فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
لاویان باب ۱۱- حیوانات پاک و ناپاک.
قوانین مربوط به خوردن حیوانات خشکی، دریا و آسمان.
۱. آیات (۱-۸) پستانداران خشکی که میتوان آنها را خورد یا نمیتوان نخورد.
خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، به ایشان گفت: «قوم اسرائیل را بگویید: از میان همۀ حیوانات خشکی، این جانداران را میتوانید بخورید: هر حیوان شکافتهسُم را که سُمَش شکاف کامل دارد و نشخوار میکند، میتوانید بخورید. اما از میان حیوانات نشخوارکننده یا شکافتهسُم، اینها را نباید خورد: شتر، زیرا نشخوار میکند ولی شکافتهسُم نیست، و از این رو بر شما حرام است. خرگوش کوهی، زیرا نشخوار میکند اما شکافتهسُم نیست؛ از این رو بر شما حرام است. و نیز خرگوش، زیرا نشخوار میکند اما شکافتهسُم نیست، و از این رو بر شما حرام است. و خوک اگرچه شکافتهسُم است ولی نشخوار نمیکند، از این رو بر شما حرام است. از گوشت آنها مخورید و به لاشۀ آنها دست مزنید؛ بر شما حرام است.
الف) خداوند موسی و هارون را خطاب کرده: این بخش آغازگر پنج بابِ بعدی است که به مسائل مربوط به ناپاکی تشریفاتی و جدایی از نجاست میپردازد. خدا این موضوع را به موسی و هارون فرمود؛ زیرا آنها هر دو مشغولِ مدیریت (موسی) و کهانت (هارون) بودند.
یک) پس از ۱۰ باب از قوانینی که به موضوع کاهنان و قربانیها میپردازد، «در اینجا به قوانینی میرسیم که با زندگی عادی و روزمرهٔ قوم سروکار دارد… بنابراین خدا به همه جزئیات زندگی آنان علاقمند است. او اوامر خویش را در این مورد صادر میکند که آنها چه بخورند و چه نخورند.» (مورگان)
ب) این جانداران را میتوانید بخورید: قوانینی که خدا به اسرائیل ارائه داد، به جنبههای زیادی از زندگی میپرداخت، و اینجا با بخشی از قوانین دربارهٔ اینکه آنها چه جاندارانی را میتوانند بخورند و مجاز به خوردن چه جاندارانی نیستند، آغاز میشود. خدا این قوانین را به بنی اسرائیل ارائه داد و نه به طور کلی به انسان.
یک) حتی در روزگار نوح هم بین حیوانات پاک و ناپاک تمایز وجود داشت (پیدایش ۲:۷ و ۲۰:۸)، اما این امر ممکن است تنها بهمنظور قربانی بوده باشد. با اینحال از همان ابتدا، مبنای اولیهای برای قوانینی که خدا به قوم اسرائیل داد وجود داشت.
دو) دلایلی برای قوانین مربوط به خوراک به وضوح ارائه نشده است، ولی بسیاری افراد دلایلی برای این امر مطرح کردهاند. این دلایل ارائه شده به چند دسته مختلف تقسیم میشوند: «معیارهای نمادین، اخلاقی، زیباشناختی، سلامتی و بهداشتی، ساخت شناسی (ریخت شناسی)، و الهیاتی» (روکِر). از مجموع همه این موارد، هدف از قوانین مربوط به خوراک را میتوان در سه نکته خلاصه کرد.
سه) قوانین مربوط به خوراک به اسرائیل این فرصت را میداد تا اطاعت از خدا را نشان دهد. در مجموع، قصدِ خدا این بود که اسرائیل را قوم و ملتی مقدس و مجزا از سایر ملل و مطیعِ خدا سازد؛ نه اینکه فقط به فکر شکمهای آنان باشد. درست همانطور که اولین قانونی که خدا به انسان داد مربوط به خوراکهای مجاز یا نامجاز بود؛ بنابراین این قوانین نیز بهعنوان آزمایشی از اطاعت آنها از خدا و جدا شدن آنها برای خدا به اسرائیل داده شد.
