فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۲۹ – نامه به تبعیدیان
یک آینده و یک امید.
۱. آیات (۱-۴) نامهای از اورشلیم به تبعیدیان در بابل.
این است مضمون نامهای که اِرمیای نبی از اورشلیم برای مشایخ بازمانده در تبعید و انبیا و کاهنان و همۀ آنان که نبوکدنصر از اورشلیم به بابِل به تبعید برده بود، فرستاد، پس از آنکه یِهویاکین پادشاه و ملکۀ مادر و خواجهسرایان و صاحبمنصبان یهودا و اورشلیم و صنعتگران و فلزکاران، اورشلیم را ترک گفته بودند. این نامه به دست اِلِعاسَه پسر شافان و جِمَریا پسر حِلقیا فرستاده شد، که صِدِقیا پادشاه یهودا ایشان را به بابِل نزد نبوکدنصر پادشاه بابِل گسیل داشت. مضمون نامه چنین بود:
«خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، به تمامی تبعیدیانی که من ایشان را از اورشلیم به بابِل به تبعید فرستادم، چنین میفرماید:
الف. این است مضمون نامهای که اِرمیای نبی از اورشلیم … فرستاد: ارمیا ۲۹ حاوی نامهای از ارمیا (بهعنوان نبی خداوند) به تبعیدیان در بابل است. این نامه به صورت خاصی خطاب به رهبران (مشایخ بازمانده) جامعۀ یهودیان در آنجا نوشته شد.
ب. پس از آنکه یِهویاکین پادشاه و … اورشلیم را ترک گفته بودند: یِهویاکین در سال ۵۹۸ ق.م. به بابل برده شد. تا این زمان، بابل دو بار (۶۰۵ ق.م. و ۵۹۸ ق.م.) به یهودا و اورشلیم حمله کرده بود و هر بار تعدادی را به اسارت گرفته بود. هنوز جمعیت قابل توجهی در اورشلیم و یهودا باقی مانده بود، اما آنها نیز بهزودی مغلوب و به تبعید اجباری برده خواهند شد.
یک) این نامه به دست اِلِعاسَه … فرستاده شد: «مکاتبات دیپلماتیک بین اربابان و دستنشاندگان در هزارۀ دوم قبل از میلاد امری رایج بود، همانطور که نامههای آمارنا (Amarna) که از فلسطین به فرعون نوشته شده است این موضوع را تأیید میکند.» (تامپسون)
ج. خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، به تمامی تبعیدیانی که … چنین میفرماید: این نامه بیانگر اعتبار و درستی منصب نبوّت ارمیا بود، هر چند مکتوب بود و شفاهی نبود.
۲. آیات (۵-۹) بابل را خانۀ خود بدانید و در آنجا شهروندان خوبی باشید.
خانهها بنا کنید و در آنها مسکن گزینید؛ باغها احداث کنید و از ثمرۀ آنها بخورید؛ زنان بگیرید و صاحب پسران و دختران شوید؛ برای پسرانتان زن بگیرید و دخترانتان را شوهر دهید تا آنان نیز صاحب پسران و دختران گردند؛ در آنجا زیاد شوید و کم نگردید. جویای سعادت شهری باشید که شما را بدانجا به تبعید فرستادهام، و برای آن به درگاه خداوند دعا کنید، چراکه سعادت شما در گرو سعادت آن شهر است. زیرا خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میفرماید: فریب انبیا و فالگیرانتان را که در میان شمایند نخورید، و به خوابهایی که ایشان را به دیدن آنها برمیانگیزید، گوش مگیرید. زیرا که به دروغ به نام من برای شما نبوّت میکنند، حال آنکه من ایشان را نفرستادهام؛ این است فرمودۀ خداوند.
الف. خانهها بنا کنید و در آنها مسکن گزینید: قوم یهود به خواست خدا در بابل بودند و این داوری بهخاطر سرکشی چندین نسل از آنها بر ضد خدا بود. طبق نقشۀ خدا، آنها قرار بود مدت زیادی در بابل بمانند، بنابراین بهترین کار این بود که در آنجا ساکن شوند و از زندگی و خانوادۀ خود نهایت استفاده را ببرند.
