فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب ۳۱ – جلال عهد تازه

مهر ازلی یهوه به اسرائیل.

۱. آیات (۱-۲) نجات اسرائیل در روزهای آخر.

خداوند می‌فرماید: «در آن هنگام من خدای تمامی طوایف اسرائیل خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود.»

خداوند چنین می‌فرماید:

«قومی که از دم شمشیر رستند،

در بیابان فیض یافتند،

آنگاه که من رفتم تا به اسرائیل استراحت ببخشم.»

الف. در آن هنگام: این هنگام در آخرین آیات باب قبل به‌عنوان روزهای آخر معرفی می‌شود (ارمیا ۲۴:۳۰).

ب. من خدای تمامی طوایف اسرائیل خواهم بود: ارمیا بازگشت بزرگ به سوی خدا و مسیح او را توصیف می‌کند که پیش‌گویی کرده بود در روزهای آخر به وقوع خواهد پیوست. همان‌طور که پولس نوشته است، تمامی اسرائیل نجات خواهد یافت (رومیان ۲۶:۱۱).

ج. قومی که از دم شمشیر رستند، در بیابان فیض یافتند: جفای عظیم قوم یهود در زمان تنگی یعقوب (ارمیا ۷:۳۰، مکاشفه ۱۲) بسیاری را گرفتار خواهد کرد و همه از آن زنده بیرون نخواهند آمد. با این‌حال، اکثر کسانی که زنده می‌مانند، فیض و استراحت خدا را در مسیحای خود، عیسی مسیح خواهند یافت.

۲. آیات (۳-۶) مبنای وفاداری خدا به اسرائیل: مهر ازلی او.

خداوند در ایام قدیم بر آنها ظاهر شده، فرمود:

با مهری ازلی به تو مهر ورزیده‌ام؛

از این رو تو را به محبت جذب کرده‌ام.

ای اسرائیلِ باکره،

تو را دیگر بار بنا خواهم کرد،

و تو از نو بنا خواهی شد!

دیگر بار خویشتن را به دَف‌هایت خواهی آراست،

و به رقصِ جشن‌گیرندگان بیرون خواهی آمد.

دیگر بار بر کوهسارانِ سامِرِه،

تاکستان‌ها غرس خواهی کرد؛

باغبانان غرس خواهند کرد،

و از میوۀ آنها بهره‌مند خواهند شد.

زیرا روزی خواهد آمد که دید‌بانان بر کوهستانِ اِفرایِم بانگ زنند:

”برخیزید تا نزد یهوه خدایمان به صَهیون برآییم!“»

الف. خداوند در ایام قدیم بر آنها ظاهر شده: ارمیا آیات بعدی که از جانب خدا بود را با اطمینان کامل در متن قرار داد. آنها از طرف یک ظهور الهی بودند، ظهوری که از ازل (از قدیم) وجود داشت.

ب. با مهری ازلی به تو مهر ورزیده‌ام: پیام مهم خدا به اسرائیل، اطمینان از مِهر و محبت او بود. محبت او به اسرائیل از ازل آغاز می‌شد و تا ابد ادامه می‌یافت. این مهری ازلی بود.

یک) خدا با تأیید این موضوع، به اسرائیل اطمینان داد. جالب است که برخی از مسیحیان فکر می‌کنند که خدا مهر ازلی خود را از اسرائیل به‌عنوان اسرائیل دریغ خواهد کرد؛ آنها فکر می‌کنند که اسرائیل باید به‌عنوان قوم برگزیده‌ای که اکنون رد شده است در نظر گرفته شود.

دو) «نه این است که به تو ترحم کرده‌ام و نه به تو فکر کرده‌ام، بلکه به تو مهر ورزیده‌ام. خدا عاشق توست.» (اسپرجن)

سه) «و با محبتی قدیمی تو را محبت کرده‌ام. همچنین، با عشقی دیرینه به تو عشق ورزیده‌ام.بلینی (Blayney). اما همیشه تو را دوست دارمداهلر (Dahler). من هنوز قوم یهود را طوری محبت می‌کنم که پدرانشان را در مصر، در بیابان و در سرزمین وعده محبت کردم.» (کلارک)

چهار) این عبارت به اسرائیل گفته شد؛ اما محبتی که توصیف می‌کند، محبت خدا به همۀ ایمان‌داران است. «شما باید به قبل از تولد خود، قبل از جلجتا و بیت‌لحم، قبل از سقوط انسان و باغ عدن برگردید، و همان طور که ایستاده‌اید و به عظمت ابدیت می‌نگرید، دلیرانه باور کنید که شما در مسیح مورد محبت قرار گرفته و برگزیده شده‌اید و در مرکز توجه و ترحم محبت‌آمیز خدا هستید.» (مایر)

ج. از این رو تو را به محبت جذب کرده‌ام: به دلیل مهر ازلی خدا، این وعدۀ او به قوت خود باقی است که اسرائیل را با محبت وفادارانۀ خود، محبت عهد خود و با خِسِد (محبت) خود جذب کند.

یک) محبت خدا اسرائیل را جذب می‌کند. او آنها را مجبور یا وادار نمی‌کند، بلکه آنها را با محبت و شفقت جذب می‌کند. در تصویر بزرگ‌تر از نقشۀ نجات‌بخش خدا، می‌توان گفت که محبت خدا، اسرائیل را در زمان تنگی یعقوب به توبه می‌کشاند.

دو) «آهن‌ربای قوی انجیل ترس نیست، بلکه محبت است. توبه‌کنندگان به جای رانده شدن، به سوی مسیح جذب می‌شوند.» (اسپرجن)

سه) محبت: «اصطلاح خِسِد (hesed) که به وفاداری (نسخۀ RSV) یا توجه همیشگی (نسخۀ NEB) ترجمه شده است، در قالب یک کلمه قابل ترجمه نیست، اما ذات الهی را بیان می‌کند که عهد سینا نمونه‌ای از آن است.» (هریسون)

د. تو را دیگر بار بنا خواهم کرد: محبت وفادار خدا به اسرائیل به این معنی خواهد بود که او آنها را بازسازی و بنا می‌کند، و این امری حتمی است (تو از نو بنا خواهی شد). بازسازی و احیای اسرائیل به معنای شادی، رقص و فراوانی خواهد بود. دیده‌بانان اسرائیل دربارۀ نزدیک شدن دشمنان هشدار نخواهند داد، بلکه از زائرانی که به نزد یهوه خدایمان به صهیون می‌روند استقبال خواهند کرد.

