فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب 2 آب‌انبارهای تَرَک‌خورده

ماهیت حیرت‌آور گناه اسرائیل.

1. آیات (1-3) ایام خوش قدیم.

کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «برو و در گوش اورشلیم ندا کن که خداوند چنین می‌گوید: «محبت ایام جوانی و عشق دوران نامزدیت را به یاد می‌آورم، آنگاه که در بیابان و در زمین بایِر از پی من می‌آمدی. اسرائیل برای خداوند مقدس بود و نوبر محصول او. همۀ کسانی که از آن بخورند، تقصیرکار می‌شوند و بلا دامنگیر ایشان می‌گردد؛» این است فرمودۀ خداوند.

الف. برو و در گوش اورشلیم ندا کن: این آیات به ما یادآوری می‌کند که هستۀ کار ارمیا به‌عنوان یک نبی، پیغام‌هایی بود که به سرزمین جنوبی، یهودا، که اورشلیم پایتخت آن بود، رسانده می‌شد.

یک) در ارمیا خدا اغلب از یهودا و اورشلیم با عنوان اسرائیل یاد می‌کند، اگرچه سرزمین شمالی، اسرائیل، (که نمایندۀ ده قبیلۀ شمالی است) حدود 100 سال پیش از خدمت ارمیا به‌عنوان یک نبی، به دست آشوریان افتاد. خدا از یهودا و اورشلیم به‌عنوان نمایندۀ تمام اسرائیل یاد می‌کند، زیرا چنین بود.

دو) در گذشته در دوران یربعام و جدایی نخستین او از سرزمین جنوبی، یهودا، برای کاهنان و لاویان قانونی که در ده قبیلۀ شمالی زندگی می‌کردند، بت‌پرستی یربعام خوشایند نبود. آنها همراه با کسانی که با دل و جان در طلب یهوه خدای اسرائیل بودند، از سرزمین شمالی، اسرائیل، به سرزمین جنوبی، یهودا، نقل‌مکان کردند (دوم تواریخ ۱۱: ۱۶-۱۳). بنابراین در واقع سرزمین جنوبی، یهودا، شامل بنی‌اسرائیل از تمامی ده قبیله بود.

ب. محبت ایام جوانی و عشق دوران نامزدیت را به یاد می‌آورم: خدا به‌واسطۀ ارمیا از اورشلیم درخواستی صمیمانه کرد و در آن از خاطرات رابطۀ پیشین آنها استفاده نمود. گفتنِ «به یاد دارم که رابطۀ ما زمانی چقدر عالی بود»، گیرایی بسیار بالایی دارد.

یک) «خدا آن زمان‌های پراشتیاق، آن فصول شاد، آن لحظات پرشور را به یاد می‌آورد؛ و اگر ما فروکش کرده‌ایم، اگر اکنون سرد و تقریباً مرده‌ایم و روزهای بهتر را فراموش کرده‌ایم، خدا آنها را از یاد نبرده است.» (اسپرجن)

ج. آنگاه که در بیابان و در زمین بایِر از پی من می‌آمدی: این قسمت به خروج اشاره دارد، زمانی که خدا اسرائیل را در بیابان هدایت می‌کرد. آنها در آن زمان در رابطۀ خود با خدا بی‌نقص نبودند، اما محبتی نسبت به خدا و اعتمادی به خداوند داشتند که روزگار ارمیا به‌شدت فاقد آن بود.

د. اسرائیل برای خداوند مقدس بود: این همان چیزی است که خداوند در بیابان به اسرائیل فرمان داد (لاویان 45:11)، و اسرائیل تا حدودی آن را به انجام رساند. آنها به‌عنوان قوم خدا برای او جدا بودند و تمایل چندانی به بت‌های مصر یا کنعانیان نداشتند.

ه. همۀ کسانی که از آن بخورند، تقصیرکار می‌شوند و بلا دامنگیر ایشان می‌گردد: در این فصل از رابطۀ ویژه با خدا، خداوند از اسرائیل مراقبتی ویژه کرد. اگر کسانی بخواهند اسرائیل را بخورند، بلا دامنگیر ایشان خواهد شد. این تضادی بزرگ داشت با داوری به دست دشمنان اسرائیل، که درنهایت بر اورشلیم بی‌وفا به وقوع می‌پیوست.

2. آیات (4-8) ناسپاسی بزرگ اسرائیل سرکش.

ای خاندان یعقوب و ای تمامی طوایف خاندان اسرائیل، کلام خداوند را بشنوید.

خداوند چنین می‌فرماید:

«پدرانتان چه بی‌انصافی در من دیدند،

که از من دوری گزیدند،

و در پی بطالت رفته،

خود باطل گردیدند؟

نگفتند: ”خداوند کجاست،

که ما را از سرزمین مصر برآورد

و در صحرا رهبری‌مان کرد،

در سرزمین بیابان‌ها و حفره‌ها،

در زمین خشک و تاریکی غلیظ،

زمینی که کسی از آن گذر نمی‌کرد،

و انسانی در آن نمی‌زیست؟“

من شما را به سرزمین بُستان‌ها آوردم،

تا از میوه‌ها و چیزهای نیکویش بخورید؛

اما شما چون داخل شدید،

زمین مرا نجس ساختید

و میراث مرا مکروه گردانیدید.

