فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
لاویان باب ۱۴- آداب تطهیر جذامی.
هفت روزِ اولِ مراسم، به تطهیر و پاکسازی جذامی پرداخته میشد.
۱. آیات (۱-۳) بررسی جذامی.
خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «این است قانون شخص جذامی در روز تطهیرش: او باید نزد کاهن آورده شود. کاهن از اردوگاه بیرون رود و او را بیازماید. اگر جذامی از بیماری خود شفا یافته باشد.
الف) کاهن از اردوگاه بیرون رود: باور بر این بود هنگامیکه فرد از جذام شفا مییافت، ترتیبی فراهم میشد تا کاهن فرد مبتلا را بیازماید. به این ترتیب فرد جذامی به خیمه نمیآمد؛ بلکه کاهن برای آزمودن او به بیرون از اردوگاه به اجتماع جذامیان میرفت.
یک) باید بهخاطر داشت که واژه عهدعتیقی که جذام ترجمه شده است شامل بیماری تشخیص داده شدهٔ پیشرفتهٔ جذام (بیماری هانسِن)، و همچنین بسیاری از بیماریهای پوستی دیگر میشود.
ب) کاهن او را بیازماید: کاهن باید بر اساس اصولی که در باب ۱۳ توضیح داده شد، فرد جذامی را بیازماید. بر طبق همین اصول، فردِ جذامی، طاهر یا نجس اعلام شود.
۲. آیات (۴-۷) دو پرنده: یکی قربانی میشد و یکی آزاد میشد.
کاهن فرمان دهد تا برای کسی که باید تطهیر گردد دو پرندۀ زنده و طاهر، و نیز چوب سرو، نخ قرمز و زوفا بیاورند. سپس به فرمان کاهن یک پرنده را در ظرفی سفالین بر آب زلال سر ببرند. آنگاه کاهن پرندۀ زنده را با چوب سرو، نخ قرمز، و زوفا گرفته، در خون پرندهای که سرش بر آب زلال بریده شده است، فرو بَرَد. سپس خون را هفت مرتبه بر کسی که باید از جذام طاهر شود، بپاشد. آنگاه او را طاهر اعلام کند و پرندۀ زنده را در صحرا رها نماید.
الف) دو پرندۀ زنده و طاهر، و نیز چوب سرو، نخ قرمز و زوفا: اینها مواردی بودند که در این قسمت از مراسم برای تطهیر جذامی استفاده میشد. این مراسم به این انتظار و امید که جذامی شفا یابد انجام نمیشد بلکه این کار زمانی انجام میشد که جذامی شفا یافته بود. آنان دو پرنده طاهر را برای خوردن یا قربانی، تکهای چوب سَرو و تکهای نخ قرمز و شاخهٔ زوفا برای این کار استفاده میکردند.
یک) از آنجا که کاهن برای ملاقات جذامیِ طاهر شده به بیرون از اردوگاه میرفت (آیهٔ ۳) و تا مراسم دوم تطهیر و پاکسازی (آیات ۱۰ و ۱۱) هیچ سخنی از ورود به خیمه وجود نداشت، یعنی این مراسم غیرمعمول در خیمه اتفاق نمیافتاد. بلکه در بیرون از اردوگاه و در اجتماع جذامیان انجام میشد.
دو) چوب سرو: چوب سدر در مقابل بیماری و پوسیدگی بسیار مقاوم است، ممکن است این ویژگیها دلیل برای گنجاندن این موارد در اینجا باشد.
سه) بیشتر مفسران بر این باورند، در اینجا منظور از رنگ قرمز، نخ است نه خود پارچه. «از این جنس برای درست کردن پرده و حجاب خیمه استفاده میشد (خروج ۴:۲۵، ۱:۲۶، ۳۱ و ۵:۲۸) رنگِ آن ممکن است نماد خون باشد.» (روکِر)
چهار) زوفا: شاخههای زوفا برای پاشیدن خون یا آب استفاده میشد (خروج ۲۲:۱۲ و اعداد ۱۸:۱۹) وقتی که داوود در مزمور ۷:۵۱ گفت: «با زوفا پاکم کن»، او اعتراف میکرد که به اندازهٔ یک جذامی بد و ناپاک -و البته یک جذامی طاهر شده- است.
ب) یک پرنده را سر ببرند: در این مراسم، پرندهٔ اول را در کاسهای (ظرفی سفالین) که حاوی آبِ چشمه، نهر، رودخانه (آبِ زلال) باشد سر میبریدند. خون این پرندهٔ قربانی شده با آب کاسهٔ سفالی که در آن پرنده را سر بریدند؛ یکجا جمعآوری میشد.
یک) «حرف اضافهٔ زبان عبری در این قسمت دلالت بر این امر دارد که چنین عملی باید بر دیگچهٔ سفالین انجام شود، بهطوریکه خونِ پرنده بر دیگچه ریخته شود و با آب چشمه ترکیب شود.» (پیتر کونتس)
دو) آب زلال بهمعنای واقعی کلمه «آبِ روان یا زنده» است. این به آبی اشاره دارد که از منبعی جاری همچون چشمه، نهر، رودخانه میآید. این آب از چاه یا مخزنِآب، نبود. بنابراین تصور میشد که خالص و شیرین است.
