر کنند: این جمله، به این مزمور چارچوب و زمینه می‌دهد. مانند بسیاری از مزامیر دیگر، در زمان سختی و مشکلات نوشته شده است. داوود با دشمنانی روبرو بود که بدترین‌ها را برای او می‌خواستند.

2. آیات (3-5) تقاضایی از خدا که یاری‌رسان است.

آری، کسی که برای تو انتظار بکشد

هرگز سرافکنده نخواهد شد؛

کسانی سرافکنده خواهند شد

که بی‌سبب خیانت می‌ورزند.

خداوندا، راه‌های خود را بر من بنما،

و طریق‌های خود را به من بیاموز!

مرا در راستی خود سالک گردان و مرا بیاموز،

زیرا که تو خدای نجات من هستی؛

همۀ روز، منتظر تو هستم!

الف. کسی که برای تو انتظار بکشد، هرگز سرافکنده نخواهد شد: عبارت برای تو انتظار به معنای منفعلانه هیچ کاری نکردن نیست؛ بلکه به مفهوم خدمتی فعال است. این انتظار شبیه نشستن در یک اتاق انتظار نیست، بلکه مانند خدمتکاری است که با دقت به هر خواسته و نیاز کسی که خدمت می‌شود، رسیدگی می‌کند. داوود خود را در میان کسانی که منتظر خداوند هستند، قرار داد، اما همچنین می‌دانست که دیگران نیز چنین می‌کنند -و او می‌خواست که همگی آنان آشکارا سرافراز شده و شرمسار نگردند.

یک) «این یک خواسته نیست، بلکه همان‌طور که نسخۀ کینگ‌جیمز ترجمه می‌کند، تأیید اطمینان است.» (مورگان)

دو) مفهوم کتاب‌مقدسی سرافکنده در درجه اول به معنای خجالت‌زدگی نیست (اگرچه گاهی این‌گونه به کار می‌رود). مفهوم اصلی آن «ناامید شدن، سرخورده گشتن، یا اعتماد کردن به چیزی که در نهایت شایستهٔ این اعتماد نبوده است می‌باشد.» (بویس) این معنا به‌ویژه در آیاتی مانند رومیان 5:5 و اشعیا 23:49 منعکس شده است.

ب. کسانی سرافکنده خواهند شد که بی‌سبب خیانت می‌ورزند: داوود دعا کرد به‌ جای اینکه خادمین خداوند سرافکنده شوند، دشمنان او دچار این شرمساری شوند.

ج. راه‌های خود را بر من بنما… طریق‌های خود را به من بیاموز… مرا در راستی خود سالک گردان: این امر نشان می‌دهد که داوود مشتاق اثبات عمومی بود، او مغرور و متکبر نبود. اگر او به اصلاح و هدایت نیاز داشت، از خدا می‌خواست که اینها را به او بدهد و قبل از اینکه به‌طور علنی تحقیر شود، از این حقارت بازداشته شود.

یک) «دعاکننده اشتیاق صادقانه‌ای برای انجام ارادهٔ خدا نشان می‌دهد، زیرا برای شناخت راه‌های خدا، طریق‌های تو و راستی تو دعا می‌کند.» (ون جمرن)

دو) می‌توان اطمینان داشت هیچ مرد و زنی که خدا راه را به آنها نشان داده است و طریق های خود را به آنها تعلیم داده است و یا آنها را به راستی خود هدایت کرده است، به سمت گناه یا مصالحه سوق داده نشدند که سبب بی‌شرمی و سرافکندگی عمومی شود.

د. زیرا که تو خدای نجات من هستی؛ همۀ روز، منتظر تو هستم: از آنجایی که داوود نجات خدا را دریافت کرده بود، همین امر او را واداشته بود که بیشتر از همه منتظر خدا باشد. چنین چیزی اثبات مناسبی از تعهد و قدردانی از خدایی بود که کارهای بسیاری برای او انجام داده بود.