یک) «دیده‌بانان در زمان جنگ در نقاطی با چشم‌انداز برتر قرار می‌گرفتند تا در صورت نزدیک شدن دشمن، به افراد خود هشدار دهند (ر.ک. ارمیا ۱۷:۶). اما در اینجا خواندگی دیده‌بان برای یک هدف بزرگ‌تر است، برخیزید تا به صهیون برآییم.» (تامپسون)

۳. آیات (۷-۹) احیای شاد‌ی‌بخش.

خداوند چنین می‌فرماید:

«به جهت یعقوب بانگ شادی سر دهید؛

برای سرآمدِ قوم‌ها فریاد برآورید؛

ندا در دهید و بستایید و بگویید:

”ای خداوند، قوم خود را نجات ده،

باقی‌ماندگان اسرائیل را!“

اینک آنان را از سرزمین شمال خواهم آورد،

و از کران‌های زمین جمع خواهم کرد.

همراهشان کوران و لنگان، آبستنان و زنانِ زائو خواهند بود؛

آری، جماعتی عظیم بدین مکان باز خواهند گشت.

گریان خواهند آمد،

و من آنان را در حالی که التماس می‌کنند، باز خواهم آورد.

ایشان را نزد نهرهای آب رهبری خواهم کرد،

از راه همواری که در آن نلغزند.

زیرا من پدر اسرائیل هستم،

و اِفرایِم نخست‌زادۀ من است.

الف. به جهت یعقوب بانگ شادی سر دهید؛ برای سرآمدِ قوم‌ها فریاد برآورید: این خبر آن‌قدر خوشایند بود که نباید تنها در اسرائیل شنیده شود. تمام زمین باید در مورد نجات خدا برای اسرائیل بشنوند و خدا را به‌خاطر آن بستایند.

ب. اینک آنان را … خواهم آورد: خدا وعده داد که قوم یهود را از سراسر زمین جمع کند. این جمع‌آوری چنان کامل است که حتی کوران و لنگان هم خواهند آمد؛ جماعتی عظیم بدین مکان باز خواهند گشت. منظور از بدین مکان صرفاً بازگشت به سوی یهوه نیست، بلکه بازگشت به سرزمین نیز هست. وعدۀ سرزمین برای اسرائیل به قوت خود باقی است.

یک) معجزۀ بزرگی در سال ۱۹۴۸ اتفاق افتاد، زمانی که اسرائیل بار دیگر به‌عنوان یک کشور یهودی در سرزمین باستانی خود تأسیس شد. این اتفاقی شگفت‌انگیز و معجزه‌آسا بود، اما هنوز این وعدۀ باشکوه کاملاً محقق نشده است. اسرائیل اکنون جمع شده، اما هنوز بی‌ایمان است؛ این وعده تنها زمانی کاملاً محقق خواهد شد که اسرائیل به یهوه و مسیح او ایمان بیاورد.

ج. گریان خواهند آمد: در این احیای بزرگ در روزهای آخر (ارمیا ۲۴:۳۰)، اسرائیل با گریه و التماس به سوی یهوه و مسیح او بازخواهد گشت. چنانکه یکی دیگر از انبیا نوشته است: و بر خاندان داوود و بر ساکنان اورشلیم روح فیض و دعاهای ملتمسانه را خواهم ریخت، و بر من که نیزه‌ام زدند خواهند نگریست، و برای من مانند کسی که به جهت تنها فرزندش به سوگ نشیند، سوگواری خواهند کرد و همچون کسی که به جهت نخست‌زاده‌اش بگرید، به تلخی خواهند گریست (زکریا ۱۰:۱۲).

یک) «من به بازگشت یهودیان به سرزمین خود در روزهای آخر ایمان دارم. من ایمانی راسخ دارم که یهودیان در آینده جمع خواهند شد. قبل از اینکه عیسی مسیح دوباره بر این زمین بیاید، یهودیان اجازه خواهند داشت که بروند؛ به فلسطین محبوبشان.» (چارلز اسپرجن، در یک موعظه در سال ۱۸۵۵)

د. اِفرایِم نخست‌زادۀ من است: افرایم در اینجا، مانند قسمت قبلی، نمایندۀ اسرائیل به‌عنوان یک کل است. شایان توجه است که افرایم پسر اول یعقوب نبود، با این‌حال خدا او را نخست‌زاده قلمداد کرد. این نشان می‌دهد که نخست‌زاده بودن، بیشتر از ترتیب در تولد، مفهوم برتری را بیان می‌کند.

یک) «برخورداری افرایم از برکت، دائمی خواهد بود، زیرا گمراه‌سازیِ او توسط یِرُبعام از معبد خداوند، به گذشته تعلق خواهد داشت؛ زمانی‌که آنان به صهیون بازگردند، شکافی که قرن‌ها وجود داشت، سرانجام التیام خواهد یافت.» (فینبرگ)

۴. آیات (۱۰-۱۲) جمع‌آوری گلۀ پراکنده.

ای قوم‌ها، کلام خداوند را بشنوید،

و آن را در سرزمین‌های دوردستِ ساحلی اعلام کنید؛

بگویید: ”آن که اسرائیل را پراکنده ساخت،

ایشان را گرد می‌آوَرَد،

و چنانکه شبان گلۀ خویش را می‌پایَد،

او نیز از ایشان مراقبت خواهد کرد.“

زیرا خداوند یعقوب را فدیه داده،

و او را از دست کسانی که از او نیرومندتر بودند، رهانیده است.

ایشان آمده، بر بلندای صَهیون فریاد شادمانی سر خواهند داد،

و از احسان خداوند شاد و خرم خواهند شد،

از غَله و شراب و روغن، و از گله و رمه.

