فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۵ – در جستجوی پارسا
جستجوی پارسا، اما نیافتن آن.
۱. آیات (۱-۲) جستجوی کسی که در پی صداقت باشد.
در کوچههای اورشلیم بالا و پایین رفته،
بنگرید و ملاحظه کنید؛
میدانهایش را جستجو کنید
و ببینید آیا یک تن توانید یافت
که به انصاف عمل کند
و در پی صداقت باشد،
تا من آن را بیامرزم؟
اگرچه ایشان بگویند، «به حیات یهوه،»
اما سوگندشان دروغ است.
الف. ببینید آیا یک تن توانید یافت که … در پی صداقت باشد، تا من آن را بیامرزم: خدا از طریق ارمیا، فساد اورشلیم در روزگار او را آشکار ساخت. انگار حتی یک نفر هم پیدا نمیشد که به انصاف عمل کند و در پی صداقت باشد.
یک) ما ارمیا را قبل از فیلسوف یونانی، دیوژن میدانیم که طبق روایتها، در روزِ روشن چراغ به دست در آتن در جستجوی انسانی صادق بود. ارمیا در جستجوی انسانی پارسا بود (که به انصاف عمل میکند) و در پی صداقت باشد. اگر حتی یکی نفر هم پیدا میشد، خدا از داوری خود علیه اورشلیم چشمپوشی میکرد.
دو) ممکن است بگوییم که این عبارت، صنعت اغراق بوده است، یک مبالغۀ ادبی جهت بیان یک نکته. گذشته از همۀ اینها، ما امیدوار بودیم که ارمیا خود چنین فردی باشد، اگرچه او اهل عَناتوت بود، نه اورشلیم (ارمیا ۱:۱). با این اوصاف، این مطلب ممکن است هم به معنای واقعی کلمه و هم به لحاظ شعری درست باشد.
سه) همچنین ممکن است گفته شود که خدا امروز هم در جستجوی کسی است که به انصاف عمل میکند و درپی صداقت است -و تنها یک نفر را پیدا میکند، عیسی مسیح. او تنها شخصی است که میتواند هر شهر یا فردی را از داوری نجات بخشد.
ب. اگرچه ایشان بگویند، «به حیات یهوه،» اما سوگندشان دروغ است: ارمیا میتوانست مردمان مذهبی بیشماری را در اورشلیم پیدا کند -کسانی که به یهوه سوگند یاد میکنند و میگویند: «به حیات یهوه.» با اینحال، نمیتوانست کسی را پیدا کند که صادقانه در جستجوی یهوه باشد.
۲. آیۀ (۳) دعای ارمیا.
خداوندا، آیا چشمان تو جویای صداقت نیست؟
تو ایشان را زدی، اما محزون نشدند؛
ایشان را خُرد کردی، اما نخواستند ادب شوند.
روی خود را از سنگ سختتر ساختند،
و نخواستند توبه کنند.
الف. خداوندا، آیا چشمان تو جویای صداقت نیست؟ ارمیا به خدایی متوسل شد که صداقت را در میان مردم دید و به آن اهمیت داد. او با شگفتزدگی از سختدلی و لجاجت در میان قوم خدا دعا کرد.
یک) «این قسمت، کنایه از صداقت آموزهای یا صداقت به شکل انتزاعی نیست، بلکه کنایه از صداقت در عمل است که باید در دل و زندگی مردم وجود داشته باشد. این آیه را میتوان اینطور خواند: ‘خداوندا، آیا چشمان تو جویای راستی نیست؟‘ یا ‘جویای وفاداری؟‘» (اسپرجن)
ب. تو ایشان را زدی، اما محزون نشدند: ارمیا بهخاطر عدم توبه و پشیمانی مردم اورشلیم از گناه، ماتم گرفت. آنها زده شدند، اما محزون نشدند. خُرد شدند، اما نخواستند ادب شوند. علیرغم هر چیزی که به سرشان آمده بود و تحمل میکردند، نخواستند توبه کنند.
