فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۱۳ – دو نشانۀ هشدار دهنده
به نظر میرسد این باب مجموعهای از چندین نشانه و نبوت است که در زمانهای مختلف به ارمیا داده شده است.
نشانۀ کمربند کتانی.
۱. آیات (۱-۵) پنهان کردن کمربند کتانی.
خداوند به من چنین فرمود: «برو و کمربندی از کتان خریده، بر کمر ببند، اما آن را در آب فرو مبر.» پس مطابق کلام خداوند کمربندی خریدم و آن را بر کمر بستم. دیگر بار کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «اکنون کمربندی را که خریده و بر کمر بستهای، برگیر و نزد رود فُرات رفته، آن را در شکاف صخرهای پنهان کن.» پس رفتم و آن را همانگونه که خداوند به من فرموده بود، نزد فُرات پنهان کردم.
الف. برو و کمربندی از کتان خریده: یهوه، خدای عهد اسرائیل، به منظور ارائۀ یک درس عملی به ارمیا گفت که کمربندی از کتان بخرد و به کمر خود ببندید. این نوع کمربند با لباس کاهنان مرتبط بود و هم برای لباس کاهن اعظم (خروج ۴:۲۸) و هم برای کاهنان عادی (لاویان ۴:۱۶) استفاده میشد. این کمربند کتانی نشانۀ شأن و نجابت بود.
یک) برخی مانند هریسون بر این باورند که این کمربند در واقع تکهای از پارچه بوده که شخص دور کمر خود میبسته تا شرمگاه خود را بپوشاند، اما به نظر میرسد بهعنوان یک کمربند تزئینی، چیزی شبیه به شال کمر، بهتر قابل درک باشد.
دو) «اگر فرض کنیم ارمیا جامۀ سنتی انبیا را میپوشیده است، در این صورت باید یک لباس نسبتاً تنگ و زبر بر تن داشته، و ردایی بر روی آن پوشیده باشد. یک کمربند کتانی به دور کمر، که کاهنان و اشراف ثروتمند میپوشیدند، او را بسیار دیدنی میکرد.» (تامپسون)
ب. اکنون کمربندی را … برگیر و نزد رود فُرات رفته، آن را در شکاف صخرهای پنهان کن: خدا به ارمیا فرمان داد تا در یک سفر طولانی، از شمال (و تا حدودی شرق) به رود فرات برود. این همان جهتی بود که فاتحان آیندۀ یهودا قرار بود از آنجا بیایند. او قرار بود به محض رسیدن به آنجا کمربند را، احتمالاً در کنار رود، دفن کند.
یک) برخی بر این باورند که ارمیا تا کنار رود فرات نرفته است، بلکه کنار یک منبع آب نزدیکتر با نام مشابه رفته است. برخی دیگر تصور میکنند که این صرفاً یک رؤیای نبوتی بوده است. با اینحال، دلیل موجهی وجود ندارد که باور کنیم ارمیا برای ارائۀ یک مَثَل عملی به این سفر نرفته باشد. «شخصاً معتقدم که این اتفاق در تاریخ افتاده و ارمیا در واقع دو بار به بابل سفر کرده و برگشته است.» (مورگان)
دو) «ناپدید شدن نبی به مدت سه ماه، در عَناتوت بلوا به پا میکرد و بازگشت او بدون کمربند باعث اظهارنظرهای بسیاری میشد.» (تامپسون)
سه) «بنابراین به نظر میرسد سفر نبی به آنجا صرفاً در عالم رؤیا اتفاق افتاده است، درست مانند پابرهنه راه رفتن اشعیا، ازدواج هوشع با یک فاحشه و سیصد و نود روز بر پهلوی چپ خوابیدن حزقیال.» (ترپ)
۲. آیات (۶-۷) یافتن کمربند پوسیده و بیفایده.
پس از گذشت روزهایی بسیار، خداوند مرا فرمود: «برخیز و به فُرات برو، و کمربندی را که امر فرموده بودم در آنجا پنهان کنی، از آنجا برگیر.» پس به فُرات رفتم و مکانی را که کمربند را در آن پنهان کرده بودم، کَندم و کمربند را از آنجا برگرفتم. اما اکنون پوسیده بود و به هیچ کاری نمیآمد.
