فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
لاویان باب ۲۵ – شَبّاتها و جشنهای خاص.
سال شبّات.
۱. آیات (۱-۲) زمین و شبّات آن.
خداوند در کوه سینا به موسی گفت: «بنیاسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: چون به زمینی که من به شما میدهم داخل شدید، آن زمین باید برای خداوند شَبّات نگاه دارد.
الف) چون به زمینی که من به شما میدهم داخل شدید: این قوانین با ایمان داده شدند. قوم اسرائیل هنوز در بیابان بودند و در سرزمین وعده نبودند. بهعلاوه، تا آنجا که موسی و قوم میدانستند، تنها چند ماه تا ورودشان به آن باقی بود.
یک) خدا در کوه سینا به موسی گفت. این امر به ما یادآوری میکند که قوم اسرائيل هنوز در کوه سینا در اردو بهسر میبرد، و اینکه موسی هنگام ملاقات با خداوند بر کوه، این قوانین را از خدا دریافت نمود. قوم اسرائیل از زمان خروج ۱۹، و سراسر لاویان، تا اعداد ۱۰ در کوه سینا ماندند.
ب) آن زمین باید برای خداوند شَبّات نگاه دارد: ما با انگاره شبّات ایام آشنا هستیم، جایی که یک روز از هفت روز بهطور خاص به خدا و فراغت او اختصاص مییابد. اما در اینجا شبّاتِ سالها توصیف میشود، جایی که زمین از هفت سال، یک سال استراحت میکرد. این امر قبلاً در خروج ۱۱:۲۳ ذکر شده است.
ج) آن زمین باید برای خداوند شَبّات نگاه دارد: بدیهی است که این امر، قوم اسرائیل را به اعتمادی واقعی نسبت به خدا دعوت کرد. آنان باید به خدا اعتماد میکردند که او به قدری محصولِ شش سال را فراهم میآورد تا آنان در سال هفتم فراغت بیابند.
یک) در عید خیمهها در سال شبّات، شریعت میبایست توسط کاهنان برای تمام قوم خوانده میشد (تثنیه ۹:۳۱-۱۳). هر سال شبّات نیز باید زمانی برای سمینار گستردهٔ کتاب مقدس برای تمام قوم باشد.
۲. آیات (۳-۷) چگونه به زمین شبّاتش را بدهیم.
شش سال مزرعۀ خود را بکارید، و شش سال تاکستان خود را هَرَس کنید و محصولش را گرد آورید؛ اما سال هفتم، شَبّاتِ فراغت برای زمین باشد، یعنی شَبّات برای خداوند. مزرعۀ خود را مکارید و تاکستانتان را هَرَس مکنید. آنچه را خودروی است از مزرعۀ خود درو مکنید، و انگورِ تاکِ هَرَس نشدۀ خویش را مچینید. این سال، سالِ فراغت برای زمین باشد. محصول شَبّاتِ زمین، برای شما خوراک خواهد بود، یعنی خوراک شما، خوراکِ غلامان و کنیزانتان، خوراکِ خدمتکار روزمزدتان، و خوراکِ غریبی که با شما ساکن است؛ نیز خوراکِ چارپایانتان و خوراکِ وحوشی که در زمین شما باشند: همۀ محصولِ آن به جهتِ خوراک خواهد بود.
الف) سال هفتم، شَبّاتِ فراغت برای زمین باشد: این فرمان در مورد محصولات غلات و گیاهان میوهدار اعمال میگردد. قوم اسرائیل میبایست این کار را بهعنوان عملِ نمایشی بنیادین انجام میداد که زمین به خدا تعلق داشت نه به آنان.
یک) «در طول سال شبّاتی نباید هیچ برداشت سازمان یافتهای از محصولات خود کاشت یا میوههایی از جمله انجیر و انگور صورت گیرد. هر محصولی با این ماهیت که زمین بدون کمک انسان تولید میکند، دارایی و اموال همگان است، و مردم باید از هر کجا که میتوانند، خوراک تأمین کنند، چنانکه اسرائیل در دوران سرگردانی خود در بیابان چنین میکردند.» (هریسون)
دو) «در دورهٔ بینالعهدین، اسکندر کبیر و ژولیوس سزار در طول سال شبّاتی قوم اسرائیل را از مالیاتها معاف ساختند.» (روکِر)
ب) محصول شَبّاتِ زمین، برای شما خوراک خواهد بود: رعایت سال شبّات همچنین شهادتی نیرومند و قاطع از وابستگی به خدا بود. قوم اسرائیل باور خویش را مبنی بر اینکه خدا نیازهایشان را برآورده میسازد، اعلام نمود. این در واقع زندگیِ با ایمان بود، و خدا دوست داشت که قومش با توکل و اعتماد به او زندگی کنند.
یک) این امر مدیریت مدبّرانهٔ زمین بود. استراحت دادن به زمین هر هفت سال به احیایِ مواد مغذیِ حیاتیِ خاک کمک میکند که در اثر استفاده مداوم از بین میروند.
دو) مَتیو پول دلیل جالبِ دیگری را در خصوص سال شبّات ارائه کرد. او اظهار کرد که یکی از دلایل سال شبّات این بود که همه در اسرائیل در جایگاه یکسانی با فقیران سرزمین قرار گیرند، که باید بهسادگی اعتماد کنند؛ خدا در شرایط ناخوشایند نیز نیازها را فراهم میسازد. این موضوع باعث شفقت آنها نسبت به فقرایی بود که مجبور بودند هر سال به این شکل زندگی کنند.
