فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

 مزمور 34 – ستایش از درون غار


این مزمور، مزمور داوود خوانده می­شود زمانی که نزد اَبیمِلِک خود را به دیوانگی زد تا از آنجا بیرون رانده شد و به راه خود ادامه داد. داوود که توسط شائول تبعید شده بود، به شهر فلسطینی جَت قدم گذاشت، اما در آنجا محل امنی پیدا نکرد و با دشواری از آنجا فرار کرد. این وقایع در اول سموئیل 10:21-1:22 گزارش شده است. در پِی آن، داوود به غاری در عَدُلام پا گذاشت، مکانی که تعداد زیادی از افراد مأیوس به او ملحق شدند. گویی این مزمور شاد و خردمندانه از آن غار سروده شده و در نزد آن مردان خوانده شده است.

ساختار این مزمور یک آکروستیک (ترتیب حروف) است یا تقریباً به این شکل. هر آیه با یک حرف متفاوت از الفبای عبری شروع می‌شود، به جز حرف واو. هدف از استفاده از فرمت آکروستیک در این مزمور عمدتاً به‌عنوان ابزاری برای تشویق به یادگیری و حفظ مطالب به نظر می‌رسد.

اَبیمِلِک احتمالاً لقبی بود که در بین فلسطینیان به حاکمان داده می‌شد؛ نام صحیح حکمران، اَخیش بود (اول سموئیل 10:21).

دعوت قوم خدا برای ستایش.

1. آیات (1-2) حیاتی لبریز از ستایش.

خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛

ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود.

جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛

مسکینان بشنوند و شادی کنند.

الف. خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند: با ملاحظۀ عنوان این مزمور و زمینۀ تاریخی آن، مشاهده می­کنیم که داوود به‌واسطۀ نجات خدا آن هنگام که در اسارت فلسطینیان بود، چیره گشت و تسلی یافت (اول سموئیل 10:21-1:22).

یک) «با اینکه او همچون یک دیوانه برخورد کرد، اما آنقدر دیوانه نبود که از ستایش کسی که تنها حکمت حقیقی او بود، چشم­پوشی نماید. شاید او در غاری دلگیر پناه گرفته بود، اما این مزمور به ما می­گوید که در درون دلش، به خداوند پناه برده بود.» (بویس)

دو) ستایش همواره بر زبان من خواهد بود: «ستایش خداوند نه تنها در دلم، بلکه بر زبانم نیز خواهد بود. شکرگزاری ما آن‌گونه نیست که ساکت باشیم؛ شکرگزاری ما باید یکی از سبک­های موسیقی باشد.» (اسپرجن)

ب. جان من در خداوند فخر خواهد کرد: شاید داوود به خود فخر ورزیده باشد. حکایت اول سموئیل شرح می‌دهد که به چه صورت داوود با تظاهر به جنون، با زرنگی، رهایی خود را کسب کرد، اما او آگاه بود که کارساز بودن آن امر به حکم خداست، نه از روی ذکاوت.

یک) «چه چیزی برای فخرفروشی مقدسانه در یهوه وجود دارد! شخصیت، ویژگی­ها، عهد، وعده­ها، اعمال و هزار چیز دیگر به تمامی بی­رقیب، بی­همتا، بی­نظیر­ند؛ می‌توانیم آنها را آن‌گونه که در نظر داریم ارج و منزلت دهیم، و هیچ‌گاه در این عمل به سخنوری باطل و تهی محکوم نمی‌شویم.» (اسپرجن)

دو) با این وجود، داوود چیز بسیاری برای فخر ورزیدن از دید انسانی نداشت. او وادار شد همچون فردی دیوانه خودتن را حقیر سازد تا بتواند از دست فلسطینیان که نابخردانه در بین آنان پناه گرفته بود، بگریزد. حتی شمشیر جولیات را همراه با خود به جت آورد!

