فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۲۴ – حکومت و سقوط یوآش.

یوآش معبد را مرمت می‌کند.

۱. آیات (۱-۳) یوآش چهل سال حکومت می‌کند.

یوآش هفت ساله بود که پادشاه شد، و چهل سال در اورشلیم سلطنت کرد. نام مادرش ظِبیَه بود، اهل بِئِرشِبَع. یوآش در تمامی دوران حیات یِهویاداعِ کاهن، آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا می‌آورد. یِهویاداع دو زن برایش گرفت، و او صاحب پسران و دختران شد.

الف. چهل سال در اورشلیم سلطنت کرد: حکومتی طولانی و اغلب برکت‌یافته بود. یوآش (همچنین در باب ۱۲ دوم پادشاهان یهوآش نیز خوانده شده است که حالتی دیگر از هجیِ آن است)، او نتوانست در کمال قدوسیت و مطیع بماند، ولی اهداف خدا در پادشاهی یهودا را پیش برد.

یک) «تعداد همسران و فرزندان نشان می‌دهد که خدا سال‌های ملخ‌خورده را جبران نمود.» (سِلْمان)

ب. یوآش…آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا می‌آورد: این قسمت بیان می‌کند که بعد از مرگ یِهویاداع، یهوآش دیگر آنچه در نظر خدا درست بود را به‌جا نیاورد. این باب می‌گوید که هنگامی که یهویاداع مُرد او به بت‌پرستی روی‌آورد و داوری خدا بعد از آن‌پس بر او نازل شد.

 

۲. آیات (۴-۷) نیاز و دل برای مرمت معبد.

پس از چندی، یوآش بر آن شد که خانۀ خداوند را مرمت کند. او کاهنان و لاویان را گرد آورده، بدیشان گفت: «به شهرهای یهودا بروید و برای مرمتِ سالانۀ خانۀ خداوند از تمامی اسرائیل پول جمع‌آوری کنید. در این کار شتاب نمایید.» اما لاویان شتاب نکردند. پس پادشاه، یِهویاداع رئیس کاهنان را فرا خواند و به او گفت: «چرا از لاویان نخواستی تا مالیاتی را که موسی خادم خداوند، و نیز جماعت اسرائیل، برای خیمۀ شهادت تعیین کرده‌اند، از یهودا و اورشلیم گرد آورند؟» زیرا پسران عَتَلیا، آن زن خبیث، خانۀ خدا را تاراج کرده و از تمامی اشیاء وقف‌شدۀ خانۀ خداوند نیز برای خدمت به بَعَلها استفاده کرده بودند.

الف. یوآش بر آن شد که خانهٔ خداوند را مرمت کند: این نشان از نگرانی الهی یوآش دربارهٔ شرایط معبد است. او می‌دانست که پادشاهیِ کامیاب و ایمن اهمیتی ندارد اگر آنچه از خداست مورد غفلت یا بیزاری قرار گیرد.

یک) او همچنین می‌دانست که شرایط معبد معیاری معتبر از دل و اشتیاق قوم خدا برای امور خداست. معبد مال خدا نبود، ولی غفلت و بیزاری از معبد بازتابی از غفلت و بیزاری از خداست.

ب. به شهرهای یهودا بروید و برای مرمتِ سالانۀ خانۀ خداوند از تمامی اسرائیل پول جمع‌آوری کنید: پول کافی در خزانهٔ سلطنتی برای انجام این پروژه نبود. از این‌رو، پادشاه به لاویان در شهرهای بیرونی یهودا فرمان داد تا پول جمع‌آوری کنند و آن را برای پروژ‌ه‌ها به اورشلیم بیاورند.

ج. اما لاویان شتاب نکردند: بنابه دلیلی، لاویان اشتیاقی همچون یوآشِ پادشاه برای شرایط معبد نداشتند. شاید حس می‌کردند که مردم شهرهای بیرون این کار را نمی‌پذیرند و از آن حمایت نمی‌کنند. با این وجود، یوآش آنها را مسئول دانست و کار را به حرکت انداخت.