کاهنان نگفتند: ”خداوند کجاست؟“

و عالِمان شریعت مرا نشناختند؛

رهبران بر من عِصیان ورزیدند،

و انبیا به نامِ بَعَل نبوّت کرده،

در پیِ چیزهای بی‌فایده رفتند.

الف. پدرانتان چه بی‌انصافی در من دیدند، که از من دوری گزیدند: خدا خاندان اسرائیل را به‌جهت طرد کردن او و رفتن از پی بطالت مورد بازخواست قرار داد. او می‌خواست بداند چه قصوری در او بود که موجب باطل گردیدن آنها شد.

یک) درمورد در پی بطالت رفته، خود باطل گردیدند: «تلاش‌های مختلفی برای ترجمۀ این قسمت به انگلیسی انجام شده است: در پی خیالات توخالی و توخالی شدن خود (NEB)؛ آنها به‌دنبال بی‌ارزشی رفتند و بی‌ارزش گشتند (RSV).» (تامپسون)

ب. من شما را به سرزمین بُستان‌ها آوردم، تا از میوه‌ها و چیزهای نیکویش بخورید: خدا به اسرائیل یادآوری کرد که چقدر با آنها خوب و مهربان بود و سرزمین بُستان‌ها، کنعان را به ایشان بخشیده بود.

یک) وقایع خروج حدود 800 سال پیش از روزگار ارمیا اتفاق افتاده بود. اینکه اسرائیل بعد از حدود 800 سال برکت زمین را بدیهی بداند قابل درک است (اگرچه خوب نیست). توضیح چندانی برای اینکه چرا ما کارهای نیکوی خدا را گاهی تنها پس از چند هفته بدیهی می‌انگاریم وجود ندارد.

ج. زمین مرا نجس ساختید و میراث مرا مکروه گردانیدید: خدا به‌روشنی سرزمین اسرائیل را زمین خود و میراث خود نامید. اسرائیل با بطالت خود زمین را نجس ساخت و آن را مکروه گردانید.

د. کاهنان نگفتند: ”خداوند کجاست؟“ و عالِمان شریعت مرا نشناختند: رهبران مذهبی اسرائیل خدا یا مردم را به‌خوبی خدمت نکردند. آنها خداوند را نجستند (با پرسیدن: “خداوند کجاست؟”) و کلام خدا (شریعت) را از یک رابطۀ شخصی با خدا تعلیم ندادند (مرا نشناختند).

یک) عالِمان شریعت به کاهنان و لاویان اطلاق می‌شود که می‌بایست به تعلیم، بیان، تفسیر و اجرای شریعت برای مردم بپردازند. «کسانی که شریعت را استنباط می‌کنند؛ آنها وظیفه دارند که آن را توضیح دهند، مفاهیم روحانی‌اش را استنباط کنند، و نشان دهند که شهادت‌های آن به چه چیزی اشاره دارد.» (کلارک)

ه. رهبران بر من عِصیان ورزیدند، و انبیا به نامِ بَعَل نبوّت کرده: رهبران مدنی و مذهبی بیش از آنکه سودی داشته باشند، برای قوم خدا و نسبت به خود خداوند زیان‌بار بودند.

3. آیات (9-12) ماهیت حیرت‌آور گناه اسرائیل.

«از این رو، خداوند می‌فرماید، بار دیگر بر شما ادعا وارد خواهم آورد،

و بر فرزندانِ فرزندانتان.

به سواحل کِتّیم گذر کرده، بنگرید،

به قیدار بفرستید و به‌دقّت ملاحظه کنید؛

ببینید آیا چنین چیزی تا به حال شده است؟

آیا هیچ قومی هرگز خدایان خود را عوض کرده‌اند،

هرچند خدا نیستند؟

اما قوم من ’جلال‘ خویش را

با آنچه فایده‌ای نمی‌رساند عوض کرده‌اند.

خداوند می‌فرماید:

ای آسمان‌ها، از این متحیر شوید؛

با وحشتی عظیم بر خود بلرزید.

الف. بار دیگر بر شما ادعا وارد خواهم آورد: خدا اجازه نمی‌داد که از این گناه بزرگِ رهبران و قوم اسرائیل چشم‌پوشی شود. خدا به شیوه‌ای رسمی شکایتی قانونی بر ضد اسرائیل به دلیل گناه ایشان ارائه کرد.

