فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب ۲۲ – صحبت با خاندان داوود

پیام به خاندان داوود.

۱. آیات (۱-۵) دعوت فوری به توبه.

«خداوند چنین می‌فرماید: «به خانۀ پادشاه یهودا فرود آی و این کلام را در آنجا بیان کن، و بگو: ”ای پادشاه یهودا که بر تخت داوود نشسته‌ای، تو و خادمانت و قومت که از این دروازه‌ها داخل می‌شوید، کلام خداوند را بشنوید. خداوند چنین می‌فرماید: عدل و انصاف را به جا آرید، و غارت‌شدگان را از دست ظالمان برهانید. بر غریبان و یتیمان و بیوه‌زنان جور و ستم مکنید، و خون بی‌گناهان را در این مکان مریزید. زیرا اگر براستی این کلام را به جا آرید، آنگاه پادشاهانی که بر تخت داوود می‌نشینند، سوار بر اسبان و ارابه‌ها، به همراه خادمان و قوم خویش از دروازه‌های این خانه داخل خواهند شد. اما اگر این کلام را نشنوید، به ذات خودم قسم که این خانه به ویرانه‌ای بدل خواهد شد؛“» این است فرمودۀ خداوند.»

الف. ای پادشاه یهودا که بر تخت داوود نشسته‌ای، تو و خادمانت و قومت که از این دروازه‌ها داخل می‌شوید، کلام خداوند را بشنوید: ارمیا نبوت باب قبل را که خطاب به خاندان داوود بود ادامه داد. این کلامی مخصوص پادشاه بود. او باید با دقت و هوشیاری گوش دهد زیرا بر تخت داوود نشسته است.

ب. عدل و انصاف را به جا آرید: اولین پیام ارمیا به پادشاه بسیار شبیه به پیامی بود که در باب قبل شروع شد (ارمیا ۱۱:۲۱-۱۲). او که از طرف خدا صحبت می‌کرد، از پادشاه دعوت کرد که مسئولیت‌های پادشاهی خود را به شیوه‌ای خداپسندانه و منصفانه به جا بیاورد. در این فرمان فرض بر این است که در بالاترین سطوح پادشاهی فساد و بی‌عدالتی بزرگی وجود داشته است.

ج. اگر براستی این کلام را به جا آرید،… اما اگر این کلام را نشنوید: ارمیا به پادشاه هشدار داد که توبه و به جا آوردن انصاف پاداش داده خواهد شد؛ عدم پذیرش آن جزا داده خواهد شد. این انتخاب مجدداً در برابر یهودا و حاکمان او قرار گرفت.

یک) «در اینجا به پیامی که به صِدِقیای پادشاه فرستاده شد آن‌قدر نزدیک هستیم تا در نگاه اول حدس بزنیم که هنوز با همان فرد سروکار داریم. اما به نظر می‌رسد که این پاراگراف به احتمال زیاد پیامی قدیمی‌تر به پادشاه دیگری بوده است، زیرا برای بهبودی کامل خاندان داوود هنوز فرصت وجود داشته است.» (کیدنر)

۲. آیات (۶-۷) داوری پیشِ رو.

«زیرا خداوند دربارۀ خاندان پادشاه یهودا چنین می‌فرماید:

«”گرچه تو برای من همچون جِلعاد و مانند قُلّۀ لبنانی،

من تو را به بیابان و شهر غیرمسکون بَدَل خواهم کرد.

نابودکنندگان را بر ضد تو فراهم خواهم آورد،

هر یک را با اسلحه‌اش.

آنان بهترین سروهایت را خواهند بُرید،

و در آتش خواهند افکند.

الف. تو برای من همچون جِلعاد و مانند قُلّۀ لبنانی: اینها مناطق برگزیده در سرزمین وعده یا نزدیک آن بودند. خدا با ذکر این مکان‌های ارزشمند نشان داد که خاندان داوود چقدر برای او ارزشمند است.

