فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
لاویان باب ۲۲ – دستورالعملهای خاصتر برای کاهنان.
مواردی که ممکن است کاهن را نجس سازد.
۱. آیات (۱-۳) نیاز و ضرورت به طهارت تشریفاتی.
خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «به هارون و پسرانش بگو از رفتار ناشایسته نسبت به چیزهای مقدسی که بنیاسرائیل وقفِ من میکنند بپرهیزند، تا نام مقدس مرا بیحرمت نسازند: من یهوه هستم. به آنان بگو: ”اگر کسی از تمامی فرزندانتان، در همۀ نسلهای شما، در حالی که نجس است به چیزهای مقدسی که بنیاسرائیل به خداوند وقف میکنند نزدیک شود، آن شخص باید از حضور من منقطع شود: من یهوه هستم.
الف) از رفتار ناشایسته نسبت به چیزهای مقدسی که بنیاسرائیل وقفِ من میکنند بپرهیزند: کاهنانِ اسرائیل اغلب با چیزهایی سر و کار داشتند که مقدس اعلام شده بودند. مذبح، میز نان حضور، چراغدانهای طلا، و مذبح بخور؛ همه اینها چیزهای مقدسی بودند. آنها متعلق به کاهنان نبودند بلکه از آنِ خداوند بودند، بنابراین مفهومی از جدایی از چیزهایی مقدس وجود داشت که کاهن میبایست آن را نگاه دارد. قصور در انجام آن به منزلهٔ بیحرمتی به نام مقدس خدا بود.
یک) «ترجمهٔ عبارت “خویشتن را جدا سازند/بپرهیزند” دشوار است. دامنهٔ گستردهای از ترجمههای مختلف… با نسخه ٔ TEV(نسخهٔ انگلیسی امروز) موافق هستند؛ که معنای فعل در اینجا “با احترام رفتار کردن”، “مراقب بودن از” یا “دربارهٔ چیزی درستکار بودن” است». (پیتر کونتس)
دو) «واژهٔ ترجمه شدهٔ [خویشتن را جدا سازنند] یا (nzr) هم خانوادهٔ اسمی است که از آن کلمهٔ “Nazirite” را اقتباس میکنیم، بنابراین معنای ضمنیِ آن “کنار گذاشتن برای استفادهٔ جداگانه” یا “متمایز رفتار کردن” است.» (روکِر)
سه) در متن این باب، چیزهای مقدس به گوشت و محصولات قربانی نیز اشاره دارد که بهدلیل تقدیم به خدا، مقدس محسوب میشدند.
ب) اگر کسی در حالی که نجس است به چیزهای مقدسی که بنیاسرائیل به خداوند وقف میکنند نزدیک شود، آن شخص باید از حضور من منقطع شود: بدینترتیب، خدمت معبد میبایست هنگامی انجام گردد که کاهن از نظر آیینی پاک باشد. سهم کاهن از آنچه که در قربانی به خداوند تقدیم میگشت، باید هنگامی خورده میشد که او از نظر آیینی پاک باشد. اگر کاهن (یا خانوادهٔ آنها یا هر کس دیگر) در حالت نجاست و ناپاکیِ تشریفاتی به چیزهای مقدس… نزدیک شود، میبایست از حضور خدا منقطع میشد.
یک) باید از حضور من منقطع شود: «معنای این عبارت، با عبارتی دیگر که در عهدعتیق مکرراً بهکار رفته است روشن میشود یعنی “در حضور کسی ایستادن” (برای مثال تثنیه ۸:۱۰ را ملاحظه کنید) که بهمعنای “خدمت کردن به کسی” است. بنابراین “از حضور کسی منقطع شدن” یعنی “دیگر اجازۀ خدمت به آن شخص را نداشتن”.» (پیتر کونتس)
دو) تمام تشریفات و آیینهایِ عهدعتیق به تحقق و اجرای کامل این امور توسط عیسی مسیح در عهدجدید اشاره داشت (کولسیان ۱۶:۲-۱۷ عبرانیان ۵-۴:۸ و ۱:۱۰). بنابراین این انگاره که یک کاهن در وضعیت ناپاکی تشریفاتی قادر به خدمت نبود، امری مهم بود. مشارکت با خدا میبایست بر این اساس انجام شود که شخص توسط خدا پاک و عادل اعلام شود.
