فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

ارمیا باب ۲۳ – شاخۀ عادل و انبیای ناعادل

شاخۀ عادل.

۱. آیات (۱-۲) وای بر شبانانی که نابود می‌کنند.

خداوند چنین می‌فرماید: «وای بر شبانانی که گلۀ چراگاه مرا نابود و پراکنده می‌سازند!» پس یهوه خدای اسرائیل دربارۀ شبانانی که قوم مرا می‌چرانند چنین می‌فرماید: «شما گلۀ مرا پراکنده ساخته و رانده‌اید و از آنها مراقبت نکرده‌اید. پس، خداوند می‌فرماید، اینک من سزای اعمال بدتان را به شما خواهم داد.

الف. وای بر شبانانی که: در باب قبل، خداوند داوری و مجازات خود را بر ضد چندین پادشاه یهودا اعلام کرد. اکنون، او به‌طور کلی این شبانان خیانت‌کار را محکوم می‌کند. در آن دوران، پادشاهان و دیگر رهبران اغلب شبانان خوانده می‌شدند؛ این اصطلاح لزوماً دارای زمینۀ روحانی نبود.

یک) گرچه ارمیا به‌طور کلی با رهبران صحبت می‌کرد (رهبران سیاسی، رهبران تجاری، رهبران نظامی، رهبران آموزشی و رهبران روحانی)، با این‌حال، تأکید اصلی ما بر شبانان در این دوران ممکن است به‌عنوان رهبران روحانی باشد.

ب. گلۀ چراگاه مرا نابود و پراکنده می‌سازند: این رهبران از این جهت که نفعی برای قوم خدا نداشتند (نابود می‌سازند) و آنها را در کنار هم حفظ نکردند (پراکنده می‌سازند)، سزاوار مصیبتی خاص بودند.

یک) گلۀ روزگار ارمیا واقعاً پراکنده شده بود. برخی به‌عنوان اسیر به بابل و ملل دیگر برده شده بودند و برخی دیگر به‌عنوان پناهنده به مصر رفته بودند. دلیل همۀ اینها را می‌توان در وجود رهبران شریر و حقیر قوم خدا پیدا کرد.

ج. دربارۀ شبانانی که قوم مرا می‌چرانند: این قسمت بیشتر به جنبۀ روحانی رهبران می‌پردازد که از پادشاهان یهودا انتظار می‌رفت به آن عمل کنند. می‌توان گفت که هیچ‌کدام از آخرین پادشاهان یهودا (بعد از یوشیا: یهوآحاز، یِهویاقیم، یِهویاکین و صِدِقیا) به لحاظ روحانی هیچ اهمیتی به قوم خدا (قوم من) نمی‌دادند.

یک) در دنیای امروزی، این موضوع بیانگر نیاز شدید قوم خدا به رهبران روحانی برای خوراک دادن به آنهاست. عیسی در رخداد احیای پطرس (یوحنا ۲۱) بر این موضوع تأکید کرد و دو بار از او خواست که گوسفندانش را شبانی کند.

د. اینک من سزای اعمال بدتان را به شما خواهم داد: خدا به اعمال بد شبانان خیانتکار رسیدگی خواهد کرد. خدا آنها را پاسخگو خواهد نمود.

۲. آیات (۳-۴) وعدۀ بازگرداندن گلۀ مجروح و پراکنده.

باقی‌ماندگان گلۀ خویش را از تمامی سرزمین‌هایی که ایشان را بدان رانده‌ام جمع خواهم کرد، و آنها را بار دیگر به آغُلشان باز خواهم آورد، و بارور و کثیر خواهند شد. و بر ایشان شبانانی خواهم گماشت که آنان را شبانی خواهند کرد، و دیگر ترسان و هراسان نخواهند شد؛ و از آنها یکی هم گُم نخواهد گشت.» این است فرمودۀ خداوند.

الف. باقی‌ماندگان گلۀ خویش را از تمامی سرزمین‌هایی که ایشان را بدان رانده‌ام جمع خواهم کرد: یکی از دلایلی که خدا قوم خود را در تبعید پراکنده کرد، رهبران غیرروحانی و ناکارآمد آنها بود. با این‌حال، خدا وعده داد که روزی گوسفندان خود را از تمامی سرزمین‌هایی که به آنجا تبعید شده‌اند جمع خواهد کرد.

یک) این جنبه‌ای از آن عهد تازه‌ای است که خدا به اسرائیل وعده داده است. وعده‌های جمع‌آوری مجدد اسرائیل در سرزمین وعده در بسیاری از نبوت‌های عهد تازه یافت می‌شود (ارمیا ۳۷:۳۲-۴۱، حزقیال ۱۶:۱۱-۲۰، حزقیال ۱۶:۳۶-۲۸، حزقیال ۲۸-۲۱:۳۷).

دو) معجزۀ تبدیل شدن دوبارۀ اسرائیل به یک کشور مستقل پس از ۲۵۰۰ سال در دنیای امروزی، تحقق اولیۀ این وعده‌های بزرگ است. ما می‌گوییم اولیه، زیرا اسرائیل قطعاً در آن سرزمین جمع شده، اما در حال حاضر بی‌ایمان است.

ب. بارور و کثیر خواهند شد: خدا نه تنها آنها را به سرزمین وعده باز خواهد گرداند، بلکه در آنجا برکت نیز خواهند یافت. جمعیتشان به‌سرعت افزایش خواهد یافت.

ج. بر ایشان شبانانی خواهم گماشت که آنان را شبانی خواهند کرد: خدا به اسرائیلی‌ها وعده داد که بعد از جمع کردن آنها، رهبرانی وفادار بر آنها قرار خواهد داد. این رهبران وفادار آنها را شبانی خواهند کرد (مخصوصاً از نظر روحانی) و برای آنها امنیت و سعادت به ارمغان خواهند آورد (و از آنها یکی هم گُم نخواهد گشت).

