فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۲۸ – حکومت شرورانهٔ آحاز

گناه اخاز و مجازات اخاز

۱. آیات (۱-۴) آحاز خدا را رد می‌کند و بت‌ها را می‌پذیرد.

آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد، و شانزده سال در اورشلیم سلطنت کرد. او برخلاف پدرش داوود، آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا نیاورد، بلکه راههای پادشاهان اسرائیل را در پیش گرفت و حتی بتهای ریخته شده برای بَعَلها بساخت. او در وادی بِن‌هِنّوم بخور می‌سوزانید، و به پیروی از اعمال کراهت‌آور قومهایی که خداوند آنها را از پیش روی بنی‌اسرائیل بیرون رانده بود، پسرانش را در آتش سوزانید؛ او در مکانهای بلند و بر فراز تپه‌ها و زیر هر درخت سبز، قربانی تقدیم می‌کرد و بخور می‌سوزانید.

الف. داوود، آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا نیاورد: این قسمت مختصراً حکومت احتمالاً یکی از بدترین پادشاهان یهودا را توصیف می‌کند. در حالی‌که، بسیاری از پادشاهان پیشین در برخی قسمت‌ها عملکرد ضعیفی داشتند. اینجا در مورد آحاز سخن گفته شده که آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا نیاورد.

ب. او برخلاف پدرش داوود: پدر آحاز یوتام و نیاک او داوود، نمونه‌های خوبی برای او بودند. آحاز این الگوهای دینداری را رد کرد و راه خود را پیش گفت.

ج. بلکه راههای پادشاهان اسرائیل را در پیش گرفت: آحاز نه تنها میراث خداپسندانهٔ داوود را رد کرد، بلکه راه‌های پادشاهان قلمروی شمال اسرائيل را پیش گرفت. قلمروی جنوبی یهودا ترکیبی از پادشاهان دیندار و بی‌دین داشت؛ پادشاه شمالی یهودا تنها پادشاهان بی‌دین داشت که آحاز دنباله‌‌روی آنها بود.

یک) «این اولین موردی است که یهودا از کفر اسرائیل تقلید می‌کند.» (وایزمَن)

دو) میکاه ۲:۷-۷ توصیف خوبی از تباهی دوران آحاز و عکس‌العمل باقیماندگان دیندار به آن است.

د. پسرانش را در آتش سوزانید: این قسمت شرکت‌ کردنِ آحاز در پرستش مولِک را شرح می‌دهد. خدای بت‌پرستی (یا صحیح‌تر بگوییم، دیو)، مولِک با داغ کردن مجسمه‌ای فلزی که نمادی از خدا بود پرستیده می‌شد. پرستندگان او آنقدر مجسمه را داغ می‌کردند که گداخته شود و نوزادی را بر کف دست‌های مجسمه‌ می‌گذاشتند و بعد صدای طبل‌ها جیغ کودک را بی‌صدا و کمرنگ می‌کرد تا اینکه از آن گداختگی کشته شود.

یک) خدا در لاویان ۱:۲۰-۵، حکم مرگ پرستندگان مولِک را صاد می‌کند و در این مورد چنین می‌گوید: من روی خود را بر ضد آن شخص خواهم گردانید و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت، زیرا یکی از فرزندان خود را به مولِک داده است و بدین‌گونه قُدس مرا نجس و نام قدوس مرا بی‌حرمت ساخته است (لاویان ۳:۲۰).

دو) متأسفانه، حتی مردی به عظمت سلیمان حداقل به‌واسطهٔ حکومت خود پرستش مولِک را حمایت کرد و معبدی برای این بت ساخت (اول پادشاهان ۷:۱۱). یکی از معصیت‌های (جرائم) بزرگ قلمروی شمالی اسرائیل پرستش مولِک بود که ختم به اسارت توسط آشوریان شد (دوم پادشاهان ۱۷:۱۷). مَنَسی پادشاه یهودا پسر خود را به مولِک تقدیم کرد (دوم پادشاهان ۶:۲۱). پرستش مولِک تا روزگار سلطنت یوشیا، پادشاه یهودا، ادامه پیدا کرد تا اینکه یوشیا مکان پرستش این بت را نابود نمود (دوم پادشاهان ۱۰:۲۳).

