فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۲۶ – نجات ارمیا از مرگ
ارمیا در معرض خطر مرگ.
۱. آیات (۱-۳) فرمان به سخن گفتن.
در آغاز سلطنت یِهویاقیم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، این کلام از جانب خداوند نازل شد: «خداوند چنین میفرماید: در صحن خانۀ خداوند بایست و بر ضد تمامی شهرهای یهودا که برای پرستش به خانۀ خداوند میآیند، همۀ سخنانی را که تو را امر میفرمایم بگو، و سخنی کم مکن. شاید گوش فرا دهند، و هر یک از ایشان از راههای شریرانۀ خود بازگردند، تا از رساندنِ بلایی که به سبب کردار پلیدشان قصد آن نمودهام، منصرف شوم.
الف. در آغاز سلطنت یِهویاقیم: یِهویاقیم پادشاه در سال ۶۰۹ ق.م.، یعنی حدود چهار سال قبل از اولین حملۀ بابلیان، به سلطنت رسید. این نبوت ظاهراً قبل از آن حمله نازل شده است، یعنی زمانی که بسیاری از رهبران یهودا احساس کردند میتوانند از تهاجم بابل اجتناب کنند.
یک) به نظر میرسد پیام ارمیا در باب ۲۶ همان پیامی باشد که او در باب ۷ موعظه کرد. در ارمیا ۲۶، بر واکنش خصمانۀ افراد به این موعظه در معبد تأکید شده است.
دو) «روایت طولانیتر و مفصلتر از این موعظه در باب ۷ آمده است، اما تاریخ آن و هیاهویی که بعد از آن اتفاق افتاد را ذکر نمیکند.» (کیدنر)
ب. سخنی کم مکن: خدا به ارمیا دستور داد که در صحن معبد بایستد و برای تمامی شهرهای یهودا و همۀ کسانی که برای پرستش به خانۀ خداوند میآیند پیامی موعظه کند. مهم بود که ارمیا هر آنچه را که خدا به او گفته بود بگوید (همۀ سخنانی را که تو را امر میفرمایم بگو).
یک) نظر جان ترپ در رابطه با سخنی کم مکن: «این آینهای برای خادمین است.»
ج. شاید گوش فرا دهند، و هر یک از ایشان از راههای شریرانۀ خود بازگردند: خدا در عجب نبود که آیا یهودا گوش خواهد داد و توبه خواهد کرد یا نه. خدا این را میدانست، اما ارمیا نمیدانست. خدا از ارمیا خواست تا آن پیام را موعظه کند با این امید که آنها گوش فرا دهند و خدا از داوری آنها منصرف شود.
۲. آیات (۴-۶) کلامی که باید گفته شود.
ایشان را بگو، ”خداوند چنین میفرماید: اگر به من گوش نسپارید و در شریعت من که پیش روی شما نهادهام سلوک نکنید، و به کلام خدمتگزاران من انبیا گوش نسپارید که ایشان را بارها نزد شما فرستادم، هرچند گوش فرا ندادید، آنگاه من این خانه را مانند شیلوه خواهم ساخت، و این شهر را برای جمیع قومهای زمین لعنت خواهم گردانید.“»
الف. اگر به من گوش نسپارید و در شریعت من که پیش روی شما نهادهام سلوک نکنید: خدا به ارمیا گفت موعظه کند انگار این امکان وجود دارد که قوم یهودا واقعاً گوش کنند. سپس خدا به ارمیا گفت که به مردم هشدار دهد که اگر گوش نسپارید، یعنی نشنوند و اطاعت نکنند، چه اتفاقی خواهد افتاد.
ب. آنگاه من این خانه را مانند شیلوه خواهم ساخت، و این شهر را … لعنت خواهم گردانید: شیلوه شهری بود که فلسطینیان آن را فتح و ویران کردند (اول سموئیل ۴، مزمور ۶۴-۵۶:۷۸). فلسطینیان کاهنان را کشتند و صندوق عهد را به اسارت بردند و اسرائیل احساس کرد که جلال خدا آنها را ترک کرده است. خدا وعده داد اگر یهودا همچنان به سخنان او گوش نسپارد، او اورشلیم و معبد را مانند شیلوه خواهد ساخت.
۳. آیات (۷-۹) مخالفت کاهنان، انبیا و قوم.
