فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۶ دعای سلیمان

سلیمان خدا را متبارک می‌خواند.

۱. آیات (۱-۲) اذعان به حضور خدا در ابر.

آنگاه سلیمان گفت:

«خداوند فرموده است که در تاریکی غلیظ ساکن می‌شود؛ اما من خانه‌ای رفیع برای تو بنا کرده‌ام، مکانی که تا ابد در آن ساکن شوی.»

الف. خداوند فرموده است که در تاریکی غلیظ ساکن می‌شود: ابر جلال خدا مربوط به حضور اوست.

ب. اما من خانه‌ای رفیع برای تو بنا کرده‌ام، مکانی که تا ابد در آن ساکن شوی: سلیمان حس کرد که حضور ابر بدان معناست که خدا به شیوه‌ای خاص در معبد اسکان یافته است. تا وقتی که به سوءِتفاهمی خرافاتی بدل نمی‌شد، شایسته بود که مکانی خاص برای حضور و ملاقات خدا در نظر گرفته شود.

یک) «گرچه تنها عیسی خدای جسم پوشیده است، معبد نشانی مشخص بود که خدا در تمام هستی خود، متعهد شد تا میان قوم خود ساکن شود.» (سِلْمان)

 

۲. آیات (۳-۹) سلیمان قوم را برکت می‌دهد و خدا را متبارک می‌خواهند.

آنگاه پادشاه روی به سوی تمامی جماعت اسرائیل گردانید، و در حالی که تمامی جماعت اسرائیل ایستاده بودند برکتشان داد و گفت: «متبارک باد یهوه خدای اسرائیل، که به دست خود آنچه را که به دهان خویش به پدرم داوود وعده داده بود به انجام رسانید، آنگاه که فرمود: ”از روزی که قوم خود را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا کنون از هیچ‌یک از قبایل اسرائیل شهری برنگزیده‌ام تا در آن خانه‌ای بنا شود که نام من در آن باشد، و کسی را برنگزیده‌ام تا بر قوم من اسرائیل پیشوا باشد؛ اما اورشلیم را برگزیده‌ام تا نام من در آن باشد، و داوود را برگزیده‌ام تا بر قوم من اسرائیل فرمان براند.“ در دل پدرم داوود بود که برای نام یهوه خدای اسرائیل خانه‌ای بنا کند، ولی خداوند به پدرم داوود فرمود: ”از اینکه در دل تو بود که خانه‌ای برای نام من بنا کنی، نیکو کردی که این را در دل خویش نهادی، لیکن تو خانه را نخواهی ساخت، بلکه پسرت که برایت زاده خواهد شد، اوست که خانه را برای نام من بنا خواهد کرد.”

الف. که به دست خود آنچه را که به دهان خویش به پدرم داوود وعده داده بود به انجام رسانید: سلیمان تشخیص داد که معبد تحقق نقشهٔ خداست، نه نقشهٔ داوود یا سلیمان. داوود و سلیمان ابزارهای انسانی بودند، ولی کار متعلق به خدا بود.

یک) «اشاره به دست خدا (تحت‌الفظی: به انجام رسیده توسط خدا) درحقیقت بدان معنا بود که اعمال خدا کلام او را تأیید کردند، گویی که دست نامرئیِ خدا در دست انسان‌ها فعال بود که به ساختن آن کار کمک کرد (مقایسه شود با اول تواریخ ۱۶:۲۹).»

ب. از سرزمین مصر بیرون آوردم: سلیمان یاد خروج را پیش می‌کشد. اگرچه پانصد سال قبل رخ داد، ولی برای قوم اسرائیل به اهمیت و حقیقت روزی بود که رخ داد.