ب. ببینید آیا چنین چیزی تا به حال شده است؟ آیا هیچ قومی هرگز خدایان خود را عوض کرده‌اند، هرچند خدا نیستند؟ ازآنجایی‌که اسرائیل دوست داشت برای تقلید بت‌پرستی به قوم‌های اطراف نگاه کند، خدا از قوم سرکش خود خواست که به جاهای دور (سواحل کِتّیم یا قیدار) بنگرند و بپرسند: آیا آنان خدایان خود را ترک می‌کنند؟ عجیب است که بت‌پرستان اطراف اسرائیل به خدایان بت خود وفادارتر بودند تا اسرائیل به خدای زنده.

یک) «کِتّیم در غربی‌ترین نقطه در جغرافیای یهودا قرار داشت، درحالی‌که قیدار یک قبیلۀ بیابانی در شرق بود، بنابراین اشاره‌ای است به غرب تا شرق، یعنی هر کجا.» (کاندال)

دو) «پس به توبیخی بیندیشید که پایبندی سرسختانۀ بت‌پرستان به بت‌هایشان، بر سستی بسیاری از مسیحیان معترف در دین خود وارد می‌آورد.» (مک‌لارن)

ج. اما قوم من جلال خویش را با آنچه فایده‌ای نمی‌رساند عوض کرده‌اند: اقوام بت‌پرست به خدایان خود وفادار بودند، با اینکه خدایانشان هیچ کاری برای آنها انجام ندادند. اما اسرائیل خدای همۀ جلال را داشت که آنان را به طرق بی‌شمار برکت داده بود و از او روی برگرداندند.

د. متحیر شوید…با وحشتی عظیم…بر خود بلرزید: اولاً این مایۀ حیرت است که انسان‌ها می‌توانند اینقدر احمق، بی‌وفا و ناسپاس باشند. و سپس، این چیزی است که باید از آن وحشت داشت، زیرا یک خدای عادل باید به چنین سرکشی اهانت‌آمیزی پاسخ دهد. سرانجام، لرزیدن است، زیرا نتیجۀ داوری بر این‌گونه افراد سرکش، بازماندگان اندکی را از خود بر جای خواهد گذاشت.

پوچی و رسوایی بت‌پرستی اسرائیل.

1. آیۀ (13) آب‌انبارهای تَرَک‌خورده.

زیرا قوم من مرتکب دو گناه شده‌اند:

مرا که چشمۀ آب حیاتم، ترک گفته‌اند

و برای خویشتن آب‌انبارها کَنده‌اند،

آب‌انبارهای تَرَک‌خورده که آب را نگاه نتوانند داشت.

الف. مرا که چشمۀ آب حیاتم، ترک گفته‌اند: اولین شرارت قوم خدا این بود ترک گفتن خدا. این زشت است، نه فقط به‌‌خاطر بی‌وفایی و ناسپاسی، بلکه به این دلیل که احمقانه است؛ خدا چشمۀ آب حیات است، منبع بی‌پایان نیکویی، پاکی، ضرورت‌های زندگی.

یک) در خاور نزدیک پیشین، چشمۀ آب حیات چشمۀ جوشان- اهمیت خاصی داشت. یک منبع دائمی از آب پاک، شیرین و حیات‌بخش بود که به شما می‌رسید! در اسرائیل باستان، تهیهٔ آب کاری سخت و پرزحمت بود، اما چشمۀ آب حیات آب را مستقیماً به شما می‌رساند.

ب. و برای خویشتن آب‌انبارها کَنده‌اند، آب‌انبارهای تَرَک‌خورده که آب را نگاه نتوانند داشت: قوم خدا پس از ترک چشمۀ آب حیات خدا، سخت کار کردند (برای خویشتن آب‌انبارها کَنده‌اند) برای ذخیرۀ بسیار پایین (آب‌انبارها). باوجود سخت‌کوشی آنها، تنها چیزی که درنهایت عایدشان شد، آب‌انبارهای تَرَک‌خورده که آب را نگاه نتوانند داشت بود.

یک) «آب مستقیماً در آب‌انبارها ذخیره می‌شود، و دیگر حیات در آن نیست؛ راکد است و روند زوال آغاز می‌شود… علاوه بر این، انسان هرگز نمی‌تواند آب‌انبارهایی را بکَنَد که آب را نگاه دارند. همۀ آنها تَرَک خورده‌اند. ما باید کنار نهرها زندگی کنیم وگرنه هلاک می‌شویم.» (مورگان)

دو) «او با رها کردن خدا، کسی که روح تشنۀ انسان تنها در او رضایت و سیرابی می‌یابد، با تلاش بی‌پایان، خود را به کندن آب‌انبارهای طلا و نقره، آب‌انبارهای خانه‌های باشکوه و شخصیت‌های معتبر، و صدقه‌های فاخر، آب‌انبارهای حکمت و دانش باستانی واداشته است. تراشنده گمان می‌کند از هر یک از اینها منابع کافی برای دوام زندگی خود را به دست خواهد آورد. اما در بهترین حالت، آب شور است و خواهان تلألؤ حیات پر از اکسیژن؛ گرم با حرارت روز.» (مایر)

2. آیات (14-19) قوم خدا به مصر و آشور نگاه می‌کند و خداوند را ترک می‌گوید.