کاهنان و انبیا و تمامی قوم، این سخنان را که اِرمیا در خانۀ خداوند بیان کرد، شنیدند. و چون اِرمیا از گفتن هرآنچه خداوند او را به گفتن آنها به تمامیِ قوم امر فرموده بود فارغ شد، آنگاه کاهنان و انبیا و همۀ قوم بر او شوریده، گفتند: «تو باید بمیری! چرا به نام خداوند نبوّت کرده، گفتی، ”این خانه همچون شیلوه خواهد شد و این شهر به ویرانهای متروک بَدَل خواهد گشت“؟» پس قوم جملگی در خانۀ خداوند گِرد اِرمیا حلقه زدند.
الف. کاهنان و انبیا و تمامی قوم: ارمیا از صحن معبد صحبت کرد (ارمیا ۲:۲۶) و پیام خود را تا حد امکان عمومی بیان کرد. عجیب نیست که هم افراد مهم و هم مردم عادی سخنان او را شنیدند. آنها از سخنان او خشمگین شدند و بر او شوریدند.
ب. این خانه همچون شیلوه خواهد شد: هنگامی که ارمیا در مورد ویران شدن معبد و فتح اورشلیم در آینده نبوت کرد، اکثر مردم فکر کردند او به یهودا و هر آنچه که در معبد رخ داده بیوفاست. شاید فکر میکردند که او میخواست که این اتفاقات بیفتند.
یک) «ظاهراً شیلوه در حدود ۱۰۵۰ سال ق.م. بهواسطۀ هجوم فلسطینیان به سرزمینِ یادشده در اول سموئیل ۴ ویران گشت. شواهد باستانشناسی این موضوع را تأیید میکنند.» (تامپسون)
دو) «شیلوه از اورشلیم دور نبود. مردم میتوانستند شواهد نابودی آن را ببینند (حدود ۱۰۵۰ ق.م.) -آنجا ویران شد، حتی با وجود اینکه اولین مکان استقرار صندوق عهد در آن سرزمین بود.» (فینبرگ)
سه) قوم جملگی در خانۀ خداوند گِرد اِرمیا حلقه زدند: «به نظر میرسد که مردم در اطراف ارمیا ازدحام کرده بودند. فعل qahal معمولاً به گردهمایی برای مقاصد مذهبی اشاره دارد، اما همچنین برای جنگ (دوم سموئیل ۱۴:۲۰)، یا برای مقاصد خصمانه نیز استفاده شده است (اعداد ۳:۱۶). چنین صحنهای در صحن معبد نشان میدهد که مردم چقدر خشمگین بودهاند.» (تامپسون)
۴. آیات (۱۰-۱۱) اتهام ارمیا به گوش صاحبمنصبان یهودا رسید.
چون این خبر به گوش صاحبمنصبان یهودا رسید، از خانۀ پادشاه به خانۀ خداوند برآمدند و در مدخلِ ’دروازۀ جدیدِ‘ خانۀ خداوند نشستند. آنگاه کاهنان و انبیا خطاب به صاحبمنصبان و همۀ قوم چنین گفتند: «این مرد مستوجب اعدام است، زیرا چنانکه شما نیز بهگوش خود شنیدهاید، بر ضد این شهر نبوّت کرده است.»
الف. چون این خبر به گوش صاحبمنصبان یهودا رسید: کاهنان و انبیا و قوم، ارمیا را محکوم کرده بودند. اکنون او را برای داوری نزد رهبران سیاسی یهودا آوردند.
ب. این مرد مستوجب اعدام است، زیرا … بر ضد این شهر نبوّت کرده است: پیام ارمیا حاوی خبر بدی دربارۀ اورشلیم بود -که آن داوری در راه است. بنابراین کاهنان و انبیا و قوم احساس کردند که او بر ضد اورشلیم است و به آن خیانت کرده است. آنها معتقد بودند که ارمیا بهطرز خطرناکی روحیۀ مردم را تضعیف کرده و به کسانی که اورشلیم را تهدید میکردند کمک نموده است.
۵. آیات (۱۲-۱۵) ارمیا از پیام خود دفاع میکند و آن را توضیح میدهد.
