فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
ارمیا باب ۶ – آکنده از خشم خداوند
هشدارهای داوری.
۱. آیات (۱-۵) بلایی از جانب شمال.
ای مردم بنیامین،
به دور از اورشلیم پناه گیرید!
در تِقوعَ کَرِنا بنوازید!
بر بِیتهَکّاریم علامتی برافرازید!
زیرا بلایی از جانب شمال به ظهور میرسد؛
نابودی عظیم!
من دختر صَهیون را نابود خواهم کرد،
آن دختر زیبا و ظریف را.
شبانان با گلههای خود بر ضد او بر خواهند آمد،
آنان خیمههای خود را گرداگرد او بر پا خواهند کرد،
و هر یک در جای خود به چرانیدن مشغول خواهند شد.
«برای نبرد با وی آماده شوید؛
به پا خیزید تا به هنگام ظهر حمله کنیم!
وای بر ما، زیرا که روز رو به زوال است،
و سایههای عصر دراز میشود.
به پا خیزید، تا شبانگاه بر آن یورش بَریم،
و کاخهایش را ویران کنیم!»
الف. ای مردم بنیامین: پادشاهی جنوبی یهودا از زمانی آغاز شد که دو قبیلۀ یهودا و بنیامین در روزگار رحبعام و یربعام به نسل داوود وفادار ماندند (اول پادشاهان ۱۲). به دلیل جایگاه قبیلۀ بنیامین در پادشاهی جنوبی، خدا گاهی از آن پادشاهی بهعنوان بنیامین یاد میکند.
یک) «دلیل ذکر مردم بنیامین این است که اورشلیم از نظر جغرافیایی به قبیلۀ بنیامین تعلق داشت… افزون بر این، ارمیا، بنیامینی بود و با مردم قبیلۀ خود روابطی قوی داشت.» (فینبرگ)
ب. به دور از اورشلیم پناه گیرید: عقیده بر این بود که لشکری برای محاصرۀ پایتخت پادشاهی جنوبی میآید و کسانی که از حکمت کافی برای فهم این موضوع برخوردار بودند، قبل از محاصره و فتح اورشلیم توسط آن لشکر، باید از شهر فرار میکردند و پناه میگرفتند.
یک) در نامههای لاکیش (Lachish Letters) که تهاجم نهایی بابلیان را مستند کرده است، صریحاً به علامت دادن با آتش اشاره شده است. «استفاده از چنین علامتهایی، یک روش باستانی برای برقراری ارتباطات نظامی در ناحیۀ بینالنهرین بوده است.» (هریسون)
ج. من دختر صَهیون را نابود خواهم کرد، آن دختر زیبا و ظریف را: یهودا دوست داشت خود را زیبا و لطیف بداند. با اینحال یک دختر زیبا و ظریف نمیتواند در مقابل یک لشکر متجاوز ایستادگی کند. در این تهاجم پیشِ رو، آنها شدیداً نابرابر خواهند بود.
یک) «شبانان (در رابطه با این توصیف برای مهاجمان، ارمیا ۱۰:۱۲ را ببینید)، گلۀ سربازان خود را به مرتع صهیون هدایت میکنند و مشتاقند از زمینهای مرغوب آن ناحیه تغذیه کنند.» (هریسون)
دو) برای نبرد با وی آماده شوید: «فعل عبری برای آماده شدن (qaddesu) ممکن است به مناسک مذهبی اشاره داشته باشد که قبل از شروع نبرد در سنت باستانی جنگ مقدس انجام میشده است.» (تامپسون)
د. وای بر ما، زیرا که روز رو به زوال است، و سایههای عصر دراز میشود: خدا به یهودا یادآوری کرد که زمان رو به پایان است. حتی اگر این داوری تا چند سال بعد هم اتفاق نمیافتاد، اما نقطۀ اوج تحولات که داوری را قطعی مینمود، بسیار نزدیکتر از چیزی بود که آنها تصور میکردند. بهزودی، لشکر بابل به اورشلیم میآمد تا کاخهایش را ویران کند.
ه. به پا خیزید، تا شبانگاه بر آن یورش بَریم: این مهاجمان چنان تعجیل داشتند که شبانه حمله میکردند، حتی منتظر روز هم نمیماندند.
