فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب ۹ – به چه باید فخر کرد؟

ادامۀ مرثیه بر یهودا در تبعید.

۱. آیات (۱-۲) به‌قدر کافی اشک نیست.

کاش سَرِ من آب می‌بود،

و دیدگانم چشمۀ اشک،

تا روز و شب،

بر کُشتگانِ قوم عزیزم می‌گریستم!

کاش که مرا در بیابان منزلگه مسافرین بود،

تا قوم خویش را ترک کرده، از نزدشان می‌رفتم.

زیرا که جملگی زناکارند،

و جماعتی خیانت‌پیشه‌‌.

الف. کاش سَرِ من آب می‌بود: در پایان باب قبل، ارمیا برای یهودا سوگواری کرد، زیرا در نبوت خود آنها را مغلوب و در تبعید دید. در ادامۀ این مطلب، او به صورت شاعرانه‌ای بیان می‌کند که اشک یا وقت کافی جهت ابراز اندوه برای کشتگان قوم عزیز خود ندارد.

یک) اشک‌های ارمیا پسندیده بودند، زیرا در آن مهربانی و دلسوزی وجود داشت. «این آب‌ها در روز عروسی بره به شراب تبدیل خواهند شد؛ برای این منظور نیز در مشک خدا محفوظ می‌مانند (مزمور ۸:۵۶).» (ترپ)

ب. کاش که مرا در بیابان منزلگه مسافرین بود، تا قوم خویش را ترک کرده، از نزدشان می‌رفتم: ارمیا از داوری پیشِ رو بر یهودا بسیار اندوهگین بود، اما از گناه آنها نیز به‌شدت احساس انزجار می‌کرد. او می‌خواست قوم خویش را ترک کرده، از فسادهای اورشلیم و یهودا دور شود.

یک) «ارمیا از تصویر فردی که همیشه چشمانش مانند چشمه‌ای دائمی پر از اشک بود، به تصویر فردی می‌رسد که می‌خواهد از فساد فرار کند. او بیابان را به تباهیِ موجود در زندگی شهری ترجیح می‌داد.» (هریسون)

دو) «حتی یک منزلگاه متروک در بیابان بهتر از پریشانی جان او در میان قومش بود.» (فینبرگ)

سه) جماعتی خیانت‌پیشه‌‌: شبیه به این است که بگوییم یک جماعت کلیساییِ خیانت‌پیشه. «کلمۀ عبری seret (جمعیت) برای گردهمایی‌های رسمی در اعیاد زیارتی استفاده می‌شود.» (فینبرگ)

۲. آیات (۳-۶) یهودا تسلیم فریب و دروغ شد.

«زبان خویش را همچون کَمان به دروغ برمی‌کِشند؛

در زمین نیرومند گشته‌اند اما نه برای راستی،

زیرا از شرارت به شرارت ترقی می‌کنند،

و مرا نمی‌شناسند»؛

این است فرمودۀ خداوند.

پس هر یک از شما از دوستان خود برحذر باشید،

و به هیچ برادری اعتماد مکنید،

زیرا هر برادری فریبکار است،

و هر دوستی به بدگویی گَردش می‌کند.

هر کس دیگری را می‌فریبد،

و کسی به راستی سخن نمی‌گوید؛

زبان خود را به دروغ‌گویی آموزش داده‌اند،

و از فرط کج‌رفتاری خسته گشته‌اند.

مسکن آنها در میان فریب است،

و از مکر خویش نمی‌خواهند مرا بشناسند؛

این است فرمودۀ خداوند.

الف. زبان خویش را همچون کَمان به دروغ برمی‌کِشند: ارمیا به‌وضوح توضیح داد که رهبران و مردم یهودا چقدر تسلیم فریب شده‌اند. آنها با دوراندیشی، با مهارت، با اختیار و به عمد دروغ گفتند. زبان‌های برکشیدۀ آنها تیرهای دروغ پرتاب می‌کرد.