یک) «بلند و شاد، مانند آن کوه‌های پربار، که به‌خاطر ادویه و جذابیت‌های دیگر معروفند». (ترپ)

ب. نابودکنندگان را بر ضد تو فراهم خواهم آورد: خدا بر این نکته تأکید کرد که در جنگ علیه بابلیان برای خاندان پادشاه یهودا نخواهد جنگید. در عوض، بر ضد آنها خواهد جنگید، و خودْ سربازان را فراهم خواهد کرد.

۳. آیات (۸-۹) ملل می‌پرسند چرا.

«”و ملل بسیار چون از کنار این شهر بگذرند، به یکدیگر خواهند گفت: ’چرا خداوند به این شهر عظیم چنین کرده است؟‘ و پاسخ خواهند شنید: ’از آن رو که عهد یهوه خدای خود را ترک کردند و خدایانِ غیر را سَجده و عبادت نمودند.“‘»

الف. چرا خداوند به این شهر عظیم چنین کرده است؟ ارمیا مردم ملل را در حالی به تصویر کشید که ویرانی اورشلیم را تماشا می‌کردند و از یکدیگر دربارۀ علت آن سؤال می‌کردند. مگر اینها قوم خدا نبودند؟ آیا خدای اسرائیل از خدای بابلیان ضعیف‌تر بود؟

ب. از آن رو که عهد یهوه خدای خود را ترک کردند و خدایانِ غیر را سَجده و عبادت نمودند: پاسخ به سؤال آن ملل ساده بود. زیرا یهودا از خداوند فاصله گرفت و عهدی که با او داشت را ترک کرد. بت‌پرستی آنها باعث این ویرانی شد.

پیام در مورد پسران یوشیا.

۱. آیات (۱۰-۱۲) پیام در مورد شَلّوم (همچنین موسوم به یهوآحاز).

برای آن که مُرده مگریید و برایش به سوگ منشینید،

بلکه برای آن که به تبعید می‌رود زاری کنید،

زیرا دیگر باز نخواهد گشت،

و زاد و بوم خویش دیگر نخواهد دید.

داوری بر پسران یوشیا

زیرا خداوند دربارۀ شَلّوم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، که به جای پدرش یوشیا پادشاه شد اما از این مکان رفته است، چنین می‌فرماید: «او دیگر بدین‌جا باز نخواهد گشت، بلکه در مکانی که او را به اسیری برده‌اند خواهد مرد، و دیگر هرگز این سرزمین را نخواهد دید.

الف. برای آن که مُرده مگریید و برایش به سوگ منشینید: این سخنان شاعرانه در مورد مرگ یوشیای پادشاه و تبعید پسرش شَلّوم (معروف به یهوآحاز) گفته شده است.

مُرده به یوشیای پادشاه اشاره دارد که در جنگ مِجِدّو کشته شد.

برای آن که به تبعید می‌رود اشاره به یهوآحاز (شَلّوم) دارد که جانشین یوشیا شد، اما تقریباً بلافاصله توسط فرعونْ نِکو عزل شد (دوم پادشاهان ۳۱:۲۳-۳۵). او برادر یِهویاقیم بود.

یک) ارمیا در کل به قوم می‌گوید که لازم نیست برای مرگ یوشیا، پادشاه وفادار به خدا، که در نبرد مِجِدّو در سال ۶۰۹ ق.م. کشته شد، سوگواری کنند (ارمیا ۱۰:۲۲).» (فینبرگ)

ب. دربارۀ شَلّوم، پسر یوشیا پادشاه یهودا: ارمیا گفت که سرنوشت شَلّوم در تبعید بدتر از مرگ قهرمانانۀ پدرش یوشیا در نبرد بود.

یک) «یکی از پسران یوشیا در سال ۶۰۹ ق.م.، زمانی که یوشیا در مِجِدّو کشته شد، به سلطنت رسید. او به مدت سه ماه سلطنت کرد تا اینکه توسط نِکو عزل شد، به رِبلَه و سپس به مصر برده شد و نهایتاً در آنجا درگذشت (ر.ک. دوم پادشاهان  ۳۳:۲۳ به بعد؛ دوم تواریخ ۴:۳۶).» (هریسون)

۲. آیات (۱۳-۱۷) پیام به یِهویاقیم.

