فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۳۲ – خرید زمین از زندان
خرید زمین بهعنوان نشانهای برای آینده.
۱. آیات (۱-۲) اورشلیم در محاصره.
این است کلامی که در سال دهمِ صِدِقیا پادشاه یهودا، که سال هجدهمِ نبوکدنصر بود، از جانب خداوند بر اِرمیا نازل شد. در آن هنگام، لشکر پادشاه بابِل اورشلیم را در محاصره داشت، و اِرمیای نبی در حیاط قراولان در کاخ پادشاه یهودا، در بند بود.
الف. در سال دهمِ صِدِقیا: صِدِقیا آخرین پادشاه یهودا قبل از فتح نهایی توسط بابلیان بود که در سال دهم از سلطنت او آغاز شد. ارمیا این نبوت را درست زمانی نوشت که لشکر پادشاه بابِل اورشلیم را در محاصره داشت. این یک بحران بسیار دلهرهآور برای کل شهر بود.
یک) «بر اساس ارمیا ۱:۳۹ محاصرۀ اورشلیم در سال نهم از سلطنت صِدِقیا آغاز شد. زمانی که نیروهای مصری به اورشلیم نزدیک شدند، این محاصره برای مدت کوتاهی شکسته شد (ارمیا ۵:۳۷)، اما زمانی که مصریان از نبرد منصرف شدند، بار دیگر بر اورشلیم تحمیل شد.» (هریسون)
ب. اِرمیای نبی در حیاط قراولان … در بند بود: لشکر نبوکدنصر بیرون دیوارهای اورشلیم بود و ارمیا درون دیوارهای زندان سلطنتی (در کاخ پادشاه یهودا).
یک) «حیاط قراولان که احتمالاً یک انبار است (ر.ک. نحمیا ۲۵:۳)، بخشی از محوطۀ کاخ بود که به زندانیان اختصاص داده شده بود. (دوستان میتوانستند در آنجا به ملاقات زندانیان بروند.) محافظان کاخ در آنجا اقامت داشتند.» (فینبرگ)
۲. آیات (۳-۵) دلیل زندانی بودن ارمیا.
زیرا صِدِقیا پادشاه یهودا او را به زندان افکنده و گفته بود: «چرا نبوّت میکنی و میگویی، ”خداوند چنین میفرماید: اینک من این شهر را به دست پادشاه بابِل تسلیم میکنم، و او آن را تسخیر خواهد کرد؛ صِدِقیا پادشاه یهودا از چنگ کَلدانیان نخواهد رَست، بلکه بهیقین به دست پادشاه بابِل تسلیم شده، با او رو در رو سخن خواهد گفت و او را به چشم خود خواهد دید. و خداوند میگوید که او صِدِقیا را به بابِل خواهد بُرد و او در آنجا خواهد ماند، تا آنگاه که من به یاری او بیایم. اگر با کَلدانیان به نبرد برخیزید، پیروز نخواهید شد“؟»
الف. اینک من این شهر را به دست پادشاه بابِل تسلیم میکنم: این پیامی بود که باعث شد ارمیا به زندان بیفتد. صِدِقیای پادشاه از اینکه ارمیا به مردم گفته بود بابلیان موفق به تسخیر این شهر خواهند شد، شهری که صِدِقیا و دیگران برای دفاع از آن بسیار تلاش کردند، ناراحت بود. این یک پیامِ شکست بود، اینکه اگر با کَلدانیان به نبرد برخیزید، پیروز نخواهید شد.
یک) «اگرچه صِدِقیا شاهد تحقق نبوتهای ارمیا بود، اما آنقدر عصبانی بود که او را زندانی کرد، انگار این کار میتوانست اتفاقی را که در حال رخ دادن بود تغییر دهد. بیمنطقی بیایمانان چنین است.» (فینبرگ)
ب. صِدِقیا پادشاه یهودا از چنگ کَلدانیان نخواهد رَست: ارمیا نبوت کرد که نه تنها اورشلیم فتح خواهد شد، بلکه پادشاه نیز اسیر خواهد شد. بدیهی است که این نبوت برای پادشاه ناخوشایند بود، پس ارمیا را به زندان انداخت.
یک) با او رو در رو سخن خواهد گفت و او را به چشم خود خواهد دید: «این مجازات کوچکی برای صِدِقیا نبود، او باید به چهرۀ شخصی نگاه میکرد که خیانتکارانه بر ضد او طغیان کرده بود و سوگند خود را شکسته بود؛ و باید طعنههایش را میشنید، قبل از اینکه دستش را بر او دراز کند. پس در آن روز بزرگ، طغیانگران چگونه در برابر شاه شاهان که او را بسیار آزردهاند خواهند ایستاد؟» (ترپ)
۳. آیات (۶-۱۲) معاملۀ زمین از زندان.
