فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۱۵ – دعای دردناک نبی
سرنوشت گریزناپذیر یهودا: چهار گونه نابودکننده.
۱. آیۀ (۱) بیهودگی شفاعت برای یهودای سرکش.
آنگاه خداوند مرا گفت: «حتی اگر موسی و سموئیل در حضور من میایستادند، جان من به این قوم مایل نمیشد! ایشان را از حضور من بیرون کن و بگذار بروند.
الف. حتی اگر موسی و سموئیل در حضور من میایستادند: خدا چندین بار در گذشته به ارمیا گفته بود که برای این قوم دعا نکند، زیرا تقدیر آنها برای داوری و تبعید از قبل قطعی شده بود (ارمیا ۱۶:۷، ۱۴:۱۱، و ۱۱:۱۴). اضافه بر موارد قبلی، خدا گفت که حتی اگر دو شخصیت بزرگ عهدعتیق –موسی و سموئیل– نیز برای یهودا شفاعت کنند، تقدیر آنها تغییر نخواهد کرد.
یک) موسی و سموئیل هر دو بهعنوان شفاعتکنندگانی بزرگ شناخته میشدند (مزمور ۶:۹۹-۸). چنین به نظر میرسد که موسی با دعای خود داوری تعیین شده برای اسرائیل را تغییر داد (خروج ۳۲). سموئیل دعا کرد و قوم از آنچه که نابودی قطعی به نظر میرسید نجات یافتند (اول سموئیل ۷).
دو) «آن دو در دوران خود به محبت و دعای صمیمانه برای آن قوم سرکش مشهور بودند و خدمات زیادی به آنها کردند.» (ترپ)
ب. جان من به این قوم مایل نمیشد: ارمیا از این کلام خدا فهمید که حتی اگر او مرد دعا یا مرد ایمان بزرگتری هم بود، نمیتوانست از آن مصیبت جلوگیری کند. حتی اگر موسی و سموئیل هم حاضر بودند و برای اسرائیل دعا میکردند، تأثیری بیشتر از دعای ارمیا نمیداشت.
ج. ایشان را از حضور من بیرون کن و بگذار بروند. یهودا با تبعید مقرر و عادلانۀ خود از آن سرزمین روبرو خواهد شد.
۲. آیات (۲-۴) چهار گونه نابودکننده.
و اگر از تو بپرسند، ”کجا برویم؟“ بدیشان بگو، ”خداوند چنین میفرماید:
«”آنان که سزاوار طاعونند، نزد طاعون،
آنان که مستوجب شمشیرند، نزد شمشیر،
آنان که درخور قحطیند، نزد قحطی،
و آنان که لایق اسیریاند، به اسیری.“
«خداوند میفرماید: بر آنان چهار گونه نابودکننده بر خواهم گماشت: شمشیر برای کشتن، سگان برای دریدن، و پرندگان هوا و وحوش صحرا برای خوردن و نابود کردن. من آنان را به سبب مَنَسی پسر حِزِقیا پادشاه یهودا و آنچه او در اورشلیم کرد، برای تمامی ممالک روی زمین مایۀ دِهشَت خواهم ساخت.
الف. کجا برویم؟ خدا در آیۀ قبل وعده داده است که یهودا از حضور او بیرون رانده خواهد شد. اکنون خدا این سؤال را پیشبینی کرد که «کجا برویم؟»
ب. طاعون… شمشیر… قحطی… اسیری: برخی به سمت طاعون خواهند رفت، برخی در نبرد توسط شمشیر کشته خواهند شد، برخی از طریق قحطی هلاک خواهند شد و بقیه نیز به اسیری خواهند رفت. راه بهتری برای مردن وجود نخواهد داشت.
یک) «بعضیها در اثر طاعون (در نسخۀ NKJV، مرگ) نابود خواهند شد. ارمیا ۲۱:۱۸ را ببینید.» (کلارک)
ج. چهار گونه نابودکننده: علاوه بر این (و به بیان شاعرانه)، به چهار طریق میتوان اجساد مردگان را بیحرمت کرد. این اتفاق میتواند از طریق شمشیر، از طریق سگان، از طریق پرندگان هوا یا از طریق وحوش صحرا رخ دهد. به نظر میرسد که تمام آفرینش علیه یهودای داوریشده جمع شدهاند تا نه تنها آنها را بکشند، بلکه اجساد مردگانشان را نیز بیحرمت کنند.