پس اِرمیا خطاب به تمامی صاحبمنصبان و همۀ قوم چنین گفت: «خداوند مرا فرستاده است تا همۀ سخنانی را که شنیدید، بر ضد این خانه و بر ضد این شهر نبوّت کنم. پس حال راهها و کردار خود را اصلاح کنید و به آواز یهوه خدایتان گوش فرا دهید، تا خداوند از بلایی که بر شما فرموده است، منصرف شود. و اما من، اینک در دست شما هستم. هرآنچه در نظرتان نیکو و درست است، بر من روا دارید. اما یقین بدانید که با کشتن من، خون فرد بیگناهی را بر خویشتن و بر این شهر و ساکنانش وارد خواهید آورد، زیرا که براستی خداوند مرا نزد شما فرستاده تا تمامی این سخنان را به گوش شما برسانم.»
الف. پس اِرمیا … چنین گفت: ارمیا که رسماً به خیانت متهم شده بود، در برابر صاحبمنصبان و همۀ قوم از خود دفاع کرد. بدیهی است که کاهنان و انبیایی که به ارمیا اتهام وارد کرده بودند پاسخ او را شنیدند، اما سخنان او واقعاً متوجه آنها نبود.
یک) «به شجاعت و متانت تحسینبرانگیز ارمیا توجه کنید. او هیچ تغییری در پیام خود ایجاد نکرد تا بلکه تعصب موجود در فضای آنجا را کاهش دهد، زیرا او از منبع الهی پیام خود اطمینان داشت.» (کاندال)
دو) «به شجاعت ستودنی و وقار آرام ارمیای نبی توجه کنید. او هیچ تغییری در پیام خود نداد تا فضای کمتنشتری ایجاد کند، چرا که به منبع الهی پیام خود یقین داشت.» (فینبرگ)
ب. خداوند مرا فرستاده است تا … بر ضد این خانه و بر ضد این شهر نبوّت کنم: ارمیا بهوضوح بیان کرد که خدمت و پیام او مربوط به انتخاب او نیست. این فرمان خدا بود و او فقط کاری را انجام میداد که خدا او را برای آن فرستاده بود.
یک) «مأموریت من از طرف اوست و سخنان من سخنان اوست. من دنبال این منصب پردرد نبودم. قبل از فرستاده شدن گامی برنداشتم.» (کلارک)
ج. پس حال راهها و کردار خود را اصلاح کنید: محاکمۀ ارمیا ممکن بود به قیمت جانش تمام شود. با اینحال، او همچنان با شجاعت پیام خود را بیان میکرد و طوری صحبت میکرد که انگار آنها در حال محاکمه شدن بودند و نه او -زیرا حس واقعی او این بود که حقیقت ماجرا همین است. تنها امیدی که برایشان وجود داشت این بود که خدا در پاسخ به توبۀ آنها از داوری که وعده داده بود منصرف شود.
د. و اما من، اینک در دست شما هستم. هرآنچه در نظرتان نیکو و درست است، بر من روا دارید: ارمیا مصمم بود آنچه که خدا به او گفته بود بگوید را بیان کند و هر مجازاتی که ممکن است به همراه داشته باشد را بپذیرد. ارمیا به صورت حیرتانگیزی پیام خدا را بالاتر و قبل از امنیت شخصی خود قرار داد.
یک) ارمیا با روحیهای صحبت کرد که قرنها بعد رسولان با همان روحیه در مقابل شورای یهود ایستادند و صحبت کردند: شما خود داوری کنید، کدام در نظر خدا درست است، اطاعت از شما یا اطاعت از خدا؟ زیرا ما نمیتوانیم آنچه دیده و شنیدهایم، بازنگوییم (اعمال رسولان ۱۹:۴-۲۰).
دو) من، اینک در دست شما هستم: «در اینجا ببینید که خدا به نبی مقدس خود چنان زبان و حکمتی داد که دشمنانش قادر به مقاومت نبودند. همان کاری که با سایر شهدا و معترفین خود انجام داد. بهعنوان مثال، اگر ملکه جان مرا ببخشد، از او تشکر خواهم کرد؛ اگر مرا تبعید کند، از او تشکر خواهم کرد؛ اگر مرا بسوزاند، از او تشکر خواهم کرد؛ اینها را بردفورد به کرسول (Cresswell) گفت، و به او پیشنهاد داد برایش شفاعت کند.» (ترپ)
ه. یقین بدانید که با کشتن من، خون فرد بیگناهی را بر خویشتن و بر این شهر و ساکنانش وارد خواهید آورد: تصمیم در این مورد به آنها سپرده شد، اما ارمیا میخواست که آنها بدانند این تصمیم عواقبی به همراه خواهد داشت. کشتن نبی خدا تنها بر گناه رهبران و شهر خواهد افزود.
