فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب 4 – وحشت داوری پیشرو
توبهای که موجب بازگشت میشود.
1. آیات (1-2) برکات اسرائیل بازگشتکرده و توبهکار.
«خداوند میگوید: ای اسرائیل، اگر بازمیگردی،
نزد من بازگشت کن.
اگر بتهای منفورِ خویش را از حضورم دور سازی،
و تزلزل به خود راه ندهی،
اگر به راستی و عدالت و انصاف سوگند خورده،
بگویی: ”به حیات یهوه،“
آنگاه قومها خود را در او مبارک خواهند خواند
و به او فخر خواهند کرد.»
الف. نزد من بازگشت کن: این قسمت همان مضمون ارمیا باب 3 را به همراه دارد، که یهوه از اسرائیل خواست تا راههای بیوفایی خویش را ترک کنند و به سوی او بازگشت نمایند. این دعوت به اسرائیل با در نظر گرفتن تمامی قبایل و به هر دو سرزمین رسید (ارمیا باب 3).
ب. اگر بتهای منفورِ خویش را از حضورم دور سازی: برای اسرائیل بازگشت نزد خداوند به این معنا بود که آنها باید بتهای (بتهای منفور) خود را دور سازند. آنها نمیتوانستند با بتهای خود ادامه دهند و باز به سوی یهوه بازگشت کنند، همانطور که یک همسر زناکار نمیتواند با معشوق غیرمجاز خود ادامه دهد و واقعاً به شریک زندگی خود بازگشت کند.
یک) «اصطلاح مربوط به بتهای منفور در هوشع 9:10 و نیز توسط ارمیا و حزقیال درمورد خدایان بتی و مناسک آیینی مرتبط به آنها استفاده شده است.» (هریسون)
ج. تزلزل به خود راه ندهی…سوگند خورده، بگویی: ”به حیات یهوه،”: اینها دو پاداش برای اسرائیل بازگشتکننده و توبهکار بودند. نخست، آنها امنیت میداشتند (تزلزل به خود راه ندهی). دوم، آنان به رابطۀ واقعی با یهوه باز میگشتند و میتوانستند سوگند خورده، بگویند، «به حیات یهوه.»
یک) تزلزل به خود راه ندهی: «این جمله پیش از اسارت بابل گفته شد؛ و وعدۀ این است که اگر از بتپرستی بازگشت کنند به اسارت نخواهند رفت. بنابراین، اگر آنها نزد خداوند بازگشت میکردند، حتی از آن داوری تهدیدکنندۀ حتمی پیشگیری میشد.» (کلارک)
دو) عدهای هستند که زمانی ادعا میکردند با خدا راه میروند و او را تجربه میکنند و سپس از اعتراف ظاهری خارج شدند. برخی از آنها در هنگام خروج، ادعا میکنند که تجربهشان با خدا یک توهم بود و به انکار واقعیت خدا و مکاشفۀ او در عیسی مسیح ادامه میدهند. اگر آنها با توبۀ حقیقی نزد خداوند بازگشت کنند، میتوانند بار دیگر سوگند خورند، ”به حیات یهوه.”
د. به راستی و عدالت و انصاف… آنگاه قومها خود را در او مبارک خواهند خواند و به او فخر خواهند کرد: این درک خداوند است که متعلق به کسانی است که نزد او بازگشت کرده و توبه میکنند. آنها یکبار دیگر خصلت راستین، نیکو، عادل و برکت او را برای قومها میبینند.
2. آیات (3-4) شیار کردن زمینها.
آری، خداوند به مردمان یهودا و اورشلیم چنین میفرماید:
«زمینهای خود را شیار کنید،
و در میان خارها کِشت مکنید.
ای مردان یهودا و ساکنان اورشلیم،
خویشتن را برای خداوند ختنه کنید،
قُلَفَۀ دلهایتان را دور سازید،
مبادا به سبب شرارتِ اعمال شما،
خشم من چون آتش زبانه کشیده، بسوزانَد،
و کسی نباشد که آن را خاموش سازد.»
الف. زمینهای خود را شیار کنید: خدا از یهودا و اورشلیم دعوت کرد تا از شرایطی سخت نزد او بازگشت کنند. منظور از زمینها، زمینهای کشاورزی غیرقابل کشت است، بهویژه زمینهایی که قبلاً شخم زده شدهاند اما برای مدت یک سال یا بیشتر فعال نبودهاند. شخم زدن آنها سخت است، اما تا زمانی که زمینها شیار نشوند، هیچ محصول مفیدی در آنها رشد نمیکند.
