فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۷ – موعظه کردن در دروازۀ معبد
موعظۀ ارمیا در دروازۀ معبد.
۱. آیات (۱-۴) اعتماد سطحی به معبد و دین ظاهری.
این است کلامی که از جانب خداوند بر اِرمیا نازل شد: «بر دروازۀ خانۀ خداوند بایست و این کلام را در آنجا ندا کرده، بگو: ای جمیع مردم یهودا که برای پرستش خداوند از این دروازهها داخل میشوید، کلام خداوند را بشنوید! خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: طریقها و اعمالتان را اصلاح کنید و من شما را در این مکان ساکن خواهم کرد. به این سخنان فریبنده اعتماد مکنید که «این است معبد خداوند! معبد خداوند! معبد خداوند!»
الف. بر دروازۀ خانۀ خداوند بایست: خدا به ارمیا گفت که این کلام را از جانب خداوند به صورت علنی موعظه کند و آن را درست در دروازۀ معبد انجام دهد. ارمیا برای انجام این کار به جرئت و شجاعت زیادی نیاز داشت.
یک) بهراحتی میتوان ارمیا را تصور کرد که با جمعیت پر جنبوجوش مردم و کاهنانی که در حال رفتوآمد به محوطۀ معبد هستند، صحبت میکند. شاید خیلیها ایستادند تا گوش کنند، اما ظاهراً هیچکس واقعاً سخنان او را که از جانب خداوند بود نشنید.
دو) «از آنجایی که پیام او به همۀ مردم ابلاغ شد، به احتمال زیاد این سخنان در یکی از اعیاد مذهبی بزرگ، مانند عید پسخ یا عید آلاچیقها که تمام قوم برای پرستش به اورشلیم میآمدند موعظه شده است.» (رایکن)
سه) در ارمیا ۲۶ و در آغاز سلطنت یِهویاقیم، ارمیا دوباره در دروازۀ معبد موعظهای با مضامینی بسیار مشابه انجام میدهد. برخی فکر میکنند این موعظه، همان موعظهای است که در ارمیا ۲۶ آمده است؛ برخی فکر میکنند که این موعظۀ مشابهی است که قبلاً در همان مکان بیان شده است. ارمیا ۸:۲۶-۱۱ عنوان میکند که پس از آن موعظه، ارمیا مورد حمله قرار گرفت و به مرگ تهدید شد.
ب. طریقها و اعمالتان را اصلاح کنید و من شما را در این مکان ساکن خواهم کرد: خدا گفت که اگر یهودا واقعاً توبه کند -نه فقط در گفتار، بلکه در طریقها و اعمال خود- از داوری آنها چشمپوشی خواهد کرد.
ج. به این سخنان فریبنده اعتماد مکنید که «این است معبد خداوند! معبد خداوند! معبد خداوند!»: جمعیت حاضر در معبد بهوضوح به معبد و خدمات آن اعتماد داشتند. ارمیا شجاعانه به آنها هشدار داد که اعتماد آنها بیپایه و خطرناک است. اگر طریقها و اعمال خود را اصلاح نکنند، دین و مناسک ظاهری کمکی به آنها نمیکند.
یک) «بنابراین، پرستش در معبد برای آنها صرفاً عملکردی مانند افسون دفع شر داشت، و آنها مردم را فریب داده بودند تا به این ساختمانهای مادی اعتماد کنند.» (هریسون)
دو) قابل تصور است که یکی از انبیای دروغین زمان ارمیا ممکن است کتابمقدس را تحریف کرده باشد تا «ثابت کند» معبد هرگز تسخیر نخواهد شد.
• خدا سلسلهای ابدی را به داوود وعده داد (دوم سموئیل ۱۲:۷-۱۵).
• خدا صهیون را بهعنوان منزلگاه نخست خود برگزید (مزمور ۱۳:۱۳۲-۱۸).
• اورشلیم و معبد بیش از ۱۰۰ سال قبل بهطور معجزهآسایی از نابودی توسط لشکر آشور نجات یافتند (دوم پادشاهان ۱۳:۱۸-۳۷:۱۹). مطمئناً این نشان میداد که خدا هرگز اجازه نخواهد داد که اورشلیم یا معبد تسخیر شود.
حتی اگر میشد متون کتابمقدس را برای حمایت از چنین استدلالی تحریف کرد، این همچنان ناقص بود. در این استدلال فراموش شده است که:
• خدا همیشه واقعیت روحانی درونی را مهمتر از شکل ظاهری میداند.
• هر گونه استدلال از کتابمقدس که گناه و بتپرستی را میپوشاند و آن را مجاز میداند، اشتباه و ناقص است.