یک) «به احتمال زیاد، آنها با گمان اینکه مدت زیادی در تبعید نخواهند بود، در مورد تهیۀ خانه، زمین و حتی بچهدار شدن احتیاط میکردند، زیرا در صورت بازگشت به اورشلیم، اینها اسباب زحمت خواهند بود.» (کاندال)
دو) «این آزادی برای آنها به این معنا بود که در سرزمین جدیدشان، نه برده بودند و نه زندانی». (فینبرگ)
ب. در آنجا زیاد شوید و کم نگردید: خدا میخواست که قوم یهود در بابل تکثیر شوند، همانطور که در مصر تکثیر شدند. تبعید به این معنی نبود که خدا آنها را فراموش کرده یا میخواهد آنها را نابود کند.
ج. جویای سعادت شهری باشید که شما را بدانجا به تبعید فرستادهام: خدا میخواست که آنها در جامعۀ خود مفید و برای همسایگان بابلی خود مایۀ خیر و برکت باشند. خدا در نهایت آنها را به بابل فرستاد و آنها باید در جایی که قرار گرفته بودند مایۀ برکت باشند.
یک) برای آن به درگاه خداوند دعا کنید: «در ادبیات باستان، فرمان ارمیا به آنها برای دعا کردن برای اسیرکنندگان بتپرست خود، امری منحصربهفرد بود.» (فینبرگ)
دو) دعا و اعمال نیک از هر نوعی، راههایی است برای اینکه جویای سعادت [شالوم] شهر باشیم. با اینحال، اعلام خبر خوش نجات خدا در عیسی مسیح نیز بخشی از جویای سعادت شهر بودن است. «اعمال محبتآمیز غیرهدفمند به خودی خود نمیتوانند صلح و سعادتی پایدار به ارمغان بیاورند. تنها مبنا برای شالوم واقعی و پایدار، کار عیسی مسیح بر روی صلیب است.» (رایکن)
سه) «ارمیا بهوضوح سرنگونی نهایی بابل را پیشگویی کرده بود. هیچ شکی در این مورد وجود ندارد. اما تا زمانی که بابل باقی بود و تبعیدیان به خواست خدا در آنجا اسیر بودند، با دعا و جویای سعادت شهر بودن، سعادت خود را تأمین میکردند.» (مورگان)
چهار) «هر جایی که هستید، به دنبال سعادت و آسایش اطرافیان خود باشید.» (مایر)
د. فریب انبیا و فالگیرانتان را که در میان شمایند نخورید: در اورشلیم و بابل، انبیای دروغین در میان یهودیان وجود داشتند. این فالگیران و انبیای دروغین احتمالاً به یهودیان در بابل میگفتند که بهزودی به آنها اجازه داده خواهد شد تا به یهودا بازگردند و باید بر اساس این موضوع برنامهریزی کنند. خدا گفت: «به دروغ به نام من برای شما نبوّت میکنند، حال آنکه من ایشان را نفرستادهام.»
یک) «یک دوره از ناآرامیها در سراسر امپراتوری بابل به وجود آمده بود و انبیا، هم در اورشلیم و هم در بابل، ظاهراً معتقد بودند که بابل در آستانۀ سقوط است و اعلام میکردند که تبعید بهزودی پایان مییابد. گاهشماری بابلیان به مشکلات داخلی بابل در سالهای ۵۹۵ و ۵۹۴ ق.م. اشاره دارد که ظاهراً برخی از یهودیان تبعیدی نیز در آن نقش داشتهاند.» (تامپسون)
۳. آیات (۱۰-۱۴) وعدۀ بازگرداندن آنها به سرزمین.
«و حال خداوند میفرماید: چون هفتاد سالِ بابِل به سر آید، من به یاری شما خواهم آمد و با بازگردانیدن شما بدین مکان، وعدۀ خود را برای شما تحقق خواهم بخشید. زیرا فکرهایی را که برای شما دارم میدانم، که فکرهای سعادتمندی است و نه تیرهبختی، تا به شما امید بخشم و آیندهای عطا کنم؛ این است فرمودۀ خداوند. آنگاه که مرا بخوانید و آمده، نزد من دعا کنید، شما را اجابت خواهم کرد. آنگاه که مرا بجویید، مرا خواهید یافت؛ اگر مرا به تمامی دلِ خود بجویید، از سوی شما یافت خواهم شد، و خداوند میفرماید که من سعادت را به شما باز خواهم گردانید، و شما را از میان تمامی قومها و سرزمینهایی که شما را بدانجا راندهام، گرد خواهم آورد، و شما را به مکانی که از آنجا به تبعیدتان فرستادم، باز خواهم گردانید. این است فرمودۀ خداوند.