الف. برخیز و به فُرات برو، و کمربندی را که امر فرموده بودم در آنجا پنهان کنی، از آنجا برگیر: پس از گذشت روزهایی بسیار، خداوند به ارمیا فرمان داد که بار دیگر آن مسیر طولانی را طی کند و این بار کمربند را از مکانی آن را دفن کرده بود بردارد.
ب. کمربند را از آنجا برگرفتم. اما اکنون پوسیده بود و به هیچ کاری نمیآمد: ارمیا چیزی را دید که انتظارش را داشت. کمربند در خاک و بهخاطر رطوبت فرسوده شده بود. کمربند هنوز وجود داشت، اما پوسیده بود و دیگر هیچ کاربردی نداشت. از اصالت و شهرت سابق آن خبری نبود.
یک) «هرچند ممکن است کسی به کلمات ساده توجه نکند، اما این نمایش کوچک توجه مردم را به خود جلب کرد و کنجکاوی آنها را برانگیخت. اگر ما هم گاهی حقیقت را به صورت نمایش ارائه میکنیم، ما را سرزنش نکنید: ما باید دل مردم را به دست بیاوریم، و برای انجام این کار، حتی جرئت این را داریم که ما را بازیگر تئاتر صدا کنند.» (اسپرجن)
۳. آیات (۸-۱۱) نابود کردن تکبر قوم.
آنگاه کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «خداوند چنین میفرماید: به همینسان من تکبّر یهودا و تکبّرِ عظیم اورشلیم را نابود خواهم کرد. این قومِ شریر که از شنیدن کلام من سر باز میزنند، و از سرکشیِ دلِ خود پیروی میکنند و از پی خدایانِ غیر رفته، آنها را عبادت و سَجده مینمایند، مانند همین کمربند خواهند شد که به هیچ کاری نمیآید. زیرا خداوند میفرماید: همانگونه که کمربند به کمر آدمی میچسبد، من تمامی خاندان اسرائیل و تمامی خاندان یهودا را به خویشتن چسباندم تا قوم و شهرت و ستایش و شکوه برای من باشند، اما گوش نگرفتند!
الف. به همینسان من تکبّر یهودا و تکبّرِ عظیم اورشلیم را نابود خواهم کرد: آن کمربند نجیب به رود فرات برده شد و پوسیده شد. به همین ترتیب، یهودا و اورشلیم در اسارت پیشِ رو به فرات (و فراتر از آن) برده خواهند شد و به این ترتیب خدا تکبر این قوم خود را نابود خواهد کرد.
یک) «درست همانطور که آن کمربند پوسیده شده بود، تکبر عظیم یهودا و تکبر عظیم اورشلیم نیز نابود خواهد شد.» (تامپسون)
ب. مانند همین کمربند خواهند شد که به هیچ کاری نمیآید: زمانی قوم خدا، اسرائیل، در جهان فایدۀ زیادی داشت، اما آنها آنقدر خدا را رد کردند که در آن زمان به هیچ کاری نمیآمد. این اتفاق بهواسطۀ سه گناه اصلی آنها رخ داد.
• از شنیدن کلام من سر باز میزنند: قوم خدا نسبت به کلام خدا سرد و سختدل شده بودند.
• از سرکشیِ دلِ خود پیروی میکنند: قوم خدا به جای کلام خدا به دل خود اعتماد کردند و به جای خدا به خود تکیه کردند.
• و از پی خدایانِ غیر رفته، آنها را عبادت و سَجده مینمایند: نشنیدن از کلام و پیروی از دل خود، قوم را به فساد بتپرستی کشاند.
ج. همانگونه که کمربند به کمر آدمی میچسبد، من تمامی خاندان اسرائیل و تمامی خاندان یهودا را به خویشتن چسباندم: درست همانطور که آن کمربند بینظیر بیانگر زیبایی و نجابت بود، به همین ترتیب خدا نیز میخواست که قوم او زینتی از عظمت او در تمام جهان باشند. اگر به من میچسبیدند، آنها قوم و شهرت و ستایش و شکوه برای من میشدند.