یک) یادآوری این نکته مهم است که این موضوع در پایان بخشی آمده است که ارمیا ناامیدانه برای سقوط و تبعید یهودا سوگواری کرد (ارمیا ۱۸:۸-۶:۹). او در اوج اندوه خود هنوز نمی‌توانست فراموش کند که ‏آنها سزاوار این مصیبت بودند. نپذیرفتن خدا و سرسپردگی به دروغ، آنها را سزاوار هر بلایی که بر سرشان می‌آمد ساخت.

ب. زیرا از شرارت به شرارت ترقی می‌کنند، و مرا نمی‌شناسند: این موضوع توضیح می‌دهد که چرا رهبران و مردم یهودا می‌توانستند به این راحتی دروغ بگویند. آنها در شرارت گرفتار شده بودند و از رابطۀ واقعی با خدا دور بودند. آنها خدا را به شیوه‌ای واقعی، رابطه‌ای و محترمانه نشناختند.

یک) مرا نمی‌شناسند: «فعل yada به معنای شناختن، از شناخت فکری بالاتر است و به شناخت عمیق و صمیمی دلالت دارد، شناختی که به دنبال تعهد شخصیِ یک فرد به فرد دیگر حاصل می‌شود.» (تامپسون)

دو) زیرا هر برادری فریبکار است: «خیانت و بی‌وفایی یهودا به خدا باعث شد ارمیا متوجه شود که همه یعقوب یا فریبکار هستند… آرایۀ ادبی ایهام از نام یعقوب.» (هریسون)

سه) و از فرط کج‌رفتاری خسته گشته‌اند: «آه! گناه چقدر پرزحمت است! و انسان چقدر باید زحمت بکشد تا به جهنم برسد!» (کلارک)

ج. هر کس دیگری را می‌فریبد، و کسی به راستی سخن نمی‌گوید: ارمیا مشاهده کرد که گناهِ دروغ و فریب در میان رهبران و مردم یهودا بسیار عمیق و گسترده است. این یک فرهنگ بود که چه در مسائل روزمره و چه در مفاهیم گسترده‌تر و به دور از حقیقت، خود را تسلیم فریب کرده بود.

یک) توصیف غم‌انگیز ارمیا از یهودا، فرهنگ امروزی ما را نیز توصیف می‌کند. ما در عصری زندگی می‌کنیم که دیدگاه حقیقت مطلق یا حقیقت عینی معمولاً رد می‌شود. وقتی به حقیقت بها داده نشود، جوامع از هم می‌پاشند.

دو) بسیاری از مشکلات حل‌نشدنی در دنیای امروز در واقع مشکلات مربوط به حقیقت هستند. در مناقشۀ اعراب و اسرائیل، دروغ‌های هولناکی دربارۀ یهودیان به صورت رسمی ترویج می‌شود و جهان عرب به طور گسترده‌ای آن‌ها را باور می‌کند. اگر جهان عرب حقیقت را در مورد اسرائیل و یهودیان می‌شنید و باور می‌کرد، دلایل احتمالی نفرت آن‌ها تا حد زیادی از بین می‌رفت.

د. و از مکر خویش نمی‌خواهند مرا بشناسند؛ این است فرمودۀ خداوند: این بزرگ‌ترین بها برای پذیرش و ترویج فریب است. از آنجایی که خدا، خدای راستی و حقیقت است، کسانی که دروغ را دوست دارند از او فاصلۀ زیادی دارند.

داوری پیشِ رو، و نحوۀ آماده شدن برای آن.

۱. آیات (۷-۱۱) واقعیت، دلیل و نتیجۀ داوری پیشِ رو.

از این رو خداوند لشکرها می‌فرماید:

«اینک آن‌ها را از بوتۀ آزمایش عبور خواهم داد،

زیرا به‌خاطر قوم عزیز خود، دیگر چه می‌توانم کرد؟

زبانشان تیرِ کُشنده است،

که به فریب سخن می‌رانَد؛

به زبان خویش با همنوع خود سخن صلح‌آمیز می‌گویند،

اما در دل خود برایش کمین می‌گذارند.