یک) «هیچ نشانهای قطعیتر از حماقت یا اصلاحناپذیری یک اسرائیلی نفسانی، یک استاد فاسد، در برابر قضاوتهای مردم وجود ندارد.» (ترپ)
۳. آیات (۴-۵) تدبیر ارمیا برای توسل به بزرگان اورشلیم.
گفتم: «اینان افرادی بینوا و نادان بیش نیستند،
زیرا طریق خداوند و قوانین خدای خویش را نمیدانند.
پس نزد بزرگان میروم و با ایشان سخن میگویم؛
زیرا آنان طریق خداوند و قوانین خدای خویش را میدانند.»
اما آنان نیز به اتفاق یوغ را شکسته،
و بندها را گسستهاند.
الف. گفتم: «اینان افرادی بینوا و نادان بیش نیستند، زیرا طریق خداوند و قوانین خدای خویش را نمیدانند: ارمیا که در جستجوی فردی پارسا بود، از نادانی روحانی و اخلاقی مردم اورشلیم حیرتزده شد. سپس چنین اندیشید که شاید دلیل آن، بینوایی و بیسوادی (نادانی) باشد. این موضوع، توضیح میداد که آنها چرا طریق خداوند را نمیدانند.
ب. پس نزد بزرگان میروم و با ایشان سخن میگویم: سپس ارمیا به بزرگان، اشراف اورشلیم، مراجعه کرد. با توجه به تحصیلات و امتیازاتی که داشتند، مطمئناً یک پارسا در بین آنها پیدا میشد.
ج. اما آنان نیز به اتفاق یوغ را شکسته، و بندها را گسستهاند: ارمیا از پیدا کردن پارسا در بین بزرگان اورشلیم هم ناامید شد. آنها هم سرکش بودند؛ شاید سرکشانی تحصیلکرده، اما در هر صورت، در برابر خدا سرکش بودند.
۴. آیات (۶-۹) مجازاتی که بر این شهر سرکش خواهد آمد.
از اینرو، شیری از جنگل به آنها حمله خواهد کرد،
و گرگِ بیابان ایشان را پاره خواهد نمود.
پلنگ برای شهرهایشان به کمین خواهد نشست،
و هر که از آنها بیرون آید، پاره پاره خواهد شد؛
زیرا نافرمانیهایشان بسیار است
و ارتدادشان عظیم.
«چگونه میتوانم تو را بیامرزم؟
فرزندانت مرا ترک کردهاند
و به آنچه خدا نیست، سوگند میخورند.
چون من ایشان را سیر کردم،
مرتکب زنا شدند
و به خانههای فاحشهها هجوم آوردند.
چون اسبانِ پرورده شده و مستِ شهوت،
هر یک برای زن همسایۀ خویش شیهه میکشند.
آیا نباید برای این کارها مجازاتشان کنم؟
آیا نباید از چنین قومی انتقام بگیرم؟
این است فرمودۀ خداوند.
الف. از اینرو، شیری از جنگل به آنها حمله خواهد کرد: اغلب، شیر و گرگ و پلنگی که در اینجا توصیف شده است را بهعنوان تصویری از مهاجمین پیشِ رو در نظر میگیرند. با اینحال، همچنین ممکن است ارمیا اورشلیم و دیگر شهرهای یهودا را متروکه و در اشغال حیوانات وحشی به تصویر کشیده باشد. جنگ داوری پیشِ رو، یهودا را به زمانهای بسیار بَدویتر برمیگرداند.
یک) «شیر نمایندۀ قدرت، گرگِ بیابان نمایندۀ درندهخویی، و پلنگ نمایندۀ سرعت است -همگی ویژگیهای بابلیان هستند.» (فینبرگ) «بنابراین نبوکدنصر بهخاطر بیرحمیاش، [شیر]؛ بهخاطر درندهخوییاش، گرگ؛ و بهخاطر حیلهگری و سرعتش، پلنگ نامیده میشود.» (ترپ)
دو) بسیاری از شهرها در آغاز قرن ششم ق.م. ویران شدند و دیگر هرگز اشغال نشدند… برخی دیگر ویران شدند و پس از مترکه شدن برای مدتی طولانی، مجدداً اشغال شدند. (ویلیام آلبرایت، به نقل از رایکن، در مورد شواهد باستانشناسی از فتح یهودا).