الف. چون هفتاد سالِ بابِل به سر آید، من به یاری شما خواهم آمد: همانطور که ارمیا قبلاً وعده داده بود، اسارت در بابل بیشتر از هفتاد سال طول نخواهد کشید. خدا برای آن پایانی تعیین کرده بود، اما آنها قبل از اینکه توسط خدا بدین مکان بازگردانده شوند، یک دورۀ طولانی را در تبعید به سر خواهند برد.
یک) انبیای دروغین وعدۀ بازگشت سریع از تبعید را میدادند. خداوند از طریق ارمیا به آنها گفت که آنها باز خواهند گشت، اما این بازگشت سریع نخواهد بود. در زمان مناسب، خدا به یاری شما خواهد آمد و با بازگردانیدن شما بدین مکان، وعدۀ خود را برای شما تحقق خواهد بخشید. خداوند برای تبعیدیان وعدۀ خوبی داشت؛ این وعده، کلامی نبود که انبیای دروغین آورده بودند.
دو) «ارمیای نبی دو وظیفه داشت، که امیدهای واهی آنها را از بین ببرد و انتظارات درست آنها را تقویت کند. از اینرو، بهوضوح آنها را از داشتن انتظاری بیش از آنچه خدا وعده داده بود برحذر داشت و آنها را برانگیخت تا به دنبال تحقق وعدههای او باشند.» (اسپرجن)
سه) «تبعید هفتاد سال طول کشید. آر.کی. هریسون (R.K. Harrison) از پیروزی بابلیان در کَرکِمیش در سال ۶۰۵ ق.م. تا بازگشت اولین تبعیدیان در سال ۵۳۶ ق.م. را هفتاد سال محاسبه میکند» (رایکن)
ب. زیرا فکرهایی را که برای شما دارم میدانم … این است فرمودۀ خداوند: خدا میدانست که برای این یهودیان تبعیدشده در بابل چه فکرهایی دارد. آنها از فکرهای او در مورد خود آگاه نبودند یا آنها را به یاد نمیآوردند، بنابراین خدا میخواست فکرهای خود را از طریق نامۀ ارمیا به صورت مکتوب برای آنها بیان کند.
یک) خدا دربارۀ ما فکر میکند. در مزمور ۴۰، داوود در مورد فکرهای خدا در مورد قومش تأمل کرد: تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خویش را برای ما، بس کثیر گردانیدهای؛ کسی را با تو قیاس نتوان کرد. اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم، بیش از حدِ شمار است. (مزمور ۵:۴۰؛ همچنین مزمور ۱۷:۱۳۹-۱۸ را ببینید).
دو) «فکرهای خدا برای فرزندانش، مخصوصاً فرزندان مصیبتزدهاش، مانند فکرهای یک پدر برای فرزندان عزیزش است.» (ترپ)
سه) اما آنچه خدا از طریق ارمیا به تبعیدیان گفت خیلی بهتر بود. خدا صرفاً به قوم خود فکر نمیکند، بلکه فکرهایی برای آنها دارد. «خداوند نه تنها به شما فکر میکند، بلکه برای شما فکرهایی دارد. افکار او مسیر حرکت شما را تعیین میکند.» (اسپرجن)
چهار) علاوه بر این، ممکن است ما فکرهای خدا را ندانیم، اما او میگوید، فکرهایی را که برای شما دارم میدانم. «برادران، ما نمیتوانیم فکرهای خداوند را بدانیم زیرا آنها فراتر از فهم ما هستند، یا عمیقتر از درک ما هستند، اما خداوند آنها را میداند.» (اسپرجن)
ج. فکرهای سعادتمندی است و نه تیرهبختی، تا به شما امید بخشم و آیندهای عطا کنم: یهودیان تبعیدی، داوری خدا را بر قوم خود تجربه کردند. آسان بود که فکر کنند خدا بر ضد آنهاست؛ که قصد خدا برای آنها تیرهبختی است. خدا از طریق ارمیا به آنها اطمینان داد که فکرهای او برای آنها سعادتمندی است و در دل و فکر خود برای آنها امید و آیندهای در نظر دارد.
یک) این وعده به یهودیان باستان که به بابل تبعید شده بودند داده شد، اما دل تغییرناپذیر خدا نسبت به قومش را نشان میدهد. در واقع، اینها فکرهای خدا در مورد اسرائیل در عهد قدیم بود؛ ما نباید فکر کنیم او نسبت به ایماندارانی که از طریق مسیح در عهد تازه نزد او میآیند، توجه کمتری دارد.
