فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب 3 – سخنی با بیوفایان
بیوفایی قوم خدا.
1. آیۀ (1) خدا به قوم بیوفای خود میگوید، “نزد من بازگرد.”
«اگر مردی زن خویش را طلاق دهد
و آن زن از وی جدا شده، زن مردی دیگر شود،
آیا دیگر بار نزد آن زن بازمیگردد؟
آیا آن سرزمین بهغایت مُلَوَّث نخواهد شد؟
خداوند میفرماید:
تو با معشوقانِ بسیار زنا کردهای،
آیا میتوانی نزد من بازگردی؟
الف. اگر مردی زن خویش را طلاق دهد…آیا دیگر بار نزد آن زن بازمیگردد؟ به نظر میرسد ارمیا این فرمان تثنیه 1:24-4 را در نظر دارد که میگوید وقتی مردی زن خود را طلاق دهد و او زن مرد دیگری شود، آن زن نباید دوباره نزد شوهر اول خود بازگردد.
یک) این حکم تثنیه 1:24-4 برای عصر مدرن ما که بازگشت زن به شوهر اول خود پس از شوهر دوم یا سوم خیلی غیرمعمول نیست، عجیب به نظر میرسد. مفهومی که در پسِ آن قرار داشت بیاهمیت جلوه دادن عقاید مربوط به ازدواج و طلاق بود، گویی میتوان گفت: «میتوانم او (زن) را طلاق دهم و اگر بخواهم بعداً دوباره با او ازدواج میکنم». خدا میخواست با اینگونه طرز تفکر صحبت کند و بگوید: «نه، نمیتوانی با طلاق و ازدواج مجدد اینقدر سهلانگارانه رفتار کنی. من اجازه نمیدهم.»
دو) «این قانون، که زوج طلاقگرفته را از وصلت مجدد منع میکرد، با هدف مقابله با قرض دادن شریک زندگی خود به دیگری بود… نه تنها خود زن، بلکه ازدواج و جامعهای را که چنین رویهای را پذیرفته بود، تحقیر میکرد.» (کیدنر)
سه) «ممکن است دلایل دقیق مختلفی برای این قانون دیرینه وجود داشته باشد، ازجمله تلاش برای حفظ ازدواج دوم.» (تامپسون)
ب. آیا آن سرزمین بهغایت مُلَوَّث نخواهد شد؟ تثنیه 4:24 میگوید، «در آن صورت، شوهر نخست که وی را رها کرده بود، نمیتواند پس از نجس شدن زن، او را دیگر بار به زنی بگیرد، زیرا خداوند از این کار کراهت دارد. پس بر سرزمینی که یهوه خدایتان به شما به میراث میبخشد، گناه میاورید.» خدا نافرمانی از این حکم درمورد ازدواج مجدد را به ناپاکی سرزمین ربط داد که آن را بهغایت مُلَوَّث میکند.
ج. تو با معشوقانِ بسیار زنا کردهای، آیا میتوانی نزد من بازگردی؟ خدا میخواست که قوم خیانتکارش بداند که اگرچه بازگشت به شوهر اول ممکن است در سطح انسانی اشتباه باشد، اما بین خدا و قومش اشتباه نیست.
یک) عبارتِ خداوند میفرماید…آیا میتوانی نزد من بازگردی؟ برای مترجمان اندکی پررمزوراز است. برخی نسخهها (مانند NKJV و NLT)، آن را بهعنوان دعوتی از طرف خدا به اسرائیل ترجمه میکنند. برخی دیگر (ازجمله NASB و ESV) آن را بهعنوان یک سرزنش ترجمه میکنند، خدا اسرائیل را سرزنش میکند از این جهت که میخواهد به آسانی یا در اشتباه به سوی او بازگشت کند.
· NASB: اما تو فاحشهای هستی که معشوقان بسیار دارد؛ بااینحال نزد من بازگرد.
· ESV: و آیا نزد من باز میگردی؟
· NLT: خداوند میگوید، تو با معشوقان بسیار زنا کردهای. اما من هنوز تو را میخوانم که نزد من بازگشت کنی.