سه) امروزه، مانند دوران ارمیا ما نمیگوییم: «این است معبد خداوند! معبد خداوند! معبد خداوند». امروزه برخی میگویند: «من به کلیسا میروم، من به کلیسا میروم، من به کلیسا میروم». یا «من سنتگرا هستم، من سنتگرا هستم، من سنتگرا هستم»؛ یا «من از کلیسای کَلوِری چپل هستم، من از کلیسای کلوری چپل هستم، من از کلیسای کلوری چپل هستم.» هیچ یک از اینها جدا از ایمان و توبۀ حقیقی، رابطۀ انسان را با خدا درست نمیکند.
چهار) «انسانها ممکن است مقدسترین مناسک را به جای بیاورند و در عین حال به شرمآورترین جنایات ادامه دهند.» (مایر)
۲. آیات (۵-۷) توبۀ حقیقی و پاداش آن.
«زیرا اگر براستی طریقها و اعمالتان را اصلاح کنید و با یکدیگر به انصاف رفتار نمایید، اگر بر غریبان و یتیمان و بیوهزنان ستم نکنید و خون بیگناهان را در این مکان نریزید و خدایانِ غیر را به زیان خویش پیروی نکنید، آنگاه شما را در این مکان، در سرزمینی که تا ابد به پدرانتان بخشیدم، ساکن خواهم کرد.
الف. زیرا اگر براستی طریقها و اعمالتان را اصلاح کنید: خدا از طریق ارمیا به قوم توضیح داد که توبۀ حقیقی چگونه است.
• و با یکدیگر به انصاف رفتار نمایید: دادگاههای یهودای باستان فاسد شده بودند و در آنها به انصاف رفتار نمیشد.
• اگر بر غریبان و یتیمان و بیوهزنان ستم نکنید: خدا به نحوۀ رفتار قوم خود با افراد ضعیف و بیدفاع جامعه اهمیت میداد و وقتی به جای کمک به این افراد به آنها ستم میشد، خدا در این مورد هشدار میداد.
• خون بیگناهان را در این مکان نریزید: ظاهراً به نام دین مردم را (در این مکان) به قتل میرساندند. «یهوه نمیتوانست قتلهای قضایی را که گاهی اوقات در اسرائیل رخ میداد و ظاهراً در زمان سلطنت یِهویاقیم نیز انجام شده بود، تحمل کند (ارمیا ۲۳:۲۶).» (تامپسون)
• خدایانِ غیر را به زیان خویش پیروی نکنید: بتپرستی همیشه یک خطر بود، حتی برای کسانی که برای تجارت به معبد میآمدند. این ایمان مشترک (هم به خداوند و هم به بتها) همیشه به زیان آنها بود.
یک) ملاحظه میشود که از این چهار جنبهای که برای توبه ذکر شد، تنها یکی از آنها به رابطۀ انسان با خدا میپردازد. سه مورد از آن به رابطۀ انسان با همنوعانش مربوط است. خدا به نحوۀ رفتار ما با یکدیگر اهمیت میدهد و توبۀ حقیقی شامل نحوۀ رفتار ما با یکدیگر نیز میشود.
ب. آنگاه شما را در این مکان … ساکن خواهم کرد: اگر یهودا صادقانه و عمیقاً توبه کند -نه فقط در گفتار، بلکه در عمل- آنگاه وعدههای قبلی در مورد لشکری که برای داوری میآید و همچنین تبعید از آن سرزمین، کنار گذاشته خواهد شد.
ج. در سرزمینی که تا ابد به پدرانتان بخشیدم: ظاهراً خدا وعدۀ سرزمینی که به ابراهیم و نسل عهد او داده بود را هدیهای ماندگار در طول تاریخ اسرائیل میدانست.
یک) برخی به اشتباه میگویند که یوشع ۴۳:۲۱، ۴۵ چنین عنوان میکند که خدا به وعدۀ خود در مورد سرزمینی که به اسرائیل وعده داده بود کاملاً عمل کرد و بنابراین از آن زمان به بعد، آنها دیگر ادعایی نسبت به آن سرزمین نداشتند. با اینحال، آیهای مانند این -که بیشتر از ۶۰۰ سال بعد از کلام خدا به یوشع نوشته شده است- نشان میدهد که وعدۀ سرزمین به اسرائیل، تا ابد ادامه داشت.
۳. آیات (۸-۱۱) اعتماد به سخنان فریبنده در مورد معبدی که لانۀ راهزنان است.
«اما شما به سخنان فریبنده که سودی ندارد، اعتماد میکنید! آیا دست به دزدی و قتل و زنا میزنید و به دروغ سوگند یاد میکنید؟ آیا برای بَعَل بخور میسوزانید و خدایانِ غیر را که نمیشناسید، پیروی میکنید و آنگاه آمده، در این خانه که نام من بر آن است، در حضور من میایستید و میگویید: ”رهایی یافتهایم!“ تا رفته به این اعمال کراهتآور خود ادامه دهید؟ آیا این خانه که نام من بر آن است، در نظر شما لانۀ راهزنان شده است؟ خداوند میفرماید: اینک من خود این را دیدهام!
