فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
دوم تواریخ باب ۱۵ – احیا و اصلاح در یهودا
عَزَریا از طرف خدا هشداری را اعلام میکند.
۱. آیات (۱-۲) آسا، قوم را برای جوییدن خدا تشویق میکند.
روح خدا بر عَزَریا پسر عودید نازل شد، و او به دیدار آسا بیرون رفته، وی را گفت: «ای آسا، و ای تمامی یهودا و بِنیامین، به من گوش فرا دهید. خداوند با شما خواهد بود هرگاه شما با او باشید؛ اگر او را بجویید، او را خواهید یافت. اما اگر او را ترک کنید، او نیز شما را ترک خواهد کرد.
الف. عَزَریا پسر عودید: او یکی از انبیای کمتر شناخته شده در سالهای نخستین تشکیل قلمروی یهودا بود. او پیشقدم شد و در کمال شجاعت پیغامی را به پادشاه رساند، پادشاهی که بعد از غلبه بر حَبَشیان، غرق موفقیت بود.
ب. خداوند با شما خواهد بود هرگاه شما با او باشید: آسای پادشاه و پادشاهی یهودا بهتازگی از پیروزی مهمی بر سپاهی عظیم بهرهمند شده بودند. آسان میتوان فکر کرد که آنها همیشه مدعی لطف و برکت خدا بودند. خدا از زبان عَزَریای نبی سخن گفت و به این طریق میخواست که آنها اطاعت از خداوند را درک کنند.
ج. اگر او را بجویید، او را خواهید یافت: این اصل مهم بارها در کتابمقدس تکرار شده است و بدان معناست که وقتی ما به خدا نزدیکتر میشویم، او خود را بر ما مکشوف میکند. خدا خود را از دل جوینده مخفی نمیدارد.
· او را خواهید یافت، به شرطی که او را با تمامی دل و جان بجویید. (تثنیه ۲۹:۴)
· آنگاه که مرا بجویید، مرا خواهید یافت؛ اگر مرا بهتمامی دلِ خود بجویید. (اِرمیا ۱۳:۲۹)
· بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛ بجویید، که خواهید یافت؛ بکوبید، که در به رویتان گشوده خواهد شد (متی ۷:۷).
یک) برعکس این موضوع نیز صادق است: اما اگر او را ترک کنید، او نیز شما را ترک خواهد کرد. خدا در نهایت آنچه از او میخواهیم را به ما میدهد. خدا آنچه دل جویندهٔ او میطلبد را به آن عطا میکند و همچنین آنچه که دل ترککنندهٔ او میخواهد را نیز به او میدهد.
دو) «او فلسفهای همهگیر دربارهٔ زندگی تحت کنترل خدا ارائه میدهد… این اصل کاربردی دائمی دارد. بیانگر خدای بلاتغییر است. تمام تغییرات واضح از سوی او در واقع تغییرات در نگرش انسان نسبت به اوست. انسانْ با خدا، با او خدا را مییابد. انسانی که خدا را ترک میگوید در مییابد که ترک شدهٔ خداست.» (مورْگان)
۲. آیات (۳-۷) تشویق با توجه به نااطاعتی گذشتهٔ اسرائيل.
مدتهای مدید اسرائیل بدون خدای حقیقی بودند، و بدون کاهنی که ایشان را تعلیم دهد، و بدون شریعت. اما چون در تنگی خویش به سوی یهوه خدای اسرائیل بازگشته او را جُستند، او را یافتند. در آن روزگار برای آنان که آمد و شد میکردند امنیتی نبود، بلکه جمیع ساکنان ممالک در پریشانی عظیم به سر میبردند. قومی به دست قوم دیگر و شهری به دست شهر دیگر هلاک میشد، از آن رو که خدا ایشان را به همه نوع بلا پریشان میساخت. و اما شما نیرومند باشید و دستهایتان سست نشود، زیرا پاداش عمل خود را خواهید یافت.»