دو) «محققین درمورد این موضوع اختلافنظر آشکاری دارند و دلیل آن قابل درک است. فعل ‘بازگشت کردن’ (sob)در خط آخر آیۀ 1، مصدری است که بیش از یک تفسیر برایش امکانپذیر است.» (فینبرگ)
سه) در ادامۀ باب، از آنجاییکه خدا مکرراً اسرائیل را به بازگشت به نزد خود دعوت میکند، و فکر این بازگشت در مفهوم خوبی ارائه شده است، بهتر است همانطور که در ترجمۀ قدیم بیان شده است –بهعنوان درخواست خدا از قومش در نظر گرفته شود تا نزد او بازگردند.
2. آیۀ (2) عمق تباهی آنها.
چشمان خود را به بلندیها برافراز و ببین!
آیا جایی هست که در آن با تو همبستر نشده باشند؟
تو همچون راهزن در بیابان، کنار راهها به انتظار معشوقانت نشستی،
و این سرزمین را با زنای شرارتآمیز خود مُلَوَّث ساختی.
الف. آیا جایی هست که در آن با تو همبستر نشده باشند؟ خدا از قومش خواست که به بلندیها بنگرند –یعنی مکانهای مرتفعی که معمولاً مذبحهای خدایان بتپرستان در آنجا ساخته میشد. طبق توصیفات، آنان در این بلندیها با خدایان بت مرتکب زنای روحانی میشدند.
یک) «این آیه به پرستش بَعَل و اشیره اشاره دارد که شامل رابطۀ جنسی با فاحشههای معبد در مکانهای بالای تل میشد.» (رایکن)
دو) «واژۀ ‘مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‘ [همبستر] بهویژه قدرتمند است، و واژهای است ناپسند برای خشونت جنسی. اگرچه قوم خدا در پی خوشگذرانی بودند، اما مورد تجاوز قرار گرفتهاند. خدایان دروغین همیشه سوءاستفاده میکنند.» (رایکن) (در تثنیه 30:28، اشعیا 16:13، این واژه به صورت همبستر شدن و بیعصمت شدن، ترجمه شده است).
ب. کنار راهها به انتظار معشوقانت نشستی در اینجا، خدا از تصویر یک فاحشۀ خیابانی معمول برای نشان دادن زنای روحانی اسرائیل استفاده کرد. منظور این بود که آنان به دنبال این بتها بودند و خود را به آنها عرضه میداشتند.
یک) تو همچون راهزن در بیابان: «ارمیا دلمشغولیهای قومش به بیبندوباری را به یک راهزن تشبیه میکند که در خفا منتظر غارت کاروانی است که در حال عبور است، یا به فاحشهای در کنار راه که از مشتریان درخواست میکند.» (هریسون) گناه در جستوجوی آنها نبود. آنان در پی آن بودند.
ج. این سرزمین را با زنای شرارتآمیز خود مُلَوَّث ساختی: اسرائیل گمان میکرد که بتپرستی و تقدیم قربانی برای خدایان بت عواقب چندانی در پی نخواهد داشت. بسیاری از آنها احتمالاً به خود گفتهاند که خداوند را ترک نکردهاند و فقط پرستش خدایان دیگر را اضافه کردهاند. خداوند گناه آنها را همانطور که بود دید و متوجه شد که سرزمین را مُلَوَّث ساختهاند.
3. آیات (3-5) جزای گناهشان، و آنان چگونه باید توبه میکردند.
از همین روست که بارشها بازداشته شده،
و بارانِ بهاری نباریده است؛
اما تو را جبینِ زن فاحشه است،
و از شرم و حیا اِبا داری.
تو هماکنون مرا خوانده، گفتی: ”ای پدرم،
تو دوست روزگار جوانیام بودهای،
آیا تا ابد خشمگین خواهی بود؟
آیا غضبت را تا به آخر نگاه خواهی داشت؟“
براستی که تو چنین سخن میگویی،
اما هر شرارتی را که از دستت برآید، به عمل میآوری.»
