فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب ۳۰ – نجات از زمان تنگی یعقوب

«دیگر ارمیا را فقط نبی گریان در نظر نگیرید؛ زیرا برق شادی او با نوری از درخشش آسمانی شب اندوهش را تابناک می‌کند.» (اسپرجن)

نوشتن نبوت.

۱. آیات (۱-۳) نوشتن سخنان در یک طومار.

کلامی که از جانب خداوند بر اِرمیا نازل شد: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: تمامی سخنانی را که به تو گفته‌ام، در طوماری بنویس. زیرا خداوند می‌فرماید اینک ایامی می‌آید که سعادت را به قوم خود اسرائیل و یهودا باز خواهم گردانید و ایشان را به سرزمینی که به پدرانشان بخشیدم، باز خواهم آورد تا آن را به تصرف آورند؛» این است فرمودۀ خداوند.

الف. کلامی که از جانب خداوند بر اِرمیا نازل شد: ارمیا ۱:۳۲-۲ نشان می‌دهد که زمان این نبوت و طومار (شامل چهار باب، ارمیا ۳۰ تا ۳۳) درست قبل از سقوط نهایی اورشلیم بوده است. لحن امیدوارانه و خوش‌بینانه‌اش، آن را از بسیاری از نبوت‌های قبلی ارمیا متمایز می‌کند.

یک) «ارمیا ۱:۳۲-۲ زمان این نبوت و طومار را بیان می‌کند -درست قبل از سقوط نهایی اورشلیم. «زمینۀ تاریخی به‌وضوح در ارمیا ۱:۳۲ و آیات بعد نشان داده شده است. (ر.ک. ارمیا ۱:۳۳). اورشلیم در مراحل پایانی محاصرۀ هجده ماهۀ خود بود که با نابودی آن توسط بابلیان به پایان رسید… وضعیت، از نظر انسانی، بسیار ناامیدکننده‌ بود، اما در این مرحله خدا به ارمیا فرمان می‌دهد که در مورد آینده صحبت کند.» (کاندال)

ب. در طوماری بنویس: به ارمیا فرمان داده شد که نبوتی که در ادامه می‌آید را بنویسد. بدیهی است که سخنان قبلیِ خدا نیز نوشته شده بود، اما برای ثبت این سخنان به صورت ویژه‌ای تأکید شد. احتمالاً دلیلش این است که تحقق نهایی این نبوت در زمانی بسیار دور از زمان ارمیا رخ می‌داد.

یک) «اینها مطالب این طومار گرانبهاست؛ از هر برگ، نه، از هر خط، نه، از هر حرف آن مُر و رحمت می‌ریزد.» (ترپ)

ج. سعادت را به قوم خود اسرائیل و یهودا باز خواهم گردانید: این وعده‌ای است که چندین بار قبل و بعد از این در ارمیا بیان شده است. با این‌حال، به نظر می‌رسد هر چه در این نبوت پیش می‌رویم بیشتر مشخص می‌شود که این موضوع مربوط به یک بازگشت نسبتاً سریع از تبعید در بابل نیست، بلکه دیرتر و بزرگ‌تر از آن است.

یک) آخرین آیۀ این باب به صورت خاصی این موضوع را نشان می‌دهد، که به ما می‌گوید در روزهای آخر این را در خواهید یافت (ارمیا ۲۴:۳۰). در اینجا، ارمیا به فراتر از زمان حال و آیندۀ نزدیک خود نگاه کرد تا روزهای آخر را ببیند.

۲. آیات (۴-۷) زمان تنگی یعقوب.

این است کلامی که خداوند دربارۀ اسرائیل و یهودا فرمود: «خداوند چنین می‌گوید:

«فریاد وحشت به گوش می‌رسد؛

هراس است و آرامش نی.

حال بپرسید و ببینید:

آیا مرد می‌تواند بزاید؟

پس چرا هر مردی که می‌بینم،

همچون زنی در حالِ زا، دست بر شکم دارد؟

چرا رنگ از همۀ رخسارها رفته است؟

وای بر ما، زیرا که آن روز، روزِ عظیمی است!