یک) «اجساد مردگان بعد از کشته شدن، توسط سگها، پرندگان لاشخور و سایر حیوانات شکارچی بیشتر مورد بیحرمتی قرار میگیرند.» (هریسون)
دو) «کشیده شدن جسد مردگان روی زمین و تبدیل شدن به مرداری برای پرندگان و حیوانات لاشخور، برای اسرائیلیها وحشتناکتر از آن چیزی بود که بتوانند تصور کنند. این نهایت بیحرمتی به مردگان بود.» (فینبرگ)
د. به سبب مَنَسی پسر حِزِقیا: در یهودا قبل و بعد از منسی نیز پادشاهان گناهکار وجود داشتند و خود قوم نیز خدا را نطلبیدند و از او اطاعت نکردند. با اینحال موضوعی بسیار وحشتناک در مورد گناه و سرکشی منسی وجود داشت که داوری را گریزناپذیر و غیرقابل بازگشت مینمود.
یک) تاریخ یهودا داستان گناه بزرگ منسی را بازگو میکند (دوم پادشاهان ۹:۲۱-۱۷). دوم پادشاهان ۱۶:۲۱ آن را چنین خلاصه میکند: افزون بر این، مَنَسی سوای گناهش که یهودا را به گناه کشانْد تا آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورند، خون بیگناهان بسیاری را نیز ریخت و سرتاسر اورشلیم را از خون آنان رنگین ساخت.
دو) مَنَسیِ شریر، پسر حِزِقیا بود و حزقیا در مجموع پادشاهی خوب و خداپسند بود. «بنابراین منسی بدتر بود، زیرا باید از پدرش بهتر میبود؛ و باز هم بدتر، زیرا او سرکردۀ طغیانگران بود.» (ترپ)
سه) با اینحال، بهطرز عجیبی، «منسیِ هیولاصفت آمرزش شخصی دریافت کرد (دوم تواریخ ۱۲:۳۳-۱۳)، اما میراث او باقی ماند، هم در زمینۀ ارتکاب به جنایات غیرضروری حکومتش علیه بیگناهان، و هم در زمینۀ گناهانی که او به مردم خود آموخته بود آنها را بپذیرند.» (کیدنر)
چهار) من آنان را برای تمامی ممالک روی زمین مایۀ دِهشَت خواهم ساخت: «هرگز نبوّتی به این اندازه به شکلی عینی تحقق نیافته است؛ و این همچنان یادمانی زنده از حقیقت الهی است. بگذارید کفر به یهودیان پراکنده در هر ملت متمدن جهان چشم بدوزد؛ و سپس بگذارید اگر میتواند حقیقت این نبوت را انکار کند. یهودیان در تمام ملتها پراکنده شدهاند، و هنوز یک ملت نیستند. آنها در هیچ نقطهای از زمین حتی یک مستعمره هم تشکیل ندادهاند. حقیقت و عدالت خدا را بنگرید!» (کلارک، سال ۱۸۳۰)
رحمت بر باقیماندگان بعد از داوری.
۱. آیات (۵-۹) وای بر بیوهزنان.
«ای اورشلیم، کیست که بر تو دل بسوزاند؟
کیست که برایت سوگواری کند؟
کیست که راهِ خویش کج کند
تا از سلامتی تو بپرسد؟
خداوند میفرماید:
چونکه مرا ترک کردی،
و به عقب برگشتی،
من نیز دست خویش بر تو بلند نموده، نابودت خواهم کرد،
زیرا از گذشت کردن، خسته شدهام.
آنان را نزد دروازههای این دیار
به باد خواهم افشاند؛
قوم خود را داغدار ساخته، نابود خواهم کرد؛
زیرا که از راههای خود بازگشت نکردند.
