فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 33 – خدای متعال و بلندمرتبه
«اگر نابترین شکل مناجات، ستایش خدا بهخاطر آنچه هست و انجام میدهد باشد، این مزمور نمونهای عالی است.» (دِرِک کیدنِر)
پرستش خدای متعال.
1. آیات (1-3) فراخوانی به پرستش همراه با آواز و خوشی.
ای پارسایان، در خداوند بانگ شادی برآورید!
زیرا صالحان را ستایشِ او میشاید.
خداوند را با نوای بربط بستایید!
با چنگ دهتار برای او بنوازید.
او را سرودی تازه بسرایید!
نیکو بنوازید، با آهنگ بلند.
الف. ای پارسایان، در خداوند بانگ شادی برآورید: این مزمور با دعوت پارسایانِ خدا به برآوردن بانگ شادی و ستایش شروع میشود. مزمورنویس در واقع به افرادی در بین قوم خدا اشاره میکند که در راستی زندگی میکردند.
یک) «مزمور 32 با دعوتِ پارسایان به خواندن سرود پرستشِ خدا خاتمه یافت. این نکته در مزمور ۳۳ ادامه مییابد، گویی که سه آیهٔ نخست آن توضیحی بر مزمور 11:32 باشد.» (بویس)
دو) در خداوند بانگ شادی برآورید: «دعوت پارسایان به شادمانی؛ و در واقع، بهندرت وظیفهای در عهدعتیق و جدید بیشتر مورد تأکید قرار گرفته و کمتر انجام شده است.» (ترپ)
سه) قوم خدا فراخوانده شدهاند که تنها در خداوند بانگ شادی برآورند و نه در چیزی دیگر. «شادی کردن در خوشیهای گُذرا مخاطرهآمیز است، شادی کردن در نفس نابخردانه است، شادی کردن در گناه مهلک است، اما در خداوند بانگ شادی برآوردن، حیات است.» (اسپرجن)
چهار) براساس مکتوبات عهدجدید میتوانیم این را به آنان که بهواسطۀ ایمان به عیسی پارسا نامیده شدهاند، تعمیم دهیم (رومیان 21:3-26). آنان که به فرمان خدا پارسا هستند، تعهد عظیمتری به جهت بانگ شادی و ستایشِ دارند.
ب. زیرا صالحان را ستایشِ او میشاید: خدا پرستش قوم خود را (چه آنان که از نظر نسبی صالحاند و چه آنان که صالح اعلام شدهاند) زیبا میداند. این امر او را خشنود میسازد و احساسی از زیبایی را پدید میآورد. خدا ستایش ما را قدر مینهد.
یک) «ظاهراً این مزمور برای استفاده در عبادات جمعی در نظر گرفته شده است… دعوت آغازین به ستایش، ما را از کشمکشها و نجواهای فردی در مزمورهای پیشین بسیار دور میسازد.» (مکلارن)
دو) «اگر توانایی ستایش خدا را از یک مسیحی بگیریم، او را به کرمی ناتوان بر روی زمین تبدیل میکنیم که در بند شکها، ترسها و نگرانیها گرفتار است؛ اما اگر آتش محبت فرشتهگونه به خدا را در جانش شعلهور سازد، بیدرنگ اوج میگیرد.» (اسپرجن)
سه) «یک شخص صالح کسی است که از فریب دور است (مزمور 2:32)، پر از صداقت در دل است و مخالف با افراد منحرف میباشد (امثال سلیمان 8:8).» (وَن جمرِن)
چهار) «ستایش از دهان شخص گناهکار همچون پیشگویی از دهان شخص نابخرد است؛ چقدر ناپسند است برای کسی که تمام زندگیاش بیاحترامی به خداست! ستایش خدا برای انسان شروری که معصیت میکند به همان میزان ناپسند است که رباخوار از یک زندگی براساس ایمان صحبت کند یا آنکه شیطان کتابمقدس را نقلقول کند.» (واتسون، به نقل از اسپرجن)
ج. خداوند را با نوای بربط بستایید! با چنگ دهتار برای او بنوازید: همچنین خدا خشنودی خود را با پرستش بهواسطۀ موسیقی و آلات موسیقی اظهار میکند. این امر میتواند خدا، آفرینندۀ موسیقی و نوازندۀ عظیم را خرسند سازد.