· زمینها دلالت بر ثمردهی قبلی دارد.
· زمینها نیاز به کار سخت برای شیار کردن دارد.
· زمینها نشاندهندۀ مقداری مقاومت است.
یک) «کاشتن بذر توبه در زمین نامناسب بیهوده است.» (هریسون)
ب. و در میان خارها کِشت مکنید: این جمله احتمالاً به آنچه که در زمینها رشد میکند –علفهای هرز و خار- اشاره دارد. اینطور نیست که هیچ چیز در زمینها رشد نمیکند، بلکه چیز مفیدی در آن نمیروید. از نظر روحانی، یهودای بازگشتکننده باید انرژی خود را در دلهای آماده و پشیمان قرار دهد.
یک) «شخمزنی عمیقی باید انجام شود و آن چیزی که مانع رشد میشود، چه در قلمرو روح و چه در طبیعت باید از بین برود، پیش از آنکه بتوان به محصولی پربار دست یافت.» (کاندال)
ج. خویشتن را برای خداوند ختنه کنید: ارمیا تصاویر را تغییر داد و از ایدۀ یک مزرعۀ شخمنخورده به ایدۀ ختنۀ یک نوزاد پسر برای پیروی از عهد ابراهیم حرکت کرد. یهودا به جای اینکه قُلَفَۀ واقعی را از بین ببرد، مجبور شد قُلَفَۀ دلهایشان را جدا کند و گوشت را در عهد وقف خداوند ختنه نماید.
د. خشم من چون آتش زبانه کشیده، بسوزانَد، و کسی نباشد که آن را خاموش سازد: خدا قوم خود را با کلمات محبتآمیز جلب کرد، اما از عواقب سرپیچی مستمر نیز به آنها گفت. اگر بازگشت نکنند، داوری در انتظار آنان خواهد بود.
رؤیایی از داوری پیشرو.
1. آیات (5-8) شرحی از داوری پیشرو.
در یهودا اعلام کنید و در اورشلیم ندا در داده، بگویید:
«در سرتاسر این سرزمین کَرِنا بنوازید،
و به آواز بلند ندا کرده، بگویید:
”گرد آیید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم! “
عَلَمی به سوی صَهیون برافرازید؛
پناه بگیرید! درنگ مکنید!
زیرا من بلایی از جانب شمال نازل میکنم
و هلاکتی عظیم بر شما میآورم.
«شیری از بیشۀ خود برآمده،
و هلاککنندۀ قومها رهسپار شده است؛
او از مکان خویش به در آمده،
تا سرزمین تو را ویران کند؛
شهرهایت خراب خواهد شد،
و خالی از سکنه خواهد گشت.
بدین سبب پلاس در بر کنید،
بر سینۀ خود بزنید و شیون نمایید،
زیرا خشمِ آتشین خداوند از ما برنگشته است!»
الف. در سرتاسر این سرزمین کَرِنا بنوازید: ارمیا در نبوت خود دید که لشکری از شمال آمده بود تا یهودا و اورشلیم توبهنکرده را نابود کند. آنها مشغول مهیا کردن دفاع شدند (گرد آیید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم)، اما این هیچ کمکی نمیکرد.
یک) به صدا درآوردن شیپور (sopar) وضعیت اضطراری را اعلام میکرد (مراجعه کنید به عاموس 6:3). شهروندان پس از شنیدن آن برای امنیت خود از پشت دیوارهای شهر حصاردارشان میگریختند.» (تامپسون)
دو) «این توصیف از آن جهت زندهتر و محسوستر است که او از ‘حال نبوتی‘ استفاده میکند، زمانی فعلی که داوری را در حال وقوع نشان میدهد، چرا که تحقق آن کاملاً حتمی است.» (کاندال)
ب. شیری از بیشۀ خود برآمده، و هلاککنندۀ قومها رهسپار شده است: هنگام فتح یهودا توسط بابلیان، این نبوت تحقق یافت.