سه) وقتی اسرائیلیها در دوران وفاداری و اطاعت به سرزمین وعده آمدند، خدا از طبیعت برای جنگیدن به نفع آنها استفاده کرد. تثنیه ۲۰:۷ و یوشع ۱۲:۲۴ در مورد فرستادن زنبورها برای تعقیب دشمنان اسرائیل صحبت میکنند. اکنون در دوران سرکشی قوم اسرائیل، خدا طبیعت را به جای کمک به آنها، علیه آنها به کار گرفت.
چهار) خدا در لاویان ۲۲:۲۶ چنین وعده داده است که در صورت نافرمانی اسرائیل: «وحوش صحرا را بر شما گسیل خواهم داشت تا داغ فرزندانتان را بر دل شما بگذارند و چارپایانتان را از بین ببرند و از شمار شما بکاهند، آنسان که راههای شما متروک گردد.» ارمیا انتظار تحقق این هشدار را داشت.
ب. فرزندانت مرا ترک کردهاند… چون من ایشان را سیر کردم: اینکه گناه یهودا بهعنوان یک ناسپاسی ساده تلقی شود، گناهی حتی بدتر بود. خدا کارهای زیادی برای آنها انجام داده بود، اما ایشان از نظر روحانی مرتکب زنا شدند.
یک) زنای روحانی آنها -رفتن به دنبال خدایان بت- با زنای جنسی نیز مرتبط بود. عبادت این خدایان بت، اغلب شامل فاحشههای آیینی و فساد جنسی نیز میشد. زنای روحانی و زنای جنسی به هم مرتبط بودند و با هم ترکیب میشدند.
ج. مرتکب زنا شدند و به خانههای فاحشهها هجوم آوردند: ارمیا نه تنها انبوهی از مردم را دید که به سمت فاحشههای مقدس میرفتند، بلکه آنها را مانند لشکری منظم دید. این توصیفی تأثیرگذار و شاعرانه بود از اینکه قوم چگونه خود را به پرستش بتها و فحشای آیینی وقف میکردند.
یک) «در سراسر سرزمینِ هلال حاصلخیز، دین یک جنبۀ جنسی داشت، هرچند، الهههای باروری در میان کنعانیان، نسبت به سایر اقوام باستانی، نقش بسیار مهمتری ایفا میکردند. فحشای مقدس جزئی تقریباً ثابت از فرقۀ الهههای باروری در فنیقیه و سوریه بود. (تامپسون، با ارجاع به کتاب آلبرایت، از عصر حجر تا مسیحیت، صفحات ۲۳۳، ۲۳۵)
دو) «آنها ترجیح میدادند برای فاحشۀ معبد به جای اصطلاح کنعانی qedesa (زن مقدس)، از zona (زن بیعصمت) استفاده کنند.» (تامپسون)
د. آیا نباید برای این کارها مجازاتشان کنم؟ وقتی ارمیا اورشلیم را جستجو کرد، هیچ شخص پارسا یا صداقتپیشهای پیدا نکرد. او سرکشان و زناکاران روحانی را پیدا کرد. این ملتی بود که باید مهیای داوری میشد.
انبیای باد، انبیای آتش.
۱. آیات (۱۰-۱۳) ویرانی، اما نه تا به نهایت.
از میان تاکستانهایش بگذرید و ویران کنید،
اما نه تا به نهایت؛
شاخههایش را ببُرید،
زیرا که از آنِ خداوند نیستند.
خداوند میفرماید:
خاندان اسرائیل و یهودا،
بهغایت بر من خیانت ورزیدهاند.
آنان دربارۀ خداوند به دروغ گفتهاند:
«او کاری نخواهد کرد؛
گزندی به ما نخواهد رسید،
و روی شمشیر و قحطی نخواهیم دید.