سه) قصور و ناکامی قوم اسرائیل در حفظ این فرمان طول مدت اسارت آنان را تعیین نمود. لاویان ۳۴:۲۶ میگوید که اگر قوم اسرائیل اطاعت نمیکرد خدا این اطمینان را میداد که با انتقال دادن قوم به سرزمین دشمن، زمین از شبّاتهای خود بهرهمند شود. این امر در اسارت اسرائیل در بابل به تحقق رسید (دوم تواریخ ۲۰:۳۶-۲۱).
چهار) امروزه بعضی از یهودیان نکتهبین و متعصب طریقی پیرامون سال شبّات یافتند. آنان در سال هفتم زمین را به غیریهودیان میفروشند، تا بر آن کار کنند و پس از آنکه سال شبّات به پایان رسید دوباره آن را خریداری میکنند. غیریهودیان پول اندکی بهدست میآورند، و شخص یهودی میتوانست بگوید «در سال شبّات این زمین از آنِ من نبود، بنابراین اگر آن را بهکار میگرفتم؛ مشکلی نبود.» برخی دیگر تنها با کشتکردنِ شش هفتم از زمین خویش در هر زمان این امر را نگاه میداشتند، و در طول هفت سال کل زمین یک سال استراحت را داشت.
سال یوبیل.
۱. آیات (۸-۱۲) سال یوبیل هر پنجاهمین سال نگاه داشته میشد.
برای خود هفت شَبّات از سالها بشمارید، یعنی هفت هفت سال، و این هفت شَبّات از سالها، برای شما چهل و نُه سال خواهد بود. آنگاه در روز دهم از ماه هفتم، به صدای بلند کَرِنا بنوازید؛ در روز کفّاره در سرتاسر سرزمینتان کَرِنا بنوازید. سال پنجاهم را تقدیس کنید و در سرتاسر زمین، برای همۀ ساکنانش به آزادی اعلام نمایید. این برای شما یوبیل باشد، و هر یک از شما به مِلک خود و نزد طایفۀ خویش بازگردد. سال پنجاهم برای شما سال یوبیل باشد. در آن نه زراعت کنید، نه آنچه را که خودروی است درو کنید، و نه انگور تاکهای هرس نشده را بچینید. زیرا یوبیل است و باید برای شما مقدس باشد؛ فقط میتوانید از محصولِ مزرعه بخورید.
الف) برای خود هفت شَبّات از سالها بشمارید، یعنی هفت هفت سال: سال یوبیل چیزی همانند سال شبّات دوگانه بود، به این مفهوم که محصولی در زمین کاشته نمیشد، و به زمین دو سال استراحت داده میشد.
یک) «ترجمهٔ سنتیِ نامِ این سال خاص “یوبیل” است، که نهایتاً حرفنویسی از یک کلمهای عبری بهمعنای “شاخ قوچ” است». (پیتر کونتس)
دو) «دو سال متوالی و پیدرپی آزمون سخت و دشوارِ ایمان بوده است. از قوم اسرائیل دعوت شد که کاملاً بر خدا اعتماد و توکل نمایند، و عمیقاً این را تصدیق نمایند که او نیازهای اولیه حیات را برآورده میسازد.» (روکِر)
سه) برخی نبوت و پیشگوییِ اشعیا ۱:۶۱-۳ را سخنی بر سال یوبیل میپندارند. از آنجا که عیسی در آغاز خدمتش این متن را در کنیسهای در ناصره خواند، برخی گمان بردند که خدمت عیسی در سال یوبیل آغاز شد ــ هر چند در آن زمان این امر اغلب در میان یهودیان چندان رعایت نمیشد.
چهار) در روز دهم از ماه هفتم: «شایان ذکر است که تا روز دهم از ماه هفتم، یعنی درست در روزی که کفارهٔ بزرگ سالانه برای گناهانِ قوم انجام میشد به یوبیل اعلام نمیگردید، و آیا این امر ثابت نمیکند که آزادی یا رستگاری بزرگ از بندگی که در پرتو انجیل گسترش یافته است، تا زمانیکه کفاره بزرگ، یعنی قربانی خداوند عیسی، تقدیم نشده باشد نمیتوانست اتفاق افتد؟» (کلارک)
ب) در سرتاسر زمین، برای همۀ ساکنانش به آزادی اعلام نمایید: آزادیِ شگفتانگیز یوبیل با شادمانی در سراسر زمین اعلام میشد، و اعلام میگردید که همه غلامان آزاد هستند. ما سابقه یا مدرک زیادی در خصوص رعایت این موضوع در عهدعتیق در دست نداریم، بنابراین ممکن است نمونههایی در نحمیا ۸ و ۱۰ وجود داشته باشد.