یک) «اما لاویان شتابان عمل نکردند، هم به‌خاطر تنبلیِ ذاتی (که حتی در مورد فعالان مسیحی نیز صادق است) و هم به‌خاطر خواسته‌های کاهنین که به‌نظر می‌رسد درآمدهای معمول برای عملیات جاری و حمایت از خودشان را به پایان رسانده‌اند.» (پِیْن)

د. زیرا پسران عَتَلیا، آن زن خبیث، خانۀ خدا را تاراج کرده: این قسمت توضیح می‌دهد که چرا معبد شرایط پر آشوبی داشت. تنها از استفادهٔ زیاد مستهلک و خراب نشده بود بلکه کاری هدفمند به ضرر معبد و پرستش خدای حقیقی توسط عَتَلیا و پسرانش انجام شد.

 

۳. آیات (۸-۱۴) معبد مرمت و پرستش از سر گرفته شد.

پس به فرمان پادشاه، صندوقی ساختند و آن را بیرون دروازۀ خانۀ خداوند نهادند. و در سراسر یهودا و اورشلیم ندا در دادند مبنی بر اینکه باید مالیاتی را که موسی خادم خدا در بیابان بر اسرائیل مقرر داشته بود، برای خداوند بیاورند. پس تمامی رهبران و همۀ قوم با شادی سهم خود را آورده، در صندوق ریختند تا پر شد. هر بار که صندوق به دست لاویان نزد صاحبمنصبان پادشاه آورده می‌شد و ایشان می‌دیدند که مبلغ زیادی پول در آن است، کاتبِ پادشاه و مأمورِ رئیس کاهنان می‌آمدند و صندوق را خالی می‌کردند، و دوباره آن را به مکان خود بازمی‌گرداندند. آنان هر روز چنین می‌کردند، و بدین ترتیب مقدار زیادی پول گرد آوردند. پادشاه و یِهویاداع این پول را به افرادی سپردند که به کارِ خدمت خانۀ خداوند مشغول بودند، و ایشان سنگتراشان و نجّاران به جهت تعمیر خانۀ خداوند اجیر کردند، و نیز آهنگران و برنجکاران، تا خانۀ خداوند مرمت شود. پس کارگران مشغول کار شدند، و کار به دست ایشان به خوبی پیش می‌رفت. آنان خانۀ خدا را به حالتِ اوّلش بازگردانده، آن را مستحکم ساختند. و چون کار خود را به پایان رساندند، باقی پول را نزد پادشاه و یِهویاداع آوردند، و با آن لوازمی برای خانۀ خداوند ساخته شد، یعنی ظروفی برای خدمت و به جهت قربانیهای تمام‌سوز، و نیز کاسه‌ها و اشیاء طلا و نقره. در تمامی دوران حیات یِهویاداع، پیوسته در خانۀ خداوند قربانیهای تمام‌سوز تقدیم می‌شد.

الف. صندوقی ساختند و آن را بیرون دروازۀ خانۀ خداوند نهادند: با رهبریِ یوآشِ پادشاه، کاهنین به مردم فرصت دادند. حتی به دهندگان مایل نیز باید فرصتی داده شود.

یک) «سپس او صندوق هدایا را در مکانی استراتژیک و سمت راست مذبح قرار داد و به این طریق برای پروژهٔ مرمت معبد اولویتی والا قائل شد و آن را در معرض دید همگان جای داد.» (دیْلْدِی، دوم پادشاهان باب ۱۲)

دو) دوم پادشاهان نشان می‌دهد که بخشی از مشکل، سازمان‌دهی ضعیف و پرهزینه بود. بنابراین، یوآش پادشاه به اصل مشکل پرداخت و به‌واسطهٔ یهویاداعِ کاهن، نظامی تعبیه نمود که از طریق آن پول کنار گذاشته و پس‌انداز می‌شد و بعد با حکمت برای مرمت و بازسازی معبد خرج می‌شد.