انبیا باد گشتهاند و بس!
کلام در ایشان نیست؛
پس باشد که آنچه میگویند،
بر سر خودشان آید!»»
الف. از میان تاکستانهایش بگذرید و ویران کنید، اما نه تا به نهایت: دیوارهای تخریبشده معمولاً نشانۀ نهایت ویرانی هستند؛ اما نه با وجود خدای اسرائیل. در اینجا وعدهای برای بازگرداندن و احیای دوباره وجود دارد -وعدهای که تا حدی در کار بازسازی عزرا و نحمیا محقق شد، و در بازگرداندن اسرائیل به مسیحای خود، عیسی مسیح، به طور کامل تحقق یافت.
یک) شاخههایش را ببُرید: «شاخههای تاک، میوۀ پارسایی را به بار نیاوردهاند، و بنابراین سوزانده خواهند شد، با اینحال، تنۀ تاک حفظ خواهد شد. این تصویر به صورت دقیقی توسط مسیح در یوحنا ۱:۱۵-۶ منعکس شده است.» (هریسون)
ب. آنان دربارۀ خداوند به دروغ گفتهاند: «او کاری نخواهد کرد»: وقتی انبیای دروغین به مردم یهودا و اورشلیم اطمینان دادند که مشکلات کنونی آنها هشدار و تأدیبی از جانب خداوند نیست، دربارۀ خداوند دروغ گفتند. آنها وقتی وعده دادند که «گزندی به ما نخواهد رسید،» دربارۀ خداوند دروغ گفتند.
یک) شاید این انبیای دروغین نیت خوبی داشتند و امیدوار بودند که با این کار یهودا و اورشلیم را تشویق نمایند. شاید انبیای دروغین واقعاً به پیام خود باور داشتند. با این وجود، آنان دربارۀ خداوند دروغ گفتند -که گناهی جدی و غمانگیز است. ما در روزگار خود به انبیای دروغین، حتی آنهایی که نیت خوبی دارند و دروغهای خود را باور میکنند، میگوییم: «از دروغگویی دربارۀ خداوند دست بردارید.»
ج. انبیا باد گشتهاند و بس! کلام در ایشان نیست: انبیای دروغین چیزی بیشتر از باد نبودند، حرکت بدون ذات. کلام خدا در ایشان نبود و کلامِ به اصطلاح نبوتی آنها از خودِ ایشان بود، نه از ذات کلام خدا.
یک) برخی از مفسرین بر این باورند که عبارت انبیا باد گشتهاند به دیدگاه قوم نسبت به انبیای حقیقی اشاره دارد -قوم آنها را صرفاً طبلهای توخالی میدانستند.
۲. آیات (۱۴-۱۷) کلام نبی آتش.
از اینرو یهوه، خدای لشکرها چنین میفرماید:
«چونکه قوم این کلام را گفتند،
همانا من کلام خود را در دهان تو آتش خواهم ساخت،
و این قوم را هیزم خواهم گردانید،
و آنان را خواهد سوزانید.
خداوند میفرماید:
ای خاندان اسرائیل،
اینک من قومی را از دوردستها بر ضد شما میآورم،
قومی کهنسال و پابرجا،
مردمانی که زبانشان را نمیدانید،
و گفتارشان را نمیفهمید.
تَرکِشِ آنها گورِ گشاده است،
و جملگی جنگاورانی نیرومندند.
غَله و نانت را خواهند خورد؛
و پسران و دخترانت را فرو خواهند بلعید؛
گله و رمهات را خواهند خورد؛
و انگور و انجیرت را فرو خواهند بلعید؛
شهرهای حصاردارت را که بدانها توکل داری
به شمشیر نابود خواهند کرد.»