یک) «این وعده‌ای بود برای بهبود وضعیت نسبت به قبل از تبعید، یعنی زمانی که اسرائیل در آن سرزمین بود، اما تحت تسلط رهبرانی شریر قرار داشت. وعدۀ بازگرداندن به وضعیتی که قبل از تبعید وجود داشت اصلاً کافی نبود. به آنها برای بهبود شرایط امید داده شد.» (تامپسون)

دو) مستقیماً از خود کتاب‌مقدس می‌توان دریافت که این امر در رهبران شایسته و وفادار تحقق یافت، رهبرانی که اسرائیل پس از تبعید از آنها بهره‌مند شد. مردانی مانند زروبابل؛ عزرا؛ نحمیا؛ یهوشع، کاهن اعظم؛ حجی؛ زکریا و ملاکی.

سه) ما می‌توانیم تحقق جزئی و اولیۀ این وعده را در اسرائیل امروزی ببینیم. وقتی آنها به عیسی به‌عنوان مسیحای موعود خود روی بیاورند، می‌توانیم انتظار تحقق کامل آن را داشته باشیم.

۳. آیات (۵-۶) پادشاهی که می‌آید.

خداوند می‌فرماید:

«هان، روزهایی می‌آید

که ’شاخه‌‌ای‘ عادل برای داوود بر پا می‌کنم؛

پادشاهی که به خردمندی سلطنت خواهد کرد،

و عدل و انصاف را در این سرزمین به اجرا در خواهد آورد.

در ایام او یهودا نجات خواهد یافت،

و اسرائیل در امنیت به سر خواهد برد؛

و نامی که بدان نامیده خواهد شد این است:

’یهوه عدالت ما.‘»

الف. شاخه‌‌ای عادل برای داوود بر پا می‌کنم: مدت‌ها قبل از این، خدا وعده داده بود که مسیح از نسل داوود خواهد آمد (دوم سموئیل ۵:۷-۱۶). این تأییدی بر آن نبوت قبلی است. شاخه‌ای عادل از نسل داوود خواهد آمد.

یک) در پایان باب قبلی، خدا وعده داده بود که هیچ‌کسی از سلسلۀ سلطنتی یِهویاکین بر تخت داوود نخواهد نشست (ارمیا ۳۰:۲۲). به نظر می‌رسید که سلسلۀ سلطنتی داوود مانند یک درخت بریده شده و فقط یک کُنده از آن باقی مانده است. با این‌حال، خدا از آن کُنده استفاده می‌کند و جوانه‌ای سبز، یک شاخه، از آن ایجاد می‌کند.

دو) «این استعاره دربارۀ شاخه‌ای است که از درخت داوود (یعنی سلسلۀ داوود) سبز می‌شود. این درخت اگرچه بریده شده، اما نمرده است.» (تامسپون)

سه) «این شاخه‌ای است که از ریشۀ درختی که افتاده جوانه می‌زند. بدین ترتیب زندگی جدیدی از سلسلۀ سقوط کرده به وجود خواهد آمد.» (هریسون)

ب. پادشاهی که به خردمندی سلطنت خواهد کرد: این شاخۀ عادل به‌عنوان پادشاهی موفق قوم خدا را رهبری خواهد کرد. سعادت، انصاف و عدالت ویژگی‌های سلطنت او خواهد بود. این سلطنت تنها به مرزهای اسرائیل محدود نخواهد شد، بلکه به تمام زمین خواهد رسید.

یک) پادشاهی که … سلطنت خواهد کرد: «به‌علاوه، او به‌عنوان یک پادشاه واقعی سلطنت خواهد کرد، نه به‌عنوان یک دست‌نشانده مانند صِدِقیا و پادشاهان قبل از خود.» (فینبرگ)

ج. در ایام او یهودا نجات خواهد یافت، و اسرائیل در امنیت به سر خواهد برد: نجات و امنیت برای همۀ قوم خدا خواهد بود؛ هم یهودا و هم اسرائیل. پادشاهی یک‌بار دیگر متحد خواهد شد.

یک) «اسرائیل در اینجا به پادشاهی شمالی اشاره دارد. او نیز در امنیت زندگی خواهد کرد.» (تامپسون)

د. یهوه عدالت ما: ارمیا اعلام کرد که این نامی است که او بدان نامیده خواهد شد. عدالت یهوه از طریق او به قومش داده می‌شود، تا او خودْ عدالت ما باشد.

یک) عبارت یهوه عدالت ما در زبان عبری فقط دو کلمه است. «یهوه صدقینو (Jehovah Tsidkenu). این خوشایندترین و دلپذیرترین نام خداوند ما عیسی مسیح است که بر الوهیت او دلالت دارد، همان‌طور که شاخۀ عادل داوود بر انسانیت او دلالت دارد.» (ترپ)

دو) یهوه صدقینو «احتمالاً دارای صنعت جناس از نام صِدِقیا است [که یعنی]، عدالت من یهوه است.» (تامپسون) «ارمیا نام صِدِقیا را تغییر داد تا صنعت جناس خود را ایجاد کند. صِدِقیا عدالتْ یهوه است نامیده شد، اما مسیح یهوه عدالت ما نامیده خواهد شد.» (رایکن)

سه) یهوه صدقینو به‌عنوان یک مرجع مسیحایی، شاهد محکمی برای الوهیت مسیح است –او یهوه است. «یهودیان این نام در آیۀ ۶ را به‌عنوان نام مسیح دانستند. در تارگوم چنین آمده است: مسیحای عادلان یا مسیحای عدالت… آنها این دو کلمه را به‌عنوان نام مسیح تصدیق کردند.» (فینبرگ)

چهار) عیسی، یهوه عدالت ما است: عدالت امری مثبت است. کار عیسی در قوم خود تنها پاک کردن لکۀ گناه آنها نیست. اطاعت و عدالت کامل عیسی، اطاعت و عدالت ما در اوست. «این دربارۀ کسی صحبت می‌کند که نه تنها عدالت خدا را منعکس می‌کند، بلکه آن را به قوم خود نیز منتقل می‌کند و در اختیار آنها قرار می‌دهد.» (کیدنر)

پنج) «پولس هنگام صحبت در مورد مسیحْ عیسی… پارسایی ما (نسخۀ قدیم، عدالت ما)، احتمالاً این وعده را در ذهن داشته است (اول قرنتیان ۳۰:۱، ر.ک. دوم قرنتیان ۲۱:۵).» (کیدنر)

شش) در عیسی آسایش بیابید زیرا عدالت ما قوتی عظیم است. «تو، آقای شیطان، تهدیدها و وحشت‌های تو مرا آزار نمی‌دهد. چرا؟ زیرا کسی هست به نامِ یهوه عدالت ما که من به او ایمان دارم. اوست که شریعت را ملغی کرد، گناه را محکوم کرد، مرگ را منسوخ کرد، جهنم را ویران کرد، و او برای تو یک شیطان است، ای شیطان.» (لوتر، به نقل از ترپ)

۴. آیات (۷-۸) عظمت کار خدا در جمع‌آوری و بازگرداندن.