یک) «کارشناسان به ما میگویند کهkinnor [بربط] و nebel [چنگ دهتار]… هر دو سازهای زهی بودند، که در قسمتهای متفاوت بر روی تخته قرار میگرفتند، که در اولین ساز تارها در پایین و در ساز دوم در بالای تخته جای میگرفتند و نیز در چیدمان تارها تفاوت داشتند.» (مکلارن)
دو) مزمورنویس بهروشنی قوم خدا را ترغیب میکند که او را همراه با آلات موسیقی ستایش کنند. در کمال تعجب، بعضی بر این باور هستند که این همراهی با موسیقی تنها مربوط به عهدقدیم است و در عهدجدید از این نوع گویش و نگارش استفاده نشده است.
سه) اسپرجن کسی بود که ترجیح میداد پرستش بدون استفاده از آلات موسیقی انجام شود، اما هرگز آن را الزامی نمیدانست. «ما این چیزها در پرستش را سودمند نمیدانیم، از بیم آنکه به بیآلایشی آن آسیب برساند، نادرست بودن آنها را تصدیق نمیکنیم، و اگر جورج هربرت یا مارتین لوتر بتوانند خدا را با همراهیِ آلات موسیقی خوب کوکشده بهتر عبادت کنند، چه کسی این حق آنان را نقض میکند؟ ما به آنها نیاز نداریم، آنها بیشتر مانع ستایش ما میشوند تا کمک به آن، اما اگر سایرین طرز فکر دیگری دارند، آیا آنها در آزادی انجیل زندگی نمیکنند؟» (اسپرجن)
چهار) با اینحال، مهمترین ساز، دل است. «موسیقی، هم آواز و هم ساز، در ستایش خدا بسیار مفید است؛ اما هیچ سازی مانند روح راستی نیست و هیچ ملودیای مانند ملودی احساسات خوب کوکشده نمیباشد.» (هورن)
د. او را سرودی تازه بسرایید: خدا مشتاق است شادی و ستایش قومش را که با سرود اِبراز میشود، بپذیرد، بهخصوص در سرودی تازه.
یک) «سرودی تازه خیلی ساده به آن مفهوم است که هر سرودی بهمنظور ستایش بایستی از شناختی تازه از فیض خدا نشأت گیرد.» (بویس)
دو) «همانگونه که خدا فرصتهای تازه به شما میدهد، به سرودها یا ستایشهای قدیمی که مردان مقدس خدا آنها را سرودهاند، راضی نباشید، بلکه سرودهای جدیدی بسازید که با مناسبتها همخوانی داشته باشند.» (پول)
سه) «سرودهای کهنه را رها کنید. انسانیتی تازه، عهدی تازه، سرودی تازه را در برکنید. سرود تازه از آنِ انسانهایی است که کهنه و فرسوده نیستند؛ هیچکس آن را نمیآموزد، مگر انسانهای تازه، که بهواسطۀ فیض از انسانیت کهنه احیا شدهاند و حال از آنِ عهدجدید که پادشاهی آسمانی است، هستند.» (آگوستین، به نقل از اسپرجن)
ه. نیکو بنوازید، با آهنگ بلند: به نیکویی نواختن و اشتیاقی در خور برای شادی قوم خدا از دیگر شیوههای جلال خدا در ستایش خدا است.