سه) از آن‌رو این فخر فروتنانۀ داوود است، که در خداوند فخر می­ورزد و حتی کمی در تحقیر خود. «پولس، در نامه خود درمورد فخر ورزیدن، شاید این بیانات و این بخش را به یاد آورده باشد، و از آن‌رو گُریز خفت­بار خود را از دست یک پادشاهِ بیگانه به خاطر آورد (دوم قرنتیان 30:11-33)، و تعالیمی که در چنین موقعیت­هایی بیان شده است.» (کیدنر)

چهار) «به ظاهر دیوانه‌ای که دیوار را خط‌خطی می­کرد، اما درواقع پارسا، شاعر و واعظ؛ و با نگاه به گذشته که نجات به‌واسطۀ یک حقه حاصل شد، به آن به‌عنوان نمونه‌ای از پاسخ یهوه به دعا می نگرد!» (مک­لارن)

ج. مسکینان بشنوند و شادی کنند: داوود رهایی خود را با نمایشی اساسی از فروتنی کسب کرد. دیگر اشخاصِ مسکین از شنیدن اینکه به چه شکل خدا فروتنی داوود را برکت و پاداش داد، شاد می­گردند.

یک) قابل‌توجه است که او قوم خدا را عموماً مسکینان نام می­نهد. گویی متکبر بودن انکار خدا بود -و در حقیقت، به نوعی همین‌طور است.

2. آیات (3-7) شهادت کسی که رهایی یافته است.

خداوند را با من تجلیل کنید،

نام او را با یکدیگر برافرازیم.

خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛

او مرا از همۀ ترس‌هایم رهانید.

آنان که نگاهشان بر اوست، می‌درخشند؛

روی ایشان هرگز شرمسار نمی‌شود.

این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید

و او را از همۀ تنگی‌هایش نجات بخشید.

فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو می‌زند،

و آنان را می‌رهاند.

الف. خداوند را با من تجلیل کنید: داوود آگاه بود که چیزی گیرا در ستایش حقیقی خدا وجود دارد. زمانی که فردی به‌راستی خدا را می­ستاید، می­کوشد سایرین را به سوی عمل ستایش بکشاند. اگر برای یک شخص نیکوست تا نام او را برافرازد، پس شایسته­تر است تا آن را با یکدیگر همراه با قومش انجام دهد.

یک) داوود می‌دانست ستایش خدا به‌منظور تجلیل اوست که به مفهوم عظیم­تر نشان دادنِ او در دیدگاه اشخاص است. تجلیل در حقیقت چیزی را بزرگ‌تر نمی­سازد و ما قادر نیستیم خدا را بزرگ‌تر نماییم. اما تجلیلِ یک چیز یا یک شخص به مفهوم بزرگ‌تر درک کردن آن است، و ما باید نسبت به خداوند این کار را انجام دهیم.

دو) «از آن‌رو که او خود برای به سرانجام رساندن آن عمل عظیم کفایت نمی­کند، از سایرین یاری می­جوید.» (ترپ)

سه) «شخص مسیحی نه تنها خدا را تجلیل می­نماید، بلکه سایرین را نیز به انجام آن کار ترغیب می­نماید؛ و بی­صبرانه منتظر آن روز است که تمامی قوم‌ها و زبان­ها، با دست کشیدن از اختلافات و خصومت­ها، تعصبات و انحراف­ها، بی­اعتقادی­، کفرورزی­، تفرقه­ها، آوای خود را در ستایش و تجلیلِ نام منجیِ عظیم خود به طور واحد به گوش برسانند.» (هورن)

ب. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترس‌هایم رهانید: گواهیِ سادۀ داوود حتی هزاران سال بعد همچنان مقتدر است. داوود خداوند را جُست. با اطمینانی سرشار از محبت به او نگریست. خدا سپس خدمتگزار خود را اجابت کرد، به آن مفهوم که او را با محبت، دلسوزی و عمل اجابت کرد. خدا زمانی که داوود را از تمام ترس‌هایش رهانید، به او جواب داد.

یک) مفسرین دربارۀ آنکه آیا داوود وقتی که در میان فلسطینیان خود را مجنون معرفی کرد، مرتکب گناه شد یا خیر، یا آنکه مطیع بوده و از سوی خدا مورد راهنمایی قرار گرفته بود، هم‌عقیده نیستند. مورگان معتقد است، «به نظر می‌رسد میان داوود که برای حفظ جان خود تظاهر به جنون کرد و این فوران تحسین و ستایش خدا در جایگاه منجی عظیم، منافات وجود دارد.»