یک) «هدف اصلی و نهایی انسان این است که مانند یک کمربند زینتی دور کمر خدا قرار گیرد. وقتی در چنین حالتی قرار بگیریم، خدا را به جلال آراسته میکنیم.» (رایکن)
د. اما گوش نگرفتند: مردم یهودا به دلیل گناهان سرسختانه و مداوم خود در برابر خدا، به سرنوشت نجیب و زیبایی که خدا برای آنها در نظر داشت، دست نیافتند. آنها پوسیده و بیفایده شدند، درست مانند آن کمربند که دفن شد.
یک) آنچه برای یهودای باستان درست بود، امروزه در میان قوم خدا نیز درست است. نقشۀ خدا این است که قوم خود را به زینتی نجیب، و زیوری از حضور و کار خود تبدیل نماید. اگر این دعوت نجیب را نپذیریم، برای هدف بینظیری که خدا برای ما دارد -و همچنین هدف خودمان- بیفایده میشویم.
نشانۀ خمرۀ شراب.
۱. آیۀ (۱۲) هر خمرهای از شراب پر میشود.
«این کلام را بدیشان بگو: ”یهوه، خدای اسرائیل میفرماید: ’هر خُمرهای از شراب پر خواهد شد.“‘ و آنها به تو خواهند گفت، ”آیا ما نمیدانیم که هر خُمرهای از شراب پر خواهد شد؟“
الف. هر خُمرهای از شراب پر خواهد شد: این عبارت تمثیلی به معنای «هر چیزی به هدف خود دست خواهد یافت» بود. یک خمره (در واقع یک کوزۀ سفالی برای نگهداری شراب، نه یک بطری شیشهای) قرار بود حاوی شراب باشد، بنابراین «هر خُمرهای از شراب پر خواهد شد» روش دیگری بود برای بیان اینکه «هر چیزی به هدف خود دست خواهد یافت» یا «در آخر، همهچیز درست خواهد شد.»
یک) «ظاهراً این اصطلاح در اینجا مفهومی خوشبینانه داشت، مانند ‘هرچه بیشتر انتظار بکشید، بیشتر به دست خواهید آورد‘ یا شاید، ‘در آخر، همهچیز درست خواهد شد.‘» (کیدنر)
دو) خمره: «‘nebel’ بزرگترین ظرف سفالی بود که از آن برای نگهداری شراب استفاده میشد (ر.ک. اشعیا ۲۴:۲۲؛ ۱۴:۳۰؛ مراثی ارمیا ۲:۴).» (هریسون)
ب. آیا ما نمیدانیم که هر خُمرهای از شراب پر خواهد شد؟ این پاسخ مردم نشان میداد که آنها اصل موجود در این ضربالمثل را قبول دارند. اگر خدا برای اسرائیل یک هدف عالی و باشکوه در نظر گرفته بود، آن هدف مطمئناً محقق میشد -و روزهای خوبی به دنبال آن میآمد.
۲. آیات (۱۳-۱۴) مستی و هلاکت مردم یهودا.
آنگاه بدیشان بگو، ”خداوند چنین میگوید: اینک جمیع ساکنان این سرزمین را، از پادشاهانی که بر تخت داوود مینشینند تا کاهنان و انبیا و تمامی ساکنان اورشلیم، جملگی از مستی پُر خواهم ساخت، و خداوند میفرماید که، و همگی را بی هیچ دلسوزی و شفقت و رحم، هلاک خواهم کرد.“»
الف. جمیع ساکنان این سرزمین را … از مستی پُر خواهم ساخت: قوم سرکش خدا به جای اینکه در حضور خدا و به نحوی عالی و شرافتمندانه هدف خود را به انجام برسانند، از مستی و حماقت پر خواهند شد. اگر اطمینان داشتند که تقدیرشان این است که قوم خدا باشند، خدا میخواست آن اطمینان را بشکند.
یک) «سرهایشان (که به لحاظ گردی و خالی بودن از هر چیز نیکو به خمره شبیه بود) از مستی و حتی خطا و وحشت و یک روح گیجی پر خواهند شد». (ترپ)
ب. آنان یعنی پدران و پسران را به جان هم خواهم افکند: نه تنها تقدیر خمرهها این بود که باید پر میشدند؛ بلکه همچنین قرار بود که شکسته شوند. خدا به قوم سرکش خود وعده داد که اگر به گناه خود در برابر او ادامه دهند، به این تقدیر دچار خواهند شد.