یک) میان پژوهشگران بحث وجود دارد که این یورش توصیفشدۀ بسیار شفاف از سوی سکاییها، آشوریان یا بابلیان بود. به نظر میرسد بهترین گزینه بابلیان باشد. «این واقعیت باقی است که کلام خدا بهواسطۀ او نه تنها هیچ اشارهای به سکاییها نکرد، بلکه آنها را در مواردی، قاطعانه کنار گذاشت. این بابل بود، در طی نسل بعدی، که همۀ اینها را محقق ساخت.» (کیدنر)
دو) «شیر میتواند در اینجا نمایانگر هر دو آشور و بابل بهعنوان هلاککنندۀ خشن قومها باشد.» (هریسون)
ج. پلاس در بر کنید، بر سینۀ خود بزنید و شیون نمایید: ارمیا قوم خدا را سرانجام در حال توبه به تصویر کشید، اما برای متوقف کردن داوری وحشتناک دیگر دیر شده بود.
2. آیۀ (9) اثر داوری پیشرو.
«خداوند میفرماید: در آن روز دل پادشاه و صاحبمنصبان خواهد لرزید، و کاهنان مبهوت و انبیا متحیر خواهند شد.»
الف. دل پادشاه و صاحبمنصبان خواهد لرزید: هنگامی که داوری وحشتناک فرا رسد، حتی نجیبزادگان یهودا شجاعت و امید خود را از دست خواهند داد.
یک) «حتی شایعات مربوط به فاجعهای قریبالوقوع، یک فاجعه است.» (رایکن)
3. آیۀ (10) ارمیا با ایجاد وقفهای کوتاه به ماهیت دشوار داوری میپردازد.
پس گفتم: «آه، ای خداوندگارْ یهوه، براستی که این قوم و اورشلیم را بهغایت فریفتی، آنگاه که گفتی، ”شما را صلح و سلامت خواهد بود،“ حال آنکه شمشیر به جان ایشان رسیده است!»
الف. براستی که این قوم و اورشلیم را بهغایت فریفتی: ارمیا متعجب بود که آیا خدا قوم خود را بهغایت نفریفته بود وقتی که او وعده داد: «شما را صلح و سلامت خواهد بود.» ظاهراً خدا به قوم خود وعدۀ صلح و سلامت داد در حالی که داوری حیرتانگیزی بر آنها رخ میداد (ارمیا 9:4).
یک) «در اینجا یک انفجار احساسی داریم که در آن نبی آنچه را که میاندیشید بیان کرد. بسیاری از افراد به چنین چیزهایی فکر میکنند و هرگز آنها را به زبان نمیآورند.» (مورگان)
دو) بااینحال میتوان گفت که این خداوند نبود که وعدۀ صلح و سلامت داد، بلکه انبیای دروغین بودند که ادعای سخن گفتن در نام او را داشتند. کاربرد دیگری از عبارت «شما را صلح و سلامت خواهد بود» (در نسخۀ New King James Bible) در ارمیا
17-16:23 یافت میشود، که آنجا سخنانی در دهان انبیای دروغین است که برای کسانی که از خداوند بیزاری میجستند، صلح و سلامت را پیشگویی میکردند.
سه) این خداوندْ یهوه نبود که قوم و اورشلیم را بهغایت فریفت. بلکه انبیای دروغین بودند که وقتی داوری در حال نزدیک شدن بود وعدۀ صلح را دادند.
ب. حال آنکه شمشیر به جان ایشان رسیده است: بهجای صلح و سلامت، برای اسرائیلی که توبه نمیکند داوری رخ میدهد و نابودی سرزمین و بسیاری را در پی دارد.
4. آیات (11-12) اعلام هوشیارانۀ داوری پیشرو.
در آن هنگام به این قوم و به اورشلیم گفته خواهد شد: «بادی سوزان از بلندیهای خشکِ بیابان به سوی قوم عزیز من میوزد، اما نه به جهت افشاندن و پاک کردن خرمن! بلکه بادی بس شدیدتر از آن برای من میوزد. حال من خودْ داوری را بر ایشان اعلام خواهم کرد!»
الف. بادی سوزان از بلندیهای خشکِ بیابان به سوی قوم عزیز من میوزد: ارمیا اعلام کرد که داوری بر قوم او و اورشلیم خواهد آمد و مانند بادی خواهد بود که ویران میکند.