پس خداوند چنین می‌فرماید:

آیا نمی‌باید به سبب این چیزها جَزایشان دهم؟

آیا نمی‌باید از چنین ملتی انتقام بکشم؟

«برای کوه‌ها گریه و شیون به پا می‌کنم،

و برای چراگاه‌های صحرا مرثیه می‌خوانم،

زیرا چنان ویران گشته‌اند

که هیچ‌کس از آن‌ها گذر نمی‌کند؛

صدای چارپایان به گوش نمی‌رسد؛

پرندگان هوا و جانوران همه گریخته و رفته‌اند!

«من اورشلیم را به تَلی از آوار و به لانۀ شغالان بَدَل خواهم کرد،

و شهرهای یهودا را ویرانه‌ای غیرمسکون خواهم ساخت.»

الف. آن‌ها را از بوتۀ آزمایش عبور خواهم داد: خدا با یادآوری تصویر تصفیه‌کنندۀ فلزات (ارمیا ۲۷:۶-۳۰)، دوباره به یهودا می‌گوید که آن‌ها را تصفیه خواهد کرد. آن‌ها یقیناً با حرارت و ذوب شدن روبرو می‌شدند. با این حال، هدف نیز مشخص بود – نه تخریب، بلکه عبور دادن از بوتۀ آزمایش و در نهایت خالص کردن.

یک) این جمله – «آن‌ها را از بوتۀ آزمایش عبور خواهم داد» – به‌عنوان پاسخ به سؤال خدا آمده است که می‌پرسد «به‌خاطر قوم عزیز خود، دیگر چه می‌توانم کرد؟» «خدا برای اینکه بتوانیم عملکرد فکر او را درک کنیم، خود را حیرت‌زده نشان می‌دهد و به تعبیر این آیه، می‌گوید: «برای این قوم عزیزم چه کار می‌توانم بکنم؟» (اسپرجن)

دو) آن‌ها را از بوتۀ آزمایش عبور خواهم داد: «خداوند آن‌قدر برای نجات قوم خود مصمم است که از سخت‌ترین روش‌های ممکن استفاده خواهد کرد تا کسانی را که دوست دارد از دست ندهد.» (اسپرجن)

ب. زبانشان تیرِ کُشنده است، که به فریب سخن می‌رانَد: خدا با استفاده از تصاویر آیۀ قبل توضیح می‌دهد که یهودا به چه دلیل قطعاً مورد داوری قرار خواهد گرفت. فریب ریشه‌دار و نهادینهشده در میان رهبران و مردم یهودا، تأدیب سخت خدا را می‌طلبید.

یک) چنین ملتی: «استفاده از اصطلاح goy برای اسرائیلبه معنای «ملت» که به طور مرتب برای اقوام غیر اسرائیلی استفاده می‌شد – ممکن است بیانگر انتقال تمام خصوصیات غیراسرائیلی‌ها به اسرائیل باشد. استفاده از این اصطلاح در اینجا نشان می‌دهد که ارمیا به این نتیجه رسیده بود که این قوم از نظر رفتار هیچ تفاوتی با goyim، یا اقوام خارج از عهد، ندارند.» (تامسپون)

ج. زیرا چنان ویران گشته‌اند که هیچ‌کس از آن‌ها گذر نمی‌کند: ارمیا در رؤیای نبوتی خود از آینده، شهرها و روستاهای ویران ‌شده و سوختۀ یهودا را دید. هیچ تمدنی وجود نداشت، فقط تَلی از آوار بود. دیگر خبری از دام و حیوانات مزرعه نبود، فقط لانۀ شغالان بود. همۀ این‌ها نتیجۀ تهاجم آیندۀ بابلیان خواهد بود.

یک) «عدل خدا آتش خشم او را شعله‌ور می‌کند. هیچ چیزی بیشتر از دروغ و فریب، نامهربانی، رفتار غیربرادرانه و زندگی نامقدس، خشم خدا را برانگیخته نمی‌کند. تمام این شرارت‌ها در کنار هم برای برانگیختن خشم خدا و فراهم آوردن موجبات یک داوری انتقام‌جویانه کافی هستند.» (اسپرجن)

۲. آیات (۱۲-۱۶) خلاصۀ علت داوری و نتیجۀ آن.

