فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۱۰ – یهوه و بتهای قومها
عظمت و برتری یهوه بر تمام بتها.
۱. آیات (۱-۵) رسمِ آراستن درخت و تبدیل آن به بت.
ای خاندان اسرائیل، کلامی را که خداوند به شما میگوید، بشنوید! خداوند چنین میفرماید:
«راه و رسم دیگرْ قومها را نیاموزید،
و از نشانههای آسمان مهراسید،
هرچند دیگرْ قومها از آنها در هراسند.
زیرا رسوم این قومها باطل است:
درختی از جنگل میبُرند
و صنعتگر با قلم خویش به آن شکل میدهد.
سپس آن را به طلا و نقره میآراید،
و به میخ و چکش استوار میسازد تا تکان نخورد.
آنان همچون مَتَرسک در بُستانِ خیارند،
که سخن گفتن نتوانند،
و آنها را حمل باید کرد،
از آن رو که راه رفتن نتوانند.
از آنها مهراسید،
زیرا نه بدی توانند کرد
و نه نیکی!»
الف. راه و رسم دیگرْ قومها را نیاموزید: در پایان ارمیا ۹، خدا به این نکته اشاره کرد که قوم او به دلیل عدم شناخت خدا و رفتارهای شریرانۀ خود، مانند قومهای نامختوند. در اینجا از آنها خواسته میشود که خود را از آداب و رسوم احمقانۀ قومهایی که خدا را نمیشناسند جدا کنند.
یک) راه و رسم دیگرْ قومها را نیاموزید: «فعلِ آموختن (عبری tilmadu) ممکن است دارای مفهوم «شاگرد شدن» باشد. بنابراین، یک ترجمه این است: «شاگردان دین این قومها نباشید» (تامپسون)
دو) «چرا موضوع روشنی مانند بتپرستی در عهدعتیق به این همه هشدار نیاز داشت؟ ارمیا ۹:۱۰ یک دلیل برای آن عنوان میکند: جذابیت تأثیرگذار از لحاظ بصری. اما شاید آیۀ ۲ با اشاره به وسوسۀ همقدم شدن با اکثریت جامعه، این موضوع را عمیقتر بیان کند.» (کیدنر)
ب. و از نشانههای آسمان مهراسید: مردم باستان اغلب با استفاده از طالعبینی، نشانهها و هشدارهایی را از آسمان تشخیص میدادند و در این نشانههای آسمان چیزهای ترسناکی را میدیدند.
یک) «این نشانههای آسمان که در اینجا به آنها اشاره شده، نشانههای مورد نظر خدا مانند خورشید، ماه و ستارگان یا نشانههای صور فلکی نیستند (پیدایش ۱۴:۱)، بلکه پدیدههای غیرمعمول مانند کسوف، ستارههای دنبالهدار و شهابسنگها هستند که قرار بود وقایع خارقالعادهای را به تصویر بکشند.» (فینبرگ)
ج. زیرا رسوم این قومها باطل است: درختی از جنگل میبُرند و صنعتگر با قلم خویش به آن شکل میدهد. سپس آن را به طلا و نقره میآراید، و به میخ و چکش استوار میسازد تا تکان نخورد: ارمیا در اینجا رسم بتپرستانی را توصیف کرد که درختی را میبرند، آن را در مکان مخصوص میگذارند، آن را تزئین میکنند و میپرستند. خدا با گفتنِ «از آنها مهراسید» هشدار میدهد که از آن درخت نترسید که انگار خداست و شما آن را میپرستید.»
یک) ارمیا بتپرستی یهودا را مسخره کرد، مخصوصاً به این سبب که آنها از بتپرستی قومهای اطراف تقلید میکردند. آیات مشابهی در مورد تمسخر بتپرستی بتپرستان در اشعیا ۱۸:۴۰-۲۰ و ۹:۴۴-۲۰ یافت میشود. با این حال، دشوار است که چنین توصیفی از یک رسم باستانی بتپرستان و محکومیت آن را بخوانیم و بلافاصله به رسم درخت کریسمس که در دنیای مسیحیت امروزی مرسوم است فکر نکنیم.
دو) اگر یک مسیحی بر اساس این آیات متقاعد شود که نباید درخت کریسمس داشته باشد یا حتی نباید کریسمس را جشن بگیرد، پس باید بر اساس این اعتقاد خود عمل کند. خوب است آنچه پولس نوشت را به یاد داشته باشیم: آنچه از ایمان نباشد، گناه است (رومیان ۲۳:۱۴).