بیوههایشان را از ریگهای دریا
پرشمارتر خواهم ساخت؛
در نیمروز، نابودکنندهای بر مادرانِ جوانانشان خواهم آورد،
و اضطراب و وحشت را بهناگاه بر شهر نازل خواهم کرد.
آن که هفت اولاد زاده است،
به حال ضعف افتاده، جان خواهد سپرد؛
آفتابِ عمرش آنگاه که هنوز روز است، غروب خواهد کرد
و او خجل و رسوا خواهد شد.
من باقیماندگان قوم را،
در برابر دشمنانشان به شمشیر خواهم سپرد؛»
این است فرمودۀ خداوند.
الف. ای اورشلیم، کیست که بر تو دل بسوزاند؟ یهوه از طریق ارمیای نبی از اورشلیم خواست تا ببیند آیا کسی دیگر به آنها و بحران پیشِ روی آنها اهمیت میدهد. هیچکس دیگری نبود که برای این مصیبتِ آنها سوگواری کند یا به نیاز آنها توجه نماید.
ب. چونکه مرا ترک کردی: جالب اینجاست که مردم یهودا تنها کسی که به آنها اهمیت میداد را ترک کردند و علیه او سرکشی نمودند. آنها به جای پیشرفت، به عقب برگشته بودند. در پاسخ به این عمل آنها نسبت به خدا، او نیز به شیوۀ خاص خود آنها را رد خواهد کرد و به داوری و نابودی خواهد سپرد.
ج. زیرا از گذشت کردن، خسته شدهام: خدا برای مدت طولانی، داوری خود را در مورد یهودا به تأخیر انداخته بود، اما یهودا بیشتر از همیشه از درک آن ناتوان بود. آنها گمان میکردند که خدا از داوری خود علیه آنها گذشت میکند و هرگز به این فکر نمیکردند که او روزی خسته میشود و دیگر گذشت نمیکند.
د. آنان را نزد دروازههای این دیار به باد خواهم افشاند: در عملِ باد افشان کردن، از باد برای پراکنده کردن کاه و جدا نمودن دانههای باارزش از آن استفاده میکنند. خدا بهزودی یهودا و اورشلیم را به تبعیدگاه پراکنده خواهد کرد، گویی آنها را به باد خواهد افشاند.
ه. بیوههایشان را از ریگهای دریا پرشمارتر خواهم ساخت: خدا عنوان میکند که با توجه به ویرانی و داوری پیشِ رو بر یهودا و بهخاطر کشتار در جنگ و تبعید، زنان بیشماری بیوه خواهند شد.
و. آن که هفت اولاد زاده است، به حال ضعف افتاده، جان خواهد سپرد: داشتن هفت فرزند معمولاً نشانهای از برکت بزرگ در زندگی تلقی میشود -چیزی شبیه به یک خانوادۀ کامل. اکنون حتی آن زن هم رنج خواهد برد و هلاک خواهد شد؛ او از داوری بزرگ خدا که پیشِ روی یهوداست، خجل و رسوا خواهد شد.
یک) «داشتن هفت پسر، تصویر عبرانیان از خوشبختی کامل است، اما خوشحالی آن مادر در ارمیا ۹:۱۵ خیلی زود از بین رفته است.» (فینبرگ)
۲. آیۀ (۱۰) مصیبت شخصی ارمیا.
وای بر من، ای مادرم، که مرا بزادی، مردی را که تمامی این سرزمین با او در جنگ و ستیز است! نه رِبا دادهام و نه رِبا گرفتهام، و با وجود این، همه لَعنم میکنند.
الف. وای بر من، ای مادرم، که مرا بزادی: ارمیا با ملاحظۀ سختی پیام خود، به مصیبت بزرگی که خود متحمل شده بود اندیشید. او مانند ایوب به این فکر کرد که کاش هرگز به دنیا نیامده بود.