چهار) قوانین مربوط به خوراک، اسرائیل را از همسایگان غیریهودی و بتپرستِ آنان جدا میکرد. این موضوع، مشارکت و ارتباط حقیقی یک اسرائیلیِ مطیع را با مردمان سرزمینهایِ اطراف که خداوندگار یهوه را پرستش و اطاعت نمیکردند، محدود میساخت. همچنین برخی از حیواناتی که برای خوردن ناپاک اعلام شده بودند، حیواناتی بودند که نزد ادیان بتپرست تحت عنوان بت ساخته و پرستیده میشدند.
پنج) قوانین مربوط به خوراک به حفظ سلامتِ قوم یهود کمک میکرد. با اطاعت این قوانین از بسیاری از بیماریها و مشکلات جلوگیری میشد.
شش) این درک بر اساس چنین تفکری مورد حمله قرار میگیرد که اگر بین حیوانات پاک و ناپاک تمایزی وجود نداشت پس در این صورت معنایی ندارد که خدا خوردن این حیوانات را بنابر عهدجدید مجاز بداند. با اینحال تفکر بر این امر منطقی است که با گذشت بیش از ۱۵۰۰ سال از اعطایِ شریعتِ موسی به کلیسایِ قرنِ اول، درکِ بهتری درباره آنچه که باعث خطرناک ساختن گوشت و سالم ماندن برخی دیگر میشد، وجود داشت.
هفت) همچنین تفکر بر این امر نیز منطقی است که با حفظِ سلامت قوم یهود از طریق قوانین مربوط به خوراک، خدا تداوم و سعادتِ قومِ عهدِ خویش را تضمین کرد.
ج) از میان همۀ حیوانات خشکی: قوانین مربوط به خوراک با جاندارانی که معمولاً بیشتر خورده میشوند، یعنی پستاندارانی که بر روی خشکی ساکنند، آغاز میشود. برای این حیوانات، قانون سادهای وجود داشت: هر حیوان شکافتهسُم را که سُمَش شکاف کامل دارد و نشخوار میکند، میتوانید بخورید. اگر حیوانی سُم شکافته داشت (نه مانند اسب که سُمِ بدون شکاف دارد) و همینطور نشخوار کننده بود، میتوانست خورده شود (میتوانید بخورید).
د) اما از میان حیوانات نشخوارکننده یا شکافتهسُم، اینها را نباید خورد: در اینجا حیوانات زیادی ذکر شدهاند که یکی از ویژگیها را دارند یا (شکافتهسُم) هستند یا (نشخوارکننده)، اما هر دو مورد را ندارند.
یک) برای مثال، شتر و خرگوش کوهی و خرگوش همه نشخوارکننده هستند اما شکافتهسُم نیستند، بلکه دارای پنجه هستند، این قسم از حیوانات حرام محسوب میشوند و نباید خورده شوند.
ه) و خوک اگرچه شکافتهسُم است ولی نشخوار نمیکند، از این رو بر شما حرام است: علاوه بر این، خوک سُمیشکافته دارد، اما نشخوارکننده نیست -بنابراین حلال محسوب نمیشود.
یک) «اصطلاح عبری که در اینجاست به خوکِ وحشی اشاره دارد… و شاید به این دلیل است که خوک بهطور خاص حیوانی مهاجم محسوب میشود پس باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد.» (پیتر کونتس)
دو) «مشخص شده است که خوک میزبان و انتقالدهندۀ چندین نوع انگل میباشد، که برخی از آنان میتواند منجر به ایجاد کرمِنواری شوند. یکی از این کرمها، کرم نواری خوک است که بهطول ۲.۵ متر میرسد. و این کرم در گوشتی که خوب پخته نشده باشد یافت میشود.» (هریسون)
و) از گوشت آنها مخورید و به لاشۀ آنها دست مزنید؛ بر شما حرام است: اگر حیوانی حرام (نجس) محسوب گردد، نمیتوان از آن برای خوراک استفاده کرد. بهعلاوه نمیتوان به حرام (نجس) چه زنده و چه مُرده، دست زد.
۲. آیات (۹-۱۲) آبزیانی را که میتوان خورد و آبزیانی را که نمیتوان خورد.