الف. اما شما به سخنان فریبنده که سودی ندارد، اعتماد میکنید: گفتن این حرف به جمعیت حاضر در دروازههای معبد، کاری شجاعانه بود. با اینحال، آنها باید میدانستند که نمیتوانند دست به دزدی، قتل و زنا بزنند و به دنبال خدایان غیر بروند و تصور کنند که رعایت آداب و مناسک معبد میتواند آن گناهان را بپوشاند.
ب. و آنگاه آمده، در این خانه که نام من بر آن است، در حضور من میایستید و میگویید: ”رهایی یافتهایم!“ تا رفته به این اعمال کراهتآور خود ادامه دهید: منظور ارمیا در اینجا کسانی هستند که معتقد بودند رعایت مناسک و وظایف در معبد به آنها اجازۀ ارتکاب چنین گناهانی را میداد و گناهان آنها را میپوشاند.
یک) این عمل، همان اعطای آمرزش گناهان در کلیسای کاتولیک رومی نبود، اما در این شیوههای خلاف کتابمقدس، روح یکسانی عمل میکرد.
ج. آیا این خانه که نام من بر آن است، در نظر شما لانۀ راهزنان شده است؟ معبد به جای اینکه مکانی برای جستجوی صادقانۀ خدا، تقدیم خالصانۀ قربانیها و توبۀ حقیقی باشد، به لانۀ (محل تجمع و مخفیگاه) راهزنان تبدیل شده بود.
یک) «معبد، خانۀ یهوه است که اگر مردم راههایشان با ارادۀ او هماهنگ باشد میتوانند آنجا در مشارکت با او، و در نتیجه، در قوت و آرامش او ساکن شوند. اما معبد پناهگاه کسانی نیست که در طغیان علیه او زندگی میکنند. معبد به جانهای مطیع، امنیت و آرامش میبخشد. اگر مردم در گناه زندگی کنند، هیچ امنیتی برای آنها فراهم نمیکند.» (مورگان)
دو) دزدان و راهزنانی که اقدام به دزدی و غارت میکنند، در منطقهای خلوت برای خود مخفیگاهی فراهم میکنند و برای حفاظت و امنیت به آنجا پناه میبرند.» (تامپسون)
سه) عیسی در متی ۱۳:۲۱ (همچنین در مرقس ۱۷:۱۱ و لوقا ۴۶:۱۹) عبارت «لانۀ راهزنان» را به نقل از ارمیا ۷ عنوان کرد تا دربارۀ فساد موجود در خدمات معبد در زمان خود صحبت کند. معبد که باید خانۀ دعا برای همۀ قومها باشد، تبدیل به لانۀ راهزنان شده بود.
د. اینک من خود این را دیدهام: لانۀ راهزنان معمولاً به صورت مخفیانه فعالیت میکند. خدا میخواست از طریق ارمیا به قوم اطلاع دهد که او گناهان پنهان و مخفی آنها را دیده است.
۴. آیات (۱۲-۱۵) مثال شیلوه.
«حال به مکان من که در شیلوه بود و نام خود را نخست در آن ساکن گردانیده بودم، بروید و ببینید به سبب شرارت قوم خود اسرائیل با آن مکان چه کردم! و حال، خداوند میفرماید، از آن رو که شما همۀ این کارها را به عمل آوردید، و با آنکه بارها با شما سخن گفتم، نشنیدید، و چون شما را خواندم، پاسخ ندادید، پس من نیز با این خانه که نام من بر آن است و بر آن توکل دارید، و من آن را به شما و پدرانتان بخشیدم، همان خواهم کرد که با شیلوه کردم؛ و شما را از حضور خود خواهم راند، درست همانگونه که جمیع برادرانتان یعنی همۀ نسل اِفرایِم را راندم.
الف. حال به مکان من که در شیلوه بود و نام خود را نخست در آن ساکن گردانیده بودم، بروید و ببینید به سبب شرارت قوم خود اسرائیل با آن مکان چه کردم: ارمیا با جمعیت حاضر در دروازۀ معبد صحبت کرد و از آنها خواست که اورشلیم و محوطۀ معبد را با شیلوه مقایسه کنند.
یک) شیلوه به مدت تقریباً ۴۰۰ سال شهر مرکزی -مرکز دینی- اسرائیل بود. مکانی که در این مدت طولانی، خیمۀ ملاقات و مذبح خدا در آنجا قرار داشت.
دو) شیلوه صدها سال از شکوه عظیمی برخوردار بود، اما ناگهان همۀ آن شکوه به پایان رسید. بار اول، هنگامی که فلسطینیان به شیلوه حمله کردند (اول سموئیل ۴)؛ و سرانجام سالها پس از آن، زمانی که آشوریان پادشاهی شمالی اسرائیل را تسخیر کردند (مزمور ۵۸:۷۸-۶۰).