جانشان چون باغی سیراب خواهد شد،

و دیگر پژمرده نخواهند بود.

الف. آن را در سرزمین‌های دوردستِ ساحلی اعلام کنید: بار دیگر، خدا تأکید کرد که این خبر خوش در مورد احیای اسرائیل، باید به تمام قوم‌ها و تا دورترین نقاط زمین اعلام شود.

یک) «وعده‌های فیض‌آمیزی که به قوم خود می‌دهم را بشنوید و شاهد آن باشید؛ زیرا می‌خواهم آنها نوشته شوند و مورد متوجه قرار گیرند.» (ترپ)

ب. آن که اسرائیل را پراکنده ساخت، ایشان را گرد می‌آوَرَد: این مضامین به‌خاطر تأکید دوباره تکرار می‌شوند. تا زمانی که قوم اسرائیل در روزهای آخر دوباره در آن سرزمین جمع شوند، کار خدا با آنها تمام نخواهد شد.

ج. او را از دست کسانی که از او نیرومندتر بودند، رهانیده است: خدا وعده داد که قوم یهود را از اسارت کسانی که از او نیرومندتر بودند، هم به لحاظ طبیعی و هم به لحاظ روحانی نجات خواهد داد.

یک) فدیه داده … رهانیده: «فعل رهانیدن در برخی زمینه‌ها به آزادی پس از پرداخت خون‌بها یا باج اشاره دارد. در اصل این یک اصطلاح از حقوق تجاری است …. فعل فدیه دادن یا بازخرید کردن اغلب در زمینۀ تعهدات خویشاوندی استفاده می‌شود. ولی یا نزدیک‌ترین خویشاوند موظف بود که اموال یکی از اعضای فامیل را بازخرید کند، حتی انتقام مرگ او را بگیرد.» (تامپسون)

د. ایشان آمده، بر بلندای صَهیون فریاد شادمانی سر خواهند داد: ارمیا اسرائیل را در حالتی به تصویر کشید که بازگردانده شده و در اورشلیم جمع شده است. خدا از نظر مادی و روحانی به فراوانی برای آنها فراهم خواهد کرد (جانشان چون باغی سیراب خواهد شد).

۵. آیات (۱۳-۱۴) پاسخ شادی‌بخش.

آنگاه دوشیزگان شادی‌کنان خواهند رقصید،

و مردانِ جوان و پیران شادی خواهند کرد.

من ماتمشان را به خوشی بَدَل خواهم کرد؛

تسلی‌شان خواهم داد،

و به جای اندوه بدیشان شادمانی خواهم بخشید.

جان کاهنان را به خوراکِ فراوان سیر خواهم ساخت،

و قوم من از احسان من مملو خواهند شد؛»

این است فرمودۀ خداوند.

الف. من ماتمشان را به خوشی بَدَل خواهم کرد: اسرائیل در تبعید و اسارت خود ماتم گرفت، اما خدا وعده داد که ماتم او را به خوشی تبدیل کند. با تسلی خدا، همه با هم شادی خواهند کرد.

ب. جان کاهنان را به خوراکِ فراوان سیر خواهم ساخت: ایده این است که کاهنان از فراوانی عظیمی برخوردار خواهند بود زیرا مردم از برکت عظیمی بهره‌مند بودند. مردم ده‌یک زیادی می‌دادند، زیرا از برکت زیادی برخوردار بودند.

یک) «بخشیدن هدایای فراوان به کاهنان، بهره‌وری و حاصلخیزی آن سرزمین را منعکس می‌کند.» (هریسون)

۶. آیات (۱۵-۱۷) راحیل می‌گرید.

خداوند چنین می‌فرماید:

«صدایی در رامَه شنیده می‌شود،

ماتم و گریۀ بسیار تلخ؛

راحیل برای فرزندانش می‌گریَد،

و از تسلی پذیرفتن اِبا می‌کند،

زیرا که نیستند

خداوند چنین می‌فرماید:

«صدای خود را از شیون بازدار،

و چشمان خویش از اشک.»

زیرا خداوند می‌گوید:

«برای کارهای خویش پاداش خواهی یافت،

و ایشان از سرزمین دشمن باز خواهند گشت.

پس برای آیندۀ تو امید هست،

و فرزندانت به سرزمین خویش باز خواهند گشت؛»

این است فرمودۀ خداوند.

الف. راحیل برای فرزندانش می‌گریَد: در اینجا خداوند از تصویری شاعرانه استفاده می‌کند و راحیل (مادر بنیامین و یوسف، اجداد قبایل مهم اسرائیل) را در حالی به تصویر می‌کشد که برای فرزندانش می‌گریَد. راحیل در رامه، جایی نزدیک محل دفن خود، ماتم گرفته است (اول سموئیل ۲:۱۰).

یک) «راحیل، مادر یوسف و بنیامین، در حالی به تصویر کشیده شده است که از روی ناامیدی برای قبایل تبعید شده گریه می‌کند. این اطمینان تسلی‌بخش به او داده می‌شود که فرزندانش به‌طرز معجزه‌آسایی به او بازگردانده خواهند شد.» (کاندال)

ب. زیرا که نیستند: در این تصویر شاعرانه، راحیل از مقبرۀ خود برمی‌خیزد و می‌بیند که نسل او را به تبعید و اسارت برده‌اند. او غمگین می‌شود و از تسلی پذیرفتن اِبا می‌کند.

یک) نویسندۀ انجیل متی این را به‌عنوان نماد یا تصویری شاعرانه از کشتار هولناک کودکان در بیتلحم و نواحی اطراف توسط هیرودیس به دلیل ترس از تولد پادشاه یهودیان درک کرده است (متی ۱۶:۲-۱۸).

دو) «ر.ک. به متی ۱۸:۲ که در آن، این کلمات نه به‌عنوان یک نبوت، بلکه به‌عنوان نمادی در رابطه با کشتن نوزادان توسط هیرودیسِ پادشاه ذکر شده است.» (هریسون)

ج. صدای خود را از شیون بازدار، و چشمان خویش از اشک: در این تصویر شاعرانه، خدا سخنی قابل توجه به راحیل می‌گوید. به او که از تسلی پذیرفتن اِبا می‌کند فرمان می‌دهد تسلی بیابد.