سه) با این اوصاف، علیرغم شباهتهای موجود، دلایل زیادی وجود دارد که باور کنیم تفاوتهای آنها خیلی بیشتر است و این آیات، رسم امروزیِ درخت کریسمس را ممنوع نمیکند.
• ارمیا در مورد رسوم غیریهودیان صحبت کرده است، و در دنیای امروزی یک جشن شایسته برای کریسمس بیانگر ایمان به خدا و پسر اوست، نه یک رسم مربوط به بیایمانان.
• ارمیا در مورد ایماندارانی صحبت کرده است که رسوم بیایمانان را تقلید میکنند. در دنیای امروزی، گذاشتن درخت کریسمس توسط بیایمانان در واقع تقلید آنها از رسوم ایمانداران است.
• ارمیا از درختی صحبت کرده است که بهعنوان یک بت در نظر گرفته میشود، و (همان طور که به درستی درک شده است) درخت کریسمس امروزی یک بت نیست. اگر از نظر یک خانواده بت باشد یا به بت تبدیل شود، باید کنار گذاشته شود.
• ارمیا در دورانی از تاریخ صحبت کرده است که درختها غالباً به صورت مستقیمی با بتپرستی مرتبط بودند، چه درختها به معنای واقعی کلمه و چه نمادهای آنها (ارمیا ۲۷:۲).
د. از آنها مهراسید، زیرا نه بدی توانند کرد و نه نیکی: ارمیا به نرمی پرستش بتپرستانۀ اشیای بیجان مانند درختان تزئین شده را تمسخر کرد. نباید احترام خاصی برای آنها قائل شد. آنها از انجام هر کاری، چه نیک و چه بد، ناتوان هستند.
یک) در آیۀ ارمیا ۵:۱۰، در متن اصلی (نسخۀ NKJV) معنای عبارتِ آنان همچون مَتَرسک در بُستانِ خیارند، به صورت تحتاللفظی این است، آنان همچون نخلی برپا داشته شدهاند. اما در برخی ترجمهها (مانند نسخههای NASB، ESV) به مفهوم مترسک در بستان خیار ترجمه شده است. بت، بیارزش است؛ «مانند مترسکی بیحرکت و بیزبان در یک بوستان خیار است.» (تامپسون)
۲. آیات (۶-۱۰) عظمت و برتری خدا بر تمام بتها.
ای خداوند، چون تو کسی نیست!
تو عظیمی، و نامت عظیم در قدرت!
ای پادشاه قومها،
کیست که از تو نترسد؟
زیرا که این تو را میشاید!
چراکه در میانِ جملۀ حکیمان قومها
و در همۀ ممالک ایشان،
چون تو کسی نیست.
آنان جملگی ابلهند و نادان،
زیرا تعلیم بتها چوب است و بس!
نقرۀ چکشخورده از تَرشیش میآورند،
و طلای ناب از اوفاز.
این بتها کارِ صنعتگرند،
و عمل دستانِ زرگر؛
پوشش آنها لاجورد است و ارغوان،
همۀ آنها کار مردانی است چیرهدست.
اما یهوه خدای حقیقی است؛
اوست خدای زنده و پادشاه جاودان.
از غضب او زمین به لرزه درمیآید،
و قومها را در برابرِ قهرش تابِ تحمل نیست.
الف. ای خداوند، چون تو کسی نیست: یهوه، خدای عهد اسرائیل، با بتهای بیجانی که انسانها میپرستند تفاوت دارد. خدایان بت، جملگی ابلهند و نادان.
یک) زیرا تعلیم بتها چوب است و بس: «معنای عبارت زبان عبری به صورت تحتالفظی این است، تعلیم اباطیل درخت (بت) است. مقصود این است که تعلیمی که بتها میدهند ارزشی بیشتر از خود بت ندارد.» (هریسون)
دو) «ترشیش، حد غربی جهان باستان بود، شاید همان شهر تارتسوس در اسپانیا باشد… اوفاز یک مکان ناشناخته است، و ممکن است اصطلاحی مربوط به فلزکاری باشد که برای «طلای تصفیهشده» استفاده شده است.» (هریسون)
ب. همۀ آنها کار مردانی است چیرهدست. اما یهوه خدای حقیقی است: تفاوت انکارناپذیر بین یهوه و بتهای قومها این است که بتها کار دست انسانها هستند؛ و خدا آفرینندۀ همان دستهاست.