یک) «قوانین بردگان در خروج (خروج ۲:۲۱-۶) و تثنیه (تثنیه ۱۲:۱۵-۱۸)، گزینهای را برای برده مهیا میساخت که پس از شش سال بردگی کماکان با ارباب خویش بماند، چون در یوبیل حتی آن برده یا غلام آزاد میشد.» (روکِر)
دو) «در سال یوبیل، علاوه بر آنکه بردگان میبایست آزاد میشدند، بدینشکل این امر به انسان یادآوری مینمود که نمیتوانند هیچ مالکیت مطلق و نهایی بر هیچ انسانی داشته باشند.» (مورگان)
سه) بنیانگذاران ایالات متحده از اصل سال یوبیل و آزادی مرتبط با آن آگاه بودند. آنان بر روی ناقوس (زنگ) آزادی عبارتی از آیه ۱۰ را حک نمودهاند که: در سرتاسر زمین… به آزادی اعلام نمایید.
ج) هر یک از شما به مِلک خود و نزد طایفۀ خویش بازگردد: هنگامیکه صدای شیپور و کَرِنا در روز کفاره برای اعلام یوبیل به صدا در میآمد، این امر معنایی بیش از برخورداری زمین از یک سال استراحتِ اضافی داشت و این نیز نوعی از آزادی بود که آیات بعد آن را توضیح خواهد داد. ساکنانِ زمین میبایست نزد خانوادۀ خود که در اصل از آن آمده بودند، بازگردند و انتظار میرفت که قوم (از جمله بردگان) به خانهٔ خویش بازگردند.
یک) «متن حاکی از این است که آنچه در اینجا مطرح است، اموالی است که در زمانهای دشواری باید فروخته میشده است. مالک سابق در طول این سال خاص مجاز بود زمین خویش را مجدداً تصاحب نماید.» (پیتر کونتس)
۲. آیات (۱۳-۱۷) در سال یوبیل، ساکنان زمین نزد خانواده اصلی خویش بازمیگشتند.
در این سال یوبیل، هر یک از شما باید به مِلک خود بازگردد. اگر زمینی به همسایۀ خود میفروشید یا زمینی از همسایۀ خود میخرید، بر یکدیگر بیانصافی روا مدارید. با در نظر گرفتن شمار سالهای گذشته از یوبیل به همسایۀ خود بپردازید، و او نیز بر حسب شمار سالهای محصول به شما بفروشد. اگر سالها بسیار باشد، بر بها بیفزایید، و اگر سالها اندک باشد، از بها بِکاهید، زیرا آنچه به شما میفروشد تعداد محصول است. بر یکدیگر بیانصافی روا مدارید، بلکه از خدای خود بترسید؛ زیرا من یهوه خدای شما هستم.
الف) در این سال یوبیل، هر یک از شما باید به مِلک خود بازگردد: هنگامی قوم اسرائیل به سرزمین وعده درآمدند، این سرزمین بر طبق قبایل و خانوادهها میانشان تقسیم گردید. این نواحی و مناطق ابتدایی در واقع در مالکیت دائمی این خانوادهها بود. بنابراین در اسرائیل هرگز امکان فروش زمین بهطور دائمی وجود نداشت، و تنها امکان اجارهٔ آن بود و مبلغ اجاره بر اساس تعداد سالهایی است که تا سال یوبیل باقی مانده بود.
یک) در کتاب یوشع بابهای ۱۳ تا ۲۱ سرزمین وعده میان قبایل اسرائیل تقسیم گردید. هر قبیلهای منطقهای را در زمین دریافت میکرد و هر طایفه و واحد بزرگ خانوار از قبایل، سهم خویش را در سرزمین دریافت کردند. اینها موارد محوّله یا تکالیفی بود که هر سال یوبیل به آنها ارجاع داده میشد. آنچه که خدا به یک طایفه یا واحد خانوار بزرگ در یوشع ۱۳-۲۱ بخشیده بود برای همیشه متعلق به آنان بود.
دو) این بدان معناست که هیچ خانواری برای همیشه بدون زمین نمیماند. هر پنجاه سال، هر خانوار فرصتی مییافت تا دوباره آغاز کند.
سه) هر یک از شما باید به مِلک خود بازگردد: ایمانداران شهروندان آسمانند (فیلیپیان ۲۰:۳). روزی فرا خواهد رسید که آوای شیپور را خواهیم شنید (اول تسالونیکیان ۱۶:۴-۱۷) و به مسکن حقیقی و ابدی خود خواهیم آمد.
ب) بر یکدیگر بیانصافی روا مدارید: هر چند این امری خیرخواهانه و مفید برای خانوادههای اسرائیل بود، اما یک نظامِ جامعه گرایی نبود، چون تنها زمین دوباره توزیع میشد. مؤثرتر از همه، این امر به محافظت از وجود طبقهٔ محروم دائمی در اسرائیل کمک میکرد.
یک) ما در حقیقت نمیدانیم که سال یوبیل واقعاً تاکنون نگاه داشته شده است. ارمیا ۸:۳۴-۱۵ تلاشی برای اجرای برخی از اصول یوبیل را توضیح میدهد. «بهدلیل فقدان شواهد مستقیم، بیان این که چقدر مفهوم سال یوبیل در طول تاریخ قوم اسرائیل وسیع و گسترده بوده است، دشوار میباشد.» (هَریسون)
دو) با اینحال، به هر میزانی که این امر رعایت میگردید، این نظام در دنیای باستان، برکتی برای قوم اسرائیل محسوب میشد. بدان معنا که هیچ طایفه و واحد بزرگ خانواده برای همیشه فقیر نبود، و هر پنجاه سال با لغو شدن قرضها و آزاد شدن بردگان و بازگشت زمین به صاحبان آن، در اقتصاد اسرائیل یک بازآرایی و از سرگیری دوباره صورت میگرفت. با اینحال این امر برای جامعهای مبتنی بر کشاورزی و کشاورزی در مقیاسی که در دوران پیشامدرن امکانپذیر بود، کارآمد نیز بود. همچنین برای جامعهای که در طول قرنها رشد جمعیتی چشمگیری نداشت، کارآمد بود.