یک) ما باید نجاتی که داوود در اینجا دریافت کرد را در معنای وسیعی به‌عنوان نجات‌یافته در نظر بگیریم. از نظر روحانی او از نومیدی و گناه نجات یافته بود، هم در زندگی کنونی و هم در زندگی آینده. بااین‌حال، خدا همچنین زندگی و سلامت او را بارها و بارها در این عصر حاضر نجات داد.

۳. آیات (۶-۷) تقاضایی برای آنکه خدا به یاد آورد و به یاد نیاورد.

خداوندا، رحمت و محبت خود را به یاد آر،

زیرا که آنها از ازل بوده است.

گناهان جوانی‌ام را به یاد میاور،‌

و نه نافرمانی‌هایم را!

بر حسب محبت خود مرا یاد کن،

به‌خاطر نیکویی خود، ای خداوند.

الف. خداوندا… به یاد آر: داوود از خدا خواست که رحمت و نیکویی خود را به یاد آورد. ابتدا، او این صفات را به‌عنوان رحمت توصیف کرد؛ یعنی شفقت‌های شفیق (racham racham، که تکرار آن نشان‌دهندهٔ شدت و عمق این رحمت است). سپس، او از جمع کلمۀ زیبای محبت وفادارانه (hesed) استفاده کرد که به محبت عهدی و عمیق خدا اشاره می کند.

یک) «محبت استوار و ثابت یا محبت حقیقی (NEB) نوعی وفاداری به یک عهد است که با وفاداری زناشویی قابل مقایسه است.» (کیدنر)

دو) «این همان محبتی  است که خدا با آن وارد رابطۀ پر از رحمت با قوم خود می‌شود و وعده می‌دهد خدای آنها باشد.» (بویس)

سه) در متن اصلی داوود این محبت را به شکل جمع به کار برد، محبت (lovingkindnesses گویی که محبت عهدی خدا آن‌قدر عظیم است که نمی‌توان آن را در قالب مفرد تصور کرد.

ب. زیرا که آنها از ازل بوده است: داوود این تقاضا را براساس کارهای قبلی خدا، به او ارائه کرد. «خداوندا، تو در گذشته محبت عهدی و رحمت خود را به من نمایان ساختی؛ اکنون آن را به یادآور و مطابق نیاز کنونی‌ام، باز هم آن را انجام بده.»

یک) «ترجمۀ صحیح‌‌تر می‌تواند از زمان ازل باشد؛ داوود ایمانی استوار به آموزهٔ محبت ابدی خدا داشت. محبت‌های وفادارانهٔ خداوند پدیده‌ای جدید یا زودگذر نیستند.» (اسپرجن)

ج. گناهان جوانی‌ام را به یاد میاور: داوود بلافاصله بعد از اینکه از خدا خواست به یادآورد (مزمور 6:25)، سپس از او خواست فراموش کند. او می‌خواست خدا گناهان جوانی او را فراموش کند (به این مفهوم که گناهان او را ببخشد)، و می‌خواست خدا وفاداری‌ای که در زمان‌های گذشته به او داشت را به یاد آورد.

یک) گناهان جوانی‌ام: «اگرچه مدت‌ها پیش آنها را مرتکب شده بود، اما نباید بدون پشیمانی به یاد آورده شوند.» (ترپ)

دو) «وقتی خدا رحمت خود را به یاد می‌آورد، گناهان ما را می‌بخشد.» (هورن)

د. بر حسب محبت خود مرا یاد کن، به‌خاطر نیکویی خود، ای خداوند: اینها بیان محکمی از فروتنی داوود و حتی توبۀ او بود. او از خدا خواست برحسب شایستگی به یاد نیاورد، بلکه برحسب محبت. او می‌خواست خدا همۀ این یادآوری و فراموشی‌ها را به‌خاطر نیکویی خود انجام دهد، نه نیکویی فرضی داوود.