ج. لیکن تو خانه را نخواهی ساخت: اگرچه سلیمان معبد را ساخت نه داوود، ولی به ما یادآوری شده که داوود چه تدارکات فراوانی برای ساخت معبد فراهم کرد. داوود به هر طریقی که می‌توانست خود را برای ساخت معبد آماده کرد، او نه تنها از ساختن آن خوشحال بود بلکه از اینکه اعتبار ساخت آن پای سلیمان نوشته می‌شود هم خوشحال بود.

یک) «این تأیید می‌کند که رد صلاحیت داوود به‌خاطر گناهش نبود، بلکه بدان خاطر بود که مفهوم آرامی خدا باید به‌عنوان مرحله خاص و پایانی در ساختِ معبد در نظر گرفته می‌شد.» (سِلْمان)

 

۳. آیات (۱۰-۱۱) سلیمان معبد تکمیل شدهٔ خدا را ارائه می‌دهد.

اکنون خداوند به وعده‌ای که داده بود وفا کرده است، زیرا من مطابق وعدۀ خداوند به جانشینی پدرم داوود برخاسته و بر تخت پادشاهی اسرائیل نشسته‌ام، و آن خانه را برای نام یهوه خدای اسرائیل بنا کرده‌ام. و در آنجا صندوقِ حاوی عهدِ خداوند را نهاده‌ام، عهدی که خداوند با بنی‌اسرائیل بست.

الف. من مطابق وعدۀ خداوند به جانشینی پدرم داوود برخاسته و بر تخت پادشاهی اسرائیل نشسته‌ام: سلیمان تشخیص داد که جانشین داوود بر تخت پادشاهی اسرائیل شدن اتفاقی مهم است. او اولین پادشاهی بود که سلطنت پدرش را به‌عنوان جانشین خانوادگی سلطنت به ارث برد.

ب. و در آنجا صندوقِ حاوی عهدِ خداوند را نهاده‌ام: شکوه اصلی معبد این بود که مکان قرار گرفتن صندوق عهد و بیانگرِ حضور متعهدانهٔ خدا نزد قومش بود.

 

دعای سلیمان.

۱. آیات (۱۲-۱۴) فروتنی در مقابل خدا و ستایش او.

آنگاه سلیمان در حضور تمامی جماعت اسرائیل، مقابل مذبح خداوند ایستاد و دستهای خود را برافراشت. سلیمان سکویی برنجین به درازای پنج ذِراع، پهنای پنج ذِراع و بلندی سه ذِراع ساخته و در میانۀ صحن نهاده بود. او بر آن ایستاد، و سپس در حضور تمامی جماعت اسرائیل زانو زده، دستهای خود را به سوی آسمان برافراشت و گفت: «ای یهوه خدای اسرائیل، خدایی چون تو نیست، نه در آسمان و نه بر زمین. تو خدایی هستی که عهد و محبت خود را با خادمانت که با تمامی دل در حضور تو سلوک می‌کنند، نگاه می‌داری.

الف. مقابل مذبح خداوند ایستاد: سلیمان وقف کردن معبد را از داخل معبد انجام نداد. چنین کاری ناشایست بود، چون او پادشاه بود و نه کاهن. قُدس و قد‌س‌الاقداس تنها مکان‌هایی بودند که نوادگانِ برگزیدهٔ کاهن اعظم به آنها وارد می‌شدند.

ب. دستهای خود را برافراشت: این معمول‌ترین حالت دعایی در عهد عتیق بود. بسیاری از مردم امروزی هنگام دعا چشم‌های خود را می‌بندند و سرهای خود را خم می‌کنند و دست‌ها را به‌هم گِره می‌کنند، ولی طبق سنّت عهدعتیق باید دست‌ها به‌سوی آسمان برافراشته می‌شد که نشان از تسلیم و پذیرا بودن و آمادگیِ دریافت بود.

