فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور ۳۵ – «برای اثبات بیگناهی، به گوش باشید»
نام این مزمور، مزمور داوود است، و یکی از مزامیری است که اغلب به مزامیر لعنتآمیز مشهور هستند، که مصرانه از خدا درخواست میکند تا دشمنان قومش را مغلوب سازد و از میان بردارد. مادامی که کتاب مزامیر را میخوانید، مزامیر لعنتآمیز پرتنشتر هستند. شاید مزمور ۷ میانهروترین باشد، در حین آنکه بعضی حداقل ۳۰ لعن و نفرین را در مزمور ۱۰۹ شمارش میکنند.
ارجاع دادن این مزمور به دوران بهخصوصی از حیات داوود سخت است. با اینوجود، عبارت مزمور ۱:۳۵همانند آنچه داوود در اول سموئیل ۱۵:۲۴ به شائول گفت است، از آنرو امکان دارد با دورۀ حیات داوود که شائول او را تعقیب میکرد، در ارتباط باشد.
داوود و دشمنانش.
۱. آیات (۱-۳) داوود به درگاه خدا برای دفاع استدعا مینماید.
خداوندا، بستیز با آنان که با من میستیزند،
و بجنگ با آنان که با من میجنگند.
سپر کوچک و بزرگ خود برگیر؛
برخیز و به یاریم بیا.
نیزه را به در آر
و راه بر تعقیبکنندگانم ببند.
به جان من بگو:
«نجات تو مَنَم».
الف. خداوندا، بستیز با آنان که با من میستیزند: مخالفان زیادی برضد داوود ستیز کردند، و زمانهای بسیاری بود که او دعا کرد: «بستیز با آنان که با من میستیزند.» میتوانست بهدرستی این دعا را کند، از آنرو که براساس ارادۀ خدا زندگی میکرد، و آنان که با او در ستیز بودند با خدا دشمنی میکردند.
یک) «دعای مزمور ۱:۳۴ قسمت اول همان واژه و استعارهای را به کار میبرد که داوود در ملامت شائول به کار برد (اول سموئیل ۱۵:۲۴).» (مکلارن)
دو) «فعل ‘ستیزه کردن‘ یک لفظ مشروع است که در بین انبیا بهمراتب به کار گرفته میشد.» (ون جمرن)
سه) «به مفهوم حقیقی واژه، خدایا، از آنان که برعلیه من شکایت میکنند، شکایت کن.» (کِرِسوِل، به نقل از اسپرجن)
چهار) «هر قدیس خدا از این مزیت برخوردار میباشد: تهمتزنندۀ برادران با وکیل مدافعِ قدیسین مواجه میگردد.» (اسپرجن)
ب. سپر کوچک و بزرگ خود برگیر؛ برخیز و به یاریم بیا: داوود با تصاویری واضح خدا را فراخواند تا زرۀ خود را بپوشد و به یاری داوود در نبرد بشتابد.
یک) ما اغلب گُمان نمیکنیم خدا زره داشته باشد، اما دارد. اشعیا ۱۷:۵۹ دربارۀ خداوند بیان میکند: «پس عدالت را چون زره بر تن کرد، و کلاهخود نجات را بر سر نهاد، جامه انتقام را در برکرد و خودتن را به ردای غیرت ملبس ساخت.»
دو) «خداوند به جنگاوری همانند شده است که به جانب خود پیکار مینماید. او با سپری کوچک (magen) و یک «محافظ» (sinnah، یک سپر عظیم و احتمالاً مستطیل مانند که اغلب بهواسطۀ حاملِ سپر جابجا میگردد؛ رجوع کنید به اول سموئیل ۷:۱۷، ۴۱)، با همدیگر و نیز همراه با ‘یک سرنیزه و یک نیزۀ پرتابی’ میآید.» (ون جمرن)
ج. نیزه را به در آر: سپر کوچک و بزرگ اصولاً اسلحههای دفاع هستند، اما داوود از خدا درخواست کرد که بهخاطر او در حالت حمله قرار گیرد. همانطور که داوود در پشت سپر کوچک و بزرگ خدا پناه میگرفت، همچنین از خدا نیز تقاضا میکرد که دشمنانش را توسط نیزه دور نگاه دارد.