یک) «هیچ زندانی‌ای در دادگاه هرگز با التماس بیشتری برای زندگی خود استدعا نکرده است آن‌گونه که داوود برای بخشش گناه بزرگش درخواست کرد، به‌ویژه در ماجرای اوریا؛ زیرا آن گناه بیش از همه بر دوشش سنگینی می‌کرد.» (ترپ)

اعلام نیکویی خدا.

آیات (8-11) نیکویی خداوند به شخص فروتن.

خداوند نیکو و راست است؛

از این رو، راه را بر گمراهان می‌نماید.

او فروتنان را در طریق عدالت سالک می‌گرداند،

و راه خود را به افتادگان می‌آموزد.

همۀ راه‌های خداوند محبت و وفا است،

برای آنان که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند.

خداوندا، به‌خاطر نام خود تقصیر مرا بیامرز،

زیرا که بزرگ است!

الف. خداوند نیکو و راست است؛ از این رو، راه را بر گمراهان می‌نماید: در اینجا مشاهدات داوود از طریق منطق ساده، به‌دست نیامده بود. داوری یا نابودی گناهکاران برای خداوند به همان اندازه منطقی است که تعلیم آنها. اما داوود این حقیقت که خداوند نیکو و راست است را بیشتر از طریق محبت آموخته بود تا منطق؛ اینکه خدا نیکو است می‌تواند برای منفعت گناهکاران باشد، نه برای نابودی آنان.

ب. او فروتنان را… سالک می‌گرداند و… می‌آموزد: داوود می‌دانست که نوع خاصی از گناهکاران هستند که این تعلیم و هدایت را از خدای نیکو دریافت می‌کنند -مردان و زنان فروتن. همهٔ گناهکاران این چیزهای نیکو را از خدا دریافت نمی‌کنند، اما آنانی که خود را در حضور او فروتن می‌سازند، آن را می‌یابند.

یک) «روح‌های حلیم در نظر پدر عیسی، که خود فروتن و متواضع بود، بسیار محبوب هستند، زیرا او در ایشان تصویر پسر یگانه خود را می‌بیند.» (اسپرجن)

ج. همۀ راه‌های خداوند محبت و وفا است برای آنان که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند: این وعده‌ای شگفت‌انگیز است. شرط آن این است که انسان در عهد خدا و در کلام او (شهادات او) بماند، هم از نظر شناختن و هم از نظر اطاعت کردن. وعده این است که خدا محبت و وفای خود را پیوسته در تمامی جنبه‌های زندگی و تجربیات ما آشکار خواهد ساخت.

یک) ما ایمانداری را تصور می‌کنیم که دلسرد شده و می‌گوید: «راهی که خدا برای من در نظر گرفته، سخت و وحشتناک است، حداقل در حال حاضر.» داوود از روی دانش و تجربه خود پاسخ می‌دهد: « همۀ راه‌های خداوند محبت و وفا است، برای آنانی که در عهد و کلام او می‌مانند. بار دیگر بر عهد و شهادات او تمرکز کن، و خودت این را خواهی دید.»

دو) راه‌های خداوند: «در زبان عبری، کلمه‌ای که در اینجا به کار رفته است به معنای شیارهای چرخ است، همان شیارهایی که ارابه‌ها هنگام عبور از جاده‌های سبز و خیس بر جای می‌گذارند و تا محورهایشان در زمین فرو می‌روند. راه‌های خدا گاهی مانند شیارهای عمیق ارابه‌ها هستند که در جان ما اثری عمیق بر جای می‌گذارند؛ اما همهٔ آنها پر از رحمت‌ هستند.» (اسپرجن)