یک) «ارمیا اعلام کرد که خدا قوم را از شراب غضب خود پر خواهد کرد، و درست مانند خمرههای شرابی که دربارۀ آن شوخی میکردند و در اثر برخورد به یکدیگر شکسته شدند، خدا نیز قوم خود را هلاک خواهد کرد.» (تامپسون)
نحوۀ پاسخ دادن به هشدارهای خدا.
۱. آیات (۱۵-۱۶) خود را فروتن کنید و خدا را جلال دهید.
بشنوید و گوش بسپارید؛
متکبّر مباشید،
زیرا که خداوند سخن گفته است.
یهوه خدایتان را جلال دهید،
پیش از آنکه تاریکی پدید آورد،
و پاهایتان بر کوههای تاریک بلغزد؛
و آنگاه که به امیدِ نور نشستهاید،
آن را به تاریکیِ غلیظ بَدَل ساخته،
به ظُلَمات تبدیل کند.
الف. متکبّر مباشید، زیرا که خداوند سخن گفته است: هر بار که خدا با ما صحبت میکند، ما این اختیار را داریم که با تکبر یا فروتنی به آن پاسخ دهیم. میتوانیم تصمیم بگیریم که کلام خداوند را رد کنیم یا در برابر آن مقاومت کنیم، یا خود را در برابر اقتدار او فروتن نماییم. خدا به یهودا هشدار داد که راه فروتنی را در پیش بگیرد.
یک) «با امتناع از شنیدن سخنان یهوه، از صداهای دیگر پیروی خواهید کرد که شما را به شبی پر از سردرگمیهای مصری سوق خواهند داد. به تعمق و تأمل، یا انتقاد و سرسری گرفتن ادامه خواهید داد، تا اینکه در ابری از شک و تردید محصور شوید، در دود غلیظی از حدس و گمان گرفتار شوید و در معرض بخارهای ناباوری قرار گرفته و دچار خفقان شوید. شما نمیدانید چه باید بکنید، به چه فکر کنید، چه بگویید، کجا بروید، زیرا از راهنمای خود چشمپوشی کردهاید و چراغ راه خود را خاموش نمودهاید.» (اسپرجن)
ب. یهوه خدایتان را جلال دهید، پیش از آنکه تاریکی پدید آورد: آن داوری که وعده داده شد، دور نبود. ضروری بود که اهالی یهودا پیش از فرا رسیدن تاریکی، و پیش از اینکه پاهایتان بر کوههای تاریک بلغزد، به خدا روی بیاورند. آنها با رد کردن خدا، مانند مسافرانی در کوهستان خواهند بود که در تاریکیِ غلیظ سعی میکنند از مسیرهای خطرناک عبور کنند.
یک) بهطور خاص، مردم یهودا با شناخت جایگاه برتر خداوند و جایگاه مناسب خودشان تحت حاکمیت او، میتوانستند او را جلال دهند. آنها میتوانستند با فروتنی به گناه خود اعتراف کنند و بتهایشان را دور بیندازند، بتهایی که جلال خدا را ربوده بودند.
دو) خدایتان را جلال دهید: «به گناهان خود اعتراف کنید و به سوی او بازگردید تا این بلاهای دردناک دفع شوند.» (کلارک)
۲. آیات (۱۷-۲۰) بهایی که بهخاطر عدم توجه به هشدارهای خدا باید پرداخته شود.
اما اگر گوش فرا ندهید،
جان من در خلوت
به سبب تکبّرتان خواهد گریست،
و دیدگانم زاری خواهد کرد
و اشکها خواهد ریخت،
زیرا گَلۀ خداوند به اسیری برده خواهد شد.
پادشاه و ملکۀ مادر را بگو:
«از تختهای خویش فرود آیید،
زیرا تاجهای شکوهمندتان از سر شما فرو افتاده است.»
شهرهای نِگِب مسدود شده،
و کسی نیست که آنها را بگشاید؛
تمامی یهودا اسیر شده،
و یکسره به تبعید رفته است.
«چشمان خود را برافراز
و آنان را که از شمال میآیند، بنگر.
کجاست گلهای که به تو سپرده شد؟
کجاست گوسفندان زیبای تو؟
الف. اگر گوش فرا ندهید، جان من در خلوت به سبب تکبّرتان خواهد گریست: این مرثیۀ دردناک ارمیا بود. او یک تماشاچی بیعلاقه نبود که صرفاً صاعقههای داوری خدا را بر یهودا اعلام کند. ارمیا بهخاطر گناه و غرور گلۀ خداوند و از اینکه بهزودی به اسیری برده خواهد شد، اشکها ریخت.