سه) در زمان ارمیا، مدت زیادی از ویرانی شیلوه میگذشت و این موضوع نشان داد که میزبانی از خانۀ خدا یا صندوق عهد به این معنا نیست که آن شهر هرگز مورد داوری قرار نخواهد گرفت. همانطور که بر شیلوه داوری آمد، میتوانست بر اورشلیم توبهنکرده نیز بیاید.
چهار) شواهد باستانشناسی نشان میدهد که شیلوه دو بار ویران شده است -یکبار توسط فلسطینیان و بار دیگر، زمانی که آشوریان قبایل شمالی را به اسارت بردند. وقتی ارمیا به قوم گفت که به شیلوه بروند، در واقع به آنها گفت که خدا در آن مکان حضور ندارد.» (رایکن)
ب. و با آنکه بارها با شما سخن گفتم، نشنیدید، و چون شما را خواندم، پاسخ ندادید: بزرگترین گناه یهودا نادیده گرفتن کلام خدا بود که بارها بهصراحت به آنها گفته شد. این موضوع هر عذر و بهانهای را از آنها گرفت.
ج. پس من نیز با این خانه که نام من بر آن است و بر آن توکل دارید، و من آن را به شما و پدرانتان بخشیدم، همان خواهم کرد که با شیلوه کردم: خدا وعده داد که اورشلیم را نیز مانند شیلوه داوری کند.
یک) خداوند از شیلوه بهعنوان درس عبرت استفاده کرد. او میگوید: «به شیلوه بروید. ببینید مکانی که دارای امتیاز و جلال روحانی بود، وقتی من را فراموش کرد، چه بر سرش آمد. اگر به سوی من بازنگردید، برای شما نیز چنین اتفاقی خواهد افتاد.» بسیاری از شهرها مملو از کلیساهای قدیمیِ خالی و کهنه هستند. اینها مانند شیلوه هستند -مکانهایی که زمانی خدا در آنها مورد پرستش و احترام قرار میگرفت، اما دیگر اینطور نیست.
دو) این درس باید در دلهای ما حک شود: مهم نیست چقدر از رشد روحانی، یا امتیاز و جلال برخورداریم، اگر از گوش سپردن به خدا و تقویت رابطۀ خود با او دست بکشیم، همۀ اینها ممکن است از بین برود.
بهای برانگیختن خشم خداوند خدا.
۱. آیات (۱۶-۱۹) برای کسانی که خشم خداوند را برمیانگیزند دعا مکن.
«پس تو برای این قوم دعا مکن و به جهت ایشان فریاد التماس برمیاور و نزد من شفاعت منما، زیرا تو را اجابت نخواهم کرد. آیا نمیبینی در شهرهای یهودا و کوچههای اورشلیم چه میکنند؟ فرزندان هیزم گرد میآورند، پدران آتش میافروزند و زنان خمیر میسِرِشَند تا قرصهای نان برای ملکۀ آسمان بپزند؛ و هدایای ریختنی برای خدایانِ غیر میریزند تا خشم مرا برانگیزند. خداوند میفرماید، آیا خشم مرا برمیانگیزند؟ آیا به خود زیان نمیرسانند تا رسوا شوند؟
الف. پس تو برای این قوم دعا مکن: به نظر میرسد که موعظه در دروازههای معبد به پایان رسیده است و اکنون خدا دربارۀ این قوم سرسخت با ارمیا سخن میگوید. کار آنها از دعا گذشته بود؛ خدا بهوضوح به ارمیا گفت، زیرا تو را اجابت نخواهم کرد.
یک) نکتۀ قابل توجه این است که خدا به ارمیا میگوید دعا نکند؛ فرض بر این است که او دعا کند و خدا به او میگوید که این کار را نکند. با اینحال، «روز فیض آنها گذشته، گناهانشان به کمال رسیده است، اکنون حکم آنها صادر شده و برگشتناپذیر است، بنابراین برای این قوم ردشده دعا نکن.» (ترپ)
دو) مطلب تقریباً مشابهی در عهدجدید وجود دارد، در اول یوحنا ۱۴:۵-۱۶، که در آن یوحنا میگوید افرادی وجود دارند -حداقل به لحاظ نظری- که دعا برای آنها بیهوده است، و بنابراین نباید برای آنها دعا کرد.
سه) «آنها پیمانۀ گناه خود را لبریز کردهاند و باید به نمونههایی از عدالت من تبدیل شوند. چه وضعیتِ وحشتناکی است وقتی خدا از جاری شدن روح دعا بر خادمان و مردان خود به نیابت از قوم خودداری میکند!» (کلارک)
ب. فرزندان هیزم گرد میآورند، پدران آتش میافروزند و زنان خمیر میسِرِشَند تا قرصهای نان برای ملکۀ آسمان بپزند: بتپرستی یهودا و اورشلیم یک امر خانوادگی بود. در احترام به خدایان بت، مانند ملکۀ آسمان، هر یک از اعضای خانواده نقش خاص خود را ایفا میکردند.
