فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

لاویان باب ۵ –  قربانی جبران و قربانی تقصیر.

ضرورتهای خاصی که مستلزم قربانی جبران است.

 

۱. آیهٔ (۱) قصور در شاهدی صادق بودن و یا شاهدی دروغین بودن.

اگر کسی مرتکب این گناه شود که احضاریه‌ای عمومی جهت ادای شهادت بشنود و با اینکه شاهد است، یعنی ماجرا را دیده یا از آن باخبر شده است، سخن نگوید، متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد.

الف) اگر کسی مرتکب این گناه شود که احضاریه‌ای عمومی جهت ادای شهادت بشنود و با اینکه شاهد است، یعنی ماجرا را دیده یا از آن باخبر شده است: صرفاً دروغ نگفتن کافی نبود. خدا همچنین از قوم خود خواست تا حقیقت را بشناسند، بنابراین حتی اگر کسی صرفاً درباره دروغی آگاهی داشته باشد، موظف است حقیقت را آشکار کند.

ب) اگر سخن نگوید، متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد: بنابراین این وظیفهٔ شخصِ شاهد بود که پیش برود و حقیقت را درباره مسائل بیان کند. قصور در اظهار صادقانهٔ حقیقت مستوجب جزای تقصیر بود.

یک) «در اسرائیل همهٔ قوم می‌بایست در اجرای عدالت (با دادن شهادت) همراهی و مشارکت می‌داشتند. و شهادت ندادن مستوجب گناه بود.» (هَریس)

دو) «چنین کسی برای سکوتِ گناه‌آلود خود رنج خواهد برد زیرا او می‌توانست، اما انجام نداد. در وقت ضرورت می‌توانست کمکی به حقیقت کند اما مقاومت ‌کرد، گویی شیطان دهان او را بسته است.» (تراپ)

سه) می‌توان گفت که همین اصل در مورد شهادت ما درمورد عیسی مسیح نیز صدق می‌کند. این کافی نیست که تنها از انکار فعالانهٔ عیسی یا از دروغ گفتن درباره رابطهٔ خودمان با او امتناع کنیم بلکه همچنین باید از هر فرصتی برای بیان حقیقت درباره عیسی استفاده کنیم.

 

۲. آیات (۲-۳) مراسم و تشریفات مربوط به نجاست.

یا اگر کسی چیزی نجس را لمس کند، خواه لاشهٔ حیوانات وحشیِ نجس، لاشهٔ چارپایان اهلی نجس و یا لاشه جنبدگان کوچک نجس را، و این امر بر وی پوشیده باشد، نجس شده، تقصیرکار خواهد گشت. یا اگر نجاست آدمی را لمس کند، یعنی هر نجاستی را که به نجس شدن انسان می‌انجامد، و این امر بر وی پوشیده باشد، چون از آن آگاه شود، تقصیر‌کار خواهد گشت.

الف) اگر کسی چیزی نجس را لمس کند: تطهیر و پاک کردن قربانی گناه زمانی ضروری بود که شخص براثر  تماس با چیزی ناپاک، به‌طور تشریفاتی نجس شود. و این موضوع می‌توانست تصادفی یا عمداً اتفاق اُفتد. اما اگر شخص چیزی نجس را لمس می‌کرد، می‌بایست به‌شکل تشریفاتی پاک گردد زیرا این تقصیری تشریفاتی بود نه اخلاقی.

ب) خواه لاشهٔ حیوانات وحشیِ نجس… یا اگر نجاست آدمی را لمس کند: چیزهای متعددی وجود داشت که ممکن بود شخص را به‌طور تشریفاتی نجس سازد. از جمله لمس کردن لاشهٔ حیوان نجس یا لمس کردن شخصی که از قبل از نظر تشریفاتی ناپاک بوده است. بنابر قربانی گناه، تدبیر و علاجی برای این ناپاکی بود.