روزی که مانند آن نیست.

زمان تنگیِ یعقوب؛

اما از آن نجات خواهد یافت.

الف. این است کلامی که خداوند دربارۀ اسرائیل و یهودا فرمود: ذکر هر دو پادشاهی، نشانۀ دیگری است از اینکه که این نبوت مکتوب از موضوعی دیرتر و بزرگ‌تر از بازگشت از تبعید در بابل صحبت می‌کند. این درست است که پادشاهی یهودا شامل مردمی از همۀ قبایل بود (دوم تواریخ ۱۳:۱۱-۱۶)، بنابراین این کلام تحقق بیشتری مطالبه نمی‌کند، اما آن را پیشنهاد می‌دهد.

ب. فریاد وحشت به گوش می‌رسد؛ هراس است و آرامش نی: ارمیا وحشت قوم یهود (اسرائیل و یهودا) از یک مصیبت بزرگ و بی‌مانند را به‌طرز شاعرانه‌ای توصیف کرد.

یک) «تصویر مردانی که از شدت ناراحتی بر ران‌های خود چنگ می‌اندازند، این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا مرد می‌تواند بزاید؟ آنها مانند زنان در حال زایمان رفتار می‌کنند و رنگ چهره‌هایشان پریده است.» (تامپسون)

ج. زیرا که آن روز، روزِ عظیمی است! روزی که مانند آن نیست: ارمیا اغلب از کلماتی مشابه برای توصیف داوری پیشِ رو بر یهودا و اورشلیم در زمان خود استفاده می‌کرد. با این‌حال، این مطلب چیزی فراتر از آن را توصیف می‌کند؛ دوران دیگری از وحشت عظیم برای قوم یهود فرا خواهد رسید، دورانی که از هر دورۀ دیگر بدتر است (روزی که مانند آن نیست).

یک) آن روز، روزِ عظیمی است. ایدۀ روز عظیم اغلب به مصیبتی مربوط است که در روزهای آخر بر روی زمین وارد می‌شود.

روز عظیم خداوند نزدیک است، نزدیک است و خیلی زود فرا می‌رسد؛ آوای روز خداوند تلخ است، مرد جنگاور در آن فریاد برمی‌آورد (صَفَنیا ۱۴:۱).

زیرا که روز بزرگ خشم آنان فرارسیده و که را توان ایستادگی است؟ (مکاشفه ۱۷:۶).

آنان را برای نبردِ روزِ عظیمِ خدای قادر مطلق گرد هم آورند (مکاشفه ۱۴:۱۶).

دو) «عبارت hayyom hahu، آن روز، بارها در متون نبوتی برای ارائۀ اطلاعات دربارۀ روز خداوند، از موضوعات اصلی در مبحث آخرت‌شناختی، استفاده شده است.» (فینبرگ)

سه) روزی که مانند آن نیست: عیسی همچنین گفت روز مصیبت بی‌مانند فرا می‌رسد: زیرا در آن زمان چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده، و هرگز نیز روی نخواهد داد (متی ۲۱:۲۴).

د. زمان تنگیِ یعقوب: همان‌طور که در ارمیا ۳۰ توضیح داده شد، این زمان تنگیِ یعقوب ظاهراً چیزی فراتر از مصیبت تهاجم و تبعید بابل است. این زمانِ مصیبتِ پیشِ رو که برای قوم یهود مقرر شده، توسط عیسی در موعظۀ کوه زیتون نیز به‌وضوح توصیف شده است (متی ۱۵:۲۴-۲۲)، و در آنجا به آنچه عیسی مکروه ویرانگر نامید ارتباط داده شده است.