۲. آیات (۴-۸) نمونههایی از اموری که ممکن است کاهن را ناپاک سازد.
هیچیک از فرزندان هارون که جذام یا ترشح دارد نباید تا طاهر نشده است از چیزهای مقدس بخورد. هر که به چیزی دست بزند که بر اثر تماس با مرده نجس است، یا مردی که مَنی از او خارج شده است، و یا هر که به جنبندهای دست بزند که ممکن است از آن نجس شود، یا به انسانی که ممکن است از او نجس گردد، نجاست او هر چه میخواهد باشد، کسی که بدان دست زده است تا شامگاه نجس خواهد بود، و نباید تا بدن خود را به آب غسل نداده است از چیزهای مقدس بخورد. چون آفتاب غروب کند، آنگاه طاهر خواهد بود، و از آن پس میتواند از چیزهای مقدس بخورد، زیرا خوراکِ اوست. او نباید آنچه را مرده یا دریده شده است بخورد، و بدینگونه خود را با آن نجس سازد: من یهوه هستم.
الف) هیچیک از فرزندان هارون: این نیز طریقی دیگر برای اشاره به کاهنان و خانوادهٔ آنان بود. همه کاهنان از خاندان هارون بودند.
ب) هر که جذام یا ترشح دارد نباید تا طاهر نشده است از چیزهای مقدس بخورد: در آیهٔ ۳ فرمان داده میشود که هیچکس در حالیکه از نظر تشریفاتی نجس است نمیتواند به چیزهای مقدس نزدیک شود. در اینجا موارد خاصی وجود دارد که میتوانست شخص را تا شامگاه از نظر تشریفاتی نجس سازد:
· نجاست ناشی از بیماری یا شواهدی از بیماری باشد (جذام یا داشتن ترشح).
· نجاست میتوانست با مرگ پیوند داشته باشد (نجاست توسط تماس با جسد).
· نجاست ناشی از عملی طبیعی که فرد را موقتاً نجس میسازد (خارج شدن منی).
· نجاست توسط تماس با چیزی نجس (هر کس که خزندهای را لمس کند).
یک) نقض این نمونهها کار و پیشهٔ شخص را بهعنوان کاهن تباه نمیکند. بلکه نقض آنها کاهن را تا شامگاه از نظر تشریفاتی نجس میسازد. و هنگامیکه این پاکی از نظر تشریفاتی احیا میشد، آنگاه میتوانست همچون قبل به خدمت کهانت خویش بازگردد.
ج) نباید تا بدن خود را به آب غسل نداده است از چیزهای مقدس بخورد: نجس شدن تشریفاتی به خدمت یک شخص بهعنوان کاهن پایان نمیدهد یا او را برای همیشه از خوردن سهم قربانیها که به کاهنان تعلق دارد باز نمیداشت. اگر کاهنی نجس میشد، باید غسلی تشریفاتی را انجام میداد و تا شامگاه نجس میماند.
د) چون آفتاب غروب کند، آنگاه طاهر خواهد بود: قوم یهود روزهایشان را از غروبِ آفتاب آغاز میکنند؛ نه از طلوعِ آن یا نیمه شب. با این توصیف، نشان میدهد که شخص میتواند روز جدید را پاک و طاهر برای خداوند آغاز نماید. مهم نیست که روز قبل چطور شکست خوردهایم، میتوانیم هر روز جدید را با پاکی و نزدیکی به خداوند آغاز کنیم. زیرا رحمت او هر بامداد تازه میشود (مراثی ارمیا ۲۳:۳).