کیست آن مرد حکیم که این را بفهمد؟ کیست که دهان خداوند با وی سخن گفته باشد تا آن را بیان کند؟ چرا این سرزمین ویران شده است؟ چرا همچون بیابان چنان متروک گشته که کسی از آن گذر نمی‌کند؟ خداوند می‌فرماید: «از آن روست که ایشان شریعت مرا که پیش رویشان نهاده بودم ترک کردند، و به آواز من گوش نگرفتند و بر طبق آن زندگی نکردند، بلکه از سرکشیِ دل خود پیروی کرده، در پی بَعَل‌ها شتافتند، چنانکه پدرانشان بدیشان آموخته بودند. پس خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین می‌فرماید: اینک به این قوم طعام تلخ می‌خورانم، و زَهرابِه بدیشان می‌نوشانم، و آن‌ها را در میان قوم‌هایی که نه خود می‌شناختند و نه پدرانشان، پراکنده می‌سازم، و شمشیر را از پی‌شان می‌فرستم، تا آنگاه که ایشان را هلاک سازم.»

الف. از آن روست که ایشان شریعت مرا که پیش رویشان نهاده بودم ترک کردند، و به آواز من گوش نگرفتند و بر طبق آن زندگی نکردند: خدا در کلام خود به قوم اسرائیل گفت که به چه چیزی باید ایمان بیاورند و چگونه باید زندگی کنند. اما رهبران و مردم یهودا کلام خدا را نپذیرفتند و شریعت او را نادیده گرفتند.

ب. بلکه از سرکشیِ دل خود پیروی کرده، در پی بَعَل‌ها شتافتند: یهودا کلام و هدایت خدا را نپذیرفت و از ایمان به چیزهای دیگر و عبادت آن‌ها دست نکشید. آن‌ها دل‌ خود را تا جایگاه خدا در زندگی خود بالا بردند و خدایان بت موجود در فرهنگ‌های اطراف (بَعَل‌ها) را عبادت کردند.

یک) می‌توان گفت که خدا ما را به صورت موجوداتی پرستنده و مطیع طراحی کرده است. اگر این غریزۀ پرستش و اطاعت به سوی خدای زنده و کلام او جهت‌دهی نشود، به سمت دیگری سوق داده خواهد شد. در مورد یهودا، آن‌ها به سمت خود و خدایان فرهنگی سوق داده شدند.

دو) هریسون در مورد پرستش بَعَل می‌گوید: «این فرقۀ شهوت‌پرست و عیاش برای بسیاری از نسل‌های اسرائیل جذاب بود.»

سه) «با توجه به متون دینی و افسانه‌ای اوگاریت، روشن است که بسیاری از آیین‌های مذهبی مرتبط با بَعَل و فرقۀ باروری تا حد زیادی به اعمال جنسی گرایش داشتند.» (تامپسون)

ج. به این قوم طعام تلخ می‌خورانم، و زَهرابِه بدیشان می‌نوشانم، و آن‌ها را در میان قوم‌هایی که نه خود می‌شناختند و نه پدرانشان، پراکنده می‌سازم: خدا از نااطاعتی و بت‌پرستی یهودا چشم‌پوشی نخواهد کرد. او وعده داد که با داوری تلخ و تبعید به آن‌ها پاسخ بدهد.

۳. آیات (۱۷-۲۱) فراخواندن زنان نوحه‌گر.

خداوند لشکرها چنین می‌فرماید:

«ملاحظه کنید، و زنانِ نوحه‌گر را فرا خوانید تا بیایند؛

در پی چیره‌دست‌ترینِ آنان بفرستید؛

بگذارید شتابان بیایند،

و برایمان ماتم بر پا کنند؛

تا چشمانمان اشک‌ها بریزد،

و مژگانمان آب‌ها جاری سازد.

زیرا صدای شیون از صَهیون به گوش می‌رسد که:

”چگونه به ویرانی نشسته‌ایم!

چه بسیار شرمسار گشته‌ایم!

از آن رو که سرزمین خود را ترک گفتیم،

از آن رو که مسکن‌هایمان را فرو ریختند.“»

حال ای زنان، به کلام خداوند گوش بسپارید،

گوش‌هایتان کلام دهانش را بپذیرد؛

به دخترانتان نوحه‌گری بیاموزید،

هر یک به دیگری مرثیه‌ای.