الف. از همین روست که بارشها بازداشته شده، و بارانِ بهاری نباریده است: از نظر روحانی، بتپرستی اسرائیل سرزمین را مُلَوَّث ساخت –بنابراین خدا بارانی را که آنان برای محصولات کشاورزی و خوراک نیاز داشتند بازداشت. در این جمله کنایۀ خاصی نهان بود، زیرا بسیاری از خدایان بتی که آنها پیرویشان میکردند با آب و هوا، باران و باروری مرتبط بودند (مانند بعل و عشتاروت).
یک) برخی از آن بتپرستان قدیمی در اسرائیل باستان دقیقاً به خاطر باران و فراوانی محصولات که امیدوار بودند بتپرستی آنها در پی داشته باشد، به پیروی بتها روی میآوردند. آنها بهشدت در اشتباه بودند. چون پیروی از آنها خارج از ارادۀ خدا بود و رضایت کمتر از پیش را در پی داشت.
ب. اما تو را جبینِ زن فاحشه است، و از شرم و حیا اِبا داری: خدا در اسرائیل نبودِ شرمساری برای بتپرستی را مشاهده کرد. وجدان آنها برای عملکرد درست از کار افتاده بود.
ج. تو هماکنون مرا خوانده: خدا به اسرائیل گفت که آنها چه باید بکنند.
· آنها باید با اضطرار و ناامیدی خداوند را بخوانند.
· آنها باید او را بهعنوان پدر و دوست خود ببینند.
· آنها باید خود را چون کسانی ببینند که نیاز به راهنمایی و کمک دارند، همانطور که یک جوان به راهنمایی و کمک نیاز دارد.
· آنها باید امیدوار باشند که خدا تا ابد خشمگین نباشد.
د. براستی که تو چنین سخن میگویی، اما هر شرارتی را که از دستت برآید، به عمل میآوری: اسرائیل به جای خواندن خداوند و آمدن با توبهای فروتنانه، به شرارت خود ادامه داد تا آنجا که از دستش برآید –با این امید که تا آنجا که میشد از آن خلاصی خواهد یافت.
بیوفایان به بازگشت خوانده شدند.
1. آیات (6-10) خدا با ارمیا درمورد اسرائیل بیوفا، و یهودای خیانتکار سخن میگوید.
خداوند در ایام یوشیای پادشاه، به من گفت: «آیا دیدی اسرائیلِ بیوفا چه کرده است؟ دیدی چگونه بر فراز هر تَلّ بلند و زیر هر درختِ سبز رفته و در آنجا زنا کرده است؟ من گفتم، ”پس از انجام همۀ این کارها نزد من باز خواهد گشت،“ اما بازنگشت، و خواهر خیانتکارش یهودا این را دید. آری، او دید که من اسرائیلِ بیوفا را به سبب همۀ زناکاریهایش بیرون کردم و طلاقنامهای به او دادم. و با اینحال، خواهر خیانتکار او یهودا نترسید، بلکه او نیز رفته، زناکاری پیشه کرد. اسرائیل به سبب آسانگیری در زناکاریِ خود، این سرزمین را مُلَوَّث ساخت و با سنگ و چوب زنا کرد. و خداوند میگوید: با وجود این همه، خواهرِ خیانتکارِ او یهودا با تمامی دل خویش نزد من بازنگشت، بلکه تنها به ریا!»
الف. در ایام یوشیای پادشاه: یوشیا یکی از بهترین پادشاهان یهودا بود و در دوران سلطنت او لشکرکشی تهاجمی برای پاکسازی اسرائیل از بتپرستی و بازگشت به خداوند صورت گرفت. خدا بیشک از این کلمات ارمیا بهعنوان بخشی از این کار استفاده کرد.
ب. آیا دیدی اسرائیلِ بیوفا چه کرده است؟ خدا به ارمیا (و کسانی که این نبوت را شنیدند) یادآوری کرد که سرزمین شمالی، اسرائیل عمیقاً بتپرست بود، بااینحال، خدا او را خواند و گفت: «نزد من باز خواهد گشت.» متأسفانه، او بازنگشت و حدود 100 سال پیش از اینکه ارمیا خدمت نبوتی خود را آغاز کند، بهعنوان یک سرزمین نابود شد.