«وای بر آن که خانۀ خویش با بی‌عدالتی بنا کند،

و بالاخانه‌اش را با بی‌انصافی؛

وای بر آن که همنوع خویش برایگان به خدمت گیرد،

و مزد او را به او نپردازد؛

که گوید: ”خانه‌ای بزرگ برای خویشتن خواهم ساخت،

با بالاخانه‌های وسیع“؛

که برای آن پنجره‌ها بگشاید،

و آن را به چوب سرو بپوشاند،

و به رنگ سرخ بیاراید.

«آیا از آن رو که در بهره‌وری از چوبِ سرو گویِ سبقت ربوده‌ای،

خود را پادشاه می‌پنداری؟

آیا پدرت نمی‌خورْد و نمی‌نوشید،

و عدل و انصاف را به جا نمی‌آورد؟

از همین رو سعادتمند بود.

او ستمدیدگان و نیازمندان را دادرسی می‌کرد،

و از همین رو سعادتمند بود.

آیا شناختن من جز این است؟»

این است فرمودۀ خداوند.

«اما چشمان و دل تو

تنها معطوف به سودِ نامشروع است،

و به ریختن خون بی‌گناهان

و ظلم و اخاذی.»

الف. وای بر آن که خانۀ خویش با بی‌عدالتی بنا کند: ارمیا به رسم انبیای اسرائیل به‌خاطر طمع و بی‌عدالتی یِهویاقیم در برابر او ایستاد. ارمیا گفت که او و دیگر افراد خاندان داوود به دلیل گناهان زیر تقصیرکارند:

بی‌عدالتی و بی‌انصافی.

• فریب دادن کارگران (مزد او را به او نپردازد).

• تجمل خودخواهانه و افراطی (خانه‌ای بزرگ برای خویشتن خواهم ساخت، با بالاخانه‌های وسیع).

• گستاخی (آیا از آن رو که در بهره‌وری از چوبِ سرو گویِ سبقت ربوده‌ای،

خود را پادشاه می‌پنداری).

• پیروی نکردن از الگوهای پسندیدۀ پدران خود (آیا پدرت نمی‌خورْد و نمی‌نوشید، و عدل و انصاف را به جا نمی‌آورد).

یک) «او مالیات کمرشکنی که مصریان وضع کرده بودند را با گرفتن مالیات‌های سنگین از رعایای خود فراهم می‌کرد (دوم پادشاهان ۳۳:۲۳ به بعد) و سپس طراحی و ساخت کاخی مجلل را آغاز کرد و رعایای خود را مجبور نمود بدون دستمزد کار کنند.» (کاندال)

دو) آن که همنوع خویش برایگان به خدمت گیرد: «در اینجا یک نکتۀ دموکراتیک مهم وجود دارد و آن این است که پادشاه، همنوعِ کارگر خود خوانده می‌شود.» (تامپسون)

سه) که گوید: خانه‌ای بزرگ برای خویشتن خواهم ساخت: «ابعاد فضای خانه نمی‌توانست خاطرۀ کار اجباری و بدون دستمزدی که به‌واسطۀ آن چنین بزرگ ساخته شده بود را پاک کند. و خدا از آن کارگران ستمدیده دفاع خواهد کرد و انتقام آنها را خواهد گرفت.» (مایر)

چهار) آیا از آن رو که در بهره‌وری از چوبِ سرو گویِ سبقت ربوده‌ای، خود را پادشاه می‌پنداری؟ ارمیا به تندی از یِهویاقیم می‌پرسد (ارمیا ۱۵:۲۲)، «آیا ساختن کاخ‌هایی از چوب سرو تو را پادشاه می‌کند؟» (فینبرگ)

ب. آیا شناختن من جز این است: ارمیا از یِهویاقیم خواست تا پدرش یوشیا را به یاد بیاورد که به‌عنوان پادشاه با فروتنی زندگی کرد و عدل و انصاف را به جا آورد. این شاهدی بر شناخت خدا بود، نه کاخ‌های تجملی.