یک) «این یهوهٔ مسلح، سپر به دست گرفته و نیزه برکشیده، فریاد جنگ سر نمیدهد، بلکه در گوش مرد لرزانی که پشت سپر پناه گرفته است، نجواگرانه تسلی میبخشد. جنبۀ خارجیِ اعمال خداوند که به دشمن روی کرده، جنگاورانه و هراسانگیز است؛ اما جنبۀ درونی آن، سرشار از زمزمههای لطیف و پنهانِ تسلی و محبت است.» (مکلارن)
دو) «قبل از آنکه دشمن نزدیک گردد، خداوند میتواند آنان را توسط نیزهای بلند کنار بزند.» (اسپرجن)
د. به جان من بگو: «نجات تو مَنَم»: داوود محتاج بود که همواره این را در جان خود بشنود -که تنها خدا راه نجات او بود. داوود راه رستگاری و نجات خودش نبود؛ خدا به جان او یادآور شد: «نجات تو مَنَم.»
یک) «شرایط به اندازهای دشوار بود و درد به اندازهای سنگین بود، که وِی در مخاطرۀ از دست دادن اعتمادش به خدا بود. از آنرو استدعا شده است که خدا به وِی احساس اطمینان باطنی عطا نماید: «به جان من بگو -من نجات تو هستم.» این تقاضایی بود به منظور التیام یا مستحکمسازیِ پیوند باطنی با خدا، که همواره راز قدرت در دوران پریشانی و رنج است.» (مورگان)
دو) «برادران، هیچچیزی وجود ندارد که بتواند شما را نیرومند سازد تا برای خدا کوشش نمایید، جسورانه با دشمنان خود بستیزید، و در برابر وسوسههای خود ایستادگی نمایید، همچون اعتماد تام به آنکه خدا، خدای شما و راه نجات مطمئن شماست.» (اسپرجن)
سه) این اظهاریه جنبههای زیادی از اطمینان داوود را نمایان میسازد.
· داوود تردیدهایش را داشت.
· داوود زمانی که تردیدهایش را داشت، خرسند نبود.
· داوود آگاه بود که از کجا اطمینان تمام و کمال را به دست آورد.
· اطمینان داوود منشأیی الهی داشت.
· اطمینان داوود ژرف و شخصی بود.
· اطمینان داوود در زمان حال بود، نه آینده.
۲. آیات (۴-۸) داوود برای هلاکت دشمنانش دعا میکند.
آنان که قصد جان من دارند
شرمنده و رسوا شوند؛
آنان که بر من دسیسه میچینند
واپس روند و سرافکنده گردند!
همچون کاه در برابر باد باشند،
و فرشتۀ خداوند ایشان را برانَد؛
راهشان تاریک و لغزنده شود،
و فرشتۀ خداوند تعقیبشان کند.
زیرا بیسبب دام بر سر راهم در حفره پنهان کردند
که آن را بیجهت از بهر جانم کنده بودند.
باشد که هلاکت بیآنکه بدانند ایشان را فرو گیرد
و خود در دامی که پنهان کردهاند، گرفتار آیند؛
باشد که در آن فرو افتند و هلاک شوند.
الف. آنان که قصد جان من دارند شرمنده و رسوا شوند: داوود از خدا تقاضا کرد که فقط از او محافظت ننماید، بلکه از او حمایت نیز بکند. او میخواست که عیان و آشکار گردد که او بهراستی به خدا خدمت کرده و از او پیروی میکند و آنان که در مقابل او قرار میگیرند، همچون کاه در برابر باد باشند.
یک) «ما گناهکاران را بهعنوان انسان دوست میداریم و به دنبال خیر آنان هستیم، اما چونان دشمنان خدا، نمیتوانیم به آنان جز با نفرت بنگریم و با تعهد، خواهان ناکامی نقشههایشان باشیم. هیچ شخص وفاداری قادر نیست خواستار خیریت برای عصیانگران باشد. شاید عواطف منزجرانه به زبان مستحکمی که در اینجا به کار رفته است مورد سرزنش قرار بگیرند، اما تمام انسانهای نیک در دلشان خواستار پریشانی برای فتنهاَنگیزان هستند.» (اسپرجن)
ب. فرشتۀ خداوند تعقیبشان کند: بهعنوان تأکید، داوود دو مرتبه برای شفاعت پیغامرسانِ خاص خدا، فرشتۀ خداوند، دعا کرد.