اِرمیا گفت: «کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: ”اینک حَنَمئیل، پسرِ عموی تو شَلّوم، نزد تو میآید و میگوید: مزرعۀ مرا که در عَناتوت است بخر، زیرا حق بازخرید بر مبنای خویشاوندی با توست.“ پس همانگونه که خداوند فرموده بود، پسرعمویم حَنَمئیل در حیاط قراولان نزد من آمد و گفت، ”مزرعۀ مرا که در عَناتوت در قلمرو بنیامین است بخر، زیرا که حق مالکیت و بازخریدِ آن از آن توست؛ پس آن را برای خود بخر.“ آنگاه دانستم که این کلام از جانب خداوند است.
«پس مزرعهای را که در عَناتوت بود از پسرعمویم حَنَمئیل خریدم و بهای آن را که هفده مثقال نقره بود برایش وزن کردم. آنگاه قباله را امضا و مُهر کرده، شاهدان گرفتم و بهای آن را به نقره بر ترازو وزن کردم. سپس قبالۀ خرید را برداشتم، هم نسخۀ مَمهور را که حاوی مُفاد و شرایط بود، و هم نسخۀ باز را. و قبالۀ خرید را در حضور پسرعمویم حَنَمئیل و تمام شاهدانی که قبالۀ خرید را امضا کرده بودند، و نیز در برابر تمام یهودیانی که در حیاط قراولان نشسته بودند، به باروک پسر نیریا نوادۀ مَحسِیا دادم.
الف. مزرعۀ مرا که در عَناتوت است بخر: خدا به ارمیا گفت که پسر عمویش حَنَمئیل به ملاقات او در زندان خواهد رفت و از او خواهد خواست تا مزرعهای را در زادگاهشان عَناتوت (ارمیا ۱:۱) از او بخرد. خدا به ارمیا گفت که حَنَمئیل بر مبنای حق بازخرید، این پیشنهاد را به او خواهد داد -تا زمین در خانواده باقی بماند و بنابراین قبل از هر کس دیگری باید به ارمیا پیشنهاد داده شود (مانند روت ۶:۴).
یک) عَناتوت حدود سه مایل از اورشلیم فاصله داشت. محاصرۀ اورشلیم توسط لشکر بابلیان به این معنی بود که دشمن قبلاً عَناتوت را اشغال کرده است. به ارمیا پیشنهاد شد زمینی را بخرد که هماکنون تحت اشغال بابلیان بود.
دو) «برخی گفتهاند که حَنَمئیل به دلیل محاصره با کمبود پول مواجه شده و فروش زمین راهحلی بدیهی برای رفع نیازهایش بوده است. اما این زمین در عَناتوت، کاملاً بیارزش بود، زیرا در آن لحظه تحت اشغال بابلیان قرار داشت و اورشلیم نیز به روزهای آخر خود رسیده بود. در چنین شرایطی فقط یک احمق زمین میخرد یا از دیگری انتظار خرید دارد!» (کاندال)
سه) «حال، خرید این زمین از لحاظ منطقی، عجیب بود. به لحاظ دوراندیشی قابل توجیه نبود؛ خریدِ ملکی که کاملاً بیارزش بود.» (اسپرجن)
ب. پس همانگونه که خداوند فرموده بود، پسرعمویم حَنَمئیل در حیاط قراولان نزد من آمد: همان اتفاقی که خدا به ارمیا گفته بود رخ داد. پسر عموی ارمیا آمد و زمین را به او پیشنهاد داد، زیرا ارمیا حق مالکیت این زمین را داشت. با تحقق شگفتانگیز این موضوع ارمیا فهمید که این کلام از جانب خداوند است.