۲. آیات (۶-۸) محاصرۀ اورشلیم.
زیرا خداوندِ لشکرها میفرماید:
«درختان را قطع کرده،
در برابر اورشلیم سنگر بسازید؛
این شهر باید مکافات ببیند،
زیرا درون آن آکنده از ظلم است.
چنانکه چاه آبِ خود را خنک نگاه میدارد،
او نیز شرارتش را تازه نگاه میدارد؛
در اندرونش خشونت و ویرانی طنینانداز است؛
بیماریها و زخمهایش پیوسته در نظر من است.
ای اورشلیم، هشدار بپذیر،
مبادا از تو رویگردان شوم،
و تو را به ویرانهای بَدَل سازم،
به سرزمینی خالی از سکنه!»
الف. زیرا خداوندِ لشکرها میفرماید: «درختان را قطع کرده، در برابر اورشلیم سنگر بسازید»: ارمیا فهمید که محاصرۀ قریبالوقوع اورشلیم کار خدا است و آن را شرح داد. اگرچه بابلیان ابزار عجیب کار خدا بودند، اما نمیتوان صرفاً آنها را مقصر دانست که انگار خدا دخالتی در این امر نداشته است.
ب. زیرا درون آن آکنده از ظلم است: عدم محبت اورشلیم به خدا، با عدم توجه و علاقه به همنوعان نمایان شده است. آکنده از ظلم بودن، پدیدهای افقی (انسان نسبت به انسان) و همچنین پدیدهای عمودی (انسان نسبت به خدا) بود.
یک) او نیز شرارتش را تازه نگاه میدارد: «اورشلیم شهر گناه است. همواره اندوختهای از شرارتهای تازه همچون زهر از درونش سرریز کرده، در خیابانهایش جاری میشود.» (رایکن)
ج. ای اورشلیم، هشدار بپذیر: حتی در این اعلان داوری نیز به صورت طبیعی از آنها دعوت میشود تا حکمت خدا را دریافت کنند و از آن بلایی که به آن تهدید شدهاند اجتناب نمایند. این دعوتی بود که یهودا بهدرستی آن را دریافت نمیکرد.
۳. آیات (۹-۱۲) آکندگی از خشم خداوند.
خداوندِ لشکرها چنین میفرماید:
«باقیماندگان اسرائیل را همچون تاکی،
به تمامی خوشهچینی خواهند کرد؛
پس همچون کسی که انگور میچیند،
دست خود را دیگر بار بر شاخههایش دراز کن!»
با چه کسانی سخن گویم و هشدارشان دهم،
تا بشنوند؟
اینک گوشهایشان ختنهناشده است،
و توانِ شنیدن ندارند؛
کلام خداوند برای ایشان مایۀ تمسخر است،
و رغبتی بدان ندارند.
از اینرو از خشمِ خداوند آکندهام،
و از بازداشتنِ آن خسته گشتهام.
«آن را بر کودکان در کوچهها بریز،
بر گردهمآییِ جوانان،
مرد و زن، هر دو بدان گرفتار خواهند آمد،
و پیران و کهنسالان نیز.
خانههایشان از آنِ دیگران خواهد شد،
و مزارع و زنانشان جملگی؛
زیرا من دست خویش را
بر ضد ساکنان این سرزمین دراز خواهم کرد؛»
این است فرمودۀ خداوند.
الف. باقیماندگان اسرائیل را همچون تاکی، به تمامی خوشهچینی خواهند کرد: خدا به یهودا هشدار داد که آنها توسط بابلیان کاملاً چیده خواهند شد، مانند کسانی که هر چقدر که میتوانند انگورهای باقیمانده را از تاک میچیدند.
ب. با چه کسانی سخن گویم و هشدارشان دهم، تا بشنوند؟ ما در اینجا ناامیدی نبی را احساس میکنیم؛ او صحبت میکند، اما کسی گوش نمیدهد؛ گوشهایشان روحانی نیست، انگار گوشهایشان ختنهناشده است -و کلام خدا را مایۀ تمسخر میدانند، چیزی که انگار باید از آن شرم کرد و اجتناب نمود.
یک) اینک گوشهایشان ختنهناشده است: عهدعتیق بارها از دلها و لبهای ختنهناشده صحبت میکند، اما این تنها موردی است که به گوش ختنهناشده اشاره میشود. استیفان از این شیوۀ بیان در صحبت با شورای یهودیان استفاده کرد (اعمال رسولان ۵۱:۷).