الف. من کلام خود را در دهان تو آتش خواهم ساخت، و این قوم را هیزم خواهم گردانید، و آنان را خواهد سوزانید: بر خلاف انبیای باد که در آیۀ قبل ذکر شد، خداوند ارمیا را نبی آتش خواهد ساخت -که سخنان او از یک داوری ویرانگر در آینده خبر میدهد. کلام ارمیا، بهعنوان یک نبی حقیقی، دارای ذات کلام خدا خواهد بود -اما برای آنها بسیار ناخوشایند خواهد بود.
ب. اینک من قومی را از دوردستها بر ضد شما میآورم: ارمیا این وعده را تکرار کرد که خدا لشکری نیرومند برای داوری یهودا و اورشلیم خواهد آورد، که این وعده بعداً توسط بابلیان در زمان نبوکدنصر تحقق یافت.
یک) تَرکِشِ آنها گورِ گشاده است: «آنها شکستناپذیر خواهند بود زیرا ترکشهایشان پر از تیرهای مرگبار خواهد بود و همیشه ویرانی زیادی به همراه خواهند آورد. آنها روی هر تیرِ خود برای کشتن حساب میکنند.» (فینبرگ)
۳. آیات (۱۸-۱۹) منطق الهی در پشت داوری.
«اما خداوند میگوید: با این همه، در آن روزها نیز بهکل نابودتان نخواهم کرد؛ و چون قوم تو گویند: «چرا یهوه خدایمان همۀ این بلایا را بر ما وارد آورده است؟»، بدیشان بگو: «چنانکه شما مرا ترک کردید و خدایانِ بیگانه را در سرزمین خویش خدمت نمودید، پس بیگانگان را در سرزمینی که از آنِ شما نیست، خدمت خواهید کرد.»»
الف. بهکل نابودتان نخواهم کرد: این وعدۀ فیضآمیز دوباره تکرار میشود. اگرچه داوری ویرانگری برای یهودا و اورشلیم رخ خواهد داد، اما خدا قوم عهد خود را ترک نخواهد کرد و آنها را احیا خواهد نمود.
ب. چنانکه شما مرا ترک کردید و خدایانِ بیگانه را در سرزمین خویش خدمت نمودید، پس بیگانگان را در سرزمینی که از آنِ شما نیست، خدمت خواهید کرد: دلیل داوری خدا ساده و معقول بود. مردم یهودا و اورشلیم خدایان بیگانه را عبادت میکردند. اکنون خدا میخواست آنها را برای خدمت به مردم همان خدایان بفرستد.
یک ملت نادان.
۱. آیات (۲۰-۲۵) نادانی به دلیل نیاموختن از طبیعت.
این را به خاندان یعقوب اعلان کنید،
و در یهودا ندا در داده، بگویید:
«ای ملت نادان و بیفهم،
این را بشنوید!
ای شما که چشم دارید اما نمیبینید،
و گوش دارید اما نمیشنوید.
خداوند میفرماید:
آیا از من نمیترسید؟
آیا در حضور من نمیلرزید؟
من دانههای شن را بر دریا حد قرار دادم،
سدی دائمی که از آن نتواند گذشت.
اگرچه امواجش به تلاطم آید، غلبه نتواند یافت؛
و هرچند به خروش آید، از آن تجاوز نتواند کرد.
اما این قوم را دلی سخت و طغیانگر است؛
آنان روی برتافته، به راه خود رفتهاند.
در دل خویش نمیگویند:
«بیایید از یهوه خدایمان بترسیم،
که باران پاییزی و بهاری را در موسمش عطا میکند،
و هفتههای معین به جهت حصاد را برای ما نگاه میدارد.»
خطایای شما این چیزها را دور کرده،
و گناهانتان نیکویی را از شما بازداشته است.»
الف. ای ملت نادان و بیفهم، این را بشنوید: خدا از طریق ارمیا با یهودا و اورشلیم صحبت کرد و نادانی روحانی و اخلاقی آنها را به خاطر نپذیرفتن خدا و مخالفت با او آشکار کرد.