ج) پرندۀ زنده را با چوب سرو، نخ قرمز، و زوفا گرفته در خون…، فرو بَرَد: سپس پرنده دوم (که هنوز زنده است) را همراه با چوب سرو، نخ قرمز و شاخهٔ زوفا در خون پرندهٔ قربانی شده فرو بَرَند.
یک) «چوب سرو بهعنوان دسته بهکار میرفت، زوفا و پرندهٔ زنده را با استفاده از نخ قرمز یا نوار زرشکی به آن متصل میکردند. پرنده باید به نحوی به این دسته بسته میشد که دُم آن به سمت پایین باشد تا در خون پرنده کشته شده فرو رود. همه اینها در واقع ابزاری برای پاشیدن خون بود.» (کلارک)
د) خون را هفت مرتبه بپاشد: ظاهراً همچنانکه کاهن پرندهٔ زندهٔ آغشته به خون، چوب سرو، نخ قرمز و شاخهٔ زوفا را با هم در دست داشت، آن را به سمت جذامی طاهر شده تکان میداد و خون پرندهٔ قربانی شده را هفت مرتبه بر جذامی میپاشید.
ه) پرندۀ زنده را در صحرا رها نماید: پس از اعلام به پاک بودن جذامی (بر اساس بررسی قبلی، در آیهٔ ۳) کاهن پرندهٔ زندهٔ آغشته به خون را رها میکرد.
یک) «چنانکه در باب ۱۶ بُز زنده، بز فراری نامیده میشود؛ این پرندهٔ زنده را نیز میتوان پرنده فراری نامید. مراسم در هر دو مورد یکسان است، و احتمالاً تقریباً معنای یکسانی داشتند.» (کلارک)
دو) این مراسم غیرعادی (خارقالعاده) را میتوان با این نکات خلاصه نمود:
· این امر بیرون از اردوگاه و به دور از ارتباط با نظام قربانی اتفاق میافتاد.
· در آنجا، جانداری از آسمانها در ظرفی گِلی و سفالین قربانی میشد.
· حتی اگر پرنده کشته شد، (با آب زلال یا جاری) پاک میشد.
· این مرگ: با آب و خون همراه بود، برای جذامی اعمال میگشت، بهطور کامل (هفت مرتبه) در رابطه با پرندهٔ زنده اعمال میشد.
· خونِ قربانی همچنین به همراه نخ قرمز، تکه چوب و زوفا با هم اعمال میشد.
· پرنده زنده با همراه داشتن نشانِ قربانی بر خود به آسمان پرواز میکرد و از نظر پنهان میشد.
سه) به شیوهای قابل توجه، این مراسم به کارِ آینده مسیح اشاره دارد، که کسانی را که به جذامِ گناه آلوده بودند را طاهر میسازد:
· عیسی در بیرون از اردوگاه قربانی شد (عبرانیان ۱۱:۱۳-۱۳).
· عیسی مردی از آسمان بود (یوحنا ۱۳:۳، ۳۸:۶).
· عیسی حتی در مرگش پاک و مقدس باقی ماند (اعمال رسولان ۲۷:۲)، و بدون اینکه گناهکار شود، برای ما گناه شد (دوم قرنتیان ۲۱:۵).
· عیسی با آب و خون آمد (اول یوحنا ۶:۵) و همراه با آب و خون نیز مُرد (یوحنا ۳۴:۱۹-۳۵).
· عیسی همراه با پارچهای قرمز مُرد (متی ۲۸:۲۷).
· مرگ عیسی با چوب (صلیب) مرتبط بود (یوحنا ۱۷:۱۹-۱۸).
· مرگ عیسی با زوفا پیوند داشت (یوحنا ۲۹:۱۹).
· عیسی با حمل کردنِ نشانههای مرگِ خویش، زندگی کرد (یوحنا ۲۷:۲۰).
· عیسی در برابر دیدگان بشر به آسمان صعود کرد (اعمال ۹:۱).
چهار) مفهومی وجود دارد که در آن، آزاد کردن پرندهٔ زنده به عیسایِ رستاخیز کردهِ اشاره میکند. همچنین به کسی که شفا یافته و از جذام آزاد شده؛ از جمله جذامیان گناه نیز به همین صورت در عیسی مسیحِ قیام کرده، قیام میکنند و آزاد میشوند.
۳. آیات (۸-۹) طاهر سازیِ بدنِ جذامی.
شخصی که باید تطهیر شود جامۀ خود را بشوید، موی خود را به تمامی بتراشد و در آب غسل کند. آنگاه طاهر خواهد بود. پس از آن میتواند به اردوگاه داخل شود، اما باید هفت روز بیرون از خیمۀ خود به سر برد. روز هفتم باید همۀ موی سر و ریش و ابروان خود، یعنی تمام موی خود را بتراشد. سپس باید جامۀ خود را بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد. آنگاه طاهر خواهد بود.
الف) جامۀ خود را بشوید، موی خود را به تمامی بتراشد و در آب غسل کند: پس از اتمام مراسمِ قربانی با دو پرنده، جذامیِ بهبود یافته میبایست خود را کاملاً پاک مینمود. سپس میتوانست به اردوگاهِ اسرائیل داخل شود، و یک هفته را در انظار همگان زندگی کند (خارج از چادر خویش بماند).
