فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 37 – خردمندی برفراز بیقراری
عنوان این مزمور، بهسادگی، مزمور داوود است. مزمور 25:37 بیان میکند که داوود در سالهای کهنسالی است که با سرودن یک مزمور حکمت میبخشد. این مزمور تقریباً به صورت آکروستیک تنظیم شده است، بهطوری که خطوط با جملات عبری که با حروف متوالی الفبای عبری شروع میشوند، چیده شدهاند. مزمور 37 مزموری حکیمانه است، که خطاب به خدا نیست، بلکه خطاب به انسان است، و به شیوۀ کتاب امثال سلیمان تعلیم میدهد.
توصیهای برای قوم رنجدیده خدا.
1. آیات (1-2) نگران بدکاران نباشید.
به سبب بدکاران خودتن را مکدّر مساز،
و بر ستمکاران حسد مبر؛
زیرا چون علف، زود میپژمرند،
و چون گیاه سبز، خشک میشوند.
الف. به سبب بدکاران خودتن را مکدّر مساز: مکدّر شدن یا حسد ورزیدنِ پارسایان نسبت به بدکاران مسئلهای متداول است. آساف از این مسئله در مزمور 73 با این مشکل روبرو بود، و از خود میپرسید چرا شریران اغلب کامیاب میشوند.
یک) «عبارت «مکدّر مساز» بهطور لغوی به مفهوم ‘خشمگین نشو‘ است، که همان عبارتی است که معمولاً به کار میبریم یا امکان دارد بگوییم، ‘خشمگین و ناراحت نشوید‘ یا حتی بگوییم، ‘خونسرد باش.‘» (بویس)
دو) «مکدّر به مفهوم دلواپسی، دل شکستن، خشمگین شدن، رنجیده شدن است. بهطور معمول اینطور به نظر میرسد کسانی که قانون و شریعت را زیرپا میگذارند، به سرعت میتازند، اما اشخاص فرمانبردار در باتلاق گرفتارند، آنگاه آتش حسادت شعلهور میشود.» (اسپرجن)
سه) مورگان دربارۀ این دلواپسی و مکدّر شدن نوشت: «این امر نادرست است. مخرب است؛ غیرضروری است. بگذارید افراد ایماندار انتظار بکشند. وقایع، همه اعمال را توجیه خواهند کرد.»
چهار) «به همان میزان که احمقانه است، شریرانه است که به کامیابی سایرین حسادت بورزیم یا از آن شِکوِه کنیم. چه پارسا باشند و چه شریر، این خداست که عطا کنندۀ رحمتی است که از آن بهره میبرند؛ و به یقین او این حق را دارد که هر کاری که در نظر دارد با اموال خود بکند. حسود بودن در چنین وضعیتی به مفهوم محکوم کردن مشیت خداست.» (کلارک)
ب. چون علف، زود میپژمرند: داوود همان جوابی را میدهد که آساف در مزمور 73 دریافت، به آن خاطر که فهمیده بود که هر کامیابیای که توسط بدکاران تجربه میشد، گُذراست. علف در یک فصل سبز است و گیاه سبز نیز. اما هر دوی آنها خیلی سریع میپژمرند.
یک) «در خاورمیانه، پوشش گیاهی پرپشت بهاری امکان دارد زیبایی خود را در پِی چندین روز وزش باد گرم و خشک صحرایی (hamsin) از دست بدهد.» (ون جمرن)
دو) شخص شریری را میبینیم که شامی کامل میخورد در حِین آنکه شخص پارسا گرسنه میماند. انسان شریر هر چیزی را که میخواهد میخورد و سفرهاش از وعدۀ غذایی رنگین و پربار است. سپس روایتی دیگر را مشاهده میکنیم: وِی آخرین وعدۀ غذایی خود را پیش از اجرای حکم اعدام خورده و در یک آن با حکمی مخوف اعدام میگردد. حال، با دیدِ وسیعتر، انسان پارسا نسبت به انسان شریر حسودی نمیکند یا دلواپسی ندارد. «به جای نگاه همراه با حسادت به شریران، باید با وحشت و بیزاری به آنها نگاه کرد؛ در غیر اینصورت، میزهای پُربار و تجملات طلاکاریشدۀ آنان برای جذب چشمان نیمه باز ما کافی است.» (اسپرجن)
سه) «امتحان به وقتش اجرا میگردد. همۀ کامیابی ظاهری شریران ناپایدار است، گذراست و از بین میرود، همچون خود شریران.» (مورگان)
2. آیات (3-4) به خداوند توکل کنید و از او شادمان باشید.
بر خداوند توکل نما و نیکویی کن؛
در زمین ساکن باش و امانت را بپرور!
از خداوند لذت ببر،
و او مراد دلت را به تو خواهد داد.
الف. بر خداوند توکل نما و نیکویی کن: در عوض دلواپس بودن و حسادت، داوود به مردان یا زنان خدا نصیحت کرد که خیلی ساده به خدا توکل کرده و برای جلال او نیکویی کنند. شایان توجه است که چه سریع میتوانیم از عمل سادۀ اطمینان به خدا و عمل به کارهای نیکو حواسمان پرت شود. ملاحظۀ کامیابیِ ظاهری شریران یکی از شیوههایی است که ما را پریشان میکند.
یک) «ایمان، نگرانی را درمان میکند. چشمها دچار انحرافاند و فقط چیزها را آنطور که به نظر میرسند میبینند، از اینرو حسادت میکنند؛ ایمان دیدِ شفافتری دارد تا مسائل را آنگونه که هستند مشاهده نماید، از آنرو سبب آسودگی میگردد.» (اسپرجن)
ب. در زمین ساکن باش و امانت را بپرور: و نیز داوود مردان یا زنان خدا را نصیحت کرد که دلواپسی و حسادت را بهمنظور لذت از برکاتی که خدا عطا میدارد، ترک کنند. او زمینی را برای اسرائیل مهیا کرد تا از آن بهره ببرند و امانتش همچون غذای هر روزه برای آنان بود.