سه) «وادی بِن‌هِنّوم (وادیِ پسر هِنّوم) در شرق و پایین حد جنوبی شهر اورشلیم بود و به منفورترین صحنهٔ اعمال کافرانهٔ یهودا معروف بود (دوم تواریخ ۶:۳۳). بعدها یوشیای پادشاه از آن مکان هَتکِ حرمت نمود و آن را تبدیل به مکانی مکروه برای شهر کرد (دوم پادشاهان ۱۰:۲۳)؛ از این‌رو، آتشِ دائم “جِهِنّا” تبدیل به توصیفی از خود جهنم شد.» (پِیْن)

ه‍. و به پیروی از اعمال کراهت‌آور قومهایی که خداوند آنها را از پیش روی بنی‌اسرائیل بیرون رانده بود: اقوام کنعانی که کنعان را قبل از دوران یوشع اشغال کرده بودند، این نوع از قربانی کردن انسان و کودک را انجام می‌دادند. خدا سپس یهودا را به‌خاطر ارتکاب این گناهان داوری کرد.

یک) این قسمت به ما یادآوری می‌کند جنگ با کنعانیان در کتاب یوشع، که وحشتناک و تمام عیار بود، ریشهٔ نژادی ندارد. داوری خدا به‌خاطر نژاد کنعانیان به‌واسطهٔ ارتش اسرائيل بر آنها نازل نشد، بلکه به‌خاطر گناهشان بود. اگر اسرائيل بر سلوک در گناه اصرار می‌ورزید، خدا همین داوری را بر آنها وارد می‌کرد.

 

۲. آیات (۵-۸) کشتاری وسیع و اسارت بسیاری از اهل یهودا.

پس یهوه خدایش او را به دست پادشاه اَرام تسلیم کرد. اَرامیان او را شکست دادند و اسیران بسیار از او به اسیری گرفته، به دمشق بردند. و به دست پادشاه اسرائیل نیز تسلیم شد، که او را به کشتاری عظیم شکست داد. فِقَح پسر رِمَلیا در یک روز یکصد و بیست هزار تن را که جملگی جنگاورانی دلاور بودند در یهودا کشت، از آن سبب که یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده بودند. همچنین زِکْری که از جنگاوران اِفرایِم بود، مَعَسیا پسر پادشاه، عَزریقام رئیس کاخ و اِلقانَه شخص دوّم پس از پادشاه را به قتل رسانید. اسرائیلیان از خویشاوندان خود دویست هزار زن، پسر و دختر را به اسیری بردند. آنان غنایم فراوان از ایشان گرفته، به سامِرِه بردند.

الف. پس یهوه خدایش او را به دست پادشاه اَرام تسلیم کرد: دوم پادشاهان ۵:۱۶-۶ اطلاعت بیشتری در مورد همبستگیِ اسرائيل و اَرام در حمله به یهودا، به ما می‌دهد. این بخشی از سیاست ضد-آشوریِ پادشاهِ اسرائيل بود. او فکر می‌کرد که با شکستِ یهودا، اَرام و اسرائیل می‌توانند بهتر در برابر قدرت احیا‌شدهٔ امپراطوریِ آشور مقاومت کنند.