دو) کلام خداوند برای ایشان مایۀ تمسخر است: «این مایۀ تمسخر آنهاست؛ آنها از کلام خدا بیزارند.» (کلارک)
ج. و رغبتی بدان ندارند: کمتوجهی آنان به کلام خداوند در اینجا آشکار بود؛ کلام خداوند برای ایشان خوشایند نبود؛ از آن لذت نمیبردند و آن را دلپذیر نمییافتند. این نشانهای بود از اینکه قوم مستعد داوری است.
د. از اینرو از خشمِ خداوند آکندهام: چون قوم خدا آکنده از ظلم و شرارت بودند و به کلام خداوند گوش نمیدادند، خدا آکنده از خشم علیه آنها بود و از بازداشتنِ آن خسته گشته بود.
ه. زیرا من دست خویش را بر ضد ساکنان این سرزمین دراز خواهم کرد: این داوری که قرار است بر یهودا بیاید، همه را گرفتار خواهد کرد. بر کودکان، جوانان و پیران تأثیر خواهد گذاشت؛ زن و مرد و حتی مزارع تحت تأثیر آن خواهند گرفت.
۴. آیات (۱۳-۱۵) گناهان انبیا و کاهنان.
«زیرا که از خُرد و بزرگ،
جملگی در طمع سود نامشروعند؛
از نبی و کاهن،
جملگی دغلکارند.
جراحاتِ قوم مرا اندک شفایی داده، میگویند:
«سلامتی است؛ سلامتی است،»
حال آنکه سلامتی نیست.
آیا از انجام کارهای کراهتآور شرم دارند؟
نه! هیچ شرمی ندارند؛
آنان بویی از شرم و حیا نبردهاند.
از اینرو در میان افتادگان خواهند افتاد،
و هنگامی که مجازاتشان کنم، سرنگون خواهند شد؛»
این است فرمودۀ خداوند.
الف. جملگی در طمع سود نامشروعند… جملگی دغلکارند: خدا به فرهنگ پادشاهی یهودا نگاه کرد و دید که چقدر طماع و فاسد است. حتی -یا شاید به صورت خاصی- نبی و کاهن نیز بخشی از آن طمع و فساد بودند.
ب. جراحاتِ قوم مرا اندک شفایی داده: خدا نه تنها این طمع و فساد را بهعنوان گناهانی که بیشتر آشکار بودند محکوم کرد، بلکه گناهان نامحسوس انبیا را نیز محکوم کرد، زیرا هنگامی که باید قوم را هشدار دهند و باعث توبه آنها شوند، آنها را با سخنان نیکو آرامش و تسلی میدهند.
یک) «عبارتِ جراحاتِ قوم مرا اندک شفایی داده، را میتوان اینطور معنی کرد، «آنها زخمهای قوم مرا طوری میبندند که انگار چندان جدی نیست.» (فینبرگ) «مانند اینکه انسانها برای درمان جراحات خفیف فرزندان خود صرفاً آن را فوت یا نوازش میکنند.» (ترپ)
دو) «در برخورد با خدا، بیایید… از او بخواهیم آنچه را که بهترین است به ما اعطا کند. این روند ممکن است دردناک و طولانی باشد، اما یقیناً بهترینها به ما داده خواهد شد.» (مایر)
ج. میگویند: ”سلامتی است؛ سلامتی است،“ حال آنکه سلامتی نیست: اینها سخنان نیکوی انبیای دروغین بود که به یهودا اطمینان میدادند همهچیز مطلوب است در حالیکه واقعاً اینطور نبود.
یک) سلامتی است؛ سلامتی است، پیامی حیرتانگیز است که بیشتر مردم دوست دارند آن را بشنوند. مشکل این است که گاهی اوقات درست نیست. گاهی جنگ و درگیری وجود دارد که به ناچار باید با آن مقابله کنیم. از همه مهمتر، مواقعی وجود دارد که کلام خدا برای قوم خود سلامتی نیست، بلکه «توبه» و «آماده شدن برای داوری» است.