یک) «آیا تا به حال بیاحساستر از این ملاقاتکننده در زندان وجود داشته است؟» (کیدنر)
دو) حق مالکیت: «طبق شریعت موسی (لاویان ۲۵:۲۵-۳۴)، سرزمین وعده یک میراث مقدس بود. مِلک نباید از مالکیت خانواده خارج شود. خدا نمیخواست قومش از کسی بیرون از خاندان خود کمک بگیرند. اگر بدهکار میشدند، یکی از خویشاوندان خودشان باید املاک آنها را بازخرید میکرد.» (رایکن)
سه) «این متن نشان میدهد که قوانین باستانی مربوط به مالکیت زمین، علیرغم ارتداد یهودا همچنان توسط آنها رعایت میشد.» (فینبرگ)
چهار) «شاید خویشاوندان نزدیکترِ حَنَمئیل از بازخرید ملک امتناع ورزیدهاند و او مجبور شده به ارمیا بهعنوان یکی از خویشاوندان دورتر پیشنهاد دهد (روت ۹:۳-۱۳؛ ۱:۴-۱۲). در این مواقع تنگی، تعداد کمی از خویشاوندان از حقوق خود در این زمینه بهرهمند خواهند شد.» (تامپسون)
چهار) ارمیا در حالی این زمین را خرید که هیچ شخص دیگری آن را نمیخواست، زیرا او میدانست که این کلام از جانب خداوند است: «به نظر میرسد که کلام یهوه به صورت یک فکر به او رسیده باشد، همانطور که اغلب برای ما اتفاق میافتد. ما اغلب فکرهایی به ذهنمان میآید که به نظر میرسد از جانب خداوند باشد. بیایید مطمئن شویم که خدا آنچه را امر میکند، خود نیز ممکن میسازد. وقتی به دنبال دعوت، دری باز میشود، ما نباید تردید کنیم.» (مورگان)
ج. پس مزرعهای را که در عَناتوت بود از پسرعمویم حَنَمئیل خریدم: ارمیا ملکی را خریداری کرد که در شرایط عادی یک سرمایهگذاری غیرعقلانی محسوب میشد، چون خدا خیلی واضح به او گفته بود که آن را بخرد. لشکر بابل عَناتوت را اشغال کرد، اورشلیم را محاصره کرد و آماده بود تا فتح آن منطقه را تکمیل کند. ارمیا میدانست که آنها موفق خواهند شد، و در این صورت، قبالۀ او برای زمین بیارزش خواهد بود، زیرا بابلیان بهزودی همهچیز را تحت کنترل میگرفتند. با اینحال او آن ملک را خرید.
یک) احتمالاً نگهبانان زندان و بقیه فکر کردهاند که ارمیا دیوانه است. احتمالاً حَنَمئیل نیز با خود فکر کرده است که این بهترین و آسانترین هفده مثقال نقرهای است که تا به حال به دست آورده است، بهویژه زمانی که مردم برای خرید مواد غذایی، که در زمان محاصره با قیمتهای بسیار بالاتر فروخته میشد، به پول زیادی نیاز داشتند.
دو) ممکن است حَنَمئیل در این موقعیت از ارمیا سوءاستفاده کرده باشد و او را به چالش کشیده باشد تا مطابق گفتههای خود عمل کند. زیرا او نبوت کرده بود که سرزمین بازسازی خواهد شد و برکت خواهد یافت؛ اگر او واقعاً به گفتههای خود باور داشت، پس باید از خرید این زمین خوشحال بشود. حَنَمئیل ارمیا را به چالش کشید تا در عمل نشان دهد که واقعاً به حرفهای خود باور دارد. در هر صورت، ارمیا آنچه را که خدا به او گفته بود انجام داد -حتی اگر مدت کوتاهی بعد در آن شک کرد (ارمیا ۲۴:۳۲-۲۵).
سه) «خدا به ارمیا فرمان داد که این کار را انجام دهد، زیرا او با این کارِ خود عملاً موعظه میکرد. واعظ باید به آنچه موعظه میکند ایمان داشته باشد؛ و ممکن است او برای انجام کاری فراخوانده شود که انجام آن بهترین دلیل ممکن برای مردمش باشد تا باور کنند او واقعاً به آنچه میگوید اعتقاد دارد.» (اسپرجن)
د. در حضور … تمام شاهدانی که قبالۀ خرید را امضا کرده بودند، و نیز در برابر تمام یهودیانی که در حیاط قراولان نشسته بودند: خرید ملک خود کاری عجیب بود؛ کار عجیبتر این بود که معامله در حیاط قراولان (زندان) انجام شد. با اینحال، ارمیا این معامله را طبق رسوم قانونی قوم خود انجام داد.
یک) سپس قبالۀ خرید را برداشتم، هم نسخۀ مَمهور را که حاوی مُفاد و شرایط بود، و هم نسخۀ باز را: «روال قانونی چنان درست انجام شد که انگار آن سرزمین در صلح و آرامش بود. قباله شامل یک نسخۀ مهر و موم شده حاوی مفاد قرارداد و شرایط خرید و همچنین یک نسخۀ باز بود.» (هریسون)
دو) «این روال در جامعۀ یهودیان الفانتین (Elephantine) در مصر در اواخر قرن پنجم ق.م. به این صورت بود که قرارداد را بر روی پاپیروس مینوشتند و سپس آن را چند بار تا میکردند، میبستند و مهر و موم میکردند. این نسخۀ رسمی و ممهور بود. یک نسخۀ بدون مهر و موم هم به آن ضمیمه میکردند تا در صورت نیاز به آن مراجعه کنند… ‘قبالههای مالکیتِ‘ مشابهی در صحرای یهودیه کشف شده است.» (تامپسون)
۴. آیات (۱۳-۱۵) درس مربوط به معاملۀ ملک از زندان: خدا میراث قوم را باز خواهد گرداند.