«آیا اسرائیل غلام یا خانه‌زاد است؟

پس چرا به غنیمت برده شده است؟

شیران بر او غریده‌اند،

و نعرۀ بلند برکشیده‌اند.

سرزمین او را به ویرانه‌ای بَدَل کرده‌اند؛

شهرهایش خراب و متروک گشته است.

نیز مردان مِمفیس و تَحفَنحیس

تارَکت را شکسته‌اند!

آیا تو خود این را بر سر خویش نیاوردی،

با ترک گفتن یهوه خدای خویش،

آنگاه که تو را در راه رهبری می‌کرد؟

حال تو را چه سود که به مصر بروی

تا از آبِ شیحور بنوشی؟

و تو را چه حاصل که به آشور بروی

تا از آب فُرات بنوشی؟

خداوندگار، خداوند لشکرها چنین می‌فرماید:

شرارتت تو را تأدیب خواهد کرد،

و اِرتِدادت تو را توبیخ خواهد نمود.

پس بدان و ببین

که چه زشت و تلخ است

که یهوه خدایت را ترک گویی،

و ترس من در تو نباشد.

الف. آیا اسرائیل غلام یا خانه‌زاد است؟ پس چرا به غنیمت برده شده است؟ قبلاً در این باب (ارمیا 3:2)، خدا وعده داد که از اسرائیل مطیع دفاع خواهد کرد. اکنون از طریق ارمیا، خدا از قوم خود خواست که وضعیت اسرائیل را در مفهوم سرزمین غارت‌شدۀ شمالی در نظر بگیرند تا به خاطر بیاورند که آنان چرا اکنون غلام بودند.

ب. مردان مِمفیس و تَحفَنحیس تارَکت را شکسته‌اند: مِمفیس و تَحفَنحیس هر دو از شهرهای مصر بودند. مِمفیس پایتخت باستانی مصر سفلی، در نزدیکی قاهرۀ امروزی است. خدا در اینجا به یهودا هشدار داد که به مصر اعتماد نکند، مصریانی که در نبرد با شکست دادن و کشتن پادشاه خوب، یوشیا تارَکت را می‌شکنند (یا شاید تا آن زمان) شکسته‌اند (دوم پادشاهان 29:23).

ج. آیا تو خود این را بر سر خویش نیاوردی، با ترک گفتن یهوه خدای خویش: دلیلش واضح بود؛ اسرائیل اسیر شد، مردمانش به بردگی کشانده شدند، شهرهایش در آتش سوخت زیرا خداوند را ترک گفتند.

د. تو را چه سود که به مصر بروی…تو را چه حاصل که به آشور بروی: خدا به اورشلیم هشدار داد که برای دریافت کمک به مصر (آبِ شیحور، نیل) یا آشور (آب فُرات) چشم ندوزند. آب رودخانه‌های ایشان در قیاس با چشمۀ آب حیاتی که در خداوند یافت می‌شود، چیزی نبود.

یک) «مهم نیست که چشم‌انداز اتحاد با مصر چقدر خوشایند باشد، اگر یهودا درگیر شود، از آن رنج خواهد برد.» (هریسون)

دو) «شیحور، سیاهی، اشاره‌ای است طعنه‌آمیز به رود نیل، یکی از خدایان بسیار مورد احترام مصری.» (هریسون)

ه. شرارتت تو را تأدیب خواهد کرد، و اِرتِدادت تو را توبیخ خواهد نمود: اگر اورشلیم به راه ویرانگر خود ادامه داد، در نتیجۀ عواقب اعمال آنها، تأدیب و توبیخ بسیاری در پی خواهد بود. قطعاً پس بدان و ببین که چه زشت و تلخ است که یهوه خدایت را ترک گویی.

و. خداوندگار، خداوند لشکرها چنین می‌فرماید…ترس من در تو نباشد: اورشلیم از حملۀ بابلیان هراس داشت و از همین ‌رو به اتحاد با مصر و آشور می‌اندیشید. اما مشکل اصلی این بود که آنها از خداوند و خداوندگار، خداوند لشکرها یعنی لشکرهای آسمانی- ‌ترس نداشتند. آنان اگر توبه کرده و بر خدا توکل می‌کردند، او کاملاً می‌توانست از ایشان محافظت کند.

3. آیات (20-25) دنباله‌روی افسارگسیخته از خدایان دروغین.