ج. خواهر خیانتکارش یهودا این را دید: سرزمین جنوبی، یهودا باید از بتپرستی اسرائیل، امتناع او از توبه و سقوطش درس میگرفت. در عوض، خواهر خیانتکار او یهودا نترسید، بلکه او نیز رفته، زناکاری پیشه کرد.
یک) برای ما آسان است که فکر کنیم یهودا دیوانه بود و بپرسیم که چگونه میتوانست متوجه چنین درسهای واضحی نباشد. اما ما دنیای مدرن را میبینیم که همان اشتباهات و گناهان پادشاهیها و فرهنگهای سقوطکردۀ پیشین را تکرار میکند.
دو) به سبب آسانگیری در زناکاریِ خود: «متن عبری دقیقاً ‘به سبب سهلانگاری در زنا‘ خوانده میشود؛ یعنی زنا برایش از اهمیت چندانی برخورد نبود که او هم به همان اعمال زشت خواهرش اسرائیل پرداخت و سرزمین را ملوث ساخت.» (تامپسون)
د. با وجود این همه، خواهرِ خیانتکارِ او یهودا با تمامی دل خویش نزد من بازنگشت، بلکه تنها به ریا! به نظر میرسید که یهودا از گناه و عواقبی که بر سرزمین شمالی، اسرائیل وارد آمده بود درسی نگرفت. هر توبهای که کردند نه با تمامی دل، بلکه فقط به ریا بود.
یک) در سطح انسانی، داوری درمورد توبۀ شخصِ دیگر دشوار و شاید خطرناک است. ما باید در ارزیابی خود از توبۀ دیگران بلندنظر باشیم. بااینحال، توبه فقط به ریا، اتفاقی واقعی است و خدا میداند که توبه چه زمانی صادقانه نبوده و تنها برای نمایش است.
دو) «اعتراف حقیقی متأسفانه تجربهای دلخراش و تحقیرآمیز است و بنابراین چه در میان افراد و چه ملتها، بهندرت با آن مواجه میشویم.» (هریسون)
سه) «در روزگار او، اصلاحات بزرگی در ظاهر صورت گرفت. پادشاه با اشتیاقی واقعی برای عدالت تلاش کرده بود، اما همانطور که حلدۀ نبیه به او گفته بود، اصلاحات تا آنجا که به مردم مربوط میشد، غیرواقعی بود و موضوعهای عمیقِ زندگی را متأثر نمیساخت.» (مورگان)
چهار) «ترتولیان (Tertullian) میگوید: کسی که با مغایرت توبه کند، خدا او را با مغایرت خواهد بخشید. تو توبه میکنی، اما در گناهان خود ادامه میدهی. خدا تو را میبخشد و به هاویه میفرستد: عفوی که با یک مغایرت همراه است.» (ترپ)
2. آیات (11-13) خدا به ارمیا میگوید که اسرائیل را بخواند تا بازگردد و رحمت بیابد.
خداوند مرا گفت: «اسرائیلِ بیوفا خود را از یهودای خیانتکار پارساتر نموده است. پس برو و این سخنان را به جانب شمال ندا کرده، بگو: خداوند میفرماید،
«”ای اسرائیلِ بیوفا، بازگرد!
من بر تو با ناخشنودی نخواهم نگریست،
زیرا که من وفادار هستم،
و خشم خویش را تا به ابد نگاه نخواهم داشت؛
این است فرمودۀ خداوند.
فقط به تقصیر خویش اِذعان کن،
به اینکه بر یهوه خدایت عِصیان ورزیدی،
و راههای خود را زیر هر درخت سبز
برای بیگانگان منشعب ساختی،
و آواز مرا نشنیدی؛
این است فرمودۀ خداوند.
الف. اسرائیلِ بیوفا خود را از یهودای خیانتکار پارساتر نموده است: با توجه به اینکه سرزمین شمالی، اسرائیل خود را عمیقاً به بتها سپرده بود، این یک بیانیۀ شگفتانگیز است. با این وجود، در رابطه با اینکه چرا گناه یهودا حتی بدتر بود میتوان چندین دلیل ارائه کرد.
· یهودا نمونۀ اسرائیل را داشت که از آن درس گیرد، امتیازی که اسرائیل از آن برخوردار نبود.