«از هرآنچه در آبها است، اینها را میتوانید بخورید: هرآنچه را در آبها که باله و فلس دارد، خواه در دریا و خواه در رودخانه، میتوانید بخورید. اما هر چه در دریا یا رودخانه که باله و فلس نداشته باشد، از جنبندگان کوچک آبزی گرفته تا دیگر جاندارانی که در آبها هستند، بر شما مکروه است. از آنها کراهت داشته باشید؛ از گوشت آنها مخورید و لاشۀ آنها را مکروه بدارید. هرآنچه در آبها که باله و فلس نداشته باشد، بر شما مکروه است.»
الف) از هرآنچه در آبها است، اینها را میتوانید بخورید: در این باره نیز قانون است: هر موجودِ آبزی که دارای باله و فلس باشد حلال است و میتواند خورده شود.
یک) «شواهدی وجود دارد که نشان میدهد رومیان و مصریان نیز از ماهی بدون فلس اجتناب میکردند. از آنجا که این نوع ماهیان اغلب در کف دریا پرسه میزنند، ممکن است بهعنوان ماهیان لاشخور محسوب شوند. بنابراین آنها نیز حامل انگلهای متعددی بودند.» (روکِر)
ب) هرآنچه را در آبها که باله و فلس دارد، خواه در دریا و خواه در رودخانه، میتوانید بخورید: بر اساس این اصل، بجز ماهیانی مثل گربه ماهی که فاقد فلس است، بیشتر ماهیان پاک محسوب میشدند. صدف حرام است؛ زیرا صدفها، خرچنگ، صدف خوراکی، خرچنگ دریایی هیچکدام باله و فلس ندارند. بنابر قوانین مربوط به خوراک که به اسرائیل داده شده، همه اینها مکروه هستند و نمیتوانند خورده شوند.
۳. آیات (۱۳-۱۹) پرندگان یا سایر موجوداتِ بالداری را که میتوان خورد یا نمیتوان خورد.
از میان پرندگان، از اینها کراهت داشته باشید و آنها را مخورید زیرا که مکروهند: عقاب، لاشخور، لاشخور سیاه، زَغَن و شاهین از هر نوع؛ کلاغ از هر نوع؛ شترمرغ، جغد، مرغ نوروزی، و باز از هر نوع؛ بوم، قرهغاز، جغد بزرگ، جغد سفید، جغد صحرایی؛ کرکس، لکلک، مرغ ماهیخوار از هر نوع؛ هُدهُد و خُفاش.
الف) از میان پرندگان، از اینها کراهت داشته باشید: هیچ قانونی برای تعیین پاک بودن یا ناپاک بودن یک پرنده ارائه نشد. اما بهجای آن پرندگان خاصی (در مجموع بیست پرنده) ذکر شده است که بهعنوان پرندگان مکروه هستند و نباید خورده شوند.
ب) عقاب، لاشخور، کرکس: نکتهٔ مشترک بین اغلب این پرندگان این است که یا شکارچی هستند یا لاشخور. لذا این پرندگان نجس محسوب میشدند.
یک) «بسیاری از محققان معتقدند که شکارِ دیگر حیوانات با این احتمالِ واقعی همراه بود که این پرندگان خون حیواناتِ قربانی شده را میخوردند؛ و به همین دلیل این پرندگان ناپاک محسوب میشدند.» (روکر)
۴. آیات (۲۰–۲۳) حشراتی را که میتوان خورد و نمیتوان خورد.
همۀ حشرات بالدار که بر چهار پا میروند بر شما مکروهند. اما از میان حشرات بالداری که بر چهار پا میروند، آنها را که بر پاهای خود ساقهای متصل برای جَهیدن بر زمین دارند، میتوانید بخورید. از آنها، این حشرات را میتوانید بخورید: ملخ از هر نوع، دَبا از هر نوع، حَرجَوان از هر نوع، و حدب از هر نوع. اما همۀ دیگر حشرات بالدار که چهار پا دارند، بر شما مکروهند.
الف) همۀ حشرات بالدار که بر چهار پا میروند بر شما مکروهند: در میان حشرات، هر حشرهٔ خزنده (از قبیل مورچه یا سوسک) ناپاک در نظر گرفته شده است. با اینحال اگر حشرهٔ بالداری که بر پاهای خود ساقهای متصل داشته باشد میتوان آن را خورد. نمونههایی از این حشراتِ حلال برای خوردن: ملخ صحرایی، جیرجیرک، ملخ هستند.