«زیرا مدت‌ها پیش یوغ خود را شکستی و بندهایت را گسستی، و گفتی: ”خدمت نخواهم کرد!“ براستی که تو بر هر تَلِ بلند و زیر هر درخت سبز همچون فاحشه‌ای دراز کشیدی. اما من تو را همچون تاکی برگزیده که از تخمِ تمام‌اصیل باشد، غرس کردم. پس چگونه فاسد شدی و به تاکی وحشی برای من بَدَل گشتی؟ خداوندگارْ یهوه می‌فرماید، حتی اگر خود را به قلیاب بشویی و صابونِ فراوان به کار بَری، لکۀ گناهت همچنان در برابر من است. چگونه می‌توانی بگویی: ”نجس نیستم و از بَعَل‌ها پیروی نکرده‌ام“؟ ببین چگونه در وادی رفتار کردی، و به عمل خویش اِذعان کن؛ ای که چون ماده‌شُتری جوان، به این سو و آن سو می‌دوی! تو به ماده‌خری وحشی می‌مانی که به بیابان عادت دارد، و در شهوتِ دل خود باد را بو می‌کشد؛ کیست که بتواند شهوت او را مهار کند؟ طالبانِ او را به جهت یافتنش زحمت چندان نیست، زیرا او را در ماهِ آمادگی‌اش خواهند یافت. گفتم پای برهنه و گلویِ تشنه از پی ایشان مشتاب. اما گفتی، ”نه! بی‌فایده است! زیرا که خدایان بیگانه را دوست می‌دارم، و از پی ایشان خواهم شتافت.“

الف. گفتی: ”خدمت نخواهم کرد!“ براستی که تو بر هر تَلِ بلند و زیر هر درخت سبز همچون فاحشه‌ای دراز کشیدی: خدا به‌طور نمادین از بت‌پرستی سرزمین غارت‌شدۀ شمالی با عنوان فحشا سخن گفت. اسرائیل در پیروی از بت‌ها، مانند زنی بود که بسیار به شوهرش خیانت می‌ورزید چنان که فاحشه‌ای شد و به معاشرت با بت‌ها پرداخت.

یک) این سخنی است تمثیلی، اما تمثیلی که با واقعیت مرتبط است. بسیاری از بت‌پرستان و بت‌های کنعانی که توسط اسرائیلی‌ها مورد احترام قرار می‌گرفتند، اساساً فرقه‌های جنسی بودند و با فحشاگری احترامشان می‌کردند. بت‌پرستی آنان اغلب با بی‌عفتی و استفاده از فاحشه‌های مرد و زن همراه بود.

دو) «اشاره‌های فراوان به ارضای جنسی غیرعادی یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های مذهب کنعانی را نشان می‌دهد، که در آن فاحشه‌های فرقه‌ای مرد و زن با مکان‌های مقدس در ارتباط بودند.» (کاندال)

ب. همچون فاحشه‌ای…تاکی وحشی… اگر خود را به قلیاب بشویی: خداوند از سه تصویر قوی برای توصیف گناه و رسوایی اسرائیل استفاده کرد. آنان همچون یک فاحشه، مانند علفی هرز، و نیز همچون شخص بسیار کثیفی بودند که هیچ قلیاب یا صابونی نمی‌توانست پاکش کند.

یک) «تاک برگزیده (هزارۀ نو) یا اصیل (قدیم) به‌معنای واقعی کلمه تاک سورِق است، انگوری قرمز با کیفیت بالا که در وادی سورِق، واقع بین اورشلیم و مدیترانه می‌روید.» (هریسون)

دو) «خدا برای قوم خود تنه‌ای کاملاً قابل اعتماد کاشته است، به این امید که محصولی غنی از انگورهای اصیل جمع‌آوری کند. اما او تبدیل به تاک وحشی عجیبی شد، با بویی نامطبوع.» (تامپسون)

سه) لکۀ گناهت همچنان در برابر من است: «گناه لکه‌ای عمیق بر جای می‌گذارد، آن‌چنان که به سختی از بین می‌رود، نه با سفید کردن، تخفیف دادن، بهانه‌جویی و غیره، یا با هرگونه طهارت شرعی، لوسیون ریاکارانه.» (ترپ)

ج. ببین چگونه در وادی رفتار کردی، و به عمل خویش اِذعان کن: این قسمت، به وادی بِن‌هِنّوم اشاره دارد، درۀ عمیقی که در غرب و جنوب اورشلیم قرار دارد. جایی که محل بت‌پرستی و اعمال زشت بود.

یک) «در آنجا انواع آداب بت‌پرستی ازجمله پرستش بَعَل و پرستش مولک انجام می‌شد (ارمیا 31:7-32؛ دوم پادشاهان 10:23).» (تامپسون)

دو) ببین چگونه در وادی رفتار کردی، و به عمل خویش اِذعان کن: «چگونه می‌توانستند ادعای بی‌گناهی بکنند، درحالی‌که با قربانی‌ کردن فرزندان خود به پرستش شرم‌آور بعل در وادی بِن‌هِنّوم می‌پرداختند؟» (فینبرگ)

د. تو به ماده‌خری وحشی می‌مانی که به بیابان عادت دارد، و در شهوتِ دل خود باد را بو می‌کشد: تصاویر بعدی مربوط به یک شتر (ماده‌شُتری جوان) یا ماده‌خری وحشی در گرما (شهوت…در ماهِ آمادگی‌اش) است که هیچ کنترلی بر امیال خود ندارد و به همه اجازه می‌دهد سوارش شوند.