یک) «باید توجه داشته باشید که این دعا، کامل و گیراست، گویی که قرار بود خلاصه‌ای از دعاهای آینده‌ای باشد که در معبد وعده داده شد.» (اِسپِرجِن)

دو) «شاید تعجب کنید اگر بفهمید این زبان آنقدرها که فکر می‌کنید تازه نیست و سرشار از نقل قول‌های پناتوکی است، برخی از نقل‌قول‌ها کلمه به کلمه ترجمه‌ شده‌اند، حینی که حس تمامیت شاید در آیات خاطره‌انگیز لاویان و تثنیه یافت شود.» (اِسپرجِن)

ج. خدایی چون تو نیست، نه در آسمان و نه بر زمین: سلیمان تشخیص داد که خدا کاملاً منحصربه‌فرد است. خدایان ساختگیِ اقوام دیگر به‌هیچ وجه با او قابل مقایسه نبودند.

 

۲. آیات (۱۵-۱۷) سلیمان تشخیص داد که خدا خالق و نگهداراندهٔ وعده‌هاست.

تو آن وعده را که به خدمتگزارت، پدرم داوود دادی وفا کردی؛ تو آنچه را که به دهان خود وعده دادی، به دست خویش به انجام رسانیدی، چنانکه امروز شده است. پس حال ای یهوه خدای اسرائیل، آن وعده را که به خدمتگزار خود، پدرم داوود دادی وفا کن، که فرمودی: ”تو هرگز کسی را که در حضور من بر تخت پادشاهی اسرائیل بنشیند کم نخواهی داشت، تنها به شرطی که پسرانت مراقب راههای خود باشند و در شریعت من گام بردارند، همان‌گونه که تو در حضور من سلوک کرده‌ای.“ پس اکنون ای یهوه خدای اسرائیل، تمنا اینکه کلامی که به خدمتگزار خود داوود فرمودی به ثبوت برسد.

الف. تو آن وعده را…وفا کردی: سلیمان ابتدا خدا را به‌خاطر تحقق وعده‌های گذشته‌اش شکر و ستایش کرد.

ب. تمنا اینکه کلامی که به خدمتگزار خود داوود فرمودی به ثبوت برسد: سلیمان خدا را خواند تا وعده‌هایش را حفظ کند. این خدمتی عظیم در دعاست ـ تا وعده‌های خدا را با تمام دل بپذیرند و سپس با جسارت و غیرت او را برای تحقق وعده‌ها بخوانند.

یک) «خدا به‌عمد این وعده‌ها را فرستاد تا به‌کار گرفته شوند. اگر اسکناسی ببینم، آن تکه کاغذ وعدهٔ مبلغی را به من می‌دهد و من آن را برداشته و به‌کار خواهم گرفت. به شما دوست عزیز هم پیشنهاد می‌دهم که سعی کنید وعده‌های خدا را به‌کار گیرید؛ هیچ چیز خدا را بیش از این خشنود نمی‌کند که ببیند وعده‌هایش به چرخهٔ کار وارد شده‌اند؛ شیفتهٔ آن است که ببیند فرزندانش وعده‌هایش را به او یادآوری می‌کنند و می‌گویند “خداوندا، همان را کن که فرموده‌ای” و بگذار بگویم که این خدا را جلال می‌دهد تا وعده‌های خود را به‌کار گیرد.» (اِسپرجِن)

دو) چنین دعایی وعدهٔ خدا را تصاحب می‌کند. چون صِرف وعده دادنِ خدا بدان معنا نیست که آن وعده متعلق به ماست. با چنین دعای ایمانی، خدا وعده می‌دهد و ما آن را مختص خود می‌کنیم. اگر در ایمان آن را به خود اختصاص ندهیم، وعدهٔ خدا بی‌مدعی می‌ماند.

 

۳. آیات (۱۸-۲۱) سلیمان از خدا می‌خواهد تا در این مکان اسکان یابد و جویندگان خود را حرمت نهد.