سه) اقتصاد اسرائیل تحت قانون (شریعت) خدا، از جمله قانون یوبیل، مسیری مابین سرمایهداری افسار گسیخته و سرکوب یک اقتصاد تحت کنترل حکومت را یافت. «یوبیل اقدامی شگفتانگیز بود، و خدمت بسیار بزرگی به دین، آزادی و استقلال قوم یهود بود.» (کلارک)
چهار) «قرضها میبایست بخشوده میشد، بردگان آزاد میشدند، بنابراین کوههای ثروت و درههای فقر تا حدی هموار میگشتند، و قوم (ملت) به چارچوب اصلی خود یعنی جامعه کشاورزی ساده متشکل از مالکان کوچک که هر یک زیر درخت تاک و انجیر خویش مینشینند، بازمیگشتند.» (مَکلارِن)
پنج) امروزه، برخی از اصول سال یوبیل برای جامعۀ پیشرفته، برکتی محسوب میشود، از جمله نظام لغو قرضها در هر پنجاه سال. با اینحال، از آنجا که خدا برای مردمان امروزی در سراسر جهان زمینی را اختصاص نداد، چنانکه برای قوم اسرائیل در یوشع بابهای ۱۳-۲۱ این را انجام داد، نمیتوانیم همه اصولِ یوبیل را در نظر گرفته و آن را در دنیای امروزی بهکار بگیریم.
۳. آیات (۱۸-۲۲) تدارک خدا برای سال شبّات.
پس فرایض مرا به جا آورید و قوانین مرا نگاه داشته، به آنها عمل کنید تا در زمین در امنیت ساکن شوید. آنگاه زمین ثمر خود را خواهد داد، و شما سیر خواهید خورد و در زمین در امنیت خواهید زیست. اگر بگویید: ”پس در سال هفتم چه بخوریم، زیرا نه میتوانیم بکاریم و نه میتوانیم محصول خود را گرد آوریم؟“ من در سال ششم برکت خود را بر شما امر خواهم کرد، و محصول زمین برای سه سال کافی خواهد بود. چون در سال هشتم میکارید، از محصول کهنه تا سال نهم بخورید؛ یعنی تا محصول برسد، از کهنه بخورید.
الف) پس فرایض مرا به جا آورید و قوانین مرا نگاه داشته، به آنها عمل کنید تا در زمین در امنیت ساکن شوید: خدا وعده داد که اگر قوم اسرائيل اطاعت کنند، او در سال ششم آنقدر مهیا خواهد نمود که نه تنها برای سال هفتم که زمین در استراحت است تأمین گردند، بلکه آنان برای حدود سه سال بعد نیز از محصول سال ششم بخورند.
ب) من در سال ششم برکت خود را بر شما امر خواهم کرد: اگر قوم اسرائیل به خدا اعتماد میکرد، چنانکه او در سال ششم وعده داده بود ــ در سال ششم به اندازه کافی برای سه سال مهیا کند ــ خدا وعده داد برکت را بر آنان امر نماید. وعده آنقدر سرشار از اطمینان بود که خدا گفت به آن امر خواهم نمود.
یک) اگر از خدا اطاعت کنیم ـ حتی زمانیکه معقول نیست ـ میتوانیم اعتماد داشته باشیم که او همه نیازهای ما را برآورده خواهد ساخت. اگر ابتدا در پی پادشاهی و عدالت او باشیم، همه نیازهای کاربردی فراهم خواهند شد (متی ۳۳:۶).
قوانینی در مورد آزادی اموال.
۱. آیهٔ (۲۳) اصل اساسی.
زمین را نمیتوان برای همیشه فروخت، زیرا زمین از آنِ من است، و شما نزد من غریب و میهمان هستید.
الف) زیرا زمین از آنِ من است: کل زمین از آنِ خداوند است (مزمور ۱:۲۴). با اینحال خدا برای سرزمین اسرائیل آنقدر توجه خاص قائل است که آن را سرزمین مقدس خویش میخواند (زکریا ۱۲:۲). در اینجا خدا به روشی خاص اعلام نمود که سرزمین اسرائیل متعلق به اوست و این فراتر از معنایی است که تمام زمین از آنِ اوست.
یک) طبق تئوری، قوم برگزیدهٔ خدا و نمایش رهایی و رستگاری میتوانست تقریباً در هر مکانی از جهان متمرکز گردد. با اینحال او سرزمین اسرائیل را بهعنوان آن سرزمین خاص برگزید. از نظر جغرافیایی، منطقهای است که در آن خدا طرح و نقشهٔ اعصار خویش را در آن متمرکز نموده است.