ب. مردی را که تمامی این سرزمین با او در جنگ و ستیز است: مصیبت ارمیا قبل از هر چیزی ریشه در این واقعیت داشت که او بهخاطر اعلام پیام خدا پیوسته در حال جنگیدن بود. کار او بهعنوان یک نبی پر از جنگ و ستیز بود و به نظر میرسید تمامی این سرزمین در برابر او قرار قرار گرفتهاند.
یک) «عموماً به دلیل انجام آزادانه و صادقانۀ وظایفم، مورد مخالفت و ستیز قرار گرفتهام. این مزد دنیا به خادمان دینداری است که معمولاً آنها را هدف قرار میدهد. اما او مانند جروم میگوید که خدا را شکر میکنم که من آنقدر شایسته هستم که دنیا از من متنفر باشد. لوتر در مورد خود گفت که از سرزنشها جان میگیرد.» (ترپ)
ج. همه لَعنم میکنند: این موضوع باعث حیرت ارمیا بود که چرا دیگران آنقدر او را نفرین میکنند، در حالیکه با ربا دادن یا ربا گرفتن آنها را فریب نداده است؛ با این وجود، او احساس میکرد که همه او را لعنت و طرد میکنند.
یک) «این یکی از تأثیرگذارترین اعترافات ارمیا است. او از تنهایی شکایت میکرد. بزرگمنشی او در طبیعت حساس او نهفته بود که برای قوم خود و عذاب آنها درد زیادی را احساس میکرد. بار سختیهای موقعیت خودش و احساس ناامیدی از شرایط قوم، بر دوش او سنگینی میکرد.» (فینبرگ)
دو) «یکی از بزرگترین آزمایشهایی که قوم خدا در راه خدمت به خداوند خود گرفتار آن میشوند، عدم موفقیت است. آن هفت گاو لاغری که هفت گاو چاق را میخورند، ایمان ایمانداران را نیز بهشدت آزمایش میکنند. افسوس! ناامیدیهای ما بهندرت تنها میآیند، بلکه مانند قاصدان ایوب پشت سر هم وارد میشوند. وقتی شخصی موفق میشود، بهعنوان یک قاعده، موفقیت او ادامه مییابد. او از کاری که اکنون خدا توسط او انجام داده است، تشویق و تقویت میشود. با اینحال، اگر ایمانداری که در حال حاضر ناموفق است، آنچه را که هنوز دیده نمیشود، درک کند و همچنان به کار ادامه دهد، احتمالاً فیض بیشتری توسط او به نمایش گذاشته خواهد شد. کار کردن آسان نیست، اما کار کردن و انتظار کشیدن بسیار سختتر است.» (اسپرجن)
۳. آیات (۱۱-۱۴) وعدۀ یاری، وعدۀ تبعید.
خداوند میگوید: «بهیقین تو را برای مقصودی نیکو آزاد خواهم کرد. بهیقین دشمن را به وقت تنگی و مصیبت نزد تو به التماس وا خواهم داشت. «آیا کسی میتواند آهن را، آهن شمال را، بشکند؟ و یا برنج را؟ من ثروت و گنجهای شما را، به سبب همۀ گناهانی که در سرتاسر حدودتان مرتکب شدهاید، بیقیمت به تاراج خواهم داد، و شما را در سرزمینی که نمیشناسید به خدمت دشمنانتان در خواهم آورد، زیرا آتشی در خشم من افروخته شده که تا به ابد شعلهور خواهد بود.»
الف. بهیقین تو را برای مقصودی نیکو آزاد خواهم کرد: خدا به ارمیا -هم به صورت شخصی و هم بهعنوان نماینده قومش- وعده داد که آنها را در تبعیدشان کاملاً ترک نخواهند کرد. خدا او را در میان دشمنان پیشِ رو مورد لطف قرار خواهد داد (دشمن را … نزد تو به التماس وا خواهم داشت).