یک) «هم جَسَد حیوانی پاک و هم لاشهٔ زنده یا مردهٔ هر موجود ناپاکی، نجس بودند و همهٔ افرادی که این‌ها را لمس می‌کردند باید خود و جامه‌های خود را در آبی پاک بشویند و تا غروب (شامگاه) نجس محسوب می‌گشتند (لاویان 31-24:11)؛ اما اگر این امر نادیده گرفته می‌شد، آنها موظف به تقدیم قربانی جبران بودند.» (کلارک)

ج) چون از آن آگاه شود، تقصیر‌کار خواهد گشت: در این متن، تقصیر از زمانِ آگاه شدن فرد آغاز نمی‌شد بلکه از زمانی آغاز می‌شد که مرتکب گناه شده بود. با این‌حال چون از آن آگاه شود پس فرد مسئول بود همانگونه که خدا دستور داده بود، با گناه برخورد نماید. هر زمان که از گناهِ خود آگاه می‌شویم، در پرتو کارِ روح‌القدس بر دل و وجدانمان، باید با گناه برخورد کنیم.

 

۳. آیهٔ (۴) سوگند دروغ.

یا اگر کسی با لبان خود سوگندی نسنجیده یاد کند که کاری نیک یا بد انجام دهد، یعنی هر کاری که ممکن است درباره‌اش سوگندی نسنجیده یاد کرد، و این امر بر وی پوشیده باشد، چون از آن آگاه شود، در هر یک از این موارد تقصیر‌کار خواهد گشت.

الف) اگر کسی با لبان خود سوگندی نسنجیده یاد کند: وعده‌ای سبک‌سرانه (سهل‌انگارانه) همچنان در نزد خداوند یک وعده محسوب می‌شد و باید به آن عمل می‌شد. اگر به وعده، وفا نمی‌شد باید با قربانی گناه برای آن کفاره می‌شد.

ب) چون از آن اگاه شود، تقصیرکار خواهد گشت: زمانی‌که از عهد شکسته شدهٔ خود آگاه می‌شویم، باید از آن توبه کنیم. در زندگی مسیحی عهد بستن و وعده‌هایی که به آنها عمل نمی‌شود، امری معمول است. وقتی این موضوع را مشاهده می‌کنیم باید توبه کنیم و به کفاره و خونِ پوشش دهندهٔ عیسی برای آمرزش اعتماد کنیم.

                  یک) به این نمونه‌های متداول و معمول از عهد‌های شکسته شده، فکر کنید:

·      صرف کردن زمان بیشتری برای دعا.

·      شفاعتِ بیشتر برای دیگران.

·      مطالعۀ بیشتر متون عبادی..

·      تمرین شدید در مطالعه کتاب مقدس.

·      برای اینکه بیشتر شاهدی شخصی باشیم.

·      در دادن ده‌یک بیشتر وفادار باشیم.

·      زندگی به شیوه‌ای که الگوی بهتری برای دیگران باشیم.

·      با بچه‌ها صبورتر باشیم.

·      پاکی در امور جنسی.

دو) ممکن است اشتباه نباشد که چنین عهد‌هایی ببندیم. ممکن است که این عهدهای بیانی مشروع و سرنوشت‌ساز از جنبش (حرکت) روح‌القدس در زندگی هر شخص باشد. با این‌حال اگر به عهد و نذر وفا نشود، باید به‌عنوان گناه به آن اعتراف و از آن توبه کرد.

 

قربانی جبران.

۱. آیهٔ (۵) تدارک برای قربانی جبران.

اگر در هر یک از این امور تقصیرکار گردد، باید به گناهی که مرتکب شده است اعتراف کند.

الف) وقتی تقصیرکار است: این عبارت بیشتر به مفهوم «چون ازآن آگاه شود» است. اگرچه شخص زمانی‌که مرتکب گناه می‌گردد، تقصیرکار است؛ اما با این‌حال تا زمانی‌که از گناه خویش آگاهی ندارد، نمی‌داند که باید برای گناه خود کفاره کند (لاویان ۳:۵-۴).

ب) باید اعتراف کند: این کار، تدارکی مهم برای قربانی جبران بود. اعتراف به این معناست که شخص با خدا موافق است که آن گناه، عملی نادرست و اشتباه بوده است. اگر پیش از تقدیم قربانی، اعتراف به گناه وجود نداشت پس تقدیم قربانی هم بی‌فایده بود. اعتراف به عبور کردن از مرز خدا هنوز اصلی مهم برای زدودن گناهی است که مانع مشارکت ما با خدا می‌شود.