ولی آیا خدا براستی بر زمین با آدمیان ساکن خواهد شد؟ اینک آسمانها، حتی رفیع‌ترین آسمانها، گنجایش تو را ندارد، چه رسد به این خانه که من بنا کرده‌ام! با این همه، ای یهوه خدای من، به دعا و التماس خدمتگزارت توجه فرما و به فریاد بنده‌ات و دعایی که به حضور تو می‌کند، گوش فرا ده: چشمان تو روز و شب بر این خانه گشوده باشد، بر مکانی که درباره‌اش وعده دادی اسم خود را در آن خواهی نهاد، تا دعای خدمتگزارت را که به سوی این مکان می‌کند، بشنوی. تمناهای خدمتگزارت و قوم خویش اسرائیل را که به سوی این مکان دعا می‌کنند، بشنو؛ از سکونتگاه خویش آسمان بشنو، و چون شنیدی، بیامرز.

الف. چه رسد به این خانه که من بنا کرده‌ام! خوشابه‌حال ما که سلیمان چنین گفت، چون از اظهارات قبلی او، برای مثال دوم تواریخ ۱:۶-۲ ممکن است برداشت کرده باشیم که نکند سلیمان به ایدهٔ خرافاتی گرایش پیدا کرده باشد که اسکان خدا را محدود به معبد می‌داند. مهم بود که تشخیص دهد که اگرچه خدا حضوری خاص در معبد داشت، ولی بسیار عظیم‌تر از آن بود که بتوان او را محدود به معبد کرد.

ب. تمناهای خدمتگزارت و قوم خویش اسرائیل را که به سوی این مکان دعا می‌کنند، بشنو: سلیمان از خدا خواست وقتی پادشاه و قوم از معبد دعا می‌کنند، او به آنها گوش فرادهد. به همین خاطر، بسیاری از یهودیانِ متدین هنوز رو به معبد در اورشلیم دعا می‌کنند.

ج. بشنوی: سلیمان می‌دانست که مهمترین چیزی که اسرائیل نیاز داشت بخشش بود. این بهترین دعایی بود که اسرائيل می‌توانست از خدا انتظار داشته باشد.

 

۴. آیات (۲۲-۲۳) بشنو وقتی قوم تو در معبد سوگندی یاد می‌کند.

اگر کسی به همسایۀ خود گناه ورزد و از او سوگند بخواهند، و او آمده پیش مذبح تو در این خانه سوگند خورَد، آنگاه از آسمان بشنو و عمل کرده، خادمانت را داوری کن: مجرم را جزا داده، عمل او را بر سر خودش آور و پارسا را مطابق پارسایی‌اش پاداش داده، تبرئه کن.

الف. از او سوگند بخواهند، و او آمده پیش مذبح تو در این خانه سوگند خورَد: زمین معبد به‌عنوان مکانی برای تأیید و اختصاص دادن سوگندها به‌کار می‌رفت. سلیمان خواست که وقتی درمورد کلامی بحث و جدل پیش می‌آید، معبد مکانی باشد که به شایستگی به آن سوگند می‌خورند.

ب. آنگاه از آسمان بشنو و عمل کرده، خادمانت را داوری کن: سلیمان از خدایی که می‌تواند چیزهایی را ببیند که انسان قادر به دیدن آنها نیست، خواست ــ آنکه دل پنهان انسان را می‌داند ــ از آسمان سوگندی که در معبد یاد شده را اجرا کند.  

یک) مُفَسِر پیوریتَن، جان تْراپ نتوانست جلوی خود را بگیرد و از تحقق این اصل در روزگار خود نگوید: «آنا آوِریز، خانمی که در ۱۱ فوریه سال ۱۵۷۵، در وود اِسْتِریتِ لندن، قسم خورد که اگر پول آن اجناسی که برداشته، را نداده است، خدا همانجا او را غرق کند؛ بلافاصله بر زمین افتاد و به کراهت تمام جان داد.»

 

۵. آیات (۲۴-۲۵) بشنو وقتی قومت شکست می‌خورد.