دو) «آنها ممکن است به روشهای مختلف بگویند سلامتی است، در حالیکه سلامتی نیست. آنها ممکن است با سکوت خود اینطور القا کنند و از اشاره به اَعمال شر خودداری نمایند. آنها ممکن است طوری سخن بگویند که انگار شر صرفاً وجه پنهان خیر و امری اجتنابناپذیر است. حتی ممکن است این کار را با انکار وجود چیزی به نام شر انجام دهند.» (مورگان)
سه) چارلز اسپرجن در موعظهای با عنوان صدای شیپور علیه سلامتی کاذب (A Blast of the Trumpet Against False Peace)، روشهای رسیدن به سلامتیِ دروغین توسط بسیاری از مردم را بیان نمود.
• برخی سلامتی دارند زیرا برای سرگرمی و هیجان زندگی میکنند که آنها را از امور والاتر منحرف میکند.
• برخی سلامتی دارند زیرا با خود میگویند خدایی وجود ندارد و بنابراین در برابر او پاسخگو نیستند.
• برخی سلامتی دارند زیرا از امور الهی بیخبرند و حقیقت مسئولیتی که دارند باید به آنها گفته شود.
• برخی سلامتی دارند زیرا قصد دارند در زندگی بهتر عمل کنند و چنین آرزوهایی برای آینده، برای درستکاری آنها کافی است.
د. هیچ شرمی ندارند: اهالی یهودا برای گناهان بیشمار خود، واقعاً شرمنده نبودند؛ آنان بویی از شرم و حیا نبردهاند. انگار عملکرد عادی وجدان آنها آسیب دیده یا از بین رفته بود و از اینکه در جای درست نبودند شرمی نداشتند.
یک) جی. کمپبل مورگان (G. Campbell Morgan) کار ارمیا را مانند کار هر واعظ وفادار دیگر میدانست: «کار او ایجاد احساس شرم در جانهای انسانها بود، تا فسادشان را در برابر دیدگانشان قرار دهد و آنها را شرمگین نماید.»
حکمت موجود و حکمت مردود.
۱. آیات (۱۶-۱۷) فرصت برای حکمت.
خداوند چنین میفرماید:
«بر طریقها ایستاده، بنگرید؛
دربارۀ راههای قدیم بپرسید
که راه نیکو کدام است.
در آن گام بردارید تا برای جانهای خود استراحت بیابید.
اما گفتید، ”گام بر نخواهیم داشت.“
من بر شما دیدبانان گماشته، گفتم:
”به آواز کَرِنا گوش دهید!“
اما گفتید، ”گوش نخواهیم داد.“
الف. بر طریقها ایستاده، بنگرید؛ دربارۀ راههای قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است: اگرچه یهودا در وضعیت شریرانهای قرار داشت، هنوز میتوانست به حکمت دست بیابد. آنها میتوانستند حکمت را در راههای قدیم پیدا کنند -با مراجعه به تاریخ و اجداد خود و آموختن از آنچه خدا قبلاً در آنها و از طریق آنها انجام داده بود.
یک) «از قوم خواسته شده است که از راههای قدیمِ سنت موسی پیروی کنند، که بهترین کار است، زیرا این راهها آزمودهشده و درست هستند.» (هریسون)
دو) «راههای قدیم و راه نیکو یکی هستند؛ آنها راه توبه و آشتی و ترس و محبت خدا هستند. آنها راههای سنت موسی بودند.» (فینبرگ)
سه) افراد زیادی از راههای قدیم بیزارند. شاید آن راهها خیلی کهنه و یا کسلکننده به نظر برسند. با اینحال، در راههای قدیم که در کلام خدا و کار خدا در دوران گذشته وجود دارد، حکمت هست -حکمت نجاتبخش.
• خدا به آنها گفت برای سود بردن از راههای قدیم، خود را در موقعیت آنها قرار دهند (بر طریقها ایستاده).
• خدا به آنها گفت برای سود بردن از راههای قدیم، آنها را جستجو کنند (بنگرید).
• خدا به آنها گفت برای سود بردن از راههای قدیم، دربارۀ آنها بپرسید.
• خدا به آنها گفت برای سود بردن از راههای قدیم، بهعنوان راه نیکو به آنها بنگرند.
• خدا به آنها گفت برای سود بردن از راههای قدیم، در آن گام بردارید -در واقع آنطور که در کلام و کارهای خدا در دوران گذشته نشان داده شده است، از او اطاعت و پیروی کنند.