· یهودا به معبد و مرکز پرستش واقعی نزدیکتر بود.
· یهودا پادشاهان بهتر و روحانیتری نسبت به اسرائیل داشت.
· مشکل یهودا خیانت و ریا در توبه بود؛ اسرائیل در گناه خود صادقتر بود.
ب. ای اسرائیلِ بیوفا، بازگرد: خدا به ارمیا گفت که اسرائیل را بخواند -اگرچه در تبعید در سراسر قلمرو آشوریان پراکنده شده بودند– تا نزد او بازگردد. کلید بازگشت آنها این بود: فقط به تقصیر خویش اِذعان کن. این صداقت همان چیزی بود که یهودا آن را نداشت و کلید بازیابی رابطهای درست برای اسرائیل بود.
یک) ای اسرائیلِ بیوفا، بازگرد: «از ‘بیوفا ‘(روی گردان) دعوت میشود تا ‘برگردد‘ (روی آورد).» (تامپسون) مفهومش شبیه این است: «نزد من برگرد، ای بیوفا.»
دو) در اینجا، هیچ وعدهای مبنی بر اینکه خدا سرزمین شمالی را به سرزمین و قلمرو خود بازمیگرداند، وجود ندارد. بلکه به نظر میرسد که وعده مربوط به بازیابی رابطه با یهوه، خدای عهدشان باشد.
سه) گویی این معنا را در بر دارد که «یهودا صادقانه توبه نکرده است، بلکه فقط به ریا. شاید اگر من اسرائیل را بخوانم صادقانه توبه کند.»
چهار) «کسی میگوید: ‘افسوس، من نمیدانم که آیا بیوفا هستم یا تا به حال ریاکار بودهام!‘ اصلاً در این سؤال بحث نکنید. دائماً از من خواسته میشود که به جای مردم تصمیم بگیرم که آیا آنها مسیحی حقیقی هستند یا درمورد وضعیت خود دچار اشتباه شدهاند. این تحقیقی دشوار است و ارزش عملی کمی دارد.» (اسپرجن)
3. آیات (14-15) بازگشت کنید و بازیافته شوید.
«”پس خداوند میفرماید: ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید، زیرا من شوهر شما هستم؛ و از شما یک تن از شهری و دو تن از طایفهای گرفته، به صَهیون خواهم آورد. و به شما شبانانی موافق دل خود خواهم داد که شما را به معرفت و بصیرت خواهند چرانید.
الف. ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید: در اینجا، خدا با هر دو «خواهران» (ارمیا 7:3) اسرائیل و یهودا سخن میگوید و از آنها دعوت میکند تا نزد او بازگشت کنند.
ب. زیرا من شوهر شما هستم: خدا به شیوهای قابل توجه گفت که به اسرائیل طلاقنامه داد (ارمیا 8:3). اما در اینجا او به اسرائیل و یهودا میگوید: «من شوهر شما هستم.» خدا حاضر بود طلاق قبلی را نادیده بگیرد اگر که آنها به سوی او بازگشت میکردند.
یک) در این التماسها: «ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید» و «زیرا من شوهر شما هستم» احساسات عمیقی وجود دارد. این خدا، خدای سرد و بیعاطفه نیست؛ خداوندی است سرشار از گرمی و شفقت که قوم سرکش خود را جمع میکند.
دو) «اوه! این فیض است که او با هر یک از ما ازدواج کند، اما این فیض در بالاترین حد خود است، این اقیانوس فیض است با جریان خروشانش، که او اینگونه از ‘فرزندان بیوفا‘ صحبت میکند.» (اسپرجن)
ج. و از شما یک تن از شهری و دو تن از طایفهای گرفته، به صَهیون خواهم آورد: خدا برای بازماندگانی که به سوی او بازگشت خواهند کرد، وعدۀ احیا و برگشت به کشور را داد.
د. به شما شبانانی موافق دل خود خواهم داد که شما را به معرفت و بصیرت خواهند چرانید: پس از برکت احیا و بازگشت، خدا برکت رهبریِ روحانی نیکو و دیندار را وعده داد و توصیفی آموزنده از اینکه چگونه رهبرانی باید در میان قوم خدا باشند، ارائه کرد.