یک) «‘ملکۀ آسمان‘، همان ایشتار بابلیان بود و با سیارۀ زهره یکی بود، که احتمالاً پرستش آن، همانند فرقههای الهههای کنعانیان، اَشیره، عَشتاروت و عنات، توسط پادشاه مرتد، منسی، به یهودا وارد شد (دوم پادشاهان ۳:۲۱ به بعد).» (کاندال)
دو) «عبارت ‘قرصهای نان‘ (kawwanim) ریشهای خارجی دارد و فقط در ارمیا ۱۹:۴۴، جایی که همان فرقه توصیف شده است، دوباره تکرار میشود.» (هریسون) «وجود یک خدای مؤنث با الهیات عهدعتیق بیگانه است؛ بنابراین مفهوم ضمنی آن این است که این فرقه منشأ غیر عبری داشته است.» (فینبرگ)
سه) «در دین کاتولیک رومی، که گاهی اوقات به مریم لقب ‘ملکۀ آسمان‘ داده میشود، پرستش الهه وجود دارد. این عنوان برای همۀ کسانی که کتاب ارمیا را میشناسند یک هشدار است.» (رایکن)
چهار) «پرستش خانوادگی اگر بر مبنای حقیقت انجام شود، بسیار دوستداشتنی و زیبنده است. حیف که خانوادههای کمی نسبت به پرستش خدا از خود غیرتی مانند غیرت آن اسرائیلهای مرتد نسبت به بتهای خود نشان میدهند!» (کلارک)
ج. آیا خشم مرا برمیانگیزند؟ آیا به خود زیان نمیرسانند تا رسوا شوند؟ درست است که گناهان یهودا خشم خداوند را برانگیخت، اما خودِ آنها را نیز رسوا ساخت.
۲. آیۀ (۲۰) پاسخ خداوند به برانگیختن خشم او.
پس خداوندگارْ یهوه چنین میفرماید: اینک خشم و غضب من بر این مکان ریخته خواهد شد، بر انسان و حیوان و بر درختان صحرا و محصولِ زمین؛ آری، خشم من افروخته شده، خاموش نخواهد گردید.»
الف. اینک خشم و غضب من بر این مکان ریخته خواهد شد: یهودا خشم خداوند را برانگیخت، پس سزاوار بود که سرانجام خشم او بر آن سرزمین و بر قوم ریخته شود.
ب. افروخته شده، خاموش نخواهد گردید: خشم خداوند تا زمانی که هدف کامل آن محقق نشود، فروکش نمیکند.
۳. آیات (۲۱-۲۶) نااطاعتی و قربانی.
خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: «قربانیهای تمامسوزتان را بر دیگر قربانیهای خویش بیفزایید و خودتان گوشت آن را بخورید! زیرا آن روز که پدرانتان را از سرزمین مصر بیرون آوردم، فقط دربارۀ قربانیهای تمامسوز و دیگر قربانیها بدیشان سخن نگفتم و فرمان ندادم. بلکه این فرمان را بدیشان داده، گفتم: ”از کلام من اطاعت کنید، و من خدای شما خواهم بود و شما قوم من. در همۀ راههایی که شما را حکم میکنم، گام بردارید تا سعادتمند شوید.“ اما آنان اطاعت نکردند و گوش نسپردند، بلکه بر حسب نقشهها و سرکشیِ دلِ شریر خود رفتار کرده، پس رفتند و نه پیش. از آن روز که پدرانتان از سرزمین مصر بیرون آمدند تا بدین روز، من پی در پی و بارها همۀ خادمان خویش انبیا را نزد ایشان فرستادم. اما نشنیدند و به من گوش نسپردند، بلکه گردن خود را سخت ساخته، از پدران خویش بدتر رفتار کردند.
الف. قربانیهای تمامسوزتان را بر دیگر قربانیهای خویش بیفزایید و خودتان گوشت آن را بخورید: این قربانیهای تمامسوز باید در حضور خدا کاملاً سوزانده میشدند. در اینجا خدا گفت: «شما به هر حال این قربانیهای تمامسوز را به من تقدیم نمیکنید، پس میتوانید مانند قربانیهای دیگر آنها را نیز خود بخورید.»
یک) «ویژگی اصلی قربانی تمامسوز این بود که بهطور کامل در آتش میسوخت (لاویان ۹:۱، ۱۳)، بر خلاف سایر قربانیها، که حداقل بخشی از آنها به کاهنان یا عبادتکنندگان تعلق میگرفت. در اینجا خدا عملاً میگوید: «این قربانیها ربطی به من ندارند؛ همۀ آن را بخورید!» (کاندال)
ب. زیرا آن روز که پدرانتان را از سرزمین مصر بیرون آوردم، فقط دربارۀ قربانیهای تمامسوز و دیگر قربانیها بدیشان سخن نگفتم و فرمان ندادم: وقتی خدا در کوه سینا ده فرمان را به اسرائیل داد، هیچ صحبتی از قربانی یا کهانت نبود. اینها بعدها، زمانی که اسرائیل عهد را پذیرفت، به آنها داده شد (خروج ۱:۲۴-۸). نکته روشن است: اولویت اول خدا برای اسرائیل، اطاعت بود -قربانی و کهانت در درجۀ دوم اهمیت قرار داشتند.