ه) او نباید آنچه را مرده یا دریده شده است بخورد: این امر قبلاً بهعنوان قانونی برای اسرائیل بهطور کلی نوشته شده (لاویان ۱۵:۱۷-۱۶). در اینجا این قوانین بهعنوان تأکید برای کاهنان مجدداً بیان میشود.
۳. آیهٔ (۹) خلاصهٔ فرمان پاکیِ تشریفاتی در بین کاهنان.
پس آنان باید حکم مرا نگاه دارند، مبادا به سببِ آن متحمل گناه شده، بمیرند، زیرا به آن بیحرمتی کردهاند: من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم.
الف) مبادا به سببِ آن متحمل گناه شده، بمیرند: این مجازات شدیدتر به جهت نجاستِ تشریفاتیِ عمدی کاهنان، با توجه به شناختِ بیشترشان نسبت به امور خدا و مسئولیتِ بیشترشان نسبت به سایرین، مجازاتی مناسب و درخور بود.
یک) حکم مرا نگاه دارند: «این عبارت، تا حدی یک عبارتِ فنی است که به وظایفِ تشریفاتیِ الزامیِ کاهنان و لاویان اشاره میکند.» (پیتر کونتس)
ب) من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم: خدا کاهنان را برای خواسته و مقصود خویش جدا ساخت. این برکت عظیم، مسئولیتی عظیم با خود بههمراه داشت. به کسی که بیشتر داده میشود، از او بیشتر نیز مطالبه خواهد شد (لوقا ۴۷:۱۲-۴۸).
۴. آیات (۱۰-۱۳) تنها کاهن و اهل خانهٔ او مجاز به خوردن قربانیها بودند.
شخص خارجی نباید از چیز مقدس بخورد؛ میهمانِ کاهن یا خدمتکار مزدبگیرِ او نیز نباید از چیز مقدس بخورد. اما اگر کاهنی، غلام زرخریدی ابتیاع کند، آن غلام میتواند از آن بخورد، و خانهزاد او نیز میتواند از خوراکِ او بخورد. اگر دختر کاهن با شخص خارجی ازدواج کند، دیگر نمیتواند از هدایای مقدس بخورد. اما اگر دختر کاهن بیوه گردد یا طلاق داده شود و فرزندی نداشته، مانند ایام جوانی به خانۀ پدرش بازگردد، میتواند از خوراک پدرش بخورد؛ ولی شخص خارجی نباید از آن بخورد.
الف) شخص خارجی نباید از چیز مقدس بخورد: گوشت و محصولی که از سهم کاهن از قربانیهایی که به خداوند تقدیم میشد، فقط به اهل خانۀ گستردهٔ کاهن اختصاص داشت. یک میهمان (کسی که میانشان ساکن میشد) یا شخصِ مزدبگیر نمیتوانست از آن بخورد. غلامی که در خانهٔ کاهن بود میتوانست از آن بخورد (یعنی اگر کاهن کسی را میخرید) همچنین دختر بالغی که به خانهٔ پدر خویش بازمیگشت نیز میتوانست از آن بخورد.
یک) فرمان به منعِ دادنِ سهم کاهن بهعنوان چیز مقدس به میهمان که در خانهٔ کاهن بود، خود تا حدی برخلاف رسوم قاطع مهماننوازی در آن فرهنگ بود، که این فرهنگ معمولاً به پذیرایی از میهمانان با بهترین چیزهای موجود در خانه اصرار داشت.