سه) «محبت و وفا، راه‌هایی هستند که خدا همواره در ارتباط با بنی‌آدم در آنها گام برمی‌دارد؛ و چنان مکرر رحمت خود را نشان می‌دهد و چنان وفادارانه حقیقت خود را به انجام می‌رساند که راه‌های او به‌وضوح دیده می‌شوند. چقدر این شیارها در زندگی هر خانواده و هر فرد فراوان، عمیق و متعدد هستند!» (کلارک)

چهار) همۀ راه‌های خداوند: «آنها می‌گویند هیچ قانونی بدون استثنا وجود ندارد، اما برای این قانون، یک استثنا وجود دارد. همۀ ارتباطات خدا با قوم خود، پر از وفیض و وفادارانه است.» (اسپرجن)

د. خداوندا، به‌خاطر نام خود تقصیر مرا بیامرز زیرا که بزرگ است: بار دیگر، بیان قدرتمندی از فروتنی داوود را می‌بینیم. او انتظار آمرزش خدا را داشت به‌خاطر خدا، نه برای خود. او فروتنانه بزرگی تقصیر خود را تشخیص داد.

یک) گناه ما بزرگ است.

·    گناه ما زمانی بزرگ است که درنظر بگیریم این گناه برضد چه کسی انجام شده است.

·    گناه ما زمانی بزرگ است که درنظر بگیریم این گناه برضد شریعت انصاف و عدالت انجام شده است.

·    گناه ما زمانی بزرگ است که درنظر بگیریم این گناه توسط کسی انجام شده که به صورت خدا آفریده شده است.

·    گناه ما زمانی بزرگ است که مقدار آن را در نظر بگیریم.

دو) این منطقی روحانی عجیب (اما حقیقی) است: تقصیر مرا بیامرز زیرا که بزرگ است. می‌توان مجرمی را درنظر گرفت که براین اساس در محضر دادگاه از قاضی تقاضا می‌کند. «به‌خاطر آبروی خودت، مرا بی‌گناه بدان زیرا گناهان من بسیار زیاد و بزرگ هستند.»

سه) داوود به نظر می‌رسید که آزادی و آرامشی را که از گفتن این سخن حاصل می‌شود، می‌شناخت: «ای خداوند، می‌دانم که من گناهکاری بزرگ هستم، اما تو نجات‌دهنده‌ای بزرگ‌تر از گناه من هستی. با فروتنی خود را به تو می‌سپارم و از تو طلب می‌کنم تقصیر مرا بیامرزی

۲. آیات (12-14) نیکویی خدا به ترسندگان خود.

کیست آن که از خداوند بترسد؟

خداوند راه برگزیدۀ خود را بر او خواهد نمود.

جان او در نیکویی به سر خواهد برد،

و نسل او وارث زمین خواهند شد.

محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند؛

او عهد خود را بدیشان می‌نماید.

الف. کیست آن که از خداوند بترسد؟: داوود با استفاده از صنعت تکرار در شعر عبری، ایدۀ فروتنی را (مزمور 9:25) در کنار ایدۀ ترس مقدس از خدا قرار داد. این دو مفهوم بسیار به هم مرتبط هستند و این شخص فروتن و ترسندۀ خدا می‌تواند عطای هدایت و تعلیم را انتظار داشته باشد.

ب. جان او در نیکویی به سر خواهد برد: داوود برکات مادی و زمینی را توصیف می‌کند که اغلب بر شخص فروتن و ترسندۀ خدا می‌آید. شاید احساس کنیم داوود این را در ایمان گفت؛ اگرچه شرایط کنونی او بد بود، اما او اطمینان داشت که نیکویی و برکت بر نسل او خواهد آمد.

ج. محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند؛ او عهد خود را بدیشان می‌نماید: داوود بعد از صحبت درمورد برکات مادی که بر شخص فروتن و ترسندۀ خدا می‌آید، حال درمورد عظیم‌ترین برکت که یک شخص می‌تواند دریافت کند، سخن می‌گوید –محرم اسرار خداوند و درک عظیمِ عهد او.