یک) غم و اندوه، چه در ارمیا و چه در متی، حرف آخر را نمی‌زند. یک مادر ممکن است از تسلی پذیرفتن اِبا ‌کند، با این وجود خدا او را تسلی خواهد داد.» (رایکن)

د. برای کارهای خویش پاداش خواهی یافت: در این تصویر شاعرانه، تسلی خدا به راحیل خالی و بی‌محتوا نبود. او می‌توانست تسلی بیابد، زیرا برای او پاداش و احیایی وجود داشت. فرزندانش از سرزمین دشمن باز خواهند گشت. وعدۀ خدا برای احیا به این معنی بود که برای آیندۀ تو امید هست.

۷. آیات (۱۸-۲۰) خدا اسرائیل پشیمان را می‌پذیرد.

«به‌یقین سوگواری اِفرایِم را شنیده‌ام که می‌گوید:

”تأدیبم کردی و تأدیب شدم،

همچون گوساله‌ای که تربیت نیافته.

مرا باز‌گردان تا بازگردم،

زیرا که تو یهوه خدای من هستی.

پس از برگشتن از راه، پشیمان شدم،

و چون تعلیم یافتم، بر سینۀ خویش کوفتم؛

شرمسار بودم و رسوایی کشیدم،

چونکه ننگ ایام جوانی‌ام را متحمل گشتم.“

«آیا اِفرایِم پسر عزیز من نیست؟

آیا او فرزند دلبند من نیست؟

هرچند بارها بر ضد او سخن می‌گویم،

او را همچنان به یاد می‌آورم.

از این رو دل من به‌شدّت مشتاق اوست،

و به‌یقین بر او رحم خواهم کرد؛»

این است فرمودۀ خداوند.

الف. به‌یقین سوگواری اِفرایِم را شنیده‌ام: دوباره، از قبیلۀ مهم افرایم به‌عنوان تصویری از تمام اسرائیل استفاده می‌شود. خدا می‌گوید که سخنان قوم خود را دربارۀ توبۀ فروتنانه شنیده است.

یک) به‌یقین … شنیده‌ام: «عبری: شنیدن، شنیدم؛ ناله‌ها و زاری‌های او در گوش من طنین انداخته‌اند.» (ترپ)

دو) «اکنون راحیل می‌تواند اشک‌های خود را پاک کند، به این دلیل مهم که (در رؤیای نبی) افرایم سرانجام سوگواری می‌کند، نه به‌خاطر سرنوشت خود، بلکه به‌خاطر گناهانش.» (کیدنر)

ب. تأدیبم کردی و تأدیب شدم: اسرائیل فهمید که مصیبت‌هایش، رویدادهایی تصادفی نبوده است. آنها تأدیب‌هایی از جانب خداوند بودند، که اسرائیل اکنون با فروتنی آنها را پذیرفت، همچون گوساله‌ای تربیت نیافته که باید به نحوی رام شود و به تسلیم واداشته شود.

ج. مرا باز‌گردان تا بازگردم: آنها با وابستگی کامل به خدا دریافتند که بدون کار احیاکنندۀ خدا نمی‌توانند به سوی او بازگردند. آنها با فروتنی از خدا خواستند که آنها را احیا کند تا بتوانند بازگردند.

د. پس از برگشتن از راه، پشیمان شدم: آنها با برگشتن به سوی خدا فهمیدند که رفتارشان باید تغییر کند. این به معنای توبه بود.

ه. شرمسار بودم و رسوایی کشیدم: آنها پس از بازگشت به سوی خدا، از گناه و سرکشی گذشتۀ خود، از گناهان ایام جوانی خود شرمسار بودند. آنها مانند شخصی که بسیار متأثر یا ناراحت است، بر سینۀ خویش می‌کوفتند.

یک) بر سینۀ خویش کوفتم: «اندوه من عمیق‌ و عمیق‌تر شد؛ از شدت پریشانی بر سینۀ خود کوبیدم. این نشانه‌ای رایج برای نشان دادن یک درد عمیق بود. حزقیال ۱۲:۲۱ را ببینید.» (کلارک)

و. آیا اِفرایِم پسر عزیز من نیست؟ ارمیا پاسخ فوق‌العادۀ خدا را ثبت کرد. او اسرائیل را به‌عنوان پسر عزیز خود پذیرفت و در آغوش گرفت، همان‌طور که پدر در داستان پسر گمشده، پسر نامطیع خود را در آغوش کشید (لوقا ۲۰:۱۵).

یک) «پسر عزیز من، فرزند دلبند من یا فرزند عزیزم. یهوه با توصیفی واضح از او نام می‌برد (دربارۀ او سخن می‌گوید).» (تامپسون)

دو) آیا او فرزند دلبند من نیست؟ «البته که هست؛ و زمانی که اشک می‌ریزد، بیشتر از همیشه عزیز و دلبند است.» (ترپ)

ز. دل من به‌شدّت مشتاق اوست: این همان مهر ازلی و محبتی است که قبلاً در این باب دربارۀ آن صحبت شد (ارمیا ۳:۳۱).

یک) دل من به‌شدّت مشتاق اوست: «معنای تحت‌الفظی این عبارت در متن عبری این است: احشای‌ من‌ برای‌ او به‌ حرکت‌ می‌آید (ترجمۀ قدیم)، که در واقع به این معناست که دل من به‌شدّت مشتاق اوست. این انسان‌‌انگاریِ [anthropomorphism: قائل شدن خصوصیات انسانی برای خدا] بسیار واضح، دل خدا را به تصویر می‌کشد که از اشتیاق برای پسرش به هیجان آمده است.» (تامپسون)

اسرائیل پس از بازگشت، جمع‌آوری و در سرزمین غرس می‌شود.

۱. آیات (۲۱-۲۲) راه روشن بازگشت.