ج. از خداوند لذت ببر: داوود به مرد یا زن خدا پند داد که دلواپسی و حسادت را با لذت هوشیارانه در خدا تعویض نمایند. این به آن مفهوم است که با در نظر گرفتن و با ایمان داشتن به برکات پِی در پِی خدا، دل و ذهن خود را شادمان نمایید.
یک) لذت ببر: چندین نویسنده این ذهنیت را شرح داده و اِعمال مینمایند.
· «همۀ خوشی خود را از او انتظار داشته باش و آن را در او دنبال کن». (کلارک)
· «این امر دربرگیرندۀ تغییر جهت آگاهانۀ عواطف فرد است… همچون پولس و سیلاس که در زندان، سرود میخواندند و نیز دعا میکردند.» (کیدنر)
· «ما نمیتوانیم بدون کوشش از این راه لذت ببریم. ما بایستی تمایل و اشتیاق خود از مسائل دنیوی را کنار گذاشته و آنها را در او متمرکز و استوار نماییم.» (مایر)
· «به نوعی از شریران سرمشق بگیر؛ آنها از سهم خود لذت میبرند -مراقب باش که از سهم خود لذت ببری، و به جای حسادت، به آنها ترحم خواهی کرد.» (اسپرجن)
· «علّت آنکه تعداد زیادی از مسیحیان به ظاهر از خدا خرسند نیستند آن است که او را کاملاً نمیشناسند و دلیل آنکه او را کاملاً نمیشناسند آن است که اوقات خود را با او سپری نمیکنند.» (بویس)
دو) «نخست به تمایلات دلت نیاندیش، بلکه نخست به آن بیاندیش که در خدایت لذت ببری. اگر او را بهعنوان خدایت قبول کردهای، او مالِ توست؛ بنابراین در او شادمانی کُن و آنگاه اشتیاقهای دلت را به تو خواهد بخشید.» (اسپرجن)
سه) دریافتیم که داوود گفت، و نیز از خداوند لذت ببر. واژۀ نیز بس مهم است و به ما خاطرنشان میکند که شادیها و لذتهای مشروعی در زندگی خارج از زندگی روحانی وجود دارد. ایمانداری که حقیقتاً به خدا توکل کرده است ، قادر است که در خداوند نیز لذت حقیقی پیدا کند.
چهار) «دگربار، او در تو شادی میکند؛ من روی صحبتم با اشخاصی است که امکان دارد این افکار را داشته باشند.به دفعات بیان شده است: «لذت من در بنیآدم بود»، امثال سلیمان 31:8. تفکر کن که او چیست و تو چه هستی؛ و ناگَه، شگفتزده و تسلیم شو.» (هو، به نقل از اسپرجن)
د. و او مراد دلت را به تو خواهد داد: این وعدهای خارقالعاده و حتی تضمین شده است. آنکه بهراستی در خداوند لذت میبرد، دل و تمایلاتش را دگرگون شده مییابد و بهتدریج با خواستههای نیک خدا در زندگیاش هم مسیر میگردد. از آنرو درمییابیم که لذت بردن از خدا، کلیدی برای زندگی شاد و پسندیده است.
یک) این نمایان میسازد که خدا در نظر دارد اشتیاق قلب مردان یا زنان نجاتیافتۀ خدا را عملی سازد. بیشک ممکن است چنین تمایلاتی تحت تأثیر گناه یا خودخواهی قرار گیرند؛ با اینحال، حتی وقتی که این تمایلات تحت ابرهای گناه قرار میگیرند، معمولاً همواره ریشهای خداپسندانه دارند که به تمامی تحت اِرادۀ خداست. مردان یا زنان خدا بایستی در این مسئله آسودگی خود را پیدا کرده و دلواپسی و حسادت را کنار بگذارند.
دو) «مردم دربارۀ مارتین لوتر در حِین آنکه در خیابانها قدم میزد گفتند: ‘مردی است که میتواند هر آنچه را که از خدا درخواست کند، در اختیار داشته باشد.‘ میدانید علت چیست؟ از آنرو که لوتر در خدای خود لذت میبرد.» (اسپرجن)
سه) اصل مزمور 4:37 مبنا و پایۀ اصلی است که بعضی اوقات لذتجوییِ مسیحی نامیده میشود. به صورت عادی، ما لذتجویی را بُتپرستی در نظر میگیریم. اصطلاح لذتجویی مسیحی به منظور پارسایی و تقدس در جهت خرسندی و لذت به کار میرود، چیزی که ریشه در متمرکز بودن بر لذت در خدا دارد.
چهار) بیش از همه، نمایان میسازد زمانی که ما در خداوند لذت میبریم، او لذت را به ما عطا میکند. اگر او لذت ما باشد، از خودتن بیشتر بر ما عطا میدارد. «اشتیاقهایی که بر او متمرکز شده است، خود را عملی میکنند». (مکلارن)
3. آیات (5-6) به منظور مراقبت و ترفیعتان بر خدا توکل نمایید.
راه خود را به خداوند بسپار،
و بر او توکل کن، که او عمل خواهد کرد.
او پارساییِ تو را همچون نور، تابان خواهد ساخت،
و حقانیت تو را، چون آفتابِ نیمروز.
الف. راه خود را به خداوند بسپار، و بر او توکل کن: در این قسمت، همانگونه که در آیۀ پیشین شرح داده شد، داوود مفهوم لذت بردن در خداوند را توصیف میکند. مفهوم آن است که راه خود را به او بسپاریم و بهراستی به خداوند توکل نماییم. به مفهوم دریافتنِ آسودگی، مراقبت و خرسندی در توجهی واگذار شده بر خداست.