یک) داوود با آگاهی یا بدون آن، از خدای پسر طلب یاری کرد. «به نظر من، این شخصیت تجلی پیش از تجسم اقنوم دوم تثلیث، خداوند عیسیمسیح بود، از همین رو است که او ‘خداوند’ خوانده میشود.» (بویس)
دو) «فرشتۀ خداوند هم نجات ماست هم نابودی ما؛ مقایسه شود با خروج ۲۰:۲۳-۲۲.» (کیدنر)
سه) «کاه هدایت شده به دلیل باد امکان دارد بر روی یک دیوار قرار گیرد؛ اما آنان که به دست یک فرشته دنبال میشوند کجا آرام خواهند گرفت؟» (ترپ)
ج. بیسبب دام بر سر راهم در حفره پنهان کردند: به جهت تأکید، دو مرتبه داوود از خدا تقاضا کرد تا ملاحظه نماید که دشمنانش بیسبب به سراغ او آمدند.
یک) مطمئن بودن به گناه خودتن، آسان است، و افراد زیادی بیآنکه عاری از سرزنش باشند، دعای داوود را تکرار کردهاند. بااینحال، داوود بهحق میتوانست دعا کند که آن افرادی که بر ضد او هستند، این عمل را بیسبب انجام میدادند.
دو) «بیسبب، دو مرتبه در اینجا، و دگربار در آیه ۱۹، تکرار شده است… مزامیر، ما را بهخصوص در برابر آسیب بیعدالتی حساس مینماید.» (کیدنر)
سه) «دام پهن کردن و کَندنِ چاه نیازمند زمان و زحمت است، اگر فتنهگران بخواهند قوم خدا را اینگونه زیر بکشند، بهراحتی هم زمان و هم زحمت خود را به هدر خواهند داد.» (اسپرجن)
د. خود در دامی که پنهان کردهاند، گرفتار آیند: داوود دعا کرد که شخص معصیتکار حقیقتاً در دام خود اسیر گردد. داوود دعا کرد که هلاکت بیآنکه بدانند بر سر دشمنانش فرود آید.
یک) ما میتوانیم بر مبنای همان اصل بر علیه مخالفان روحانی خود، حکومتها و نیروهایی که در حوزۀ روحانی با ما در نبرد هستند، دعا بنماییم. شیطان دامهایی دارد (اولتیموتائوس۷:۳، دومتیموتائوس۲۶:۲) و نقشههایی (نامۀ دومقرنتیان ۱۱:۲) برضد ما قرار داده است. ما میتوانیم بهحق دعا نماییم که شیطان در دام و ترفندهای خود اسیر گردد.
۳. آیات (۹-۱۰) ستایش موعود برای رهایی پیشبینی شده.
آنگاه جان من در خداوند شادی خواهد کرد
و در نجات او شادمان خواهد شد.
بند بند اعضایم خواهند گفت:
«خداوندا، کیست مانند تو؟
ای که مظلوم را از دست نیرومندتر از او میرهانی،
و مسکین و نیازمند را از دست تاراجکنندۀ وی.»
الف. آنگاه جان من در خداوند شادی خواهد کرد: پس از استدعا از خدا به منظور رستگاری و حفاظت، داوود وعده داد که جانش در خداوند بهخوبی شادمان خواهد بود.
یک) «ما از تباهی دیگران کامیاب نمیگردیم، بلکه در نجاتی که از سوی خدا به ما عطا شده است، کامیاب میگردیم.» (اسپرجن)
ب. بندبند اعضایم خواهند گفت: «خداوندا، کیست مانند تو»: داوود قول داد که همۀ وجودش برای جلال خدایی تقدیم میگردد که مظلوم را از دست نیرومندتر رهایی میبخشد.
۴. آیات (۱۱-۱۴) توجۀ پیشین داوود نسبت به مخالفانش.
شاهدانِ ستمکیش برمیخیزند،
و دربارۀ آنچه از آن بیخبرم، بازخواستم میکنند.
به سزای نیکویی، بدی بر من روا میدارند
و مرا به روز سیاه مینشانند.
اما آنگاه که ایشان بیمار بودند،
من پلاس در بر میکردم،
و جان خود به روزهداری رنجور میساختم.
چون دعایم بیجواب بازمیگشت،
مویهکنان میرفتم،
آنسان که برای دوست یا برادرم ماتم کنم.
همچون کسی که برای مادرش زاری کند
از فرط اندوه سر خم میکردم.
الف. به سزای نیکویی، بدی بر من روا میدارند: داوود بیآبرویی دشمنانش را به خاطر آورد، که در پاسخ به نیکویی او، بدی بر او روا میداشتند تمام آنها به منظور به روز سیاه نشاندن او بود.