یک) اینکه یک جذامیِ بهبود یافته نمیتوانست هفتهٔ اول را در چادر خویش زندگی کند، امری ناراحت کننده بود؛ اما ماهیت عمومیِ آن این بود که به تمام جماعت ثابت میکرد که او واقعاً شفا یافته و باید پذیرفته شده و به بین جماعت بازگردانده شود.
دو) «موی خود را به تمامی بتراشد: این امر تا حدی بهمنظور آشکار شدنِ سلامتِ کاملِ فرد است، تا حدی برای جلوگیری از بازگشت جذام از طریق لارو یا بقایایِ بیماری که شاید هنوز در موها یا جامهٔ فرد باقی مانده باشد، و تا حدی برای این است که به او بیاموزد که امیال و شهوات گذشتهٔ خویش را ترک کند و انسان جدیدی شود». (پول)
ب) باید همۀ موی سر و ریش و ابروان خود، یعنی تمام موی خود را بتراشد: او باید در پایان هفته و خارج از چادر خویش تمام موی خویش را تراشیده و مجدداً خود را کاملاً غسل نماید. این اصلاح یا تراشیدن حتی شامل ریش و ابرو نیز میشد. جذامی بهبود یافته همه چیز را از نو آغاز میکند، گویی او نوزادی بود که دوباره متولد شده بود.
مراسم روزِ هشتم برای طاهرسازیِ جذامی.
۱. آیات (۱۰-۱۱) تقدیم نزد خیمه.
روز هشتم باید دو برۀ نرینۀ بیعیب و یک برۀ مادینۀ یک ساله و بیعیب، با سهدهم ایفَه آرد مرغوبِ آمیخته به روغن برای هدیۀ آردی، و یک لوگ روغن بیاورد. سپس کاهن، کسی را که باید تطهیر شود، با این چیزها نزد درِ خیمۀ ملاقات به حضور خداوند حاضر کند.
الف) دو برۀ نرینۀ بیعیب: در روز هشتم از مراسم تطهیر و طاهرسازی جذامی، فرد جذامی سه بره (دو نرینه و یک مادینه) به همراهِ آرد و روغن به جهت قربانی میآوَرد.
یک) تقدیم چنین مواردی هزینهٔ قابل توجهی داشت، و از آنجا که تقریباً جذامیان افراد مرفهای نبودند (این بیماری، شخص را از جامعه جدا میکرد و معمولاً مدتِ طولانی بهطول میانجامید)، بنابراین این موارد برای جذامیان فقیر تدارک دیده میشد (لاویان ۲۱:۱۴-۳۲).
دو) مانند هر جای دیگر، مقدار سهدهم ایفه بین پنج پوند (۲.۲۵ کیلو) تا بیست پوند (۹ کیلو) داده میشد.
سه) یک لوگ روغن؛ معادل حدود ۱۰ اونس یا یکسوم لیتر داده میشد.
ب) سپس کاهن، کسی را که باید تطهیر شود: این کاهن بود که باید جذامی را طاهر یا نجس اعلام میکرد (چنانکه در لاویان۳:۱۳، ۶:۱۳، ۸:۱۳، ۱۱:۱۳، ۱۳:۱۳، ۱۷:۱۳، ۲۰:۱۳ و غیره آمده است). به این مفهوم که کاهن با قضاوت در پرتوِ کلامِ آشکار شدهٔ خدا، جذامی را طاهر میساخت.
یک) با اینحال، کاهن، خادم، اسقف، شبان یا چنین اشخاص دیگری نمیتوانند دیگری را در پیشگاه خدا عادل یا ناعادل سازنند. بلکه میتوانند بر اساس کلام آشکار شدهٔ خدا، با قضاوت در مورد وضعیتِ دیگری (اقرار ایمان و رفتارِ زندگیشان) آنها را عادل و ناعادل اعلام کنند.
ج) کسی را که باید تطهیر شود، به حضور خداوند حاضر کند: حتی اگر این جذامی طاهر اعلام شده بود، هنوز روند طاهر سازی وجود داشت. جذامیان کماکان باید از قربانیها و مراسم دیگر (که به کارِ کاملِ مسیح در آینده اشاره دارد) پیروی میکردند، و آنگاه تطهیر میشدند.
د) درِ خیمۀ ملاقات به حضور خداوند: مراسم غیرمعمول لاویان ۱:۱۴-۷ در خارج از اردوگاه رخ میداد. غسل و شستشویِ ذکر شده در لاویان ۸:۱۴-۹ در محل عادی زندگی جذامی اتفاق میافتاد. و این قربانی در خیمه ملاقات انجام میشد.
یک) نقل مکان انسانِ طاهر شده از بیرون اردوگاه (۳:۱۴) به داخل اردوگاه (۸:۱۴) و بعد به خیمه ملاقات (۱۱:۱۴) شیوهای دیگر از توصیفِ بازگردانیِ کاملِ انسانِ طاهر شده از جذام است.
۲. آیات (۱۲-۱۴) برهای نرینه بهعنوان قربانی جبران، و اعمال خون.