یک) آهنگ بلند: «اشتیاق در پرستش خدا بایستی آشکار باشد. نجواهای زیرلب در اینجا مایۀ بیاحترامی هستند. این امر به آن مفهوم نیست که خداوند نتواند صدای ما را بشنود، بلکه طبیعی است که شور و شعف بسیار خود را با آهنگ بلند نشان دهیم. انسانها با دیدن پادشاهان خود فریاد شادی برمیآورند: آیا به پسر داوود آهنگ بلند هوشیعانا را پیشکش نکنیم؟» (اسپرجن)
دو) « به دعوت در آن آیه توجه کنید که هم تازگی و هم مهارت و همچنین شور و اشتیاق را میطلبد؛ سه ویژگی که بهندرت در موسیقی مذهبی با هم یافت میشوند.» (کیدنر)
2. آیات (4-5) عظمت خدا در شخصیتش ابراز شده است، اینکه او چه کسی است.
زیرا کلام خداوند مستقیم است،
و همۀ کارهای او با وفاداری.
او عدل و انصاف را دوست میدارد؛
جهان آکنده از محبت خداوند است.
الف. زیرا کلام خداوند مستقیم است و همۀ کارهای او با وفاداری: وفاداری کلام خدا علت دیگری برای ستایش است. بهعلاوه، خدا عمل خود را با وفاداری به انجام میرساند- نه با حیله یا نیرنگ.
یک) «سخن و عمل او جدا نشدنی هستند، زیرا سخنان او هیچگاه پوچ نیستند.» (کیدنر)
دو) «در تمامی این مسئله، ما رمز حقیقیِ اعتماد و نیز شادمانیِ خود را پیدا میکنیم. سخن و عمل خدا همواره یکسان هستند. کلام او هیچگاه بیثمر به سوی او بازنمیگردد، بلکه آنچه را که خوشنودی اوست انجام میدهد.» (مورگان)
ب. او عدل و انصاف را دوست میدارد: مزمورنویس دائماً در فکرِ بزرگی و برتریِ شخصیت خدا است. اشتیاق او برای عدل و انصاف و جهانِ آکنده از محبت اوست. مزمورنویس بهحق خرسند است که یهوه، خدایی که حقیقتاً حضور دارد، بدسرشت یا بدون نیکویی نیست. او نیکوست و ما را که به صورت او هستیم «نیکو» خلق کرده است.
یک) «مزمورنویس مقصودش این است که هیچ نقطهای در [جهان] وجود ندارد که نشانهها و ردپای محبت خدا در آن قابل تشخیص نباشد، اگر تنها چشمها و دل باز شوند.» (مایر)
دو) «محبت خداوند (hesed) در اعمال او بر روی زمین آشکار است. نسبت به باقی خلقت، او همان وفاداری، پایداری و محبتی را نشان میدهد که در رابطه عهدی با قوم خود بهطور خاص بیان شده است» (وَن جمرن)
سه) «او اگر میخواست، میتوانست هرآنچه را که میچشیدیم تلخ کند، هرآنچه را که میدیدیم چندشآور کند، هرآنچه را که لمس میکردیم سوزناک کند، هر بویی را متعفن سازد، هر صدایی را خاموش نماید.» (پالِی، به نقل از اسپرجن)
چهار) «جهان ممکن بود به اندازهای که از فیض پر است، از ترس نیز پر باشد، اما به جای آن، از مهربانی سرشار و لبریز است… اگر زمین از رحمت پر است، پس آسمان باید چه باشد جایی که خوبی تمام تابشهای خود را متمرکز کرده است؟» (اسپرجن)
3. آیات (6-7) عظمت خدا در آفرینش او ابراز شده است.
به کلام خداوند آسمانها ساخته شد،
و همۀ لشکر آنها، به دَمِ دهان او.
آبهای دریا را همچون توده گرد میآورد؛
و ژرفا را در خزانهها ذخیره میکند.