یک) «در این دنیای شریر، تنفرِ بدون علت، پاسخی است که به نیکویی داده میشود. نیکویی آنان خود دلیل کافی است؛ زیرا علایق و عدم علایق انسانها از شخصیت اخلاقی آنان پیروی میکند.» (مکلارن)
دو) به سزای نیکویی، بدی بر من روا میدارند: «این امر در واقع، بیش از آنکه به داوود اشاره داشته باشد به عیسای مقدس اشاره دارد -هنگامی که در حضور پیلاتس ایستاده بود، باوجود همۀ سخنان نیکو و پر از فیضی که به یهودیان گفته بود و کارهای عظیمی که در میان آنان به انجام رسانده بود، از جانب آنان هیچ نیکویی دریافت نکرد.» (هورن)
سه) مرا به روز سیاه مینشانند: بهدرستی درک نشدن یا هدف عمدی افتراهای بیاساس قرار گرفتن، رنجی عظیم است. اسمیت (به نقل از اسپرجن) علل زیادی را ارائه کرد که بنابر آن امکان دارد خدا چنین محاکمۀ حُزنآلودی را مجاز بداند.
· تا قوم خود را فروتن سازد.
· تا سبب شود که در دعایی عاجزانه در پِی او باشند.
· تا آنان را از پیگیری مسئلهای که به دروغ مورد افترا قرار گرفتهاند، بازدارد.
· تا امتحان کند و ببیند آیا قومش در همهچیز بر او اِتکا دارند یا خیر.
· تا به آنان تعلیم دهد زمانی که به دروغ مورد افترا قرار میگیرند، به چه صورت با سایرین برخورد نمایند.
· تا به آنان از افترا زدن بیمورد علیه سایرین اخطار دهد.
ب. آنگاه که ایشان بیمار بودند، من پلاس در بر میکردم: داوود بعضی از نیکوییهایی را که در حق دشمنانش کرده بود، شرح داد. او آنگاه که ایشان بیمار بودند، نسبت به آنان محبت و توجۀ بسیاری نشان میداد و مشکلات آنان را از آنِ خود میدانست و طوری به آنان توجه میکرد آنسان که برای دوست یا برادرم ماتم کنم.
۵. آیات (۱۵-۱۶) چگونه مخالفان داوود به او خیانت ورزیدند.
اما چون افتادم، شادیکنان گِردم جمع شدند؛
فرومایگان بر من گرد آمدند،
و کسانی که نشناخته بودم، بیوقفه مرا دریدند.
همچون افراد نَجِسی که برای نان مسخرگی میکنند،
بر من دندانها به هم فشردند.
الف. اما چون افتادم، شادیکنان گِردم جمع شدند: داوود با آن مخالفان در دشواریشان به نیکویی برخورد کرد، اما آنها در هنگام پریشانحالیِ داوود شادی میکردند.
یک) «این استواری شخصی که به ناگاه بیدفاع شده است و نیکوییهایش سبب شرمندگی شده است، در دادگاه محاکمۀ عیسی دگربار تکرار شد.» (کیدنر)
ب. فرومایگان بر من گرد آمدند، و کسانی که نشناخته بودم: حملۀ از سوی دشمنان داوود بدتر بود، از آنرو که از چشم داوود پوشیده بودند و به طور ناگهانی بر او حمله بردند.
۶. آیات (۱۷-۱۸) ستایش موعود به جهت دعا برای نجات.
خداوندگارا، تا چند تماشا میکنی؟!
جان مرا از ویرانگری ایشان برهان،
و زندگی مرا از دهان شیران ژیان.
تو را در جماعت بزرگ سپاس خواهم گفت؛
در میان انبوه مردم، تو را خواهم ستود.
الف. خداوندگارا، تا چند تماشا میکنی؟: داوود با صداقت در حضور خدا سخن گفت و اقرار کرد که حس میکرد خدا منفعل و نامتمایل است. او در درماندگی خود از خدا تقاضای رهایی کرد. وضع او بهقدری بد بود که حس میکرد شیران در پِی او هستند.
ب. تو را در جماعت بزرگ سپاس خواهم گفت: داوود پیمان بست که خدا را بهخاطر نجاتش جلال خواهد داد و این کار را در میان جماعت انجام دهد.
دعایی به منظور اثبات بیگناهی.
۱. آیات (۱۹-۲۲) علل اثبات بیگناهی در مقابل دشمنانش.