یک) «ملخ صحرایی نه تنها در دوران باستان، بلکه در زمان یحیی تعمید دهنده (متی ۴:۳) و حتی در روزگار کنونی نیز خورده میشود. شخصی به نام دکتر شاو در منطقهٔ Barbary ملخ صحرایی را (بهشکل سرخ شده و نمک زده) خورد و دربارهٔ طعم آن به ما میگوید که همانند شاهمیگو است.» (کلارک)
ب) که بر چهار پا میروند: برخی اینطور فکر میکنند که این بدان معناست که موسی از این بیخبر بود و نمیدانست که اغلب حشرات شش پا دارند. بنابراین عبارتی که برای (بر چهار دست و پا میروند) استفاده شده، لزوماً به این معنا نیست.
یک) «از آنجا که حشرات بهعنوان یک طبقهبندی، معمولاً دارای شش پا هستند، پس این عبارت به سختی میتواند حشرات را چهار پا توصیف کند. مرجع برای این امر بهطور آشکارا حرکت آنهاست که شبیه به راه رفتن و دویدن یک حیوان چهارپاست.» (هریسون)
دو) «این عبارت احتمالاً به مفهومی غیرِ تحتالفظی یعنی «خزیدن» استفاده شده است، و در موردِ هر جاندارِ پرندهای که بیش از دو پا داشته باشد بهکار رفته است.» (پیتر کونتس)
موارد بیشتر در مورد حیوانات حلال و حرام.
۱. (آیات ۲۴-۲۸) دفع لاشهٔ حیوانات حرام و ناپاک.
«به آنها نجس خواهید شد. هر که به لاشۀ آنها دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود. هر کس هر قسمت از لاشۀ آنها را برگیرد باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد. هر حیوانی که شکافتهسُم است اما سُمَش شکاف کامل ندارد یا نشخوار نمیکند، بر شما حرام است؛ هر که به آنها دست بزند، نجس خواهد شد. از میان جاندارانی که بر چهار پا راه میروند، همۀ آنها که بر پنجه راه میروند بر شما حرامند؛ هر که به لاشۀ آنها دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود، و کسی که لاشۀ آنها را برگیرد باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد. آنها بر شما حرامند.
الف) هر که به لاشۀ آنها دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود: هنگامیکه حیوانات ناپاک مردند، نمیتوان آنها را در جامعهٔ انسانی رها کرد تا گندیده شوند، بلکه میبایست آنها را دفع میکردند. اما افرادی که این حیوانات نجس را از بین میبردند، باید با شستشوی خود و قرنطینه کردن کوتاه مدت خود (تا غروب) این نجاست را برطرف میکردند.
یک) بدان معنا که اگر در روستایی در اسرائیل موش مردهای یافت میشد، میبایست با دقت و فوراً آن را از بین میبردند، و شخصی که آن را از بین برده بلافاصله پس از آن شستشو میشد. این کار بهطور قابل توجهی به پیشگیری از بیماری کمک میکرد. زمانیکه طاعونِ بوبونیک یا همان مرگ سیاه در دههٔ ۱۳۰۰ یک چهارم جمعیت اروپا را از بین بُرد، بسیاری از جوامع یهودی بهخاطر رعایت مقرراتِ بهداشتی تا حد زیادی در امان ماندند. متأسفانه، بهدلیل اینکه این جوامع یهودی اغلب از نظر میزان مرگ و میر ناشی از طاعون در امان بودند، بارها به اتهام ایجاد طاعون مورد مجازات قرار گرفتند. بنابراین این اتفاقات فصلهای غمانگیزی در تاریخ مسیحیت را رقم زد.
ب) هر کس هر قسمت از لاشۀ آنها را برگیرد باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد: این امر نشان میدهد که نجاست تشریفاتی با بودن در وضعیت گناه یکسان نبود. یعنی برای رفع حالت نجاست تشریفاتی، نیازی به قربانی نبود. بنابراین این فقط یک حالت نجاست تشریفاتی محسوب میشد که باید مورد ملاحظه قرار میگرفت.
۲. آیات (۲۹-۳۰) حیوانات ناپاک دیگر یعنی خزندگان و دیگر جُنبندگان.