ب. مبنی بر اینکه باید مالیاتی را که موسی خادم خدا در بیابان بر اسرائیل مقرر داشته بود، برای خداوند بیاورند: این قسمت هدیه‌ای که موسی برای ساخت خیمه در خروج ۳۵ دریافت کرد را به‌خاطر می‌آورد. نقشه‌ای الهام شده از سوی خدا بود تا هدایایی از قوم اسرائيل دریافت شود.

یک) «کل مالیات مبنی‌بر نیم‌ـ‌شِکِل برای خیمه بود، اگرچه نِحِمیا نیز آن را تجدید نمود (نِحِمیا ۳۲:۱۰).» (سِلْمان)

دو) ممکن است که خدا سبب شود پول و مصالح به معجزه ظاهر شوند. با این وجود، او تقریباً همیشه کار خود را به‌واسطهٔ هدایایی که قوم او مایل به دادن بودند پیش برده است. او چنین عمل می‌کند چون ما باید اشخاصی بخشنده باشیم.

سه) این ایده در دوم قرنتیان ۷:۹ بازتاب داده شد: هر کس همان قدر بدهد که در دل قصد کرده است، نه با اکراه و اجبار، زیرا خدا بخشندۀ شادمان را دوست می‌دارد.

ج. آنان هر روز چنین می‌کردند، و بدین ترتیب مقدار زیادی پول گرد آوردند: از طریق تلاش در ادارهٔ دقیق هدایای جمع‌شده، مقدار زیادی پول برای آن کار جمع شد. خدا تنها به بخشندگی قوم خود فکر نمی‌کند، بلکه به هدایایی که با تلاش و به‌دقت جمع می‌شوند نیز اهمیت می‌دهد.

د. پس کارگران مشغول کار شدند، و کار به دست ایشان به خوبی پیش می‌رفت: آشکار است که برکت خدا در حال عمل کردن بود، ولی کار را برای آنها انجام نمی‌داد. پس پادشاه و کاهن حکیمانه کارگران مناسب را انتخاب کرده و به‌طور مستقیم به آنها دستمزد پرداخت نمودند تا پول در ادارهٔ کار از دست یا هدر نرود.

یک) «وقتی مردم اطمینان حاصل کردند که پول در حقیقت برای هدفی که داده شده خرج می‌شود، با سخاوتمندی عکس‌العمل نشان دادند، یوشیا نیز تمهیدات مشابهی را پیش گرفت (دوم پادشاهان ۳:۲۲-۷).» (وایْزْمَن)

ه‍. باقی پول را نزد پادشاه و یِهویاداع آوردند: مردم بسیار سخاوتمند بودند و ادارهٔ کار حکیمانه و صادقانه انجام شد و حتی برای انجام پروژهٔ مرمت پول، اضافی آمد و از آن برای تهیهٔ لوازمی برای خانۀ خداوند استفاده شد. مدرکی عالی از برکت خدا و سخاوتمندی و مباشرت حکیمانه بود.

یک) اینها جایگزین «آنچه شدند که غارت‌گران عرب و پسران اهانت‌گرِ عَتَلیا دزدیده بودند.» (تْرَپ)

دو) به احتمال زیاد، این سخاوتمندی باعث تعجب بود. «او فکر می‌کرد مبلغ زیادی جمع نشود، به‌خاطر معصیت و عدم پرهیزگاری که سال‌ها حاکم بود و همچنان عموماً میان مردم آن سرزمین رواج داشت، لاویان انتظار نداشتند، همانطور که آخرین قسمت از این آیه نشان می‌دهد.» (پوول)

 

۴. آیات (۱۵-۱۶) مرگ یهویاداع.

و اما یِهویاداع پیر و سالخورده شده، بمرد. او به هنگام وفات، یکصد و سی سال داشت. او را در شهر داوود در کنار پادشاهان به خاک سپردند، زیرا در اسرائیل برای خدا و برای خانۀ او نیکویی کرده بود.

الف. او به هنگام وفات، یکصد و سی سال داشت: این زندگی غیرمعمول طولانی برای این کاهن پرنفوذ مدرکی دال بر برکت خدا بر زندگی مقدس او و رحمت خدا نسبت به یوآش پادشاه و یهودا بود. وقتی یوآش دیگر تحت نفوذ یهویاداع نبود، شرایط او قطعاً بدتر شد و خدا از روی رحمت خود تا جایی که ممکن بود آن را به تأخیر انداخت.