یک) «در واقع ارمیا به این موضوع اشاره داشت که ترتیب دریافت کلام خدا دربارۀ اطاعت و مناسک دینی، بیانگر ارزش نسبی آنهاست.» (تامپسون)
دو) «مطابق شیوۀ بیان در زبان عبری، انکار یک چیز به منظور تأکید بر چیز دیگر مجاز است (برای نمونۀ مشابه، ر.ک. به لوقا ۲۶:۱۴). این شیوۀ بیان قصد انکار آن گفته را ندارد، بلکه صرفاً آن را در جایگاه دوم قرار میدهد.» (فینبرگ)
سه) «قربانی کردن، کار اشتباهی نبود، اما قربانیهای آنها بیهوده بود، زیرا به دنبال تقدس نبودند.» (رایکن)
ج. بلکه این فرمان را بدیشان داده، گفتم: ”از کلام من اطاعت کنید: سخنان خدا در مورد قربانی کردن در عهدعتیق، در مقایسه با سخنان او در مورد اطاعت معمولی، بسیار ناچیز بود. در دروازههای معبد واضح بود که یهودا همچنان دوست دارد در مذبح قربانیها تقدیم کند، اما چیزی که خدا واقعاً از آنها میخواست اطاعت بود، که در همۀ راههایی که شما را حکم میکنم، گام بردارید.
یک) این تقریباً همان دیدگاه اول سموئیل ۲۲:۱۵ است: سموئیل پاسخ داد: «آیا هدایای تمامسوز و قربانیها خداوند را بیشتر خشنود میسازد یا اطاعت از فرمان خداوند؟ اینک اطاعت از قربانیها نیکوتر است، و گوش سپردن از چربی قوچها بهتر.
د. اما آنان اطاعت نکردند و گوش نسپردند، بلکه بر حسب نقشهها و سرکشیِ دلِ شریر خود رفتار کرده، پس رفتند و نه پیش: قربانی ادامه یافت، اما اطاعت متوقف شد. آنها به جای پیروی از خداوند، بر حسب نقشهها و سرکشیِ دلِ شریر خود رفتار کردند. دلهای زنان یا مردان لزوماً راهنمای خوبی برای رفتار خداپسندانه نیست.
یک) طرز فکرِ «به حرف دلت گوش کن»، احساس خوبی به مردم یهودا میداد، اما باعث برکت و پیشرفت حقیقی آنها نمیشد. آنها پس رفتند و نه پیش. آنها از پدران خویش بدتر رفتار کردند. آنها از نظر اخلاقی و روحانی در حال پسرفت بودند، نه پیشرفت.
۴. آیۀ (۲۷) کار ناامیدکنندۀ ارمیای نبی.
«پس تو همۀ این سخنان را بدیشان بگو، اما به تو گوش نخواهند گرفت، و ایشان را بخوان، اما تو را پاسخ نخواهند داد.
الف. پس تو همۀ این سخنان را بدیشان بگو: خدا مأموریتی جدی به ارمیا داد تا با مردم اورشلیم و یهودا صحبت کند. این کار از جاهطلبی ارمیا یا حتی مطابق میل طبیعی او نبود.
ب. اما به تو گوش نخواهند گرفت، و ایشان را بخوان، اما تو را پاسخ نخواهند داد: این کلامی که به ارمیا داده شد، همان دیدگاه قبلی در این باب را تکرار میکند. ارمیا ۱۳:۷ میگوید، «با آنکه بارها با شما سخن گفتم، نشنیدید، و چون شما را خواندم، پاسخ ندادید.» کلام خدا از زبان نبی، همچنان کلام خدا بود و شایسته بود اینطور قلمداد شود.
۵. آیات (۲۸-۳۱) شرارت بتپرستی.
پس بدیشان بگو: «این است قومی که کلام یهوه خدای خود را نمیشنود و تأدیب نمیپذیرد. راستی از میان رفته و از دهانشان محو شده است. تو موی خود را بتراش و به دور افکن؛ بر بلندیهای خشک مرثیهای بسرا، زیرا خداوند نسل مورد غضبِ خویش را طرد کرده و ترک گفته است.» «خداوند میفرماید: بنییهودا آنچه را که در نظر من ناپسند است به جای آوردهاند. آنان بتهای منفورشان را در خانهای که نام من بر آن است، بر پا داشتهاند و آن مکان را نجس ساختهاند. ایشان مکانهای بلندِ توفِت را در وادی بِنهِنّوم بنا کردهاند تا پسران و دختران خویش را در آتش بسوزانند، کاری که بدان امر نکرده و از خاطر خود نگذرانده بودم.