یک) «انسانها بتها را میسازند. یهوه انسانها را میسازد.» (مورگان)
دو) آنها برای آراستن این بتها از هیچ هزینهای دریغ نکردند؛ پوشش آنها لاجورد است و ارغوان: «اینها گرانبهاترین رنگها بودند. بسیار کمیاب و گرانقیمت.» (کلارک)
ج. از غضب او زمین به لرزه درمیآید، و قومها را در برابرِ قهرش تابِ تحمل نیست: خدایان قومها بیارزش بودند؛ آنها تجسم تخیلات فاسد انسانها بودند. یهوه، خدای عهد اسرائیل، خدایی است که وجود دارد، مداخله میکند و داوری مینماید.
۳. آیات (۱۱-۱۶) جلال خدای خالق.
بدیشان چنین بگویید: «خدایانی که زمین و آسمان را نساختهاند، از روی زمین و از زیر آسمان نابود خواهند شد.»
او زمین را به قوّت خویش ساخت،
و جهان را به حکمت خویش استوار کرد،
و آسمانها را به فهم خویش گسترانید.
چون ندا درمیدهد، غوغای آبها در آسمان پدید میآید؛
او ابرها را از کرانهای زمین برمیآورَد؛
برقها برای باران میسازد،
و باد از خزانههای خویش بیرون میآوَرَد.
آدمیان جملگی ابلهند و نادان؛
هر زرگری از تمثالهای تراشیدۀ خویش سرافکنده خواهد شد،
زیرا بتهای ریختهشدهاش دروغین است،
و هیچ نَفَسی در آنها نیست.
آنها بیارزشند و اسباب مسخره،
و در روز محاکمه تلف خواهند شد.
اما آن که نصیب یعقوب است، مانند آنها نیست،
زیرا اوست سازندۀ همۀ موجودات.
اسرائیل قبیلۀ میراث اوست،
نام او خداوند لشکرهاست.
الف. خدایانی که زمین و آسمان را نساختهاند، از روی زمین و از زیر آسمان نابود خواهند شد: یهوه در تقابل بین خود و بتها، سرنوشت شوم خدایان بت را اعلام کرد.
یک) ارمیا ۱۱:۱۰ ممکن است یک ضربالمثل یا پند رایج بر ضد بتپرستی در آن زمان باشد که به زبان آرامی نقل شده است. این تنها آیه از ارمیا به زبان آرامی است، زبانی که شباهت زیادی به عبری دارد. «چون این آیه به زبان آرامی است، برخی از مفسرین آن را یک حاشیهنویسی در نظر میگیرند و آن رد میکنند. اما همۀ نسخهها آن را دارند. از این گذشته، این آیه به خوبی با زمینۀ خود مطابقت دارد. هیچ کس هرگز توضیح نداده است که چرا کسی باید آن را تحریف کرده باشد. این یک گفتۀ تمثیلی بود؛ پس به زبان آن مردم داده شد.» (فینبرگ)
ب. او زمین را به قوّت خویش ساخت: بر خلاف خدایان بت، یهوه خدایی زنده و فعال است که زمین را ساخت و جهان را استوار کرد و آسمانها را گسترانید.
یک) «معیاری که یهوه برای مقایسۀ خود با بتها اعلام کرد، معیار آفرینش است.» (مورگان)
دو) «کلام پایانی نبی در مورد بتها این است که آنها نه تنها بیارزشند، بلکه اسباب مسخره و فقط شایستۀ تمسخرند.» (فینبرگ)
ج. آدمیان جملگی ابلهند و نادان: ارمیا از رفتار احمقانۀ کسانی سخن گفته است که بتها را میسازند و میپرستند. بسیاری از بتهای کشفشده توسط باستانشناسان حتی زیبا هم نیستند. یقیناً آنها بیارزشند و اسباب مسخره.
د. اما آن که نصیب یعقوب است، مانند آنها نیست: یهوه با بتهایی که توسط غیریهودیان پرستیده میشوند تفاوت دارد. او سازنده است، او اسرائیل را بهعنوان قبیلۀ میراث خود برگزیده است، و او خدای لشکرهای آسمانی است (نام او خداوند لشکرهاست).
یک) نصیب یعقوب: در اینجا، دیدگاه این است که به یک تعبیر، یهوه به قوم اسرائیل تعلق داشت. «نصیب» یک شخص به داراییهایی متعلق به او اشاره داشت.» (تامپسون)
۴. آیات (۱۷-۱۸) هشدار برای شتاب در فرار از مهاجمان.