· آنها باید از جانب خدا داده شوند (به شما خواهم داد)، نه توسط بلندپروازی انسانی یا خواندگی فرضی.
· آنها برای مراقبت و خدمت قوم خدا به آنان داده شدهاند (به شما خواهم داد).
· آنها باید شبانانی باشند که مراقب گلۀ خدا هستند.
· آنها باید در خدمت و رهبری قوم خدا موافق دل خدا باشند.
· آنها باید قوم خدا را با معرفت بچرانند.
· آنها باید قوم خدا را با بصیرت بچرانند.
4. آیات (16-17) بازگشت کنید و حضور خداوند را بدانید.
و خداوند میگوید: در آن روزها، آنگاه که در این سرزمین بارور و کثیر شدید، دیگر نخواهید گفت: ’صندوق عهد خداوند‘. آن صندوق دیگر به ذهن کسی نخواهد آمد و به یاد آورده نخواهد شد. برای آن دلتنگ نخواهند شد و دوباره آن را نخواهند ساخت. زیرا در آن ایام اورشلیم ’تخت پادشاهی یهوه‘ خوانده خواهد شد، و تمامی قومها به جهت بزرگداشت نام یهوه در اورشلیم گرد خواهند آمد و دیگر سرسختانه از دلِ شریرِ خود پیروی نخواهند کرد.
الف. در آن روزها، آنگاه که در این سرزمین بارور و کثیر شدید، دیگر نخواهید گفت: ’صندوق عهد خداوند‘: ارمیا منتظر بازگشت نهایی اسرائیل بود که با تجمع در این سرزمین و حضور خود خداوند مشخص میشد، نه صرفاً نمودی از خدا که در صندوق عهد خداوند دیده میشد.
ب. آن صندوق دیگر به ذهن کسی نخواهد آمد و به یاد آورده نخواهد شد. برای آن دلتنگ نخواهند شد: ارمیا مشتاقانه منتظر روزی بود که واقعیت حضور خدا در میان مردم از نماد آن که توسط صندوق عهد نمود یافته بود، فراتر رود. آنقدر فراتر که با آمدن واقعیت، دیگر کسی در اندیشۀ صندوق عهد نباشد.
یک) «صندوق، بازیابی نخواهد شد زیرا دیگر بهعنوان نمادی از حضور خدا ضرورت نخواهد داشت. دوران تأکیدات تشریفاتی خواهد گذشت. جلال واقعی خداوند در حضور قومش کافی خواهد بود و از همین رو، کسی دلتنگ جلال معمول نخواهد شد.» (فینبرگ)
ج. در آن ایام اورشلیم ’تخت پادشاهی یهوه‘ خوانده خواهد شد، و تمامی قومها به جهت بزرگداشت نام یهوه در اورشلیم گرد خواهند آمد: ارمیا مشتاقانه منتظر روزی بود که اسرائیل قوم پیشرو روی زمین باشد و خود خداوند در اورشلیم بر تخت بنشیند و قومها او را حرمت بدارند.
یک) در اینجا، ارمیا بدون اینکه آن را عهد تازه بنامد، از برخی فواید عهد تازه صحبت میکند که بعدها در ارمیا 31:31-33 بسط داده میشود.
بازگشت به سرزمین
1. آیۀ (18) وعدۀ بازگشت.
در آن روزها، خاندان یهودا به خاندان اسرائیل خواهد پیوست، و با هم از سرزمین شمال به سرزمینی در خواهند آمد که به پدرانتان به میراث بخشیدم.
الف. در آن روزها: در آیات پیشین (ارمیا 16:3-17)، خدا بسیاری از نشانهایی را که بعدها در وعدۀ عهد تازه بسط داده میشود، وعده داد. در اینجا، چیزهای بیشتری را درمورد آنچه که در آن روزها اتفاق خواهد افتاد، میآموزیم.
ب. خاندان یهودا به خاندان اسرائیل خواهد پیوست: مدتها قبل، دوازده قبیلۀ اسرائیل به دو قلمرو رقیب تقسیم شدند. خدا در اینجا منتظر روزی بود که یهودا و اسرائیل دوباره باهم باشند و دیگر به دلیل درگیری داخلی قدیمی از یکدیگر جدا نشوند.