یک) «اعتراف، طرفداری (جانبداری) از خدا بر علیه خودمان است، و این عمل داوری و قضاوت شر در پرتو تختِ خداست. این مانند باز‌ کردن جعبه‌ای است که در آن شخص به برداشت چیزهای سبک‌تر از بالا آغاز می‌کند و به آرامی به چیزهای سنگین‌تر در پایین می‌رسد.» (مِیِر)

دو) طبق گفتهٔ روکِر، واژهٔ عبری که اعتراف ترجمه شده است از ریشهٔ کلمه‌ای است که به‌معنای «فاش یا آشکار کردن» و می تواند «اعتراف کردن» یا «ستودن» ترجمه شود. «ارتباط بین این دو مفهوم با این امر مشخص می‌شود که آیا تمرکز و کانونِ عمل بر خداست یا بر انسان. اگر هدف و مقصود انسان است، انگارهٔ اعتراف به گناه مهمترین امر است. اما اگر مقصود خداست، مفهومِ ستایش ایجاب می‌کند.»

سه) عملِ اعتراف صحیح به گناه در میان ایماندارانِ امروزی عملی است که نادیده گرفته می‌شود. به‌عبارتی فقدان شناخت و اعتراف جدی به گناه هم در حضور خدا (اول یوحنا ۹:۱) و هم در نزد دیگران (یعقوب ۱۶:۵) وجود دارد. نیازی نیست نزد کاهنی اعتراف کنیم، بلکه به‌خاطر صداقت، فروتنی، پاسخگویی، و پاکی، اعترافِ بیشتر به گناه باید نزد دیگران انجام گیرد (همان‌طور که دریعقوب ۱۶:۵ آمده است).

چهار) اعترافِ واقعی، عمیق و اصیل به گناه یکی از مشخصه‌های هر بیداری و احیاء حقیقی در ۲۵۰ سال گذشته بوده است. اما این چیزِ تازه‌ای نیست، همان‌طور که احیاء روحانی در افسس در کتاب اعمال رسولان ۱۷:۱۹-۲۰ این موضوع را نشان می‌دهد. کلام خدا می‌فرماید: «و بسیار کسان که ایمان آورده بودند، پیش آمده، آشکارا به کارهای خود اعتراف کردند». این‌طور بود که مسیحیان با خدا در مسیری درست قرار می‌گرفتند و اعتراف آشکارا بخشی از آن بود.

 

۲. آیات (۶-۷) تقدیم قربانی جبران.

و برای گناهی که مرتکب شده است، بره یا بزی ماده از گله به‌عنوان قربانی جبران به خداوند تقدیم نماید. پس کاهن برای او به جهت گناهش کفاره به جا خواهد آورد. اما اگر دست او به بهای بره نرسد، باید برای خطایی که مرتکب شده است دو قمری یا دو جوجه کبوتر به حضور خداوند بیاورد، یکی به‌عنوان قربانی گناه و دیگری به‌عنوان قربانی تمام‌سوز.

الف) قربانی جبران به خداوند تقدیم کند: تجاوز (از چیزی) نوعی خاص از گناه است (برای گناهی که مرتکب شده است). تجاوز، گذر و عبور غیرقانونی از یک مرز است. خدا به‌طور کلی برای انسان و به‌طور خاص برای قوم خود حد و مرز‌هایی را تعیین کرد، وقتی آنها از این حد و مرزها عبور کنند این عمل گناهِ تجاوز محسوب می‌شود.

یک) مهم است که بر طبق آیهٔ ۵ به‌خاطر داشته باشیم که اعتراف به گناه باید قبل از هر چیز دیگری انجام شود. «ضرورت اعتراف حاکی از این است که آمرزش برای اسرائیل تنها با پیروی از اسلوب و روش مقرر برای تقدیم قربانی حاصل نمی‌شد. زیرا نگرشِ صرف به این  امر به منزلهٔ سحر و جادوست که عهد‌عتیق آن را محکوم می‌کند.» (روکِر)

ب) دو قُمری یا دو جوجه کبوتر… یکی به‌عنوان قربانی گناه و دیگری به‌عنوان قربانی تمام‌سوز: قربانی جبران برای یک فرد اسرائیلیِ فقیر نشان می‌دهد که چطور دو قربانی، در یک قربانی تقدیم می‌شد. در بین این دو، یک قربانی گناه وجود داشت که برای گناهِ تجاوز کفاره می‌کرد؛ و همچنین یک قربانی تمام سوز وجود داشت که برای بیان تعهدِ دوباره و کامل در گام برداشتن در مرزهای (تعیین شدهٔ) خدا تقدیم می‌شد.