یک) در ارتباط بین ارمیا ۳۰ و متی ۲۴، ملاحظه می‌شود که آنچه اغلب مصیبت عظیم می‌نامیم، به صورت خاصی همان زمان تنگیِ یعقوب است؛ زمانی است که یک رهبر بزرگ و مخوف جهانی و حکومت او برای نابودی قوم یهود تلاش خواهند کرد. شیطان که از طریق اینها عمل می‌کند، خود امیدوار خواهد بود که قوم یهود را ببلعد (مکاشفه ۱:۱۲-۶).

دو) این موضوع، آزاری که طیِ آن زمان بر پیروان عیسی، چه یهودی و چه غیریهودی، وارد خواهد شد را کاهش نمی‌دهد. با این‌حال، در نقشۀ خدا برای اعصار، این زمان به‌عنوان زمان تنگی یعقوب ذکر شده است، زیرا خدا در این مصیبت و از طریق آن، برای نجات یهودیان عمل خواهد کرد.

ه. اما از آن نجات خواهد یافت: خدا از طریق این مصیبتِ بی‌مانند که بر قوم یهود وارد می‌شود، آنها را رهایی و نجات خواهد بخشید. او از آنها محافظت خواهد کرد (مانند مکاشفه ۶:۱۲) و ایمان به مسیحای خود، عیسی مسیح را برای آنها به ارمغان خواهد آورد (ارمیا ۶:۲۳، رومیان ۲۶:۱۱).

یک) ارمیا بیان می‌کند که قبل از اینکه وعدۀ یادشده در مورد بازسازی و احیا محقق شود، قوم باید به‌سختی تأدیب شود، اما نه در حد مصیبت نهایی.» (فینبرگ)

دو) اما از آن نجات خواهد یافت: «نه اینکه از آن محافظت شود، بلکه از دل آن نجات می‌یابد؛ زیرا خداوند می‌داند چگونه آنها را نجات بخشد.» (ترپ) قوم یهود (آنهایی که هنوز به مسیحای خود ایمان ندارند) این زمان تنگی یعقوب را تحمل کرده و از آن نجات خواهد یافت. در مقابل، عیسی به ما گفت که برای در امان ماندن از این چیزها دعا کنیم (لوقا ۳۶:۲۱)، و به قوم خود وعده داد که آنها را از ساعت مصیبتی که بر جهان خواهد آمد در امان خواهد داشت (مکاشفه ۱۰:۳).

۳. آیات (۸-۹) دیگر بنده نخواهند بود.

«خداوند لشکرها می‌فرماید: در آن روز یوغِ او را از گردنشان خواهم شکست و بندهایشان را خواهم گسست؛ و بیگانگان دیگر ایشان را بندۀ خود نخواهند ساخت. بلکه ایشان یهوه خدای خود و داوودْ پادشاه خویش را که برای ایشان برمی‌انگیزم، خدمت خواهند کرد.

الف. یوغِ او را از گردنشان خواهم شکست: یک نبی دروغین قبلاً از نماد یوغ شکسته برای امید کاذب دادن استفاده می‌کرد (ارمیا ۲:۲۸-۴). در اینجا خدا این وعدۀ حقیقی را بیان می‌کند که روزی -در زمان تنگی یعقوب- دیگر هرگز یوغی بر قوم یهود نخواهد بود.

ب. بیگانگان دیگر ایشان را بندۀ خود نخواهند ساخت: این به موضوعی بزرگ‌تر از بازگشت از اسارت بابل اشاره می‌کند، زیرا از آن زمان تاکنون قوم یهود بارها به بندگی و کار اجباری برده شده‌اند.

ج. ایشان یهوه خدای خود … را خدمت خواهند کرد: قوم یهود به جای اینکه بندۀ بیگانگان باشند، خادمان وفادار یهوه (و در نهایت مسیحای او، عیسی مسیح) خواهند بود.

د. و داوودْ پادشاه خویش را: در آن روز، خدا داوود را برای ایشان برمی‌انگیزد تا به‌عنوان پادشاه بر آنها حکومت کند. اکثر مفسران این را اشاره‌ای به مسیح، پسر داوود، و نه داوود پسر یسا در نظر می‌گیرند. با این‌حال، دلایل خوبی برای این باور وجود دارد که این متن و متون مشابه از داوود پسر یسا صحبت می‌کنند.