یک) «اصطلاح عبری محرم اسرار خداوند به معنی مورد اعتماد خداوند است که ممکن است در اینجا حلقۀ صمیمی ترجمه شود (رجوع شود به ایوب 19:19؛ 4:29؛ امثال 32:3). آنانی که ارادۀ او را انجام دهند، معتمدین او هستند مانند ابراهیم (پیدایش 17:18).» (ون جمرن)

دو) «برخی این عبارت را به‌عنوان دوستی درنظر می‌گیرند که به معنای رابطه‌ای آشنا، صمیمیتی محرمانه و مشارکتی ویژه می‌باشد. این رازی عظیم است. افکار انسانی نمی‌توانند حدس بزنند که چه هدفی در پس این عبارت وجود دارد، حتی ایمانداران نمی‌توانند آن را با کلمات توضیح دهند زیرا برای شناخته شدن باید احساس شود.» (اسپرجن)

سه) «چه واژۀ اول را راز ترجمه کنیم یا دوستی، مفهوم اساساً یکسان است. اطاعت و ترس حقیقی از یهوه به‌طور مستقیم به درک مقاصد او می‌انجامد و علاوه بر این، با زمزمه‌هایی از آسمان پاداش داده خواهد شد.» (مک‌لارن)

چهار) جملۀ محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند به ما خاطرنشان می‌کند که حقایقی از تجربه و دانش مسیحی وجود دارد که فقط کسانی می‌توانند آنها را دریابند که با روح خدا، تولد تازه یافته‌اند. «امّا انسان نفسانی امور مربوط به روح خدا را نمی‌پذیرد زیرا در نظرش جهالت است، و قادر به درکشان نیست، چرا که قضاوت درست دربارۀ آنها تنها از دیدگاهی روحانی میسّر است.» (اول قرنتیان 14:2). توضیح چنین اسراری به آنانی که روح خدا را ندارند مانند توضیح رنگ‌ها به شخص نابینا و یا توضیح آوای موسیقی به شخص ناشنوا است.

پنج) «متون اسرارآمیزی از محبت میان مسیح و روح ایمانداران وجود دارد، که بیان آنها جایز نیست. مشارکتی عمیق: برکتی عظیم.» (مایر)

چشمانی به سوی خدای یاری دهنده.

۱. آیه (15) چشمانی به سوی خدا، حتی در میان مشکلات.

چشمان من همواره بر خداوند است،

زیرا اوست که پاهای مرا از دام می‌رهاند.

الف. چشمان من همواره بر خداوند است: داوود این جمله را هم به‌عنوان بیان حقیقت و هم به‌عنوان دعا برای آینده بیان کرد. او اهمیت توجه فکر و جان خود به خدا را می‌دانست.

یک) «او در اطمینان نگاه می‌کرد و در امید انتظار می‌کشید. ممکن است به این نگاه ایمان و امید، نگاه خدمت مطیعانه، نگاه فروتنی و ترس مقدس، نگاه تحسین شگفتی، نگاه متفکرانۀ تعمق و نگاه لطیف محبت را هم اضافه کنیم.» (اسپرجن)

ب. زیرا اوست که پاهای مرا از دام می‌رهاند: این جمله خاطرنشان می‌کند که داوود این مزمور را در فصل مشکلات نوشت، زمانی که احساس می‌کرد در این مشکلات گرفتار شده است. پاهای او همچنان در دامی بود که دشمنانش برای او قرار داده بودند.

۲. آیات (16-21) تقاضای کمک دوباره بیان می‌شود.

به من روی کن و مرا فیض ببخشا،

زیرا که بی‌کس و ستمدیده‌ام.

تنگی‌های دل من بسیار گشته؛

مرا از مشقت‌هایم برهان.

ستمدیدگی و رنج مرا ببین،

و همۀ گناهانم را بیامرز.