ب) زمین را نمیتوان برای همیشه فروخت: بهدلیل اینکه به مفهومی خاص، سرزمین وعده از آنِ خدا بود، میتوانستند آن را اجاره کنند، اما هرگز فروخته نمیشد. هر اجارهنامه در سال یوبیل منقضی میشد. بهعلاوه اجارهنامه میتوانست توسط یک ولّی در هر زمان بازخریداری شود (لاویان ۲۵:۲۵).
ج) شما نزد من غریب و میهمان هستید: میتوان گفت که سرزمین وعده در واقع هرگز به اسرائیل تعلق نداشت؛ بلکه به خدا تعلق داشت. در این امر، خدا به قوم اسرائیل یادآوری نمود که خانهٔ واقعی آنان در آسمان است، همراه با او؛ و آنان تنها غریبان و میهمانان این زمین هستند. این امروز در مورد مسیحیان نیز صادق است (اول پطرس ۱۱:۲ و عبرانیان ۱۳:۱۱).
یک) پیوسته غریب و میهمان بودن برکت و موهبتی بهنظر نمیآید. اما اینکه خدا به ما میگوید شما نزد من غریب و میهمان هستید همه چیز را تغییر میدهد. با خدا بودن بدین معناست که همه چیز از آنِ ماست و ما شهروندی و وطنی به مراتب بهتر داریم.
۲. آیات (۲۴-۲۸) نقش خویشاوند (ولّی) بازخرید کننده.
در تمام زمینِ مِلک شما، امکان بازخریدِ زمین فراهم باشد.«اگر برادرت فقیر شود و قسمتی از مِلک خود را بفروشد، باید ولیّ یعنی نزدیکترین خویشِ او بیاید و آنچه را که برادرش فروخته است، بازخرید کند. اگر کسی ولیّای نداشته باشد، اما وضع خود او بهتر شود و از عهدۀ بازخرید آن برآید، باید سالهایی را که از فروش آن گذشته بشمارد، و مابهالتفاوت را به شخصی که زمین را از او خریده بود بپردازد؛ آنگاه میتواند به مِلک خود بازگردد. اما اگر یارای باز پس گرفتن آن نداشته باشد، آنگاه آنچه فروخته است تا سال یوبیل نزد خریدار باقی خواهد ماند. و در یوبیل، آزاد خواهد شد، و او خواهد توانست به مِلک خود بازگردد.
الف) در تمام زمینِ مِلک شما، امکان بازخریدِ زمین فراهم باشد: این کارِ بازخریدِ زمین از طریق ولّی انجام میشد (در عبری goel «گوئیل»است). گوئیل، ولّیِ تعیین شدهای بود که حق (مسئولیت) انجام این امور ضروری را در طایفه و خانواده داشت:
· گوئیل فردی از اعضای خانواده را که به غلامی فروخته میشد را بازخرید مینمود.
· گوئیل زمین یا میراثی را که خارج از خانواده فروخته میشد را بازخرید مینمود.
· گوئیل انتقامِ قتل عضوی از خانواده را میگرفت.
یک) کتاب روت عملِ معامله و داد و ستد یک ولّی را توصیف میکند. هنگامی که نعومی در فقر و بدهی از موآب بازگشت، نزدیکترین ولّیِ او قصد داشت زمین را برای او بازخرید نماید، اما وقتی متوجه گردید که باید با روت ازدواج کند و وارثی برای ملک خویش آورَد، از این کار دست کشید. هنگامیکه نزدیکترین ولّی به تعهد خویش عمل ننمود، بوعَز نزدیکترین ولّیِ بعدی بود که او این مسئولیت را بهخاطر محبتش به روت انجام داد (روت ۳).
دو) گوئيل همچنین تصویری شگفتانگیز از ولّی ما عیسی است:
· عیسی ما را از بردگیِ گناه بازخرید نمود (رومیان ۲۴:۳ و اول قرنتیان ۲۰:۶).
· عیسی میراث ما را و بلکه بیشتر به ما بازمیگرداند. «آنچه در آدمِ نخست از دست دادیم، در انسان دوم بیشتر نیز بهدست آوردهایم. برای معصومیت، پاکی را داریم؛ بهمنظور مشارکت بیرونی با خدا، ساکن شدن او را؛ و بهمنظور لذت از بهشتی زمینی، کمال برکت و شادی خدا را داریم.» (مِیِر)
· عیسی انتقام قتلِ جانِ قوم خویش را میستاند و کسی را که برای کشتن آمد؛ شکست میدهد (یوحنا ۱۰:۱۰).
سه) گوئیل، غلام یا اموال را با پرداخت پول بازخرید میکرد. «ما نیز بازخرید شدهایم، اما نه با چیزهایی فانی، بلکه با خون گرانبهای مسیح. ما به حق آزاد گشتهایم، و باید تنها بر اساس آن آزادی که مسیح قیام کرده برایمان فراهم آورد ادعا و عمل نماییم.» (مِیِر)
ب) باید سالهایی را که از فروش آن گذشته بشمارد، و مابهالتفاوت را بپردازد: هنگامیکه گوئیل (ولّی) از طرف خانواده زمین را بازخرید میکرد، بهای آن براساس این که چند سال از فروش آن زمین گذشته و تا یوبیل بعد تعیین میشد.