پس خداوند می‌فرماید: «هان ایامی می‌آید که دیگر نخواهند گفت، ”سوگند به حیات یهوه که بنی‌اسرائیل را از سرزمین مصر بیرون آورد“، بلکه ”سوگند به حیات یهوه که نسل خاندان اسرائیل را از سرزمین شمال و از تمامی سرزمین‌هایی که آنان را بدان‌جا رانده بود، بیرون آورده است.“ آنگاه آنان در سرزمین خویش ساکن خواهند شد.»

الف. دیگر نخواهند گفت: اسرائیل رهایی از مصر را به‌درستی جشن می‌گرفت. ارمیا اعلام کرد که در ارتباط با جمع‌آوری اسرائیل، رهاییِ بسیار شگفت‌انگیزتری به‌عنوان جنبه‌ای از این عهد تازه رخ خواهد داد.

یک) اسرائیل در خروج از مصر خلق شد و در جمع‌آوری از بابل و سایر ملت‌ها احیا شد. خدا وعده داد که احیای اسرائیل کاری بسیار عظیم‌تر از خلق اسرائیل خواهد بود. این موضوع به این اصل مربوط می‌شود که انسانِ احیاشده یا نجات‌یافته برتر از انسان خلق‌شده یا بی‌گناه است.

ب. آنان در سرزمین خویش ساکن خواهند شد: این وعدۀ قاطع دوباره تکرار می‌شود. خداوند قوم خود را به سرزمین وعده باز خواهد گرداند. پس از داوری بزرگ و تبعید پیشِ رو، کار او با آنها تمام نخواهد شد، حتی در سرزمین وعده.

دردی که انبیای دروغین به همراه می‌آورند.

۱. آیات (۹-۱۰) دل شکستۀ ارمیا به‌خاطر انبیای دروغین.

دربارۀ انبیا:

دلم در اندرونم شکسته،

استخوان‌هایم همه لرزان است؛

همچون مردی مستم،

مانند شخص مدهوش از شراب،

به سبب خداوند

و به سبب کلام مقدس او.

زیرا که این سرزمین از زناکاران آکنده است؛

زمین به سبب لعنت به ماتم نشسته،

و چراگاه‌های صحرا خشکیده است.

راه ایشان بد است،

و قدرتشان را به ناحق به کار می‌برند.

الف. دربارۀ انبیا: دلم در اندرونم شکسته: ارمیا به دلیل حضور و کارهای انبیای دیگر در زمان خود پریشان بود. دلش شکسته بود نه به این دلیل که رقابت را دوست نداشت، بلکه به‌خاطر آسیبی که آن انبیا به حرمت خدا و قوم خدا وارد می‌کردند.

یک) «دل، آن‌طور که در اینجا به کار رفته است، بیشتر بیانگر یک حالت ذهنیِ عمیقاً آشفته است تا یک حالت احساسی. ذهن او قادر به درک سو‌ءاستفادۀ این انبیا از حرفۀ خود نیست.» (هریسون)

ب. استخوان‌هایم همه لرزان است؛ همچون مردی مستم: این احساس، ناشی از سرخوشی و وجد حاصل از کار روح‌القدس نبود، بلکه ترس و خشم از کار سایر انبیا بود؛ زیرا او کلامِ به‌ظاهر الهیِ آنان را با کلام مقدسی که خود به نام خدا می‌آورد، مقایسه می‌کرد.

یک) تضاد بزرگی که بین پیام آنها و پیام ارمیا وجود داشت، او را بیزار کرده بود. پیام اصلی او توبه بود؛ پیام اصلی آنها آرامش بود. احتمالاً هر دوی آنها نمی‌توانستند درست باشند.

ج. زیرا که این سرزمین از زناکاران آکنده است؛ زمین به سبب لعنت به ماتم نشسته: سایر انبیا وعدۀ برکت و فراوانی می‌دادند، اما شواهد به نفع ارمیا بود. فراوانی گناه در زمین (زنا احتمالاً به معنای واقعی و مجازی آن) و لعنت بر خودِ زمین، ثابت می‌کرد که وقت توبه فرا رسیده است، نه آرامش.

۲. آیات (۱۱-۱۲) انبیا و کاهنانِ نجس.

خداوند می‌فرماید:

«نبی و کاهن هر دو نجسند،

و شرارتِ ایشان را حتی در خانۀ خویش نیز دیده‌ام.

از این رو طریق ایشان برایشان

مانند جای‌های لغزنده در تاریکی خواهد بود

که بدان رانده شده، در آن خواهند افتاد؛

زیرا که در سالِ مکافاتِ ایشان

بلا بر ایشان نازل خواهم کرد؛»

این است فرمودۀ خداوند.

الف. نبی و کاهن هر دو نجسند: ارمیا در میان کسانی که قرار بود رهبران روحانی باشند می‌توانست کمبود شدید تقدس را تشخیص دهد. نجس بودن متضاد تقدس است. آنها با مردم بت‌پرست اطراف یهودا تفاوتی نداشتند.