مگذار دشمنان خیانتپیشۀ من
بر من شادی کنند؛
مگذار کسانی که بیسبب از من نفرت دارند،
چشمک زنند.
زیرا صلحجویانه سخن نمیگویند
بلکه بر آنان که در این سرزمین آرام گرفتهاند،
سخنان حیلهآمیز اندیشه میکنند.
دهان بر من میگشایند و میگویند: «هَه هَه!
به چشمان خود دیدیم.»
خداوندا، تو این را دیدهای،
پس خاموش نمان!
خداوندگارا، از من دور مباش!
الف. مگذار دشمنان خیانتپیشۀ من بر من شادی کنند: داوود دعای خود را ادامه داد و از خدا تقاضا کرد که از او در مقابل دشمنانش حمایت کند.
یک) «همانگونه که در این عبارت بیان شده است، ‘چشمک زدن’ به این مفهوم است که مرا دست اندازند یا به من توهین کنند، امثال سلیمان ۱۳:۶. ۱۰:۱۰.» (پول)
دو) کسانی که بیسبب از من نفرت دارند: «عیسی بهعنوان شخصی که بیدلیل رنج کشید شناخته شد زیرا او این کلام مزمور ۱۹:۳۵ (مقایسه شود با مزمور ۴:۶۹) را برای خود به کار برد (انجیل یوحنا ۲۵:۱۵).» (وَن جمرِن)
ب. بر آنان که در این سرزمین آرام گرفتهاند، سخنان حیلهآمیز اندیشه میکنند: داوود به منظور حمایت و اثبات بیگناهی در مقابل دشمنانش دعا کرد، از آنرو که آنان بر ضد قوم فروتن و سادۀ خدا دسیسه کردند.
یک) انجیل لوتری آلمانی عبارت آنان که در این سرزمین آرام گرفتهاند را به die Stillen im Lande ترجمه کرده است. بعدتر این عبارت برای شرح ایمانداران در آلمان، بهخصوص آنان که از سنت زاهدانه (Pietistic tradition) آمده بودند، مبدل گشت. آنها بر حیاتی آسوده و سرسپرده در حضور خدا و انسانها و اطمینان به خدا برای دفاع از آنان تأکید کردند.
دو) «در هر دورهای، خدا قوم آرام خود را داشته است. بازنشسته از قیل و قال و آشوب، بهدور از جاهطلبی و حسادت، استوار نسبت به هشدارهایش؛ زیرا آنان به رمز حیاتِ نَهان در خدا داخل گشته بودند.» (مایر)
سه) «زمانی که قوم بر تو خشم گرفتند، برو و به عیسی بگو. زمانی که توفان شدید گشت، خود را در پناهگاهش پنهان کن. زمانی که سایرین بر سر شهرت و تمجید با یکدیگر مسابقه میدهند و امکان دارد اشتیاقشان تو را در برگیرد، داخل اتاق خود شو و در را ببند و خودتن را همچون نوزادی از شیر گرفته، خاموش گردان.» (مایر)
ج. به چشمان خود دیدیم… خداوندگارا، از من دور مباش: داوود به استدعای خود از خدا ادامه داد و دو اسم متفاوت از خدا در متن عبری را به کار برد -دو اسم متفاوت که اکثراً در انگلیسی به یک واژه برگردانده میشوند.
· خداوندا، با حروف کوچک، واژۀ عبری یهوه (Yahweh) اسم خدای عهد را ترجمه مینماید.
· خداوندگارا، با حروف معمولی، واژۀ عبری Adonai را ترجمه مینماید- واژۀ عبری باستانی برای مفهوم خداوند. بعضی اوقات Adonai مفهوم ارباب را دارد و بعضی اوقات مفهوم خدا را دارد.
یک) به چشمان خود دیدیم… خداوندگارا: «خدا واقعیتها را مشاهده کرده است و آنها فقط بیگناهی داوود را شامل نمیشود، بلکه آنکه او به غلط مورد افترا و تهمت واقع میگردد نیز شامل میشود.» (بویس)
دو) به چشمان خود دیدیم… خداوندگارا: «’به چشمان خود دیدیم’، باطلسازی بینقصی برای خروش دشمن است که ‘چشمان ما آن را مشاهده کرده است!’» (کیدنر)
۲. آیات (۲۳-۲۶) استدعا به منظور حمایت و اثبات بیگناهی از جانب خدا.
بیدار شو و به دفاع از من برخیز!
ای خدا و خداوندگار من، مرا داد بده!