یک) این وعده غیرممکن به نظر می‌رسد، اما چندین بار در کتب انبیای عهدعتیق تکرار شده است (اشعیا ۳:۵۵-۴، حزقیال ۲۳:۳۴-۲۴، ۲۴:۳۷-۲۵، هوشع ۵:۳). این قسمت از سلطنت داوودِ قیام‌کرده، پسر یسا، بر اسرائیل در دوران هزارساله در زمین صحبت می‌کند.

دو) ما نشانه‌هایی داریم که وقتی قوم خدا همراه با عیسی در دوران هزارساله بر زمین حکومت می‌کنند، بر اساس وفاداری افراد، مناطقی از زمین به آنها سپرده خواهد شد (لوقا ۱۲:۱۹-۱۹). به نظر می‌رسد که سهم با‌شکوه داوود، سلطنت بر اسرائیل خواهد بود.

۴. آیات (۱۰-۱۱) یک وعده برای جمع‌آوری و یک وعده برای تأدیب.

«خداوند می‌فرماید:

«پس ای خادم من یعقوب، مترس!

و ای اسرائیل، هراسان مباش!

زیرا هان تو را از آن مکان دوردست نجات خواهم داد

و نسل تو را از سرزمین اسارتشان خواهم رهانید‌.

یعقوب باز خواهد گشت و از آرامش و آسایش برخوردار خواهد بود،

و دیگر کسی او را ترسان نخواهد ساخت.

زیرا من با تو هستم تا تو را نجات بخشم؛

خداوند چنین می‌فرماید؛

قوم‌هایی را که تو را در میانشان پراکنده ساختم،

به تمامی نابود خواهم کرد؛

اما تو را به تمامی نابود نخواهم ساخت.

تو را بی‌سزا نخواهم گذاشت،

اما تأدیب تو به اندازه خواهد بود.

الف. پس ای خادم من یعقوب، مترس: خدا در مورد یک زمان مصیبت هولناک خبر داد که پیش روی قوم یهود قرار داشت، یعنی زمان تنگی یعقوب. با این‌حال، خدا نمی‌خواست که آنها بترسند، بلکه می‌خواست به پیروزی نهایی و وعدۀ نجات او اطمینان داشته باشند: هان تو را از آن مکان دوردست نجات خواهم داد.

ب. یعقوب باز خواهد گشت و از آرامش و آسایش برخوردار خواهد بود: این امر به صورت جزئی‌تر در بازگشت از تبعید در دوران عزرا و نحمیا محقق شد، اما فقط به صورت جزئی‌تر. در مورد بازگشت از تبعید بابل نمی‌توان گفت که دیگر کسی او را ترسان نخواهد ساخت، بلکه این موضوع باید در مورد اسرائیل در دوران هزارساله گفته شود.

ج. قوم‌هایی را که تو را در میانشان پراکنده ساختم، به تمامی نابود خواهم کرد: این جنبۀ دیگری است که در بازگشت از تبعید بابل به صورت جزئی‌تر محقق شد، اما در روزهای آخر است (ارمیا ۲۴:۳۰) به صورت کامل تحقق خواهد یافت.

د. اما تو را به تمامی نابود نخواهم ساخت: وعدۀ خدا به اسرائیل این بود که به‌عنوان یک قوم منقرض نخواهند شد، چه با مرگ و چه با ادغام شدن در دیگر اقوام. آنها مصیبت‌های هولناکی را تحمل خواهند کرد، اما نابود نخواهند شد.