دو) خداوند امید و آیندهای برای قوم خود در نظر دارد، حتی زمانی که در تبعید رنج میبرند، حتی زمانی که زیر داوری یا تأدیبی که مستحق آن هستند درد میکشند. اینکه قوم احساس کنند امید و آیندهای که خدا برایشان در نظر دارد از آنها ربوده شده، فریب شیطان است.
دو) این امید و آینده تنها در بازگشت از تبعید تجلی پیدا نمیکرد. «خدا از اینکه اجازه داد قوم او به بابل تبعید شوند هدف خاصی داشت. هدف، گسترش کنیسهها و نوشتههای عهدعتیق جهت آمادهسازی شرایط برای انجیل در آینده بود.» (مایر)
چهار) «عبارت ‘امید و آینده‘ در کلام ارمیا، بهطور تحتالفظی به صورت ‘یک پایان و یک امید‘ آمده است، که یک صنعت ادبی به نام هندیادیس (hendiadys) است –یعنی بیانی که در آن یک مفهوم پیچیده از طریق دو واژۀ مرتبط با حرف ربط بیان میشود– و معنای آن ‘پایانی امیدوارکننده‘ است.» (فینبرگ)
د. آنگاه که مرا بخوانید و آمده، نزد من دعا کنید، شما را اجابت خواهم کرد: این قسمت، امید و آیندهای که خدا برای قوم تبعید شدۀ خود داشت را تعریف کرد. اگرچه آنها در اورشلیم نبودند و نمیتوانستند مناسک تعیین شده برای معبد را انجام دهند، اما خدا هنوز وقتی دعا میکردند آنها را اجابت میکرد. دعای آنها و اجابت خدا بخشی از آینده و امید ایشان بود.
یک) آنها اگرچه در تبعید بودند، اما از خدا و کسانی که خدا برای خدمت به آنها فرستاده بود، بیبهره نبودند. «حزقیال میتوانست مانند سایر انبیا به آنها خدمت کند.» (تامپسون)
ه. آنگاه که مرا بجویید، مرا خواهید یافت؛ اگر مرا به تمامی دلِ خود بجویید: وقتی قوم خدا او را بجویند، خدا خود را از آنها پنهان نخواهد کرد. آنها از اینکه نتوانند خدا را پیدا کنند، احساس ناامیدی نمیکردند. جستجوی آنها و یافته شدنِ خدا بخشی از آینده و امید آنها بود.
و. من سعادت را به شما باز خواهم گردانید: این جنبۀ دیگری از آینده و امید آنها بود – اینکه خدا نه تنها در بابل قوم خود را برکت خواهد داد و با آنها خواهد بود، بلکه به آنها اجازه خواهد داد تا سرانجام به سرزمین موعود خود بازگردند.
۴. آیات (۱۵-۲۰) ناخشنودی خدا از کسانی که در اورشلیم و یهودا ماندند.
«از آنجا که گفتهاید: ”خداوند در بابِل انبیایی برای ما برانگیخته است“، پس خداوند دربارۀ پادشاهی که بر تخت داوود نشسته، و دربارۀ تمامی ساکنان این شهر یعنی آن برادران شما که با شما به تبعید نرفتهاند، چنین میفرماید: آری، خداوند لشکرها چنین میگوید: ”اینک من شمشیر و قحطی و طاعون بر ایشان خواهم فرستاد و آنان را مانند انجیرهای بد خواهم ساخت که آنها را از بدی نتوان خورد. آنان را به شمشیر و قحطی و طاعون تعقیب خواهم کرد، و ایشان را منفورِ تمامی ممالک جهان خواهم ساخت تا برای همۀ قومهایی که ایشان را به میانشان راندهام، مایۀ لعنت و حیرت و انگشت به دهان ماندن و رسوایی باشند؛ زیرا خداوند میفرماید: به کلام من که بهواسطۀ خادمان خود، انبیا نزد ایشان فرستادم گوش نسپردند. هرچند پی در پی آن را فرستادم، اما شما گوش فرا ندادید؛ این است فرمودۀ خداوند.“ پس شما، ای همۀ تبعیدیانی که از اورشلیم به بابِل فرستادم، کلام خداوند را بشنوید:
الف. دربارۀ … برادران شما که با شما به تبعید نرفتهاند: بسیاری از تبعیدیان در بابل فکر میکردند آنهایی که به تبعید نرفتهاند به نحوی از تبعیدشدگان بهتر هستند. شاید انبیایی بودند که چنین تفکری را تقویت میکردند. خدا به تبعیدیان گفت کسانی که باقی ماندهاند با داوری سختی روبرو خواهند شد.