یک) آیا پدرت نمی‌خورْد و نمی‌نوشید: «او خوب زندگی کرد… و در عین حال به وظایف مهم پادشاهی یعنی عدل و انصاف توجه داشت.» (تامپسون)

دو) ارمیا در مورد اصلی صحبت می‌کرد که در چند جای دیگر از کتاب‌مقدس به‌ویژه در اول یوحنا ذکر شده است. ایده این است که محبت و شناخت ما نسبت به خدا را می‌توان دقیقاً با نحوۀ رفتار ما با دیگران، به‌ویژه اعضای خانوادۀ الهی، سنجید. حاکمان یهودا به هیچ‌وجه خدا را نمی‌شناختند زیرا محبت و عدل او را در مورد دیگران رعایت نمی‌کردند.

ما می‌دانیم که از مرگ به زندگی منتقل شده‌ایم، زیرا برادران را محبت می‌کنیم. هر که محبت نمی‌کند، در قلمرو مرگ باقی می‌ماند. (اول یوحنا ۱۴:۳)

اگر کسی از مال دنیا برخوردار باشد و برادر خود را محتاج ببیند، امّا شفقت خود را از او دریغ کند، چگونه محبت خدا در چنین کسی ساکن است؟ (اول یوحنا ۱۷:۳)

ج. اما چشمان و دل تو تنها معطوف به سودِ نامشروع است: آنها به جای خدا، حرص، خشونت و بی‌انصافی را می‌شناختند. آنها واقعاً برای داوری آماده بودند.

۳. آیات (۱۸-۱۹) داوری پیشِ رو بر یِهویاقیم.

پس خداوند دربارۀ یِهویاقیم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، چنین می‌فرماید:

«برای او به سوگ نخواهند نشست،

و نخواهند گفت: ”آه ای برادرم!“ و یا ”آه ای خواهرم!“

و برایش مرثیه نخواهند خواند،

که ”آه ای سرور ما!“ یا ”آه ای اعلیحضرت!“

او را کشیده، بیرون دروازه‌های اورشلیم خواهند افکند،

و همچون الاغی دفن خواهد شد.

الف. برای او به سوگ نخواهند نشست: یِهویاقیم حاکمی ظالم و حریص برای یهودا بود. وقتی سلطنت ۱۱ سالۀ او به پایان رسید، هیچ‌کس غمگین نشد.

ب. همچون الاغی دفن خواهد شد: ارمیا از یک داوری وحشتناک بر یِهویاقیم صحبت کرد -پادشاهی که مُرد و کسی غمگین نشد و برایش به سوگ ننشست و خاکسپاری محترمانه‌ای هم نداشت.

یک) «دوم پادشاهان ۶:۲۴ به این موضوع اشاره نمی‌کند، اما مرگ یِهویاقیم در حالی رخ داد که اورشلیم به دلیل سرکشی او توسط بابلیان محاصره شده بود. شواهد معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد شورشی در کاخ اتفاق افتاد و پادشاه را کشتند و جسدش را بر روی دیوار انداخته‌ تا به بابلیان نشان دهند که اورشلیم هیچ ارتباطی با سیاست سرکشانۀ او ندارد. آنچه مسلم است این است که اورشلیم هنگام تسلیم شدن، نسبتاً با آسیب کمتری مواجه شد.» (کاندال)

۴. آیات (۲۰-۲۳) نبوتی بر ضد اورشلیم و حاکمان آن.

«به لبنان برآی و بانگ برآور؛

آواز خود را در باشان بلند کن؛

از عَباریم فریاد سر ده،

زیرا که عاشقانت جملگی نابود گشته‌اند!

در سعادتمندی با تو سخن گفتم،

اما گفتی، ”نخواهم شنید!“

از روزگار جوانی‌‌ عادت تو همین بوده است،

که به آواز من گوش فرا ندهی.

بادْ همۀ شبانانت را شبانی خواهد کرد،

و عاشقانت به اسارت خواهند رفت؛

آنگاه به سبب تمامی شرارتت،

سرافکنده و رسوا خواهی شد.

ای که در لبنان ساکنی،

و آشیان خویش میان سروها بنا کرده‌ای،

آنگاه که دردها تو را مبتلا سازد،

درد همچون دردِ زنی در حالِ زا،

چگونه ناله سر خواهی داد!