و چون قوم تو اسرائیل به سبب گناهی که به تو ورزیده باشند از دشمن شکست خورَند، ولی بازگشت کرده، نام تو را اقرار کنند و نزد تو در این خانه دعا و التماس نمایند، آنگاه از آسمان بشنو و گناه قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را به سرزمینی که بدیشان و به پدرانشان بخشیدی، بازآور.

الف. و چون قوم تو اسرائیل به سبب گناهی که به تو ورزیده باشند از دشمن شکست خورَند: اسرائیل در طول تاریخ خود بارها شکست خورد و تنها می‌توانست به خدا فریاد برآورد. شرایط وقتی بدتر می‌شد که شکست به‌خاطر گناهی بود که برعلیه خداوند ورزیده بود.

ب. بازگشت کرده، نام تو را اقرار کنند و نزد تو در این خانه دعا و التماس نمایند، آنگاه از آسمان بشنو: سلیمان از خدا خواست دعای اسرائیلِ شکست‌خورده اما فروتن و توبه‌کار را بشنود. خدا به این دعای سلیمان پاسخ داد و وقتی با توبهٔ فروتنانه به او نزدیک شدند، قوم شکست خوردهٔ خود را بخشید.

 

۶. آیات (۲۶-۳۱) در دوران طاعون و قحطی بشنو.

«هرگاه آسمان بسته شود و به سبب گناهی که آنان به تو ورزیده باشند باران نبارد، چنانچه ایشان به سوی این مکان دعا کرده، نام تو را اقرار کنند، و به سبب مکافاتی که به ایشان رسانده باشی از گناه خود بازگردند، از آسمان بشنو و گناه خدمتگزارانت، قوم خود اسرائیل را بیامرز، و راه نیکو را که باید در آن گام بردارند بدیشان بیاموز، و بر سرزمینی که به قومت به میراث بخشیده‌ای، باران بفرست. «و اگر قحطی در این سرزمین باشد، یا طاعون یا باد سوزان یا کپک یا ملخ یا کرمِ حشره، و یا اگر دشمنانشان ایشان را در هر یک از شهرهایشان در این سرزمین محاصره کنند، هر گونه بلا و هر گونه بیماری که باشد، و هر دعا یا تمنایی که از سوی هر کسی یا از سوی تمامی قومت اسرائیل کرده شود، به گونه‌ای که هر یک آگاه از مصیبت و غمِ خویش، دستهای خود را به سوی این خانه دراز کنند، آنگاه از سکونتگاه خود، آسمان، بشنو و بیامرز، و به هر کس که از دل او آگاهی، مطابق تمامی راههایش جزا ده، چراکه تو تنها عارفِ قلوب بنی آدمی، تا آنکه ایشان در تمامی روزهای زندگی خود در این سرزمین که به پدران ما بخشیده‌ای، از تو بترسند و در راههای تو گام بردارند»

 

الف. هرگاه آسمان بسته شود و به سبب گناهی که آنان به تو ورزیده باشند باران نبارد: خشکسالی تهدیدی دائم برای اقتصاد کشاورز-محور اسرائیل بود. اگر باران نمی‌بارید، غذایی هم در کار نبود.

ب. چنانچه ایشان به سوی این مکان دعا کرده، نام تو را اقرار کنند، و به سبب مکافاتی که به ایشان رسانده باشی از گناه خود بازگردند: سلیمان قدر بخشش خدا و شنیده شدن صدای قوم توسط او را می‌داند. پاسخ خوب خدا به توبه از فیض او نشأت می‌گیرد، نه عدالتش.

یک) «پس هنگامی‌که سلیمان معبدی که خود ساخته بود را به خداوند تقدیم کرد، نباید تعجب کرد که تقاضای او این بود که خدا همهٔ دعاها در آن مکان یا به‌سوی آن را بشنود. او می‌خواست که معبد همیشه مال اسرائیل بماند، یادگاری از اینکه خدا دعا را می‌شنود.» (اِسپرجِن)

 

۷. آیات (۳۲-۳۳) وقتی غریبی دعا می‌کند، بشنو.