یک) «بعد از پادشاهان شریر، بیشترین مسئولیت در مورد تباهی قوم بر عهدۀ انبیای دروغین بود.» (فینبرگ)

ب. شرارتِ ایشان را حتی در خانۀ خویش نیز دیده‌ام: موضوع فقط این نبود که زندگی شخصی این انبیا و کاهنان فاقد تقدس است. دل‌ها و طریق‌های نجس آنها در خانۀ خدا نیز آشکار بود. تمام تلاش آنها برای سرپوش گذاشتن بر فقدان تقدس خودشان در خانۀ خدا کارساز نبود.

ج. طریق ایشان برایشان مانند جای‌های لغزنده در تاریکی خواهد بود: طریق‌های نجس آنها باعث شد سرنوشتشان لغزش و سقوط باشد. در مسیرهای لغزنده همه نمی‌افتند، اما بیشتر افراد می‌افتند.

۳. آیات (۱۳-۱۵) وعدۀ داوری بر ضد انبیای فاسد.

«در میان انبیای سامِرِه قباحتی دیدم:

آنان به نام بَعَل نبوّت کرده،

قوم من اسرائیل را گمراه می‌کردند.

و در میان انبیای اورشلیم چیزی هولناک دیده‌ام:

آنان مرتکب زنا می‌شوند و در دروغ گام برمی‌دارند؛

ایشان دست‌های بدکاران را تقویت می‌بخشند،

به گونه‌ای که هیچ‌کس از شرارت خویش بازگشت نمی‌کند؛

آنان جملگی برای من همچون سُدوم گشته‌اند،

و ساکنان آن همچون عَمورَه.»

بنابراین، خداوندِ لشکرها دربارۀ انبیا چنین می‌فرماید:

«اینک من بدیشان خوراکِ تلخ خواهم خورانید،

و آبِ مسموم خواهم نوشانید،

زیرا که از انبیای اورشلیم

نجاستی در سرتاسر این سرزمین منتشر شده است.»

الف. در میان انبیای سامِرِه قباحتی دیدم … و در میان انبیای اورشلیم چیزی هولناک دیده‌ام: خداوند انبیای اورشلیم و یهودا را به انبیای سامره تشبیه کرد که حدود ۱۵۰ سال قبل پادشاهی شمالی را به سمت ویرانی روحانی و اجتماعی سوق دادند.

ب. به گونه‌ای که هیچ‌کس از شرارت خویش بازگشت نمی‌کند: انبیا و کاهنان یهودا چون زندگی خودشان سرشار از سازش‌های روحانی بود (مرتکب زنا می‌شوند و در دروغ گام برمی‌دارند)، برای بازگرداندن دیگران از شرارت خویش از جایگاه و قدرت مؤثری برخوردار نبودند.

یک) هیچ محدودیت روحانی و اخلاقی برای مردم وجود نداشت، چون هیچ‌کس از شرارت خویش بازگشت نمی‌کرد. همه آنچه را که از نظر خودشان درست بود انجام می‌دادند و مردان خدا که باید به آنها می‌گفتند بس کنید، چنین نکردند.

دو) در این فضای بدون محدودیت، قوم خدا همچون سُدوم و همچون عَمورَه شده بودند. «آنها با دنیاپرستی خود خانۀ خدا (ارمیا ۱۱:۲۳)، آن دژ قدوسیت را ناپاک می‌کنند؛ و با بی‌بندوباری خود (ارمیا ۱۴:۲۳)، چه در اعمال و چه در موعظه، شرم گناه را برمی‌دارند (به نظر می‌رسد این به صورت خاصی شامل گناهان جنسی باشد، هم دگرجنس‌گرایانه، ارمیا ۱۴:۲۳ قسمت اول، و هم هم‌جنس‌گرایانه، ارمیا ۱۴:۲۳ قسمت دوم؛ ر.ک. پیدایش ۴:۱۹-۵).» (کیدنر)

ج. اینک من بدیشان خوراکِ تلخ خواهم خورانید، و آبِ مسموم خواهم نوشانید: آینده‌ای تلخ و ناگوار در انتظار این انبیای فاسد و سازش‌کار بود.

یک) «چون آنها چشمه‌های روحانی قوم را مسموم کرده بودند، خداوند می‌خواست داوریِ سختی بر آنها وارد کند -که با خوراکِ تلخ (ترجمۀ قدیم، افسنتین؛ یعنی بوی تند و طعم تلخ) و آب مسموم به تصویر کشیده شده است.» (فینبرگ)

د. از انبیای اورشلیم نجاستی در سرتاسر این سرزمین منتشر شده است: آرزوی خدا این بود که قومش پیام‌آوران قدوسیت و عدالت او باشند. در عوض، آنها از طریق این انبیای فاسد پیام‌آوران نجاست، یعنی ضد تقدس، شده بودند.

۴. آیات (۱۶-۱۷) به سخنان انبیای فاسد گوش نسپارید.

خداوندِ لشکرها چنین می‌فرماید: «به سخنان انبیایی که برای شما نبوّت می‌کنند گوش مسپارید؛ زیرا شما را امیدِ واهی می‌بخشند. آنان رؤیای دل خود را بیان می‌کنند نه سخنان دهان خداوند را. آنان همواره به کسانی که کلام خداوند را خوار می‌شمارند، می‌گویند: ”شما را سلامتی خواهد بود!“ و به کسانی که از سرکشیِ دلِ خود پیروی می‌کنند، می‌گویند: ”هیچ بلایی به شما نخواهد رسید!“»

الف. به سخنان انبیایی که برای شما نبوّت می‌کنند گوش مسپارید: خدا خودْ این را به آنها گفته است. به‌طور معمول، خدا می‌خواست که قومش به کسانی که کلام او را بیان می‌کنند توجه جدی داشته باشند. این نشان می‌دهد که این انبیای فرضی چقدر از کلام واقعی خدا دور بودند.

ب. زیرا شما را امیدِ واهی می‌بخشند. آنان رؤیای دل خود را بیان می‌کنند: این انبیای فاسد سخن می‌گفتند، اما سخنان دهان خداوند را نمی‌گفتند. این سخنان صرفاً رؤیای دل آنها بود. نتیجۀ این سخنان ساخته شده توسط انسان که به‌عنوان کلام خداوند جا زده می‌شدند، امید واهی بخشیدن به کسانی بود که آنها را باور می‌کردند.