الف. به لبنان برآی و بانگ برآور: این نبوت به اورشلیم و حاکمانش معطوف است که به دلیل بت‌پرستی و اتحاد احمقانه، داوری بر آنها مقدر شده بود. متوسل شدن به آن مکان‌های دور –لبنان، باشان، عَباریم– کاری احمقانه و مخرب بود. اینها به لحاظ روحانی مانند عاشقان زناکار برای یهودا بودند و اکنون نابود گشته‌اند.

یک) «لبنان با جنگل‌های باشکوهش، تصویر زیبایی و رفاه بود، درست مانند باشان (ارمیا ۲۰:۲۲) با مراتع غنی‌اش. و اما عَباریم (ارمیا ۲۰:۲۲) رشته‌کوهی که در جنوب شرقی واقع بود و موسی سرزمین وعده را از آنجا مشاهده کرده بود.» (کیدنر)

دو) «عاشقان متحدان سیاسی اورشلیم هستند که شکسته شده‌اند … اورشلیم متروک، منزوی و تنها بود.» (تامپسون)

سه) «ارمیا، هم‌نسلان خود را که ساکنان اورشلیم نیز شامل آنان می‌شوند (زیرا افعال به‌کاررفته مؤنث هستند)، فرامی‌خواند تا برای پیامدهای فاجعه‌باری که به‌سبب سیاست بین‌المللی نابخردانهٔ یَهویاقیم بر سرزمین نازل شده، ماتم بگیرند.» (فینبرگ)

ب. در سعادتمندی با تو سخن گفتم، اما گفتی، «نخواهم شنید!»: قوم خدا در سرزمین اسرائیل از برکت و سعادتمندی بسیاری برخوردار بودند. در بسیاری از آن سال‌های سعادتمندی، خدا با آنها صحبت کرد، اما آنها از شنیدن خودداری کردند.

یک) این یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌ها و مصیبت‌های وضعیت بشر است. ما در دوران سعادتمندی اغلب از گوش دادن به خدا خودداری می‌کنیم و فقط در فصول مصیبت به او توجه می‌کنیم. با این وجود، بهتر است صدای خدا را در دوران مصیبت خود بشنویم تا اینکه هرگز نشنویم و به او پاسخ ندهیم.

دو) «باعث خوشحالی است اگر هنوز بتوانیم پی‌نوشتی از مزمور ۶۷:۱۱۹ را اضافه کنیم، پیش از آنکه مصیبت بینم، رَه به خطا می‌پیمودم، اما اکنون کلام تو را نگاه می‌دارم.» (کیدنر)

ج. آنگاه … سرافکنده و رسوا خواهی شد: شاید این اتفاق شرایط محیطی لازم را فراهم کند تا مردم و حاکمان اورشلیم دوباره به خدای خود گوش فرا دهند و بت‌های اقوام را رد کنند.

یک) ای که در لبنان ساکنی: «ای که در لبنان ساکن هستی (ترجمۀ قدیم) به پادشاه و نجیب‌زادگان در کاخ‌های سرو آنها اشاره دارد.» (فینبرگ) در خانه‌هایشان آن‌قدر از چوب سرو استفاده می‌کردند که انگار در میان سروها آشیانه درست کرده بودند.

پیام به یِهویاکین.

۱. آیات (۲۴-۲۷) تبعید پیشِ رو برای یِهویاکین (به نام کُنیاهو و یکُنیا نیز شناخته می‌شود).

«خداوند می‌فرماید: به حیات خودم قسم که حتی اگر تو ای یِهویاکین، پسر یِهویاقیم پادشاه یهودا، انگشتر خاتم بر دست راست من بودی، تو را به در می‌آوردم. من تو را به دست کسانی که قصد جان تو دارند و از ایشان می‌هراسی، تسلیم خواهم کرد؛ آری، تو را به دست نبوکدنصر پادشاه بابِل و به دست کَلدانیان خواهم سپرد. من تو را و مادری را که تو را بزاد به سرزمینی دیگر خواهم افکند که در آن زاده نشده‌اید، و هر دو در آنجا خواهید مرد. شما هرگز به سرزمینی که مشتاق بازگشت به آنید، باز نخواهید گشت.»