یک) راه خود را بسپار: «عبارت عبری برای ‘سپردن‘ در واقع به معنی ‘غلتاندن‘ است، گویی که باری را از دوش خود میاندازیم (مراجعه کنید به یوشع ۹:۵). اما این واژه بهطور ساده به معنای ‘واگذاری‘ (امثال 3:16) یا ‘توکل‘ استفاده شده است؛ همچنین در مزمور ۸:۲۲ نیز همین معنا را میتوان یافت.» (کیدنر)
ب. که او عمل خواهد کرد: آنکه این توجه لذتبخش را بر خدا دارد، مشاهده خواهد کرد که او به وعدههای خود عمل خواهد کرد. شهرت و سرمایه وعده داده نمیشود، اما اشتیاق راستین و عمیقِ دل، عملی خواهند شد.
یک) «هر چه که ما بیشتر در این باره تلخی کنیم، برای ما نامطلوبتر خواهد بود. قوت ما آن است که بیتحرک باقی بمانیم. خداوند افترا خوردگان را تبرئه میکند. اگر او را محترم شماریم، او نیز ما را محترم میشمارد.» (اسپرجن)
ج. او پارساییِ تو را همچون نور، تابان خواهد ساخت: زمانی که خدا این تقاضاهای دِل را عملی میسازد، پارساییِ مردان یا زنان خدا پدیدار میگردد و چون نور آفتابِ نیمروز میتابد.
یک) او پارساییِ تو را تابان خواهد ساخت: «از منظر دنیا، اینطور به نظر میرسد: با رنجها و بلایای سرسخت پوشیده شده یا تحت تأثیر قرار گرفته است.» (پول)
دو) همچون نور: «همچون نور آفتاب و نیمروز بر مردمان نمایان میسازد.» (پول)
سه) «همانگونه که خدا در آغاز بیان کرد، «روشنایی باشد، و روشنایی پدید آمد»؛ بنابراین او خواهد گفت: «بیگناهیت پدیدار گردد، و همانگونه که نور در آغاز بود، به یکباره و مبرهن پدیدار خواهد گشت.» (کلارک)
4. آیات (7-8) در خدایی که با شریران سروکار دارد، تسکین یابید.
در حضور خداوند آرام باش،
و صبورانه انتظار او را بکش!
به سبب آنان که در راههای خود کامرانند،
و نقشههای پلید خود را به اجرا درمیآورند،
خودتن را مکدر مساز!
از خشم بازایست و غضب را ترک نما!
خودتن را مکدر مساز، که جز به شرارت نمیانجامد.
الف. در حضور خداوند آرام باش، و صبورانه انتظار او را بکش: از آنرو که خدا وعده داده است که وفادارانه آنان را که به او اطمینان کردند حفاظت کند، میتوانیم در حضور خداوند آرام باشیم. میتوانیم به جای دلواپسی و تلخی و هراس از اینکه خدا ما را از یاد برده یا هدف زیانآوری برای ما دارد، صبورانه انتظار او را بکشیم.
یک) در حضور خداوند آرام بودن از نوع ویژهای از آرامی سخن میگوید. آرامش خاموش، فارغ از سخنانی برای دفاع از خود. منظور آن است که ما به جهت حمایت و دفاع از خودتن سخن نمیگوییم؛ ما به خدا توکل خواهیم کرد تا ما را حفاظت نماید.
دو) «در حضور او غرغر و گلایه نكنید، بلكه آرام و ساکت مطیع خواست او گردید و داوریهایش را تحسین نمایید، و همانطور که گفته شده، در انتظار کمک او باشید.» (پول)
سه) «برّۀ بیعیب خدا در مقابل آنان که آبروی او را میبردند و جانش را میگرفتند، آرام بود؛ پس ‘آرام گرفتن‘ و تسلیم نمیتواند مگر برای کسی باشد که بهخاطر گناهانش رنج میبرد.» (هورن)
ب. از خشم بازایست و غضب را ترک نما! خودتن را مکدر مساز، که جز به شرارت نمیانجامد: داوود حکیمانه به مردان یا زنان خدا سفارش کرد که خشم، غضب و کدورت را کنار بگذارند. آنها ثمرهای به غیر از ضرر شرارت ندارند. آنها مخالف لذت بردن در خداوند و صبورانه در انتظار او بودن هستند.
یک) از خشم بازایست: «بهخصوص خشم برضد تدابیر مشیت الاهی، و حسادت نسبت به لذتهای گذرای آنان که زود از هر آسودگیای فارغ میگردند. خشم در هر جایی دیوانگی است، در اینجا خشم، دیوانگی شدیدتری است.» (اسپرجن)
5. آیات (9-11) اطمینان کُن كه خدا بدکاران را مجازات خواهد كرد و حلیمان را اجر خواهد داد.
زیرا که بدکاران منقطع خواهند شد،
اما منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد.
پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود؛
و هرچند او را بجویی، یافت نخواهد شد.
اما حلیمان وارث زمین خواهند شد،
و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد.
الف. منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد: این علّت دیگری برای شادی و توکل بر خداوند است. میتوانیم به وعدۀ او اطمینان نماییم که نه تنها در این جهان، بلکه در جهان بعدی نیز فرزندان خود را مورد توجه قرار میدهد. در عوض، بدکاران منقطع خواهند شد.