ب. اما نه به جهت افشاندن و پاک کردن خرمن! بلکه بادی بس شدیدتر از آن برای من میوزد: داوری که مانند باد میآید، بسیار قوی، نه برای افشاندن که مردم را خنک کند؛ و نه برای پاک کردن خرمن با باد ملایم. مانند بادی بس شدیدتر که ویران میکند و داوری به همراه خود میآورد.
یک) «این دمِ داغ داوری الهی است که نیک و بد را به یک اندازه میسوزاند.» (هریسون)
5. آیۀ (13) رؤیایی از داوری پیشرو.
هان او همچون ابری برمیآید،
ارابههایش همچون گردبادند!
اسبانش تیزروتر از عقابند!
وای بر ما، زیرا که هلاک شدهایم!
الف. او همچون ابری برمیآید، ارابههایش همچون گردبادند! ابزار داوری اعلامشده بهسرعت حرکت خواهند کرد. آنها به همان سرعتی که ابری در آسمان حرکت میکند خواهند آمد، ارابههایش به سرعت گردباد است و اسبانش سریعتر از عقاب میآیند.
ب. وای بر ما، زیرا که هلاک شدهایم! سرعت ابزار داوری خداوند نشان داد که آنها غیرقابل توقف بودند. آنها در فتح و نابودی قوم خدا موفق خواهند بود.
درخواست از کسانی که مورد هدف داوری قرار گرفتهاند.
1. آیات (14-18) درخواستی از اورشلیم.
ای اورشلیم، شرارت از دل بشوی تا نجات یابی؛
تا به کِی سودای شرارت در سر میپروری؟
زیرا صدایی از دان ندا در میدهد،
و از کوهستانِ اِفرایِم بانگِ مصیبت میزند.
به قومها هشدار دهید که او در راه است؛
اورشلیم را ندا در داده، بگویید:
«محاصرهکنندگان از سرزمین دوردست میآیند،
و بر ضد شهرهای یهودا نعره برمیکشند؛
همچون نگهبانان مزرعۀ او را احاطه میکنند،
زیرا بر من عِصیان ورزیده است؛
این است فرمودۀ خداوند.
رفتار و کردار خودت
این را بر سرت آورده است؛
این مجازات توست،
و چه تلخ است!
اکنون تا به دلت رسیده.»
الف. ای اورشلیم، شرارت از دل بشوی: یهودا نمایشی از توبه را انجام داده بود، اما فقط به ریا (ارمیا 10:3). ارمیا به قوم التماس کرد که شرارت از دل بشویند و نه تنها از اَعمال ظاهری خود.
یک) «دلهای نفسانی خورش افکار ناپاک، کشتارگاه افکار خشن و خونین، محل تبادل و دکان اندیشههای بیهوده و پلید، کوره و کارخانهای از تفکرات سیاسی دروغین و تخریبی، آری، اغلب جهنمی کوچک از تصورات گمراه و تاریک است.» (ترپ)
دو) «قرار گرفتن این دعوت به توبه در خلال این متن با التماسهای ارمیا در باب 3 کاملاً مطابقت دارد. حتی با وجود اینکه داوری در راه بود، به نظر میرسد که ارمیا هرگز فکر نمیکرد برای درخواست توبه خیلی دیر شده باشد.» (تامپسون)
ب. تا به کِی سودای شرارت در سر میپروری؟ شرارت در دلهای مردم یهودا خطر داوری خدا را به همراه داشت، اما این فقط مشکل دل نبود؛ مشکل شامل سودای شرارت هم میشد. آنها از سودای شرارت خود لذت بردند و به آنها اجازه دادند تا در ذهنشان پرورانده شوند.
یک) چارلز اسپرجن موعظهای فوقالعاده درمورد این متن با عنوان مستأجران بد، و چگونگی برخورد با آنها (Bad Lodgers and How to Treat them) دارد. او توضیح داد که چگونه سوداهای شرارت مانند کرایهکنندگان یا مستأجرانی بد در یک ملک هستند. «اکنون، خداوند میگوید: ‘تا کی افکار بیهودهات در درون تو ساکن میشوند؟‘ زیرا آنها همگی بیهوده هستند –این تأخیرها، این وعدههای دروغین، این خودفریبیها. تا کی باید راههای جانت را ببندند و روحت را نفرین کنند؟» (اسپرجن)
دو) اسپرجن توضیح داد که چرا سودای شرارت مانند مستأجران بد هستند:
· افکار بیهوده، مستأجران بدی هستند زیرا فریبکارند.