الف. بدون خدای حقیقی بودند، و بدون کاهنی که ایشان را تعلیم دهد، و بدون شریعت: عَزَریای نبی شرایط بد اسرائيل که نتیجهٔ اطمینان بیش از حد به خود و دوری از خدا بود را توصیف میکند. آنها خدا را طرد کرده بودند، کسانی که کلام خدا و خود شریعت را به آنها تعلیم میدهند.
یک) بدون کاهنی که ایشان را تعلیم دهد به ما یادآوری میکند که کهانت و لاویان وظایفی فرای اداره کردن نظام قربانی داشتند. آنها باید در سراسر قبایل اسرائیل پراکنده میشدند تا کلام خدا را به قوم تعلیم دهند.
دو) «کاهنان نقش حیاتی برای حفظ اخلاقیات و زندگی روحانی قوم داشتند (مقایسه شود با لاویان ۱۱:۱۰؛ تثنیه ۱۰:۳۳؛ ملاکی ۷:۲؛ دوم تواریخ ۷:۱۷-۹)، ولی وقتی مورد غفلت قرار گرفتند، حقیقت دربارهٔ خدا کنار زده شد و ماهیت جامعهٔ مبتنی بر عهد تضعیف گشت.» (سِلْمان)
سه) «سخن او در مورد “مدتهای مدید“ که اسرائیل بدون خدای حقیقی بود، احتمالاً به روزگار داوران اشاره دارد که قومْ بیشریعت و بیایمان زندگی میکردند (داوران ۲۵:۲۱).» (پِین)
ب. اما چون در تنگی خویش به سوی یهوه خدای اسرائیل بازگشته او را جُستند، او را یافتند: نویسندهٔ تواریخ از پیغام عَزَریا استفاده کرد تا در روزگار خودش (زمان عزرا و زمان بازگشت از تبعید) به قوم اسرائیل یادآوری کند، حتی هنگامیکه قوم بهخاطر نااطاعتی خودشان در وضعیت نامساعدی قرار گرفتند، همچنان هنگامیکه به سوی یهوه خدای اسرائیل بازگشته، خدا آنها را احیا نمود.
ج. اما شما نیرومند باشید…زیرا پاداش عمل خود را خواهید یافت: علیرغم مشکلات عظیمی که خدا بر قوم پیش از این نامطیع خود نازل کرد، آسای پادشاه باید به دل خدا جهت بخشش و احیا امیدوار باشد.
یک) «نبوتی غیرمعمول است، زیرا توضیحی از بخشهای قبلی عهد عتیق ارائه میدهد، اگرچه بهعنوان نمونهای از سخنان کتاب تواریخ، غیرمعمول نیست. سبک آن وعظگونه است، ولی خصلت نبوتی آن بیدرنگ و در حالت دستوری و نهایی آن نمایان میشود.» (سِلْمان)
اصلاحات آسای پادشاه.
۱. آیات (۸-۹) آسا آن سرزمین را پاک میسازد و کل قوم را برای پرستش گِرد میآورد.
چون آسا این سخنان و نبوت عَزَریا پسرِ عودید نبی را شنید، خویشتن را تقویت داده، بتهای کراهتآور را از سرتاسر سرزمین یهودا و بِنیامین و از شهرهایی که در کوهستان اِفرایِم تسخیر کرده بود، دور ساخت، و مذبح خداوند را که جلوی ایوان خانۀ خداوند بود مرمت کرد. سپس تمامی یهودا و بِنیامین و غریبانی را که از اِفرایِم و مَنَسی و شمعون در میان ایشان ساکن بودند گرد آورد، زیرا گروه عظیمی از اسرائیل چون دیدند یهوه خدای او با اوست، به وی پیوستند.