ب. او را در شهر داوود در کنار پادشاهان به خاک سپردند، زیرا در اسرائیل برای خدا و برای خانۀ او نیکویی کرده بود: میزان تأثیر او از مراسم تدفین باشکوهی که برای یهویاداع برگزار کردند، مشخص است. نیکویی‌ـ‌ای که در اسرائیل به‌جا آورد، به‌طور خاص برای خدا و برای خانهٔ او بود.

یک) «در اینجا تأثیری که یک انسان می‌تواند داشته باشد را می‌بینیم. یکی می‌تواند گناه را بازیچهٔ خود کند و دیگری قادر است سردار سپاهی شود که خدا را خدمت می‌کند و نام او را حرمت می‌نهند.» (اِسپِرجن)

 

کفر یوآش.

۱. آیات (۱۷-۱۹) یوآش سبب ارتکاب شرارت می‌شود.

پس از درگذشت یِهویاداع، رهبران یهودا آمده، به پادشاه تعظیم کردند. آنگاه پادشاه بدیشان گوش سپرد. ایشان خانۀ یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده، اَشیرَه و بتها را عبادت نمودند. پس به سبب این تقصیر ایشان، غضب بر یهودا و اورشلیم نازل شد. با این حال، انبیا نزد ایشان فرستاد تا آنان را به سوی خداوند بازگردانند. انبیا به ایشان هشدار دادند، اما آنان گوش نسپردند.

الف. رهبران یهودا آمده، به پادشاه تعظیم کردند. آنگاه پادشاه بدیشان گوش سپرد: یوآش به‌نظر اساساً مردی ضعیف بود. او وقتی تحت تأثیر مردی دیندار و نیک چون یهویاداع قرار می‌گرفت، نیکی می‌کرد، ولی هنگامی که تحت تأثیر این رهبران یهودا قرار گرفت، دست به شرارت زد و این رهبران آنها را به بت‌پرستی کشاندند.

یک) «این زالو‌های دربار با تملق و چرب‌زبانی خود را به حضور او رساندند… او را قانع کردند که در روزگار یهویاداع، وی پادشاهی بدون قلمرو شد، سروری بدون ملک و املاک و زیردست زیردستان خود.» (تْرَپ)

دو) «نمی‌بینی این آقایان، با تعظیم به حضور او می‌آیند و صدها بار قبل از سرپا ایستادن در حضور او زانو می‌زنند؟ آنها “کرنش‌کنان” به‌سوی پادشاه می‌آیند. یهویاداع آنچنان در برابر پادشاه کرنش نمی‌کرد؛ بلکه با احترامی لایق پادشاه با او رفتار می‌نمود، ولی با صداقت و وفاداری با وی سخن می‌گفت.» (اِسْپِرجن)

سه) «آنها نمی‌خواستند برای عبادت متحمل سفرهای غیرضروری و مشقّت‌بار به اورشلیم شوند بلکه مشتاق آزادی بودند که پدرانشان در پرستش در مکان‌های بلند از آن بهر‌ه‌مند بودند. اما آنها می‌دانستند اگر این آزادی را به‌دست آورند، با پرستش در این مکان‌ها بدون هیچ نظارتی، به بت‌پرستی کشیده می‌شوند، این همان هدفی بود که آنها داشتند.» (پوول)

چهار) «همهٔ کاری که یوآش کرد این بود که دل خود را به یهویاداع داد، نه یهوه. آسان می‌توان با وقف دل خود به پدر یا مادر، یا خاله و عمو یا آدم خوبی که به شما در انجام کار درست یاری رسانده، ظاهری مذهبی داشت. این کار را از روی محبت انجام می‌دهید که در بهترین حالت انگیزه‌ای ثانوی است. خدا می‌گوید “پسرم، دل خود را به من بده”.» (اِسپرجن)

ب. ایشان خانۀ یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده: آنها تنها هنگامی برای پرستش بت‌ها احساس آزادی کردند که خانهٔ خدا را ترک گفتند. این امر نشان از کم‌عمقی تعهد آنها به خدا و اثر بازدارندهٔ مشارکت آنها در آن خانه بود.