الف. به کلام خداوند آسمانها ساخته شد: عظمت خدا ماورای سیرت نیکوی اوست؛ او خدای تمام قدرت و اختیار نیز است. صرفاً تنها با کلام او، جهان خلق شد.
یک) «جالب توجه است که مناسبتهای سرود تازه، اعمالی بس دیرینه است که به ابتدای آفرینش برمیگردند و در طول اعصار ادامه یافتهاند.» (مکلارن)
دو) «جهان توسط ‘کلام‘ یا اراده خداوند آفریده شد، که میتوان آن را در اینجا به شیوهای انسانی توصیف کرد، بهعنوان چیزی که توسط ‘نفَس دهان او‘ شکل گرفته است.» (هورن)
ب. آبهای دریا را همچون توده گرد میآورد: مزمورنویس اقیانوسهای سهمگین را نگریست و دریافت که آنها نیرو و حکمت خدا در آفرینش را بازتاب میدهند.
یک) «در خزانهها؛ یا در ابرها و یا در درونِ زمین، که هرگاه مناسب بداند میتواند آنها را ذخیره سازد.» (پول)
دو) «آنچه در اینجا منظور است، جدایی زمین و آب در ابتداست و ممکن است ادامه همان قدرتی باشد که آنها را همچنان از هم جدا نگه میدارد، از آنرو که افعال در آیۀ 7 وجه وصفی هستند، تداوم عمل را نشان میدهند.» (پول)
سه) «صحبت از شکوه مطیع طبیعت، یادآور سرکشی آشکار انسان است.» (کیدنر)
4. آیات (8-9) دعوتی از همۀ زمین برای ترس از خداوند.
تمامی اهل زمین از خداوند بترسند،
همۀ مردم جهان او را حرمت بدارند.
زیرا او گفت و شد؛
امر فرمود و بر پا گردید.
الف. تمامی اهل زمین از خداوند بترسند: این واکنش منطقی به شناخت خدایی است که در هر دو ویژگی شخصیت و قدرت کامل است. قوم بایستی خود را در حالتی از حرمت فروتنانه در مقابل او قرار دهند.
یک) «کسی که همه چیز را آفرید، همه چیز را حفظ میکند و میتواند در یک لحظه همه چیز را نابود سازد ، دلیل شایسته برای «ترس» ما است؛ و اینکه ما از او تنها اندکی در هراسیم، دلیل قانعکنندهای بر تباهی و کوری دلهای ماست.» (هورن)
ب. زیرا او گفت و شد: مزمورنویس بار دیگر کلام خدا و نیروی مؤثر آن را بیان میکند. خدا هیچگاه سخنان بیاثر بر زبان نمیآورد، بلکه سخنان او پر از قدرت فعال هستند تا تحقق آنها را تضمین کنند.
یک) انجیل لوقا 1:7-9 روایت نظامی رومی را بیان میکند که چنان به عیسی اطمینان داشت که باور داشت: «زیرا او گفت و شد.» عیسی ایمان آن نظامی را تحسین کرد.
بزرگی خدا در بین قومها
1. آیات (10-12) بزرگی خدا در بین قومها و قوم او.
خداوند نقشههای امتها را باطل میکند؛
او تدبیرهای قومها را عقیم میگرداند.
اما نقشههای خداوند جاودانه پابرجاست،
و تدبیرهای دلش در همۀ نسلها.
خوشا به حال امتی که یهوه خدای ایشان است،
و قومی که برای میراث خود برگزیده است.
الف. خداوند نقشههای امتها را باطل میکند: مزمورنویس از پیش خدا را به دلیل ویژگیهای اخلاقی و نیروی خلاقش ستوده است. حال وِی خدا را به دلیل دخالت فعالانه و هدایتش در طِی تاریخ بشر میستاید. خدا آنگونه که در نظر دارد در بین قومهای غیریهودی عمل میکند تا نقشهها و تدبیرهای دلش را عملی سازد.