یک) ایمان‌داران امروزی می‌توانند از این اصل که مربوط به شخصیت و ذات خداست آرامش بگیرند. «این سخنان دلپذیر را با دل و جان گوش کنید: خدا شما را به تمامی نابود نخواهد ساخت. ممکن است این‌طور به نظر برسد که چیزی باقی نخواهد ماند: کورۀ آتش سوزان است؛ تنۀ درخت نزدیک به زمین قطع می‌شود. اما خدا می‌داند تحمل شما چقدر است و دست نگه خواهد داشت. تو را به تمامی نابود نخواهم ساخت.» (مایر)

ه. اما تأدیب تو به اندازه خواهد بود: خدا به اسرائیل یادآوری کرد که هرچند داوری قوم‌هایی که به آنها آسیب رسانده‌اند را خواهند دید، اما خدا خودشان را نیز تأدیب خواهد کرد. چون گناه کرده بودند، خدا آنها را بی‌سزا نخواهد گذاشت.

احیا پس از جراحت بی‌علاج.

۱. آیات (۱۲-۱۵) جراحت بی‌علاج آنها.

«آری، خداوند چنین می‌فرماید:

«جراحت تو بی‌علاج است

و زخمت مهلک.

کسی نیست که به دفاع از حق تو برخیزد؛

زخم‌هایت را مرهمی نیست،

و نه پیکرت را شفایی.

همۀ یارانت تو را از یاد برده‌اند،

و کسی در اندیشۀ تو نیست؛

زیرا که تو را به ضرب دشمن مبتلا ساختم،

و به تأدیب خصمِ بی‌رحم سپردم؛

از آن رو که تقصیر تو عظیم است،

و گناهانت بی‌شمار.

چرا به سبب جراحت خود فریاد سر می‌دهی؟

دردِ تو را علاجی نیست!

با تو چنین کردم،

از آن رو که تقصیر تو عظیم است،

و گناهانت بی‌شمار.

الف. جراحت تو بی‌علاج است: خدا صادقانه با قوم یهود در مورد وضعیت گناه‌آلودش صحبت کرد و گفت که کسی نیست که به دفاع از حق تو برخیزد. در طول تاریخ، در مواجهه با نفرت عمیق از یهودیان، غیریهودیانِ کمی حاضر بوده‌اند که در کنار اسرائیل و یهودیان بایستند.

ب. همۀ یارانت تو را از یاد برده‌اند: در زمان ارمیا و بعد از آن، قوم یهود اغلب به اقوام بیگانه اعتماد می‌کردند و برای محافظت از خود به آنها متوسل می‌شدند. اما آنها قوم یهود را از یاد خواهند برد.

یک) «این یاران، اقوام اطراف بودند که یهودا برای مقابله با بابل روی کمک آنها حساب کرده بود.» (هریسون)

دو) چرا به سبب جراحت خود فریاد سر می‌دهی؟ «و آیا نه به‌خاطر گناهانت؟ فریاد مزن که: مردم، بلکه بگو: گناه کرده‌ام؛ نگو: نابود شدم، بلکه بگو: بس نادانانه عمل کرده‌ام.» (ترپ)

ج. با تو چنین کردم، از آن رو که تقصیر تو عظیم است، و گناهانت بی‌شمار: خدا به آنها یادآوری کرد که او این مصیبت را بر آنها وارد کرده است. آنها از روی تصادف یا بخت بد نبودند.

۲. آیات (۱۶-۱۷) بلعنده بلعیده می‌شود.

«اما آنان که تو را فرو می‌بلعند همگی بلعیده خواهند شد،

و دشمنانت جملگی به اسارت خواهند رفت؛

آنان که تو را چپاول می‌کنند چپاول خواهند شد،

و تاراج کنندگانت را به تاراج خواهم سپرد.

زیرا خداوند می‌فرماید:

از آنجا که تو را مطرود خوانده، می‌گویند:

”این است صَهیون، که کسی در اندیشه‌اش نیست،“

من سلامت را بر تو بازگردانده،

زخم‌هایت را شفا خواهم بخشید.

الف. آنان که تو را فرو می‌بلعند همگی بلعیده خواهند شد: خدا به قوم خود تسلی داد و به آنها اطمینان بخشید که کسانی که آنها را مجروح می‌کنند و فرو می‌بلعند، خود به اسارت خواهند رفت و چپاول خواهند شد.