· افکار بیهوده، مستأجران بدی هستند زیرا اجارهای نمیپردازند. آنها هیچ چیز خوبی با خود نمیآورند.
· افکار بیهوده، مستأجران بدی هستند زیرا کالاهای شما را ضایع میکنند و ملکتان را از بین میبرند.
· افکار بیهوده، مستأجران بدی هستند زیرا بدتر از آسیب زدن به خانۀ شما، به خودتان آسیب میرسانند.
· افکار بیهوده، مستأجران بدی هستند زیرا شما را محکوم میکنند.
سه) اسپرجن سپس پیشنهاد داد که با این مستأجران بد چه باید کرد:
· بلافاصله حکم تخلیه را به آنها بدهید.
· اگر از رفتن امتناع کردند، آنها را گرسنگی بکشانید.
· خانه را از زیر پای آنان درآورید؛ خانه را تحت مالکیت جدید قرار دهید.
ج. اورشلیم را ندا در داده، بگویید: محاصرهکنندگان از سرزمین دوردست میآیند: به همین دلیل است که درخواستی فوری و اضطراری برای توبۀ حقیقی وجود داشت –زیرا داوری در قالب لشکری مهاجم در راه بود.
یک) «‘اعلام کردن‘ خطر صرفاً اعلان آن بهعنوان یک خبر است؛ ‘ندا در دادن‘ به معنای انتشار قوی آن است طوری که همه باید به آن توجه کنند.» (هریسون)
دو) نسخۀThe New King James (و نسخۀ King James) از واژۀ محاصرهکنندگان برای توصیف لشکریان استفاده میکند. ترجمههای دیگر حس بهتری از لشکر مهاجمی که به سوی اورشلیم میآیند، میدهند:
· NASB، ESV: احاطهکنندگان.
· NIV: لشکر محاصرهکننده.
· NLT: دشمن.
سه) همچون نگهبانان مزرعه: «آنان همچون افرادی که از محصولات خود در مزارعشان محافظت میکنند، مستقر میشوند تا سرزمین را اشغال و محاصره کنند. این تصویر بسیار مناسب است، زیرا جمعیت عمدتاً روستایی با پناهگاهها یا غرفههای کوچکی که توسط چوپانان و کشاورزان برای محافظت از گلهها و محصولاتشان ایجاد شده بود، کاملاً آشنا بودند (مراجعه کنید به اشعیا 8:1).» (تامپسون)
د) رفتار و کردار خودت این را بر سرت آورده است: پیش از فرا رسیدن داوری، خدا به یهودا و اورشلیم هشدار داد که برای داوری، آنها مقصر بودند و نه خدا. تلخ بود و تا به دلشان رسیده بود، و دلیلش مجازات خودشان بود، نه بیوفایی خدا.
2. آیات (19-21) تشویش جان به خاطر کسانی که در معرض داوری قرار میگیرند.
احشای من، احشای من!
از درد به خود میپیچم!
آه از پردههای دلم!
دل من بهشدّت میتپد،
و خاموش نتوانم ماند.
زیرا تو ای جان من نوای کَرِنا را میشنوی،
غریو جنگ را!
ندا میرسد که ویرانی از پی ویرانی!
تمامی این سرزمین ویران شده است!
خیمههایم به ناگاه فرو ریخته،
و سرپناهم در لحظهای نابود شده است.
تا به کی عَلَمِ جنگ ببینم،
و آواز کَرِنا بشنوم؟
الف. احشای من، احشای من! از درد به خود میپیچم! آه از پردههای دلم! ارمیا در نبوتش از زبان کسی که توسط لشکریان ویران شده بود سخن گفت. و این نه تنها یک لشکرکشی برای ویرانی مادی و از دست دادن سرزمین و خیمهها و سرپناه، بلکه مصیبتی واقعی برای جان بود.
یک) نسخۀ King James ترجمۀ تحتاللفظیتری از احشای من، احشای من ارائه میدهد: «رودههایم، رودههایم!»
دو) درد: «واژهای برای ناراحتی احشا است. به معنای واقعی کلمه، ارمیا به خاطر اتفاقی که قرار بود برای یهودا بیفتد، ‘تا اندرونش بیمار بود.‘» (رایکن)
ب. تا به کی عَلَمِ جنگ ببینم، و آواز کَرِنا بشنوم؟ ارمیا با شنیدن صدای نبوت آینده، در حیرت بود که ویرانی و نابودی لشکریان تا به کی ادامه خواهد داشت.