یک) «شترهای مادۀ جوان روی‌هم‌رفته غیرقابل اعتماد و ناسازگار هستند و به‌راحتی دچار ناآرامی می‌شوند، طوری که به شکلی نامنظم به اطراف می‌چرخند.» (تامپسون)

دو) ظاهراً (به گفتۀ رایکن و چندین نفر دیگر) در هوای گرم، الاغ ماده به‌طوری وحشیانه به دنبال الاغ نر می‌رود. «الاغ ماده در گرما رفتاری خشن دارد. او مسیر مقابلش را بو می‌کند تا رد بوی یک نر (از ادرار او) را بگیرد. سپس به دنبال نر می‌دود.» (تامپسون)

ه. گفتم پای برهنه و گلویِ تشنه از پی ایشان مشتاب: پای برهنه و تشنگی همیشگی از نشانه‌های تبعید و بردگی بود. سرنوشت سرزمین شمالی، اسرائیل این بود و همچنین سرنوشت یهودا نیز همین خواهد بود اگر به خداوند بازگشت نکنند. بااین‌حال، پاسخ آنها به درخواست قلبی خداوند با تسلیم شدن به بت‌پرستی و سرنوشت خود همراه بود: بی‌فایده است! زیرا که خدایان بیگانه را دوست می‌دارم، و از پی ایشان خواهم شتافت.

4. آیات (26-28) رسوایی اسرائیل.

همان‌گونه که دزد به هنگام گرفتار آمدن رسوا می‌شود، خاندان اسرائیل به اتفاق پادشاهان و صاحبمنصبان و کاهنان و انبیایشان، جملگی رسوا خواهند شد. آنان به چوب می‌گویند: ”تو پدر من هستی،“ و به سنگ که: ”تو مرا زاده‌ای!“ آنان پشت خود را به من کرده‌اند و نه روی خود را. اما به هنگام مصیبت فریاد برمی‌آورند که، ”برخیز و نجاتمان دِه!“ پس کجایند آن خدایانِ تو که برای خود ساختی؟ بگذار همان‌ها در زمان مصیبتِ تو برخیزند و اگر می‌توانند نجاتت دهند؛ زیرا که تو را، ای یهودا، به شمارِ شهرهایت خدایان است!

الف. همان‌گونه که دزد به هنگام گرفتار آمدن رسوا می‌شود، خاندان اسرائیل به اتفاق پادشاهان و صاحبمنصبان و کاهنان و انبیایشان، جملگی رسوا خواهند شد: دزد تنها زمانی رسوا می‌شود که گرفتار آید. او به خاطر گیر افتادن و مجازاتش پشیمانی می‌جوید، نه برای خود جرم. به همین ترتیب، اسرائیل در تبعید واقعاً متأسف بود از اینکه گرفتار شده و به خاطر گناه خود رنج کشیده بود.

ب. آنان به چوب می‌گویند: ”تو پدر من هستی،“: ارمیا بت‌پرستی احمقانۀ آنها را توصیف کرد، که چیزهای چوبی و سنگی را می‌پرستیدند. این چوب، بتی چوبی بود که نمایانگر اشیره، خدای زن پیشوای کنعانی بود. این سنگ نیز نشان‌دهندۀ بعل، خدای مرد پیشوای کنعانیان بود.

یک) «این ستون‌های سنگی در حفاری‌های فلسطین پیدا شده‌اند. تنها چیزی که از تیرک‌های چوبی باقی مانده، سوراخی است که در آن الوارهای پوسیده خاکی با رنگ متفاوت به جا گذاشته است. شواهد باستان‌شناسی کافی وجود دارد که نشان‌دهندۀ استفاده گستردۀ آنهاست.» (تامپسون)

دو) «در مکان‌های بلند کنعانیان یک اشیره وجود داشت که احتمالاً ستونی چوبی بود برای جایگزینی رسمی یک درخت مقدس که نمایانگر عنصر جنسی زنانه بود و یک ستون سنگی یا تمثال نشان‌دهندۀ عنصر مردانه وجود داشت.» (کوندال)

سه) «در اینجا یک طنز قوی وجود دارد، زیرا نماد زنانه [چوب] است که پدر نامیده می‌شود و نماد مردانه [سنگ] است که با نام تو مرا زاده‌ای خوانده می‌شود. اسرائیل با نسبت دادن وجود خود به خدایان باروری، درمورد آنچه که می‌پرستید دچار سردرگمی شد.» (تامپسون)

ج. اما به هنگام مصیبت فریاد برمی‌آورند که، ”برخیز و نجاتمان دِه!“ خدا می‌دانست که با فرارسیدن بحران بزرگ، قومش بت‌پرستی بیفایده را رد خواهند کرد. در آن روز، توجیه‌پذیر خواهد بود اینکه خدا بپرسد: پس کجایند آن خدایانِ تو که برای خود ساختی؟

د. بگذار همان‌ها در زمان مصیبتِ تو برخیزند و اگر می‌توانند نجاتت دهند: بت‌هایی که به‌شدت مورد پرستش اسرائیل و یهودا بودند در زمان بحران هیچ نفعی برایشان نداشتند. آنها بت‌های بسیاری را می‌پرستیدند (زیرا که تو را، ای یهودا، به شمارِ شهرهایت خدایان است)، اما در زمان مصیبت، چه جمعی و چه انفرادی، هیچ کمکی نکردند.