یک) نه سخنان دهان خداوند را: «این ادعایی جسورانه از طرف ارمیا بود، زیرا به این معنا بود که پیام او مستقیماً از جانب یهوه آمده است.» (تامپسون)

ج. آنان همواره به کسانی که کلام خداوند را خوار می‌شمارند، می‌گویند: انبیای فاسد می‌ترسیدند کسانی که خدا را خوار می‌شمردند را توبیخ کنند و به توبه دعوت نمایند. در عوض، سخنانی نیکو دربارۀ سلامتی می‌گفتند و به کسانی که از دل خود پیروی می‌کردند (کسانی که از سرکشیِ دلِ خود پیروی می‌کنند) وعده می‌دادند که هیچ بلایی به شما نخواهد رسید.

یک) شما را سلامتی خواهد بود! «جوهرۀ نبوت دروغین این بود که همیشه امیدی واهی به ما می‌بخشید.» (فینبرگ)

دو) آنها نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند کسانی را که طبق سرکشی دل خود زندگی می‌کردند را سرزنش کنند. یکی از نشانه‌های رهبران شریر یا فاسد، ناتوانی یا شکست در رویارویی با شر است.

سه) در فرهنگ امروزی پیروی از دل خود، نصیحتی عالی برای زندگی است. کتاب‌مقدس می‌گوید، پیش روی انسان راهی هست که به نظرش راست می‌آید اما در آخر به مرگ می‌انجامد (امثال ۱۲:۱۴ -برای تأکید بیشتر در امثال ۲۵:۱۶ نیز تکرار شده است).

۵. آیات (۱۸-۲۰) ماهیت جدی داوری‌های خدا.

اما کدام یک از ایشان در جمعِ مَحرمانِ اسرار خداوند ایستاده است تا کلامش را ببیند و بشنود؟ و کیست که به کلامش توجه کرده و بدان گوش سپرده باشد؟

هان، توفانِ خداوند برخاسته است،

خشم او چون گردبادی سهمگین پیش می‌رود

تا بر سر شریران فرود آید.

غضب خداوند بر نخواهد گشت

تا آنگاه که تدبیرهای دلش را

به کمال تحقق بخشد؛

در روزهای آخر،

این را در خواهید یافت.

الف. توفانِ خداوند برخاسته است: انبیای فاسد کار خود را بدون ترس از مجازات انجام می‌دادند. آنها فراموش کرده بودند که داوری خدا روزی خواهد آمد و مانند گردبادی سهمگین خواهد آمد.

یک) گردباد: «باد سموم (simoom): بادی داغ و مرگبار که از جنوب می‌وزد و بارها در متون مقدس به آن اشاره شده است». (کلارک)

ب. غضب خداوند بر نخواهد گشت تا آنگاه که تدبیرهای دلش را به کمال تحقق بخشد: غضب خدا بر انبیای فاسد صرفاً به آزردگی شخصی او مربوط نبود. این یک داوری عادلانه بود و بر ضد آنها اجرا می‌شد تا انصاف او تحقق یابد.

یک) در آیات قبل، خدا بر ضد کسانی صحبت کرد که از سرکشی دل خود پیروی می‌کنند (ارمیا ۱۷:۲۳). در اینجا، خدا وعده داد که تدبیرهای دلش را بر ضد کسانی که از سرکشی دل خود پیروی می‌کنند، تحقق بخشد. معلوم خواهد شد که کدام دل برتر است.

۶. آیات (۲۱-۲۲) انبیای فاسد فرستادگان خدا نبودند.

«من این انبیا را نفرستادم،

اما ایشان دویدند؛

سخنی بدیشان نگفتم،

اما ایشان نبوّت کردند!

اگر در جمعِ مَحرمانِ اَسرارِ من ایستاده بودند،

کلام مرا به قوم من بیان می‌کردند،

و آنان را از راه بدشان،

و از کردار شرارت‌بارشان بازمی‌گرداندند.»

الف. من این انبیا را نفرستادم، اما ایشان دویدند: انبیای فاسد از سوی خدا دعوت یا فرستاده نشدند، با این‌حال با جدیت تمام دویدند تا سخنانی که خود ساخته بودند را اعلام کنند.

یک) «آنها هرگز مأموریتی از طرف خدا دریافت نکردند؛ با این‌حال، آنها با پیام‌های دروغین خود، مشتاقانه و با جدیت در تلاش برای رسیدن به اهداف خود دویدند.» (فینبرگ)

ب. اگر در جمعِ مَحرمانِ اَسرارِ من ایستاده بودند… آنان را از راه بدشان… بازمی‌گرداندند: اگر اینان انبیای حقیقی و انبیای فرستاده‌شده توسط خدا بودند، مردم را به توبه دعوت می‌کردند. اما چنین نکردند. پیام آنها به جای توبه، آرامش بود.

۷. آیات (۲۳-۲۴) حماقت در نپذیرفتن خدا یا مخالفت با او.

خداوند می‌فرماید: «آیا من فقط خدای جاهای نزدیکم و نه خدای دوردست‌ها؟» خداوند می‌فرماید: «آیا کسی می‌تواند خود را چنان پنهان کند که من او را نبینم؟ آیا من آسمان و زمین را پر نمی‌سازم؟» این است فرمودۀ خداوند.

الف. آیا من فقط خدای جاهای نزدیکم: خدا با پرسیدن پرسش‌های بلاغی، به یهودا یادآوری کرد که او نزدیک است. تلاش برای پنهان شدن برای اجتناب از دیده شدن توسط خدا فایده‌ای نداشت.

یک) «خداناباوران فکر می‌کنند چون خدا را نمی‌بینند، پس خدا هم آنها را نمی‌بیند.» (ترپ)

ب. آیا من آسمان و زمین را پر نمی‌سازم: همان خدایی که جهان را پر می‌کند می‌ببیند که ما چه کار می‌کنیم. این موضوعی بود که انبیای فاسد و کسانی که به‌خاطر انبیای فاسد تأدیب نشدند، ترجیح دادند فراموش کنند.