یک) «بگذارید کسانی‌که کلیسا را ترک می‌کنند، فکر کنند: چقدر میهن‌پرست هستند.» (تْرَپ)

ج. با این حال، انبیا نزد ایشان فرستاد تا آنان را به سوی خداوند بازگردانند. انبیا به ایشان هشدار دادند، اما آنان گوش نسپردند: این گناه دوم از گناه ضعف و بت‌پرستی اولیه، بزرگ‌تر بود. یوآش به حرف انبیای خدا یا اصلاحی که در او توصیه می‌کردند، گوش نمی‌سپرد.

 

۲. آیات (۲۰-۲۲) پیغام زکریا به یوآش و مرگ او.

آنگاه روحِ خدا زکریا پسر یِهویاداعِ کاهن را ملبس ساخت، و او بر فرازِ قوم ایستاده، گفت: «خدا چنین میفرماید: ”چرا از فرامین خداوند سرپیچی می‌کنید تا کامیاب نگردید؟ از آنجا که خداوند را ترک کرده‌اید، او نیز شما را ترک کرده است.“» اما ایشان بر ضد او دسیسه چیدند، و به فرمان پادشاه او را در صحن خانۀ خداوند سنگسار کردند. یوآش پادشاه، محبتی را که یِهویاداع پدر زکریا به وی کرده بود، به یاد نیاورد و پسر او را کشت. زکریا در حال مرگ گفت: «باشد که خداوند این را ببیند و بازخواست کند!»

الف. روحِ خدا زکریا پسر یِهویاداعِ کاهن را ملبس ساخت، و او بر فرازِ قوم ایستاده: این نبی، پسر پرنفوذ کاهن، در جایگاه کاهن، منصب رهبری داشت. عبارت بر فراز قوم احتمالاً نشان می‌دهد که او کاهن اعظم بود، کسی که انتصابات کاهنین را بر جمع اسرائیل اعلام می‌کرد.

یک) توصیف روحِ خدا که بر زکریا می‌آید حائز اهمیت است. «از این‌رو خدا به‌واسطهٔ کاهن که نبوت می‌کند، یعنی زکریا پسر یهویاداع، که به روح خدا ملبس شده اعلامِ داوری می‌کند… دو نمونه از سه نمونهٔ عهدعتیق اظهارات مشخصی از تواریخ هستند (مقایسه شود با داوران ۳۴:۶؛ اول تواریخ ۱۸:۱۲).» (سِلْمان)

دو) «مثل ما که لباس یا جامه بر تن می‌کنیم، روح خدا نیز چنین می‌کند، خود را در کسانی مخفی می‌کند که تسلیم او می‌شوند تا آنها نباشند که سخن می‌گویند یا عمل می‌کنند، بلکه او که درون آنهاست… به یاد داشته باشید که لباس یا چرم باید به آسانی با حرکات بدن کسی که بر آن قرار گرفته هماهنگ باشد، و ما هم باید در مقابل جامهٔ روح‌القدس چنین انعطافی داشته باشیم.» (مِیِر)

ب. از آنجا که خداوند را ترک کرده‌اید، او نیز شما را ترک کرده است: نویسندهٔ تواریخ به‌طور خاص این وجه از روایت را ذکر می‌کند، چون این اصل مربوط به بازگشتگان از تبعید بود، در روزگاری که نویسندهٔ تواریخ این کتاب را می‌نوشت. آنها باید به‌یاد می‌آوردند: به خدا نزدیک شوید، که او نیز به شما نزدیک خواهد شد (یعقوب ۸:۴). برعکس این اصل نیز صادق است.

ج. اما ایشان بر ضد او دسیسه چیدند، و به فرمان پادشاه او را در صحن خانۀ خداوند سنگسار کردند: رهبران و عامهٔ مردم دسیسه چیدند تا زکریا را به قتل برسانند. آنها نه تنها پیغام او را رد کردند بلکه نبی‌‌‌ای را کشتند که پیغامی مهم همراه داشت.