ج. و با هم از سرزمین شمال به سرزمینی در خواهند آمد که به پدرانتان به میراث بخشیدم: وعدۀ بازگشت به سرزمین دوباره به یهودا و اسرائیل داده شد. خدا آنها را دوباره در سرزمین گرد خواهد آورد.
2. آیات (19-20) مشکل بازگشت خاندان خیانتکار اسرائیل.
«”گفتم چه شادمانه تو را در میان پسرانم جای خواهم داد،
و سرزمینی مرغوب به تو خواهم بخشید،
که زیباترین میراث همۀ قومهاست.
نیز گفتم که مرا پدر خواهی خواند،
و دیگر از پیروی من روی بر نخواهی تافت.
اما همچون زنی که به شوهر خود خیانت ورزد،
تو ای خاندان اسرائیل به من خیانت ورزیدی؛
این است فرمودۀ خداوند.“»
الف. چه شادمانه تو را در میان پسرانم جای خواهم داد، و سرزمینی مرغوب به تو خواهم بخشید: خدا با سخندانی پرسید که چگونه اسرائیل بیوفا و یهودای خیانتکار میتوانند چنین برکتی مانند بازگشتن به سرزمین را دریافت کنند.
ب. مرا پدر خواهی خواند، و دیگر از پیروی من روی بر نخواهی تافت: خدا در پاسخ به سؤال خود، به دگرگونی درونی اشاره کرد که علیرغم خیانت گذشته، در میان قومش رخ خواهد داد. این دگرگونی درونی یکی دیگر از نشانهای عهد تازه است.
یک) «اصطلاح ‘پدر‘ گاهی توسط زن جوان به شوهرش استفاده میشد.» (فینبرگ)
3. آیات (21-22) گریۀ اسرائیل توبهکننده.
صدایی از بلندیها شنیده میشود،
صدای گریه و التماس بنیاسرائیل،
زیرا که راههای خویش را منحرف ساخته،
و یهوه خدای خود را فراموش کردهاند.
«ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید،
و من بیوفایی شما را شفا خواهم داد.»
«اینک نزدت میآییم
زیرا تویی یهوه، خدای ما.
الف. صدای گریه و التماس بنیاسرائیل: ارمیا در نبوتش، اسرائیل را در توبۀ حقیقی دید که از درماندگی خود به سوی خدا فریاد سر میدهد. چنین توبۀ عمیقی الزامی بود زیرا آنها راههای خویش را منحرف ساخته و یهوه خدای خود را فراموش کرده بودند.
یک) «در جایی که بتها را میپرستیدند، اکنون بر گناهان خود میگریند و درخواست عفو میکنند.» (ترپ)
دو) «در اینجا یک آگاهی از گناه با ماهیت اصلی آن وجود دارد، و این غم الهی را ایجاد میکند. تمایز بین پشیمانی صرف و توبه همینجاست، در ‘گریه و التماس‘.» (مکلرن)
ب. ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید… اینک نزدت میآییم: ارمیا از روزی صحبت کرد که بنیاسرائیل به دعوت خدا برای بازگشت و شفا یافتن از بیوفایی خود پاسخ میدهد، و نیاز خود را میداند و اینکه خدایش کیست (زیرا تویی یهوه، خدای ما). این در تضاد با این بود که آنها قبلاً یهوه خدای خود را فراموش کرده بودند.
یک) «او میگوید: ‘ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید.‘ من متوجه شدم که او نمیگوید: ‘ای فرزندان توبهکار بازگشت کنید.‘ او شما را در بدترین رنگهایتان متصور میشود، اما میگوید: ‘ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید.‘ همچنین متوجه شدم که او نمیگوید: ‘اول زخمهایتان را مداوا کنید، سپس به سوی من بازگردید‘، بلکه میگوید: ‘ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید‘، با تمام بیوفاییهای شفا نیافتهتان، ‘و من بیوفایی شما را شفا خواهم داد.‘» (اسپرجن)
دو) سخنان ارمیا در 21:3-22 چندین موضوع را دربارۀ بیوفایی نشان میدهد.