دو) «اینکه آیا او مرتکب گناه شده است یا خیر، جای بحث وجود دارد؛ اما جای تردید نیست که فیض و نجات خدا در آن دوره بسی استثنایی بود و شایستۀ این قدردانی بود.» (پول)

سه) «حتی آن هنگام که در اسارت دشمنان بودم و در بین آنان وانمود به جنون می­کردم، به‌طور پنهانی و قلبی دعا می­کردم.» (ترپ)

چهار) حتی اگر داوود در وانمود کردن به جنون مرتکب معصیت شده بود، خدا او را رهانید و او را ترک نکرد. «به‌راحتی می‌توان دریافت که چگونه در خلوت و عظمت آن غار پناهگاه تسلی یافت، او دوباره حسی نو از مراقبت الهی، حکمت، قدرت و کفایت خداوند یافت. پس سرایید.» (مورگان)

ج. آنان که نگاهشان بر اوست، می‌درخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمی‌شود: داوود با حرکت از «من» به «آنان» نمایان می­سازد که این تجربه، تنها از آنِ او نبوده است. بسیاری دیگر می­فهمند و خواهند فهمید که تمرکز و اعتماد بر خدا و دریافت یاری او به چه معناست.

یک) آنان که نگاهشان بر اوست: «هر چقدر بیشتر بتوانیم به خداوند و کمتر به خودمان بیاندیشیم بهتر است. نگاهمان بر او بودن در حینی که او بر دست راست عرش خدا نشسته است، سرهای ما و به‌خصوص دل­هایمان را در زمان گُذر از آب­های عمیقِ دشواری، استوار نگاه می­دارد.» (اسمیت، به نقل از اسپرجن)

دو) می‌درخشند: ذهنیت آن است که آنها به‌خاطر جلال خدا می­درخشند. بعدها پولس رسول تقریباً همان ذهنیت را شرح می­دهد: «و همۀ ما که با چهرۀ بی‌حجاب، جلال خداوند را، چنان که در آینه‌ای، می‌نگریم، به‌صورت همان تصویر، از جلال به جلالی فزون‌تر دگرگون می‌شویم؛ و این از خداوند سرچشمه می‌گیرد که روح است» (نامۀ دوم پولس به قرنتیان 18:3). این درخشندگی برهان آن است که افراد حقیقتاً نگاهشان بر اوست.

سه) درخشنده کلمه‌ای است که باری دیگر در کتاب اشعیا 5:60 دیده می‌شود، آنجا که صورت یک مادر را شرح می­دهد که زمانی طولانی بعد از گم‌شدن فرزندانش، با مشاهدۀ آنان تابان می­گردد.» (کیدنر)

چهار) روی ایشان شرمسار نمی‌شود: و نیز داوود آگاه بود که خدا هیچ‌گاه شخصی را که بر او اطمینان می­کند، ترک نمی­کند. خدا به او اطمینانِ در لحظه و حمایت به موقع می­دهد.

د. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید: داوود دگربار بر تجربۀ شخصی خود از این واقعیات تأکید کرد. او همان شخص بود. او همان مسکین بود که نزد خدا فریاد برآورد و خدا سخاوتمندانه پاسخ داد.

·     فریادی مختصر، و شیرین نیست.

·     فریادی کوتاه و تلخ است.

·     فریادی که نشان رنج است.

·     فریادی که عکس‌العمل طبیعی است.

·     فریادی پر از معنا، اما بدون نغمه.

 

یک) داوود که در بین فلسطینیان نقش مجنون را بازی می‌کرد، به یقین مسکین بود. «به جهت درک نیروی سخنان داوود، تنها می­بایست مخاطرات و رفتارهای حقیرانۀ او را برای حفظ جانش به خاطر آورد.» (کیدنر)

ه‍. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو می‌زند: داوود در بین فلسطینیان به‌سختی از مرگ رهایی یافت. وی همچنان مردی تحت تعقیب و فراری بود و پادشاه شائول بر آن بود تا او را بکشد. دسته­ای از محکومان مأیوس نزد او در عَدُلام گِرد آمده بودند. داوود در وضعیت ناامید‌کننده‌ای قرار داشت؛ با این وجود، وِی همچنان سرشار از ستایش و اطمینان بود، او آگاه بود که خدا اردوگاهی از فرشتگان گرداگرد او برپا ساخته است.