یک) اشعیا باب ۷ به‌روشنی می‌گوید که هدف از حمله سرنگون کردن آحاز و منصوب نمودن پادشاه اَرامی، یکی از پسران طَبَئیل، بر یهودا بود. (اشعیا ۶:۷)

دو) یهوه خدایش: «خدا خدای او بود، اگرچه نه به عهد و فیض و رابطه‌ای خاص، که آحاز رد کرده بود، بلکه با سطله بر او؛ چون خدا حق او را با انکار آحاز کنار نگذاشت.» (پوول)

د. که او را به کشتاری عظیم شکست داد: کشته شدنِ ۱۲۰ هزار سرباز یهودا و ۲۰۰ هزار نفر اسیر از میان مردم در جنگ میان اسرائيل و اَرام بدان معناست که برای یهودا دورانی ظلمانی بود و به‌نظر می‌رسید که خاندان داوود به‌زودی نابود می‌شود، دودمان‌های بسیاری در پادشاهی شمالی اسرائيل نابود شدند.

 

۳. آیات (۹-۱۵) به توبیخ نبی به اسرائيل اعتنا می‌شود.

اما یکی از انبیای خداوند به نام عودید در آنجا بود. چون آن لشکر به سامِرِه بازگشتند، عودید به پیشبازشان رفته، گفت: «اینک از آنجا که یهوه خدای پدرانتان از یهودا خشمگین بود، ایشان را به دست شما تسلیم کرد. اما شما آنان را با خشمی که سر به آسمان کشیده، کشتید. و حال می‌خواهید فرزندانِ یهودا و اورشلیم را غلامان و کنیزان خود سازید. آیا خود شما نیز در برابر یهوه خدایتان تقصیرکار نیستید؟ پس حال به من گوش فرا داده، اسیرانی را که از برادران خود به اسارت گرفته‌اید بازگردانید، زیرا شدت خشم خداوند بر شما افروخته شده است.» آنگاه برخی از رؤسای قبیلۀ اِفرایِم، یعنی عَزَریا پسر یِهوحانان، بِرِکیا پسر مِشیلِموت، یِحِزقیا پسر شَلّوم و عَماسا پسر حَدلای بر ضد کسانی که از جنگ آمده بودند برخاسته، گفتند: «اسیران را بدین‌جا میاورید، زیرا که می‌خواهید ما را در برابر خداوند تقصیرکار ساخته، بر گناهان و تقصیرهایمان بیافزایید. زیرا تقصیر ما هم‌اکنون نیز عظیم است، و شدّت غضب بر اسرائیل افروخته شده است.» پس سربازان، اسیران و غنایم را به حضور رهبران و تمامی جماعت واگذاشتند. افرادی که به نام تعیین شده بودند برخاسته، اسیران را برگرفتند و از ایشان، تمامی کسانی را که عریان بودند با غنایم پوشانیدند، و بر ایشان لباس و کفش پوشانیده، خوراک و آشامیدنی بدیشان دادند و تدهینشان کرده، همۀ ناتوانان را بر الاغان نشاندند، و ایشان را به اَریحا، شهر نخلها، نزد برادرانشان بازگرداندند. آنگاه خود به سامِرِه بازگشتند.

الف. یکی از انبیای خداوند به نام عودید در آنجا بود: این نبی شجاع با ۲۰۰ هزار اسیر که از پادشاهی جنوبی در پادشاهی شمالی به اسارت گرفته شده‌ بودند، همراه شد تا رهبران اسرائيل را نسبت به تقصیر خود در حق قبایل دیگر آگاه کند.

ب. اسیران را بدین‌جا میاورید، زیرا که می‌خواهید ما را در برابر خداوند تقصیرکار ساخته: قابل توجه است که رهبران اسرئیل به پیغامِ عودید پاسخ دادند و به گناه و تقصیر خود اعتراف کردند. آنها با غنائم جنگی به اسرا رسیدگی کردند و آنها را به یهودا برگرداند.