نیز هرگاه غریبی که از قوم تو اسرائیل نباشد و به خاطر نام عظیم تو و دست توانا و بازوی درازت از سرزمینی دوردست آمده باشد، هرگاه چنین کسی آمده، به سوی این خانه دعا کند، آنگاه از سکونتگاه خود، آسمان، بشنو و بر حسب هرآنچه آن غریب از تو استدعا کند، عمل کن تا همۀ قومهای جهان نام تو را بشناسند و همچون قوم تو اسرائیل از تو بترسند و بدانند که این خانه که من بنا کرده‌ام، نام تو را بر خود دارد.

الف. نیز هرگاه غریبی: معبد در اسرائیل بود، ولی همیشه قصد بر این بود که خانهٔ دعا برای همهٔ اقوام باشد (اشعیا ۷:۵۶). خدا می‌خواست صحن غیریهودیان جایی باشد که امت‌ها بیایند و دعا کنند.

یک) زیر پا گذشته این اصل عیسی را خشمگین کرد. او وقتی دید که صحن بیرونی، یعنی تنها جایی که غیریهودیان می‌توانستند بیایند و دعا کنند، تبدیل به بازار کهنه‌فروشان شده، نه خانهٔ دعا، تمام صَرافان و تاجران را بیرون کرد (متی ۱۳:۲۱).

ب. از سکونتگاه خود، آسمان، بشنو و بر حسب هرآنچه آن غریب از تو استدعا کند، عمل کن تا همۀ قومهای جهان نام تو را بشناسند و همچون قوم تو اسرائیل از تو بترسند و بدانند: سلیمان از خدا خواست تا دعای غریبان را بشنود. این عمل از مبشر بودن او نشأت می‌گرفت. او می‌دانست وقتی خدا از روی رحمت خود دعای غریبان را پاسخ می‌دهد، اقوام دیگر را به‌سوی خدای همهٔ قوم‌ها می‌کشاند.

یک) «در حقیقت شایان ذکر است که خارجی‌ها می‌توانستند خدا را “همچون قوم اسرائیل” بشناسند و از او بترسند. این امید به برابری در پرستش به‌ندرت در عهدعتیق بیان گشته است (برای مثال پیدایش ۳:۱۲؛ اشعیا ۱۹: ۲۴-۲۵؛ زکریا ۲۰:۸-۲۲) و حتی نزدیکترین شاگرد عیسی تحقق آن را سخت می‌دانست (اعمال ۱:۱۰-۱۸:۱۱).» (سِلْمان)

 

۸. آیات (۳۴-۳۹) وقتی اسرائیل به میدان نبرد می‌رود و هنگام اسارات دعا می‌کند، صدای او را بشنو.

اگر قوم تو برای جنگ با دشمنان خود به راهی که ایشان را می‌فرستی بیرون روند، و به سوی این شهر که تو برگزیده‌ای و خانه‌ای که من برای نام تو بنا کرده‌ام، نزد تو دعا کنند، آنگاه از آسمان دعا و تمنای ایشان را بشنو و ایشان را دادرسی فرما. «و اگر بر تو گناه ورزند، زیرا انسانی نیست که گناه نکند، و تو از آنان خشمگین شده، ایشان را به دست دشمن تسلیم کنی و ایشان به سرزمینی دور یا نزدیک به اسارت برده شوند، چنانچه ایشان در سرزمینی که بدان به اسیری برده شده‌اند به خود آمده، توبه کنند و در سرزمین اسارتِ خویش التماس‌کنان به تو بگویند: ”گناه و انحراف ورزیده‌ایم و شریرانه رفتار کرده‌ایم“، و اگر در سرزمین اسارتِ خویش که بدان به اسیری برده شده‌اند، به تمامی دل و تمامی جان خود نزد تو بازگردند و به سوی سرزمینی که به پدرانشان بخشیده‌ای و شهری که برگزیده‌ای و خانه‌ای که من برای نام تو بنا کرده‌ام دعا کنند، آنگاه دعا و تمناهای ایشان را از سکونتگاه خود، آسمان بشنو و ایشان را دادرسی فرما، و قوم خود را که بر تو گناه ورزیده‌اند، بیامرز.