«نشانه‌ها برای خویشتن بگذار؛

علامت‌ها برای خود بر پا کن!

شاهراه را نیکو ملاحظه کن،

راهی را که از آن رفتی.

ای اسرائیلِ باکره، بازگرد،

به شهرهای خویش بازگشت نما.

ای دختر بی‌وفا،

تا به کی سرگردان خواهی بود؟

زیرا خداوند چیزی نو بر زمین آفریده است:

زن، مرد را در بر می‌گیرد.»

الف. شاهراه را نیکو ملاحظه کن: ارمیا جاده‌ای روشن با نشانه‌ها و علامت‌ها را به تصویر کشید که اسرائیل را به سرزمین خود باز خواهد گردانید و رابطه‌اش را با خدای عهد خود احیا خواهد کرد. آنها به رابطه‌ای که قبلاً داشتند باز می‌گشتند (راهی را که از آن رفتی)، به عشق اول خود با خدا.

یک) «ارمیا اکنون با تبعیدیانی سخن می‌گوید که به پادشاهی شمالی بازمی‌گردند. آنها باید برای سفر به وطن خود آماده شوند.» (فینبرگ)

ب. ای دختر بی‌وفا، تا به کی سرگردان خواهی بود؟ با توجه به این محبت عظیم خدا در احیا و بازگرداندن اسرائیل، بی‌معنی بود که آنها بیشتر از این در وضعیت سرگردانی خود باقی بمانند. اگر وعده این بود که آنها بازگردانده خواهند شد، باید به جای اینکه منتظر یک زمان نامشخصی در آینده باشند، فوراً آن را با ایمان بپذیرند.

ج. زن، مرد را در بر می‌گیرد: بهترین معنی برای این عبارت دشوار این است، این وعده‌ای است مبنی بر اینکه در احیا و بازگرداندن اسرائیل توسط خدا، آنها از چنان برکت و امنیتی برخوردار خواهند بود که حتی زنانشان نیز می‌توانند از مردان و به‌طور کلی از قوم محافظت کنند.

یک) «آیۀ ۲۲، که طبق آن در این شرایط جدید، زن از مرد محافظت می‌کند (در عبری، زن مرد را احاطه خواهد کرد، همچنین در نسخۀ KJV و ترجمۀ قدیم)، به بهترین وجه بیانگر امنیت مطلقی است که اسرائیل از آن برخوردار خواهد شد. مردان می‌توانند به کار خود مشغول شوند، زیرا خطر حمله به حدی کم خواهد بود که با خیال راحت می‌توان امنیت را به جنس ضعیف واگذار کرد!» (کاندال)

دو) «به نظر من، احتمالاً در شرایط نابسامان کنونی، قوم یهود به شکل یک زن ضعیف و بی‌دفاع، hbqn nekebah، نشان داده می‌شود؛ و کَلدانیان به‌عنوان مردی نیرومند و خشن، rbg gaber، که بر این زن ضعیف چیره شده و به او ظلم کرده است. اما، علی‌رغم تفاوت بین آنها، خدا کاری می‌کند که این زنیهودیان ضعیف و بی‌دفاع– بر آن مرد قویبابلیان قدرتمندغلبه کند. و نبی می‌گوید که این اتفاق جدیدی در این سرزمین خواهد بود؛ زیرا در چنین حالتی لنگان از غنیمت سهم می‌برند.» (کلارک)

سه) برخی سعی می‌کنند ارمیا ۲۲:۳۱ را به یک نبوت در مورد تولد از باکره تبدیل کنند، اما این موضوع توسط متن پشتیبانی نمی‌شود.

۲. آیات (۲۳-۲۵) برکتی که باید بر اورشلیم اعلام شود.

خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین می‌فرماید: «آنگاه که سعادت را به ایشان بازگردانم، این کلمات را بار دیگر در سرزمین یهودا و شهرهایش بر زبان خواهند راند:

«”ای مسکن عدالت، ای کوه مقدّس،

خداوند تو را برکت دهد!“

مردم با هم در یهودا و تمامی شهرهایش ساکن خواهند شد، یعنی کشاورزان و کسانی که با گله‌هایشان گردش می‌کنند. زیرا من جانِ خستگان را تازه خواهم ساخت و همۀ پژمردگان را طراوت خواهم بخشید.»

الف. ای مسکن عدالت، ای کوه مقدّس، خداوند تو را برکت دهد! خداوند از روزی سخن گفت که قوم یهود به صهیون بازگشته‌اند و به‌عنوان زائران به اورشلیم رفته‌اند و آن شهر را این‌چنین برکت می‌دهند. این برکت دادن نشان می‌دهد که حکومت اسرائیل توسط مسیحای موعود دگرگون شده است و با عدالت اداره می‌شود، کسی که اورشلیم را به مسکن عدالت و کوه مقدّس تبدیل می‌کند.

یک) «وقتی پادشاهی جنوبی و شهرهایش احیا شوند، بار دیگر صدای برکت دادن‌ زائران اورشلیم مانند گذشته شنیده خواهد شد.» (فینبرگ)

ب. مردم با هم در یهودا و تمامی شهرهایش ساکن خواهند شد، یعنی کشاورزان و کسانی که با گله‌هایشان گردش می‌کنند: در آن روز قوم یهود نه تنها از نظر روحانی، بلکه از نظر مادی نیز برکت خواهند یافت. آنها هم در شهر و هم در کشور احیا خواهند شد.

ج. زیرا من جانِ خستگان را تازه خواهم ساخت و همۀ پژمردگان را طراوت خواهم بخشید: خدا وعده داد که به جانِ خستگان و گرسنگان، فراوانی و رضایت ببخشد. جان‌های پژمرده پر از صلح و امید خواهند شد.

۳. آیات (۲۶-۳۰) پاسخ به یک ضرب‌المثل نادرست.

در این هنگام بیدار شدم و نگریستم، و خوابم برایم شیرین بود.