الف. خویشتن را تقویت داده، بتهای کراهتآور را…دور ساخت: عکسالعملی نیک و خداپسندانه بود. آسای پادشاه در عوض اینکه خود را به دست سرنوشت بسپارد یا منفعل شود، مبتنی بر دل پذیرای خدا برای بازگرداندن و بخشیدن، قدمی برداشت.
یک) برخی باور دارند که ماهیت بخشندهٔ خدا، دلیلی برای گناه کردن به انسان میدهد، چون بنابر این ایده اکنون میتوانیم گناه کنیم و بعداً طلب بخشش. عکسالعمل آسا به سخن نبی، پاسخِ صحیح به ماهیت بخشندهٔ خداست، یعنی با محبت و اشتیاقی دوچندان برای اطاعت باید پاسخ دهید.
دو) باید متوجه باشیم که آسای پادشاه برای انجام این کار باید تقویت میشد. او باید بر علیه مواردی که در ادامه فهرست شدهاند، نبرد میکرد:
· علائق تثبیتشده نسبت به بتپرستی.
· قوای روحانی نادیدنیِ متمایل به بتپرستی.
· نمونهٔ پیشینیان و قبایل همسایهٔ شمالی که متمایل به بتپرستی بودند.
· تمایلات جسمانی خود او که به بتپرستی و سازش گرایش داشت.
· رخوت سازش و بیتفاوتی که بتپرستی را پشتیبانی میکند.
سه) بسیاری از اصلاحگران شناخته شده دستاورد اندکی داشتند، چون نمیخواستند پایبند به اعتقادات خداپسندانه و راستین خود بمانند.
چهار) «مهم آن است که بر کل قوم اثری ژرف نهاد، از جمله مادرش که ملکه بود (دوم توداریخ ۱۶:۱۵)، همهٔ یهودا (دوم تواریخ ۵:۱۴)، و حتی قبایل شمالی (دوم تواریخ ۸:۱۵-۹).» (سِلْمان)
ب. و مذبح خداوند را…مرمت کرد: آسای پادشاه تنها آنچه غلط بود را از میان برنداشت؛ او همچنین آنچه درست بود را احیا نمود. چنین اقدامی بخش مهمی از هرگونه اصلاح است و هر وقت تجدیدی صورت گیرد باید بیش از سخن گفتن بر ضد شرارت باشد. همچنین باید قدمی مثبت بهسوی نیکویی بهحساب آید.
ج. زیرا گروه عظیمی از اسرائیل چون دیدند یهوه خدای او با اوست، به وی پیوستند: اطاعت جسورانهٔ آسای پادشاه از خدا سبب شد که مابقی خدادوستان ساکن در میان قبایل شمالی کافر که قلمرو اسرائيل را تشکیل میدادند، به او احترام بگذارند. آنها میخواستند بخشی از بازگشتی متعهدانه بهسوی خدا باشند.
یک) نویسندهٔ تواریخ این رویدادها را ثبت نمودند تا در روزگار خودش تشویقی برای بازگشتگان از تبعید باشد. این رویدادها در سرگذشتی که از آسای پادشاه در اول پادشاهان میخوانیم، یافت نمیشوند. شاید باور داشتند که اگر آنها هم با جسارت مثل آسای پادشاه از خدا اطاعت کنند، خدا افراد باقیماندهٔ جسور را به تعداد اندک آنها میافزاید. آنها میدیدند که ایمانداران مطیع، چطور با شجاعت دیگران را بهسوی خود جذب میکنند.
دو) «کتب تواریخ مدام بر فرصتهای اتحاد دوباره تأکید میکند (مقایسه شود با دوم تواریخ ۱۳:۱۱-۱۷؛ ۱۱:۳۰؛ ۶:۳۴)، که همیشه در بستر پرستش پیش کشیده میشوند تا حاصل قوای نظامی (مقایسه شود با دوم تواریخ ۱:۱۱-۴؛ ۸:۱۳، ۱۳:۱۳-۱۴).» (سِلْمان)
۲. آیات (۱۰-۱۵) عهد عمومی که در اورشلیم بسته شد.