دو) شخص خارجی: «این عبارت همچنین در مورد کسانی که متعلق به خانهٔ کهانت نبودند نیز بهکار میرفت (خروج ۳۳:۲۹، اعداد ۱۰:۳، ۳۸ و ۴:۱۸ و ۷). این ممکن است به “شخص غیر روحانی یا غیر کاهن” ترجمه شود.» (روکر)
سه) اما اگر دختر کاهن…مانند ایام جوانی به خانۀ پدرش بازگردد: «در اینصورت دختر از وضعیت قانونی پیش از ازدواجش برخوردار خواهد بود، زیر سقف خانهٔ پدرش زندگی خواهد کرد و برای امرار معاش به پدرش وابسته میباشد.» (روکِر)
چهار) «تغییر وضعیت دختر نشان میداد که تقدسِ کاهن به تمام اهل خانهٔ او گسترش مییافت. عبارت موازی با این امر در عهدجدید راجعبه کسانی است که در خانهٔ کاهنان ایماندار ساکن هستند (اول قرنتیان ۱۴:۷).» (روکِر)
ب) اما اگر کاهنی، غلام زرخریدی ابتیاع کند، آن غلام میتواند از آن بخورد: خدمتکار مزدبگیر (کارگر موقت) جزءِ خانوادهٔ کاهن تلقی نمیشد. اما غلام یا فرزند غلامی که در خانه کاهن متولد میشد جزء خانوادهٔ کاهن محسوب میگشت و بنابراین میتوانست از قربانی مقدس بخورد.
یک) این امر نشان میدهد که غلام جزء اهلِ خانه یا خانوادهٔ کاهن محسوب میشد و حق داشت که از قربانی مقدس بخورد. در اسرائیل باستان، غلامان معمولاً بهعنوان جزئی از خانواده در نظر گرفته میشدند.
دو) موضوع بردهداری در باب ۲۵ با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با اینحال نظریات آدام کلارک در این باره مفید است: «ملاحظه میکنیم که در نظام اقتصادی دوران موسی، داشتن بردهها منوط به محدودیتهای خاصی مجاز بود، اما این موارد از بتپرستان گرفته شد و به مذهب حق آموخته شد؛ از اینرو، همچون مورد بالا، درمییابیم که غلامان جزء خانوادهٔ کاهن محسوب میشدند و با آنها همچون اهل خانه رفتار میشد. آنان بهیقین امتیازاتی دارند که به غریبان و خدمتکاران مزدبگیر ارزانی داده نمیشد.»
سه) «بنابراین وضعیت این غلامان بهطور غیرقابل مقایسهای بهتر از وضعیت غلامان و بردگان در دولتهای مختلف اروپایی است، به نحوی که اربابانِ بیرحمِ آنان هیچ اهمیتی به جان آنها نمیدهند، این درحالی است که اربابان آنها جسارتِ اقرار و اعتراف به باور مسیحی را دارند و بهمنظور اثبات نظام بردهداریِ خویش از شریعت موسی نقل قول میکنند. این رفتار چقدر مضحک و غیرقابل تحمل است!» (کلارک)
۵. آیات (۱۴-۱۶) تاوانِ خوردن تصادفیِ قربانیهای مقدس.
اگر کسی ناخواسته از چیز مقدس بخورد، باید یک پنجم بر آن بیفزاید و آن چیز مقدس را به کاهن بدهد. آنان نباید به چیزهای مقدسِ بنیاسرائیل که آنان به خداوند اهدا میکنند، بیحرمتی روا دارند، و با خوردن چیزهای مقدس ایشان، سبب شوند که آنان متحمل جزای این تقصیر گردند: زیرا من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم.
الف) اگر کسی ناخواسته از چیز مقدس بخورد: گاهی احتمال این وجود داشت که شخصی که خارجی محسوب میشد از سهمی که به کاهن و خانوادهٔ او اختصاص داشت بخورد. هنگامی که چنین چیزی اتفاق میافتاد، به آنان فرمان داده شده بود که تاوان معمولِ لازم در خصوص چیزهای مقدس را بپردازند. یعنی عوض آن را و نیز یک پنجمِ بیشتر از بهای آن را بدهد (لاویان ۱۶:۵، ۵:۶، ۱۳:۲۷-۱۵).