یک) پیروزی و شادی این سرود آن‌قدر آشکار است که به‌راحتی می‌توان زمینۀ‌ زندگی‌ای را که این مزمور در آن سروده شده، فراموش کرد. «این متن برای کسانی است که خود را در بَدترین برهۀ زندگی می­یابند، همانجا که داوود در آن قرار داشت. یا خود را در میان یک صخره، همان موقعیتی که پادشاه شائول در آن قرار داشت، پیدا کنند یا جایی دشوار، که شاه اَخیش بود. این مزمور برای توست، وقتی که همه‌چیز بر ضدت به نظر می‌رسد.» (بویس)

دو) حفاظت از داوود حقیقی بود، حتی اگر قابل دیدن نبوده باشد. او قادر نبود حضور فرشته­ای را در پیرامون خود ببیند، اما حقیقی بود. چندین مرتبه در عهدعتیق، فرشتۀ خداوند، هیبت مادی حقیقیِ خود یهوه بوده است (همان‌طور که در کتاب داوران 13 آمده است). ما نمی­دانیم که آنچه داوود در نظر داشته است، فرشته­ای بوده است که از جانب خدا فرستاده شده بود یا خود خدا در کنار شخص حضور داشت. هر دو صحیح هستند.

سه) «شخص تحت تعقیب، در مخفیگاهش در غار عَدُلام، به یعقوب فکر می­کند که در زمان بحران، بی‌دفاع بود اما با مشاهدۀ اردوگاه فرشتگان امیدوار شد.» (مک­لارن)

چهار) مزمور 7:34 متنی است که از تفکر حضور فرشتۀ نگهبان برای همگان یا شاید دست‌کم برای ایمانداران حمایت می­کند. نمی‌توان گفت این قسمت این ذهنیت را اثبات می­نماید، اما با آن همسو است. «بگذار ملاحظۀ این نگهبانان نادیدنی که نظاره­گر اعمال ما هم هستند، ما را به ناگهان از بدی دور سازند و ما را به نیکویی ترغیب نمایند.» (هورن)

3. آیات (8-10) فراخوانی به منظور سهیم شدن در تجربه‌ای مسرت­بخش.

بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛

خوشا به حال آن که در او پناه گیرد.

ای مقدسین خداوند، از او بترسید،

زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست.

شیران ژیان، محتاج و گرسنه می‌شوند،

اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت.

الف. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست: داوود پس از بیان تجربۀ خود، خوانندۀ (یا سرایندۀ) این مزمور را به چالش کشید تا فیض خدا را خود تجربه نماید. این امر تنها می­تواند به‌واسطۀ تجربه شخصی، از بعضی جنبه‌ها همانند چشیدن یا دیدن باشد.

یک) حس چشایی و بینایی از حواس فیزیکی انسان هستند، شیوه­هایی که ما براساس آنها با جهان مادی ارتباط می­گیریم. از بعضی لحاظ، ایمان همچون حسی روحانی است و ما به‌واسطۀ آن با جهان روحانی تعامل داریم. چشیدن و دیدن همچون اطمینان به خدا، محبت به او، به دنبال او بودن و چشم داشتن به اوست.

دو) «چشایی، به مفهوم جِدی گرفتن به‌طور کامل و با احساس در نظر گرفتن است؛ به‌واسطۀ تجربیات خود و سایرین، آن را امتحان کنید. چنین امری با تفکرات ناچیز و رو به زوالی که مردم دارند، مغایرت دارد.» (پول)

سه) «همان‌طور که آتش برای انسان داغ است، یا اینکه طعم عسل زیر زبانش حس شیرینی دارد، نیاز ندارید برای افراد استدلال بیاورید که آنان را قانع کنید این حقایق را باور کنند؛ پس در این قسمت، بگذارید شخص تنها یک‌بار بچشد که خداوند نیکوست، و او از آن به بعد، همچون نوزادی تازه به دنیا آمده، خواهان شیر ناب کلام می­گردد.» (ترپ)

چهار) نامه عبرانیان 5:6 و رسالۀ اول پطرس 3:2 این آیه را برای شرح نخستین قدم به سوی ایمان به کار می­برند، و پافشاری می‌کنند که چشیدن بایستی بیشتر از مزه مزه کردن عادی باشد.» (کیدنر)

پنج) «بعضی چیزها وجود دارند، به‌خصوص در عمق حیات روحانی، که تنها با کسب تجربه قابل فهم هستند و چیزهایی که حتی در آن حالت نیز نمی­توانند به میزان لازم در کلمات گنجانده شوند. بچش و بنگر که خداوند نیکوست. خوشی باید پیش از آشکار شدن بیاید؛ یا در واقع باید گفت خوشی،  همان آشکار شدن است.» (بینِی، به نقل از اسپرجن)

ب. خوشا به‌حال آن که در او پناه گیرد: داوود یقین داشت که کسی که چشید و دید -یا کسی که به خدا اطمینان کرد از یاد برده نخواهد شد. خدا او را مبارک می­سازد.