و. زیرا که براستی خداوند مرا نزد شما فرستاده تا تمامی این سخنان را به گوش شما برسانم: ارمیا در برابر این شورای صاحبمنصبان یهودا بسیار استوار بود. او در مورد خواندگی یا پیام خود هیچ شک و تردیدی نشان نداد.
یک) ارمیا ذاتاً کمی خجالتی و مردد به نظر میرسید. اما در اینجا با شهامت تمام ایستاد تا خواندگی و خدمت خود را توضیح دهد، درست همان طور که خدا در ارمیا ۱۹-۱۸:۱ وعده داده بود که ارمیا چنین خواهد کرد. «اگر یحیی تعمیددهنده یا جان ناکس (John Knox) اینطور صحبت میکرد، ما تعجب نمیکردیم. اما اینگونه سخن گفتن برای انسان حساس و گوشهگیری مانند او، بهخاطر قدرت دگرگونکنندۀ فیض خداست.» (مایر)
دو) جان ترپ به نقل از یک مفسر ناشناس، به «پنج فضیلت برجسته» در دفاع مختصر ارمیا اشاره کرده است.
• تدبیر در اعلام مأموریت الهی خود.
• محبت در تشویق دشمنان خود به توبه.
• فروتنی در تصدیق قدرت آنها بر خود.
• شجاعت در بیان اینکه خدا انتقام مرگ او را خواهد گرفت.
• بیباکی در برابر مرگ.
نجات ارمیا از مرگ.
۱. آیۀ (۱۶) ارمیا به مرگ محکوم نمیشود.
آنگاه صاحبمنصبان و تمامی قوم به کاهنان و انبیا گفتند: «این مرد مستوجب اعدام نیست، زیرا به نام یهوه خدایمان با ما سخن گفته است.»
الف. این مرد مستوجب اعدام نیست: شکی نیست که تحت تأثیر شجاعت ارمیا، شورای صاحبمنصبان و تمامی قوم متقاعد شدند که ارمیا نباید بمیرد. هرچند احتمالاً کاهنان و انبیا موافق نبودند، اما ارمیا از مرگ نجات مییافت.
یک) «صداقت و اطمینان نبی که از جانب روح بود، دل مقامات و مردم را تحت تأثیر قرار داد.» (فینبرگ)
دو) این درخواست تجدیدنظر که، یقین بدانید که با کشتن من، خون فرد بیگناهی را بر خویشتن وارد خواهید آورد (ارمیا ۱۵:۲۶) به نظر کارساز بود. قرنها بعد، یکی دیگر از فرستادههای بیگناه خدا توسط رهبران مذهبی به ناحق متهم شد و هنگام محاکمه به آنها هشدار داده شد که حکم اعدام ناعادلانه باعث انتقام خون خواهد شد. با اینحال، عیسای ناصری محکوم شد.
ب. زیرا به نام یهوه خدایمان با ما سخن گفته است: آنها پیام ارمیا را دوست نداشتند، اما باید اعتراف میکردند که این پیام خداست. درست نبود که پیامآور بهخاطر ابلاغ صادقانۀ پیام سرزنش شود.
یک) «این صاحبمنصبان بلافاصله پس از آن، به دلیل رفتار بیپردۀ او [ارمیا ۱:۳۴-۷] به دشمنان ظالم او [ارمیا ۱۵:۳۷] تبدیل شدند.» (ترپ)
۲. آیات (۱۷-۱۹) یادآوری زمانی که به سخنان انبیا گوش میدادند.
سپس برخی از مشایخِ ولایت برخاستند و خطاب به تمامی جماعتِ قوم چنین گفتند: «در ایام حِزِقیا پادشاه یهودا، میکاهِ مورِشِتی نبوّت کرده، به تمامی مردم یهودا گفت: ”خداوند لشکرها چنین میفرماید:
«”صَهیون همچون کشتزاری شخم زده خواهد شد؛
اورشلیم به تَلی از خاک بَدَل خواهد گشت،
و کوهِ این خانه به بلندیهای جنگل“.
آیا حِزِقیا پادشاه یهودا و تمامی یهودا او را کشتند؟ مگر نه اینکه او از خداوند ترسید و به خداوند التماس کرد و خداوند نیز از بلایی که بر ایشان اعلام داشته بود، منصرف شد؟ اما ما نزدیک است بلایی عظیم بر جان خود وارد آوریم.»