کاهن یکی از برههای نرینه را گرفته، همراه با لوگ روغن بهعنوان قربانی جبران تقدیم کند. او آنها را بهعنوان هدیۀ تکاندادنی به حضور خداوند تکان دهد. سپس بره را در مکانی که قربانی گناه و قربانی تمامسوز ذبح میشود، یعنی در مکانِ قُدس، ذبح کند. زیرا قربانی جبران نیز مانند قربانی گناه از آنِ کاهن است و بسیار مقدس. کاهن مقداری از خون قربانی جبران را بگیرد و بر نرمۀ گوش راست کسی که باید تطهیر شود و بر شست دست راست و شست پای راست او بمالد.
الف) کاهن یکی از برههای نرینه را گرفته، بهعنوان قربانی جبران تقدیم کند: نخستین برهٔ نرینه طبق دستورالعملهایی که در باب ۵ و باب ۱:۷-۱۰ وجود داشت قربانی شد. گوشت این قربانی به کاهن تعلق داشت نه به جذامیِ بهبود یافته.
ب) کاهن مقداری از خون قربانی جبران را بگیرد: در اینجا نقضِ شگرفی در خصوص تقدیمِ تشریفاتیِ قربانیِ جبران وجود داشت. و آن اینکه در مورد جذامی بهبود یافته، کاهن مقداری از خون نخستین برهٔ قربانی شده را برمیگرفت؛ و برای تقدیس کردن جذامیِ طاهر شده بر گوش راست، شست دست راست، و شست پای راست او میمالید. و این همان اقدامی بود که برای تقدیس یک کاهن انجام میشد (لاویان۲۲:۸-۲۴).
یک) مالیدنِ خون بر گوش راست، نماد این است که ابتدا باید از خدا بشنود، خون بر شست دست راست، نماد این ست که ابتدا باید ارادهٔ خدا را بجا آورَد، و بر شست پای راست نماد این است که ابتدا باید طریق خدا را پیروی نماید.
دو) بنابراین جذامیِ طاهر شده، درست همانند یک کاهن، دعوت و مسحی خاص داشت. این مراسم، تغییرِ بنیادیِ زندگی را که برای جذامیِ بهبود یافته اتفاق افتاده است را تأیید و اعلام میکند. او یک شخصِ جدید بود و گویی که دوباره متولد شده است و زندگی او به شیوهای خاص به خدا تعلق داشت.
سه) «به این معنا که همه تقدیسشدگان مسیح گوشِ شنوا، دستانی فعال و پاهایی چابک دارند؛ تا در مسیری که مقدس خوانده میشود، گام بردارند.» (تراپ)
چهار) از آنجا که جذام، تصویری از گناه است، متوجه میشویم که این مراسم برای هر گناهکاری که عیسی او را طاهر، احیاء و آزاد میسازد، کاربردی روحانی دارد. ما به بهایی خریداری شدهایم، بنابراین باید با بدنهای خویش خدا را جلال دهیم (اول قرنتیان۲۰:۶).
۳. آیات (۱۵-۱۸) کاربرد روغن.
همچنین مقداری از لوگ روغن گرفته، آن را در کف دست چپ خود بریزد. سپس انگشت دست راست خود را در روغنی که در کف دست چپ اوست فرو برده، مقداری از روغن را با انگشت خود هفت بار به حضور خداوند بپاشد. آنگاه مقداری از روغن باقی مانده در دست خود را بر نرمۀ گوش راست کسی که باید تطهیر شود و بر شست دست راست و شست پای راست او، روی خون قربانی جبران، بمالد. باقی روغن را نیز که در دست اوست بر سر شخصی که باید تطهیر شود، بمالد. بدینگونه در حضور خداوند برایش کفّاره به جا خواهد آورد.
الف) کاهن انگشت دست راست خود را در روغن فرو بُرده: پس از مالیدن خون به قسمتهای امر شدهٔ بدنِ جذامی، کاهن مقداری از روغن را با انگشت خود هفت بار به حضور خداوند میپاشید، (نه بر جذامیِ بهبود یافته). سپس کاهن روغن باقی مانده را به گوش راست، شست دست راست و شست پای راست جذامیِ بهبود یافته میمالید.
یک) روغن ارتباط ثابت و یکپارچهای با روحالقدس در کتاب مقدس دارد (از جمله کتاب زکریا ۱:۴-۷). روغن زیتون در فرهنگ کتاب مقدسی امر ضروری و ارزشمند، و تصویری ارزنده و شایسته از روحالقدس بود.
· روغن شفا میدهد و در تمام دوران کتاب مقدس از آن بهعنوان یک درمان دارویی استفاده میشد (لوقا ۳۴:۱۰) ــ روحِ خدا شفا و احیا را به ارمغان میآورد.
· روغن زمانیکه در چراغی میسوزد روشنایی میبخشید ــ جایی که روحِ خدا آنجا باشد، نور و روشنایی وجود دارد.
· روغن زمانیکه بهعنوان سوختِ شعلهای استفاده میشود گرما میبخشد ــ جایی که روحِ خدا آنجا باشد گرما و تسلی وجود دارد.
· روغن زمانیکه برای ماساژ استفاده شود، قوت و نیرو میدهد ــ روحالقدس ما را برای خدمت خود نیرو و قوت میبخشد.
· روغن زمانیکه بهعنوان عطر به کار میرود، زینت بخش است ــ روحالقدس ما را زینت میبخشد و ما را برای اطرافیان خوشایند میسازد.