یک) «آزارها، تهمتها و دروغهای آنان همچون گلولههای پفکی است که به دیوار گرانیتی پرتاب میشود -هیچ نتیجهای در بر ندارد؛ زیرا خداوند شرارت را مهار کرده و از آن نیکویی پدید میآورد. کار خدا هرگز در خطر نیست: حیلهگری جهنمی در برابر حکمت بینهایت مغلوب میشود و بدخواهی شریر با قدرت بیکران مهار میگردد.» (اسپرجن)
ب. خوشا به حال امتی که یهوه خدای ایشان است: در نظر گرفتن بینقصیِ خدا، خوشبختیِ امتی را نمایان میسازد که آگاهانه خود را با خدا و اهدافش همراستا میسازد.
یک) «قومها از خدایانِ زیادی هراس داشتند، که هریک بر اجرام متفاوت آسمانی و بر آسمان و خشکی و دریا حکمرانی میکردند… از آنرو که خداوند همهچیز را خلق کرده است و بر تمام جهان سلطه دارد، قومها بایستی بفهمند که تنها اوست که خالق و حاکم است.» (وَن جمرِن)
دو) «چه فرخنده است آن قومی که یهوه، خدای ایشان است؛ خدای قائم به ذات و جاویدان در عهد خود؛ کسی که با پیوندها و روابطی نیرومند و محبتآمیز خود را به آنان متصل میسازد!» (کلارک)
ج. قومی که برای میراث خود برگزیده است: در مفهوم ملی، این آیه به اسرائیل اشاره دارد، قومی و ملتی که برای جایگاهی منحصربهفرد در طرح خدا برگزیده شدهاند. اما در معنایی گستردهتر، این سخن دربارهٔ برکتی است که به همه کسانی که توسط خداوند برگزیده شدهاند و بهعنوان میراث او محسوب میشوند، تعلق دارد.
یک) «پس، سه برابر خوشبخت است آن قوم اسرائیل که، هرچند نزد امتها خوار شمرده میشوند، توسط این خدای قادر مطلق برگزیده شدهاند تا سهم خاص، دوستان و خادمان او باشند.» (پول)
2. آیات (13-15) عظمت خدا در برتری نسبت به هر انسان.
خداوند از آسمان نظر میافکند
و بنی آدم را جملگی میبیند؛
از مکان سکونت خود نظر میافکند،
بر همۀ ساکنان زمین.
او که دلهای ایشان را جملگی سرشته است،
و هرآنچه را که میکنند، درک میکند.
الف. بنی آدم را جملگی میبیند: خدا، با همه کمال و برنامههایش برای ملتها و دورانها، همچنین نگاه خود را بر تکتک انسانها دارد. عظمت او مانع از توجه شخصیاش به تمامی ساکنان زمین نمیشود.
ب. او که دلهای ایشان را جملگی سرشته است: خدا ما را یکبهیک آفرید، هرکدام را با ویژگیهای خاص جسمی، ذهنی و احساسی، از جمله ضعفها و تمایلات گناهآلودمان. او بهعنوان آفریننده ما، حق بررسی و نظارت دارد، پس تمامی اعمال ما را در نظر میگیرد.
3. آیات (16-17) ناتوانی انسانهای مقتدر در بین انسانها.
پادشاه را بزرگی لشکرش نجات نمیدهد،
و دلاور را عظمت قوّتش نمیرهاند.
امید بستن بر اسب برای پیروزی بیهوده است،
زیرا به قوّت عظیم خود خلاصی نتواند داد.
الف. پادشاه را بزرگی لشکرش نجات نمیدهد: با در نظر گرفتن بزرگی خدا و گستردگی دسترسی او، مزمورنویس فهمید که کوشش انسان به خودی خود مشخصکنندۀ رویدادها نیست. عمل و نقشۀ خدا، در درون و ماورای اتفاقات، و برخی اوقات در عوض کوشش انسان، مقصود او را به سرانجام میرساند.