الف. سپس برخی از مشایخِ ولایت برخاستند: ما دقیقاً نمیدانیم این افراد چه کسانی بودند. به نظر نمیرسد آنها جزء گروههای قبلی، یعنی صاحبمنصبان، کاهنان یا انبیا باشند. آنها در مورد ارمیا و وضعیت او حکیمانه سخن گفتند.
یک) وقتی عیسی به ناحق محاکمه شد، مشایخی وجود نداشتند که از جانب عیسی صحبت کنند. یک حاکم بتپرست بیگناهی او را اعلام کرد، اما در نهایت عیسی را روی صلیب فرستاد.
ب. در ایام حِزِقیا پادشاه یهودا، میکاهِ مورِشِتی نبوّت کرده: این مشایخ کار میکاهِ نبی را که در کتاب میکاه ثبت شده است به یاد آوردند (میکاه ۱:۱). آنها به یاد آوردند که پیام او اغلب خوشایند نبود و آنچه را که در میکاه ۱۲:۳ در مورد ویرانی اورشلیم ثبت شده است (صهیون همچون مزرعه شیار خواهد شد)، به خاطر آوردند.
یک) درست قبل از این قسمت که توسط مشایخ نقلقول شد، میکاه مطلبی بیان میکند که قابل توجه است: انبیایش برای پولْ پیشگویی میکنند؛ و با اینحال، بر خداوند تکیه کرده، میگویند: «آیا خداوند در میان ما نیست؟ پس بلایی به ما نخواهد رسید» (میکاه ۱۱:۳). میکاه آنها را دربارۀ داوری هشدار داد، بهویژه در زمینۀ اطمینان به انبیای دروغین و این احساس که هیچ آسیبی به اورشلیم وارد نخواهد شد.
دو) بر اساس اکثر گاهشماریها (ذکر رویدادها به ترتیب تاریخ وقوع)، میکاه بیش از ۱۰۰ سال قبل از زمان ارمیا نبوت میکرد. نقلقول دقیق مشایخ از سخنان میکاه قابل توجه است. «این نشان میدهد که سخنان انبیای بزرگ ارزشمند بوده است، طوری که بهخوبی به خاطر سپرده شده و بهراحتی نقلقول میشدند.» (کاندال)
ج. آیا حِزِقیا پادشاه یهودا و تمامی یهودا او را کشتند؟ مشایخ حکیمانه یادآوری کردند که میکاه به دلیل رساندن یک پیام سخت از جانب خدا مجازات نشد. در عوض، واکنش حزقیای پادشاه این بود که از خداوند ترسید و به خداوند التماس کرد. با این کار، خدا به آنها رحم کرد و از بلایی که بر ایشان اعلام داشته بود، منصرف شد.
د. ما نزدیک است بلایی عظیم بر جان خود وارد آوریم: این مشایخ از روی حکمت دریافتند که مخالفت با ارمیا و آزار دادن او از لحاظ منافع شخصی اشتباه است. در عوض باید از خداوند ترسید و به خداوند التماس کرد، همانطور که حزقیا در رابطه با پیام میکاه چنین کرد. اگر این کار را نمیکردند، نه تنها ارمیا، بلکه خود آنها نیز متحمل رنج میشدند.
یک) «این واقعاً یک دفاع خوب است و استدلال آنها کاملاً قانعکننده بود.» (کلارک)
۳. آیات (۲۰-۲۳) وفاداری اوریای نبی؛ آزار و مرگ او.
مرد دیگری نیز بود، اوریا نام، پسر شِمَعیا از قَریهیِعاریم، که به نام خداوند نبوّت میکرد. او نیز به سخنانی مانند سخنان اِرمیا بر ضد این شهر و این سرزمین نبوّت کرد. و چون یِهویاقیم پادشاه و تمامی جنگاوران و صاحبمنصبانش سخنان او را شنیدند، پادشاه قصد جان او نمود. اوریا چون این را شنید، هراسان شده، بگریخت و به مصر رفت. پس یِهویاقیم پادشاه کسان به مصر گسیل داشت: اِلناتان پسر عَکبور و چند تن دیگر را همراه وی. آنها اوریا را از مصر بیرون آورده، او را نزد یِهویاقیم پادشاه بازگرداندند، که او را به شمشیر کشت و جسدش را در گورستانِ عوام افکند.