· روغن هنگامیکه برای براق کردن فلزات استفاده میگردد، آن را جلا میدهد ــ روحالقدس چرکها و لکههای ما را پاک میکند و تمایلات خشن و زبر ما را صاف میسازد.
· زمانیکه میان کسانی که واقعاً در روح گام برمیدارند اصطکاک و خستگی و فرسودگی بوجود میآید، روغن این اصطکاک را روان میسازد.
دو) بهطور قابل ملاحظهای، روغن روی خون قربانیِ جبران اعمال میشد. بنابراین مسحِ روحالقدس اتفاق نمیافتد مگر اینکه بر روی کار قربانیِخونی باشد.
سه) این موضوع بینظیر بود؛ مثلاً در تقدیس کاهن، خونِ قربانی در مراسم تشریفاتی به گوش، شست دست و شست پا مالیده میشد؛ نه روغن. این شیوهای نیرومند برای بیان این بود که هر آنچه که جذامیِ بهبود یافته شنیده، تمام کارهایی که با دستان خویش انجام داده است، و هر طریقی که در آن گام برداشته، باید تحت مسح و نفوذِ روحالقدس باشد.
چهار) این امر با تصویری از آنچه که خدا برای آنانی که در عهدجدید از گناهِ جذامگونهٔ خویش شفا یافتهاند، انجام میدهد، ارتباط خاص دارد. یکی از وعدههای عهدجدید، ریزش روحالقدس بر همه کسانی است که در این عهد شریک میشوند (حزقیال ۲۷:۳۶).
ب) باقی روغن را نیز که در دست اوست بر سر شخصی که باید تطهیر شود، بمالد: پس از مالیدنِ روغن بر گوش، شست دست، و شست پای جذامیِ بهبود یافته، باقیماندۀ آن بهشکلی مرسومتر اعمال میگردید؛ یعنی به همان شیوه که کاهنان و پادشاهان را مسح میکردند، سرِ جذامیِ بهبود یافته را مسح میکردند.
یک) این عمل شگرف به جذامی میگوید: مفهومی وجود دارد که در آن خدا تو را بهعنوان پادشاه و کاهن میداند.
دو) تکرار عبارتِ شخصی که باید تطهیر شود، این امر را یادآوری میکند که مفهومی وجود داشت که در آن جذامی قبلاً طاهر شده است، و مفهومی دیگر که در آن، او هنوز میبایست طاهر شود.
۴. آیات (۱۹-۲۰) باقیماندهٔ قربانی گناه، قربانی تمامسوز، و هدیهٔ آردی.
سپس کاهن قربانی گناه را تقدیم کند و برای کسی که باید از نجاست خود تطهیر شود، کفّاره به جا آورد. پس از آن، قربانی تمامسوز را ذبح کرده، آن را به همراه هدیۀ آردی بر مذبح تقدیم کند. بدینگونه کاهن برای او کفّاره به جا خواهد آورد و او طاهر خواهد بود.
الف) سپس کاهن قربانی گناه را تقدیم کند: برهٔ دوم از سه بره بهعنوان قربانی گناه تقدیم میگشت. این قربانی در لاویان ۴ و ۲۴:۶-۳۰ توضیح داده شد.
ب) کاهن قربانی تمامسوز را تقدیم کند: کاهن سومین بره، از سه بره را بهعنوان قربانی تمامسوز تقدیم مینمود. این قربانی در لاویان ۱ و ۸:۶-۱۳ توضیح داده شد.
ج) و هدیۀ آردی: کاهن آرد مرغوب را تقدیم مینمود (۱۰:۱۴). این قربانی در لاویان ۲ و ۱۴:۶-۲۳ توضیح داده شد.
یک) «قربانی گناه، فرد را در جایگاه نیکویی در نزد خدا قرار میداد؛ در حالیکه قربانیِ تمامسوز و هدیهٔ آردی نماد وقفِ مجددِ پرستنده و سرسپردگیِ او به خدا بود.» (روکِر)
د) بدینگونه کاهن برای او کفّاره به جا خواهد آورد و او طاهر خواهد بود: این قربانیهای قابل توجه به ندرت مورد استفاده بودند. در واقع، بهجز مریم (اعداد۲۰) هیچ سابقه و گزارشی در عهدعتیق مبنی بر بهبود یافتنِ جذامیِ اسرائيلی وجود ندارد.
یک) «ناامیدی و دلسردیِ ناشی از اینکه فرد مشکوک به ابتلا بیماری عفونی بوده، باید بسیار شدید بوده باشد. همینطور شادمانی ناشی از طاهر اعلام شدنِ فرد نیز وصفناپذیر بود.» (روکر)
دو) زمانیکه عیسی یک جذامی را شفا داد، و به او امر کرد که نزد کاهنان معبد برود و قربانی شایسته را تقدیم کند (لوقا ۱۲:۵-۱۴)، این موضوع باید توجه زیادی را به خود جلب کرده و شهادت جالب و چشمگیری را ارائه کرده باشد.
تدارکاتی برای فقرا جهت انجامِ مراسم برای جذامیِ طاهر شده.
۱. آیات (۲۱-۲۳) تدارکاتی برای فقرا جهت انجامِ مراسم برای جذامیِ طاهر شده.