یک) «توجه داشته باشید که این به معنای رهایی او از خواندگیاش نیست، فقط تجدید آن است.» (کیدنر)
دو) «این سخن به معنای واقعی کلمه تحقق یافت؛ ارمیا ۱۱:۳۹ و غیره را ببینید. نبوکدنصر به نبوزَرَدان، رئیس گارد سلطنتی دستور داده بود که از ارمیا بهخوبی مراقبت کند، آزاری به او نرساند، و تمام امتیازاتی که میخواهد را به او عطا کند.» (کلارک)
ب. آیا کسی میتواند آهن را، آهن شمال را، بشکند؟ و یا برنج را؟ اگرچه خدا گفت که در بحران پیشِ رو از نبی خود ارمیا مراقبت خواهد کرد، اما این بدان معنا نیست که سرنوشت یهودا بهطور کلی تغییر کرده است. سلاحهای بابل -ساخته شده از آهن محکم شمال و برنج– مطمئناً علیه آنها خواهد آمد.
یک) «مرغوبترین آهن (سنگ معدن شمال) در قرن هفتم ق.م. از منطقۀ دریای سیاه به دست میآمد. واضح است که تسلیحات یهودا برای عقب راندن لشکر بابل کافی نیست.» (هریسون)
ج. و شما را در سرزمینی که نمیشناسید به خدمت دشمنانتان در خواهم آورد: نه تنها داوری و فتح یهودا قطعی بود، بلکه آنها از سرزمین خود به سرزمین ناشناختۀ دشمنان خود تبعید خواهند شد.
۴. آیات (۱۵-۱۸) دعای دردناک نبی.
خداوندا، تو میدانی!
مرا به یاد آر و به یاریام بیا،
و انتقامم را از آزاردهندگانم بگیر.
در شکیباییِ خویش هلاکم مساز؛
بدان که بهخاطر تو رسوایی کشیدهام.
سخنانت یافت شد، و آنها را خوردم،
و کلامت شادی و لذت دل من گردید.
در مجلس عیّاشان ننشستم،
و با ایشان شادمانی نکردم؛
به سبب دست تو که بر من بود تنها نشستم،
زیرا که مرا از خشم لبریز کرده بودی.
چرا درد مرا پایانی نیست،
و چرا جراحت من مهلک است و بیعلاج؟
آیا تو برایم مانند چشمهای فریبنده خواهی بود،
و همچون نهری ناپایدار؟
الف. مرا به یاد آر و به یاریام بیا، و انتقامم را از آزاردهندگانم بگیر: ارمیا همان کاری را کرد که سایر مردان صالح در کتابمقدس نیز انجام دادند -او هنگامی که بهخاطر عدالت مورد آزار قرار گرفت، برای حفاظت و انصاف به خدا متوسل شد. ارمیا بهدرستی گفت، «بهخاطر تو رسوایی کشیدهام»، بنابراین بهدرستی میتوانست این کار را به خدا بسپارد تا به صورت مناسبی انتقام بگیرد.
یک) مرا به یاد آر: «‘به یاد آوردنِ‘ اسرائیلیان صرفاً به خاطر آوردنِ معمولی نبود. بلکه بازآفرینی اتفاقات گذشته بود به نحوی که منجر به عمل در زمان حال شود.» (تامپسون)
دو) «او به دلیل شهادتش، در میان قوم خود بیگانه شده است، با اینحال، چارهای جز اعلام کلام خدا به یک قوم سرکش ندارد. او مردی تنها و نگران است، اما از اینکه خدا در دلش ساکن است، شادمان است.» (هریسون)
ب. سخنانت یافت شد، و آنها را خوردم، و کلامت شادی و لذت دل من گردید: ارمیا در ادامۀ درخواست خود از خدا، علاقه و توجه فراوانی که به کلام خدا دارد را به او اعلام میکند.
• ارمیا ابتدا کلام خدا را یافت، نه آن را نادیده گرفت و نه آن را بدیهی شمرد.
• ارمیا سپس کلام خدا را خورد و آن را بهعنوان غذای روح خود هضم کرد و از آن مواد مغذی و نیرو دریافت کرد.
• ارمیا سپس کلام خدا را شادی و لذت دل خود دانست. او از کلام خدا شاد شد و این کار را از صمیم دل خود انجام داد.