الف. مرد دیگری نیز بود، اوریا نام، پسر شِمَعیا از قَریهیِعاریم، که به نام خداوند نبوّت میکرد: این مشایخ، نبی دوم را که اوریا نام داشت به یاد آوردند. ما از این اوریا پسر شِمَعیا، که در روزگار یِهویاقیم پادشاه نیز نبوت میکرد، چیزی نمیدانیم.
ب. او نیز به سخنانی مانند سخنان اِرمیا بر ضد این شهر و این سرزمین نبوّت کرد: ارمیا تنها نبی وفادار در طول سالهای خدمت خود نبود. انبیای دیگری نیز بودند که در مورد داوری پیشِ رو حقیقت را میگفتند، از جمله همین اوریا پسر شِمَعیا.
ج. پادشاه قصد جان او نمود: چون وقایع این باب در آغاز سلطنت یِهویاقیم اتفاق افتاد (ارمیا ۱:۲۶)، پس پادشاه حتی زودتر از این سعی کرده است که اوریا را بکشد. این اتفاقات اخیراً رخ داده بود.
د. اوریا چون این را شنید، هراسان شده، بگریخت و به مصر رفت: این نبی وفادار در اورشلیم و یهودا نماند. او امیدوار بود که در جامعۀ بزرگ یهودیان مصر در امان باشد، اما این اتفاق نیفتاد. پادشاه کسان به مصر گسیل داشت تا اوریا را بیابند و به اورشلیم بازگردانند.
یک) هیچ انتقادی بر تصمیم اوریا برای رفتن به مصر وارد نبود. «این نه از روی ترس، بلکه از روی احتیاط بود. ترتولیان هر نوع فرار در مواقع آزار را بهراحتی محکوم نمیکرد. خدا قوم خود را یک هدف راکد برای تیراندازان قرار نداده است.» (ترپ)
دو) آنها اوریا را از مصر بیرون آورده: «معاهدات بینالمللی در خاور نزدیک در دوران باستان ایجاب میکرد که او را برگردانند؛ این بخشی از شروط تبعیت تحمیل شده از طرف مصر بود.» (فینبرگ)
ه. که او را به شمشیر کشت و جسدش را در گورستانِ عوام افکند: مشایخ به یاد آوردند که آن نبی بهطرز فجیعی کشته شد و با بیحرمتی دفن گردید.
یک) مشایخ بر ضد کار یِهویاقیم صحبت نکردند. این تهدیدی نه چندان پنهان علیه ارمیا بود: ما تو را از مرگ نجات دادیم، اما اگر به صحبت کردن ادامه بدهی، سرنوشتی مانند اوریا خواهی داشت.
دو) «ما نمیدانیم که چند نبی دیگر با ترسانده شدن به سکوت واداشته شدهاند.» (کاندال)
۴. آیۀ (۲۴) کمکِ اَخیقام به ارمیا.
اما دست اَخیقام پسر شافان با اِرمیا بود، به گونهای که او به دست قوم سپرده نشد تا کشته شود.
الف. اما دست اَخیقام پسر شافان با اِرمیا بود: شاید اَخیقام یکی از مشایخ بود. ارمیا حداقل یک دوست با نفوذ داشت.
یک) «اَخیقام یکی از نمایندگانی بود که یوشیا برای حُلدَۀ نبیه فرستاده بود (دوم پادشاهان ۱۲:۲۲ به بعد؛ دوم تواریخ ۲۰:۳۴)، او پدر جِدَلیا، حاکم یهودا بود که توسط نبوکدنصر منصوب شد (دوم پادشاهان ۲۲:۲۵؛ ارمیا ۱۴:۳۹).» (هریسون)
دو) کسی مانند اَخیقام وجود نداشت تا از عیسی دفاع کند. در واقع عیسی مانند اَخیقام از ما در برابر هر اتهام شریر دفاع میکند و از هر محکومیتی نجات میدهد.
ب. به گونهای که او به دست قوم سپرده نشد تا کشته شود: ارمیا نه تنها از سوی انبیا و کاهنان، بلکه از سوی قوم نیز تهدید میشد. صاحبمنصبان رسماً او را اعدام نخواهند کرد (ارمیا ۱۶:۲۶)، اما ارمیا در برابر غوغاگران و از دست قوم به محافظت نیاز داشت.