یک) «احتمالاً او پولی را که قبلاً دریافت کرده بود با کسر مبلغی که خریدار از زمان فروش زمین بهدست آورده بود به خریدار بازپس میداد. هر قدر به سال یوبیل بعدی نزدیکتر میشد ارزشِ اموال نیز کاهش مییافت.» (روکِر)
ج) در یوبیل، آزاد خواهد شد، و او خواهد توانست به مِلک خود بازگردد: اگر ولّی قادر نبود که برادرش را پیش از یوبیل از بدهی خریداری نماید، زمین در سال یوبیل به شخص بدهکار بازخواهد گشت.
۳. آیات (۲۹-۳۴) استثنا برای زمین در شهرهای حصاردار (محصور).
اگر کسی خانۀ مسکونی در شهر حصاردار بفروشد، تا یک سال پس از فروش، حقِ بازخرید آن را خواهد داشت؛ او تا یک سال حق بازخرید دارد. اگر تا یک سالِ تمام آن را بازخرید نکرد، خانۀ مسکونی واقع در شهرِ حصاردار بهطور دائم و نسل اندر نسل از آنِ خریدار خواهد بود، و در سال یوبیل آزاد نخواهد شد. اما خانههای روستاها که حصار گرد خود ندارند، جزو مزارع شمرده خواهند شد. آنها را میتوان بازخرید کرد، و باید در سال یوبیل آزاد گردند. و اما در خصوص شهرهای لاویان، آنان میتوانند خانههای واقع در شهرهای متعلق به خود را هر زمان بازخرید کنند. هرآنچه از مایملک لاویان قابل بازخرید باشد، یعنی خانۀ فروخته شده در شهرهای متعلق به ایشان، در سال یوبیل آزاد خواهد شد؛ زیرا خانههای واقع در شهرهای لاویان، مایملک ایشان در میان بنیاسرائیل است. اما چراگاههای حومۀ شهرهای لاویان نباید فروخته شود، زیرا مِلک ابدی ایشان است.
الف) اگر کسی خانۀ مسکونی در شهر حصاردار بفروشد، تا یک سال پس از فروش، حقِ بازخرید آن را خواهد داشت: قوانین مالکیت چنانکه در آیات قبلی توضیح داده شد، در مورد املاک شهری (شهر حصادار) صدق نمیکند. قوانینی که قبلاً شرح داده شد در مورد زمینهای روستایی که اسرائیلیان باستان در آن زیست میکردند اعمال میشد. برای آنان زمین چیزی فراتر از مکانی برای زندگی بود یعنی جایی برای امرار معاش بود.
یک) «ظاهراً دلیل این تمایز در این حقیقت نهفته است که خانههای داخل شهرهای حصاردار خارج از قلمرو میراثِ اموال خانوادگی قرار میگرفت و برای بقای اقتصادی خانواده حیاتی نبود.» (روکِر)
ب) خانۀ مسکونی واقع در شهرِ حصاردار بهطور دائم و نسل اندر نسل از آنِ خریدار خواهد بود: در شهر، مِلک تنها مکان برای زندگی بود. بنابراین بدون در نظر گرفتن محدودیتهایی که در مورد تقسیم اولیهٔ زمین، در هنگام ورود قوم اسرائیل به سرزمین وعده اعمال شد، میتوان آزادانه این اموال را خرید یا فروخت.
ج) هرآنچه از مایملک لاویان قابل بازخرید باشد، یعنی خانۀ فروخته شده در شهرهای متعلق به ایشان، در سال یوبیل آزاد خواهد شد: با اینحال، یک استثنا از قوانین خاص در مورد املاک شهری وجود داشت. مایملک لاویان برای همیشه از آنِ ایشان خواهد بود، و در هر زمان، در شهر و مناطق روستایی قابل بازخرید بود.
توجه و اهمیت به فقرا.
۱. آیات (۳۵-۳۸) دستگیری از فقرا.
اگر برادرت فقیر شود و محتاج تو گردد، از او مانند غریب و میهمان دستگیری کن تا بتواند در جوار تو زندگی کند. از او رِبا و سود مَسِتان، بلکه از خدای خود بترس، تا برادرت بتواند در جوار تو زیست کند. نقد خود را به رِبا به او مده و نه خوراک خود را به سود. من یهوه خدای شما هستم، که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان را به شما ببخشم، و خدای شما باشم.
الف) اگر برادرت فقیر شود: این فرامین بهطور خاص کسب درآمد از بدبختی برادر فقیر را منع میکند. بهجای سود بردن از فلاکتِ یک برادر فقیر، فرمان بهسادگی این بود که: از او… دستگیری کن.
ب) از او رِبا و سود مَسِتان، بلکه از خدای خود بترس، تا برادرت بتواند در جوار تو زیست کند: عیسی فرمانی مشابه را در لوقا ۳۴:۶ صادر نمود، وقتی پرسید که اگر تنها به آنانی که میدانیم قادرند به ما عوض دهند، کمک کنیم و یا چیزی بدهیم، ما را چه برتریای وجود دارد.