و در حضور ایشان به باروک چنین سفارش کردم: ”خداوند لشکرها، خدای اسرائیل چنین میفرماید: این قبالهها، یعنی نسخۀ مَمهور و نیز نسخۀ باز را بگیر و در ظرفی سفالین بگذار تا مدتی طولانی محفوظ بماند. زیرا خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: بار دیگر در این سرزمین خانهها و مزرعهها و تاکستانها خریداری خواهد شد.“
الف. و در حضور ایشان به باروک چنین سفارش کردم: نام باروک، پسر نیریا، اولین بار در ارمیا ۳۲ ذکر شده است (ارمیا ۱۲:۳۲). باروک یک کاتب و دستیار ارمیا بود. ارمیا با او صحبت کرد تا دیگران بشنوند و یاد بگیرند.
ب. در ظرفی سفالین بگذار تا مدتی طولانی محفوظ بماند: ارمیا به باروک گفت که قبالۀ مالکیت و جزئیات معامله را حفظ و پنهان کند تا بعداً خوانده شوند. این شبیه به یک کپسول زمان بود که اقلامی را در آن قرار میدادند به این منظور که در آینده خوانده شوند.
یک) «شکل معامله جالب است (ر.ک. لاویان ۲۵:۲۵-۲۸)، بهویژه نگهداری قبالهها در کوزههای سفالی برای اطمینان از حفظ آنها، مشخصهای که بهوضوح در حفظ طومارهای دریای مرده در ظروفی مشابه برای بیش از ۲۰۰۰ سال دیده میشود.» (کاندال)
دو) «خرید زمینی که تحت تصرف فاتح جهان است، و سپس مراقبت دقیق از قبالههای مالکیت، تأییدی محکم بود از اینکه خدا میراث قوم را به آنها باز خواهد گرداند، درست مانند نقرههایی که برای آن معامله پرداخت شد.» (کیدنر)
ج. بار دیگر در این سرزمین خانهها و مزرعهها و تاکستانها خریداری خواهد شد: این وعدۀ خدا بود، و هدف از خرید ملک نیز همین بود، که اگر خارج از این وعده انجام میشد حماقتی بیش نبود. ارمیا از طریق مکاشفه کاملاً اطمینان داشت که بابلیان اورشلیم و یهودا را فتح خواهند کرد؛ با اینحال، او همچنین مطمئن بود که خدا آنها را بازخواهد گرداند. خرید ملک از زندان بیانگر اعتماد کامل به وعدۀ خدا بود که این زمین دوباره خریداری خواهد شد.
نبی دعا میکند که بفهمد.
۱. آیات (۱۶-۲۳) دعایی که عظمت خدا و شکست قوم او را اعلام میکند.
«پس از آنکه قبالۀ خرید را به باروک پسر نیریا دادم، نزد خداوند دعا کرده، گفتم: ”آه ای خداوندگارْ یهوه! تویی که آسمانها و زمین را به نیروی عظیم و بازوی افراشتۀ خود آفریدی! هیچ چیز برای تو دشوار نیست. محبت خود را بر هزاران ارزانی میداری، اما مکافات گناه پدران را پس از ایشان، دامنگیر فرزندانشان میکنی. ای خدای عظیم و قادر، که نامت خداوند لشکرهاست، که مشورتهایت عظیم و اعمالت نیرومند است؛ ای که چشمانت بر تمامی راههای بنیآدم باز است، و به هر کس بر حسب راههایش و بر وفق ثمرۀ اعمالش پاداش میدهی! ای که در سرزمین مصر آیات و عجایب به ظهور آوردی، و تا به امروز نیز در اسرائیل و در میان آدمیان چنین میکنی، و از بهر خود، مانند امروز، نامی فراهم آوردهای. ای که قوم خود اسرائیل را به آیات و عجایب، و دستِ قوی و بازوی افراشته، و هیبت عظیم از سرزمین مصر بیرون آوردی؛ و این سرزمین را که برای پدرانشان سوگند خوردی که بدیشان بدهی، بدیشان بخشیدی -سرزمینی که شیر و شهد در آن جاری است. و ایشان بدانجا داخل شده، آن را به تصرّف آوردند، اما به ندای تو گوش فرا ندادند و به شریعت تو سلوک نکردند و آنچه را بدیشان امر فرموده بودی انجام ندادند. از این رو تو نیز تمامی این بلا را بر ایشان نازل کردی.