ب. تا برای جانهای خود استراحت بیابید: این همان پاداش گرانبها برای جستجو، نگریستن و گام برداشتن در راههای قدیم است. این پاداشی است که با هیچچیز دیگری قابل مقایسه نیست.
یک) «بیایید این استعاره را بررسی کنیم. مسافری به شهر خاصی میرود؛ او به نقطهای میرسد که جاده به چندین راه تقسیم میشود، او از گم شدن میترسد؛ او توقف کرده، تلاش میکند تا راه درست را بیابد: او نمیتواند تصمیم بگیرد. سرانجام، مسافر دیگری را میبیند؛ از او پرسوجو میکند، مسیرهای مناسب را یاد میگیرد -به سفرش ادامه میدهد- به مکان مورد نظر میرسد و پس از خستگی راه استراحت میکند.» (کلارک)
دو) عیسی احتمالاً در متی ۲۹:۱۱ (در جانهای خویش آسایش خواهید یافت) از ارمیا ۱۶:۶ نقل کرده است: «یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا ملایم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت.»
ج. اما گفتید، «گام بر نخواهیم داشت»: یهودا با وجود دستور و دعوت خدا، حکمت راههای قدیم را رد کرد. اگرچه دیدهبانان مانند آواز کرنا توجه آنها را جلب کردند، اما گفتند، «گوش نخواهیم داد.»
یک) این یکی از پدیدههای عصر جدید است -بهویژه از طریق اینترنت- که بسیاری خود را دیدهبانان میدانند و احساس میکنند سخن، دستور یا توبیخی برای قوم خدا دارند که در صورت نادیده گرفته شدن، بهای گزافی به همراه خواهد داشت. این ممکن است درست باشد که خدا برای قوم خود دیدهبانان میفرستد؛ با اینحال، بین کسانی که از طرف خدا گماشته شدهاند و کسانی که خودشان خود را به چنین جایگاهی منصوب کردهاند، تفاوت زیادی وجود دارد. این تفاوت اغلب در رفتار و دل کسانی که خود را دیدهبان میدانند قابل مشاهده است.
۲. آیات (۱۸-۲۰) خدا نتیجۀ رد حکمت توسط یهودا را به تمام جهان میگوید.
پس حال ای قومها، بشنوید،
و ای جماعت، بدانید
که بر سر ایشان چه خواهد آمد.
ای زمین بشنو:
اکنون من بلایی بر این قوم نازل خواهم کرد،
ثمرۀ نقشههای خودشان را؛
زیرا که به کلام من گوش فرا ندادند،
و شریعت مرا ترک کردند.
بخورِ صَبا و نی خوشبویی که از راه دور میآورند،
به چه کار من میآید؟
هدایای تمامسوزتان مقبول نیست،
و قربانیهای شما مرا خوشنود نمیسازد.
الف. ای زمین بشنو! خدا خطاب به قومها (هر دو ملت) صحبت کرد و نسبت به بلایى که بر قوم خود خواهد آمد به آنها هشدار داد.
یک) «بهطور معمول، کلمۀ edah (‘جماعت‘) در عهدعتیق به اسرائیل اشاره دارد، اما در اینجا باید به معنای غیریهودیان باشد… غیریهودیان در مورد آنچه که برای یهودا اتفاق میافتد آگاه میشوند.» (فینبرگ)
ب. اکنون من بلایی بر این قوم نازل خواهم کرد، ثمرۀ نقشههای خودشان را؛ زیرا که به کلام من گوش فرا ندادند: این جنبۀ مهمی از تقصیر قوم خدا بود. آنها به کلام خدا گوش ندادند و به همین دلیل در نقشههای خود فاسد شدند. بلای پیشِ رو ثمرۀ نقشههای خودشان بود.
ج. هدایای تمامسوزتان مقبول نیست: قوم خدا همچنان برای خدا هدایا و قربانیها میآوردند، حتی بخورِ صَبا و نی خوشبوی گرانبهایی که از راه دور میآورند. اما چون سخنان خدا را گوش نکردند یا شریعت او را نپذیرفتند، قربانیهایشان مقبول نبودند. مراسم مذهبی -حتی قربانیهای خوشبو- نمیتوانست انکار اساسی کلام و راههای خدا توسط آنان را لاپوشانی کند.