بر دشمنانم بنگر که چه بسیار گشته‌اند

و چه خشونتگرانه بر من کینه می‌ورزند.

جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده!

مگذار سرافکنده شوم،

زیرا که در تو پناه جُسته‌ام!

باشد که صداقت و درستی، مرا پاس دارند،

زیرا که منتظر تو هستم!

الف. به من روی کن و مرا فیض ببخشا: می‌بینیم که داوود در تکرار درخواست خود از خدا تردید نکرد و این کار را با تفکری هوشمندانه انجام داد. در مزمور 15:25 او از چگونگی رویگردان شدن به‌سوی خدا صحبت کرد و در اینجا از خدا می‌خواهد روی خود را به سوی خادم نیازمند خود بازگرداند.

ب. بی‌کس و ستمدیده‌ام… مشقت‌هایم… ستمدیدگی… رنج: این مزمور شیرین و تسلی‌بخش از فصل رنج داوود حاصل شد. بیشتر این رنج‌ها از سوی دشمنانش بر او حادث شد زیرا که تعداد آنها بسیار زیاد بود.

یک) داوود هزاران سال قبل از پولس رسول می‌زیست و آن چیزی را بیان کرد که پولس در رسالۀ دوم قرنتیان 8:4-10 نوشت: «ما از هر سو در فشاریم، امّا خُرد نشده‌ایم؛ متحیّریم، امّا نومید نیستیم؛ آزار می‌بینیم، امّا وانهاده نشده‌ایم؛ بر زمین افکنده شده‌ایم، امّا از پا درنیامده‌ایم. همواره مرگ عیسی را در بدن خود حمل می‌کنیم تا حیات عیسی نیز در بدن ما ظاهر شود.»

ج. و همۀ گناهانم را بیامرز: داوود این سخن را از آن‌رو بیان کرد که به‌خوبی تشخیص داد، «من دشمنان و مشکلات بسیاری دارم، اما هیچ‌یک از آنها بزرگ‌تر از گناهانم نیستند. خدایا تقاضا می‌کنم همۀ گناهانم را بیامرزی.»

د. زیرا که در تو پناه جُسته‌ام… زیرا که منتظر تو هستم: مشکلات و دشواری‌های کنونی که داوود متحمل آنها شد، مانع توکل و خدمت او به خدا نشد. این یک رابطۀ عمیق با خدا بود، رابطه‌ای که به‌راحتی از میان آسیب نمی‌دید و یا با نومیدی جدا نمی‌شد.

3. آیه (22) درخواستی صمیمیانه.

خدایا، اسرائیل را از همۀ تنگی‌هایش فدیه کن.

الف. خدایا، اسرائیل را… فدیه کن: نمی‌دانیم این مزمور قبل از پادشاهی داوود بر اسرائیل نوشته شد و یا بعد از آن. به هرحال چه قبل و چه بعد از آن، داوود نگرانی عمیقی برای برکت و رفاه قوم خدا داشت و فقط نگران خود نبود.

یک) «اگر بر من ترحم نکنی و مرا یاری نکنی، اما قوم خود را حفظ کن که به‌خاطر من عذاب می‌کشند و در رنج‌های من هستند.» (پول)

ب. از همۀ تنگی‌هایش: جالب است که داوود در زمانی که خود در مشکلاتی بزرگ قرار داشت، قادر بود برای مشکلات دیگران دلسوزی داشته باشد و دعا کند. این نشان‌دهنده زندگی‌ای است که واقعاً در راه‌های خداوند تعلیم یافته بود، همان‌طور که داوود دعا می‌کرد (مزمور 8:25-14).

یک) یکی از بدترین جنبه‌های تنگی و آزمایش در زندگی ایماندار این است که می‌تواند تبدیل به شخصی خودمحور شود که فقط نگران مشکلات خودش است. داوود، در فروتنی و ترس مقدس خود به خدا، به راه‌هایی بهتر هدایت شد.