۳. آیات (۸-۱۰) کاهن قربانی جبرانِ فردِ فقیر را تقدیم می‌کند.

آنها را نزد کاهن بیاورد، و کاهن نخست آن را که به جهت قربانی گناه است تقدیم کند. کاهن سر آن را از گردن بپیچاند بی‌آنکه سر را به طور کامل از تن جدا کند. سپس مقداری از خون قربانی گناه را بر دیوارهٔ مذبح بپاشد و باقی خون را پای مذبح بچلانَد. این است قربانی گناه. آنگاه پرندهٔ دیگر را مطابق قوانین، به‌عنوان قربانی تمام‌سوز تقدیم کند. پس کاهن برای او به جهت گناهی که مرتکب شده است کفاره به جا خواهد آورد، و آمرزیده خواهد شد.

الف) نخست آن را که به جهت قربانی گناه است: قربانی‌ به جهت کفاره، همیشه نخست تقدیم می‌شد. پیش از تقدیم قربانی تمام‌سوز (که تصویری از تعهد و تقدیس مجدد بود) می‌بایست ابتدا به مسئله گناه پرداخته شود (با گناه برخورد شود).

ب) … و آمرزیده خواهد شد: خدا به شخصِ تقدیم کنندهٔ قربانی جبران این اطمینان را می‌داد که اگر قربانی طبق شیوهٔ مقرر شدهٔ خدا انجام شود، گناه آمرزیده خواهد شد.

 

۴. آیات (۱۱-۱۳) کاهن قربانی جبرانِ فقیرترین فرد را تقدیم می‌کند.

اما اگر دست او به بهای دو قمری یا دو جوجه کبوتر نیز نرسد، برای گناهی که مرتکب شده است یک‌دهم ایفه آرد مرغوب به‌عنوان قربانی گناه بیاورد. اما نباید بر آن روغن بِنَهَد یا کندُر بگذارد، زیرا که قربانی گناه است. آن را نزد کاهن بیاورد و کاهن مشتی از آن را به‌عنوان قسمت یادگاری برگرفته، آن را بر روی هدایای اختصاصی خداوند بر مذبح بسوزاند. این است قربانی گناه. پس کاهن برای او به جهت گناهی که در هر کدام از این موارد مرتکب شده است کفاره به جا خواهد آورد، و آمرزیده خواهد شد. بقیه از آنِ کاهن خواهد بود، درست مانند هدیهٔ آردی.

الف) اگر دست او به بهای دو قمری یا دو جوجه کبوتر نیز نرسد: پاکی از گناهِ تجاوز برای همگان در دسترس بود، حتی اگر آنانی که قادر به تقدیم یک گوسفند یا بُز هم نبودند یا حتی اگر توانِ تقدیم یک پرنده را به‌عنوان قربانی نداشتند این امر برایشان میسّر بود. حتی اگر فردی فقیرتر از آن بود که دو پرنده تقدیم کند، آردِ مرغوب هم می‌توانست به‌عنوان قربانی گناه تقدیم گردد.      

یک) رویِ دیگر این اصل نیزصادق بود؛ به‌عبارتی اگر فردی استطاعت تقدیمِ قربانیِ بزرگتری را داشت، تقدیمِ قربانی کوچکتر نیز گناه محسوب می‌شد. «اگر استطاعتِ مالیِ مردی برای تقدیمِ بَره یا بزی کافی باشد و آن شخص دو قمری و کبوتر و یا یک‌دهم ایفه آرد مرغوب به جهت قربانی تقدیم نماید، چنین عملی حاکی از این است که این شخص از گناه خویش و از فیض الهی هیچ ادراکی ندارد.» (مورگان)

ب) برای گناهی که مرتکب شده است یک‌دهم ایفه آرد مرغوب به‌عنوان قربانی گناه بیاورد: از این نکته متوجه می‌شویم که ماهیتِ قربانی چندان مهم نیست بلکه آنچه مهم است دلِ فردِ تقدیم کنندهٔ‌ قربانی است. در برخی از قربانی‌ها، ریختن خون برای آمرزش گناهان امری ضروری بود (عبرانیان ۲۲:۹) اما زمانی‌که سخن از گام برداشتن یک فرد فقیر و فروتنِ اسرائیلی می‌شود، در اینجا خدا به دلِ می‌نگرد و نه به ماهیتِ خودِ قربانی. و در اینجاست که درباره کسی که قربانی آردی را تقدیم کرده می‌توان گفت: آمرزیده خواهد شد.