ای کسانی که در محاصرهاید،
بُغچۀ خویش از زمین برگیرید!
زیرا خداوند چنین میفرماید:
«این بار ساکنان این سرزمین را
گویی با فَلاخَن بیرون خواهم افکند،
و ایشان را مضطرب خواهم ساخت تا بفهمند.»
الف. بُغچۀ خویش از زمین برگیرید: ارمیا در نبوت خود، لشکر مهاجمان بابلی را دید که بهعنوان ابزار داوری خدا میآمدند. او به مردم این سرزمین هشدار داد که به سرعت آماده شوند.
ب. این بار ساکنان این سرزمین را گویی با فَلاخَن بیرون خواهم افکند. هر چقدر هم که ممکن بود در آماده شدن عجله کنند، با این حال هیچ کس نمیتوانست در برابر داوری خدا علیه یهودا مقابله کند. آنها از این سرزمین بیرون رانده میشدند.
یک) با فَلاخَن بیرون خواهم افکند، یک عبارت واضح است. خدا یهودا را مانند فلاخن با سرعت و شدت زیاد و به فاصلهای دور از این سرزمین بیرون خواهد انداخت. «من به راحتی و به سرعت آنها را به بیرون پرتاب خواهم کرد و آنها را به بابل خواهم افکند؛ به همین ترتیب نیز روزی خدا تمام شریران زمین را به دوزخ خواهد افکند.» (ترپ)
دو) «فعل اول در این آیه به وضوح استفاده از فلاخن برای پرتاب کردن را نشان میدهد. این خود یهوه است که در حال بیرون راندن ساکنان یهودا به تصویر کشیده شده است.» (تامپسون)
سه) «همان طور که بعداً مشخص شد، پس از حملۀ دوم نبوکدنصر در سال ۵۸۷ ق.م.، تخریب بسیار گسترده بود. تحقیقات باستانشناسی نوین تصویری از ویرانی یکنواخت ارائه میدهد. بسیاری از شهرها در آغاز قرن ششم ق.م. ویران شدند و دیگر هرگز اشغال نشدند… هیچ شهر شناخته شدهای در یهودا وجود ندارد که در طول دورۀ تبعید به طور مستمر اشغال شده باشد.» (تامپسون)
دعای ارمیا.
۱. آیات (۱۹-۲۰) دعا از زبان کسانی که تحت تهاجم بابل بودند.
وای بر من، به سبب جراحتم!
زخم مرا علاجی نیست!
اما گفتم، «این مصیبت من است،
و باید آن را تحمل کنم.»
خیمهام ویران گشته،
و طنابهایم جملگی گسسته است؛
فرزندانم از نزدم رفتهاند،
و دیگر در کنارم نیستند؛
کسی نیست که دیگر بار خیمهام را بِگُسترَد،
و پردههایم را بر پا دارد.
الف. وای بر من، به سبب جراحتم! زخم مرا علاجی نیست: این دعای ارمیا از زبان کسی بود که تحت تهاجم بابلیان قرار داشت. این دعا پر از درد و ناراحتی است.
ب. خیمهام ویران گشته، و طنابهایم جملگی گسسته است؛ فرزندانم از نزدم رفتهاند، و دیگر در کنارم نیستند: ارمیا ناامیدی، بهتزدگی و تنهایی کسانی را به تصویر میکشد که قرار است دوران سخت داوری را تحمل کنند.
یک) «اورشلیم بهعنوان مادری خیمهنشین و محروم از فرزندان خویش به تصویر کشیده شده است.» (کاندال)
۲. آیات (۲۱-۲۲) گرفتاری ناشی از شبانان ابله
زیرا شبانان ابلهند،
و از خداوند مسئلت نمیکنند؛
پس کامیاب نمیشوند،
و تمامی گلۀ آنها پراکنده است.
بشنوید! صدای خبری میآید!
آشوبی عظیم از سرزمین شمال،
تا شهرهای یهودا را ویران کند،
و آنها را لانۀ شغالان سازد.
الف. زیرا شبانان ابلهند، و از خداوند مسئلت نمیکنند: ارمیا وقتی به ناامیدی یهودا در اثر تهاجم بابلیان فکر میکرد، بخش مهمی از علت آن را مورد توجه قرار داد. رهبران یهودا – روحانی و سیاسی – از خداوند مسئلت نمیکردند.