یک) «همواره به شما خاطرنشان میکنم، اگرچه گرگ قدرتمند و درنده است و گوسفند بسی ناتوان و بیدفاع است، با این وجود، در دنیا تعداد گوسفندان بسیار بیشتر از گرگها است؛ و آن روز خواهد آمد که آخرین گرگ میمیرد و آنهنگام گوسفندان دره و دشت را میپوشانند و برفراز تپهها چَرا میکنند. پارسایان و پرهیزکاران اغلب ناتواناند، ‘زمین را به میراث خواهند برد‘ هنگامی که بدکاران از زمین منقطع گردند.» (اسپرجن)
ب. پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود: شریران روز کامیابی خود را خواهند داشت، اما کمدوام است. خیلی زود، شریرانی که در این جهان مشهور و مورد تحسین هستند، هیچ نفوذ و جایگاهی نخواهند داشت (هرچند او را بجویی، یافت نخواهد شد).
یک) «کوتاهی عمر سبب میگردد بنگریم که تلألو ب شریران بزرگ، طلای حقیقی نیست.» (اسپرجن)
دو) «همۀ دوران جهان در منظر آن که اُمیدش به ابدیّت است، ‘مدتکوتاهی‘ بیش نیست.» (هورن)
ج. اما حلیمان وارث زمین خواهند شد: به منظور تأکید، داوود ذهنیت توجه و پاداش خدا به حلیمان را بازگو کرد. آنها و نه شریران، از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد.
یک) ««حلیمان» آن افرادی هستند که رنجهای خود و کامیابیِ دشمنانشان را بدون حسادت و خشم و شکوه و گلایه تاب میآورند» (هورن)
دو) «برترین شرح قابل توصیف از حلیمان: آنان افرادی هستند که به جای عرض اندام، صبورانه مسیر ایمان را بر میگزینند.» (کیدنر)
سه) حلیمان وارث زمین خواهند شد: عیسی این آیه را در موعظه بالای کوه در سومین خوشابهحالها بازگو کرد (انجیل متی 5:5). «صحیح است که بیان داریم مزمور 37 تفصیلی از سومین خوشابهحال است، حتی با آنکه هزار سال پیش از آغاز خدمت عیسیمسیح نگاشته شده بود؛ در مقابل کامیابی تظاهرگونۀ شریران، از شخصیت حلیمان و پارسایان پرده برمیدارد.» (بویس)
فائق آمدن پارسایان و ریشهکن شدنِ شریران.
1. آیات (12-15) خدا با یک خنده، شریران را مغلوب میسازد.
شریران بر پارسایان دسیسه میکنند
و بر ایشان دندان به هم میسایند؛
اما خداوند بر شریران میخندد،
زیرا میبیند که روز ایشان فرا میرسد.
بدکاران شمشیر از نیام برمیآورند
و کمان را برمیکشند،
تا فقیران و نیازمندان را به زیر افکنند
و راستروان را از دم تیغ بگذرانند.
اما شمشیرهای آنها به قلب خودشان فرو خواهد رفت،
و کمانهایشان خواهد شکست.
الف. شریران بر پارسایان دسیسه میکنند و بر ایشان دندان به هم میسایند: پیشتر در این مزمور، داوود عاقبت پارسایان را با عاقبت شریران مغایر دانست. حال او نزاع اجتنابناپذیر میان پارسایان و شریران را بیان میکند. او آشکار میسازد که بدون علت، شریران بر پارسایان دسیسه میکنند. دندان بر هم ساییدنشان، شدت خشم و تنفر آنان را نمایان میسازد.
یک) «شریران با حرکات ایما و اشارۀ خود نشان میدهند که اگر قادر بودند، چه میکردند؛ اگر نتوانند فشار دندان بیاورند، دندان بر دندان میسایند: اگر قادر نباشند گاز بگیرند، دستکم پارس میکنند.» (اسپرجن)
ب. خداوند بر شریران میخندد، زیرا میبیند که روز ایشان فرا میرسد: با تمامیِ توطئهها و دندان برهم ساییدنهای شریران، آنان برضد خداوند و قومش هیچچیزی را از پیش نمیبرند. خدا خیلی ساده با آگاهی از سرانجامشان، به آنان میخندد.
یک) «اگر خدا میتواند به شریران بخندد، آیا ما نباید دستکم قادر باشیم از پریشان و آشفته شدن توسط آنها اجتناب کنیم؟» (بویس)
دو) زیرا میبیند که روز ایشان فرا میرسد: «انسان شریر نمیبیند که نابودیاش تا چه اندازه قریبالوقوع است؛ او به فخر از درهمشکستن دیگران سخن میگوید، در حالیکه که پای عدالت هماکنون برافراشته شده تا او را همچون لجن کف خیابانها لگدمال کند.» (اسپرجن)
ج. بدکاران شمشیر از نیام برمیآورند و کمان را برمیکشند: شریران نقشه میکشند و دندانهای خود را با خشم به هم میسایند، اما به همینجا بسنده نمیکنند. با خشمِ سوزان، میکوشند نقشههای خود را علیه قوم خدا به انجام رسانند. با اینحال، خداوند از قوم خود محافظت خواهد کرد؛ و شمشیرهای آنها به قلب خودشان فرو خواهد رفت، و کمانهایشان خواهد شکست.
یک) «آنها همچون هامان بر چوبههای دار که به دست خودشان برای مُردخای ساختهاند، به دار آویخته خواهند شد. صدها مورد از این رویدادها وجود دارد. همچون شائول که کوشید داوود را به قتل برساند، بر روی شمشیر خود جان باخت.» (اسپرجن)
2. آیات (16-17) برکت خدا بر پارسایان متواضع.
اندک داراییِ یک پارسا
بهتر است از ثروت شریرانِ بیشمار؛
زیرا بازوی شریران خواهد شکست،
اما خداوند پشتیبان پارسایان است.
الف. اندک داراییِ یک پارسا بهتر است از ثروت شریرانِ بیشمار: از آنرو که هر چیزی که دارایی فرد شریر است، گذراست، اندک داراییِ یک پارسا بهتر است از ثروت شریران بیشمار. حیات پارسا و همراه با توکل بر خدا، برترین راهبرد سرمایهگذاری طولانی مدت است.