یک) کسی: «بهطور ضمنی به شخص مورد نظری گفته میشود که “خارجی” یا فردی است که به خوردن خوراکی که به خانوادهٔ کهانت تخصیص یافته مجاز نیست.» (پیتر کونتس)
دو) لزوم پرداخت تاوان در این مورد به ما یادآوری میکند که: «مادامی که چیزی ناپاک و آلوده در دست انسان باشد حتی تمام رود اردن و تمامیِ مراسم لاویان قادر به پاک کردن انسان نیست.» (تراپ)
ب) زیرا من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم: این امر نشان میدهد که چرا قربانیها باید با توجه خاصی مورد ملاحظه قرار گیرند. زیرا این قربانیها توسط خود خداوند تقدیس میشدند.
نمونههایی از قربانیهای غیرقابل قبول.
۱. آیات (۱۷-۲۱) مبنا و اصلِ قربانیها باید بیعیب و نقص انجام شوند.
خداوند به موسی گفت: «هارون و پسرانش و تمام بنیاسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: وقتی کسی از خاندان اسرائیل یا غریبانِ ساکن در اسرائیل قربانی تمامسوز بهعنوان قربانیِ خود تقدیم میکند، خواه در ارتباط با ادای نذر و خواه در ارتباط با قربانیهای اختیاری که به خداوند تقدیم میشود، برای اینکه به جهت شما پذیرفته شود، باید نرینۀ بیعیب باشد، گوساله یا گوسفند یا بز. آنچه را که نقص دارد تقدیم مکنید، زیرا به جهت شما پذیرفته نخواهد شد.«وقتی کسی قربانی رفاقت از رمه یا گله به خداوند تقدیم میکند، خواه برای ادای نذر و خواه بهعنوان قربانی اختیاری، برای آن که پذیرفته شود باید بیعیب و بری از هر نقص باشد.
الف) باید نرینۀ بیعیب باشد: در جاهای متعددی قبل از این آیات، خدا اعلام کرده بود که حیوانات معیوب و ناقص برای قربانی به خداوند قابل قبول نبودند (خروج ۵:۱۲ و ۱:۲۹، لاویان ۳:۱ و ۱:۳). کاهنان موظف بودند اطمینان حاصل کنند حیوانی که برای قربانی آورده میشد عیب و نقص قابل مشاهدهای نداشته باشد.
یک) خدا حیوانی طرد و رها شده بهخاطر عیب و نقص را بهعنوان قربانی نمیخواست. او حق داشت که بهترین چیزی که آنان قادر به تقدیم آن بودند را دریافت نماید. تثنیه ۱:۱۷ میگوید: «گاو یا گوسفندی را که در آن هر گونه عیب و نقصی باشد برای یهوه خدایتان ذبح مکنید، زیرا یهوه خدایتان از آن کراهت دارد.»
دو) «تقدیم یک هدیهٔ معیوب به مافوق نه تنها مضحک بلکه توهینآمیز است.» (روکِر)
سه) «در خدمت به خدا، نه قربانیِ معیوب و نه تقدیم کنندهٔ معیوب پذیرفته میشوند.» (کلارک)
چهار) متأسفانه این قانون در دوران عیسی مورد سوءاستفاده قرار میگرفت؛ جایی که گاهی اوقات کاهنان به دلیلی ناچیز حیوان قربانی را رد صلاحیت میکردند. سپس کاهنِ فاسد به خریدِ حیوان قربانیِ مورد تأیید به بهای گزاف و نادرستی تأکید و اصرار میورزید (متی ۱۳-۱۲:۲۱).
پنج) نرینۀ بیعیب: «همیشه بدین گونه بود که حیوان نرینه برای قربانی تمامسوز بود، اما مادینه برای قربانی رفاقت (لاویان۱:۳) و قربانی گناه (لاویان ۳۲:۴ و ۶:۵) پذیرفته میشد.» (پول)
ب) آنچه را که نقص دارد تقدیم مکنید، زیرا به جهت شما پذیرفته نخواهد شد: ملاکی نبی برضد کسانی که حیوانات معیوب و ناقص به جهت قربانی برای خدا میآوردند گفت: «با تقدیم خوراک ناپاک بر مذبح من. میگویید: ”چگونه تو را به ناپاکی آلودهایم؟“ با این تصور که سفرۀ خداوند را میتوان حقیر شمرد. وقتی حیوانات کور برای قربانی تقدیم میکنید، آیا این قبیح نیست؟ و چون حیوانات لنگ یا بیمار قربانی میکنید، آیا قبیح نیست؟ اگر آنها را به حاکم خود تقدیم کنی، آیا از تو خشنود خواهد شد و بر تو نظر لطف خواهد افکند؟ خداوند لشکرها این را میگوید» (ملاکی ۷:۱-۸).