زیرا مرگ از پنجره‌های ما برآمده،

و به قصرهایمان داخل شده است؛

بچه‌ها را از کوچه‌‌ها منقطع ساخته،

جوانان را از میدان‌ها.

الف. ملاحظه کنید، و زنانِ نوحه‌گر را فرا خوانید: ارمیا در حالی که به مصیبت بزرگی که قرار بود بر سر یهودای نامطیع و بت‌پرست بیاید فکر می‌کرد، در نبوت خود کاری منطقی انجام داد. او زنان نوحه‌گر را فراخواند تا برای انجام وظیفۀ خود آماده شوند، زیرا باید سوگواری زیادی انجام می‌شد.

یک) «زنان نوحه‌گر»، زنانی چیره‌دست در نوحه‌گری بودند که از آن‌ها برای برانگیختن احساسات افراد حاضر در مراسم تدفین استفاده می‌شد تا اندوه خود را آشکار کنند. آن‌ها از ناله‌های سوزناک، برهنه کردن سینه‌ها، کوبیدن بر سر و سینه، ریختن خاک بر سر خود و پریشان کردن موهای خود استفاده می‌کردند (دوم تواریخ ۲۵:۳۵؛ جامعه ۵:۱۲؛ عاموس ۱۶:۵؛ متی ۲۳:۹).» (فینبرگ)

دو) «اما موضوع فقط فراخواندن نوحه‌گران چیره‌دست برای نوحه‌گری و مرثیهخوانی نیست. بلکه آن‌ها باید نحوه‌گری را به دختران و دوستان خود نیز بیاموزند، زیرا آن‌قدر روزهای غم‌انگیزی خواهد بود که به نوحه‌گران زیادی نیاز خواهد بود.» (تامپسون)

ب. چه بسیار شرمسار گشته‌ایم! از آن رو که سرزمین خود را ترک گفتیم: این سخنان، شکایت غم‌انگیز بازماندگان خوشبختی خواهد بود که از حملات وحشتناک بابل جان سالم به در می‌بردند. آن‌ها همه‌چیز را از دست می‌دادند و اجباراً به‌عنوان پناهنده به سرزمین دیگری برده می‌شوند.

ج. زیرا مرگ از پنجره‌های ما برآمده، و به قصرهایمان داخل شده است: همه آن‌قدر «خوشبخت» نخواهند بود که به تبعید فرستاده شوند. بسیاری از آن‌ها، از جمله بچه‌ها و جوانان، در اثر حملات بابلیان خواهند مرد.

یک) ارمیا در این آیات تا حدودی به مرگ، شخصیتی انسانی بخشیده است.

۴. آیۀ (۲۲) شرح واضح داوری.

بگو، «خداوند چنین می‌فرماید:

”اجساد مردمان همچون فضولات

بر مزارع خواهد افتاد؛

مانند بافه‌ها در پَسِ دروگر،

و کسی نخواهد بود که آن‌ها را برچیند.“»

الف. اجساد مردمان همچون فضولات بر مزارع خواهد افتاد؛ مانند بافه‌ها در پَسِ دروگر: ارمیا به کسانی می‌اندیشد که توسط بابلیان مهاجم کشته شده بودند و اجساد آن‌ها در میدان‌ نبرد و ویرانی، مانند بافه‌ها در پس دروگر افتاده بودند.

یک) «رسم بر این بود که دروگر با چند ضربۀ داس مقداری از محصول زمین را می‌چید و سپس آن را روی زمین می‌گذاشت و یک کارگر دیگر پشت سرش آن‌ها را جمع‌آوری می‌کرد و به صورت بافه می‌بست. پس مرگ، زمین را با اجساد مردمان خواهد پوشاند، اما به دلیل ناچیز بودن بازماندگان و بی‌شمار بودن مردگان، اجساد در آنجا دفن‌نشده باقی خواهند ماند.» (فینبرگ)

ب. و کسی نخواهد بود که آن‌ها را برچیند: این ننگی مضاعف بود. از نظر عبرانیان باستان، مرگ بد بود؛ اما بی‌حرمتی به جسد، با عدم توجه و دفن مناسب آن، به‌نوعی یک مرگ دوباره بود.