خداوند چنین می‌فرماید: «اینک روزهایی می‌آید که خاندان اسرائیل و خاندان یهودا را به بذر انسان و بذر حیوان خواهم کاشت. و چنانکه زمانی مراقب بودم تا ایشان را برکَنَم و ویران کنم و منهدم سازم و هلاک نمایم و بلا رسانم، حال مراقب خواهم بود تا ایشان را بنا کنم و غرس نمایم؛» این است فرمودۀ خداوند. «در آن روزها دیگر نخواهند گفت:

«”پدران انگورِ ترش خوردند،

و دندان فرزندان کند شد!“

بلکه هر کس برای گناه خودش خواهد مرد. هر که انگور ترش خورَد، هم او دندانش کند خواهد شد.»

الف. در این هنگام بیدار شدم و نگریستم: ظاهراً بیشتر نبوت‌های قبلی ارمیا در خواب شیرین به او نازل شده بود.

ب. خاندان اسرائیل و خاندان یهودا را خواهم کاشت: خدا وعده داد که قوم یهود را برکت دهد و بازگرداند و فرزندان و دام‌هایشان را زیاد کند.

ج. مراقب خواهم بود تا ایشان را بنا کنم و غرس نمایم: خدا قبلاً به نبی فرمان داده بود تا از ریشه بَرکَند و منهدم نماید، هلاک کند و سرنگون سازد، بنا کند و غرس نماید (ارمیا ۱۰:۱). بخش اعظم کتاب ارمیا تا به این نقطه، مربوط به کندن و سرنگون کردن بوده است. با این‌حال خدا وعده داد که بنا کند و غرس نماید.

د. دیگر نخواهند گفت: ارمیا ضرب‌المثلی را نقل کرد که ظاهراً در زمان او رایج بود و بیانگر این دیدگاه بود که خدا یهودا را به‌خاطر گناهان پدرانشان مجازات می‌کند، و خودِ آنها تا اندازه‌ای بی‌گناه بودند. خدا به‌وضوح این موضوع را رد کرد و نشان داد که هر کسی به‌خاطر گناهان خودش داوری خواهد شد (حزقیال ۱:۱۸-۳).

یک) ضرب‌المثلی که در اینجا نقل شده است در حزقیال ۲:۱۸ نیز آمده است. ظاهراً این تصور گسترش یافته بود که قوم به‌خاطر گناهان نسل‌های گذشته مجازات می‌شد و اینکه یهوه بی‌انصاف بود.» (تامپسون)

دو) «هیچ فرزندی به‌خاطر گناه پدرش دچار عذاب الهی نخواهد شد؛ تنها در صورتی که به شیوۀ والدین خود عمل کند، می‌توان گفت گناهان آنها را به دوش خواهد کشید.» (کلارک)

عهد تازه.

۱. آیات (۳۱-۳۴) وعدۀ باشکوه دربارۀ عهد تازۀ باشکوه.

خداوند می‌فرماید: «اینک روزهایی فرا می‌رسد که من با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهدی تازه خواهم بست، نه مانند عهدی که با پدرانشان بستم آن روز که دست ایشان را گرفتم تا از سرزمین مصر به در آورم،» زیرا خداوند می‌فرماید، «آنان عهد مرا شکستند، با آنکه من شوهرشان بودم.» اما خداوند می‌گوید: «این است عهدی که پس از آن ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست: شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و بر دلشان خواهم نگاشت، و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. دیگر کسی به همسایه یا به برادرش تعلیم نخواهد داد و نخواهد گفت ”خداوند را بشناسید!“،» زیرا خداوند می‌گوید، «همه از خُرد و بزرگ مرا خواهند شناخت، از آن رو که تقصیر ایشان را خواهم آمرزید و گناهشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.»

الف. خداوند می‌فرماید: اینک روزهایی فرا می‌رسد: آنچه که ارمیا به‌عنوان فرستادۀ وفادار خدا نبوت کرد، قرار نبود در زمان او محقق شود.

ب. عهدی تازه خواهم بست: خدا اعلام کرد که در آینده‌‌ و بعد از زمان ارمیا، او عهدی تازه خواهد بست. این عهد تازه ابتدا با اسرائیل خواهد بود، اما نه مانند عهدی که خدا با اسرائیل در صحرای سینا بست.

یک) در سراسر کتاب‌مقدس، خدا نقشۀ نجات خود را از طریق مجموعه‌ای از عهدها آشکار می‌کند. پس از روایت طولانی سقوط و تباهی بشریت در پیدایش ۱-۱۱، روایت عهدها آغاز می‌شود.

• عهد ابراهیم، به ابراهیم و نسل عهد او یک سرزمین، یک قوم و برکتی را وعده داد که به همۀ قوم‌ها گسترش می‌یافت (پیدایش ۱:۱۲-۳).

• عهد موسی یا عهد سینا، شریعت، قربانی‌ها و انتخاب بین برکت یا لعنت را به اسرائیل داد (خروج ۱۹).

• عهد داوود، یک سلسلۀ جاودانه، یک فرمانروای کامل و مسیحای موعود را وعده داد (دوم سموئیل ۷).

• نقشۀ نجات خدا که از طریق عهدها آشکار می‌شود، در این عهد تازه تکمیل می‌شود. ما وعدۀ جمع‌آوری اسرائیل، تطهیر و دگرگونی روحانی و سلطنت مسیحای موعود را در متونی از عهدعتیق که این عهد تازه را اعلام می‌کنند مشاهده می‌کنیم (به‌ویژه در حزقیال ۱۶:۱۱-۲۰، ۱۶:۳۶-۲۸، و ۲۱:۳۷-۲۸).

دو) «این وعده مربوط به یک عهد تازه است و یک تغییر اساسی در عملکرد خدا (در رابطه با انسان‌ها) را پیش‌گویی می‌کند.» (فینبرگ)

سه) عیسی با مرگ خود بر روی صلیب به صورت خاصی این عهد تازه را آغاز کرد، و پذیرش و یادآوری آن را به صورت خاصی با نان و پیالۀ عشا برقرار نمود (متی ۲۸:۲۶، مرقس ۲۴:۱۴، لوقا ۲۰:۲۲). این نبوت ارمیا مربوط به زمان آینده بود و توسط عیسی و به صورت خاصی با کار او به‌عنوان قربانی کفاره بر روی صلیب به اجرا درآمد.