یک) «اینجا تصویری از واعظ خوب را می‌بینیم. عودید خود به‌شکل‌های گوناگون روح و سخن تعلیم داد، نکوهید، راغب نمود و عوض کرد، تا بر شنوندگان خود اثر بگذارد، ولی اشتیاق خود را نیز داشت.» (تْرَپ)

دو) «بهترین نظرات هم چیزی نمی‌توانند به این سخن زیبا اضافه کنند، ساده است و انسانی و مملو از پرهیزگاری و مجاب‌کننده: جای تعجب نیست که تأثیر مطرح شده را ایجاد کرد. انسانیت فراوانی در سرهای پسرانِ اَفرایم بود که در این مناسبت به این نبی پیوستند، دوم تواریخ ۱۵:۲۸، به‌خوبی ثابت می‌کند.» (کلارْک)

 

نزول و سقوط آحاز پادشاه.

۱. آیات (۱۶-۲۱) آحاز به‌جای خداوند به پادشاهان آشور اعتماد می‌کند.

در آن زمان، آحازِ پادشاه کسانی را فرستاده، از پادشاه آشور کمک طلبید. زیرا اَدومیان دیگر بار آمده، به یهودا حمله کرده بودند و جمعی را به اسارت برده بودند. فلسطینیان نیز به شهرهایی در کوهپایه‌ها و در نِگِبِ یهودا هجوم برده بودند و بِیت‌شمس، اَیَلون، جِدیروت، سوکو و نیز تِمنَه و جِمزو را با توابعشان گرفته، در آنها ساکن شده بودند. بدین ترتیب خداوند یهودا را به سبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل کرد، زیرا او یهودا را به سرکشی واداشته، به خداوند خیانتِ بسیار ورزید. تِغلَت‌فِلاِسِر پادشاه آشور بر ضد او برآمده، وی را به عوض یاری زحمت رسانید. زیرا آحاز از خانۀ خداوند و از خانۀ پادشاه و شاهزادگان سهمی برگرفته، آن را به پادشاه آشور تقدیم کرد، اما این کار کمکی به او نکرد.

الف. در آن زمان، آحازِ پادشاه کسانی را فرستاده، از پادشاه آشور کمک طلبید: همانطور که دوم پادشاهان باب ۱۶ توضیح می‌دهد، دلیل این کار این بود که نه تنها ترکیب سپاه اسرائیل و اَرام بر شهرهای یهودا سلطه نکرد، بلکه در برهه‌های مختلف اورشلیم را محاصره کردند. دوم پادشاهان ۵:۱۶ می‌گوید  آحاز را محاصره کردند، اما نتوانستند بر او چیره شوند. آحاز پادشاه به‌جای خداوند به پادشاه آشور متوسل شد، که باید مایهٔ شرم او می‌بود.

یک) قبل از اینکه آحاز چنین کند، اشعیا نشانه‌ای از اطمینان خدا در جدال بر علیه ترکیبی از سپاه‌های اسرائیل و اَرام به او پیشنهاد کرد (اشعیا ۱:۷-۱۲). «پیشنهادی عادلانه بر گناهکاری پرخطا بود.» (تْرَپ) ولی آحاز به این بهانه که خواهان امتحان خداست، پیشنهاد او را رد کرد چون در واقع می‌خواست به پادشاهِ آشور اطمینان کند.

دو) نبوت اشعیا باب ۷ از طرف اشعیا به آحازِ پادشاه حینِ هجوم اسرائيلیان و اَرامیان بود (که ظاهراً به کمک ادومیان و فلسطینیان انجام شد) با این‌حال، خدا به‌خاطر داوود اجازهٔ سلطه یافتن این حملهٔ فاجعه‌انگیز را بر یهودا نداد. او اجازه نمی‌دهد که این نقشهٔ شیطان بر ضد خاندان مسیحیایی داوود، به موفقیت برسد.

سه) پادشاهان اسرائيل و اَرام فکر می‌کردند شعله‌های سوزانی هستند که برای نابودی یهودا و دودمان داوود آمده‌اند. خدا گفت که مثل کنده‌های سوازان هستند که در نهایت آسیب چندانی به کسی نمی‌رسانند (اشعیا ۴:۷).