یک) تو را، ای یهودا، به شمارِ شهرهایت خدایان است: «در میان اقوام بت‌پرست، هر شهری خدای حامی خود را داشت. یهودا که به‌شدت غرق در بت‌پرستی بود، این رسم را پذیرفته بود.» (کلارک)

5. آیات (29-32) خدا به اسرائیل که او را رد کرده است گوش نخواهد داد.

خداوند می‌فرماید: چرا با من مجادله می‌کنید؟ همگی شما بر من عِصیان ورزیده‌اید. فرزندان شما را عبث زده‌ام، زیرا که ادب نمی‌شوند؛ شمشیر خودتان همچون شیر درّنده انبیای شما را هلاک کرده است.

«و حال شما، ای مردمان این عصر، به کلام خداوند توجه کنید: آیا من برای اسرائیل همچون بیابان یا زمینِ تاریکیِ غلیظ بوده‌ام؟ پس چرا قوم من می‌گویند: ”ما آزادیم، و دیگر نزد تو نمی‌آییم“؟ آیا دوشیزه، زینت خود، و عروس، زیور خویش را از یاد می‌بَرد؟ اما روزهای بی‌شمار است که قوم من مرا از یاد برده‌اند.

الف. چرا با من مجادله می‌کنید؟ همگی شما بر من عِصیان ورزیده‌اید: در آیات پیشین، خدا از این سخن گفت که قومش در زمان مصیبت به او روی خواهند آورد، اما نه با توبۀ حقیقی؛ بلکه از روی اشتیاقی بسیار برای گریز از پیامدهای کنونی. در اینجا، خدا توبۀ اسرائیل را می‌آزماید تا ببیند آیا آنها در سختی به سوی او بازگشت خواهند کرد.

ب. شمشیر خودتان همچون شیر درّنده انبیای شما را هلاک کرده است: قوم خدا در رد و کشتن انبیا تقصیرکار بودند.

ج. پس چرا قوم من می‌گویند: ”ما آزادیم، و دیگر نزد تو نمی‌آییم“؟: قوم خدا به خاطر غرور خطاکار بودند و معتقد بودند که نیازی به رفتن و فروتن شدن در حضور خدای زنده ندارند.

د. آیا دوشیزه، زینت خود، و عروس، زیور خویش را از یاد می‌بَرد؟ اما روزهای بی‌شمار است که قوم من مرا از یاد برده‌اند: طرد خدا از سوی اسرائیل غیرطبیعی بود. طبیعی است که یک زن جوان زینت خود را گرامی بدارد یا اینکه عروس برای جامۀ خود ارزش قائل شود. هنگامی که قوم خدا خدای خود را فراموش می‌کند -خدایی که برایشان بسیار عمل کرده است- این توهینی به همۀ نیکویی‌ها و راستی‌هاست.

یک) عروس، زیور خویش را: چیزی شبیه حلقۀ ازدواج، «زیور عروس یک شال یا کمربند بود که او را به‌عنوان یک زن متأهل اعلام می‌کرد.» (هریسون)

6. آیات (33-37) اسرائیل از خدایان دروغینی که به آنها اعتماد کرده‌ است ناامید خواهد شد.

تو در طلب عشق چه ماهرانه راه خود را پیدا می‌کنی! تا بدان‌جا که حتی به زنان بدکاره نیز درس می‌دهی! دامن ردایت به خون نیازمندان بی‌گناه آغشته است، هرچند که آنان را در حال نَقْب زدن نیافتی. با این همه می‌گویی: ”بی‌گناهم؛ به‌یقین خشم او از من برگشته است.“ اینک از آن رو که می‌گویی، ”گناه نکرده‌ام،“ بر تو داوری خواهم کرد. چرا اینقدر به هر سو شتابانی و راه خود را تغییر می‌دهی؟ چنانکه از آشور نومید شدی، از مصر نیز نومید خواهی شد. از آنجا نیز دست‌ها بر سرْ بیرون خواهی آمد؛ زیرا خداوند کسانی را که تو بر ایشان توکل کرده‌ای رد کرده است، و تو از ایشان کامیاب نخواهی شد.