یک) «چون قوم خدا مورد داوری قرار گرفته و به تقصیر خود اعتراف کرده‌اند، خدا اعلام می‌کند که دشمنانشان را نیز به همین صورت جزا خواهد داد.» (فینبرگ)

ب. من سلامت را بر تو بازگردانده، زخم‌هایت را شفا خواهم بخشید: خدا وعده داد که دشمنان اسرائیل را نابود کند، اما اسرائیل را احیا نماید. هر دوی آنها دچار مصیبت خواهند شد، اما تنها یکی احیا خواهد ‌شد. از آنجا که دشمنان اسرائیل با او مانند یک مطرود رفتار می‌کردند، خدا وعده داد که او را احیا کند.

۳. آیات (۱۸-۲۰) احیای اورشلیم و قوم خدا.

«خداوند چنین می‌فرماید:

«هان من سعادت را به خیمه‌های یعقوب باز خواهم گردانید،

و بر مسکن‌هایش ترحم خواهم کرد؛

شهر بر تَلِ آن بنا خواهد شد،

و قصرش بر جایی که بود خواهد ایستاد.

سرود شکرگزاری از آن بر خواهد خاست

و آوازِ جشن‌گیرندگان بلند خواهد شد.

ایشان را کثیر خواهم ساخت

و دیگر قلیل نخواهند بود؛

سرافرازشان خواهم کرد،

و دیگر حقیر نخواهند بود.

فرزندانشان همچون ایام پیشین خواهند بود،

و جماعتشان در حضور من استوار خواهند گشت؛

و من همۀ آنان را که بر ایشان ستم می‌کنند، جزا خواهم داد.

الف. من سعادت را به خیمه‌های یعقوب باز خواهم گردانید: برای تأکید، خدا وعدهٔ احیا را تکرار کرد. اسارت کنونی ایشان در بابل تا ابد ادامه نخواهد داشت، و اسارت‌های آینده نیز دائمی نخواهند بود.

یک) «برداشت ما از اصطلاح خیمه‌ها باید قبایل باشد، یعنی مردمی که در خیمه‌ها زندگی می‌کنند.» (تامپسون)

ب. شهر بر تَلِ آن بنا خواهد شد: اورشلیم هرگز به‌عنوان یک شهر مرده یا متروک باقی نخواهد ماند. خدا دوباره آن را بازسازی و احیا خواهد کرد. خداوند وعده داد که مردم را در این شهر برکت دهد و آنها را شاد و کثیر گرداند.

یک) سرافرازشان خواهم کرد: «آنها را در هر جایی سرافراز خواهم نمود تا دیگر حقیر نباشند. این یک تحول بسیار بزرگ خواهد بود، زیرا آنها اکنون در سراسر زمین تحقیر می‌شوند.» (کلارک)

۴. آیات (۲۱-۲۲) آنکه نزدیک خواهد شد.

حاکم ایشان از خودشان خواهد بود،

و رهبرشان از میان خود ایشان بر خواهد خاست؛

او را نزدیک خواهم آورد

و او نزدیک من خواهد آمد؛

زیرا کیست که خود جرئت کند

نزدیک من آید؟»

این است فرمودۀ خداوند.

«پس شما قوم من خواهید بود،

و من خدای شما خواهم بود.»

الف. حاکم ایشان از خودشان خواهد بود: ارمیا در نبوت خود و در زمینۀ احیای نهایی قوم یهود، حاکم آنها را توصیف کرد، یعنی کسی که در نهایت بر آنها حکومت می‌کند. او از خودشان خواهد بود. او یکی از آنهاست.