الف. نزد خداوند دعا کرده: پس از معاملۀ ملک در زندان، ارمیا در مورد این موضوع دعا کرد. او با یک آه شروع کرد و خطاب به یهوه گفت: آه ای خداوندگارْ یهوه!
یک) «دلش با ناباوری و افکار نفسانی پریشان شد. بنابراین برای دور کردن آن افکار، خود را به دعا مشغول کرد. درست همانطور که میتوان مستی را با خواب رفع کرد، آشفتگیها را نیز میتوان با دعا از خود دور نمود.» (ترپ)
دو) «و چه دعایی! چه مطلب وزینی، چه عظمت بیانی، چه ستایش عمیقی، چه فهمی درست، چه مسح الهیای، چه تمنای تأثیرگذار و چه ایمان محکمی! دعایی تاریخی، بدون یکنواختی؛ خلاصه، بدون ابهام؛ اعتراف به بزرگترین جنایات در برابر عادلترین هستی، بدون ناامیدی از رحمت او و یا بدیهی پنداشتن نیکویی او: اعترافی که در اصل تصدیق میکند که اگر نیکویی نامتناهی خدا عفو نکند و نبخشد، عدالتش باید بزند و نابود کند.» (کلارک)
ب. تویی که آسمانها و زمین را به نیروی عظیم و بازوی افراشتۀ خود آفریدی: ارمیا در دعای خود، قدرت عظیم خدا را تصدیق و ستایش کرد و به این حقیقت اعتراف نمود که هیچ چیز برای تو دشوار نیست.
یک) «یقیناً اگر خدا توانسته بود آسمانها و زمین را با نیروی عظیم و بازوی برافراشتۀ خود بیافریند، آنگاه به آسانی میتوانست کاری کند که کَلدانیان از این سرزمین عقبنشینی کنند، اسرائیل دوباره در آن ساکن شود و خرید و اجارۀ املاک آزادانه انجام گیرد.» (مایر)
ج. محبت خود را بر هزاران ارزانی میداری: ارمیا رحمت و محبت خدا را تصدیق کرد.
د. ای که چشمانت بر تمامی راههای بنیآدم باز است، و به هر کس بر حسب راههایش پاداش میدهی: ارمیا عدل و انصاف خدا را تصدیق کرد.
ه. ای که قوم خود اسرائیل را … از سرزمین مصر بیرون آوردی: ارمیا محبت، لطف و کار خاص خدا نسبت به قوم خودْ اسرائیل را تصدیق کرد. آنها اهداف ویژۀ قدرت، رحمت و محبت او بودند.
یک) ای که در سرزمین مصر آیات و عجایب به ظهور آوردی: «اورسیوس (Oresius) نوشته است که رد چرخهای ارابههای فرعون هنوز در دریای سرخ دیده میشود. راستی یا اعتبار گفته با نویسنده باشد.» (ترپ)
و. اما به ندای تو گوش فرا ندادند و به شریعت تو سلوک نکردند: ارمیا محبت و نیکویی خدا -بهویژه آنطور که به اسرائیل اِبراز میشد- را با سرکشی و نااطاعتی آنها مقایسه کرد. این سرکشی و نااطاعتی سبب شد که تمامی این بلا را بر ایشان نازل گردد.
۲. آیات (۲۴-۲۵) دعا برای فهمیدن.
اینک سنگرها به جهت تسخیر شهر بر آن بر پا شده است، و شهر به سبب شمشیر و قحطی و طاعون به دست کَلدانیانی که با آن میجنگند، تسلیم میشود. آنچه گفته بودی، واقع شده است، و اینک تو آن را میبینی. اما ای خداوندگارْ یهوه، تو خود به من فرمودی: ’مزرعه را در حضور شاهدان به نقد بخر‘ – با اینکه شهر به دست کَلدانیان تسلیم شده است.“»
الف. اینک سنگرها به جهت تسخیر شهر بر آن بر پا شده است: صمیمیت محبتآمیز ارمیا با خدا را میتوان در شیوۀ بیان او مشاهده کرد که سنگرهای برپا شده برای محاصرۀ اورشلیم توسط بابلیان را به خدا نشان میدهد.
ب. شمشیر و قحطی و طاعون: زندگی در یک شهر باستانی در هنگام محاصره اینگونه بود. برخی از اهالی با شمشیر در دیوارهای شهر کشته میشدند. بسیاری دیگر بهخاطر قحطی جان خود را از دست میدادند زیرا منابع غذایی هرگز تجدید نمیشد. و بسیاری نیز با راه یافتن طاعون به شهر و شیوع سریع آن به دلیل محصور بودن محیط، جان خود را از دست میدادند.