۸. آیات (۲۵-۲۷) دروغ‌های نبوتی.

«سخن انبیایی را که به نام من به دروغ نبوّت می‌کنند، شنیده‌ام. ایشان می‌گویند: ”خواب دیده‌ام! خواب دیده‌ام!“ تا به کی این در دل انبیایی که به دروغ نبوّت می‌کنند خواهد بود، انبیایی که به فریبِ دل خود نبوّت می‌کنند؟ ایشان سودای این در سر دارند که با خواب‌هایی که به یکدیگر بازمی‌گویند، نامِ مرا از یاد قوم من بزدایند، همان‌گونه که پدرانشان نام مرا به سبب بَعَل فراموش کردند.

الف. سخن انبیایی را که به نام من به دروغ نبوّت می‌کنند، شنیده‌ام: این کلام به تنهایی باید انبیای فاسد را به وحشت انداخته باشد. حتی اگر هیچ انسانی سخنان به اصطلاح نبوتی آنها را تشخیص ندهد و داوری نکند، خدا آنها را شنیده است. او آنها را داوری خواهد کرد.

یک) در متنی از عهد‌جدید، خدا فرمان می‌دهد که همۀ نبوت‌های فرضی در جماعت مورد داوری قرار گیرند.

و از انبیا، دو یا سه تن نبوّت کنند و دیگران گفتار آنها را بسنجند. (اول قرنتیان ۲۹:۱۴)

نبوّت‌ها را خوار مشمارید. همه‌چیز را بیازمایید؛ آنچه را نیکوست، به‌ چنگ بگیرید. (اول تسالونیکیان ۲۰:۵-۲۱)

ای عزیزان، هر روحی را باور مکنید، بلکه آنها را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه. زیرا انبیای دروغینِ بسیار به دنیا بیرون رفته‌اند. (اول یوحنا ۱:۴)

دو) پذیرفتن هر نبوتی بدون آزمایش یا تشخیص، شکستی بزرگ در میان بسیاری از مسیحیان است. با این‌حال، اگر آنها داوری نکنند، خدا به طریقی داوری خواهد کرد.

ب. خواب دیده‌ام! خواب دیده‌ام! انبیای فاسد دوست داشتند در مورد خواب‌ها و مسائل بزرگ و غرورآفرین سخن بگویند. مشکل این بود که اینها دروغ بودند. شاید دروغ بود که آنها حتی چنین خوابی دیده‌اند، یا شاید واقعاً خوابی دیده بودند اما این یک پیام حقیقی از جانب خدا نبوده است. این پیام‌ها به جای اینکه از جانب خدا باشد، فریب دل خود آنها بود.

یک) «انسان به گونه‌ای آفریده شده که همواره به شکلی در جستجوی نشانه‌ای از دنیای روحانیِ نهفته در پشت همۀ مظاهر و اشکال مادی است. این جست‌وجو فرصتی برای انسان‌های شرور ایجاد می‌کند، کسانی که هیچ نور حقیقی از آن جهان دریافت نکرده‌اند، اما طوری صحبت می‌کنند که گویی از آن برخوردارند، و بنابراین شنوندگان خود را گمراه می‌کنند.» (مورگان)

ج. که با خواب‌هایی که به یکدیگر بازمی‌گویند، نامِ مرا از یاد قوم من بزدایند: انبیای فاسد دوست داشتند بر پدیده‌های روحانی مانند خواب‌ها تمرکز کنند. هرچند وانمود می‌شد که اصل موضوعْ روحانی است، اما توجهات را از خودِ خدا، از شخصیت مقدس او که با نام او نشان داده شده بود، دور می‌کرد.

یک) نامِ مرا از یاد قوم من بزدایند: «وقتی انسان‌ها شخصیت یهوه را فراموش کنند، می‌توان آنها را متقاعد کرد که انواع آموزه‌ها را بپذیرند.» (تامپسون)

۹. آیات (۲۸-۲۹) جایگاه پایین‌تر پدیده‌های روحانی نسبت به کلام خدا.

آن نبی که خوابی دیده، خواب خویش بازگوید، اما آن که کلام مرا دارد، آن را با امانت بیان کند.» زیرا خداوند می‌گوید، «کاه را با گندم چه کار است؟» خداوند می‌فرماید: «آیا کلام من همچون آتش نیست، و مانند پُتکی که صخره را خرد می‌کند؟»

الف. آن نبی که خوابی دیده، خواب خویش بازگوید: خدا از کسانی که بیش از حد بر پدیده‌های روحانی تمرکز داشتند دعوت کرد تا آن را بیان کنند. خواب را بازگو کنید. بهترین کار خود را ارائه دهید.

یک) «او به‌وضوح خواب‌ها را تجربه‌هایی بسیار ذهنی ‌دانست که هیچ ربطی به کلام یهوه نداشتند. یک تفاوت وجود داشت. بگذارید کسی که خواب دیده است در صورت تمایل خواب خود را بگوید، اما این موضوع باید روشن شود که این یک خواب بوده است و نه سخنی از جانب یهوه.» (تامپسون)

ب. اما آن که کلام مرا دارد، آن را با امانت بیان کند: خدا برای یک مورد دیگر نیز دعوت کرد. دعوت از کسی که کلام او را داشت. از آن شخص دعوت شد تا کلام خدا را با امانت بیان کند و با وجود کثرت و محبوبیت انبیای فاسد، سکوت نکند.

یک) در روزگار ارمیا، انبیای فاسد بسیار بیشتر از کسانی بودند که کلام خدا را با امانت بیان می‌کردند.

ج. کاه را با گندم چه کار است: روشن بود که خواب نبی فاسد مانند کاه است؛ وجود دارد، اما بی‌محتوا و بی‌فایده است. کلام خدا که با امانت ارائه می‌شد مانند گندم بود؛ از لحاظ محتوا، مواد مغذی، حیاتبخش بودن و دارا بودنِ قدرت تکثیر.