یک) «خادمان نیکو باید در خلوت بهخاطر بیثمر بودن مردم خود اشک ترحم بریزند و به دلیل خطرات ناشی از آن گریه کنند.» (ترپ)
ب. پادشاه و ملکۀ مادر را بگو: «از تختهای خویش فرود آیید»: اگر حاکمان یهودا تسلیم و مطیع خدا میشدند، قطعاً قوم نیز از آنها پیروی میکردند. در این کار روحانی، رهبران باید پیشقدم میشدند.
یک) این کلام در مورد پادشاه جوان یِهویاکین و مادرش نحوشطا صدق میکرد (دوم پادشاهان ۸:۲۴-۱۶). احتمالاً آنها در آن زمان در بابل بودند، اما اگر خود را در برابر یهوه فروتن میکردند، هنوز هم ممکن بود به نفعشان باشد.
دو) «این کلام یک توصیه برای فروتن شدن حاکمان یهوداست که در آستانۀ از دست دادن حاکمیت خود بودند. تکبر از ویژگیهای خاندان سلطنتی بود.» (فینبرگ)
ج. زیرا تاجهای شکوهمندتان از سر شما فرو افتاده است: ملکۀ مادر و پادشاه یهودا مسئولیت خاصی برای پیشقدم شدن در توبه بر عهده داشتند و همچنین دلیل خاصی نیز برای این کار داشتند. به دلیل جایگاه بالایی که داشتند، سقوط پیشِ رو بیشترین تأثیر را بر آنها میگذاشت.
یک) شهرهای نِگِب مسدود شده: «نه تنها شهرهای شمال، یعنی منطقهای که کَلدانیان از آن وارد شدند، بلکه شهرهای جنوب نیز مسدود شدند؛ زیرا او از یک کران زمین به کران دیگر خواهد رفت و همه جا را ویران خواهد کرد و ساکنان را به اسارت خواهد برد.» (کلارک)
دو) تمامی یهودا اسیر شده: «عبارتِ ‘تمامی یهودا‘ تبعید خواهد شد، مبالغۀ بلاغتی است، زیرا در آن زمان (۵۹۷ ق.م.) تنها برخی از رهبران و کارگران ماهر به بابل برده شدند. با این حال, آنها نمایندۀ کل قوم بودند.» (فینبرگ)
د. کجاست گلهایکه به تو سپرده شد؟ کجاست گوسفندان زیبای تو؟ مهاجمانی که از شمال میآیند، قوم یهودا را به اسارت خواهند برد. پادشاه را اغلب همچون شبانی برای قومش میدانستند، تصویر مهاجمان که گوسفندان زیبای پادشاه یهودا را میربایند، بسیار بجا و گویاست.
یک) چشمان خود را برافراز: «این افعال امری، مؤنث هستند و به نظر میرسد که خطاب به شهر اورشلیم باشند.» (تامپسون)
۳. آیات (۲۱-۲۳) گناه کسانی که خداوند مجازاتشان میکند.
چون او یارانی را که تو پروردهای
به حکمرانی بر تو برگمارد، چه خواهی گفت؟
آیا دردی همچون دردِ زنِ زائو بر تو نخواهد آمد؟
و اگر در دل خویش بگویی، ”چرا اینها بر سرم آمده؟“
بدان که به سبب کثرت گناهان توست
که دامنت بالا زده شده، و بر تو تجاوز رفته است.
آیا حَبَشی، پوست خویش را تغییر تواند داد؟
یا پلنگ خالهای خود را؟
به همینگونه، آیا شما که به بدی کردن خو کردهاید،
کار نیک توانید کرد؟
الف. چون او یارانی را که تو پروردهای به حکمرانی بر تو برگمارد، چه خواهی گفت؟ وقتی بلایی که وعده داده شد بر یهودا بیاید، آنها هیچ عذری نخواهند داشت. ارمیا بهوضوح بهعنوان فرستادۀ خداوند به آنها هشدار داد، هرچند آنها به او گوش نکردند.