ج. مزرعه را در حضور شاهدان به نقد بخر: درک این موضوع برای ارمیا سخت بود که چرا خدا به او گفت که آن ملک را از زندان بخرد. قطعاً کَلدانیان شهر و منطقه را فتح میکردند. خدا میتوانست قوم خود را به آن سرزمین بازگرداند، اما آنها لیاقت آن را نداشتند. این کار برای ارمیا چندان منطقی نبود، اما او کار درست را انجام داد: او به خدا متوسل شد و برای درک آن دعا کرد.
یک) «این نشانۀ ایمان ارمیا نبود، زیرا او با اینکه مطیع بود، اما سردرگم شده بود. نشانه، در فرمان بود؛ این نشانۀ خدا برای خادمش بود.» (مورگان)
وعدۀ داوری، وعدۀ احیا.
۱. آیات (۲۶-۳۵) وعدۀ داوری.
آنگاه کلام خداوند بر اِرمیا نازل شده، گفت: «هان، من یهوه خدای جمیع آدمیان هستم. آیا چیزی هست که برای من دشوار باشد؟ پس خداوند چنین میفرماید: اینک من این شهر را به دست کَلدانیان و به دست نبوکدنصر، پادشاه بابِل تسلیم میکنم، و او آن را تسخیر خواهد کرد. کَلدانیانی که با این شهر میجنگند، به شهر درآمده، آن را به آتش خواهند کشید و آن را با خانههایش خواهند سوزانید، همان خانههایی که بر بامهای آنها برای بَعَل بخور میسوزاندند و هدایای ریختنی برای خدایانِ غیر میریختند و بدینگونه خشم مرا برمیانگیختند. زیرا بنیاسرائیل و بنییهودا، از روزگار جوانی کاری جز انجام آنچه در نظر من بد است، نکردهاند. آری، خداوند میفرماید که بنیاسرائیل کاری جز برانگیختن خشم من با عمل دستان خود نکردهاند. این شهر از روز بنایش تا به امروز، چنان خشم و غضب مرا برافروخته است که باید آن را از حضور خود به دور افکنم. بنیاسرائیل و بنییهودا با همۀ شرارتی که مرتکب شدند خشم مرا برانگیختند، ایشان با پادشاهان و صاحبمنصبانشان، کاهنان و انبیایشان، و مردان یهودا و ساکنان اورشلیم. آنان به جای آنکه به من رو کنند، پشت کردند. و هرچند ایشان را بارها و بارها تعلیم دادم، گوش نسپردند و تأدیب نپذیرفتند. آنها بتهای نفرتانگیز خود را در خانهای که به نام من نامیده شده است، بر پا کردند تا آن را نجس سازند. و مکانهای بَعَل را در وادی بِنهِنّوم بنا کردند تا پسران و دخترانشان را برای مولِک در آتش قربانی کنند، گرچه ایشان را بدان امر نکرده و حتی به خاطرم خطور نکرده بود که از ایشان بخواهم با چنین عمل کراهتآوری یهودا را به گناه بکشانند.
الف. من یهوه خدای جمیع آدمیان هستم. آیا چیزی هست که برای من دشوار باشد؟ خدا در پاسخ به دعای ارمیا، ابتدا با همان عباراتی که ارمیا دعا کرده بود، قدرت و نیروی خود را تأیید کرد. ارمیا به خداوند گفته بود که هیچ چیز برای تو دشوار نیست (ارمیا ۱۷:۳۲). خداوند به خادم دعاکنندۀ خود پاسخ داد، آیا چیزی هست که برای من دشوار باشد؟
یک) «ما امروز در کشور خود کلیسا را میبینیم که در دنیاپرستی و تعالیم نادرست غرق شده است. ببینید! بسیاری از انجیل دور شدهاند و خود را به هزاران خطا تسلیم کردهاند: چگونه میتوان شریران را شفا داد؟ قرار است شفا بیابند؛ باید شفا بیابند؛ شفا خواهد یافت، زیرا یهوه چنین میگوید: ‘آیا چیزی هست که برای من دشوار باشد؟‘» (اسپرجن)
ب. اینک من این شهر را به دست کَلدانیان … تسلیم میکنم: خدا وعدهای که قبلاً بارها تکرار کرده بود را دوباره تأیید کرد. اورشلیم و یهودا به دست بابلیان خواهند افتاد. خدا به ارمیا گفت زمین را بخرد و دلیلش این نبود که اورشلیم فتح نخواهد شد.
ج. همان خانههایی که بر بامهای آنها برای بَعَل بخور میسوزاندند و هدایای ریختنی برای خدایانِ غیر میریختند: خدا تمامی گناهان یهودا و اورشلیم که باعث مجازات خدا میشد را به ارمیا یادآوری کرد. همۀ این گناهان -عمدتاً بتپرستی در اشکال مختلف- خشم خدا را برمیانگیختند.