ب. آنان را مانند انجیرهای بد خواهم ساخت که آنها را از بدی نتوان خورد: ارمیا ۲۴ از مَثَل سبدهای انجیر سخن گفت و در اینجا آن تصویر دوباره تکرار میشود. کسانی که در اورشلیم و یهودا باقی ماندند مانند انجیرهای بد بودند، نه انجیرهای خوب. سرنوشت آنها این بود که در میان قومها، مایۀ لعنت و حیرت و انگشت به دهان ماندن و رسوایی باشند.
یک) «بر حال صدقیا که بر تخت داوود نشسته است غبطه نخورید، و نه بر حال مردمی که اکنون در سرزمینی هستند که شما از آن به اسیری برده شدهاید.» (کلارک)
ج. زیرا خداوند میفرماید: به کلام من … گوش نسپردند… شما گوش فرا ندادید: اینطور نبود که تبعیدشدگان، افرادی عادل و باقیماندگان، افرادی شریر باشند. به نظر میرسد که خدا در اینجا بیشتر به احساس برتری باقیماندگان در اورشلیم و یهودا اعتراض میکند.
پیام خدا به افراد خاص در بابل.
۱. آیات (۲۱-۲۳) پیام خدا به انبیای دروغین، اَخاب و صِدِقیا.
”خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، دربارۀ اَخاب پسر قُلایا و صِدِقیا پسر مَعَسیا که به دروغ به نام من برای شما نبوّت میکنند چنین میفرماید: اینک من آنان را به دست نبوکدنصر پادشاه بابِل تسلیم میکنم، و او آنها را در برابر دیدگان شما خواهد کشت. و به سبب ایشان تمامی تبعیدیان یهودا که در بابِلاند این نفرین را به کار برده، خواهند گفت، ’خداوند تو را مانند صِدِقیا و اَخاب سازد که پادشاه بابِل آنها را در آتش سوزانید‘، زیرا در اسرائیل مرتکب عمل هولناکی شدند و با زنان همسایگان خود زنا کردند و به نام من دروغها گفتند که ایشان را بدان فرمان نداده بودم. من خود واقف و شاهد هستم؛ این است فرمودۀ خداوند.“»
الف. دربارۀ اَخاب پسر قُلایا و صِدِقیا پسر مَعَسیا: خدا در نامهای که از طریق ارمیا به تبعیدیان فرستاد، در مورد افراد خاصی سخن گفت. در اینجا، خدا در مورد اَخاب و صِدِقیا صحبت کرد -دو مردی که نبی شمرده میشدند و با پادشاه شریر اسرائیل و پادشاه شریر یهودا همنام بودند.
ب. من آنان را به دست نبوکدنصر پادشاه بابِل تسلیم میکنم، و او آنها را … خواهد کشت: ظاهراً اَخاب و صِدِقیا از انبیایی بودند که به قوم خدا دروغ میگفتند و از ضعف نبوکدنصر و بازگشت سریع یهودیان به یهودا صحبت میکردند. آنها نه تنها کاملاً در اشتباه بودند، بلکه در مورد خود نیز اشتباه میکردند و طولی نخواهد کشید که توسط پادشاه اعدام خواهند شد، همان پادشاهی که میگفتند قدرت و نفوذش رو به افول است.
ج. خداوند تو را مانند صِدِقیا و اَخاب سازد: این به یک ضربالمثل در میان یهودیان تبعید شده در بابل تبدیل خواهد شد. این افراد چنان مرگ وحشتناکی داشتند (در آتش سوزانده شدند) که میتوان دیگران را با آرزوی سرنوشتی مشابه نفرین کرد.
یک) «کتابمقدس میگوید که نبوکدنصر آنها را به معنای واقعی کلمه در آتش سوزاند، که مجازات مناسب برای خیانت در قانون حمورابی بود.» (رایکن)
د. زیرا در اسرائیل مرتکب عمل هولناکی شدند و با زنان همسایگان خود زنا کردند و به نام من دروغها گفتند: این افراد هم در زندگی و هم در کلام خود خیانتکار بودند. اگرچه احتمالاً مردم از خیانت آنها آگاه نبودند، اما خدا شاهد همۀ اینها بود و با آنها برخورد میکرد.