۵. آیات (۲۳-۲۴) نحوۀ آماده شدن برای مصیبت پیشِ رو: یک شناخت حقیقی از خدا.

خداوند چنین می‌فرماید: «حکیم به حکمت خویش فخر نکند و مرد نیرومند به نیروی خود نَنازد و دولتمند به دولت خویش نبالد. بلکه هر که فخر می‌کند، به این فخر کند که فهم دارد و مرا می‌شناسد و می‌داند که من یهوه هستم که محبت و انصاف و عدالت را در جهان به جا می‌آورم. زیرا از این چیزها لذت می‌برم؛» این است فرمو‌دۀ خداوند.

الف. حکیم به حکمت خویش فخر نکند: ارمیا که از جانب یهوه صحبت می‌کرد، چیزهایی را توصیف کرد که معمولاً انسان‌ها به آن‌ها فخر می‌کنند – حکمت، نیرو، دولت. برای این عصر جدید، احتمالاً ارمیا شهرت را نیز به‌عنوان چهارمین موردی که انسان‌ها به صورت طبیعی به آن فخر می‌کنند، به آن فهرست اضافه می‌کرد.

یک) فخر کردن در یک چیز، به معنای گرامی داشتن آن و اعلام آن به‌عنوان منبع شادی و رضایت فرد است. یک ورزشکار قهرمان را در نظر بگیرید که به جامی که به تازگی گرفته است، فخر می‌کند. وقتی جام را بالا می‌برد – با حرکات، کلمات، حالات چهره و هر چیز دیگری – اعلام می‌کند که این، هدف من بود، این، رضایت من و شادی من است، و اکنون آن را جشن می‌گیرم.

ب. بلکه هر که فخر می‌کند، به این فخر کند: خدا غریزۀ انسان برای جستجوی فخر را سرزنش نکرد؛ بلکه، آن غریزه را به مقصد مناسبش هدایت کرد. مشکل انسان، اشتیاق او برای فخر کردن در چیزی نیست. مشکل این است که او عموماً در چیزهای نادرست فخر می‌کند، که منجر به آسیب زدن به خود و دیگران و از همه مهمتر، رنجاندن آفریننده‌اش می‌شود.

یک) «سه مایۀ فخر زودگذر در ارمیا ۲۳:۹ و سه مایۀ فخر ماندگار در ارمیا ۲۴:۹، یعنی محبت و انصاف و عدالت، در مقابل هم قرار دارند. این‌ها هدایای خدا به ما هستند، مدت‌ها قبل از اینکه از ما بخواهد ما نیز آن‌ها را داشته باشیم.» (کیدنر)

ج. هر که فخر می‌کند، به این فخر کند که فهم دارد و مرا می‌شناسد: خدا می‌فرماید: «اشتیاق خود برای فخر کردن را در جهت درست هدایت کن – یعنی به سوی من.» ما می‌توانیم به فخر حقیقی دست پیدا کنیم، حتی بزرگ‌ترین فخر در فهم و شناخت خدا.

یک) نظر کیدنر در مورد فهم دارد و مرا می‌شناسد: «اینجا در کلمۀ «فهم» در زبان عبری، مفهومی از درستی و منطق عملی نهفته است، در حالی که «شناخت» خدا به معنای خود زندگی است، حتی تا ابدیت.»

دو) چیزهای دروغینی که انسان‌ها به آن‌ها فخر می‌کنند – حکمت، نیرو، دولت، شهرت – نه تنها گمراه‌کننده هستند، بلکه از ارزش کمتری برخوردارند. بزرگ‌ترین فخر، آرزو و شادی ما، در خدا و در فهم و شناخت حقیقی ما از او تحقق می‌یابد.

سه) یکی از راه‌های بیان مشکل انسان‌ها این است که دائماً به این افتخارات کمتر و پایین‌تر رضایت می‌دهند. در فهم و شناخت خدا، حکمت، نیرو و دولتی وجود دارد که از آنچه صرفاً در میان انسان‌ها شناخته می‌شود، بسیار فراتر است.