ج) باید بیعیب و بری از هر نقص باشد: این گفتار و بیانیهٔ قاطعی است در مورد آنچه که خدا بهعنوان قربانی قابل قبول در نظر داشت. در اینجا نمیگوید که «شما باید عمدتاً خوب باشید»، یا «در تلاش برای خوب بودن صادق باشید»، یا نمیگوید «باید بهتر و بهتر شوید»، بلکه میگوید «بیعیب و نقص/کامل» باشید. از نظر کاربردی این در مقیاسی نسبی بود، اما خدا به دلیلی این معیار را تا این حد بالا قرار داد.
یک) باید بیعیب و بری از هر نقص باشد: «واژه عبری که در اینجا استفاده شده بهمعنای “کامل”، “تمام و کمال”، “سالم”، “بینقص” است. و در این متن نقطهٔ مقابل کلمهٔ “معیوب” است.» (پیتر کونتس)
دو) این امر همچنین تصویری از مسیحای آینده و قربانیای که او تقدیم خواهد کرد بود ــ یک قربانی کامل.
· عیسی در ماهیت خویش هم بهعنوان خدا و هم انسان کامل بود.
· عیسی در انگیزههای خویش کامل بود.
· عیسی در نگرش (طرز برخورد) خویش کامل بود.
· عیسی در اطاعتش کامل بود.
· عیسی در قربانی کردن گناه بهخاطر ما کامل بود.
۲. آیات (۲۲-۲۳) عیوب خاص که ناشی از نقص مادرزادی و بیماری باید رد شوند.
کور یا لنگ یا مجروح یا آبلهدار یا گَر یا مبتلا به جَرَب را به خداوند تقدیم مکنید و هیچیک از اینها را بهعنوان هدیۀ اختصاصی برای خداوند بر مذبح مگذارید. گاو یا برهای را که عضوِ بیش از حد بلند یا کوتاه دارد میتوانید بهعنوان قربانی اختیاری تقدیم کنید، اما بهعنوان قربانی نذری پذیرفته نخواهد شد.
الف) حیواناتی که کور یا لنگ یا مجروح هستند: اینها عیبهایی هستند که ممکن است بهعلت نقص مادرزادی ایجاد شده باشد، از جمله حیوانی که بهشکلی لنگ شده است. حیوانات بیمار به آبله یا گَری یا جَرَب نیز برای قربانی قابل قبول نیستند.
یک) «این آیه شش عیب و نقص را برمیشمارد که باعث میشود حیوان بهعنوان قربانی غیرقابل قبول گردد. با اینحال تشخیص دقیق معنای هر یک از این عیوب آسان نیست… اما معنا و تأثیر اندکی بر ترجمهٔ واقعی دارد.» (پیتر کونتس)
دو) کتاب مقدس میفرماید ما خود را باید همچون قربانی زنده به خدا تقدیم نماییم (رومیان ۱:۱۲-۲). این متن یادآوری میکند که ما باید چگونه قربانیای باشیم:
· قربانی زندهٔ ما نباید نابینا باشد، بلکه باید به نیکویی و جلال خدا کاملاً گشوده باشد.
· قربانی زندهٔ ما نباید مجروح باشد، بلکه باید برای خدا تمام و کمال باشد.
· قربانی زندهٔ ما نباید معیوب و لَنگ باشد، و نباید دست و پای بیحرکت داشته باشد، بلکه باید برای خدمت آماده باشد.