یک) ترجمۀ ارمیا ۲۱:۳۰ از نسخۀ ESV شاید مفید باشد:

شاهزادۀ آنها یکی از خودشان خواهد بود؛

حاکم آنها از میان خودشان بر خواهد خواست؛

او را نزدیک خود خواهم آورد و او به من نزدیک خواهد شد،

زیرا چه کسی خود جرئت دارد به من نزدیک شود؟

ب. او را نزدیک خواهم آورد: جمله‌بندی در اینجا نشان می‌دهد که این حاکمِ بی‌همتا، به‌عنوان یک کاهن و نمایندۀ قوم، به شکلی خاص به یهوه نزدیک خواهد شد. این به مسیح اشاره دارد که نه تنها پادشاه، بلکه کاهنی از مرتبۀ مِلْکیصِدِق است.

یک) «او از این امتیاز برخوردار خواهد بود که به خدا نزدیک شود. نوع استفادۀ آن در عهدعتیق نشان می‌دهد که به معنای مقام و خدمت کهانت است (ر.ک. مزمور ۴:۱۱۰؛ زکریا ۱۳:۶).» (فینبرگ)

ج. زیرا کیست که خود جرئت کند نزدیک من آید؟ دلیل سؤال یهوه این نبود که جواب آن را نمی‌دانست؛ او این سؤال را مطرح کرد تا توجه دیگران را به این شخص جلب کند، کسی که در اطاعت و شخصیت کامل است و می‌تواند به‌عنوان کاهن از طرف قوم خود به خدای پدر نزدیک شود.

یک) کیست: «چه کسی جز پسر من مسیح جرئت داشت یا شایسته بود این کار را انجام دهد؟ او یک شخص فوق‌العاده است، همان‌طور که در اینجا با عبارت عبریِ Mi-huze بیان شده است، که یعنی کیست؟» (ترپ)

دو) که خود جرئت کند: «خدای ما با تمام دل خواستار انجام این کار بود؛ او دل خود را وقف آن ساخت تا آن را به انجام رساند. پیش از آفرینش جهان‌ها، هدف عالی او این بود که به‌عنوان نمایندهٔ انسان، به حضور خدا نزدیک شود… دل او لبریز از محبت به خدا و محبت به انسان بود، و تا زمانی که آشتیِ از‌دست‌رفته میان این دو جداشده را بازنگرداند، آرام نگرفت.» (اسپرجن)

د. شما قوم من خواهید بود، و من خدای شما خواهم بود: این نتیجۀ نزدیک شدن آن پادشاه و کاهن به خداست. قوم خدا با خدا وارد یک ارتباط نزدیک و عمیق می‌شوند.

۵. آیات (۲۳-۲۴) توفانِ روزهای آخر.

هان، توفانِ خداوند برخاسته است!

خشم او چون گردبادی سهمگین پیش می‌رود،

تا بر سر شریران فرود آید.

غضب خداوند بر نخواهد گشت

تا آنگاه که تدبیرهای دلش را

به کمال تحقق بخشد.

در روزهای آخر،

این را در خواهید یافت.

الف. توفانِ خداوند: توفان در اینجا شکلی از داوری خداست که مانند گردبادی غیرقابل ‌مهار می‌آید و ویران می‌کند.

یک) «قبل از هر برکتی، باید تقصیرکار را داوری نمود.» (فینبرگ)

ب. غضب خداوند بر نخواهد گشت تا آنگاه که تدبیرهای دلش را به کمال تحقق بخشد: داوری خدا قطعی است. ممکن است از روی رحمت خود برای مدت زیادی آن را به تأخیر بیندازد، اما قطعاً خواهد آمد. داوری خداوند نیز از دل او سرچشمه می‌گیرد. یکی از شیوه‌های ابراز علاقۀ خدا به نیکویی، اعلام نارضایتی او نسبت به شرارت است.

ج. در روزهای آخر، این را در خواهید یافت: خدا به ما یادآوری می‌کند که بسیاری از نبوت‌های این باب، در روزهای آخر به صورت حقیقی و نهایی تحقق خواهد یافت.

یک) «در ایام مسیحای موعود، به‌ویژه در پایان جهان، زمانی که همۀ اینها به‌طور کامل به انجام برسد.» (ترپ)