ای یهوه خدای من، در عدل خود مرا تأیید فرما،
و مگذار بر من شادی کنند.
مگذار در دل خود بگویند: «هَه، به آرزوی خود رسیدیم»!
مگذار بگویند: «او را درسته فرو بلعیدیم»!
هر که در مصیبت من شادی میکند
خود شرمنده و خجل گردد؛
آنان که خودتن را بر من برمیافرازند
به شرم و رسوایی پوشانیده شوند.
الف. بیدار شو و به دفاع از من برخیز: داوود یقین داشت که در نبرد با دشمنانش در سمت خداست، با این وجود در آرزوی آن بود که خدا به شکل فعالانه از او حمایت نماید. به نظر میآمد که خدا بیش از اندازه بیتفاوت است، از آنرو داوود برای او خروشید که بیدار شود و از داوود به دفاع برخیزید.
ب. ای خدا و خداوندگار من: در این قسمت داوود واژۀ دیگری از دامنۀ لغات عبری برای خدا را به کار برد، واژۀ Elohim که به صورت عامیانه به خدا ترجمه میشود. این شکل جمع برای اسم عام خداست.
یک) ای خدا و خداوندگار من: «فریاد توما هنگامی که جراحات عیسی را مشاهده کرد. اگر او خدای ما را خداوند در نظر نمیگرفت، داوود نیز در این قسمت الوهیت را به یهوه نسبت نمیداد، زیرا تفاوتی به غیر از ترتیب واژگان و زبانی که آنها در آن به زبان آوردند، وجود ندارد؛ مفهوم یکی است.» (اسپرجن)
ج. هر که در مصیبت من شادی میکند خود شرمنده و خجل گردد: داوود خیلی ساده و مقتدرانه از خدا تقاضا کرد که در مقابل دشمنانش حامیِ او باشد.
یک) به شرم و رسوایی پوشانیده شوند: «او آنان را بهخاطر بیآبرو کردنِ قومش بیآبرو خواهد ساخت، برای آنان بهخاطر ایجاد آشوب، آشوب خواهد آورد، جامۀ نیکویشان را از تنشان در خواهد آورد و جامهای مسکین به آنان خواهد داد و همۀ خوشحالی آنان را به زجه و گریه و فشار دندان مبدل میسازد. حقیقتاً مقدسین میتوانند منتظر چنین چیزی باشند.» (اسپرجن)
۳. آیات (۲۷-۲۸) تقاضا از قوم خدا که از حمایت داوود شادمان گردند.
آنان که اعادۀ حق مرا خواهانند
فریاد شادی برآورند و شادمان گردند؛
همواره بگویند: «چه بزرگ است خداوند،
که از سلامتی بندهاش لذت میبرد.»
زبانم دادگری تو را بیان خواهد کرد،
و ستایش تو را، همۀ روز.
الف. آنان که اعادۀ حق مرا خواهانند فریاد شادی برآورند و شادمان گردند: بهواسطۀ مزامیر بهطور کلی، مشاهده میکنیم که داوود خودتن را بیگناه و بینقص در نظر نمیگرفت. با این وجود، در بسیاری از نزاعهایش با دشمنان، مشکلی نداشت که مشاهده کند در سوی خدا است و آنان اینگونه نبودند. در بسیاری از این نزاعها، ما حِس نمیکنیم که داوود نسبت به خود مردد و دودل است.
یک) «سقوط دشمن موقعیتی برای ستایش و شادی است، نه به آن خاطر که دشمن، قربانی شرارت و بدخواهی خودش شده است (Schadenfreude). نجاتِ خودتن، نه هلاکت سایرین، سُراینده را در یَهُوَه خرسند میسازد.» (مکلارن)
ب. چه بزرگ است خداوند: داوود از بسیاری احتیاجات و دردسرهایش در این مزمور سخن گفت. با اینوجود وِی با متمرکز بودن بسیار بر خدا و تحسین او آن را خاتمه داد. او به قوم خدا فکر میکرد که خدا را در دِل و ذهنشان بزرگ میسازند و دربارۀ ستایش دائمیِ خدا میاندیشید (زبانم دادگری تو را بیان خواهد کرد، و ستایش تو را، همۀ روز).
یک) «دسیسۀ عظیم دشمنانم آن است که خودتن را بزرگ سازند، آیۀ ۲۶، اما اشتیاق اصلی من آن است که خدا بزرگ گردد.» (پول)
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.