یک) «برکت او قادر است یک کرم ریز را به یک موهبت مبدل کند، اما لعنتش، یک موهبت را به کرمی ریز تبدیل میکند.» (هورن)
دو) «اندکی برکت، برتر از لعنتی عظیم است؛ اندکی که برکت یافته، بهتر است از جهانی که با لذت مصرف میشود، اما بیبرکت است؛ یک پوند برکت برتر از هزاران پوند لعنتشده است؛ تکهنانِ سوختهای که برکت دارد، برتر از ضیافتی لعنت شده است؛ خوشههای باقیمانده که برکت دارد، برتر از تمام نوبر محصول لعنت شده است؛ قطرهای از رحمت و برکت برتر از دریایی از رحمت لعنت شده است.» (بروکس، به نقل از اسپرجن)
ب. زیرا بازوی شریران خواهد شکست، اما خداوند پشتیبان پارسایان است: پاداش شریران شکستن بازویشان است. پاداشِ پارسایان این است که خداوند ایشان را با بازوانِ خود نگاه دارد.
3. آیات (18-20) نیکویی پابرجای راستان.
خداوند از روزهای راستان آگاه است،
و میراث ایشان جاودانه خواهد بود.
آنان در زمان بلا سرافکنده نخواهند شد؛
و در زمان قحطی سیر خواهند گشت.
اما شریران هلاک خواهند شد،
و دشمنان خداوند همچون زیبایی چمنزارها محو خواهند گردید،
آری، همچون دود محو خواهند شد.
الف. خداوند از روزهای راستان آگاه است، و میراث ایشان جاودانه خواهد بود: پاداشِ ظاهریِ شریران، زودگذر و ناپایدار است؛ اما میراثِ راستان، جاودانه و همیشگی است. همۀ اینها دلیلی استوارتر است برای آنکه از کامیابیِ فریبندۀ (و در عینحال گذرای) شریران نه به رشک آییم و نه دلواپس شویم.
یک) خداوند از روزهای راستان آگاه است: «خدا به تمام شرایط، سختیها و توان تحملشان، آشنا است؛ پس او یا آزمایشهای ایشان را کوتاه میسازد یا توانشان را میافزاید.» (کلارک)
ب. در زمان قحطی سیر خواهند گشت: خدا حتی زمانی که دیگران چیزی ندارند، قادر است شیوهای برای فراهم کردن نیاز فرزندانش مهیا کند.
ج. همچون دود محو خواهند شد: پیشرفت، شهرت و کامیابی شریران همچون دود گذراست و هرگز ذات پایداری ندارد و زود بهطور کامل محو میگردد.
یک) همچون دود محو خواهند شد: آدام کلارک بیان میکند که بعضی از نسخههای دستنوشتۀ باستانی این جملات را به شکل دیگری ترجمه کردهاند. «اگر ما زبان عبری را دنبال نماییم، آن مفهوم را میرساند که آنها بایستی چربی بره را تقدیم نمایند. به آن مفهوم که چربی در زمان قربانی بر آتش روی مذبح به تمامی دربرگرفته میشود، تا در آتش خشم خدا نیز دربرگرفته شود و از بین برود.»
4. آیات (21-22) برکت و لعنت.
شریر قرض میگیرد و بازپس نمیدهد،
اما پارسا با گشادهدستی میبخشد؛
آنان که خداوند برکتشان دهد، زمین را به میراث خواهند برد،
ولی کسانی که لعنتشان کند، منقطع خواهند شد.
الف. شریر قرض میگیرد و بازپس نمیدهد، اما پارسا با گشادهدستی میبخشد: داوود میفهمید که اختلاف میان شریران و پارسایان فقط در ایمان و توکلشان نبود. اختلاف معمولاً در رفتار آنها نیز مشاهده میشد. شریران گیرندهاند، قرض میگیرند و بازپس نمیدهند. پارسایان دهنده و مملو از گشادهدستی هستند.
یک) بازپس نمیدهد: «شاید از انجام آن اجتناب نماید، زیرا او انسانی شریر است؛ یا توانایی انجام آن را نداشته باشد، از آنرو که به گِدایی روی آورده است.» (کلارک)
ب. آنان که خداوند برکتشان دهد، زمین را به میراث خواهند برد: وعده میراثِ زمین برای سومین مرتبه بیان میگردد. این برکتی برای پارسایان است، در حینی که بدکاران خود را هدف لعنت خدا مییابند و منقطع خواهند شد.
5. آیات (23-24) رهنمود و پشتیبانی خدا برای انسانهای نیک.
اگر خداوند راه کسی را خوش بدارد،
گامهایش را استوار میسازد؛
هرچند بیفتد، نقشِ بر زمین نخواهد شد،
زیرا خداوند دستش را میگیرد.
الف. خداوند راه کسی را خوش بدارد: ثمره پارسایان تنها در زندگی پیش رو نیست. در زمان حال، خدا راه یک انسان نیک را خوش میدارد. همانگونه که او در پِی خداوند است و در او لذت مییابد، درمییابد که حیاتش اِرادۀ نیکو، پسندیده و کامل خدا را اثبات مینماید (رومیان 1:12-2).