اما اگر او فقیر باشد و دستش به اینها نرسد، باید برهای نرینه برای قربانی جبران به جهت تکان دادن بگیرد تا برایش کفّاره به جا آورده شود. نیز باید یکدهم ایفَه آرد مرغوب آمیخته به روغن برای هدیۀ آردی، و یک لوگ روغن بگیرد. همچنین دو قمری یا دو جوجه کبوتر بگیرد، هر کدام که دستش میرسد، یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی تمامسوز. روز هشتم آنها را نزد کاهن به درِ خیمۀ ملاقات آوَرَد تا در حضور خداوند برای تطهیر او تقدیم شود.
الف) اما اگر او فقیر باشد و دستش به اینها نرسد: بهخاطر اینکه تشخیصِ جذام، فردِ جذامی را از جامعه جدا میکرد و بهعلت اینکه بیماریهایی که بهعنوان جذام تشخیص داده میشد اغلب مدت زیادی بهطول میانجامید، میتوان فرض کرد که بسیاری از جذامیان فقیر بودند و استطاعت تقدیم سه بره برای قربانی در مراسمی را که در آیات ۱-۲۰ توضیح داده شد، نداشتند؛ خدا برای کسانی که فقیر بودند و استطاعت نداشتند، سخاوتمندانه تدارک میدید.
ب) باید برهای نرینه… دو قمری یا دو جوجه کبوتر، هر کدام که دستش میرسد: خدا بهجای سه برهٔ قربانی، فقط یک بره خواست. دو برهٔ دیگر میتوانست با دو قمری یا دو جوجه کبوتر جایگزین شود.
ج) به درِ خیمۀ ملاقات آوَرَد تا در حضور خداوند تقدیم شود: فرد فقیر هدایا و قربانی خویش را به همان محل، همان شیوه و به همان کاهنی ارائه میکرد که فرد ثروتمند نیز میتوانست قربانیِ ارزشمندتر خویش را ارائه کند.
۲. آیات (۲۴-۲۵) اعمال خونِ قربانی جبران.
کاهن برۀ قربانی جبران و لوگ روغن را گرفته، آنها را بهعنوان هدیۀ تکاندادنی به حضور خداوند تکان دهد. سپس برۀ قربانی جبران را ذبح کند، و مقداری از خون قربانی جبران را گرفته، بر نرمۀ گوش راست کسی که باید تطهیر شود، و بر شست دست راست و شست پای راست او بمالد.
الف) کاهن برۀ قربانی جبران را گرفته: قربانیِ بره به جهت قربانیِ جبران برای فرد فقیر و اعمال خونِ قربانی همان مواردی بود که در آیات ۱۲-۱۴ توضیح داده شد.
۳. آیات (۲۶-۲۹) اعمال روغن در مراسم.
آنگاه کاهن مقداری از روغن را در کف دست چپ خود بریزد و با انگشت دست راست خود قدری از روغن را که در دست چپ اوست هفت بار به حضور خداوند بپاشد. سپس مقداری از روغن را که در دست اوست بر نرمۀ گوش راست کسی که باید تطهیر شود و بر شست دست راست و شست پای راست او، بر جای خون قربانی جبران بمالد. باقی روغن را نیز که در دست خود دارد بر سر شخصی که باید تطهیر شود بمالد، تا در حضور خداوند برایش کفّاره به جا آوَرَد.
الف) آنگاه کاهن مقداری از روغن بریزد: اعمال روغن در مراسم برای شخص فقیر همان مواردی بود که در آیات ۱۵–۱۸ توضیح داده شد.
۴. آیات (۳۰-۳۲) تقدیم قربانی گناه، قربانی تمامسوز و هدیهٔ آردی.
سپس باید از دو قمری یا دو جوجه کبوتر، هر کدام که دست شخص میرسد، یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی تمامسوز، به همراه هدیۀ آردی تقدیم کند. بدینگونه کاهن در حضور خداوند برای کسی که باید تطهیر شود کفّاره به جا خواهد آورد. این است قانون کسی که جذام دارد ولی دستش به قربانیهای لازم برای تطهیر خود نمیرسد.
الف) باید از دو قمری یا دو جوجه کبوتر یکی را تقدیم کند: انجام قربانی گناه و قربانی تمامسوز همان شکلی بود که در آیات ۱۹ و ۲۰ توضیح داده شد؛ با این تفاوت که پرنده جایگزین بره میشد. تقدیم هدیهٔ آردی نیز به همان شیوهای بود که در آیهٔ ۲۰ ذکر شد.
وجود کپک، خوره و قارچ در خانه.
۱. آیات (۳۳-۳۵) آفتِ خورهٔ مشکوک (چون کپک، خوره، قارچ) در خانه.
خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: «چون به سرزمین کنعان که من آن را به شما به ملکیت میبخشم، داخل شوید و من بر خانهای در سرزمین میراث شما آفت خوره بفرستم، صاحب خانه باید بیاید و به کاهن بگوید: ”بهنظر میرسد چیزی مانند کپَک در خانهام وجود دارد.
الف) چون به سرزمین کنعان داخل شوید: بخشِ پیشِرو به آفتِ خوره بر دیوارهای یک سازه یا بنا میپردازد. این امر در مورد خیمههایی که قومِ اسرائیل در سالهای بیابانِ خود در راه کنعان در آنها زندگی میکردند، صدق نمیکرد. شیوعِ آنچه که بهطور گسترده جذام نامیده میشد بر دیوارههای پارچهای و چرمیِ چادر در لاویان ۴۷:۱۳-۵۸ مورد بررسی قرار میگرفت.