آنان در ماه سوّم از پانزدهمین سال سلطنت آسا در اورشلیم گرد آمدند. ایشان در آن روز، از غنایمی که آورده بودند، هفتصد گاو و هفت هزار گوسفند برای خداوند قربانی کردند. نیز عهد بستند که یهوه خدای پدرانشان را به تمامی دل و تمامی جان خود بجویند، و هر کس که یهوه خدای اسرائیل را نجوید، از کوچک و بزرگ و مرد و زن، کشته شود. آنان به آواز بلند، و با فریادها و کَرِناها و بوقها، برای خداوند سوگند یاد کردند. تمامی یهودا از این سوگند شادمان بودند، زیرا که به تمامی دل سوگند یاد کرده بودند، و با کمال میل خدا را جُسته و او را یافته بودند. پس خداوند ایشان را از هر سو آسایش بخشید.
الف. ایشان در آن روز، از غنایمی که آورده بودند، هفتصد گاو و هفت هزار گوسفند برای خداوند قربانی کردند: آنها تشخیص داده بودند که پیروزی آنها از سوی خداست، از اینرو از غنایم گرد آمده از پیروزی در مقابل حَبَشیان، هدیهای به او برگرداندند (دوم تواریخ ۱۲:۱۴-۱۵).
یک) وقتی تشخیص میدهیم آنچه داریم از خداست، آسانتر میتوانیم آنچه به ما بخشیده را به دیگران بدهیم. فقدان سخاوتمندی ریشه در امتناع از آن دارد که نمیخواهیم خدا را مهیاکنندۀ اصلی بدانیم و اعتراف کنیم هر عطای نیک و کامل از جانب اوست (یعقوب ۱۷:۱).
دو) «چنین جماعاتی برای تعدادی از پادشاهان در کتب تواریخ معمول بهحساب میآیند، از جمله داوود (اول تواریخ ۲:۱۳-۵؛ ۳:۱۵؛ ۸:۲۸؛ ۱:۲۹ و ادامه)، سلیمان (دوم تواریخ ۳:۱؛ ۶:۵)، یهوشافات (دوم تواریخ ۵:۲۰ و الی آخر) و بهخصوص حزقیا (برای مثال دوم تواریخ ۲۳:۲۹؛ ۲۸:۲۹؛ ۲:۳۰؛ ۲۵:۳۰).» (سِلْمان)
ب. نیز عهد بستند که یهوه خدای پدرانشان را به تمامی دل و تمامی جان خود بجویند: بعد از قربانی گذراندن، مسئله را به عهدی بین آنها و خدا سپردند. این بعد از شکلگیری عهد قوم اسرائیل بود که خدا با آنها پای کوه سینا بست (خروج ۷:۲۴-۸).
یک) این عهد عمداً به عهدهای گذشته ارتباط داشت (که یهوه خدای پدرانشان را…بجویند). به این طریق میگویند «خداوند خدا، همان رابطهای را با تو میخواهیم که پدرانمان از آن بهره بردند. میخواهیم با همان نوع عهد، به تو پیوند خوریم.»
دو) این عهد با تهدید به مجازات (هر کس که یهوه خدای اسرائیل را نجوید…کشته شود) و با سوگند عمومی (آنان به آواز بلند…برای خداوند سوگند یاد کردند) پشتیبانی میشد. ترکیبی از سوگند عمومی و وعدهٔ مجازات، تمام جمع را مسئول به حفظ آن نمود. چنین اقدامی نشان میداد که آنها به تمامی دل و تمامی جان چنین عهدی را بستند. عهدی با بیمیلی یا ناقص نبود که هیچکس نسبت به آن پاسخگو نیست.