چهار) او به‌واسطهٔ پیغام اشعیا به آحاز، این پادشاه شرور که گوشش بدهکار کسی نبود را مطمئن نمود که «باید بازماندگانی باقی بمانند که به آن سرزمین بازگردند و باکره باید صاحب پسری شود، پس پادشاه نباید بر تخت داوود شکست بخورد. دودمان هرگز نابود نمی‌شود، چون پادشاهی عمانوئل (خدا با ما) پایانی ندارد.» (نَپ)

پنج) پادشاهان آشور یعنی پادشاه؛ جمع به جای مفرد» (پوول)

ب. خداوند یهودا را به سبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل کرد: این به‌خاطر بی‌دینیِ شخصی آحاز و به‎خاطر الگوی ضعیفی بود که ارائه می‌داد (خداوند یهودا را به سبب آحاز پادشاه اسرائیل ذلیل کرد).

یک) نمونهٔ افول شخصی او، درخواستش از پادشاهِ آشوریان بود. آحاز به پادشاهِ آشوریان گفت: «من خدمتگزار تو و همچون پسر تو‌ام. بیا و مرا…برهان.» (دوم پادشاهان ۷:۱۶). آحاز به دشمن تسلیم شد تا دیگری را شکست دهد. او از اعتماد به خدای اسرائیل خودداری نمود و در عوض خود و پادشاهی‌اش را تسلیم دشمن اسرائیل کرد.

دو) «جملهٔ “من خدمتگزار تو و همچون پسر توام” به‌طور مشخص آحاز را در جایگاهِ رعیتی متقاضی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد برخلاف توصیهٔ اشعیا، به آشور اعتماد و توسل دارد، نه خداوند (اشعیا ۱۰:۷-۱۶؛ مقایسه شود با خروج ۲۲:۲۳).» (وایزمَن)

ج. زیرا آحاز از خانۀ خداوند…سهمی برگرفته…اما این کار کمکی به او نکرد: آحاز یهودا را پادشاهی زیردست آشور ساخت. آحاز فرامین خود را از پادشاه آشور دریافت و به این شکل، استقلال پادشاهی یهودا را فدا نمود. بدتر از همه، کمکی به او نکرد. بی‌فایده بود.

یک) تنها می‌توانیم تصور کنیم که چه برکاتی نازل می‌شد، اگر آحاز با همان انرژی و دلی یکپارچه که تسلیم پادشاه آشور شد، تسلیم خداوند می‌شد.

دو) «چقدر جد بزرگش متفاوت بود! داوود در مزمور ۶:۱۸ می‌گوید “در تنگی خویش، خداوند را خواندم، و نزد خدایم فریاد کمک بلند کردم” حتی نوهٔ شرور او، مَنَسی، وقتی در مصیبت و تنگی بود خدا را جویید. اما آحاز به‌نظر تصمیم داشت که پیمانهٔ گناه خود را پر بنماید.» (نَپ)

 

۲. آیات (۲۲-۲۷) کفر و پایان آحاز پادشاه.

آحازِ پادشاه در ایام تنگی خود حتی بیش از پیش به خداوند خیانت ورزید. او برای خدایان دمشق که وی را شکست داده بودند قربانیها کرد، زیرا با خود می‌اندیشید: «خدایان پادشاهان اَرام ایشان را مدد رسانده‌اند، پس به آنها قربانی تقدیم خواهم کرد تا مرا نیز یاری دهند.» اما آنها باعث نابودی او و تمامی اسرائیل شدند. آحاز اسباب خانۀ خدا را گرد آورده، آنها را خُرد کرد و درهای خانۀ خداوند را بست، و در هر گوشه و کنار اورشلیم مذبحها برای خود بر پا نمود. او در همۀ شهرهای یهودا مکانهای بلند بنا کرد تا برای خدایانِ غیر بخور بسوزاند، و بدین‌سان خشم یهوه خدای پدرانش را برانگیخت. و اما دیگر کارهای او و تمامی راههایش، از آغاز تا پایان، در کتاب پادشاهان یهودا و اسرائیل نوشته شده است. آحاز با پدران خود آرَمید و او را در شهر، یعنی در اورشلیم، به خاک سپردند، اما او را در مقبرۀ پادشاهان اسرائیل ننهادند. و پسرش حِزِقیا به جای او پادشاه شد.