یک) این شهر از روز بنایش تا به امروز، چنان خشم و غضب مرا برافروخته است: «در واقع، سلیمان بنای شهر را به پایان رساند و اولین نفر از بین همۀ پادشاهان اسرائیل بود که به ورطۀ بتپرستی افتاد.» (فینبرگ)
دو) هرچند ایشان را بارها و بارها تعلیم دادم: [ترجمۀ قدیم، «هر چند ایشان را تعلیم دادم بلکه صبح زود برخاسته، تعلیم دادم»] «از اشاره مکرر به این موضوع، طبیعتاً میتوان نتیجه گرفت که موعظۀ صبحگاهی در یهودیه رایج بوده است.» (کلارک)
سه) آنها بتهای نفرتانگیز خود را در خانهای که به نام من نامیده شده است، بر پا کردند تا آن را نجس سازند: «شرارات قوم وقتی به اوج خود رسید که آنها بتهای خود را در معبد خودِ خدا برپا کردند. این نمادهای ناپاک (شهوانی) در طول اصلاحات یوشیا حذف شده بودند. اما در سالهای ارتداد پس از سلطنت یوشیا دوباره احیا شدند (ر.ک. ارمیا ۳۰:۷؛ دوم پادشاهان ۴:۲۳، ۶؛ حزقیال ۳:۸-۱۱).» (فینبرگ)
د. تا پسران و دخترانشان را برای مولِک در آتش قربانی کنند: بتپرستی آنها تا جایی پیش رفت که واقعاً در آیین کنعانیان برای قربانی کردن کودکان شرکت کردند. حتی آحازِ پادشاه (دوم پادشاهان ۳:۱۶) و منسیِ پادشاه (دوم پادشاهان ۶:۲۱) نیز در این عمل هولناک شرکت کردند.
یک) شواهد باستانشناسی برای قربانی کردن کودکان در میان قوم اسرائیل در این دوره وجود ندارد یا بسیار ناچیز است. این بدان معناست که یا این عمل بسیار نادر بوده یا بر آن سرپوش گذاشته شده است. شاید این روش خدا برای بیان این موضوع باشد که این عمل حتی اگر بهندرت هم انجام شود، از نظر او نفرتانگیز است.
دو) «مکانهای بلند شاهد مهمترین آیین پرستش فرقهای مولِک، یعنی قربانی کردن انسان بوده است (ارمیا ۵:۱۹؛ لاویان ۲۱:۱۸).» (هریسون)
سه) حتی به خاطرم خطور نکرده بود که از ایشان بخواهم با چنین عمل کراهتآوری یهودا را به گناه بکشانند: «این عمل بهقدری نفرتانگیز بود که خداوند با یک انسانانگاری قوی میگوید که هرگز به ذهن او خطور نکرده بود که قوم مورد علاقۀ او اینقدر خود را بیارزش کنند.» (فینبرگ)
۲. آیات (۳۶-۴۱) وعدۀ احیا، تحقق یافته در عهد تازه.
«و حال یهوه خدای اسرائیل دربارۀ این شهر که شما میگویید، ”به قحطی و شمشیر و طاعون گرفتار آمده و به دست پادشاه بابِل تسلیم شده است“، چنین میفرماید: بهیقین من ایشان را از تمام ممالکی که ایشان را در خشم شدید و غضب عظیم خود بدانها راندهام، گرد آورده، بدین مکان باز خواهم آورد تا در امنیت زندگی کنند. ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان. و ایشان را یک دل و یک طریق خواهم داد تا به جهت خیریّت خویش و خیریّت فرزندانشان که پس از ایشان خواهند بود، همیشه از من بترسند. و عهد جاودانی با ایشان خواهم بست که هرگز از نیکویی کردن به ایشان بازنایستم. و ترس خود را در دل ایشان خواهم نهاد تا از من روی برنتابند. از نیکویی کردن به ایشان شادمان خواهم شد و ایشان را به امانت خویش و به تمامی دل و جان خود در این سرزمین غرس خواهم کرد.
الف. بهیقین من ایشان را از تمام ممالکی که ایشان را … بدانها راندهام، گرد آورده: همان خدایی که وعدۀ داوری داد و آن را به انجام رساند، همچنین وعدۀ احیا نیز داده است و به آن نیز عمل خواهد کرد. وعدۀ دوم نیز یقیناً مانند وعدۀ اول به انجام خواهد رسید. با اینحال، این وعدهها که از اینجا و با وعدۀ گردآوری اسرائیل از میان ممالک به سرزمین خودشان آغاز میشود، فراتر از آن بود که در بازگشت قوم در زمان عزرا و نحمیا، یعنی حدود ۷۰ سال پس از آغاز تبعید، محقق شود. اینها وعدههای عهد تازه هستند، همانطور که قبلاً در ارمیا ۳۱:۳۱-۳۴ توضیح داده شد.