الف. حتی اگر تو ای یِهویاکین، پسر یِهویاقیم پادشاه یهودا، انگشتر خاتم بر دست راست من بودی، تو را به در می‌آوردم: شاید یهودا و رهبران خاندان داوود بر این باور بودند که خدا آن‌قدر دوستشان دارد که هرگز آنها را داوری نمی‌کند. خدا در اینجا وعده داد که حتی اگر آنها به اندازۀ انگشتر خاتم بر دست راست خدا ارزش داشته باشند، داوری امکان‌پذیر است و خواهد آمد.

یک) «اکنون هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع از تبعید یِهویاکین شود، زیرا خدا با در آوردن انگشتر خاتم، رهبری یِهویاکین را رد کرده است.» (هریسون)

ب. در آنجا خواهید مرد: خدا قوم خود را مانند یک انگشتر خاتم ارزشمند به تصویر کشید. با این‌حال، او این (به اصطلاح) انگشتر خاتم را در خواهد آورد و به نبوکدنصر، پادشاه بابل خواهد سپرد. آنها از آن سرزمین بیرون رانده خواهند شد و در میان بابلیان خواهند مرد – آنها به سرزمین وعده باز نخواهند گشت.

یک) این نبوت دقیقاً برای یِهویاکین (که به نام کُنیاهو و یکُنیا نیز شناخته می‌شود) به وقوع پیوست. پس از یک سلطنت کوتاه، او و سایر اعضای خانوادۀ سلطنتی به‌عنوان اسیر به بابل برده شدند (دوم پادشاهان ۸:۲۴-۱۵).

۲. آیات (۲۸-۳۰) لعنت بر نسل یِهویاکین.

آیا این مرد، یِهویاکین، کوزه‌ای حقیر و شکسته است؟

ظرفی که هیچ‌کس طالب آن نیست؟

چرا او و نسلش بیرون افکنده شده،

و به سرزمینی که نمی‌شناسند پرتاب گردیده‌اند؟

ای زمین، ای زمین، ای زمین،

کلام خداوند را بشنو!

خداوند چنین می‌فرماید:

«این مرد را بی‌فرزند بنگار،

مردی که در ایام خویش کامیاب نخواهد شد،

زیرا از نسل او هیچ‌کس توفیق نخواهد یافت

که بر تخت داوود بنشیند و دیگر بار در یهودا حکم براند.»

الف. آیا این مرد، یِهویاکین، کوزه‌ای حقیر و شکسته است؟ ارمیا یک پرسش بلاغی را مطرح کرد. پاسخ این بود: «بله.» یِهویاکین حقیر بود و با بت‌پرستی مرتبط بود و با بدبختی (ظرفی که هیچ‌کس طالب آن نیست) و تبعید خود (به سرزمینی که نمی‌شناسند پرتاب گردیده‌اند) همراه خواهد بود.

یک) ظرفی که هیچ‌کس طالب آن نیست؟ «اصطلاح تخصصی برای ظرف (ارمیا ۲۸:۲۲، ترجمۀ قدیم) بی‌کیفیت بودن آن را توصیف می‌کند که اشاره‌ای کنایه‌آمیز به توانایی‌ها و رهبری یِهویاکین جوان است.» (هریسون)

دو) ظرفی که هیچ‌کس طالب آن نیست؟ «به عبارت دیگر، در اینجا از الفاظ زائد استفاده کرده و منظور توالت یا ظرف ادرار بوده است (مانند هوشع ۸:۸).» (ترپ)

سه) پرتاب گردیده‌اند: «او واقعاً تبعید شد (و نام او در فهرست زندانیان خارجی در بابل و سهمیۀ روغن و جو آنها قابل مشاهده است).» (کیدنر)

ب. ای زمین، ای زمین، ای زمین، کلام خداوند را بشنو! این مقدمه‌ای منحصربه‌فرد و جدی برای یک سوگند یا وعدۀ خدا بود.