یک) «چه انسان پلید و حقیری بود که دست خود را به خون نبی خدا و پسر کسی که او را از قتل رهانید و بر تخت حکومت نشاند، آغشته کرد! افسوس و صد افسوس!» (کلارْک)

د. باشد که خداوند این را ببیند و بازخواست کند! حرف آخر زکریا تقاضایی از خدا بود، از او خواست تا طبق عدالتش بازخواست دهد. دعای بی‌نقص جفادیدگان است که انتقام را به دستان و حکمت خدا می‌سپارند.

یک) «زکریا به‌دنبال انتقام شخصی نیست، بلکه از خدا می‌خواهد پایبند به اصول عدالت خود بماند.» (سِلمان)

دو) «و او نیز چنین کرد، چون در پایان سال، اَرامیان بر ضد یهودا برخاستند و شاهزادگان قوم را نابود کردند و غنائم آنها را به دمشق فرستادند و یوآش، قاتل آن نبی _پسر حامیِ خود_ به‌واسطهٔ خادمینش به قتل رسید. این نشانی برجسته از انتقام الهی است.» (کلارْک)

سه) این فاجعهٔ شرورانه سرشار از کنایه است.

·      مردم به فرمان خداوند گوش ندادند، ولی به فرمان شرورانهٔ یوآش پادشاه گوش سپردند.

·      یواش لطف یهویاداع به خود را با بی‌رحمی نسبت به پسرش پاسخ داد.

·      زکریا در همان مکانی که پدرش یهویاداع، یوآش پادشاه را مسح کرد، به قتل رسید (دوم تواریخ ۱۰:۲۳-۱۱).

 

۳. آیات (۲۳-۲۴) خدا به‌واسطهٔ اَرامیان بر یهودا و یوآش داوری را نازل می‌کند.

به هنگام تحویل سال، سپاه اَرام بر ضد یوآش برآمدند. آنان به یهودا و اورشلیم رسیدند و تمامی رهبران قوم را از میان قوم نابود کرده، همۀ غنایم ایشان را نزد پادشاهِ دمشق فرستادند. با اینکه لشکر اَرامیان با مردان اندک آمده بود، خداوند سپاه بسیار بزرگی را به دست ایشان تسلیم کرد زیرا که یهودا، یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده بودند. بدین‌سان ایشان داوری را بر یوآش به اجرا درآوردند.

الف. سپاه اَرام بر ضد یوآش برآمدند…تمامی رهبران قوم را از میان قوم نابود کرده: رهبرانی که تأثیر ناحکیمانه و خداناپسندانه بر یوآش داشتند، همان رهبرانی بودند که نابود شدند و غنایم آنها غارت شد.

ب. لشکر اَرامیان با مردان اندک آمده بود، خداوند سپاه بسیار بزرگی را به دست ایشان تسلیم کرد: تحت داوری خدا، سپاه کوچک اَرامیان بر سپاه بسیار بزرگ یهودا غالب آمد.

یک) خدا وعده داد که قوم مطیع او با موفقیتی فرای تعدادشان برکت می‌یابند (لاویان ۸:۲۶)، و هنگام نااطاعتی با شکستی غیرقابل قیاس با ضعف خود زجر می‌بینند (لاویان ۱۷:۲۶، ۳۷:۲۶).

 

۴. آیات (۲۵-۲۷) یوآشِ زخمی توسط خادمان خود به قتل می‌رسد.

اَرامیان یوآش را در حالی که به‌شدّت زخمی بود، ترک کردند. پس خادمان یوآش به سبب خون پسر یِهویاداعِ کاهن بر ضد یوآش دسیسه چیده، او را در بسترش کشتند. بدین ترتیب یوآش مرد و او را در شهر داوود به خاک سپردند، اما نه در مقبرۀ پادشاهان. کسانی که بر ضد او دسیسه چیدند از این قرار بودند: زاباد پسر زنی عَمّونی به نام شیمعَه، و یِهوزاباد پسر زنی موآبی، شِمریت نام. شرحِ حال پسران یوآش، نبوتهای بسیاری که دربارۀ او شد، و شرح مرمت خانۀ خدا، در تفسیر کتاب پادشاهان نوشته شده است. و پسر یوآش اَمَصیا به جای او پادشاه شد.