یک) «من ایشان را راندهام (ارمیا ۳۷:۳۲) یک زمان کامل نبوتی [یک آرایۀ ادبی که معمولاً در نبوتها استفاده میشود و در مورد رویدادهای آینده به گونهای صحبت میکند که انگار قبلاً اتفاق افتاده است] است، زیرا تبعید هنوز اتفاق نیفتاده است.» (هریسون)
ب. ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان: مانند سایر متون مربوط به عهد تازه، خدا وعده داد که بر اساس این عهد تازه با قوم خود رابطهای شخصی و صمیمی خواهد داشت.
ج. ایشان را یک دل و یک طریق خواهم داد: مانند سایر متون مربوط به عهد تازه، خدا وعدۀ تحول درونی را داد که برای نسلهای متوالی برکت به ارمغان خواهد آورد (به جهت خیریّت خویش و خیریّت فرزندانشان).
د. از نیکویی کردن به ایشان شادمان خواهم شد: جنبۀ دیگری از عهد تازه این است که رفتار خدا نسبت به قومش تغییر خواهد کرد؛ به جای داوری، از نیکویی کردن به ایشان شادمان خواهد شد. خدا برای انجام این کار چنان غیرت داشت که وعده داد آن را با تمامی دل و جان خود انجام دهد.
یک) عهد جاودانی با ایشان خواهم بست: «همانطور که وعده داده شد، این عهد نه تنها تازه خواهد بود، بلکه جاودان نیز خواهد بود.» (کیدنر)
دو) آنچه در این متن گفته نشده، اما در متون دیگر در کتابمقدسِ عبری و یونانی به تفصیل آمده، این است که این تغییر رفتار خدا به دلیل کار کفارۀ مسیح است که بر اساس آن، عدالت او از طریق ایمان قومش به آنها اعطا میشود.
سه) به تمامی دل و جان خود: «ببینید که خدا چطور با تمامی دل خود قومش را برکت میدهد. گناه را با تمام دل و جان میبخشد. باشد که ما نیز با تمام دل و جان از گناه خود توبه کنیم؛ و سپس، با تمام دل و جان خود، خداوند را خدمت نماییم!» (اسپرجن)
چهار) «خدای ما رحمتهایش را سرسری به ما نمیبخشد، چنانکه انسانی سکهای به سمت گدایی پرتاب کند. نه، نه، او با تمام دل و جانش ما را برکت میدهد.» (اسپرجن)
۳. آیات (۴۲-۴۴) ربط دادن وعدهها به خرید زمین توسط ارمیا.
«زیرا خداوند چنین میفرماید: چنانکه بر این قوم تمامی این بلای عظیم را نازل کردم، همچنان تمامی آن نیکویی را که بدیشان وعده دادهام، بر ایشان نازل خواهم کرد. و در این سرزمین که دربارهاش میگویید، ”ویرانهای است خالی از انسان و حیوان، و به دست کَلدانیان تسلیم شده است!“ مزرعهها خریداری خواهد شد. آری، مزرعهها به نقد خریداری خواهد شد و در حضور شاهدان قبالهها نوشته و مُهر خواهد شد، در زمین بنیامین و حوالی اورشلیم و در شهرهای یهودا و شهرهای کوهستان و شهرهای نواحی کمارتفاع و شهرهای نِگِب؛ زیرا، خداوند میفرماید، من سعادت گذشته را بدیشان باز خواهم گردانید.»
الف. چنانکه بر این قوم تمامی این بلای عظیم را نازل کردم، همچنان تمامی آن نیکویی را که بدیشان وعده دادهام، بر ایشان نازل خواهم کرد: این اصل برای تأکید دوباره تکرار میشود. وقتی ارمیا این نبوت را بیان کرد، لشکر بابل اورشلیم را محاصره کرده بود و شهر در آستانۀ تصرف بود. این اتفاق قطعی بود، درست مانند تمامی آن نیکویی که خدا وعده داده بود بر ایشان نازل خواهد کرد.
ب. مزرعهها به نقد خریداری خواهد شد: وقتی خدا وعدۀ خود مبنی بر احیا را به انجام برساند -یا احیای نزدیک در زمان عزرا و نحمیا یا احیای نهایی بر اساس عهد تازه- اسرائیل چنان امن و امان خواهد بود که معاملات املاک دوباره مطابق معمول انجام خواهد شد.
یک) در زمین بنیامین: «شاید به خاطر ملک ارمیا در عَناتوت باشد که ابتدا بنیامین ذکر شده است.» (فینبرگ)