یک) «ربا، در حال حاضر حاکی از سود نامشروع پول است.» (کلارک)
دو) «حزقیال نبی، ربا را بهعنوان جدیترین جنایات از جمله قتل و زنا برشمرد. (حزقیال ۱۱:۱۸-۱۳ و همینطور حزقیال ۱۲:۲۲). این قانونِ ممنوعیت رباخواری توسط جامعه پس از تبعید نقض گردید (نحمیا ۵:۱-۱۱).» (روکِر)
سه) در اروپای قرون وسطی، مسیحیان بهدلیل وجود این قوانین کتاب مقدسی برضد رباخواری، اغلب از قرض دادنِ پول با بهره خودداری میکردند. مسیحیان به انگیزهٔ نفرت از یهودیان، اغلب آنان را به مشاغلی سوق میدادند که بهنظر فرومایه و پست تلقی میشد ــ جمعآوری مالیات، اجاره و قرض دادنــ مسیحیان این مشاغل را بهعنوان بلای گریزناپذیری میدانستند و فکر میکردند که یهودیان را وادار به تحمل بلایِ ضروری میساختند. اما به همین خاطر یهودیان در اروپای قرون وسطی بر بسیاری از جنبههای بانکداری و تجارت مالی تسلط یافتند که این امر اغلب باعث حسادت و رنجش مسیحیان اروپا میگشت.
ج) من یهوه خدای شما هستم، که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان را به شما ببخشم: مهربانی و سخاوتمندی خدا نسبت به قوم اسرائیل نمونهای بود از نوعِ مهربانی و سخاوتمندی که آنان میبایست به دیگران نشان میدادند.
۲. آیات (۳۹-۴۶) زمانیکه یک عبرانی بهدلیل بدهی، غلام میگردد.
اگر برادرت نزد تو فقیر شود و خود را به تو بفروشد، او را به خدمت غلامی مگمار؛ بلکه چون کارگرِ مزدبگیر و میهمان نزد تو باشد، و تا سال یوبیل نزد تو خدمت کند. آنگاه از نزد تو بیرون رود، او و فرزندانش، و نزد طایفۀ خود و به ملکِ پدران خویش بازگردد. زیرا آنان غلامان منند، که ایشان را از سرزمین مصر بیرون آوردم؛ پس نباید به غلامی فروخته شوند. بر او بیرحمانه حکم مَران، بلکه از خدای خود بترس.«و اما در خصوص غلامان و کنیزانتان، که به شما تعلق دارند، آنها باید از اقوام پیرامون شما باشند؛ از آنها میتوانید غلامان و کنیزان برای خود بخرید. نیز میتوانید از فرزندان بیگانگانی که نزد شما غربت گزیدهاند و از طایفههای آنها که نزد شما هستند و در سرزمین شما زاده شدهاند، غلامان و کنیزان بخرید؛ و آنان جزو اموال شما خواهند بود. میتوانید ایشان را پس از خود برای پسرانتان واگذارید تا دارائی موروثی باشند و آنها را تا ابد به غلامی بگیرید. اما در خصوص برادرانتان بنیاسرائیل، کسی نباید بر دیگری بیرحمانه حکم براند.
الف) او را به خدمت غلامی مگمار: در دنیای باستان این برای شخص امری عادی بود که بهخاطر فقر تهدیدکنندهٔ زندگی یا عدم توانایی در پرداخت قرضها، تبدیل به غلام شود. شریعت موسی به یک اسرائیلی اجازه نمیداد که با برادر خویش این کار را انجام دهد. او نمیبایست بهعنوان یک غلام در نظر گرفته میشد، بلکه بهعنوان کارگر مزدبگیر یا میهمان بود.
یک) هرچند در دنیای امروزی تقریباً ارتباط برقرار کردن با این امر غیرممکن است، این نوع بردهداری در دنیای باستان ضروری و مفید بود. در اغلب تاریخِ بشریت، فقیرترین مردمان گاهی با انتخاب مرگ بر اثر گرسنگی یا برده شدن مواجه بودند. در چنین شرایطی نمیتوان بردگی را امر نیکو قلمداد کرد، اما بهیقین بر گزینهٔ (مرگ) ترجیح داده میشد.
دو) غلام: «کلمهٔ عبریای که معمولاً غلام ترجمه شده است، “فرمانبردار” یا فردی میباشد که تحت اقتدار شخصی است که در سلسله مراتب از او بالاتر در نظر گرفته میشود. ممکن است این عبارت در مورد کابینهٔ وزیر که زیر نظر پادشاه خدمت میکند، یا یک افسر ارتش که زیر نظر فرمانده عالیرتبهٔ خویش است و یا غلامی که زیر نظر ارباب خویش خدمت میکند بهکار برود.» (پیتر کنتس)
ب) تا سال یوبیل نزد تو خدمت کند: برادر اسرائیلی که بهعنوان کارگرِ مزدبگیر یا میهمان در نظر گرفته میشد، زمانیکه بدهیاش پرداخت میشد میتوانست از تعهدش آزاد گردد. اما هر کارگر مزدبگیر و میهمانی بدینگونه در سال یوبیل آزاد میشد.
یک) زیرا آنان غلامان منند: «کلمهٔ عبری بهکار رفته در اینجا در واقع “برده” است؛ همانطور که در آیه ۳۹ میباشد و باید به شیوهای ترجمه گردد که ارتباط بین این عبارت و آیات قبل واضح و روشن باشد. قوم اسرائیل بردگان مصریان بودهاند، اما زمانیکه رهایی یافتند، به مالکیت کسی که آنان را فدیه داد درآمدند، یعنی خودِ خداوند.» (پیتر کونتس)
ج) بر او بیرحمانه حکم مَران، بلکه از خدای خود بترس: خدا فرمان داد که با غلامان و کارگران بدرفتاری نشود. از آنان نباید بیش از حد کار کشید یا به زیانشان باشد. خدا به شرایط کار کردن اهمیت میدهد و نمیخواهد با کارگران در کارشان بدرفتاری شود.