یک) اما نباید بر آن روغن بنهد یا کُندُر بگذارد: درهدیهٔ آردیِ فقیرترین اسرائیلی، نباید روغن یا کُندُر اضافه می‌شد. «در تقدیم عادیِ هدیهٔ آردی این عناصر با قربانی توأم می‌گشت و شادی مراسم را تشدید می‌کرد. چون در این مورد استثنایی، هدیهٔ آردی جانشین قربانی گناه بود، بنابراین عناصری که با شادی توأم بود در این قربانی حذف گردیده است.» (روکِر)

دو) وقتی مشاهده می‌کنیم که چقدر در عهد‌عتیق به اصلِ کفاره با تقدیم قربانی تأکید شده است، بسیاری از مردم متعجب هستند که چرا امروزه دیگر یهودیان قربانی نمی‌کنند؟ متداول‌ترین پاسخ این است که آنان بر این باورند که اعمال خوبشان جایگزین قربانی حیوان خواهد شد.

سه) «در واقع زمانی‌که معبدِ دوم سقوط کرد، رابی‌ها قربانیِ مذبح را در اورشلیم رد کردند و به این نتیجه رسیدند که هدایا و دعاها به اندازهٔ قربانی حیوانات قابل قبول بودند.» (هَریس)

 

قربانیِ جبران.

۱. آیات (۱۴-۱۶) روند و چگونگی قربانیِ جبران.

خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «اگر کسی خیانت ورزد و در خصوص امور مقدسِ خداوند ناخواسته گناه کند، باید به‌عنوان قربانی جبرانِ خود قوچی بی‌عیب از گله که ارزش آن به مثقال نقره بر حسب مثقال قدس برآورد شده باشد، برای خداوند بیاورد. این است قربانیِ جبران. او همچنین باید برای قصوری که در امور مقدس ورزیده است عوض بدهد، و یک پنجم بهایش را نیز بر آن افزوده، همه را به کاهن بدهد. پس کاهن با قوچ قربانی جبران برای او کفاره به جا خواهد آورد، و بر او آمرزیده خواهد شد.

الف) اگر کسی خیانت ورزد: قربانیِ جبران نیز اساساً همانند روالی است که در قربانی گناه استفاده می‌شد، با این تفاوت که قربانی جبران زمانی اعمال می‌گردید که شخص درخصوص امور مقدس مرتکب گناه می‌شد و این از نوعی هتک حرمت به خیمه و امور مربوط به آن صحبت می‌کرد.

یک) به عقیدهٔ پیتِر کونتس مفهوم تحت‌الفظی این عبارت فراتر است؛ به‌عبارتی اگر شخصی مرتکب تجاوز شود، یعنی «اسم و فعل هر دو ریشه‌ای یکسان دارند و این عبارت از نظر دستوری، اضافهٔ نسبتاً تأکیدی است.»

ب) در خصوص امور مقدسِ خداوند: این مواردِ مقدس شامل نوبر محصول (لاویان ۱۴:۲ و ۹:۲۳-۱۴)، نخست‌زاده (لاویان ۲۶:۲۷-۲۷)، ده‌ یک (لاویان ۳۰:۲۷-۳۳ و تثنیه ۲۲:۱۴ -۲۹)، و قربانی نذر وعهد (لاویان ۱:۲۷-۲۵  و اعداد ۱:۳۰- ۱۶) می‌شد. زمانی‌که یک اسرائیلی در انجام این‌ها قصور می‌وَرزید، می‌بایست این کفاره را اعمال می‌کرد. و این «قربانی بازپرداخت» بود.

ج) او همچنین باید برای قصوری که در امور مقدس ورزیده است عوض بدهد: وقتی که چیزهای مقدس به نحوی هتک حرمت می‌شدند، یک قربانی گناهِ صِرف کافی نبود. بلکه مستلزمِ تاوان نیز بود، یعنی باز پس دادن آنچه از دست رفته بود به اضافهٔ بیست درصد (شخص باید یک پنجم بهایش را نیز بر آن افزوده).