الف. اگر قوم تو برای جنگ با دشمنان خود به راهی که ایشان را می‌فرستی بیرون روند: سلیمان با این نظر دعا کرد که خدا باید به دعاهای او به‌سوی معبد جهت پیروزی در سرزمین‌های بیگانه پاسخ دهد، ولی تنها وقتی که خدا آنها را به میدان نبرد بفرستد. این تقاضایی مطلق برای برکت در هر پیکار نظامی نبود.

ب. و اگر بر تو گناه ورزند، زیرا انسانی نیست که گناه نکند: این جمله‌ای مختصر در عهدعتیق است و اصلی را شرح می‌دهد که در رومیان ۲۳:۳ به‌وضوح به آن اشاره شده است: زیرا همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.

یک) «این حس که گناه شایع و همه‌گیر می‌شود، در یکی از جملات مشخص کتاب‌‌مقدس در مورد جهان‌شمولی گناه چنین آمده است: (زیرا انسانی نیست که گناه نکند، دوم تواریخ ۳۶:۶). هیچ نشانه‌ای بزرگ‌تر از این از نیاز به مکانی برای کفاره و بخشش نمی‌توان ارائه داد.» (سِلْمان)

ج. چنانچه ایشان در سرزمینی که بدان به اسیری برده شده‌اند به خود آمده، توبه کنند: سلیمان همچنین از خدا خواست که دعای اسرائیل را از اسارت در سرزمین بیگانه بشنود. این نشان می‌دهد که خدای معبد می‌توانست دعاها را دور از معبد جواب دهد.

 

۹. آیات (۴۰-۴۲) نتیجهٔ دعا.

حال، ای خدای من، چشمان تو بر دعایی که در این مکان کرده می‌شود گشوده باشد و گوشهایت آن را بشنود.

«اکنون ای یهوه خدا، برخیز و به استراحتگاه خود بیا، تو و هم صندوقِ قوّت تو. ای یهوه خدا، باشد که کاهنانت به نجات ملبّس گردند، و سرسپردگانت در نیکویی تو شادی کنند. ای یهوه خدا، روی مسیح خود را برمگردان! محبت خود را به خدمتگزارت داوود، به یاد آور.»

الف. اکنون ای یهوه خدا، برخیز و به استراحتگاه خود بیا، تو و هم صندوقِ قوّت تو: این نتیجه‌گیری از دعا اعداد ۳۵:۱۰-۳۶ را مدنظر داشت، زمانی‌که اسرائیل صندوق عهد، خیمه و کل اردوگاه اسرائیل را در بیابان و در دوران خروج حمل کرده و انتقال می‌دادند. سلیمان از این عبارت و آیات استفاده کرد تا تأکید کند که صندوق عهد و نماد حضور خدا دیگر جابه‌جا نمی‌شود و در نهایت به استراحتگاهِ خود رسیده است.

ب. روی مسیح خود را برمگردان!: احتمالاً مقصود سلیمان خودش بود، چون او پادشاه مسح شدهٔ اسرائیل بود. با این حال برای ما یادآور آوردن نام مسیح در دعاست، همان مسیح.

یک) «در دعا “مسیح خود را برمگردان”، مقصود پادشاه اینجا خودش است، اگرچه بعداً جهت بیان امید اسرائیل به مسیح موعود نیز استفاده شد.» (پِیْن)

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.