یک) «من گفتهام که ارمیا رازی را برای ما آشکار میکند. زندگی بیرونی او، که شامل خدمت دائمی و وفادارانۀ او بود، از علاقۀ درونی او به کلامی که موعظه میکرد سرچشمه میگرفت.» (اسپرجن)
دو) «اینکه بگوییم ‘سخنانت یافت شد و آنها را تحسین کردم‘ یا ‘سخنانت یافت شد و از آنها انتقاد کردم‘ یا ‘سخنانت یافت شد و آنها را تقسیمبندی کردم و از آنها موعظهای ساختم‘ موضوعی متفاوت است. این وسوسۀ یک خادم است.» (اسپرجن)
ج. زیرا که به نام تو ای یهوه خدای صبایوت نامیده شدهام: (این قسمت از ترجمۀ قدیم آورده شده است و در ترجمۀ هزاره نو موجود نیست) توجه و ارزشی که ارمیا برای کلام خدا قائل بود از نظر خودش طبیعی و پسندیده بود، زیرا میدانست که به نام خودِ خدا نامیده شده است. از نظر ارمیا عجیب بود که کسی که به نام او نامیده میشود علاقه، لذت و شادی خود را در کلام خدا نیابد.
د. در مجلس عیّاشان ننشستم: ارمیا از دوری خود از کسانی که برای کلام خدا ارزش قائل نبودند یا آن را دوست نداشتند دفاع میکند. او این کار را با الهام گرفتن از جملهبندی مزمور ۱ انجام داد، که برکت توجه به کلام خدا را نشان میدهد.
یک) «این وظیفۀ ناخوشایند او بود که داوریهای خدا را علیه مردمی که بسیار دوستشان داشت، اما نجاتشان غیرممکن بود، اعلام کند؛ زیرا حتی درد عمیق قلبی و دلسوزیهای محبتآمیز او نیز برای آنها کاری از پیش نمیبرد و به جای اینکه توجهشان را جلب کند، باعث تمسخرشان میشد.» (اسپرجن)
ه. به سبب دست تو که بر من بود تنها نشستم: دوری از مجلس عیاشان به این معنا بود که ارمیای نبی گاهی اوقات از روی اطاعت و پایبندی به خدا و کلام او تنها نشسته است.
یک) «دلیل تنها نشستن ارمیا، دست یهوه بود، یعنی او برای انجام وظیفۀ خاص خود دارای محدودیت الهی بود.» (تامپسون)
و. چرا درد مرا پایانی نیست، و چرا جراحت من مهلک است و بیعلاج؟ آیا تو برایم مانند چشمهای فریبنده خواهی بود، و همچون نهری ناپایدار؟ ارمیا واقعاً به خدا اعتماد داشت و با کلام او نیز رابطۀ عمیقی داشت، اما این موضوع بحران را برطرف نکرد. هنوز مواقعی وجود داشت که به نظر میرسید درد او پایانی ندارد و میترسید که خدا –همچون نهری ناپایدار– به او وفادار نباشد. این یک چالش واقعی برای ایمان ارمیا به نیکویی و قدرت خدا بود.
یک) «زمانی ارمیا یهوه را ‘چشمۀ آب حیات‘ میدانست (ارمیا ۱۳:۲). اما اکنون مانند چشمهای فریبنده به نظر میرسید.» (تامپسون)
دو) «ارمیا در پریشانی خود، خداوند را متهم کرد که به وعدههایش برای تقویت پایداری او در برابر دشمنانش عمل نکرده است.» (فینبرگ)
سه) «در اینجا خشم ارمیا فوران کرد که از بیاعتمادی و نارضایتی او سرچشمه میگرفت، زیرا بهترین افراد هم دچار فوران میشوند و حتی عالیترین چراغها نیز گاهی باید فتیلهشان را پایین کشید.» (ترپ)
۵. آیات (۱۹-۲۱) وعدۀ حفاظت از نبی.
پس خداوند چنین میگوید:
«اگر بازگشت کنی، تو را احیا خواهم کرد،
و در حضور من به خدمت خواهی ایستاد.
اگر از نفایس سخن بگویی و نه از چیزهای باطل،
مانند دهان من خواهی بود.