ج. ای مقدسین خداوند، از او بترسید: داوود گمان کرد که ترسیدن از خداوند بسی همانند اطمینان به او و تجربۀ نیکویی اوست. این ترس، حرمت و احترامی است که انسان برای خداوند دارد. اگر به‌راستی نیکویی خدا را تجربه نمایید، اگر به‌راستی برکت توکل بر او را تجربه نمایید، ترسی در خور از خداوند خواهید داشت.

د. جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت: حتی شخصی به نیرومندیِ شیران ژیان هم امکان دارد محتاج و گرسنه ‌شوند؛ اما داووداز تدارک عظیم‌تر خدا شهادت داد.

یک) «واژۀ شیرها، استعاره­ای از آنانی است که نیرومند، ظالم و بدجنس هستند.» (ون جمرن)

دو) «آیا شیرهایی در پیرامون اردوگاه عَدُلام در تکاپو بودند، و آیا مزمورنویس غُرش آنان را مثالی از کوشش بی­فایده برای خشنود کردنِ روح در نظر می­گرفت؟» (مک­لارن)

سه) داوود در رهایی خود از دست فلسطینیان چیزِ نیکویی از سوی خدا تجربه کرد. او فهمید که چیزِ نیکو از روی نیرو و اقتدار او نبوده است، بلکه نیکویی خدا برای آنانی بود که جویندگان خداوند بودند.

چهار) «بااین‌حال خدا اغلب به‌طور خاص به برطرف کردن احتیاجات افراد نیکو اهمیت می‌دهد، و اکثراً این عمل را به شیوه­های نامعمول به سرانجام می­رساند، وقتی که شیوه‌های معمول ناکام مانده باشند. با این‌وجود برخی اوقات او می­داند، و به یقین صحیح است، که خواسته­ها و صلیب­ها لازم­تر هستند و برایشان سودمندتر از نان است و در این‌گونه موارد، اجتناب از مهیاسازیِ روزی برای آنان، رحمت بزرگ‌تری از سوی خدا است تا ارائۀ نان.» (پول)

پنج) «پولس تهی‌دست بود، با این‌حال مالکِ همه‌چیز بود.» (ترپ)

 تعلیم به قوم خدا.

1. آیات (11-14) زندگی در ترس از خداوند.

ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید،

تا ترس خداوند را به شما بیاموزم.

کیست آن که آرزومند حیات باشد

و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند؟

زبان از بدی نگاه دار

و لبان از فریب فرو بند؛

از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن،

آرام بجوی و در پی صلح باش.

الف. ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید: در پِی نجات داوود با تظاهر به دیوانگی در بین فلسطینیان، بسیاری از کسانی که در تنگی، بدهکاری یا نارضایتی بودند، در غار عَدُلام گِرد او آمدند (اول سموئیل 1:22-2). معقول است که گمان کنیم داوود به آن افراد تعالیم اخیر ایمانش، از جمله ترس خداوند را آموزش داد.

یک) همان‌گونه که داوود ترس خداوند را شرح می­دهد، می­فهمیم که ریشه در عمل دارد، نه در عواطف مذهبی. «داوود می­گوید که ترس خداوند عمل درستی را دنبال می‌کند، به آن مفهوم که در برگیرندۀ فرمانبرداری است.» (بویس)

ب. کیست آن که آرزومند حیات باشد: داوود به دستۀ نامعمول دنبال­کنندگان خود تعلیم داد که برای مشاهدۀ فیض خدا در حیات خود چه عملی باید انجام دهند -زندگی کردن در ترس خداوند.

·     زبان از بدی نگاه دار: داوود به افرادش با آنکه خشن بودند تعلیم داد که نباید از بدی سخن گویند.

·     و لبان از فریب فرو بند: داوود به آنان تعلیم داد که نوع به‌خصوصی از بَدی که باید از آن دوری کنند، دروغ و فریب است.