از میان جنبندگان کوچکی که بر زمین میجنبند، اینها بر شما حرامند: راسو، موش، هر نوع سوسمار از قبیل مارمولک، سوسمار زمینی، سوسمار معمولی، بُزمَجه و آفتابپرست.
الف) راسو، موش: این گروهبندیِ مختصری از حیواناتی است که بر روی زمین میجُنبند و شامل پستانداران از جمله راسو و موش میشود. ذکرِ این موارد بنابر مقتضیات آیات ۱-۸ در نظر گرفته نشده بودند، اما برای وضوح مطلب در اینجا تکرار شدند.
ب) هر نوع سوسمار از قبیل مارمولک: علاوه بر این خزندگان (و نیز جُنبندگانی که بر زمین میخزند) قابل خوردن نیستند.
۳. آیات (۳۱-۳۸) انتقالِ نجاست از حیواناتِ نجس.
اینها از میان تمامی جنبندگان کوچک بر شما حرامند. هر که به مُردۀ آنها دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود. هر چیزی که مُردۀ یکی از آنها بر آن افتد نجس خواهد بود، از هر شئ چوبین، یا پارچه، یا پوست، یا پلاس، یعنی هر شیئی که به هر منظور از آن استفاده میشود. باید آن را در آب گذاشت، و تا شامگاه نجس خواهد بود؛ پس از آن طاهر خواهد بود. اگر یکی از آنها در ظرفی سفالین افتد، هر چه در آن ظرف باشد نجس خواهد بود، و باید آن ظرف را شکست. اگر آب از چنین ظرفی بر خوراکی که آمادۀ خوردن است، ریخته شود، آن خوراک نجس خواهد بود؛ و هر آشامیدنی آمادۀ نوشیدن که در چنین ظرفی باشد، نجس خواهد بود. اگر قسمتی از لاشۀ آنها بر هر چیزی بیفتد، نجس خواهد بود؛ خواه تنور باشد خواه اجاق، باید خُرد شود. آنها نجساند و برای شما نجس خواهند ماند. با این همه، چشمه و منبع آبی که آب در آن باشد طاهر است، اما هر که به لاشهای که در آنهاست دست بزند نجس خواهد بود. اگر قسمتی از لاشۀ آنها بر بذری که باید کاشته شود بیفتد، آن بذر طاهر است. اما اگر بر آن بذر آب پاشیده شده باشد و قسمتی از لاشه بر آن بیفتد، برای شما نجس است.
الف) هر که به مُردۀ آنها دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود: از نظر بهداشتی این قوانین بسیار مهم بودند. برای مثال این قانون میگوید اگر جانور جوندهای به داخل کاسهای برود، باید آن کاسه شکسته شود. بدین ترتیب هر بیماری که جانور جونده حامل آن بوده (از جمله طاعون بوبونیک) به شخصی که از آن پیاله استفاده میکرد منتقل نمیشد.
ب) باید آن را در آب گذاشت: برخی اشیاء (همانند اشیاء چوبی، پارچه، پوست یا پلاس) را میتوان با شستشو در آب تمیز نمود. اما ظروف سفالی را باید نابود کرد (باید آن ظرف را شکست). خوراک یا نوشیدنی آلوده شده باید دور ریخته شود. وسایل آشپزی اگر در تماس با حیوانات نجس یا مُرده آلوده میشد، نجس بود.
یک) این قوانین به یک خانوادهٔ اسرائیلی این تدبیر را ارائه میداد تا از ورود آفت هر جنبندهای به داخل خانه جلوگیری نماید. بهطور کلی هیچ کس دوست نداشت که ظروف سفالی و ابزار پخت و پز و مقادیر زیادی خوراک بهخاطر آفت بیرون بریزد.
ج) اگر قسمتی از لاشۀ آنها بر هر چیزی بیفتد، نجس خواهد بود: بنابراین این قوانین همچنین یک وضعیت کلیِ از نظافت و پاکیزگی را در خانهٔ یک اسرائیلی ترویج میداد. این امر بهیقین به سلامتی و رفاه خانواده کمک میکرد.
۴. آیات (۳۹-۴۰) لاشههای حیوانات حلال (پاک).
اگر حیوانی که میتوان خورد بمیرد، هر که به لاشۀ آن دست بزند تا شامگاه نجس خواهد بود. هر که از آن لاشه بخورد باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد. هر که لاشه را برگیرد باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد.