ب. اگرچه امواجش به تلاطم آید، غلبه نتواند یافت: ارمیا از تصویر اقیانوس و شن استفاده کرد. آب دریا پیوسته بر شنها میکوبد، اما شنها باقی میمانند، و دریا نیز در محدودۀ خود باقی میماند. مقایسه روشن است: اگر اقیانوس نتواند بر شنها چیره شود، قوم خدا نیز هرگز در سرکشی خود بر او غلبه نخواهد کرد.
یک) «خدا چنین خواسته است که جلوی امواج نیرومند را با سدی از دانههای شن بگیرد… نمونههای زیادی از این موضوع در تاریخ کلیسا وجود دارد. دعا و اشک مردان و زنان و کودکان، مانع از غرور جفاکاران شده است، نیروی آنها فراتر از تودۀ شنها نبود، اما موفق شدند در برابر قدرت دشمنان خود ایستادگی کنند.» (مایر)
ج. اما این قوم را دلی سخت و طغیانگر است: قوم خدا درسی که طبیعت بهروشنی میآموزد را نیاموختند –اینکه جنگیدن با خدا، نادانی است.
یک) «خدا در اینجا اطاعت دریای قدرتمند، سهمگین و رامنشدنی را با شخصیت طغیانگر قوم خود مقایسه میکند. او میگوید: «دریا از من اطاعت میکند؛ هرگز از حد خود عبور نمینماید؛ هرگز از بستر خود خارج نمیشود؛ در تمام جنبش خود مطیع من است. اما انسان، این انسان ضعیف بیچاره، موجود کوچکی که میتوانستم او را مانند بید له کنم، مطیع من نخواهد بود.» (اسپرجن)
د. خطایای شما این چیزها را دور کرده، و گناهانتان نیکویی را از شما بازداشته است: خدا نعمتهای باران و حصاد را توصیف نمود و سپس به یهودا گفت که چرا آنان به فراوانی از این نعمتها بهرهمند نیستند. گناهانشان نیکویی را از آنها بازداشته بود. این تقصیر خدا نبود.
یک) خطایای شما، گناهانتان: «این دو کلمهای که در اینجا برای نقض عهد توسط اسرائیل استفاده میشود، کلماتی رایج در عهدعتیق است، اما ممکن است در اینجا نکتۀ خاصی وجود داشته باشد. اولی، awon، از ریشهای به معنای ‘سرگردان شدن، اشتباه کردن‘، و دومی، hattat، از ریشهای به معنای ‘به هدف نزدن‘ گرفته شده است. اسرائیل هم از یهوه دور شده بود و هم در رسیدن به هدفی که برایش تعیین شده بود ناکام مانده بود.» (تامپسون)
۲. آیات (۲۶-۲۹) شرارت کسانی که به همنوعان خود اهمیتی نمیدهند.
«زیرا در میان قوم من بدکارانی یافت شدهاند
که همچون صیادان به کمین مینشینند،
و دامها میگسترند تا مردم را صید کنند.
همچون قفسی پُر از پرنده،
خانههای ایشان پر از فریب است؛
از همین روست که بزرگ و دولتمند شدهاند،
و فربه و آراسته گشتهاند.
کارهای زشتشان را حدی نیست؛
یتیمان را به عدل دادرسی نمیکنند تا پیروز شوند،
و به دفاع از حق نیازمندان برنمیخیزند.
آیا نباید به سبب این اعمال مجازاتشان کنم؟
آیا نباید خود از چنین قومی انتقام بکشم؟»
این است فرمودۀ خداوند.
الف. همچون صیادان به کمین مینشینند، و دامها میگسترند تا مردم را صید کنند: منظور ارمیا در استفاده از تصویر یک صیاد پرنده (مرغگیر)، ممکن است کسانی باشند که مردم را برای بردگی میدزدند. به احتمال زیاد منظور او کسانی بودهاند که از جایگاه قدرت و نفوذ خود، به قیمت از دست رفتن ضعفا و نیازمندان، برای بزرگ و دولتمند شدن استفاده میکنند.