·     از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن: داوود با افراد خود به‌سادگی دربارۀ دور کردنِ حیات از بدی و به سوی نیکویی سخن گفت.

·     آرام بجوی و در پی صلح باش: داوود به افراد خود تعلیم داد که فقط دربارۀ جنگ و نبرد تفکر نکنند، بلکه دربارۀ صلح و در پِی آن بودن نیز بیاندیشند. بایستی در پِی صلح با خدا و در میان قوم بود.

ج. و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند: تعالیم داوود به افرادش در غار عَدُلام با در نظر گرفتنِ عهدقدیم بود که به واسطۀ آن، او و دیگر اسرائیلیان با خدا در ارتباط بودند. برمبنای عهدجدید، فیض و برکت خدا در عیسی‌مسیح است و توسط ایمان، نه فقط تنها با فرمانبرداریِ، به دست می­آید.

یک) «تعلیم دادن به انسان‌ها که به چه صورت زندگی کنند و به چه شکل بمیرند، مقصود تمامی تعالیم مذهبی است. اَجر پرهیزکاری، طعمه­هایی هستند که به واسطۀ آن جوانان به سوی کردار نیک بُرده می­شوند. در حِینی که پارسایی را به خدا تعمیم می­دهیم، بایستی به کردار نیک انسان نیز تمرکز بسیاری داشته باشیم.» (اسپرجن)

2. آیات (15-16) زندگی تحت نظارت خدا.

چشمان خداوند، بر پارسایان است

و گوش‌هایش به فریاد کمک ایشان؛

روی خداوند بر ضد بدکاران است،

تا یاد ایشان را از روی زمین برچیند.

الف. چشمان خداوند، بر پارسایان است: داوود به رهنمود افرادش ادامه داد، به آنان دربارۀ چشم ناظر و گوش شنوای خدا تعلیم داد. این وَجه دیگری از پاداش آنانی بود که بر مبنای فرمانبرداری توصیف شده در مزمور 13:34-14 زندگی می­کردند.

ب. روی خداوند بر ضد بدکاران است: همچنین برای افراد داوود حائز اهمیت بود که بفهمند -به‌خصوص بر مبنای عهدعتیق- نه تنها برکاتی به منظور فرمانبرداران باقی بود، بلکه لعنت­هایی نیز به جهت نافرمانی باقی بود. آنان که در تباهی و گناه خود گرفتار بودند، می­توانستند ببینند یادشان از روی زمین محو می­گردد.

3. آیات (17-18) خدا، یاری­رسانِ بینوایان.

پارسایان فریاد برمی‌آورند، و خداوند آنان را می‌شنود؛

او ایشان را از همۀ تنگی‌هایشان می‌رهاند.

خداوند نزدیک شکسته‌دلان است

و کوفته شدگانِ در روح را نجات می‌بخشد.

الف. پارسایان فریاد برمی‌آورند، و خداوند آنان را می‌شنود: داوود به افرادش در غار عَدُلام یادآوری کرد که توجۀ خدا بر پارسایان است. گواهی داوود آن بود که خدا او را از همۀ دردسرهایش رها ساخته است.

ب. خداوند نزدیک شکسته‌دلان است: شنیدن این آموزۀ داوود برای افرادی که در غار عَدُلام حضور داشتند، حیرت­انگیز بود. آنان -که مقروض، پریشان­حال و ناخشنود بودند- احتمالاً همان شکسته‌دلان و کوفته‌شدگانِ در روح بودند. آنان اهداف برکت و نجات خدا بودند، نه اهداف مورد بی­اعتناییِ او.

یک) «آنان که به‌خاطر وسعت بلاهایشان، روحشان سرکوب شده و حتی درهم کوبیده شده است… آنان که دِلشان یا روحشان حقیقتاً و عمیقاً زیر دست خدا فروتن گشته ­است.» (پول)

دو) «یک پرنده با بالِ شکسته، یک حیوان با پای شکسته، یک زن با دِلِ شکسته، یک مرد با هدفی دَرهَم شکسته در زندگی، گویا اینها از جریان اصلی زندگی بیرون آمده و به درون سایه می­روند. آنان مسیرشان جدا می­گردد تا رنج بکشند و پژمرده شوند. جریان حیات بدون آنها ادامه می­یابد. اما خدا نزدیک می­گردد.» (مایر)