د. آیا کلام من همچون آتش نیست: کلام خدا قدرتی مانند آتش دارد، قدرتی برای نفع رساندن و داوری کردن. کاه در برابر آتش قدرتی ندارد.

• کلام خدا همچون آتش است که می‌تواند گرما و آرامش ایجاد کند.

• کلام خدا همچون آتش است که می‌تواند بسوزاند و درد ایجاد کند.

• کلام خدا همچون آتش است که می‌تواند سخت‌ترین مواد را ذوب کند.

• کلام خدا همچون آتش است که می‌تواند ناپاکی را تصفیه و نابود کند.

ه. و مانند پُتکی که صخره را خرد می‌کند: کلام خدا مانند پتکی قدرتمند است که قدرت ساختن یا شکستن دارد. کاه در برابر چکش قدرتی ندارد.

یک) مانند پُتکی: «این تشبیه به خادم می‌آموزد که چگونه باید از انجیل استفاده کند؛ تا بتواند برای خداوند خود با تمام توان ضربات محکمی وارد کند.» (اسپرجن)

دو) «فکر می‌کنم که یادگیری نحوۀ استفاده از پتک نیازی به آموزش عالی ندارد؛ نمی‌دانم، شاید هم نیاز داشته باشد؛ اما به نظر می‌رسد که برای استفاده درست از پتک، چاره‌ای جز ضربه زدن با آن وجود ندارد. برادران، وقتی موعظه می‌کنید، پتک انجیل را بگیرید و تا جایی که می‌توانید محکم با آن ضربه بزنید.» (اسپرجن)

سه) آدام کلارک هشداری حکیمانه در مورد این تفکر که کلام خدا می‌تواند بدون روح خدا کار خود را انجام دهد نوشته است. «بیایید مراقب باشیم که این‌طور فکر نکنیم که نوشته‌های مقدس برای روشنگری، متقاعد کردن و تبدیل جان‌ها کاملاً کافی است و نیازی به روح‌القدس نیست، چنانکه برخی چنین فکر کرده‌اند و تأیید نموده‌اند. خودِ آتش باید توسط یک عامل دیگر به کار گرفته شود تا آثار خود را ایجاد نماید؛ و مطمئناً پتک نمی‌تواند سنگ را تکه‌تکه کند، مگر اینکه توسط یک کارگر توانا به کار گرفته شود؛ و تنها روح خداست که می‌تواند کلام خدا را به کار گیرد. زیرا می‌بینیم که کلام خدا اغلب خوانده می‌شود و مکرراً بیان می‌شود، بدون اینکه هیچ اثر مفیدی داشته باشد.» (کلارک)

۱۰. آیات (۳۰-۳۲) خدا بر ضد انبیای فاسد.

از این رو خداوند می‌فرماید: «اینک من بر ضد انبیایی هستم که کلام مرا از یکدیگر می‌ربایند.» آری، خداوند می‌فرماید: «اینک من بر ضد انبیایی هستم که زبان خود را به کار گرفته، پیام‌های نبوّتی از خود می‌بافند.» خداوند می‌گوید: «اینک من بر ضد آنانی هستم که به خواب‌های دروغین نبوّت می‌کنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا با دروغ‌ها و تَوهمات خویش به گمراهی می‌کشند، حال آنکه من ایشان را نفرستاده و مأمور نکرده‌ام. پس هیچ نفعی به این قوم نمی‌رسانند؛» این است فرمودۀ خداوند.

الف. من بر ضد انبیایی هستم: اینکه کسی ادعای نبوت می‌کرد به این معنی نبود که خدا طرفدار اوست یا او را تأیید کرده است. در زمان ارمیا و زمان ما انبیای بسیاری بودند که خدا بر ضد آنها بود.

ب. که کلام مرا از یکدیگر می‌ربایند: وقتی به دلیل جذب شدن مردم به سمت پدیده‌های روحانی کاه‌مانندِ انبیای فاسد، کلام حقیقی خدا نادیده گرفته شد یا مورد غفلت قرار گرفت، خدا گفت این اتفاق مانند ربودن کلام اوست. خدا بر ضد آنان بود.

ج. که زبان خود را به کار گرفته، پیام‌های نبوّتی از خود می‌بافند: خدا بر ضد کسانی بود که ادعا می‌کردند از طرف خدا سخن می‌گویند و در واقع فقط از دل خود صحبت می‌کردند.

یک) که زبان خود را به کار گرفته، پیام‌های نبوّتی از خود می‌بافند: «اینجا بازی با کلمات وجود دارد که ممکن است درک آن در سایر زبان‌ها دشوار باشد، ترجمۀ تحت‌الفظی آن این است، «آنها زبان خود را (به کار) می‌گیرند و پیامی را نبوت می‌کنند» … منظور این است که پیام انبیای دروغین از خودشان سرچشمه گرفته بود و آن را با کلمات خود چنان متظاهرانه بیان می‌کردند که گویی کلامی از جانب یهوه است.» (تامپسون)

د. که به خواب‌های دروغین نبوّت می‌کنند: خدا بر ضد کسانی بود که خواب‌ها و پدیده‌های روحانی را از کلام او بالاتر می‌دانستند.

ه. قوم مرا با دروغ‌ها و تَوهمات خویش به گمراهی می‌کشند: سخنان فریبنده و بی‌پروایی که به نام خدا گفته می‌شد، قوم خدا را به گمراهی کشاند. خدا بر ضد این افراد بی‌پروا و بی‌توجه به حقیقت بود.

و. حال آنکه من ایشان را نفرستاده و مأمور نکرده‌ام. پس هیچ نفعی به این قوم نمی‌رسانند: چون خدا آنها را نفرستاده است، پس واقعاً هیچ سودی برای قوم خدا نخواهند داشت، حتی اگر نیت خوبی داشته باشند. ممکن است کمی سروصدا یا هیجان وجود داشته باشد، اما هیچ نفع حقیقی وجود ندارد.

۱۱. آیات (۳۳-۴۰) «بارِ خداوند» را دیگر ذکر نکنید.