چهار) نویسندۀ رسالۀ عبرانیان این متن را نقل می‌کند و مضمون عهد تازه را، به‌خصوص در مقایسه با عهد قدیم، توسعه می‌دهد (عبرانیان ۸:۸، ۱۳:۸، ۱۵:۹، و ۱۴:۱۲).

ج. آنان عهد مرا شکستند: یک عهد تازه وعده داده شد که ضروری نیز بود، زیرا اسرائیل به عهدی که خدا با آنها در سینا بسته بود عمل نکرد و نمی‌توانست عمل کند. آن عهد کافی نبود؛ آن عهد مقدمه‌ای برای عهد تازه بود که در راه بود.

یک) «در اوایل دوران ارمیا، زمانی که کتاب عهدِ گمشده پیدا شد و خوانده شد و مجدداً تأیید گردید، آن عهد قدیم جان تازه‌ای گرفت و به طرح اولیه برای اصلاحات پیوستۀ یوشیا تبدیل گردید. با این‌حال، هر آنچه که در ارمیا خوانده‌ایم تأیید می‌کند که شریعت چیزی را کامل نکرد، زیرا هرچند واکنش یوشیا بسیار عمیق بود، اما با مرگ او از بین رفت.» (کیدنر)

د. شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و بر دلشان خواهم نگاشت: این عهد تازه باعث تحول درونی می‌شود. شریعت خدا دیگر صرفاً بیرونی نبود؛ خدا به‌وسیلۀ عهد تازه، ذهن و دل کسانی که با او در ارتباط هستند را تغییر خواهد داد.

یک) عهد تازه، شریعت را منسوخ نمی‌کند یا از آن چشم‌پوشی نمی‌کند. این عهد، شریعت را به جای لوح سنگی یا برگ کاغذ، در ذهن و دل افراد حک می‌کند و بدین ترتیب، شریعت برای آنها نزدیک‌تر و مهم‌تر می‌شود. «این یک عهد بیرونی مانند آنچه با پدران بسته شد نخواهد بود، بلکه عهدی روحانی و درونی و مبتنی بر شناخت صمیمی از یهوه خواهد بود.» (مورگان)

دو) «اطاعت از شریعت شرط اولیه برای ورود به این عهد تازه نیست. بلکه یکی از برکات عهد تازه است.» (رایکن)

سه) «آنچه که شریعت مطالبه می‌کند، توسط انجیل اعطا می‌شود. در شریعت، خدا اطاعت را طلب می‌کند: در انجیل، خدا اطاعت را عملی می‌نماید. شریعت از ما تقدس می‌طلبد: تقدس توسط انجیل در ما ایجاد می‌شود.» (اسپرجن)

چهار) در اینجا، نگاشتن بر دل به معنای خوب و مثبت آن به کار رفته است. «در ارمیا ۱:۱۷ از دل به‌عنوان لوحی برای نگاشتن گناه صحبت شده است.» (تامپسون)

ه. من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود: عهد تازه رابطۀ جدیدی با خدا به ارمغان می‌آورد. کسانی که به‌وسیلۀ عهد تازه با خدا وارد ارتباط شده‌اند، رابطۀ شخصی و نزدیکی با خدا دارند که قبلاً نداشتند: همه از خُرد و بزرگ مرا خواهند شناخت.

یک) قابل ذکر است که این رابطه با خدا یک جنبۀ شخصی داشت (همه … مرا خواهند شناخت). «احتمالاً مهم‌ترین کمک ارمیا به اندیشۀ دینی، در پافشاری او بر این نکته نهفته بود که عهد تازه شامل یک رابطۀ روحانی دوطرفه است. وقتی که عهد تازه با کار کفارۀ عیسی مسیح در جلجتا آغاز شد، رشد ایمان و معنویت شخصی، در مقابل ایمان و معنویت جمعی، برای کل بشریت شکلی واقعی به خود گرفت. پس از آن، هرکسی که آگاهانه خود را با ایمان به شخص مسیح به‌عنوان نجات‌دهنده و خداوند تسلیم کند، می‌تواند عضویت در کلیسای خدا را مطالبه و دریافت کند.» (هریسون)

و. تقصیر ایشان را خواهم آمرزید و گناهشان را دیگر به یاد نخواهم آورد: این عهد تازه تطهیر واقعی از گناه را به ارمغان می‌آورد. نظام قربانی کردن تحت عهد قدیم فقط می‌توانست گناه و تقصیر آن را بپوشاند. آمرزش در عهد تازه چنان کامل است که می‌توان گفت که خدا گناه کسانی که از طریق این عهد تازه با او وارد ارتباط شده‌اند را به خاطر نمی‌آورد.

یک) «در عهد تازه فرد بی‌گناه پنداشته نمی‌شود، بلکه آمرزش گناه باعث می‌شود او بتواند به مشارکت با خدا بازگردد.» (فینبرگ)

۲. آیات (۳۵-۳۷) مهر ازلی خدا به اسرائیل.

خداوندی که آفتاب را به جهت روشنایی روز قرار داده،

و نظامِ ثابتِ ماه و ستارگان را برای روشنایی شب؛

که دریا را به تلاطم می‌آورد

تا امواجش به خروش آیند؛

آن که نامش خداوند لشکرهاست،

چنین می‌فرماید:

«تنها اگر این نظامِ ثابت از حضور من برداشته شود،

ذریت اسرائیل نیز از اینکه قومی در حضور من باشند ساقط خواهند شد!»

خداوند چنین می‌گوید:

«اگر آسمان‌ها را در بالا پیمایش توان کرد،

و بنیان زمین را در پایین توان کاوید،

من نیز ذریت اسرائیل را

به سبب آنچه کرده‌اند طرد خواهم کرد؛»

این است فرمودۀ خداوند.