یک) «مانند ایمانداران اسمی در تمام اعصار، اینها نیز باور داشتند که چنین بلاهایی ممکن نیست به سرشان بیاید.» (هریسون)
دو) یارانی را که تو پروردهای به حکمرانی بر تو برگمارد: «این در مورد دشمنان آنها گفته شده است، چه آشوریان و چه کَلدانیان … دشمنانشان پرورش یافتند تا ارباب و سروران آنها باشند.» (کلارک)
ب. به سبب کثرت گناهان توست که دامنت بالا زده شده، و بر تو تجاوز رفته است: خدا با استفاده از تصاویر تأثیرگذار به یهودا هشدار داد که گناه آنها به قدری بزرگ است که داوری پیشِ رو مانند تجاوزی شدید خواهد بود.
یک) در اینجا دیدگاه این است که یهودای خیانتکار بهطرز وحشتناک و غمانگیزی توسط فاتحان خود مورد تجاوز قرار میگیرد، یا اینکه آنها به دلیل زنای روحانی مداوم خود، تحقیر میشوند و بهعنوان فاحشه در معرض دید همگان قرار میگیرند (مانند اشعیا ۲:۴۷-۳؛ هوشع ۳:۲). هر دو تصویر با این زمینه مطابقت دارند.
دو) «آشکار کردن قسمتهای خصوصی (که در اینجا با بالا زدن دامن و تجاوز توصیف میشود) عملی برای تحقیر و بیآبرو کردن در انظار عموم بود، بلایی که بر سر فاحشهها میآمد.» (فینبرگ)
سه) «عبارت ‘بالا زدن دامن‘ تعبیری برای تجاوز جنسی است، هم در اینجا و هم در جاهای دیگر در عهدعتیق (لاویان ۶:۱۸-۱۹؛ تثنیه ۳۰:۲۲؛ ارمیا ۲۰:۲۷؛ اشعیا ۳:۴۷؛ ناحوم ۵:۳ و غیره). (تامپسون)
چهار) «عبارت ‘بر تو تجاوز رفته است‘ در نسخۀ AV به صورت ‘پاشنههایت به زور برهنه گردیده‘ آمده که به معنای به زور مورد تجاوز قرار گرفتن است (در نسخۀ RSV، مورد تجاوز قرار گرفتهای؛ در نسخۀ NEB، عورتت آشکار شد).» (هریسون)
پنج) «آنچه که این استعارههای بیرحم میآموزند این است که وقتی مردم از فضیلتهای خود -اخلاق، درستکاری، ایمان- جدا میشوند، به رهایی دست نمییابند، بلکه فقط خود را حقیرتر مینمایند: خود را از هر چیزی که به آنها ارزش و احترام میبخشد، خالی میکنند.» (کیدنر)
ج. آیا حَبَشی، پوست خویش را تغییر تواند داد؟ یا پلنگ خالهای خود را؟ به همینگونه، آیا شما که به بدی کردن خو کردهاید، کار نیک توانید کرد؟ ارمیا با نقل این ضربالمثل به قوم هشدار داد که در طبیعت گناهآلود خود گیر افتادهاند و قادر به تغییر خود نیستند. راهحل در اصلاح قوم نبود، بلکه در توبه و اعتماد قوم به خدایی بود که میتواند طبیعت انسان را تغییر دهد.
یک) «بدی، نه تنها کاملاً با آنها سازگار بود و عمیقاً در آنها ریشه دوانده بود، بلکه اکنون مانند رنگ پوستشان نمیتوانستند تغییرش دهند.» (کیدنر)
دو) بدی ممکن است چنان در افراد ریشه دوانده باشد که تغییر آن را غیرممکن بدانند. با اینحال، بهویژه از یک دید کتابمقدسی وسیعتر، ما شاهد کار دگرگونکنندۀ عیسی مسیح هستیم. پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است. چیزهای کهنه درگذشت؛ هان، همهچیز تازه شده است! (دوم قرنتیان ۱۷:۵). این تغییرات به یکباره اتفاق نمیافتند و تا زمانی که ما در جلال رستاخیز نکنیم کامل نمیشوند، اما با اینحال، این دگرگونیها واقعی هستند. حبشی نمیتواند پوست خود را تغییر دهد و پلنگ هم نمیتواند خالهایش را تغییر دهد؛ اما خداوند خدا میتواند مردان و زنان را دگرگون کند.