یک) «کار فراتر از حدِ توان، یا کار طولانی مدت، یا کار در مکانهای ناسالم و ناخوشایند یا بدون خوراک کافی و غیره کاری است سختگیرانه (بیگاری) و متعاقباً غیر انسانی، و این قانون نه تنها برای دورهٔ موسی و قوم یهود، بلکه برای هر دورهای و هر قومی در زیر آسمان وضع گردیده است.» (کلارک)
د) اما در خصوص غلامان و کنیزانتان، که به شما تعلق دارند، آنها باید از اقوام پیرامون شما باشند؛ از آنها میتوانید غلامان و کنیزان برای خود بخرید: غلامان بیگانه ناشی از بدهی یا فقر با اسرائيلیانی که بهدلیل بدهی به غلامی سپرده میشدند، حقوق یکسانی نداشتند. آنان میبایست بهطور مادامالعمر بهعنوان برده نگاه داشته میشدند (با این فرض که بدهی و تعهداشان هرگز پرداخت نمیشد)، اگرچه میبایست با آنان رفتاری انسانی صورت میگرفت (خروج ۸:۲۰-۱۱).
یک) خروج ۱۶:۲۱ بهطور خاص میگوید که ربودن یک انسان محضِ فروختن او گناه و در اسرائيل ممنوع بود. بعدها عاموس نبی صور را بهخاطر تجارت بردگان بهعنوان نقض پیمان برادری سرزنش نمود (عاموس ۹:۱-۱۰).
دو) این تفاوتی ظریف اما مهم میان بردهداری بهشکلی که معمولاً انجام میشد (و میشود) و بردهداری به شکلی که در کتاب مقدس مقرر شد. اغلب بردهداری (باستانی و امروزی) در واقع نوعی آدمربایی بود ــ گرفتن و حبس کردن برخلاف میل فرد. چنانکه در کتاب مقدس مقرر است (و در برخی از فرهنگهای باستان انجام میشد) بردهداری با میل فرد (معمولاً بهعنوان پرداخت قرض) و یا در موارد جنگ و یا جایگزینی برای مرگ پذیرفته میشد. در اسرائیل باستان، مردمی از سایر فرهنگها ربوده یا به بردگی نمیرفتند (چنانکه در تجارت بردهداری در آفریقا انجام میگرفت).
۳. آیات (۴۷-۵۵) بازخرید یک غلام عبرانی از یک بیگانه.
اگر غریب یا میهمانی نزد شما دولتمند گردد، و برادرت نزد او فقیر شود و خود را به غریب یا میهمانی که نزد شماست و یا به یکی از طایفۀ آن غریب بفروشد، پس از فروخته شدن، حق بازخرید خواهد داشت. یکی از برادرانش میتواند او را بازخرید کند، یا عمو یا پسرعمویش میتواند او را بازخرید کند؛ یا خویشاوندی نزدیک از طایفهاش میتواند او را بازخرید کند؛ یا اگر خود دولتمند شود، میتواند خود را بازخرید کند. با خریدار خود از سالی که خود را به او فروخت تا سال یوبیل حساب کند، و بهای او بسته به شمار سالها باشد؛ با او باید بر حسب روزهای کار یک کارگر مزدبگیر حساب شود. اگر هنوز سالهای زیادی باقی مانده باشد، باید به همان اندازه مقداری از بهای فروش خود را جهت بازخریدِ خود بپردازد. و اگر سالهای کمی تا سال یوبیل باقی مانده باشد، باید به اندازۀ سالهای خدمتش حساب کرده، جهت بازخریدِ خود بپردازد. او باید با وی همچون کارگر مزدبگیری که سال به سال استخدام میشود رفتار کند؛ و نباید در نظر شما بیرحمانه بر وی حکم براند. اگر از این راهها بازخرید نشود، او و فرزندانش با وی باید در سال یوبیل آزاد گردند؛ زیرا مَنَم آن که بنیاسرائیل غلام اویند. آنان غلامان منند، که ایشان را از سرزمین مصر بیرون آوردم: من یهوه خدای شما هستم.
الف) خود را به غریب یا میهمانی که نزد شماست بفروشد: این امر به مردی اسرائیلی میپردازد که مجبور بود خود را به بیگانهای بفروشد، که به حقوق او در شریعت خدا احترام نمیگذارد.
ب) پس از فروخته شدن، حق بازخرید خواهد داشت: همانند بازخرید زمین، ولّی مسئول بود که در صورت توان، غلام عبرانی را از بردگی بازخرید نماید و بهای آن نسبت به سال یوبیل برآورد میشد. اگر نمیتوانست زودتر بازخرید شود، میبایست در سال یوبیل آزاد گردد.
ج) مَنَم آن که بنیاسرائیل غلام اویند: توجه و مراقبتِ خدا از قوم اسرائیل و رهایی آنان بر اساس این انگاره بود که آنان نخست غلامان خداوند، خدای عهد خویش بودند.