3. آیۀ (22) خداوند درمورد وضعیت قوم خود صحبت میکند.
«زیرا خداوند میگوید قوم من نادانند و مرا نمیشناسند؛
کودکانی بیعقلند و هیچ فهم ندارند.
در بدی کردن ماهرند،
اما نیکی کردن نمیدانند.»
الف. زیرا خداوند میگوید قوم من نادانند و مرا نمیشناسند: خدا وقتی ملاحظه کرد که مردم یهودا نادانند، بهویژه در شناخت درست خدا، مشکل آنها را به درستی تشخیص داد. اما یهوه آنقدر رحیم بود که آنها را هنوز «قوم من» خطاب میکرد.
ب. کودکانی بیعقلند و هیچ فهم ندارند: اینکه مردم یهودا خود را کودکانی بیعقل و بدون فهم ببینند بعید به نظر میرسد. آنها احتمالاً در نظر خودشان فرهیخته و حکیم بودند.
ج. در بدی کردن ماهرند، اما نیکی کردن نمیدانند: خدا مهارت تظاهری آنها را توضیح داد. آنها بهراستی ماهر بودند، اما برای بدی. وقتی نوبت به نیکی کردن میرسید، هیچ نمیدانند.
یک) «آنها آنقدر منحرف بودند که تنها مهارتشان در انجام بدی بود. از انجام کارهای درست چیزی نمیدانستند.» (تامپسون)
4. آیات (23-26) ارمیا با بصیرت نبوتی، قدرت و توان خدا را ملاحظه میکند.
بر زمین نظر افکندم،
و اینک بیشکل و خالی بود؛
و بر آسمان،
و هیچ نور نداشت.
به کوهها نظر کردم،
و اینک لرزان بودند؛
و تمامی تَلها در جنبش.
نگریستم و اینک هیچ انسانی نبود،
و تمامی پرندگانِ آسمان گریخته بودند.
نظر کردم و اینک بوستانْ بیابان گشته،
و شهرهایش یکسره با خاک یکسان شده بود،
از حضور خداوند و از آتش خشم او.
الف. بر زمین نظر افکندم، و اینک بیشکل و خالی بود: در لابهلای تصاویر پیدایش باب 1، ارمیا تصویری شاعرانه و قدرتمند از ویرانی کاملی را که در داوری پیشرو بر یهودا وارد خواهد آمد، ارائه میدهد.
یک) «گویی زمین ‘نابود شده‘ و به هرجومرج اولیۀ پیشین خود رجوع کرده بود. گویی نظم به سردرگمی بازگشته بود.» (تامپسون)
ب. آسمان، و هیچ نور نداشت…کوهها…و اینک لرزان بودند… تمامی تَلها در جنبش… اینک هیچ انسانی نبود… شهرهایش یکسره با خاک یکسان شده بود: داوری که ارمیا به صورت نبوتی دید، تکمیل گردید، و تمامی آن در حضور خداوند و از آتش خشم او اتفاق افتاد.
یک) از تصاویر مشابهی برای توصیف روز خداوند استفاده میشود، در انتظار گذر نهایی این جهان پیش از آسمان جدید و زمین جدید (دوم پطرس 12:3-13، مکاشفه 1:21، اشعیا 17:65).
دو) مقصود برای اورشلیم و یهودا واضح بود: خدایی که میتوانست کل زمین را با حضور و آتش خشم خود ویران کند، میتوانست بهراحتی از طریق لشکرکشی، آنها را داوری نماید. آنان باید عظمت خدایی را که به او اهانت کرده بودند به یاد میآوردند.
سه) ارمیا بهدرستی از این تصویر شاعرانه برای توصیف وحشتی که در حملۀ بابل بر یهودا وارد شد استفاده کرد. با اینحال، ما باید در نظر داشته باشیم که داوری خدا تمام و کمال –حتی بدتر از آنچه یهودا تجربه کرد– بر عیسی مسیح، خدای پسر، وارد آمد، آنگاه که او را بر صلیب کردند و به جای ما داوری شد.
5. آیات (27-29) قطعیت و ماهیت کامل داوری پیشرو.