الف. خداوند … چنین می‌فرماید: خدا خود را با توصیفاتی فوق‌العاده از قدرت بی‌نظیرش معرفی می‌کند. اوست که روشنایی، سیارات و ستارگان را می‌بخشد، بر طوفان‌ها و دریاها حکمرانی می‌کند و به لشکرهای آسمانی فرمان می‌دهد (خداوند لشکرها). این عبارت به‌وضوح دارای جدیت قابل توجهی است.

یک) خداوندی که آفتاب را به جهت روشنایی روز قرار داده: «این نظم نتیجۀ ارادۀ حاکمیتی و الهی است. این نظام، نه قوانین طبیعت، بلکه قوانین خداست.» (مک‌لارن)

ب. تنها اگر این نظامِ ثابت از حضور من برداشته شود، ذریت اسرائیل نیز از اینکه قومی در حضور من باشند ساقط خواهند شد! پیام خدا شفاف و تأثیرگذار است. تنها اگر خورشید، ماه و ستارگان از روشنایی بخشیدن، و دریا از تلاطم و خروشیدن بایستد، خدا نیز از فکر کردن به اسرائیل و رابطه داشتن با او به‌عنوان یک قوم دست خواهد کشید. تا زمانی که اینها ادامه دارند، خدا نیز اسرائیل را قومی در حضور خود خواهد دانست.

ج. اگر آسمان‌ها را در بالا پیمایش توان کرد، و بنیان زمین را در پایین توان کاوید، من نیز ذریت اسرائیل را به سبب آنچه کرده‌اند طرد خواهم کرد: خدا برای تأکیدی دوباره و قابل توجه بر این موضوع، یک بیانیۀ شفاف و تأثیرگذار دیگر دربارۀ ماندگاری قوم یهود در نقشۀ در حال اجرای خود در طول اعصار عنوان کرد. از آنجایی که پیمایش آسمان‌ها یا کاوش بنیان زمین امری غیرممکن است، در نتیجه خدا نیز هرگز ذریت اسرائیل را طرد نخواهد کرد حتی با در نظر گرفتنِ آنچه کرده‌اند.

یک) عهدجدید بعداً دیدگاه اسرائیل روحانی را ارائه می‌کند که مفهومی مهم است: زیرا همۀ کسانی که از قوم اسرائیل‌اند، براستی اسرائیلی نیستند (رومیان ۶:۹). دیدگاه اسرائیل روحانی مهم است، اما در اینجا در نبوت ارمیا مطرح نبوده و نیست. ادعای اینکه خدا قصد داشت ارمیا یا هر کس دیگری در آن روزگار این موضوع را به‌عنوان اسرائیل روحانی و نه اسرائیل موروثی درک کند، متن و زمینه را تحریف می‌کند.

دو) تصور اینکه خدا بتواند این اصل را به شکل قوی‌تری بیان کند غیرممکن است. فرزندان ابراهیم، اسحاق و یعقوب نقشی ماندگار در نقشۀ خدا برای همۀ دوران تا پایان این عصر دارند.

۳. آیات (۳۸-۴۰) احیای اورشلیم واقعی.

خداوند می‌فرماید: «اینک روزهایی می‌رسد که این شهر از ’برجِ حَنَنئیل‘ تا ’دروازۀ گوشه‘ برای من تجدید بنا خواهد شد. ریسمانِ اندازه‌گیری تا ’تَلّ جارِب‘ مستقیم پیش خواهد رفت و از آنجا به سوی ’جوعَه‘ دور خواهد زد. و تمامی وادیِ لاشه‌ها و خاکستر، و تمامی دشت‌ها تا وادی قِدرون، و تا گوشۀ ’دروازۀ اسبان‘ به سمت شرق، برای خداوند مقدس خواهد بود. این شهر دیگر هرگز برکنده و سرنگون نخواهد شد.»

الف. این شهر …برای من تجدید بنا خواهد شد: خدا اعلام کرد که شهر واقعی اورشلیم بازسازی خواهد شد و با استفاده از علائم جغرافیایی خاص به‌ضوح توضیح داد که منظور او اورشلیم واقعی و مادی است و نه اورشلیم نمادین یا روحانی. همۀ آن برای خداوند مقدس خواهد بود.

یک) «از آنجایی که یک قوم واقعی باید یک مکان جغرافیایی واقعی برای سکونت داشته باشد، اکنون آشکار می‌شود که پایتخت، یعنی شهر اورشلیم، بازسازی خواهد شد و گسترش خواهد یافت -بله، همان شهری که ارمیا مدت‌ها قبل شاهد ویران شدن آن توسط لشکر کَلدانیان بود.» (فینبرگ)

دو) «برجِ حَنَنئیل گوشۀ شمال شرقی شهر بود… دروازۀ گوشه احتمالاً به دروازه‌ای در گوشۀ شمال غربی دیوار شهر اشاره دارد.» (فینبرگ)

سه) «تَلّ جارِب و جوعَه ناشناخته هستند، اما به نظر می‌رسد این آیه به گسترش مرز اورشلیم در سمت غرب اشاره می‌کند.» (هریسون)

چهار) «با در نظر گرفتن این متن در زمینۀ گسترده‌تر از نبوت، نمی‌توان اورشلیم را به‌عنوان اورشلیم روحانی، آسمانی یا نمادین تفسیر کرد. اگر این امکان وجود داشت، چه نیازی به ارائۀ این همه جزئیات واقعی بود؟» (فینبرگ)

ب. این شهر دیگر هرگز برکنده و سرنگون نخواهد شد: وعدۀ بازسازی به اسرائیل صرفاً روحانی نیست؛ بلکه مادی نیز هست و شامل خودِ شهر و بقای آن نیز می‌شود.

یک) این شهر به دو دلیل نمی‌تواند شهر بازسازی شده پس از بازگشت از بابل باشد: ۱. وسعت آن به مراتب بیشتر است؛ ۲. باید دائمی باشد، هرگز سرنگون نشود، طبق ارمیا ۴۰:۳۱. بنابراین، اگر اساساً به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود، باید به معنای شهری باشد که توسط آنها ساخته خواهد شد، زمانی که آنها با شمار کامل غیریهودیان به آن داخل گردند.» (کلارک)