الف. پس بدیشان بگو: با توجه به اینکه آنها یهوه و کلام او را سرسختانه رد کردند، ارمیا قرار بود پیام زیر را برای آنها بیاورد.
ب. خداوند نسل مورد غضبِ خویش را طرد کرده و ترک گفته است: دلایل متعددی برای سختی مجازات یهودا توسط خدا ذکر شده است.
• این است قومی که کلام یهوه خدای خود را نمیشنود: آنها به مناسک ظاهری خود مانند قربانی کردن حیوانات ادامه میدادند، اما مدتها بود که اطاعت معمولی را ترک کرده بودند.
• و تأدیب نمیپذیرد: بدتر از نااطاعتی، عدم پذیرش تأدیب توسط آنها بود. به کسی که تأدیب را نمیپذیرد نمیتوان کمک کرد.
• راستی از میان رفته و از دهانشان محو شده است: آنها با انکار راستی خدا، خود را به دروغ و فریب سپرده بودند.
ج. تو موی خود را بتراش و به دور افکن؛ بر بلندیهای خشک مرثیهای بسرا: این فرمان به یهودا برای اینکه موی خود را بتراشد، یا برای نشان دادن ماتم بود (مانند ایوب ۲۰:۱ و میکاه ۱۶:۱) یا نشانهای از پایان نذر نذیره بهخاطر نجس شدن او بود.
یک) «تراشیدن موی سر نماد غم و اندوه بود (ایوب ۲۰:۱؛ میکاه ۱۶:۱). متن عبری به صورت تحتاللفظی چنین معنایی دارد: «تاج (nezer) خود را بردار.» موی سر بهعنوان یک تاج دیده میشد. تراشیدن موی سر به معنای شکستن غرور اسرائیل بود.» (تامپسون)
دو) «این ادعا از این واقعیت ناشی میشود که موی سر نذیره نشانۀ وقفشدگی او به خدا بود (اعداد ۵:۶). نذیره وقتی نجس میشد، باید موی سر خود را میتراشید. پس اورشلیم به دلیل فسادش باید به همین صورت عمل میکرد.» (فینبرگ)
د. آنان بتهای منفورشان را در خانهای که نام من بر آن است، بر پا داشتهاند و آن مکان را نجس ساختهاند: مردم و کاهنان یهودا آنقدر نسبت به حرمت یهوه بیتفاوت بودند که در خانۀ خداوند، یعنی معبد، بتها برپا کرده بودند.
یک) آنها یقیناً بتها را نه در مکان قدس یا قدسالاقداس، بلکه در برخی از اتاقهای جانبی مجموعۀ معبد قرار داده بودند. در هر صورت، بتها منفور بودند. «این کار مانند بر پا کردن یک عبادتگاه شینتو یا باز کردن یک غرفۀ فروش کتب مخصوص بزرگسالان در سالن اجتماعات کلیسا است. حتی اگر تمام چیزهای دیگر کلیسا -نیمکتها، کتابمقدسها، سرودنامهها- به همان شکل باقی بمانند، مکان پرستش همچنان آلوده خواهد بود.» (رایکن)
ه. ایشان مکانهای بلندِ توفِت را در وادی بِنهِنّوم بنا کردهاند تا پسران و دختران خویش را در آتش بسوزانند: بدتر از عمل بتپرستی در معبد، قربانی کردن انسانها به صورت واقعی بود که درست در منطقۀ اورشلیم انجام میشد.
یک) مکانهای بلند: «‘مکانهای بلند‘ در دوران کتابمقدس لزوماً مکانهای خیلی بلند نبودند. بهعنوان مثال، مکانهای بلندی که در اینجا ذکر شدهاند، در یک وادی یا دره قرار داشتند. این دره، یک درۀ صخرهای تنگ و عمیق و صعبالعبور در جنوب و غرب شهر اورشلیم بود. اما ‘مکان بلند‘ یک عبادتگاه است، سکویی برافراشته که از سنگ و به منظور عبادت ساخته شده است.» (رایکن)
دو) «توفِت احتمالاً از کلمۀ عبری به معنای ‘آتشگاه‘ گرفته شده است (ر.ک. اشعیا ۳۳:۳۰).» (کاندال) کیدنر همچنین خاطرنشان میکند که نام توفِت با بوشِت، کلمۀ عبری به معنای «شرم» همقافیه است.
سه) وادی بِنهِنّوم در جنوب کوه معبد در اورشلیم قرار دارد. از آن محل، هم بهعنوان محل دفع زباله (همراه با آتشی آرام و همیشگی) و هم بهعنوان محلی برای قربانی کردن کودکان استفاده میشد.