یک) خداوند راه کسی را خوش بدارد: «در متن، هیچ نیکویی به خودی خود وجود ندارد. واژهی اصلی،geber است که بهدرستی به معنای مردی نیرومند، فاتح یا پهلوان بهکار میرود؛ و به نظر میرسد که در اینجا برای این منظور استفاده شده است که نشان دهد حتی نیرومندترین انسانها نیز باید بهدست خداوند حمایت شوند، وگرنه قوت و دلیریشان سودی نخواهد داشت.» (کلارک)
دو) «این حقیقت بهطور برجستهای دربارۀ مسیح صادق است، که قدمهای او را یهوه استوار کرد و راه او را خوش بداشت.» (هورن)
ب. اگر خداوند راه کسی را خوش بدارد: یکی دیگر از ثمرات عظیم و حاضر برای مردان یا زنان پارسا، آگاهی از آن است که خدا راه آنها را خوش میدارد. این موضوع بهویژه دربارۀ ایمانداری که تحت عهدجدید است و بهواسطۀ ایمان پارسا شمرده شده است، و جایگاهی در فیض خدا دارد، مبرهن است (رومیان 1:5-2)
ج. هرچند بیفتد، نقشِ بر زمین نخواهد شد، زیرا خداوند دستش را میگیرد: داوود سومین ثمرۀ عظیم برای مردان یا زنان پارسا که به خدا توکل مینمایند را توصیف کرد. با آنکه امکان دارد او گاهی بیفتد (به مفهوم لغزیدن)، سقوط نخواهد کرد. به آن مفهوم که نقشِ بر زمین نخواهد شد. این مسئله به دلیل نیرو یا نیکوییِ باطنی او نیست، بلکه به آن خاطر است که خداوند دستش را میگیرد.
حکمت در انسانی که در پِی دل خداست.
1. آیات (25-26) شهادتی از برکت و توجۀ خدا بر پارسایان.
من جوان بودم و اینک سالخوردهام،
با این همه، هرگز پارسایی را ندیدهام که وانهاده شده باشد
و نه فرزندانش را که گدای نان شوند.
همواره گشادهدست است و قرضدهنده،
و فرزندانش مایۀ برکتند.
الف. هرگز پارسایی را ندیدهام که وانهاده شده باشد و نه فرزندانش را که گدای نان شوند: داوود از تجربیات خود، شهادت داد. او بیان کرد که خدا به آنان که به او اطمینان کرده و براساس پارسایی او زندگی میکنند، توجهای ویژه میکند. آنها وانهاده نشدند و فرزندانشان نیز برکت یافتند.
یک) این گواهیِ داوود پس از چندین سال بود (من جوان بودم و اینک سالخوردهام). داوود با مشاهدۀ وفاداری خدا نسبت به قومش، در نظر داشت نسل جوانتر نیز به او توکل کنند و از تجربه او عبرت گیرند.
دو) داوود میدانست در زمان قحطی، در میان اجدادش، گروهی از ترس، اسرائیل را ترک کردند (روت 1). آنان پس از چندین سال که بهطور فاجعهباری به موآب برگشتند، دریافتند مردم بیتلحم مورد حمایت قرار گرفته و نیازهایشان تأمین شده بود. خداوند میدانست چطور از آنان که در دوران قحطی به او اطمینان کردند مراقبت نماید و از آن هنگام تا حال، همینگونه عمل کرده است.
سه) یکی از راههایی که خداوند برای پارسایان و فرزندان آنها تدارک میبیند از طریق تلاش و پشتکاری است که از آنِ نجاتیافتگان است، کسانی که میدانند همه چیز باید با دل و جان انجام شود، همچنان که برای خداوند انجام میدهند -از جمله کار کردن برای روزی خود.
ب. هرگز پارسایی را ندیدهام که وانهاده شده باشد و نه فرزندانش را که گدای نان شوند: این بیان برای برخی مشکلساز است، زیرا آنها نمونههایی دیدهاند یا تجربه کردهاند که مردان یا زنان خدا -یا فرزندانشان- در گرسنگی، فقر شدید، یا بهحدی که مجبور به گدایی شدهاند، قرار گرفتهاند.
یک) نخست ملاحظه مینماییم که این مزمور، مانند امثال سلیمان مزموری حکیمانه است. در ادبیات حکیمانه کتابمقدس، اصول عمومی معمولاً، بهصورت اصل کلی و غالب به شکل بیچون و چرا عرضه میگردند. با درک آن که امکان دارد استثناهایی وجود داشته باشد.
دو) ما نیز ملاحظه میکنیم که داوود خیلی ساده از تجربۀ خود نوشت. او این را ننوشت که این اصلی بیچون و چراست، بلکه مشاهدات خودش است.
سه) بعضی همچون آدام کلارک، تجربیات و مشاهداتی یکسان داشتند: «من باور دارم که این مسئله به معنی لغوی در تمامی موارد صحت دارد. حال من خود کهنسال گشتهام؛ به کشورهای متفاوت سفر کردهام و در همۀ موقعیتهای حیاتم فرصتهای بسیاری برای ملاقات و مباحثه با اشخاص مذهبی داشتهام؛ و تا جایی که در جریانم، موردی متناقض با آن مشاهده نکردهام. ندیدهام که هیچ انسان پارسایی وانهاده شده باشد و یا فرزند پارسایی برای نان گدایی کنند. خداوند این احترام را میگذارد بر تمام کسانی که ترس او را در دل دارند؛ و او چقدر مراقب آنان و نسلهای آنان است.»
چهار) برخی دیگر، مانند چارلز اسپرجن، تجربه و مشاهدات مشابهی نداشتند: «این مشاهده من نیست همانطور که بیان شده است، زیرا من به فرزندان مردانی که بیتردید پارسا بودهاند، کمک کردهام؛ کسانی که به من بهعنوان گدایان معمولی مراجعه کردهاند. اما این امر هیچ شکی به مشاهده داوود وارد نمیکند.»