الف. آحازِ پادشاه در ایام تنگی خود حتی بیش از پیش به خداوند خیانت ورزید: مردم لزوماً در آزمایش و تنگی، به خدا نزدیک‌تر نمی‌شوند. گاهی اجازه می‌دهند که چنین تنگی‌هایی آنها را از خدا دور بکند. آحاز در میان این گروه شایان توجه بود، آنقدر که نویسندهٔ تواریخ می‌گوید این همان آحازِ پادشاه است (مترجم: این وجه در ترجمه‌های دیگر بازتاب داده شده است، نه ترجمهٔ فارسی).

یک) «این چکش‌های خدای متعال بودند که بر آهن سرد می‌خوردند.» (تْرَپ)

دو) «آحاز همچنین بی‌پروا رفتار کرده و بیش از پیش خیانت ورزید. رفتارش بدان معناست که بیشتر به‌دنبال مجوز است تا آزادیِ حقیقی، در حالی‌که خیانتش واژ‌ه‌ای در تواریخ است که به ندادن سهم خدا اشاره دارد.» (سِلْمان)

سه) شرارت شخصیت او زمانی بیشتر نمایان می‌شود که می‌بینیم مصیبت‌ها تأثیر چندانی بر او نداشتند، آنها نیز اغلب در میان جانشینان بودند، و او را به آگاهی از گناهش وا می‌داشتند.» (مورْگان)

چهار) این همان آحاز پادشاه است: «خدشه‌ای بر اسم او وارد می‌آید که نشان می‌داد چقدر گناهکار است. آنها که در برابر تقدیرات الهی طغیان می‌کنند و مشیت الهی در مورد آنها اجرا نمی‌شود، باید با حروف بزرگ گناهکار بودن بر پیشانی آنها نوشته شود. آنها در مقابل تَرکهٔ تأدیب گناه می‌کنند.» (اسپِرجن)

ب.  او برای خدایان دمشق که وی را شکست داده بودند قربانیها کرد: دوم پادشاهان باب ۱۶ به ما می‌گوید که این اتفاق بعد از دیدار آحاز از دمشق افتاد. او از سفر بازگشت و مذبحی طبق آنچه در دمشق دیده بود ساخت و از اشکال، سبک و خدایان مذبح استفاده کرد. متأسفانه، حتی از اوریای کاهن نیز کمک گرفت.  

یک) دوم پادشاهان باب ۱۶ همچنین می‌گوید که آحاز به‌عنوان کاهن بر مذبحی که خود طراحی کرد خدمت کرد. چون مکان پرستش خود را درست کرده بود، پس طبیعی بود که از فرمان خدا که پادشاه نباید به‌عنوان کاهن خدمت کند، پیروی کرد (اعداد ۷:۱۸).

دو) پدربزرگ آحاز، عَزَریا (عُزیا) جرأت کرد که به معبد وارد شود و به‌عنوان کاهن، خدا را خدمت کند (دوم تواریخ باب ۲۶). با این‌حال، عَزَریا حداقل به غلط خدای حقیقی را پرستید. آحاز به غلط خدای دروغین و ساخت خود را پرستید. «عُزیا به‌خاطر این کار به جذام مبتلا شد؛ ولی آحاز بیماری بدتری گرفت، سختیِ درمانْ نشدنیِ دل.» (تْرَپ)

ج. آنها را خُرد کرد و درهای خانۀ خداوند را بست: آحاز نمی‌توانست ابداعات فاسد و کافرانهٔ خود را بدون از میان برداشتن آنچه در معبد بود، داخل بیاورد. مبادله‌ای نامقدس بود که با برداشتن آنچه نیکو بود و قرار داده شدن بدی، انجام شد. به‌طور کلی، همهٔ این چیزها برای مأیوس کردن مردم از پرستش خدای حقیقی در معبد خدا انجام شد.