توصیف دوبارۀ داوری پیشِ رو.
۱. آیۀ (۲۱) سنگهای لغزشدهنده.
از این رو خداوند چنین میفرماید:
”اینک من پیشِ روی این قوم
سنگهای لغزشدهنده مینهم؛
پدران و پسران با هم بر آن خواهند لغزید،
و همسایگان و دوستان هلاک خواهند شد.“»
الف. من پیشِ روی این قوم سنگهای لغزشدهنده مینهم: خدا به صورت مستقیم با قوم خود برخورد خواهد کرد. داوری پیشِ رو، یک کشورگشایی اتفاقی توسط امپراتوری بابل یا گسترش روابط سیاسی-جغرافیایی بین بابل و مصر نبود. خدا این سنگ لغزش را قرار داد.
یک) این سنگهای لغزشدهنده، بابلیان و ابزار داوری و تأدیب خدا علیه یهودا بودند.
دو) گرچه زمینۀ ارمیا متفاوت است، اما طبیعتاً این قسمت را با این دیدگاه مرتبط میکنیم که مسیح سنگ اصلی بنا است و کسانی که او را رد میکنند بر آن میلغزند (اول پطرس ۷:۲).
ب. پدران و پسران با هم بر آن خواهند لغزید: خدا دوباره از خصوصیت همگانی این داوری که پیشِ روی یهودا قرار دارد صحبت میکند. هیچکس از آن نخواهد گریخت؛ پدران و پسران با هم، همسایگان و دوستان هلاک خواهند شد.
۲. آیات (۲۲-۲۶) وحشت داوری پیشِ رو.
خداوند میفرماید:
«هان ملتی از سرزمین شمال میآید؛
قومی عظیم از کرانهای زمین برانگیخته شده است.
آنان کمان و نیزه برمیگیرند،
و ستمکیش و بیرحمند.
صدایشان همچون خروش دریاست؛
سوار بر اسب همچون رزمآوران صفآرایی کردهاند،
بر ضد تو، ای دختر صَهیون!»
خبر آن را شنیدهایم،
و دستهایمان سست شده است؛
عذاب ما را درگرفته،
درد، همچون زنی در حالِ زا.
به مزرعه بیرون مشوید،
و در راهها گام مزنید،
زیرا دشمن شمشیر به دست دارد،
و در هر سو رُعب و وحشت است.
ای قوم عزیز من،
پلاس در بر کن و در خاکستر غَلتان شو؛
مرثیهای تلخ بخوان،
چنانکه گویی برای یگانه فرزندت!
زیرا که به ناگاه،
هلاککننده بر ما فرود خواهد آمد.
الف. هان ملتی از سرزمین شمال میآید؛ قومی عظیم از کرانهای زمین برانگیخته شده است: خدا دوباره به یهودا هشدار داد که بابلیان خواهند آمد تا پیامآوران داوری خدا علیه آنها باشند.
ب. ستمکیش و بیرحمند: لشکر بابلیان با خود بدبختی وحشتناکی به همراه خواهد آورد و یهودا در برابر آن دچار اندوه، درد، ترس و ماتم خواهد شد.
یک) «در این رویارویی، یهودا مانند یک زن ضعیف و بیدفاع و در حال زایمان در برابر یک سرباز نیرومند و کاملاً مجهز خواهد بود.» (تامپسون)
۳. آیات (۲۷-۳۰) قوم خدا داوری میشوند، همانطور که فلزات آزموده میشوند.
«من تو را آزمایندۀ فلزات قرار دادم،
تا قوم مرا همچون سنگ معدن بیازمایی،
و راههای ایشان را بدانی.
آنان جملگی بهغایت سرکِشند،
دور میگردند و بدگویی میکنند.
و جملگی فساد را به عمل میآورند.
دَمِ کوره بهشدت میدمد،
سرب در آتش محو میشود؛
ولی تصفیه بیهوده ادامه مییابد،
زیرا شریران زدوده نمیشوند.
آنان ’نقرۀ مردود‘ خوانده میشوند،
زیرا خداوند آنان را رد کرده است.»