یک) «انبیا و کاهنان فاسدی که مردم را از حقیقت دور میکردند، به دعا اهمیتی نمیدادند؛ از این رو همه نابود شدند.» (ترپ)
ب. پس کامیاب نمیشوند، و تمامی گلۀ آنها پراکنده است: بیوفایی شبانان، برای خودشان و مردمی که قرار بود وفادارانه آنها را هدایت کنند، دردسر ایجاد کرد. از نادانی و بیاعتنایی شبانان نسبت به هدایت خداوند، هیچکس سود نخواهد برد.
یک) «ما در این مورد باید از تعمیم بیش از حد پرهیز کنیم، اما در مجموع، این موضوع غیرقابلانکار است که پراکنده شدن گله و کاهش انگیزه، به بیدعایی اشاره دارد، شاید از طرف اعضا، اما به طور قطع از طرف شبانان.» (مایر)
۳. آیات (۲۳-۲۵) درخواست فروتنانه از خدا برای مجازات لشکر مهاجم.
ای خداوند، میدانم که راه انسان از آنِ او نیست،
و آدمی که راه میرود، قادر به هدایت قدمهای خویش نمیباشد.
ای خداوند، مرا اصلاح کن،
اما نه با خشم بلکه به انصاف خویش،
مبادا نابودم سازی.
غضبت را بر قومهایی بریز که تو را نمیشناسند،
بر طوایفی که نامت را نمیخوانند؛
زیرا ایشان یعقوب را فرو بلعیدهاند؛
او را فرو بلعیده و تباه ساختهاند،
و کاشانهاش را ویران کردهاند.
الف. ای خداوند، میدانم که راه انسان از آنِ او نیست، و آدمی که راه میرود، قادر به هدایت قدمهای خویش نمیباشد: ارمیا میدانست که این داوری بزرگ از طریق لشکر بابل بر یهودا خواهد آمد، و در عین حال، به این موضوع نیز توجه داشت که خدا آنها را فرستاده است. بابلیان جدا از خدا چنین فکری نمیکردند؛ او قدمهای آنها را هدایت میکرد.
یک) مورگان همچنین این موضوع را با بحث قبلی دربارۀ بتپرستی مرتبط میکند. «بتهایی که انسانها میسازند، همواره تلاش انسان برای برونافکنی خدایانی از خودآگاهی درونی آنهاست، خدایانی که میتوانند از آنها اطاعت کنند؛ یا به عبارت دیگر، بت ساختن تلاشی از سوی انسان برای هدایت قدمهای خودش است.» (مورگان)
دو) «به نظر میرسد که انسان بر پیشرفت خود تسلط دارد، اما واقعیت این است که انسانِ مبتلا به گناه، از دستیابی به سرنوشت حقیقی خود ناتوان است. او به شدت به خدا نیاز دارد.» (کاندال)
سه) «این مایۀ تسلی ارمیا بود، «نمیدانم نبوکدنصر چه میتواند بکند؛ اما میدانم که راه انسان از آنِ او نیست، و آدمی که راه میرود، قادر به هدایت قدمهای خویش نمیباشد.» میدانم که در اهداف ابدی خدا، هر قدمی که یهودا طی میکند به دقت طراحی شده است، و نهایتاً او همۀ اینها را برای جلال خود و خیریت قوم برگزیدۀ خود به کار خواهد گرفت.» (اسپرجن)
ب. ای خداوند، مرا اصلاح کن، اما نه با خشم بلکه به انصاف خویش، مبادا نابودم سازی: ارمیا با آگاهی از اینکه این داوری بزرگی که پیشِ رو بود توسط خدا هدایت میشود، از خدا درخواست کرد بر آنها رحم کند. او میدانست که یهودا باید اصلاح شود، اما از خدا خواست که رحم کند و قوم خود را نابود نسازد.
ج. غضبت را بر قومهایی بریز که تو را نمیشناسند: ارمیا وقتی فهمید که خدا از بابلیان بهعنوان ابزاری برای اصلاح یهودا استفاده خواهد کرد، از خدا خواست که آنها را نیز داوری نماید.
یک) «بنابراین او از خدا میخواهد که به جای فرزندان خود، دشمنانش را نابود کند، و با آگاهی از اینکه ما خود در مورد بابلیان چه فکری میکنیم، چنین دعایی از طرف ارمیا عجیب نیست.» (اسپرجن)
دو) «این امر در کَلدانیان تحقق یافت. نبوکدنصر با جنون مجازات شد، پسر او در عیاشیهای خود کشته شد، و شهر توسط کوروش تسخیر و غارت شد؛ و سرانجام امپراتوری بابل نابود گشت!» (کلارک)