ب) من بر خانهای در سرزمین میراث شما آفت خوره بفرستم: اسرائیل سرزمین و اموال کنعانیان را هنگام ورود به آن سرزمین به میراث بردند. بهنظر میرسد در اینجا مقداری از اموال تحت داوری و حکم خدا بودهاند؛ بنابراین میتوان گفت که خدا در آنجا آفتی را فرستاد. یا ممکن است بهسادگی، شیوهای عبری برای بیان حقیقت باشد که به مفهوم نهایی این خداست که به همهٔ امور اجازه میدهد و آن را هدایت میکند.
یک) «این امر شناخته شده است که در کتاب مقدس، خدا همواره بهعنوان کسی که امور را بر حسب تدبیر و مشیّت خود انجام میدهد معرفی میگردد، او تنها اجازه میدهد یا رنج میبرد تا کار انجام شود.» (کلارک)
ج) بهنظر میرسد چیزی مانند کپَک در خانهام وجود دارد: درست همانند دستورالعملهای مربوط به جذام در لباسها (در لاویان۱۳)؛ ایدهٔ آفتِ خوره یا بهطور ساده آفت در این متن، تنوع یا طیفِ گستردهای از آفتها را در بر میگیرد. در این طیف گسترده، کپک، خوره و قارچ را میتوان گنجاند.
یک) «از دیدگاه علمیِ مدرن، کپک و بیماری پوستی با هم اشتراک کمی دارند، اما هر دو بر سطح اجسامِ گوناگون تأثیر میگذارند.» (پیتر کونتس)
۲. آیات (۳۶-۳۸) بررسی اولیهٔ خانه.
آنگاه کاهن فرمان دهد تا پیش از آنکه او برای آزمودن آفت برود، خانه را خالی کنند تا چیزی از آنچه در خانه است نجس نشود. پس از آن، کاهن داخل شود تا خانه را ملاحظه کند. او کپک را بیازماید: اگر کپک بر دیوارهای خانه به صورت فرورفتگیهایی بود که به سبزی یا سرخی میزد، و عمیقتر از سطح دیوار بهنظر میرسید کاهن باید از خانه بیرون آمده، نزد دَرِ خانه برود، و خانه را تا هفت روز ببندد.
الف) آنگاه کاهن فرمان دهد خانه را خالی کنند: بسیاری از کپکها و خورهها و قارچها در صورت تماس و تنفس میتوانند خطرناک باشند. این امر عملی سالم و بهداشتی بود و سلامت جامعه اسرائیل را ارتقاء میبخشید.
یک) «این امر تمایل و گرایش خدا نسبت به سلامتِ جسمانیِ قومش و در عین حال ضدیتِ بیوقفهٔ او را نسبت به هر چیزی که احتمال دارد به قوم او آسیب رساند آشکار میکند. این موضوع در میان هر چیز دیگر این را به ما میآموزد که غیرممکن است انسان به خدا وفادار باشد و از هر نظر نسبت به قوانین بهداشتی بیتوجه باشد.» (مورگان)
ب) کاهن داخل شود تا خانه را ملاحظه کند: با خالی کردن خانه، کاهن دیوارها و آفت را بررسی و ملاحظه میکرد؛ و رنگ و ماهیت کپک و خوره و قارچ را مورد توجه قرار میداد. اگر کاهن تعیین میکرد که آفت به اندازهٔ کافی شدید است باید خانه برای مدت هفت روز بسته میشد.
۳. آیات (۳۹-۴۲) راه حل برای آفتی که بر دیوارها باقی میماند.
سپس روز هفتم بازگردد و خانه را ملاحظه کند. اگر کپک در دیوارهای خانه پخش شده بود، فرمان دهد تا سنگهای کپکزده را برکَنده، آنها را در مکانی نجس بیرون از شهر بیفکنند. سپس درون خانه را دورتادور بتراشند، و خاک تراشیده شده را در مکانی نجس بیرون از شهر بریزند. آنگاه سنگهای دیگر گرفته، در جای آن سنگها بگذارند، و خاک دیگر گرفته، خانه را به آن اندود کنند.
الف) اگر کپک در دیوارهای خانه پخش شده بود: اگر کپک یا قارچ بدتر و وخیمتر میشد، در اینصورت کاهن باید دستور میداد تا سنگهای کپک زده را کَنده و از خانه بیرون ببرند.
یک) این واقعیت که در اینجا تنها از سنگ نام برده میشود (نه چوب و سایرِ مصالحِ ساختمانیِ دیگر) حاکی از این تأیید باستانشناسان است که: خانههایِ باستانی در آن قسمت از جهان عمدتاً از سنگ ساخته میشدند.
دو) یهودا در نامهٔ خویش اینطور نوشت که ایمانداران باید «حتی از جامههای آلوده به شهوات نفسانی متنفر باشید» (یهودا ۲۳:۱). «هر آنچه که در زندگی ما با جذامِ گناهِ گذشته همراه بوده است و به آن آلوده شده است باید بدون مصالحه و ترحّم از بین برود.» (مورگان)
ب) سپس درون خانه را دورتادور بتراشند: سنگهای داخلی خانه باید معمولاً با نوعی گچ پوشانده میشد. برای این کار دیوار را میتراشیدند تا ابتدا از شّرِ آفت خلاص شوند، سپس خاک دیگر گرفته، خانه را با آن اندود میکردند.