چهار) برخی بر این باورند که قربانی کردن کودکان در کنعان و اسرائیل باستان امری نادر بوده است و تنها در زمان مصیبتهای بزرگ به آن متوسل میشدند. بهسختی میتوان گفت که این امر چقدر رایج بوده، اما حتی توسط پادشاهان نیز انجام میشده است. «آحاز، پادشاه اسرائیل، پسر خود را در آتش قربانی کرد (دوم پادشاهان ۳:۱۶). همین اتفاق در روزگار منسی نیز رخ داد، زمانی که کودکان برای خدایان کنعان قربانی میشدند (دوم پادشاهان ۶:۲۱). (رایکن)
پنج) وادی بِنهِنّوم، ایدۀ جهنمِ عهدجدید را به ما میدهد. جهنم یک کلمۀ یونانی است که از زبان عبری وام گرفته شده است. در مرقس ۴۳:۹-۴۴، وقتی عیسی از دوزخ (جهنم) صحبت میکرد، به این مکان در خارج از دیوارهای اورشلیم اشاره داشت که بهواسطۀ عبادت مولِک و قربانی کردن انسانها بیحرمت شده بود (دوم تواریخ ۱:۲۸-۳؛ ارمیا ۳۵:۳۲). همچنین محلی برای دفع زباله بود که زبالهها در آن سوزانده میشدند. کرمهای چرکین وادی بِنهِنّوم و آتش آرام و همیشگیاش، آن را به تصویری واضح و تأثیرگذار از سرنوشت ملعونان تبدیل کرده است. این مکان همچنین در مکاشفه ۱۳:۲۰-۱۵ «دریاچۀ آتش» نامیده میشود که برای ابلیس و فرشتگان او آماده شده است (متی ۴۱:۲۵).
و. کاری که بدان امر نکرده و از خاطر خود نگذرانده بودم: برخلاف بسیاری از خدایان کنعانی، یهوه هرگز به قربانی کردن انسان فرمان نداد. به نحوی، خدا میگوید که هرگز از خاطر خود هم نگذرانده است که چنین چیزی بخواهد؛ این امر کاملاً بر خلاف ذات او بود.
یک) «برخی از محققان خاطرنشان میکنند که ممکن است کاهنان توفِت از تورات برای توجیه قربانی کردن کودکان استفاده کرده باشند: «پسران نخستزادهات را … در روز هشتم به من بده» (خروج ۲۹:۲۲-۳۰). آنها این آیه را از زمینۀ متن خارج میکردند؛ این آیه ربطی به قربانی کردن کودکان نداشت.» (رایکن)
دو) مداخلۀ خدا در واقعۀ قربانی کردن اسحاق توسط ابراهیم و متوقف کردن آن (پیدایش ۲۲)، شیوۀ او برای تأکید بر این نکته بود که: «من قربانی انسانی نمیخواهم.»
۶. آیات (۳۲-۳۴) مردگان در وادی بِنهِنّوم
بنابراین، خداوند میفرماید، هان روزهایی میآید که دیگر آن مکان را توفِت و وادی بِنهِنّوم نخواهند خواند، بلکه وادی کشتار. زیرا مردگانشان را در توفِت دفن خواهند کرد، از آن رو که دیگر جایی باقی نخواهد ماند. اجساد این مردم خوراک پرندگان هوا و جانوران زمین خواهد شد، و کسی نخواهد بود که آنها را براند. و من صدای شادی و سُرور و آوازِ عروس و داماد را از شهرهای یهودا و کوچههای اورشلیم قطع خواهم کرد، زیرا این سرزمین به ویرانهای بَدَل خواهد شد.
الف. دیگر آن مکان را توفِت و وادی بِنهِنّوم نخواهند خواند، بلکه وادی کشتار: خدا بتپرستی یهودا و اعمال ظالمانۀ قربانی کردن انسانها را با داوری ویرانگر پاسخ میدهد. در آن وادی کشتار وحشتناکی رخ خواهد داد.
یک) اجساد مردگان در آن مکان به دلیل عدم دفن مناسب و بهخاطر تبدیل شدن به خوراک پرندگان لاشخور، مورد بیحرمتی قرار خواهد گرفت و کسی نخواهد بود که آنها را براند.
دو) «دفن نشدن جسد و در نتیجه، خوراک جوندگان و پرندگان مردهخوار شدن، از نظر عبرانیان باستان، وحشتی توصیفناپذیر بود. از قضا، مکان مقدس آنها به گورستان آنها تبدیل خواهد شد، زیرا سرزمین ارزشمند آنها ویران شده بود.» (هریسون)
ب. زیرا این سرزمین به ویرانهای بَدَل خواهد شد: با آمدن داوری بر یهودا، چنین به نظر میرسد که تمام شادی و امید از این سرزمین رفته است. دیگر صدای شادی و سُرور از آن شنیده نخواهد شد.