یک) «اگر کسی به مقدسات یهوه خیانت و بی‌وفایی کرده باشد، اعتراف و تقدیمِ قربانی گناه کافی نیست. بلکه برای خطایی که انجام شده است باید تاوانی اعمال گردد و مشکل باید اصلاح شود. چیزی باید در حق خدا انجام می‌گرفته که در وقتش اداء نشده است، و تا زمانی‌که این امر انجام نگردد وضعیت به سامان نخواهد رسید.» (کوتس)

دو) در قربانی جبران، کاهن مجاز بود که پوست گوساله‌ای که قربانی شده بود را برای خود نگاه دارد (لاویان ۸:۷).

 

۲. آیات (۱۷-۱۹) لزوم تقدیم قربانی جبران حتی زمانی‌که شخص آگاه نبوده که نسبت به مقدسات مرتکب گناه شده است.

اگر کسی گناه ورزد و هر کدام از اموری را که خداوند انجام آن را منع کرده است به عمل آورد، حتی اگر از آن آگاه نباشد، تقصیرکار است و متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد. او باید بر حسب برآوردِ انجام شده، قوچی بی‌عیب از گله به‌عنوان قربانی جبران نزد کاهن بیاورد. پس کاهن برای او به جهت خطایی که ناخواسته مرتکب شده است کفاره به جا خواهد آورد و آمرزیده خواهد. این است قربانیِ جبران. او براستی در پیشگاه خداوند تقصیرکار است.

الف) حتی اگر از آن آگاه نباشد، تقصیرکار است و متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد: اگر شخصی به مقدسات خیمه هتک حرمت می‌کرد، عبارتِ «نمی‌دانستم» عذری قابل قبول نبود. آنها می‌بایست کماکان برای کفارهٔ گناهِ خویش قربانی تقدیم می‌کردند.

یک) گناهانی که با بی‌اطلاعی انجام می‌شود با گناهانی که دانسته انجام می‌شوند در رتبهٔ‌  تقصیر با هم تفاوت دارند. عیسی در انجیل لوقا ۴۷:۱۲-۴۸ این‌چنین می‌فرماید: «غلامی که خواستِ  اربابش را می‌داند و با این‌حال، خود را برای انجام آن آماده نمی‌کند، تازیانه بسیار خواهد خورد. اما آن که خواست اربابش را نمی‌داند و کاری می‌کند که سزاوار تنبیه است، تازیانهٔ کمتر خواهد خورد

دو) با این‌حال، مهم و ضروری است که به یاد داشته باشیم ممکن است کسی تقصیرکارِ گناه باشد بدون اینکه آن را احساس کند یا این چنین به آن فکر کند. «اگر تقصیرِ یک عمل کاملاً بر ادراک و دانشِ فرد وابسته باشد، در این‌صورت اصلاً نباید معیارِ ثابتی برای قضاوتِ درست یا غلط داشته باشیم: این امر بر حسب روشنفکری هر انسان متغیر خواهد بود، و هیچ محکمهٔ تجدید‌نظر نهایی و دادگاهی بری از خطا وجود نخواهد داشت…. گویی هنرِ نادیده‌گرفتن با جدیتِ تمام مورد مطالعه قرار می‌گیرد، و بی‌اطلاعی به میراثی رشک‌برانگیز بدل می‌شود.» (اسپرجن)

ب) پس کاهن برای او به جهت خطایی که ناخواسته مرتکب شده است کفاره به جا خواهد آورد: حتی برای گناهانی که ناخواسته یا با‌ بی‌اطلاعی انجام شده است، باید کفاره به جا آورده شود. بنابراین هیچ عذری وجود ندارد؛ کسی که ناخواسته یا با بی‌اطلاعی مرتکب گناه شده است براستی در پیشگاه خداوند تقصیر‌کار است.

یک) «نادیده گرفتنِ شریعت خدا، به خودیِ خود شکستن و نقضِ‌ شریعت است، زیرا اساساً برای دانستن و به‌خاطر سپردنِ آن دعوت شدیم.» (اسپرجن)