پنج) «و این برای من بسیار خفتبار بوده است، که در میان همین دیوارها، مجبور شدم به فرزندان ناشایست خادمان مسیحی، که در پارسایی آنان شکی نداشتم و بعضی از آنان حال در بهشت هستند، کمک برسانم. این فرزندان مردان پارسا، برعلیه خدا عمل کردهاند، بنابراین خدا نیز برعلیه آنان رفتار کرده است. من بارها امیدوار بودم که فقرِ آنها وسیلهای باشد برای آنکه به جستجوی خدای پدرانشان بروند!» (اسپرجن)
شش) «در جامعهای که در زمان حال در آن زندگی میکنیم، شاید برخی اوقات پارسایان بسیار محتاج و تهیدست شوند، اما حتی در زمان حال هم این موارد نادر هستند. در پِی تجارب مختلف، میخواهم فردی که گدایی میکند را پیش از پذیرش شهادت او بر ضد مزمورنویس، مورد بازجویی شدید قرار دهم.» (مورگان)
ج) همواره گشادهدست است و قرضدهنده: در هنگام تنگدستی، پارسا فقط تدارک و روزی خدا را دریافت نمیکند، بلکه با قلبی گشاده دست و قرضدهنده به محتاجان یاری میرساند.
یک) «اینکه چگونه ایمانداران خسیس و طماع میتوانند به نجات امید داشته باشند، برای کسانی که آیاتی چون این را در کتابمقدس میخوانند، مایۀ شگفتی است.» (اسپرجن)
2. آیات (27-29) وعده خدا برای فرمانبرداری.
از بدی روی بگردان و نیکویی کن؛
آنگاه تا به ابد سکونت خواهی یافت.
زیرا خداوند عدالت را دوست میدارد
و سرسپردگان خود را ترک نخواهد کرد.
آنان تا به ابد محفوظ خواهند بود،
اما نسل شریران منقطع خواهند شد.
پارسایان زمین را به میراث خواهند برد
و تا به ابد در آن سکونت خواهند کرد.
الف. از بدی روی بگردان و نیکویی کن: مرد یا زن پارسا به خدا توکل میکند، اما تعالیم و رهنمودهای اخلاقی را هم درمییابد و برای آن ارزش قائل میشود. توجۀ خدا به او، او را بیاحتیاط نمیسازد، بلکه او را در کسب خشنودی خدا، محتاط میسازد.
یک) این جملات با مردان یا زنان پارسا در اوج دشواری سخن میگوید. «نزاع با شرارت انسان را وسوسه میکند که با سلاحهای خود به نبرد با دشمن برود.» (کیدنر)
دو) «پس با داشتن این وعدهها و مزایای پُرجلال، باشد تا هیچکس به جهت کسب اموال یا استوار ساختنِ خود، عمل بد یا ناعادلانه انجام ندهد، و نیز از اعمال نیکو و پسندیده پرهیز کند، از بیم آنکه مبادا بهسببِ آنها خود را به نابودی کشاند.» (پول)
ب. زیرا خداوند عدالت را دوست میدارد و سرسپردگان خود را ترک نخواهد کرد: از آنرو که خدا عدالت را دوست دارد، قومش هم باید به عدالت تمایل داشته باشند. او نسبت به آنان وفادار است و آنان را ترک نمیکند، اما نسل شریران منقطع خواهند شد.
یک) نسل شریران منقطع خواهند شد: «فرزندانی که از قدمهای شریرانۀ والدین شریر خود پیروی میکنند، همچون والدینشان منقطع خواهند شد. داوریهای خدا و نیز رحمتهایش برای نسلهای پیش رو نازل میگردد.» (کلارک)
ج. پارسایان زمین را به میراث خواهند برد و تا به ابد در آن سکونت خواهند کرد: داوود یک مرتبۀ دیگر در این مزمور، نعمتی را شرح میدهد که پیش روی پارسایان در عصر آینده است. آنها در عصر آینده، میراث و جایگاهی امن خواهند داشت.
یک) «مقدسین یک روز بر همهچیز سلطه خواهند یافت؛ در آن وقت به قناعت، نه افراط، اطمینان مییابند.» (ترپ)
3. آیات (30-31) شخصیت فرد پارسای خدا.
دهان پارسا حکمت را بیان میکند،
و زبانش به عدالت سخن میگوید.
شریعتِ خدایش در دل اوست،
و پاهایش نمیلغزد.
الف. دهان پارسا حکمت را بیان میکند: داوود دگربار شخصیت و نگرش مردان یا زنان پارسای خدا را اعلام میکند که بهخاطر کلام حکیمانه و عادلانهشان معروف هستند.
ب. شریعتِ خدایش در دل اوست: مرد (یا زن) پارسا به محبت داشتن نسبت به کلام خدا معروف است. او کلام خدا را در دل خود دارد (ارمیا 33:31). به دلیل این دانش و تکیه بر کلام خدا، پاهایش نمیلغزد.
یک) «او یک کتابمقدس در سر و یکی دیگر در دلش دارد.» (ترپ)
4. آیات (32-33) شخصیت و پاسخ شریران.
شریر به کمین پارسا مینشیند،
و قصد جان او دارد؛
اما خداوند او را به دست وی وانمیگذارد،
و چون به محاکمه کشیده شود، نخواهد گذاشت محکوم گردد.
الف. شریر به کمین پارسا مینشیند، و قصد جان او دارد: در تأمل بر برکات شگفتانگیزی که خداوند برای پارسایان مقرر داشته است، داوود هرگز چنین نیندیشید که زندگی پارسایان راحت خواهد بود. یکی از خطراتی که همواره وجود داشت، از سوی شریرانی بود که بیسبب، از پارسایان نفرت داشتند.
یک) «کسانی که چماق خونین قابیل را به دوش میکشند، از نیکویی که در دیگران وجود دارد تا سرحد مرگ نفرت دارند، آنها نیکویی را در خود نادیده میگیرند.» (ترپ)
ب. خداوند او را به دست وی وانمیگذارد: خوشبختانه مردان یا زنان پارسا محتاج فیض شریران نیستند. خدا از آنان حفاظت میکند، بهخصوص در داوری نهایی (چون به محاکمه کشیده شود، نخواهد گذاشت محکوم گردد).