· بیوفایی ویرانی به بار میآورد (در بلندیهای ویران).
· بیوفایی سزاوار ماتمی بزرگ (گریه و التماس) است.
· بیوفایان ممکن است درست از محل عصیان خود (مکانهای مرتفع، بلندیها) بازگشت کنند.
· بیوفایی به شکل راههای منحرف نشان داده شده است.
· بیوفایی در فراموشی خدا نمایان میشود (یهوه خدای خود را فراموش کردهاند).
· بیوفایی چیزی است که فقط فرزندان خدا میتوانند انجام دهند.
· بیوفایی تصمیمی برای برگشتن (بازگشت کردن) است.
· بیوفایی بیماری است که باید از آن شفا یافت (شفا خواهم داد).
· بیوفایی با تشخیص راه اشتباه اصلاح میشود (نزدت میآییم).
· بیوفایی با تشخیص فراموش کردن خدا اصلاح میشود (زیرا تویی یهوه، خدای ما)
4. آیات (23-25) شرم دائمی بتپرستی که در اظهار توبۀ حقیقی بیان میشود.
براستی که تپهها فریبی بیش نیستند،
غوغای فراز کوهها؛
براستی که نجات اسرائیل
در یهوه خدای ماست.
«اما بتپرستیِ شرمآورْ دسترنج پدران ما را،
از گله و رَمِه و پسران و دختران،
از روزگار جوانیِ ما فرو بلعیده است.
بیایید تا به شرمساری خود اِذعان کنیم،
بیایید تا رسواییمان را در بر بگیریم،
زیرا هم ما و هم پدران ما،
از جوانی تا به امروز،
به یهوه خدای خویش گناه ورزیده،
و آواز یهوه خدای خود را نشنیدهایم.»
الف. براستی که تپهها فریبی بیش نیستند: اسرائیل در بتپرستی خود اغلب مذبحهایی را در بلندیها –بالای تپهها میساخت. خدا به آنها یادآوری کرد که این تپهها، این بلندیها و خدایان دروغینی که آنها نمایانگرشان بودند هیچ کمکی در ایام نیاز به آنها نمیکردند. در عوض، نجات اسرائیل در یهوه خدای ماست.
یک) «سپس در پی این، مردم گناهکار یک اعتراف آرمانی را بازخوانی میکنند. با گریه، التماس خود را ابراز میدارند. با درک بیهوده بودن انتظار کمک از هر منبعی غیر از یهوه، با اعتراف به گناه به او روی میآورند.» (مورگان)
ب. اما بتپرستیِ شرمآورْ دسترنج پدران ما را، از گله و رَمِه و پسران و دختران، از روزگار جوانیِ ما فرو بلعیده است: بر روی آن مذبحهای بتی بر بالای تپهها، نسلهای اسرائیلی گله و رَمِه و حتی پسران و دختران خود را قربانی کردند (به صورت استعاری و گاهی به معنای واقعی کلمه). این همه شرمآور بود که بلعید.
یک) «چیز ‘شرمآور‘ (ارمیا 24:3، در عبری به آن تأکید شده است) بَعَل، خدای شرم است. در ارمیا 13:11 بَعَل با شرم و رسوایی ترکیب شده است.» (فینبرگ)
دو) «بَعَل آن کار شرمآور را انجام داده است (ارمیا 13:11؛ هوشع 10:9). او حتی گاوهای ما و فرزندانمان را خورده است، اگر از آنها هم باقی بماند، چیزی برای آنها باقی نمانده است.» (ترپ)
ج. بیایید تا به شرمساری خود اِذعان کنیم، بیایید تا رسواییمان را در بر بگیریم: این شرم دائمی بود و تا زمانی که بنیاسرائیل واقعاً توبه نکند و نزد خداوند بازگشت نکند، برطرف نمیشود.
د. زیرا هم ما و هم پدران ما…به یهوه خدای خویش گناه ورزیده، و آواز یهوه خدای خود را نشنیدهایم: این بیان مناسبی از توبۀ شکسته است که باید مشخصۀ فرزندان بیوفای خدا باشد. هیچ بهانه یا توضیحی ارائه نشده است.