سه) «سؤال متن این است، ‘آیا حبشی میتواند پوست خود را تغییر دهد؟‘ پاسخ این است، نه، نه، نه، نه، نه، نه. سؤال دیگر این است، آیا پوست حبشی قابل تغییر است؟ پاسخِ آن این است، بله، بله، بله، درست با همان تأکیدی که قبلاً گفتیم نه، نه، نه. آیا پوست حبشی قابل تغییر است؟ آیا ذات گناهکار قابل تجدید است؟ بله، زیرا خدا میتواند هر کاری را انجام دهد.» (اسپرجن)
۴. آیات (۲۴-۲۵) عزم خداوند برای پراکنده کردن قومش.
«من شما را چون کاهی رانده از بادِ صحرا،
پراکنده خواهم ساخت.
این است قرعۀ تو،
و نصیبی که برایت رقم زدهام؛»
خداوند این را میگوید.
«زیرا مرا از یاد بردی
و به دروغ اعتماد کردی.
الف. من شما را چون کاهی رانده از بادِ صحرا، پراکنده خواهم ساخت: یهودا تسخیر و تبعید نخواهد شد، بلکه در سراسر امپراتوری بابل و امپراتوریهای بعدی پراکنده خواهد شد. این قرعه و نصیبی بود که خداوند برایشان رقم زده بود.
یک) این است قرعۀ تو: «به دنبال بهتر از این نباش، زیرا تو با رفتن در پیِ بطالتهای دروغین، رحمتهای خود را رها میکنی و با انتخابهایت خود را تیرهبخت مینمایی.» (ترپ)
ب. زیرا مرا از یاد بردی و به دروغ اعتماد کردی: خدا حتی در این هشدار شدید نیز راه بازگشت قوم به لطف و برکت خود را به آنها نشان میدهد. در جایی که خدا را از یاد برده بودند باید دوباره او را به یاد میآوردند و در جایی که به دروغ نَفس و بتها اعتماد کرده بودند باید از آنها روی برمیگردانند.
یک) به دروغ اعتماد کردی: «دلبستگی یهودا به دروغ، به خودی خود بسیار شرمآور بود، یک عمل زنا.» (تامپسون)
دو) «طنز تلخ ماجرا این است که این کار توسط همان مردمی انجام خواهد شد که زمانی یهودا به آنها اظهار علاقه میکرد. یهودا به دلیل زیادهروی در کارهای بیثمر و گناهآلود، توسط خدا که او را از ابتدا در محبت عهد خود حمایت کرده بود، بهعنوان یک هرزۀ فاسد در معرض دید همگان قرار خواهد گرفت.» (هریسون)
۵. آیات (۲۶-۲۷) رسوایی آشکار قوم خدا.
پس من خودْ دامنت را تا روی صورتت بالا خواهم زد،
و رسواییات دیده خواهد شد.
من اعمال قبیح تو را بر فراز تپهها و در دشتها دیدهام،
زناکاری و شیههها، و بیشرمیِ روسپیگریت را.
وای بر تو ای اورشلیم!
تا به کی طاهر نخواهی شد؟»
الف. پس من خودْ دامنت را تا روی صورتت بالا خواهم زد، و رسواییات دیده خواهد شد: قوم خدا با سرسختی حاضر نشدند خود را در برابر خداوند فروتن کنند (مانند درخواست ارمیا ۱۸:۱۳). بنابراین آنها با رسوایی بسیار بزرگتری روبرو خواهند شد که با روسپیگری واقعی و روحانی آنها متناسب است.
یک) زناکاری و شیههها: «شیههها تصویری از شخصیت حیوانی برای توصیف اعمال نامشروع جنسی است». (فینبرگ)
ب. وای بر تو ای اورشلیم! تا به کی طاهر نخواهی شد؟ این تنها ارمیای نبی نبود که از تقدیر این قوم سرسخت، خودخواه و بتپرست رنج میبرد. خود یهوه نیز در این اندوه و تمنا به او پیوست.
یک) «او پیام خود را با این سؤال قاطعانه و محبتآمیز به پایان میرساند و آنها را به توبهای صادقانه و سریع دعوت میکند، همانطور که قبلاً نیز انجام داده بود، اما موفقیت کمی کسب کرده بود.» (ترپ)