د. که من یهوه هستم که محبت و انصاف و عدالت را در جهان به جا می‌آورم: این فهم و شناخت از خدا دارای ویژگی‌های خاصی است. این امر، یک تجربۀ عرفانی غیر قابل توصیف‌ نیست؛ بلکه:

• روبرو شدن با محبت او، خِسِد (hesed) یا محبت عهدی خدا به قومش است.

• روبرو شدن با انصاف او، تشخیص او بین درست و نادرست است.

• روبرو شدن با عدالت او، نیکویی مطلق او و پاکی شخصیت اخلاقی اوست.

یک) «در چنین شرایط بحرانی، حکیمان تنها در رحمت (خِسِد) و عدالت خداست که می‌توانند آرامش بیابند. خِسِد در عهدعتیق معمولاً به‌عنوان محبت عهدی به کار می‌رود، از این رو، خدا بر ثبات اخلاقی خود در برابر بی‌وفایی قومش تأکید می‌کند.» (هریسون)

ه. زیرا از این چیزها لذت می‌برم: خدا از نمایش ذات و شخصیت خود لذت می‌برد؛ به‌ویژه زمانی که توسط بشریت شناخته و فهمیده شود. وقتی مردم او را آن‌طور که واقعا هست بشناسند، این باعث خشنودی او می‌شود.

۶. آیات (۲۵-۲۶) یک هشدار برای کسانی که شناخت خداوند را رد می‌کنند.

خداوند می‌فرماید: «اینک ایامی می‌آید که همۀ آنان را که فقط در جسم ختنه شده‌اند، مجازات خواهم کرد، یعنی مصر و یهودا و اَدوم و بنی‌عَمّون و موآب و تمامی بیابان‌نشینانی را که گوشه‌های موی خود را می‌تراشند. زیرا همۀ این قوم‌ها نامختونند، و تمامی خاندان اسرائیل در دل نامختونند.»

الف. همۀ آنان را که فقط در جسم ختنه شده‌اند، مجازات خواهم کرد: در روز داوری خدا، این مراسم مذهبی ختنه اهمیتی نخواهد داشت. خدا انسان‌ها را بر اساس فهم و شناخت آن‌ها از خدا، که ثمرات آن در زندگی‌شان دیده می‌شود، داوری خواهد کرد.

یک) عبارتِ گوشه‌های موی خود را می‌تراشند را برخی به صورت متفاوتی ترجمه می‌کنند. در نسخۀ ESV، گوشه‌های موی خود را کوتاه می‌کنند، و در نسخۀ NASB، موی شقیقه خود را می‌تراشند ترجمه شده است. از این تغییرات جزئی در متن، دو حس متفاوت ایجاد می‌شود.

دو) «تراشیدن موی شقیقه (ر.ک. ارمیا ۳۲:۴۹) در شریعت ممنوع بود (لاویان ۲۷:۱۹)، و این ممکن است اشاره‌ای باشد به برخی از قبایل عرب که این کار را برای احترام به باکوس[1] انجام می‌دادند (هرودوت جلد سه، فصل ۱۸).» (هریسون)

سه) «نوشته‌های اولیه (بنابراین تمام نسخه‌های باستانی) در اینجا به مدل خاصی از مو اشاره می‌کنند. از عبری ممکن است به صورت «تراشیدن گوشه» ترجمه شود (ارمیا ۲۳:۲۵، ۳۲:۴۹). برخی از قبایل عرب این نوع تراشیدن موی شقیقه را برای تجلیل از باکوس، خدای شراب، انجام دادند. (فینبرگ)

ب. زیرا همۀ این قوم‌ها نامختونند، و تمامی خاندان اسرائیل در دل نامختونند: قوم عهد خدا ممکن است مراسم ختنه را انجام داده باشند، اما از نظر روحانی مانند قوم‌های نامختونند.

یک) «می‌بینید که یهودا در میان مصر و اَدوم قرار گرفته است. کسانی که قوم خدا بودند در زمرۀ قوم‌های ملعون قرار می‌گیرند، زیرا او را ترک کرده، و با آن‌ قوم‌ها در آمیخته بودند.» (اسپرجن)