یک) «او سبب شد که پرستش خدا کاملاً لغو شود و تا آغاز حکومت حزقیا این وضعیت ادامه داشت، کسی که اولین اقدامش دوباره باز کردن معبد بود و از این‌رو احیای پرستش خدا بود.» (کلارْک)

دو) «آحاز اسباب مقدس خانه را جابه‌جا کرد و شکست، به‌نظر نمی‌رسد که او به هدفِ فرستادن هدیه‌ای دیگر برای تِغلَت‌فِلاِسِر این کار را کرده باشد، بلکه می‌خواست نشان دهد که مراسم پرستش چقدر بی‌اهمیت است. شاید به‌دنبال این بود که به‌عنوان دِکور و به شکلی دیگر از آنها استفاده کند. به هر شکل، قبل از اینکه بتواند رو به آنها کند، مرگ دامن او را گرفت. در میان اسبابی که بابلیان بعدها در چپاول اورشلیم با خود بردند از آنها نیز نام برده شده است (دوم پادشاهان ۱۳:۲۵-۱۴؛ ارمیا ۱۹:۲۷-۲۰؛ ۱۷:۵۲-۲۳).» (پَتِرْسون و آسْتِل)

سه) به یاد داریم که همهٔ این اتفاقات در معبدی که سلیمان برای خداوند ساخت رخ داد. این مکان به تنهایی آن را تبدیل به مکان پرستش نمی‌کرد. گاهی بت‌ها در خانه‌ای که زمانی به خدای حقیقی تقدیم شده‌اند، پرستیده می‌شدند.

د. در همۀ شهرهای یهودا مکانهای بلند بنا کرد تا برای خدایانِ غیر بخور بسوزاند: آحاز در این تغییرات عملیات معبد را متوقف کرد و مذبح‌های کوچک بت‌پرستی در سراسر یهودا ساخت.

یک) «مثل این بود که تشعشعِ حقیقت کاملاً خاموش شده است. ولی چنین نبود، چون در طول حکومت یوتام و آحاز، اشعیا پیغام خود را اعلام می‌نمود و حین حکومت آحاز، میکاه نیز کلام خدا را اعلام می‌کرد.» «مورگان)

ه‍. اما دیگر کارهای او و تمامی راههایش: به این شکل، حکومتِ احتمالاً یکی از بدترین پادشاهان یهودا به پایان رسید. میکاه ـ که حین حکومت آحاز نبوت کرد ـ کسی را توصیف می‌کند که در شرارت‌ورزی چیره‌دست بود (میکا ۳:۷). منظور کسی است که تمام تلاش خود را برای شرارت‌ورزی می‌کرد، در برخی از ترجمه‌ها به این شکل برگردانده شده است: آنکه با هر دو دست شرارت می‌ورزد. احتمالاً منظور او آحاز پادشاه بود.

یک) «او به مرگ طبیعی جان داد، اگرچه پَست و نفرت‌انگیز بود. خدا مجازات بسیاری از خبیثان را به دنیای بعدی موکول می‌کند.» (تْرَپ)

دو) «آحاز به انتخاب خود شرور بود، و علیرغم مشکلات در شرارت اصرار می‌ورزید. در کمال کفر و سرکشی هشدارهای مستقیم نبی خدا را نادیده گرفت. این نگرش پادشاه، ظلمت را غلیظ‌تر نمود.» (مورْگان)

 

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.