الف) اگر حیوانی که میتوان خورد بمیرد: ظاهراً این قوانین در مورد مرگ طبیعیِ حیوانات حلال صدق میکند، نه حیواناتی که برای خوراک سلاخی میشوند یا برای قربانی ذبح میشوند.
ب) باید جامۀ خود را بشوید، و تا شامگاه نجس باشد: کسانی که به این لاشهها دست میزدند بهطور تشریفاتی نجس بودند، و باید شستشو میکردند و برای مدتی کوتاه در قرنطینه میماندند.
۵. آیات (۴۱-۴۳) حیواناتی که بر دست و پا میخزند نجس محسوب میشدند.
همۀ جنبندگان کوچکی که بر زمین میجنبند، مکروهند؛ نباید خورده شوند. هر چه بر شکم میخزد، و هر چه بر چهار دست و پا راه میرود یا پاهای بسیار دارد، یعنی هر جنبندۀ کوچکیکه بر زمین میجنبد، آنها را مخورید، زیرا مکروهند. خود را با هیچیک از جنبندگان کوچکی که میجنبد مکروه مسازید؛ خویشتن را به آنها نجس مسازید و به واسطۀ آنها نجس مشوید.
الف) همۀ جنبندگان کوچکی که بر زمین میجنبند، مکروهند: بسیاری از این حیوانات در آیات ۲۹-۳۰ مورد توجه قرار گرفتند. اما برای روشن شدن و تأکید بر موضوع در اینجا نیز تکرار شدند.
ب) خود را با هیچیک از جنبندگان کوچکی که میجنبد مکروه مسازید: خوردن این جنبندگانِ ممنوع، به شدّت گناه و حتی بتپرستی محسوب میشد. در عهدعتیق انگارهٔ مکروه اغلب با بتپرستی پیوند دارد.
۶. آیات (۴۴-۴۷) هدف خدا از قوانین مربوط به خوراک.
زیرا من یهوه خدای شما هستم؛ پس خود را تقدیس کنید و مقدس باشید، زیرا که من قدوسم. خود را با هیچ جنبندهای که بر زمین میخزد نجس مسازید. زیرا من یهوه هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم؛ پس مقدس باشید، زیرا که من قدوسم.» این است قانون حیوانات و پرندگان و هر جانداری که در آبها حرکت میکند، و هر جانداری که بر زمین میجنبد، تا میان نجس و طاهر و جاندارانی که میتوان خورد و جاندارانی که نباید خورد، تمایز قائل شوید.
الف) زیرا من یهوه خدای شما هستم: خدا ادعا میکند که حق دارد تا در هر زمینهای از زندگیِ ما از جمله درباره آنچه میخوریم صحبت کند. او محّق بود که به اسرائیل بگوید چه بخورد و یا چه نخورد.
ب) پس مقدس باشید: یکی از اهدافِ بزرگ از قوانین مربوط به خوراک برای اسرائیل تقدیس کردن آنها ـ تقدس یا جدا کردن آنهاــ از ملل غیر یهودی بود. و این قوانین، مشارکت با کسانی که خدا را خدمت نمیکردند دشوارتر میساخت.
یک) ما پیامد و تأثیر این تقدیس را در دانیال ۱ مشاهده میکنیم، جایی که دانیال و دوستانش از خوردن خوراکهای نامشروع میز پادشاه بابل خودداری کردند. پس چون خویشتن را برای عدالت خدا جدا کردند، خدا آنان را برکت داد.
ج) خود را نجس مسازید: حیوانات حرام نه تنها بنیاسرائیل را از نظر روحانی نجس میکردند، بلکه از نظر بهداشتی نیز نجاستی وجود داشت. اما قوم اسرائیل به دلیل رعایت قوانین خوراک مشروع و حلال از بسیاری از بیماریها و طاعونها مصون ماند.
یک) در میان حیوانات، آنانی که نجسترین محسوب میشدند به یکی از این سه دسته تقسیم میشدند: درندگان (نجس هستند زیرا هم گوشت و هم خون حیوانات را میخورند)، لاشخورها (نجس هستند زیرا ناقل بیماریاند و مرتباً با لاشهها سر و کار دارند)، یا خوراکهای بالقوه سمی از قبیل صدف و مانند آن. حذف اینها در رژیم غذایی اسرائیل باستان باعث بهبود سلامت آنان میشد.