یک) «استعارۀ صیاد پرنده به تمام این متن سایه انداخته است. همانطور که سبد صیاد پر از پرنده است، خانههای این بدکاران نیز پر از خیانت یا ‘فریب‘ است.» (تامپسون)
ب. یتیمان را به عدل دادرسی نمیکنند: این بدکاران به جای سوءاستفاده از ضعفا و نیازمندان، باید از جایگاه قدرت و نفوذ خود برای نیکویی در حق آنان استفاده میکردند.
ج. تا پیروز شوند: پیروزی آنها از برکت خدا نبود. این نتیجۀ جاهطلبی و اعمال گناهآلود خودشان بود -و از اینرو، به داوری خدا انجامید (آیا نباید به سبب این اعمال مجازاتشان کنم).
۳. آیات (۳۰-۳۱) انبیای دروغین و قومی که آنها را دوست دارند.
چیزی تکاندهنده و هولناک
در این سرزمین رخ داده است:
انبیا به دروغ نبوّت میکنند،
و کاهنان به اقتدار خویش حکم میرانند،
و قوم من این حالت را دوست میدارند،
اما در آخر چه خواهید کرد؟
الف. چیزی تکاندهنده و هولناک در این سرزمین رخ داده است: اینها سخنان تندی بودند و آنچه را که در نظر خدا واقعاً هولناک بود، نشان میدادند.
ب. انبیا به دروغ نبوّت میکنند: اولین چیز تکاندهنده و هولناک سخنان دروغ انبیای کاذب بود. آنها ادعا میکردند که در نام خداوند سخن میگویند، اما به دروغ سخن گفتند.
یک) «انبیای خدا، خادمان و دوستان واقعی ملتها هستند. انبیای دروغین بدترین دشمنان ملت هستند. محبوبیت آنها، آخرین گواه از انحطاط ملی است.» (مورگان)
ج. و کاهنان به اقتدار خویش حکم میرانند: دومین چیز تکاندهنده و هولناک این بود که این رهبران، نه با محبت و هدایت خدا، بلکه با اقتدار خود در میان قوم خدا حکمرانی میکنند. اقتدار و رهبری آنها از انسان بود، نه از خدا -مانند حاکمان دیگر قومها، که بعدها توسط عیسی توصیف شد (متی ۲۵:۲۰-۲۶).
د. و قوم من این حالت را دوست میدارند: سومین چیز تکاندهنده و هولناک این بود که قوم خدا از داشتن انبیای دروغین و رهبران فاسد کاملاً راضی بودند. این موضوع به ما یادآوری میکند که محبوبیت فرد در میان قوم خدا هرگز نباید بهعنوان تضمینی از اینکه او از جانب خدا سخن میگوید یا به شیوهای خداپسندانه رهبری میکند، در نظر گرفته شود.
یک) قوم «از این حالت کاملاً راضی هستند، زیرا آنها مجازند بدون محدودیت یا ترس از توبیخ شدن به گناهان خود ادامه دهند. این انبیا و کاهنان برای فریب دادن و تباه کردن قوم متحد شدند.» (کلارک)
دو) «انبیا، کاهنان و قوم در گناه خود متحد شدند و چارهای جز داوری باقی نماند.» (مورگان)
ه. اما در آخر چه خواهید کرد؟ اگرچه انبیای دروغین و رهبران فاسد در میان قوم خدا محبوب بودند، اما کار آنها هیچ مبنای حقیقی نداشت. در آخر، هیچ اصل و پایۀ محکمی برای تکیه بر آن وجود نداشت. مصیبت فرامیرسید و در آن روز، هیچ کمکی از انبیای دروغین و رهبران فاسد ساخته نبود.
یک) «آه، دوستان جوان و عزیز، کاش میتوانستم برخی از زندگان و مردگان را آورده، به جای خود در اینجا شاهد قرار دهم تا حماقت زندگی بدون پاسخی رضایتبخش و شایسته به سؤال این متن که، ‘در آخر چه خواهید کرد؟‘ را برای شما روشن کنند، کاری که کلمات ضعیف من هرگز قادر به انجام آن نیستند.» (مکلارن)