۲. آیات (۲۴-۲۸) پیام خدا به شِمَعیا.
و به شِمَعیایِ نَحَلامی بگو: «خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین میگوید: تو به نام خود نامهها برای همۀ مردمی که در اورشلیماند و برای صَفَنیای کاهن پسر مَعَسیا و تمامِ دیگر کاهنان فرستاده و گفتهای، ”خداوند تو را به جای یِهویاداعِ کاهن به کهانت گماشته تا متصدّی خانۀ خداوند باشی و هر دیوانهای را که خود را نبی مینماید، به کُندهها و زنجیرها ببندی. پس اکنون چرا اِرمیای عَناتوتی را که خود را برای شما نبی مینماید، توبیخ نمیکنی؟ زیرا او نزد ما به بابِل فرستاده و گفته است ’دوران تبعیدتان به درازا خواهد کشید، پس خانهها بنا کنید و در آنها مسکن گزینید؛ و باغها احداث نمایید و از میوۀ آنها بخورید.“‘»
الف. خداوند تو را … به کهانت گماشته: پیام دوم، به شِمَعیای نَحَلامی بود که نامههایی به کاهن اعظم، صَفَنیا، فرستاد و به او گفت هر دیوانهای را که خود را نبی مینماید، یعنی ارمیا (و شاید دیگران) را بگیرد و مجازات کند.
یک) دیوانهای: «Meshugga، یعنی تحت تأثیر شور و خلسۀ روحانی. مانند آنچه در انبیا دیده شده است، خواه حقیقی باشد یا کاذب، یکی از خداست، دیگری از دیو. نگاه کنید به دوم پادشاهان ۱۱:۹؛ هوشع ۷:۹.» (کلارک)
دو) پس از یِهویاداعِ نیکوکار و صالح، صَفَنیا کاهن شد (دوم تواریخ ۲۳-۲۴).
سه) «او همچنین باید میدانست که کُنده (یا قاپوق) در گذشته ارمیا را ساکت نکرده بود، و اضافه کردن یوغ آهنی نیز باعث سکوت او نمیشد.» (کیدنر)
ب. چرا اِرمیای عَناتوتی را … توبیخ نمیکنی؟ شِمَعیا از صَفَنیا خواست که هر کاری میتواند برای مخالفت با ارمیا و بیاعتبار نمودن او انجام دهد و پیام ارمیا مبنی بر اینکه آنها برای مدت طولانی در تبعید خواهند بود و باید با آن کنار بیایند را انکار کند.
۳. آیات (۲۹-۳۲) داوری بر شِمَعیا.
صَفَنیای کاهن این نامه را به گوش اِرمیای نبی خواند. آنگاه کلام خداوند بر اِرمیا نازل شده، گفت: «نزد تمامی تبعیدیان فرستاده، بگو، ”خداوند در بارۀ شِمَعیایِ نَحَلامی چنین میفرماید: از آنجا که شِمَعیا برای شما نبوّت کرده است، با اینکه من او را نفرستادهام، و شما را بر آن داشته که به آنچه دروغ است اعتماد کنید، پس خداوند چنین میفرماید: اینک من شِمَعیایِ نَحَلامی و نسل او را مجازات خواهم کرد. از او کسی در میان این قوم باقی نخواهد ماند و او آن احسانی را که در حق قوم خود میکنم، نخواهد دید؛ زیرا بر ضد خداوند سخنان فتنهانگیز گفته است؛ این است فرمودۀ خداوند.“»
الف. صَفَنیای کاهن این نامه را به گوش اِرمیای نبی خواند: وقتی نامۀ شِمَعیا به اورشلیم و به دست صَفَنیا رسید، ارمیا محتویات نامه را شنید، که از شِمَعیا تمجید میکرد و از ارمیا انتقاد مینمود.
ب. اینک من شِمَعیایِ نَحَلامی و نسل او را مجازات خواهم کرد: خداوند به ارمیا فرمان داد تا با نبوتی بر ضد شِمَعیا آن را پاسخ دهد. خدا این نبی دروغین و نسل او را مجازات خواهد کرد. آنها بدون باقی گذاشتن هیچ نسلی خواهند مرد و هرگز آن احسانی را که در حق قوم خود میکنم، نخواهد دید.