سه) «دل‌های درهم شکسته گمان می‌کنند خدا در دوردست است، در حین آنکه او به‌راستی در نزدیک‌ترین حالت به آنهاست؛ چشمانشان به گونه­ای بسته شده است که بهترین یارشان را نمی‌بینند. آری، او همراه با آنان و در آنان است، اما آنها از آن آگاه نیستند.» (اسپرجن)

چهار) کوفته‌شدگانِ در روح: «روح درهم کوبیده شده»… چکش، به شکل تلویحی مورد اشاره است؛ نخست سنگ دارای فلز را قطعه‌قطعه کرده و سپس پس از جدا شدن فلز از سنگ، آن را روکش می­کنند.» (کلارک)

4. آیات (19-22) توجۀ خدا به افراد پارسا.

پارسا را مشقت بسیار است،

اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛

همۀ استخوان‌های او را حفظ خواهد کرد،

که یکی از آنها نیز نخواهد شکست.

شریر را شرارت از پا در خواهد آورد،

و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد.

خداوند جان خادمان خود را فدیه می‌دهد؛

هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.

الف. پارسا را مشقت بسیار است: داوود از تجربۀ خود با افرادش در غار عَدُلام سخن گفت. با آنکه او به نسبت جوان بود، اما همچنان حتی در جایگاه مردی پارسا، به مشقت زیادی دچار شده بود.

یک) «مشقت بسیار است، اما رهایی و نجات بس بیشتر است». (مک­لارن)

ب. اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید: این اصلی بود که به گفتۀ پیشین جواب داد. به‌راستی پارسایان مشقت­های زیادی دارند؛ بااین‌حال، نجات از سوی خدا در حیات داوود حقیقی بود و به‌راستی باز هم در تجربۀ افراد زیادی از قوم خدا در جریان است.

ج. همۀ استخوان‌های او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست: داوود می‌توانست تَن خود را بنگرد و مشاهده نماید که با آنکه نبردها، رخدادها و دشواری­های بسیاری را دچار شده بود، اما حتی یکی از استخوان­هایش نیز نشکسته است.

یک) برمبنای انجیل یوحنا، داوود فقط از تجربۀ خود سخن نگفته است. او نیز به صورت نبوتی دربارۀ مسیح موعود، عیسی‌مسیح سخن گفته است. یوحنا شرح داد که سربازان رومی که به صلیب کشیده شدنِ عیسی  را تماشا می­کردند، پیش جسم او، نزد صلیب آمدند و بر آن بودند تا مرگ وِی را به شیوۀ سنتی -شکستن پاهای قربانی به صلیب کشیده شده- شتاب داده و تضمین کنند. هنگامی که آنها با ملاحظه نگریستند، دریافتند که عیسی پیش‌تر جان داده است و برای تصدیق آن، پهلوی وِی را دَریدند. یوحنا نوشت، این اعمال صورت گرفت تا کتاب‌مقدس به سرانجام برسد، «حتی یکی از استخوان­هایش نخواهد شکست» (انجیل یوحنا 36:19).

دو) «استخوان‌های مسیح شکننده بودند، اما در حقیقت با همۀ خشونت‌ دنیا قابل شکستن نبودند، از آن‌رو که خدا از پیش معین ساخته بود که یکی از استخوان­هایش نیز نخواهد شکست.» (فولر، به نقل از اسپرجن)

د. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد: داوود به چیزی فراتر از رستگاریِ پارسایان یقین داشت. او همچنین یقین داشت که مفسدان و آنان که تنفر می­ورزند، داوری خواهند شد.

یک) شریر را شرارت از پا در خواهد آورد: «هم 1. شرارت معصیت: شرارت انسان، با آنکه بر ضد سایرین طراحی شده باشد، خودش را از میان خواهد برد. یا 2. شرارت بیچارگی: زمانی که دشواری­های انسان‌های نیکوکار برای آنان شادی آفرین باشد، [مشقت شریران] منجر به نابودی تمام و کمال و نهایی آنان می­گردد.» (پول)

ه‍. هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد: داوود قادر بود اظهار کند که خدا جان خادمان خود را نجات خواهد داد، و آنان مورد محکومیت خدا قرار نمی‌گیرند.

یک) قرن‌ها پس از آن، پولس رسول می­نِگارد: «پس اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست.» (رومیان 1:8). حتی برمبنای عهدعتیق، داوود از معافیت از محکومیت آگاه بود.