۴. آیات (۴۳-۴۷) مقابله با هجوم مزمنِ کپک در خانه.
اگر پس از کندنِ سنگها و تراشیدنِ خانه و خاکاندود کردنِ آن، کپک بار دیگر در خانه بروز کند و پخش شود، کاهن باید داخل شود و ملاحظه کند. اگر کپک در خانه پخش شده باشد، خانه مبتلا به خوره است، و نجس به شمار میآید. در آن صورت، باید خانه، یعنی سنگها و چوب و تمامی خاکِ آن را خراب کرده، بیرون از شهر به مکانی نجس ببرند. در تمام مدتی که خانه بسته است، هر که بدان داخل شود تا شامگاه نجس خواهد بود. و هر که در آن خانه بخوابد یا چیزی در آن بخورد، باید جامۀ خود را بشوید.
الف) اگر کپک بار دیگر در خانه بروز کند و پخش شود: اگر هجوم کپک و خوره و قارچ مزمن باشد، کاهن خانه را نجس اعلام میکرد؛ خانه باید خراب میشد و بقایای آن نیز باید بیرون از شهر به مکانی نجس برده میشد.
یک) خانه مبتلا به خوره است: «تمام عبارات این متن حاکی از چیزی همچون قارچ است که قابل از بین بردن نیست.» (پیتر کونتس).
ب) در تمام مدتی که خانه بسته است، هر که بدان داخل شود نجس خواهد بود: هر کسی که به داخل خانهٔ قرنطینه شده میرفت، نجس محسوب میشد و برای تطهیر باید اقدامات لازم را انجام میداد.
یک) با استفاده از تشبیهی روحانی میتوان گفت که خانههای ما میتواند آلوده به گناه باشد. هنگامیکه چنین است ما دیگر نباید همچون گذشته به زندگی ادامه دهیم، بلکه باید تغییرات اساسی ایجاد کنیم. بنابراین ممکن است نیاز به از بین بردن و دور انداختن چیزهایی باشد. علاوه بر این؛ کارِ مسیحِ مصلوب شده و رستاخیز کرده در همه ابعادِ آن همراه با توبه و وقف مجدد باید در خانه اعمال گردد.
۵. آیات (۴۸-۵۳) هنگامی که خانهای از کپک، خوره و قارچ پاک شد، چه باید کرد.
اما اگر کاهن آمده، ملاحظه کند که پس از خاکاندود شدنِ خانه، کپک در خانه پخش نشده است، در آن صورت خانه را طاهر اعلام کند، زیرا کپک برطرف شده است. کاهن برای تطهیر خانه، دو پرنده با چوب سرو و نخ قرمز و زوفا بگیرد، و یکی از پرندهها را در ظرفی سفالین بر آب زلال سر ببرد. سپس چوب سرو، زوفا، نخ قرمز و پرندۀ زنده را گرفته، آنها را در خون پرندۀ کشته شده و در آب زلال فرو بَرَد، و هفت بار بر خانه بپاشد. بدینگونه خانه را با خون پرنده، آب زلال، پرندۀ زنده، و چوب سرو، زوفا و نخ قرمز تطهیر نماید. آنگاه پرندۀ زنده را بیرون شهر در صحرا رها کند. بدینگونه برای خانه کفّاره به جا خواهد آورد، و خانه طاهر خواهد شد.
الف) اگر کپک در خانه پخش نشده است: اگر کاهن مشخص میکرد که آفت برطرف شده است، پس خانه طاهر اعلام میشد.
ب) دو پرنده با چوب سرو و نخ قرمز و زوفا: همان مراسمی که در آیات ۴-۷ برای تطهیر یک جذامی توضیح داده شد، برای خانهای که از کپک، خوره، قارچ طاهر اعلام شده است نیز انجام میشد.
۶. آیات (۵۴-۵۷) جمعبندی قوانینِ جذام.
این است قانون هر مرض پوستی و گَری، و کپک در جامه یا در خانه، و تاوَل یا آماس یا لَک، برای تشخیص نجس یا طاهر بودنشان. این است قانون امراض پوستی و کپک.
الف) این است قانون: این بیانیهٔ مختصر، در بر گیرندهٔ قسمتی از بابهای ۱۳ و ۱۴ است که به بیماریهای پوستی، سایر بیماریها، کپک، خوره، قارچ که برای قوم اسرائیل بهعنوان جذام طبقهبندی شده است، میپردازد.
ب) برای تشخیص نجس یا طاهر بودنشان: این قوانین بهمنظور تمایز بین امر نجس و طاهر، همینطور بهمنظور حفظ سلامت و قدرت اسرائیل ارائه شده است.
یک) «این قوانین بهمنظور آموزش و هدایت کاهن است که چه زمانی شخص یا خانهای را نجس یا طاهر اعلام کند. بنابراین این امر به اقتدار و ارادهٔ کاهن واگذار نشد؛ بلکه آنان به قوانین صریحی گره خورده بودند، آن چنانکه قوم نیز کمتر از کاهن تشخیص نمیدادند.» (پول)