«و چون کسی از این قوم، یا نبی‌ای یا کاهنی از تو بپرسد، ”بارِ خداوند چیست؟“ بدیشان بگو، ”بارْ شمایید، و من شما را طرد خواهم کرد“.» این است فرمودۀ خداوند. «و اگر نبی یا کاهن یا کسی از قوم بگوید: ”این است بار خداوند!“، من آن شخص را با تمام اهل خانه‌اش مجازات خواهم کرد. هر یک از شما باید به همسایه یا برادر خود بگوید: ”خداوند چه پاسخ داده است؟“، یا ”خداوند چه گفته است؟“ اما ”بارِ خداوند“ را دیگر ذکر نکنید، زیرا بار، سخن هر یک از شماست، چراکه کلام خدای زنده، خداوند لشکرها، خدای ما را مخدوش ساخته‌‌اید. به نبی بگویید: ”خداوند تو را چه پاسخ داده است؟“ یا ”خداوند چه گفته است؟“ اما اگر بگویید، ”بارِ خداوند،“ خداوند چنین می‌فرماید، ”از آنجا که این سخن یعنی ’بارِ خداوند‘ را بر زبان راندید، با اینکه نزد شما فرستاده، فرمودم نگویید ’بارِ خداوند‘، پس به‌یقین من شما را فراموش خواهم کرد و از حضور خود طرد خواهم نمود، شما و شهری را که به شما و به پدرانتان بخشیدم. و عارِ ابدی و رسواییِ جاودانی را که هرگز فراموش نشود، بر شما نازل خواهم کرد.“»

الف. بارِ خداوند: درک این بخش به دلیل جناس و بازی با کلمات در متن عبری تا حدی دشوار است. کلمۀ کلیدی massa است که هم به معنای بار و هم به معنای وحی (در مفهوم مکاشفه از جانب خدا، ترجمۀ قدیم) بوده است. گاهی یکی از این معانی مورد نظر است، گاهی معنای دیگر و گاهی هر دو.

یک) «این کلمه به معنای باری بر دل خدا بود که بعداً بر دل نبی نیز قرار گرفت.» (فینبرگ)

دو) «کل بحث بسیار پیچیده به نظر می‌رسد، احتمالاً به این دلیل که جناس و بازی با کلمات به شیوه‌ای پایدار در متن توسعه یافته است. دو معنای massa، «گفتۀ نبوتی» و «بار» و فعل nasa چند بار در متن عبری تکرار شده‌اند. بارِ خداوند یعنی اینکه مردم یک بار هستند.» (تامپسون)

ب. بارِ خداوند چیست؟ این احتمالاً سؤال تمسخرآمیزِ انبیای فاسد از ارمیا بود. چون بیشتر نبوت‌های ارمیا اعلام داوری و دعوت به توبه بود، آنها به شوخی می‌خواستند بدانند که او امروز چه کلام سنگینی برای آنها دارد.

یک) «ارمیا نشان می‌دهد که قوم، کاهنان و انبیا (ارمیا ۳۳:۲۳) از این کلمۀ مهم به صورت تمسخرآمیزی استفاده می‌کردند. آنها از ارمیا می‌پرسیدند: اکنون [بار] وحی چیست؟ اکنون کلام سنگین خداوند چیست؟» (فاینبرگ)

دو) «خداوند می‌گوید: «وقتی کسی از این قوم یا یک نبی یا یک کاهن از تو می‌پرسد: خداوند چه باری بر دل تو نهاده است؟ به آنها بگو: بار شما هستید و من شما را دور خواهم انداخت.» )رایکن)

ج. بدیشان بگو، «بارْ شمایید»: خدا به ارمیا گفت که با این عبارت به آنها پاسخ دهد. این یا به این معنا بود که کلام او باید به‌عنوان حقیقت دانسته شود نه بار سنگین؛ یا (به احتمال بیشتر) تصور این است که این «بار»، انبیای فاسد و مسخره‌کننده بوده‌اند.

یک) بدیشان بگو، «بارْ شمایید»: «بسیار بهتر است که با پیروی از نسخه‌های سپتواجنت، والگیت، و RSV، به صورت بار شمایید ترجمه شود [این عبارت در نسخۀ POV هماهنگ با نسخۀ NKJV به صورت کدام‌ وحی‌؟ ترجمه شده است]. برای این کار نیازی به تغییر حروف صامت در متن عبری نیست، بلکه کافی است طور دیگری تقسیمبندی شوند.» (فینبرگ)

د. من آن شخص را با تمام اهل خانه‌اش مجازات خواهم کرد: خداوند وعده داد کسانی که گمان می‌کردند در مورد بار (وحی) خداوند صحبت می‌کنند و توجه دیگران را از کلام خدا دور می‌کردند را مجازات کند. تا آنجایی که به خدا مربوط می‌شود، «بارِ خداوند» را دیگر ذکر نکنید.

ه. زیرا بار، سخن هر یک از شماست، چراکه کلام خدای زنده … را مخدوش ساخته‌‌اید: نهاد نبوت در روزگار ارمیا چنان فاسد شده بود که هر کسی ادعا می‌کرد بار (وحی) خداوند را بیان می‌کند، ممکن بود تصور شود که از جانب خود سخن می‌گوید، و پیام حقیقی خدا را مخدوش ساخته است.

و. عارِ ابدی و رسواییِ جاودانی را که هرگز فراموش نشود، بر شما نازل خواهم کرد: این نتیجۀ نهایی جذب شدن آنها به سخنان، خواب‌ها و دیگر پدیده‌های روحانی بود.

یک) شما را … از حضور خود طرد خواهم نمود: «سرانجام او در آیات ۳۹ تا ۴۰ فعل اصلی بار را در معنای تحت‌اللفظی آن به کار می‌برد و بر آن تأکید می‌کند تا این افراد که با رسوایی غیرقابل جبرانی دور انداخته شده‌اند را به تصویر بکشد.» (کیدنر)

دو) «تحقیر کلام خدا چنان گناهی فریبنده و جدی است که خدا به‌آسانی با گفتن آنچه بر سر مرتکبین آن خواهد آورد، راضی نمی‌شود.» (ترپ)