یک) «این تکرار بر تأکید، جدیت و شدت دلالت دارد.» (فینبرگ)

دو) در اینجا کلمۀ عبری برای زمین را می‌توان سرزمین نیز ترجمه کرد. کیدنر چنین مطرح می‌کند که از برخی جهات، زمین ترجمۀ بهتری است. «ترجمۀ قدیمی آیۀ ۲۹ (نسخۀ AV) منحصربه‌فرد است -«ای زمین ای زمین ای زمین، کلام خداوند را بشنو» – و در حالی‌که شنوندگان اولیه بدون شک این کلمه را عمدتاً در معنای محدود آن در نظر می‌گرفتند (‌ای سرزمین…)، اما بهتر است که ما وسعت کامل آن را در نظر بگیریم.» (کیدنر)

ج. این مرد را بی‌فرزند بنگار، مردی که در ایام خویش کامیاب نخواهد شد: پسران یِهویاکین در اول تواریخ ۱۷:۳-۱۸ ذکر شده است. این متن به این معنا نبود که او فرزندی نداشت، بلکه منظور این بود که باید او را بی‌فرزند دانست، زیرا نسل او لعنت خواهند شد.

یک) این مرد را … بنگار: «این فرمان برای نوشتن (ترجمۀ قدیم) مربوط به ثبت‌نام شهروندان است (ر.ک. اشعیا ۳:۴)؛ این تصویر مربوط به فهرست سرشماری است.» (فینبرگ)

د. زیرا از نسل او هیچ‌کس توفیق نخواهد یافت که بر تخت داوود بنشیند و دیگر بار در یهودا حکم براند: این لعنتی منحصربه‌فرد و قدرتمند بر نسل یِهویاکین بود. خدا وعده داد که هیچ‌کسی از نسل یِهویاکین بر اسرائیل سلطنت نخواهد کرد.

یک) این شبیه به وعده‌ای -شاید کمی گسترده‌تر- است که بعداً در ارمیا ۳۰:۳۶ در مورد پدر یِهویاکین، یِهویاقیم، ثبت شد: «پس خداوند دربارۀ یِهویاقیم پادشاه یهودا چنین می‌گوید: برای او کسی نخواهد بود که بر تخت داوود بنشیند، و جسدش در گرمای روز و سرمای شب بیرون افکنده خواهد شد.»

دو) این نبوت موازی یک مشکل را نشان می‌دهد. خدا به داوود وعده داد که نسل او به‌عنوان مسیحا بر اسرائیل و جهان سلطنت خواهد کرد (دوم سموئیل ۱۶:۷). در زمان یِهویاقیم و یِهویاکین، آن نسل هنوز نیامده بود، و در اینجا به نظر می‌رسد که خدا وعده می‌دهد که آن نسل نخواهد آمد. اگر شخصی از نسل داوود و از نسب یِهویاقیم بود، به دلیل این لعنت که در ارمیا ۳۰:۲۲ و ۳۰:۳۶ ثبت شده است، نمی‌توانست بر تخت اسرائیل بنشیند و پادشاه و مسیحا باشد. اما اگر او از نسل داوود نمی‌آمد، به دلیل آن وعده‌ای که به داوود داده شده بود و به دلیل ماهیت سلسلۀ سلطنتی، نمی‌توانست وارث قانونی سلطنت باشد.

سه) اینجاست که به تفاوت شجره‌نامۀ متی و لوقا می‌رسیم. متی شجره‌نامۀ یوسف همسر مریم، که عیسی ملقّب به مسیح از او به دنیا آمد را ثبت کرد (متی ۱۶:۱). او از ابراهیم شروع کرد و آن نسل را از طریق یوسف دنبال کرد تا به عیسی رسید. لوقا شجره‌نامۀ مریم را ثبت کرد: او به گمان مردم پسر یوسف بود (لوقا ۲۳:۳). او با عیسی و از مریم، که نامی از او ذکر نمی‌شود، شروع کرد و نسل او را به عقب بازمی‌گرداند، تا برسد به آدم.

چهار) «شجره‌نامۀ متی، یِهویاکین را نیز در بر می‌گیرد، اما تنها نشان می‌دهد که پدر قانونی عیسی چه کسی بوده، نه پدر طبیعی او. در مقابل، لوقا نسب‌نامهٔ عیسی را از طریق ناتان، پسر داوود، دنبال می‌کند، نه از طریق سلیمان.» (فینبرگ)