الف. تو در طلب عشق چه ماهرانه راه خود را پیدا می‌کنی! اسرائیل احساس می‌کرد که از پی عشق رفتن توجیه‌کننده است و هر جست‌وجویی برای عشق می‌تواند ماهرانه باشد. در تفکر آنها، عشق به بت‌ها به اندازۀ عشق به یهوه، خدای عهدشان نیکو بود. عشقی که در چارچوب آنچه یهوه بی‌عفتی جنسی می‌نامید، ابراز می‌شد، به‌خوبیِ عشقی نبود که در چارچوب آنچه یهوه پاکی جنسی می‌خواند، ابراز می‌شد. خدا تلاش آنها را برای ماهرانه پیدا کردن راه خود در طلب عشق نپذیرفت.

یک) ماهرانه: «همین واژه برای آراستن سر ایزابل به کار می‌رود (دوم پادشاهان 30:9). چه نیازی به این ترفند و آرایش فاحشه‌وار است، اگر همه با تو باشند؟» (ترپ)

ب. تا بدان‌جا که حتی به زنان بدکاره نیز درس می‌دهی! برای اسرائیل در روزگار ارمیا، اینکه تلاش گناه‌آلود خود را برای عشق ماهرانه بخوانند، کافی نبود. بلکه آن را به دیگران نیز درس می‌دادند.

ج. دامن ردایت به خون نیازمندان بی‌گناه آغشته است: عشق غیراخلاقی‌شان که آن را ماهرانه می‌خواندند ایشان را به خون نیازمندان بی‌گناه آلوده کرد.

دو) کاربرد این بخش از کتاب ارمیا در عصر امروزی غیرقابل انکار است.

 

·      امروزه بسیاری هر گونه دنباله‌روی عشق را، با عنوان ماهرانه توجیه می‌کنند مانند جست‌وجوی فرضی عشق در زنا، رابطۀ جنسی پیش از ازدواج، همجنس‌گرایی و انحرافات جنسی. خدا با توجیههای آنان موافق نیست.

·      بسیاری از این افراد باید راه خود را به دیگران نیز بیاموزند، و از آنها در جامعۀ عمومی حمایت کنند، به این امید که آنچه زمانی گناه یا انحراف تلقی می‌شد عادی‌سازی شود.

·      نیازمندان بی‌گناه رنج می‌برند کودکان پیش از تولد کشته می‌شوند، خانه‌ها ویران می‌گردند، انحرافاتْ خود را بر بی‌گناهان تحمیل می‌کنند.

د. هرچند که آنان را در حال نَقْب زدن نیافتی: گناه و انحرافات رایج در روزگار ارمیا آشکار بود؛ تنها کوری عمدی بود که افراد و جامعه را از تشخیص آن باز می‌داشت.

ه. با این همه می‌گویی: ”بی‌گناهم؛ به‌یقین خشم او از من برگشته است.“: باوجود ماهیت آشکار گناهشان، اسرائیل همچنان می‌توانست ادعای بی‌گناهی کند. آنان احساس می‌کردند سزاوار رحمت الهی هستند.

و. اینک از آن رو که می‌گویی، ”گناه نکرده‌ام،“ بر تو داوری خواهم کرد: ادعای بی‌گناهی آنها خدا را تحت‌تأثیر قرار نداد. او همچنان برضد آنها داوری خواهد کرد؛ ادعای بیگناه بودن آنان باعث شد که گناهشان بیشتر شود، نه کمتر.

ز. چرا اینقدر به هر سو شتابانی و راه خود را تغییر می‌دهی؟ به هر سو شتابان شدن یعنی پریدن در جهت‌های مختلف. در ترجمۀ New Living Translation به این صورت آمده است، نخست اینجا، سپس آنجا تو از هم‌پیمانی به هم‌پیمانی دیگر می‌پری و درخواست کمک می‌نمایی. هیچ دلیلی وجود نداشت که آنان به هر سو شتابان شوند آنان باید بی‌درنگ به خداوند اعتماد می‌کردند.

دو) اسپرجن در موعظۀ خود با عنوان به هر سو شتافتن، دو ایده را از این متن بیرون کشید.

·      اسپرجن روی واژۀ تو متمرکز شد: چرا اینقدر به هر سو شتابانی و راه خود را تغییر می‌دهی؟ این اسرائیل بود، همسر یهوه چرا آنان باید این کار را بکنند؟

·      اسپرجن روی واژۀ چرا متمرکز شد: چرا اینقدر به هر سو شتابانی و راه خود را تغییر می‌دهی؟ خدا از اسرائیل دلیلی خواست تا درمورد به هر سو شتافتنشان پاسخگو باشند.

ح. از آنجا نیز دست‌ها بر سرْ بیرون خواهی آمد: خدا وعده داد که اعتماد آنها به مصر را از بین می‌برد و (بدون توبۀ عمومی)، آنها دست‌ها بر سرْ همچون بردگانی اسیر از یهودا بیرون می‌آیند. خدا هیچ حرمتی به اتحاد آنها با مصر یا هیچ قدرت بیگانۀ دیگری قائل نبود.