الف. من تو را آزمایندۀ فلزات قرار دادم، تا قوم مرا همچون سنگ معدن بیازمایی، و راههای ایشان را بدانی: خدا ارمیا را فرستاد تا وضعیت روحانی قوم را بیازماید و این کار را از موضع قدرت (یک قلعه، ترجمۀ قدیم) انجام دهد. کار نبی به لحاظ مجازی مانند فلزکاری بود -کسی که فلزات گرانبها را آزمایش و تصفیه میکرد.
یک) «کلمۀ mibsar (‘قلعه‘ در نسخۀ EVV و ترجمۀ قدیم) مشکلاتی را به همراه دارد، اما اگر مانند نسخۀ RSV به صورت mebasser تلفظ شود، میتوان آن را ‘ارزیاب‘ ترجمه کرد، که تأکیدی دوباره بر آزماینده است.» (هریسون)
دو) تصویر به کار رفته در پایان ارمیا ۶ عملکردی شبیه به این دارد:
• یهودا مانند فلزی بود که ادعا میکرد گرانبها است (مانند طلا یا نقره).
• یهودا مانند یک فلز گرانبها با آتش آزموده شد و تصفیه گردید.
• سرب وارد فرآیند شد تا بهعنوان گدازنده عمل کند و ناخالصیها را به خود جذب نماید.
• ارمیای نبی مانند دَمِ کوره عمل میکند تا حرارت شدیدی ایجاد کند.
• با اینحال اسرائیل -فلز گرانبهای فرضی- آنقدر سخت و ناخالص بود که تصفیۀ آن کاری بیهوده بود.
ب. همچون برنج و آهنند، و جملگی فساد را به عمل میآورند: قوم خدا مانند فلزات نرم نبودند که بتوان آنها را تصفیه و خالص کرد (مانند نقره یا طلا)، بلکه مانند برنج و آهن سخت بودند.
یک) بهغایت سرکِشند: «مطابق عبری، سرکشِترین سرکشان.» (ترپ) «ارمیا با استفاده از صیغه عالی، آنها را بهعنوان سرکشِترین سرکشان میخواند.» (فینبرگ)
ج. دَمِ کوره بهشدت میدمد، سرب در آتش محو میشود: دَمِ کوره تا آنجایی که در توان داشت، آتش را داغ کرد و عامل تصفیه (سرب) در آتش محو شد -با اینحال، فلز گرانبهای فرضی هنوز تصفیه نشده بود.
د. تصفیه بیهوده ادامه مییابد، زیرا شریران زدوده نمیشوند: علیرغم تمام تلاشها برای تصفیه -توسط انبیای خدا مانند ارمیا- شریرانِ قوم خدا توبه نمیکنند و در نتیجه، زدوده نمیشوند و قوم خدا خالصتر نمیگردد.
یک) «ارمیا احساس میکرد که وظیفهای مانند تصفیهکنندۀ نقره دارد (ر.ک. ملاکی ۳:۳)، اما اکنون روشن است که ‘آتشِ‘ نبوتی او قادر به زدودن ناخالصیها از ‘نقرۀ‘ طبیعی نیست.» (هریسون)
دو) «او با به کار بردن تصویر یک تصفیهکنندۀ فلزات گرانبها نشان میدهد که این فرآیندهای معمولی برای تصفیه کاملاً بیهوده بودهاند، ناخالصیها همچنان باقی ماندهاند و تمام وجود فلز را آلوده کردهاند. بنابراین فقط برای انبار ضایعات مناسب بودند.» (کاندال)
ه. آنان ’نقرۀ مردود‘ خوانده میشوند، زیرا خداوند آنان را رد کرده است: در پایان تمام اینها، همه میدانستند یهودا توسط خدا مردود شناخته شده است و به لحاظ عفو از داوری، خداوند آنان را رد کرده است.
یک) «این تصویر از سخنان نبی بهعنوان آتش تصفیهکننده، نه تنها با جزئیات واضح، بلکه با نتیجۀ غمانگیزی که در پی دارد، منظور خود را میرساند. زیرا معلوم میشود که مردم یهودا فلزهای به اصطلاح گرانبهایی نیستند که توسط ناخالصیها معیوب شده باشند، بلکه فلزی ساده هستند که هیچ چیز ارزشمندی نمیتوان از آن استخراج کرد.» (کیدنر)