یک) «و روزی خواهد آمد که آنکه با سکوت و متانت در برابر داوریِ انسانها ایستاد و برای راستی و عدالت رنج کشید، به تختی در میان مقدسان و شهیدان برخواهد خاست، تا در محاکمۀ داورانی که روزی او را اهانت کردند، مشارکت داشته باشد.» (هورن)
5. آیات (34-36) تشویقی به اعتماد، بر پایۀ شهادت
منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار،
که تو را به وراثت زمین سرافراز خواهد ساخت،
و چون شریران منقطع شوند، به چشم خواهی دید.
مردی شریر و ستمگر دیدم،
که چون درختِ سرسبزِ بومی قد میافراشت،
اما چه زود درگذشت و اثری از او بر جای نماند؛
و هر چه او را جُستم، یافت نشد.
الف. منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار، که تو را به وراثت زمین سرافراز خواهد ساخت: داوود برای پنجمین مرتبه در این مزمور به قوم خدا وعده داد که به وراثت زمین خواهند رسید. داوود در جایگاه پادشاه اسرائیل، نگران قلمروی آنان بود، اما این اندیشه را میتوان به دوران آینده نیز گسترش داد. قوم خدا جایگاه خود را دارند، حتی اگر نوع دیگری از زمین در عصر پیش رو باشد.
یک) منتظر خداوند باش: «در انتظار بمان؛ با اطاعت همچون یک خادم، با امید همچون یک وارث، و با چشمبهراهی همچون یک ایماندار.» (اسپرجن)
دو) منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار: «در حین آنکه در انتظاریم، باشد که از شک و تردید بر حذر باشیم.» (واتسون، به نقل از اسپرجن)
ب. چون شریران منقطع شوند، به چشم خواهی دید: برای پنجمین مرتبه در این مزمور، داوود وعده داد که بدکاران منقطع شده یا به زیر کشیده خواهند شد. هلاکت پیش روی آنان به همان میزان مسلم بود که برکت و امنیت پارسایان در آینده.
یک) داوود درختِ سرسبز را نمادی از فرد شریر در آسودگی به کار میبرد. مزمور 1 درختی سرسبز را همچون تصویری از پارسایان به کار میبرد. «در این قسمت به شکل برعکس به کار رفته، فرد بدکار به درختی سرسبز میماند که برای مدتی رشد کرده و سبز میشود، اما خیلی زود تباه شده و اثری از او باقی نمیماند.» (بویس)
ج. مردی شریر و ستمگر دیدم: داوود یک مرتبه دیگر بر تجربه و شهادتِ شخصی خود اِتِکا کرد. او انسانهای شروری را مشاهده کرده بود که به امنیت و کامیابی عظیمی دست یافته بودند، اما در مدت زمان کوتاهی اثری از آنها بر جای نمانده بود.
یک) اثری از او بر جای نماند: «چه جاروبِ پاککنندهای دارد مرگ! به شگفتیِ همگان، آن مرد بزرگ بر جای نماند؛ داراییهایش فروخته شد، تجارتش ورشکست، خانهاش به غیر رسید، نامش فراموش گشت -و همۀ اینها تنها در عرض چند ماه!!» (اسپرجن)
6. آیات (37-38) دعوتی برای کسب همان شهادت.
مردِ بیعیب را ببین و مردِ صالح را بنگر!
زیرا سرانجامِ آن مرد، سلامتی خواهد بود.
اما عاصیان جملگی هلاک خواهند شد،
و شریران را سرانجامی نخواهد بود.
الف. مردِ بیعیب را ببین و مردِ صالح را بنگر: مردان و زنانِ پارسا در این جهان توجه چندانی دریافت نمیکنند؛ فرهنگِ روز بیشتر مجذوبِ بیخدایان و شریران است. اما داوود ما را نصیحت میکند که به اشخاص بیعیب و پارسای این دنیا توجه نماییم، زیرا سرانجامِ آنان، سلامتی خواهد بود.
ب. شریران را سرانجامی نخواهد بود: برای ششمین و آخرین مرتبه در این مزمور، داوود به ما خاطرنشان میکند که سرانجام بدکاران، سرانجامی نیست که آرزویش را داشته باشیم.
یک) «هیچ امر ناشایستی در شکرگزاری صریح، زمانی که داوریِ خدا دندانهای شیر را میشکند، وجود ندارد.» (مکلارن)
7. آیات (39-40) یاری قابل اعتماد و رهایی خداوند.
نجات پارسایان از خداوند میرسد؛
اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی.
خداوند ایشان را یاری میدهد و میرهاند؛
ایشان را از چنگ شریران رهایی میبخشد و نجات میدهد،
زیرا که در او پناه میجویند.
الف. نجات پارسایان از خداوند میرسد: این آیه تفکری سودمند در پایان این مزمور است. در تحسین و ستایش داوود از مردان یا زنان پارسا، امکان دارد شخصی گمان کند که آن اشخاص از روی پارسایی خود رهایی یافتهاند. داوود به ما یادآوری میکند که نجات پارسایان از خداوند میرسد و اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی.
یک) اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی: «در حالی که سختیها شریران را به زمین میزند، همین سختیها پارسایان را به سوی مددکارِ نیرومندشان سوق میدهد؛ کسی که با شادی، ایشان را برپا میدارد.» (اسپرجن)
ب. ایشان را از چنگ شریران رهایی میبخشد و نجات میدهد، زیرا که در او پناه میجویند: داوود اندیشه را بازمیگرداند به آن اعتماد بنیادی که پارسایان به خدا دارند. جایگاهِ ایشان در او، در محبتِ توأم با توکل به خداوند، استوار و محفوظ است.