سه) «آنچنان به ورود و نگه داشتن عهد خدا نیاندیشید؛ ولی بهخاطر داشته باشید که خداوند عیسی، از طرف ما، وارد عهدی با پدر شده است و پدر در او با ماست. این است عهدجدید.» (مِیِر)
چهار) «باید کشته شود، بهخاطر همهٔ شریعتهایی که فرمانی میدهند چنین اشخاصی باید منقطع شوند و جهت رعایت شریعت مذکور در تثنیه ۲:۱۷.»
ج. تمامی یهودا از این سوگند شادمان بودند: بهواسطهٔ پیغام عَزَریای نبی، خدا به آسا در دوم تواریخ ۲:۱۵ چنین وعده میدهد: اگر او را بجویید، او را خواهید یافت. این تحقق آن وعده بود. نه تنها خود پادشاه، بلکه کل قوم هنگام جوییدن خدا، او را یافتند.
· آنها خدا را با هم جوییدند، چون همه در اورشلیم گرد آمده بودند.
· آنها با گذراندن قربانی او را جوییدند و به وعدهٔ کفارهٔ خدا بهواسطهٔ خون قربانی مطمئن بودند.
· آنها او را بهواسطهٔ عهد جوییدند، عهدی که با نگاه به عمل خدا همراه با قوم در گذشته بسته شد (یهوه خدای پدرانشان را…بجویند).
· آنها او را کاملاً و با تمامی دل و جان جوییدند.
· آنها او را با مسئولیتپذیری جوییدند و گفتند اگر عهد او را ترک گویند، لایق مجازاتند.
· آنها او را در ملاءِعام جوییدند، چون همراه هم سوگند یاد کردند.
· آنها او را شادمانه جوییدند، به سوگندی که خورده بودند شاد بودند.
یک) به این طریق پاداش آنها برای جوییدن خدا، در خداوند یافت شد و وقتیکه او را جوییدند، خدا از هر سو به آنها آسایش بخشید. برخی میترسند که خدا را اینچنین با غیرت بجویند، چون میترسند که در حقیقت او را بیابند، و بار او از برکتش سنگینتر شود. نویسندهٔ تواریخ میخواهد بدانیم که هنگام جوییدن خدا به این شدّت و حدّت، او را مییابیم و پاداش ما آسایش یافتن از هر سو است.
۳. آیات (۱۶-۱۹) ادامهٔ اصلاحات در خانهٔ خود پادشاه.
و او به دیدار آسا بیرون رفته، وی را گفت: «ای آسا، و ای تمامی یهودا و بِنیامین، به من گوش فرا دهید. خداوند با شما خواهد بود هرگاه شما با او باشید؛ اگر او را بجویید، او را خواهید یافت. اما اگر او را ترک کنید، او نیز شما را ترک خواهد کرد. آسای پادشاه حتی مادرِ خود مَعَکاه را از مقام ملکه عزل کرد، زیرا تمثالی کراهتآور برای اَشیرَه ساخته بود. آسا تمثال او را قطع کرده، آن را خُرد کرد و در وادی قِدرون سوزانید. اما مکانهای بلند از اسرائیل برداشته نشد؛ با وجود این، دل آسا در تمامی روزهای زندگیاش کامل بود. او هدایای وقفشدۀ پدرش و هدایای وقفشدۀ خود را از سیم و زر و ظروف، به خانۀ خدا درآورد. و تا سی و پنجمین سال پادشاهی آسا، دیگر جنگی درنگرفت.