یک) «در طِی تاریخ این آیه محقق شده است. نیرومندترین ارتشها زمانی که خدا علیه آنان باشد، همچون دانههای برف آب میشوند.» (اسپرجن)
ب. امید بستن بر اسب برای پیروزی بیهوده است: اسبها از پیشرفتهترین وسایل نظامی در آن دوران بودند. از آنرو که در آسمان خدایی وجود دارد که بر اعمال و تقدیر انسانها حکمرانی میکند، حتی به کار بردن اثرگذارترین منابع و فناوریها به تنهایی نمیتواند نتیجه را مشخص کند.
یک) «اگر نیروی اسبها از سوی خداست، یا عطای اوست (ایوب 19:39)، بنابراین به نیروی اسبها اطمینان نکنید: نیروی اسبها را به کار گیرید، اما به نیروی اسبها اطمینان نکنید.» (کَریل، به نقل از اسپرجن)
4. آیات (18-19) توجۀ خدا به افراد.
هان چشمان خداوند بر ترسندگان اوست،
بر آنان که به محبت او امیدوارند،
تا جان ایشان را از مرگ برهاند
و ایشان را در قحطی زنده نگاه دارد.
الف. چشمان خداوند بر ترسندگان اوست: مزمورنویس به این گُمان که دست خدا در رُخدادهای هولناک دنیا (همچون جنگ پادشاهان) و نیز در تمام لحظات است، به توجۀ او نسبت به افراد، ادامه میدهد.
یک) عیسی فرمود که خدا به کوچک ترین پرندگان نیز توجه می کند (انجیل متی 29:10)؛ به یقین او نسبت به آنان که او را تکریم مینمایند و به صورت او خلق شدهاند، توجه خواهد داشت.
دو) «آنان که از خدا در هراس هستند، نیازی ندارند از هیچچیز دیگری هراس داشته باشند؛ باشد تا چشم ایمان خود را به او متمرکز نمایند و چشم محبت او همواره بر آنان تمرکز خواهد داشت.» (اسپرجن)
ب. بر آنان که به محبت او امیدوارند: آنان که به راستی از خداوند ترسانند، به محبت او امیدوارند، نه به نیکویی یا پارساییِ خود.
یک) تا جان ایشان را برهاند: «او رهایی از دردسر را قول نمیدهد؛ اما رهایی در وقت معین را به آنها ضمانت میکند.» (ترپ)
5. آیات (20-22) تصمیمگیری در پرتو عظمت خدا.
جان ما منتظر خداوند است؛
او اعانت و سپر ماست.
دل ما در او شادی میکند،
زیرا بر نام قدوس او توکل داریم.
خداوندا، محبت تو بر ما باد،
چنانکه امید ما بر توست.
الف. جان ما منتظر خداوند است: با تحسین و ستایش او و در نظر داشتنِ بزرگی خدا در جنبههای متفاوت، سزاوار است منتظر خداوند باشیم -برای راهنمایی از سوی او، کلام او، رهایی به دست او- به او همچون اعانت و سپر خود بنگریم.
ب. دل ما در او شادی میکند، زیرا بر نام قدوس او توکل داریم: پیشتر، مزمورنویس قوم خدا را فراخواند تا در شخصیت و اقتدار او شادی نمایند. حال او ما را به ستایش خدا فرا میخواند، به آن خاطر که تجربۀ مبارک اطمینان ما به نام قدوس او حاصل شده است.
یک) دل ما در او شادی میکند: «این نتیجۀ اطمینان ماست: جانهای ما همواره شادی میکنند، از آنرو که خدا را سهم خود در نظر گرفتهایم.» (کلارک)
دو) خداوندا، محبت تو بر ما باد: «این مزمور با یک دعا خاتمه مییابد، و از خدا تقاضا میکند که به قوم خود با محبتش نیروی تازه دهد.» (وَنجمِرِن)