زیرا خداوند چنین میفرماید: «این سرزمین یکسره ویران خواهد شد، اما آن را بهتمامی نابود نخواهم کرد.
«از این رو زمین به سوگ خواهد نشست،
و آسمان در بالا سیاه خواهد شد؛
زیرا که من سخن گفتم و قصد کردم؛
منصرف نخواهم شد و از آن بر نخواهم گشت.»
از صدای سواران و کمانگیران،
ساکنان شهرها جملگی میگریزند؛
به بیشهها داخل میشوند،
و به صخرهها برمیآیند.
شهرها همه متروک گشته،
و هیچکس در آنها ساکن نیست.
الف. این سرزمین یکسره ویران خواهد شد، اما آن را بهتمامی نابود نخواهم کرد: خدا وعده داد که داوری برای یهودا و اورشلیم خواهد آمد، اما ویرانی کامل رخ نخواهد داد. خدا نمیخواست جایگاه قوم خود را در آن سرزمین بهتمامی نابود کند.
یک) «بعد از این، و پس از رؤیای منظرهای متروک در ارمیا 23:4-26، این جملۀ نجاتبخش در آیۀ 27، ‘آن را بهتمامی نابود نخواهم کرد‘، به روشنی میدرخشد.» (کیدنر)
ب. از این رو زمین به سوگ خواهد نشست، و آسمان در بالا سیاه خواهد شد: خود خلقت به نحوی به خاطر داوری که بر قوم خدا میآید رنج میکشد. ما میدانیم که خلقت تا تکمیل نقشۀ خدا مینالد (رومیان 20:8-22). ظاهراً خلقت نیز با تحقیرشدن اسرائیل همدردی میکرد، و از بازگشت او خوشحال میشد (اشعیا 12:55).
ج. شهرها همه متروک گشته، و هیچکس در آنها ساکن نیست: خدا وعده داد که داوری بر یهودا هم اجتنابناپذیر (قصد کردم؛ منصرف نخواهم شد) و هم کامل خواهد بود، و هیچ شهری نمیتواند در برابر لشکریان مقاومت کند.
6. آیات (30-31) بیهودگی امید بستن به جلبِ رضایتِ لشکر مهاجمِ داوری.
تو، ای ویران شده،
این چه کار است که میکنی؟
چرا جامۀ سرخ بر تن میکنی،
و خویشتن را به زیورهای طلا میآرایی؟
چرا سرمه بر چشم میکشی؟
زیرا که خود را به عبث میآرایی.
عاشقانت تو را خوار شمردهاند
و قصد جانت دارند.
زیرا که فریادی شنیدم همچون فریاد زنی در حالِ زا،
ضجّهای مانند ضجّۀ مادری که نخستین فرزندش را میزاید؛
فریاد دختر صَهیون را شنیدم که نفسش بند آمده،
و دستان خویش دراز کرده، میگوید:
«وای بر من!
زیرا که در دست قاتلان از هوش میروم!»
الف. تو، ای ویران شده، این چه کار است که میکنی؟ خدا از طریق ارمیای نبی این سؤال مهم را از یهودا پرسید. شاید آنها گمان میکردند که میتوانند برای مهاجمان به نحوی جذاب باشند همانطور که یک زن خود را برای جذاب شدن برای مردی آراسته و تزئین میکند. اما خدا به آنها هشدار داد: «خود را به عبث میآرایی.»
ب. عاشقانت تو را خوار شمردهاند و قصد جانت دارند: هیچ راهی برای آراستن خود بهقدری که داوری را تعدیل کند وجود نداشت. این موضوع مسلم بود. به جای تزئین ظاهری، توبۀ حقیقی تنها امید آنها بود.
یک) «لشکر دشمن در حال پیشروی بود. بااینحال قوم خدا مانند فاحشهها لباس میپوشیدند و لباسهای قرمز فانتزی با زرق و برق به تن میکردند. آنها تمام جواهرات و لوازم آرایشی پرجلوۀ خود را بیرون آوردند.» (رایکن)
ج. فریادی شنیدم همچون فریاد زنی در حالِ زا: ارمیا در نبوت به جای سخنان فریبندۀ زنی آراسته، شنید که یک زن از درد و ترس گریه میکرد، گویی در حال زایمان بود. فریاد از دختر صهیون برمیآمد که در اندوه داوریاش سرانجام وضعیت خود را درک کرد.