الف. آسای پادشاه حتی مادرِ خود مَعَکاه را از مقام ملکه عزل کرد، زیرا تمثالی کراهتآور برای اَشیرَه ساخته بود: این نشان از سراسری بودن اصلاحات آسا است. او توانست که حتی زمانیکه خانوادهٔ خود او خطایی میکنند، به عدالت عمل کند، بهخصوص مادربزرگ خود او. «در جمع خانوادهٔ شخص است که وفاداری او به آزمایش گذاشته میشود.» (نَپ)
یک) اول پادشاهان ۱۲:۱۵-۱۵ مشخص میکند که مَعَکاه در اصل مادربزرگ آسا بود. «مَعَکاه ظاهراً دختر اوریئیل از جِبعَه (دوم تواریخ ۲:۱۳) و تامار بود (دوم سموئیل ۲۷:۱۴)، از اینرو نوهٔ آبشالوم، پسر یاغی داوود بود.» (پَتِرْسُن و آسْتِل)
دو) تمثالی کراهتآور: «این عبارت در ترجمههای امروزی به “کراهتآور” یا “شنیع” یا “مستهجن” ترجمه شده است، ولی معنای کلمهٔ عبری بیشتر به “ترسناک” یا “وحشتناک” یا “منفور” نزدیک است. برخی از مفسرین باور دارند که نوعی نماد مشابه آلت مردانه است که به فرقهٔ باروری اَشیره ربط داشت.» (دیلْدِی)
سه) «از کل روایت مشخص است که این تمثال، پریاپوس (اسطورهٔ یونانی و خدای باروری) یا چیزی شبیه به آن بود و مَعَکاه مردم را در بیشهزار، جاییکه آن تمثال قرار داشت، جمع میکرد و بیشک با مناسکی ناپاک به پرستش آن میپرداختند. نیازی نمیبینم به خوانندگان مطلع از ماهیت پریاپوس توضیحی در مورد آن بدهم و خوانندگانی هم که آشنایی ندارند، از شناختن آن سودی حاصل نمیکنند.» (کلارْک)
چهار) «یهودیان تصور میکنند که مَعَکاه توبه کرد و نام خود را به میکایا دختر اوریئیل از جِبعَه تغییر داد و این کار را انجام داد تا دیگر اثری از نام قبلی او در میان نباشد؛ مبادا که رسوایی بر او آید.» (کلارْک)
ب. اما مکانهای بلند از اسرائیل برداشته نشد: دوم تواریخ ۳:۱۴ میگوید که آسا مکانهای بلند را از میان برنداشت، ولی این مکانهای بلند را در ارتباط با مذبحهای خدایان بیگانه میداند. از اینرو، آسا مکانهای بلندی که به بتها تقدیم شده بودند را برداشت، ولی مکانهایی که به خداوند تقدیم شده بودند را از میان برنداشت.
یک) «به احتمال بیشتر، اضافه کردن از اسرائیل (مقایسه شود با اول پادشاهان ۱۴:۱۵؛ مقایسه شود با دوم تواریخ ۸:۱۵) نشان میدهد که نویسندهٔ تواریخ تفاوتی بین مکانهای بلند در یهودا (دوم تواریخ ۳:۱۴، ۵) و مکانهای بلند در اسرائیل قائل بود (دوم تواریخ ۱۷:۱۵).» (سِلْمان)
دو) «مسئله حذف گسترده “از کل سرزمین” بود، چون مناطقی که آسا در تپههای افرایم در طول پنج سال تهاجم که فوراً ادامه یافت تصاحب کرده بود را نیز شامل میشد.» (پِیْن)
ج. با وجود این، دل آسا در تمامی روزهای زندگیاش کامل بود: آسا در اصلاحات خود برعلیه بتپرستی و انحرافاتی که حکومت پشتیبان آن بود و بازگرداندن برخی از ظروف ساخته شده از سیم و زر به معبد، نشان داد که دلی وفادار دارد.
یک) تا سی و پنجمین سال پادشاهی آسا، دیگر جنگی درنگرفت: «میان آسا و بعَشا و مردمان آنها، در تمام ایامشان نزاع بود، اول پادشاهان ۱۶:۱۵، با این حال این نزاع تا سال سی و پنجمِ آسا یعنی تا پایان آن سال، به جنگی تمام عیار بدل نشد.» (پوول)
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.