· قربانی زندهٔ ما نباید مبتلا به آبله، گَری و جَرَب و بیماری یا مشکل جسمی باشد که برای همگان قابل رؤیت باشد.
سه) «ای کاش بهترین زندگیمان، بهترین ساعات صبح، بهترین مهارت و مهارت دستانمان، و بهترین اندیشههای ذهنمان، و عصارۀ وجودمان به خدایمان داده میشد!» (اسپرجن)
ب) گاو یا برهای را که عضوِ بیش از حد بلند یا کوتاه دارد میتوانید بهعنوان قربانی اختیاری تقدیم کنید: عیوب معین در حیوان برای قربانیهایی که شامل کفارهٔ گناه یا وفای به عهد و نذر نبود، قابل قبول محسوب میشد.
یک) گوساله: «کلمهٔ بهکار رفته در اینجا از نظر معنا محدود به نرینه این نوع از حیوان نیست؛ بلکه ممکن است شامل مادینهها نیز گردد.» (پیتر کونتس)
۳. آیات (۲۴-۲۵) عیب و نقص ناشی از اختهسازی باید رد گردد.
حیوانی را که بیضهاش کوفته یا لِه شده یا دریده یا بریده شده باشد، به خداوند تقدیم نکنید. در سرزمین خود چنین مکنید، و چنین حیواناتی را از دست بیگانگان نیز مپذیرید تا بهعنوان طعام خدای خود تقدیم کنید، زیرا فساد ایشان در آنهاست. آنها عیب دارند و به جهت شما پذیرفته نخواهند شد.
الف) حیوانی را که بیضهاش کوفته یا لِه شده به خداوند تقدیم نکنید: اگر حیوانی به نحوی اخته میشد مثلاً (بیضهاش کوفته، یا لِه شده یا دردیده و بریده میشد) برای قربانی قابل قبول نبود. مهم نبود که این اخته شدن تصادفی بوده یا عمدی اتفاق افتاده باشد.
یک) انگارهٔ اختهسازی در ترجمهٔ نسخهٔ (New King James) واضح نیست، اما در بسیاری دیگر واضح است. کتاب مقدس نسخهٔ (New American Standard) انتشار ۱۹۹۵ میگوید: هر حیوانی با بیضهٔ کوفته، لِه شده، دریده و بریده شده را به خداوند تقدیم نکنید یا در سرزمین خود قربانی نکنید. اکثر ترجمههای امروزی با این ترجمه موافقند.
ب) و چنین حیواناتی را از دست بیگانگان نیز مپذیرید تا بهعنوان طعام خدای خود تقدیم کنید: خدا چنین قربانیهای معیوبی را از اسرائیل یا از یک بیگانه نمیپذیرد. اگر یک اسرائیلی حیوانی اخته شده را از دست بیگانهای میآورد، نمیتوانستند آن را به خدا تقدیم کنند.
۴. آیات (۲۶-۳۰) زمانیکه حیوانی میتوانست بهعنوان قربانیها تقدیم شود.
خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «چون گاو یا گوسفند یا بزی زاییده شود، هفت روز نزد مادرش بماند. از روز هشتم به بعد، بهعنوان هدیۀ اختصاصی برای خداوند پذیرفته خواهد شد. اما گاو یا گوسفند را با بچهاش در یک روز ذبح مکنید. چون قربانی شکرگزاری به خداوند تقدیم میکنید، آن را به گونهای تقدیم کنید که پذیرفته شوید. آن را در همان روز بخورید؛ چیزی از آن را تا صبح باقی نگذارید: من یهوه هستم.
الف) از روز هشتم به بعد، بهعنوان هدیۀ اختصاصی برای خداوند پذیرفته خواهد شد: تقدیم حیوان بهعنوان قربانی، کمتر از هشت روز از زمان تولدش نیز ممنوع بود. این امر بی رحم و ظلم غیرضروری بر حیوانِ تازه متولد شده محسوب میشد، و احتمالاً این کار در قربانیهای بتپرستان به بتها انجام میگرفت.