دو) «بهطور کلی میتوان گفت که این قوانین، اسرائیل را از رژیم غذایی بد، جانوران موذیِ خطرناک و بیماریهای واگیردار محافظت کرد.» (هَریس)
د) زیرا من یهوه هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم: خدا خواستار این بود که قوم اسرائیل از او اطاعت کنند؛ زیرا او رهانندهٔ آنان بود. او آنان را از ۴۰۰ سال بردگیِ مصریان آزاد نمود. همچنین اسرائیل نسبت به خدا متعهد بود؛ زیرا او خالق آنان و همینطور رهاییدهنده آنان بود.
یک) برخی از مسیحیان معتقدند که ما نیز امروز ملزم و متعهد به رعایتِ این قوانینِ مربوط به خوراکِ حلال و حرام هستیم. این موضوع درست نیست. اول اینکه این قوانین به طور خاص به بنیاسرائیل داده شده بود (آیهٔ ۲). این موضوع یک بار برای همیشه در شورای اورشلیم (در اعمال ۱۵) حل وفصل گردید. در آنجا مشخص شد نیازی نیست که پیروان عیسی از قوانین موسی تبعیت نمایند. بنابراین همانطور که پولس در نامهٔ کولسیان۱۶:۲ نوشت: «پس مگذارید کسی در خصوص آنچه میخورید و میآشامید، محکومتان کند.»
دو) همچنین پولس توضیح داد که بهطور مشروع خطری برای مسیحیان وجود دارد که برخی خوراکها را برای دیگران ممنوع اعلام کنند. «امّا روح، آشکارا میگوید که در زمانهای آخر، برخی از ایمان رویگردان شده، از ارواح گمراهکننده و تعالیم دیوها پیروی خواهند کرد. ایشان ازدواج را منع میکنند و به پرهیز از خوراکهایی فرمان میدهند که خدا آفریده تا مؤمنان که از حقیقت آگاهند، با شکرگزاری از آن بهرهمند شوند. زیرا هرآنچه خدا آفریده است، نیکوست و هیچ چیز را نباید رد کرد، هر گاه با شکرگزاری پذیرفته شود، چرا که به وسیلۀ کلام خدا و دعا تقدیس میگردد» (اول تیموتائوس۱:۴، ۳-۵).
سه) در موردِ مسئلهٔ خوراک برخی از افراد در اسارت زندگی میکنند؛ آنان به برخی از خوراکهای خاصی که برایشان مفید نیست اعتیاد پیدا میکنند. اصلی که در کتاب اول قرنتیان ۱۲:۶ است به ما میآموزد که خوردنِ چیزی که برای ما مفید است عاقلانه میباشد، و ما نباید تحت کنترل خوراکی باشیم که آن را میخوریم. «”همه چیز بر من جایز است”، امّا همه چیز مفید نیست. “همه چیز بر من رواست،” امّا نمیگذارم چیزی بر من تسلط یابد.» به یقین بسیاری از افراد از مبحثِ نگرشِ انکارِ خود و انضباطِ بدنی که پولس در اول قرنتیان ۲۴:۹-۲۷ صحبت کرده است بهره میبرند.
چهار) با اینحال، جدا از این ملاحظات، مسیحیان آزاد هستند هر آنچه را میخواهند بخورند یا نخورند. و هیچکس نباید بهخاطر اینکه چیزهای خاصی را میخورد یا نمیخورد این چنین بیندیشد که در رابطهٔ درستتری با خدا بهسر میبرد. همانطور که رومیان۱۴:۱۴ میگوید: «من در عیسای خداوند میدانم و متقاعد هستم که هیچ چیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس میشمارد، برای او نجس خواهد بود.»
پنج) «اگر امروز قرار نیست که ما تحت تأثیر قواعدِ واقعی این قانونِ عبری قرار بگیریم، اصلِ مرتبط و وابسته به آن در سخنان پولس بیان میشود: “پس هر چه میکنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و خواه هر کار دیگر، همه را برای جلال خدا بکنید.” (اول قرنتیان۳۱:۱۰).» (مورگان)