مردمند که باید نزد تو بازگردند،
و نه تو نزد ایشان.
من تو را در برابر این قوم،
دیوارِ مستحکمِ برنجین خواهم ساخت؛
با تو خواهند جنگید،
اما بر تو چیره نخواهند شد،
زیرا من با تو هستم
تا نجاتت دهم و رهاییات بخشم؛»
این است فرمودۀ خداوند.
«من تو را از دست شریران رهایی خواهم بخشید،
و از چنگِ ستمگران فدیه خواهم کرد.»
الف. اگر بازگشت کنی، تو را احیا خواهم کرد: خدا به ارمیا وعده داد علیرغم ردشدگی فعلی و بحران پیشِ رو، یک وعدۀ احیا باقی مانده است. اگر او با وسوسۀ بیتوجه یا غیرقابل اعتماد دانستن خدا مقابله کند و همچنان از نفایس سخن بگوید و نه از چیزهای باطل، همچنان سخنگوی خدا باقی خواهد ماند.
یک) «ارمیا در دل خود افکار ناشایستی دربارۀ خدا داشت و این افکار در گفتههای او تجلی پیدا کرده بود. او باید دل خود را از این ناخالصی پاک کند (از نفایس سخن بگوید و نه از چیزهای باطل) و خود را فقط به طلای ناب حقیقت خدا وقف نماید.» (مورگان)
دو) «جالب است که خدا به ارمیا میگوید که باید توبه کند. ارمیا سالها به قوم اسرائیل گفته بود که توبه کنند. اما خود او نیز لازم بود توبه کند.» (رایکن)
ب. مردمند که باید نزد تو بازگردند، و نه تو نزد ایشان: مهم بود که ارمیا بهعنوان نبی ثابتقدم خدا باقی بماند. قوم خدا میتوانستند به سوی او بازگردند، اما او نباید جایگاه خود را ترک میکرد تا با آنها سازگار شود.
یک) «قسمت پایانی آیۀ ۱۹ در مورد بازگشت قوم نزد ارمیا، و نه برعکس، صحبت میکند. او باید قوم خود را بلند کند و اجازه ندهد آنها او را تا سطح خود پایین بکشند.» (فینبرگ)
ج. من تو را در برابر این قوم، دیوارِ مستحکمِ برنجین خواهم ساخت: اگر ارمیا در مقام خود بهعنوان نبی خدا ثابتقدم باقی میماند، خدا نیز او را قوی و تسخیرناپذیر مینمود. خدا به وعدۀ خود مبنی بر رهایی بخشیدن از دست شریران و فدیه کردن از چنگِ ستمگران عمل خواهد کرد.
یک) «خدا هنگام رویارویی با این فوران خشم و شکایت از خادم آشفتۀ خود، نسبت به او بسیار مهربان بود! از نظر او ارمیا شکست خورده نبود و بیارزش بودن این اتهامات بیاساس را به او نشان داد و بدین ترتیب، راه احیا شدن از طریق توبه و قدرت الهی را برای او آشکار نمود.» (کاندال)
دو) «وعدۀ رهایی در سه فعل مهم در عهدعتیق بیان شده است… آنها در متون مهمی مانند داستان خروج یافت میشوند، اگرچه آنها کاربرد کلیتری دارند. تصویر کلی رهایی، چند وجهی است و هر کدام از این افعال بر جنبۀ متفاوتی تأکید میکند.» (تامپسون)
• نجات دادن: «اسامی مرتبط با آن به بیرون آوردن افرادی از یک مکان محدود به یک مکان وسیع تأکید دارند.» (تامپسون)
• رهایی بخشیدن: «عمل فردی را به تصویر میکشد که شکار خود را از چنگال دارندهای نیرومند که آن را تصاحب کرده بیرون میکشد.» (تامپسون)
• فدیه کردن: «معمولاً در اشاره به آزاد کردن از تصرف دیگری با دادن باج یا خونبها به کار میرود … به اَعمال رهایی در زندگی روزمره اشاره دارد.» (تامپسون)