ب) اما گاو یا گوسفند را با بچهاش در یک روز ذبح مکنید: قربانی کردن یک حیوان تازه متولد شده یا جوان با مادر آن حیوان در یک روز، تقلید از آیین باروری کنعانیان محسوب میشد. و این در اسرائيل ممنوع بود.
یک) «این قوانین ممکن است یک کاربرد بحثبرانگیز برضد اعمال بتپرستی داشته باشد یا ممکن است صرفاً حساسیتها و توجه زیاد به زندگی را ترویج دهند.» (روکِر)
دو) «این مقدمه بهیقین برای القای (تلقین کردن) رحمت و لطافت و مهربانی قلبی بود، و یهودیان آن را درک میکردند. وقتی ضروری است برای حمایت از خودمان جان حیوانی بیگناه را بگیریم، باید به گونهای عمل نماییم که احساسات اخلاقی خویش را کمرنگ نسازیم، و از این ضرورت اظهار تأسف نکنیم و در عین حال برای اجازهٔ انجام اینکار از خدا احساس تشکر و قدردانی میکنیم.» (کلارک)
سه) میش: «واژهای که در اینجا بهکار رفته ممکن است در واقع به گوسفند یا بز اشاره داشته باشد.» (پیتر کونتس)
ج) چون قربانی شکرگزاری به خداوند تقدیم میکنید، آن را به گونهای تقدیم کنید که پذیرفته شوید: وقتی سخن از قربانی است، این بهمعنای نشان دادن شکرگزاری است، خدا تنها سپاسگزاریِ صادقانه را میخواست. این قربانی میبایست به اختیار و آزادانه از جانب تقدیمکننده انجام میشد.
د) آن را در همان روز بخورید: هنگامیکه قربانی شکرگزاری تقدیم میشد، بخشی از حیوان از آنِ خداوند بود و بر مذبح سوزانده میشد. بخشی از آن نیز متعلق به کاهن بود که به او داده میشد. باقیماندهٔ حیوان نیز از آنِ آورنده یا تقدیم کنندهٔ حیوان بود و آنها با اهل خانهٔ خویش آن را جشن میگرفتند. این گوشت باقیمانده میبایست در همان روز تقدیم قربانی خورده شود.
۵. آیات (۳۱-۳۳) خلاصه.
فرمانهای مرا نگاه دارید و آنها را به جا آورید: من یهوه هستم. نام قدوس مرا بیحرمت مسازید، تا در میان بنیاسرائیل تقدیس شوم. من یهوه هستم که شما را تقدیس میکنم، و شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم: من یهوه هستم.
الف) فرمانهای مرا نگاه دارید و آنها را به جا آورید: در اینجا خدا به اسرائیل ــ بهویژه به کاهنان ــ چهار دلیل را برای حفظ فرمانهای او و تکریم نام او ارائه داد:
· بهخاطر اینکه خدا کیست (من یهوه هستم).
· بهخاطر آنچه که او هست (نام مقدس من).
· بهخاطر کاری که او انجام میدهد (من یهوه هستم که شما را تقدیس میکنم).
· بهخاطر انچه انجام داده است (کسی که شما را از سرزمین مصر بیرون آورد).
یک) «نام مقدس مرا بیحرمت نسازید؛ چه خودتان، با تحقیر کردن من و فرمان من، چه با دادن این فرصت به دیگران که به آنها بیحرمتی نمایند.» (پول)
ب) تا خدای شما باشم: من یهوه هستم: بهخاطر اینکه یهوه (خداوند) خدای اسرائیل بود، و بهدلیل تمام کارهایی که او برایشان انجام داده بود، اطاعت آنان از او امری شایسته بود. پس همین دلایل امروز هم برای هر ایمانداری صادق میباشد.
یک) «یهوه خدای قدوسیت (تقدس) است؛ زیرا او اساساً خدای محبت است.» (مورگان)