الف. پس خادمان یوآش…دسیسه چیده: اتفاقی ترسناک است و نشان می‌دهد که برکت خدا مدت‌ها قبل، از این پادشاه سازشگر دریغ شده بود. این پادشاه شروع خوبی داشت، ولی نتوانست خوب کار خود را به اتمام برساند.

یک) آنها به سبب خون پسر یِهویاداعِ کاهن برانگیخته شدند تا یهویاداع را بکشند. همچنین ممکن است شکست اخیر از اَرام نیز عاملی مؤثر باشد. «قتل یوآش توسط صاحب‌منصبان یا خادمانش غیرمستقیم بیان می‌کند که این کار نتیجهٔ نارضایتی پس از شکست از حَزائیل است.» (وایْزْمَن)

دو) «پس نااطاعتی تقاص تلخ خود را به همراه دارد و آنچه قوم خدا می‌کارند، روزی به روشی برداشت می‌کنند. یوآش لایقِ عاقبت نافرجام و ناخوشایند خود بود.» (نَپ)

سه) «پس بدین شکل حکومت لبریز از وعده و امید در آغاز، و فاسد و بی‌رحم و مخرب در آخر، به انتهای کار خود رسید. هرگز دست عدالت خدا به این آشکاری بر علیه پادشاه کافر و قوم بی‌ایمان دراز نشد.» (کلارْک)

چهار) «”نبوت‌های بسیار” در مورد یوآش شاید به تهدیدات نبوتی که در دوم تواریخ ۲۴:۱۹-۲۰ ذکر شده‌اند‌، اشاره داشته باشد.» (پِیْن)

ب. در تفسیر کتاب پادشاهان نوشته شده است: هیچ سابقه‌ای‌ در دست نیست که یوآش توبه کرده باشد. او هرگز بازنگشت یا وعده‌های عالی ابتدایی خود را محقق ننمود.

یک) «این حقیقت که در گورستان سلطنتی _که در تواریخ موضوع بسیار مهمی است_ جایی به او اختصاص داده نشد (برخلاف یهویاداع)، نشان می‌دهد او مورد حرمت واقع نشد.» (سِلْمان)

دو) «بله، کسانی هم هستند که دلشان نسبت به خدا صاف نیست، ولی نسبت به مظاهر پرستش الهی غیرت به خرج می‌دهند. معبد ساختن برای خدا بسیار آسان‌تر از معبد بودن برای اوست و بسیاری برای مرمت معبد بیش از مرمتِ منش خود، غیرت نشان می‌دهند.» (اِسپرجن)

سه) «یوآش فاقد اصلی بود، اصلی که می‌خواهم دربارهٔ آن به دوستانم هشدار دهم. دعا می‌کنم که هرگز بدون اصل پرهیزگاری به عمل پرهیزگاری راضی نشوید. داشتن کیشی مناسب کافی نیست؛ باید صاحب دلی تازه شوید. کافی نیست که مناسک زیبا داشته باشید؛ باید زندگی شما مقدس باشد و برای مقدس بودن باید به روح‌القدس تازه شوید. اگر این تغییر در شما به روح‌القدس جوانه نزده، شما که در نیکی کردن سریع عمل می‌کنید، چیزی نمی‌گذرد که در بدی کردن نیز سریع عمل خواهید کرد.» (اسپرجن)

چهار) «مطالعهٔ داستان یوآش توصیفی برجسته از نحوهٔ تأثیرپذیریِ آسان انسانی ضعیف است. این روایت بر نیاز به وجود شخصیتی قوی تأکید می‌کند که تنها به‌واسطهٔ تعامل مستقیم با خدا ایجاد می‌شود.» (مورْگان)

پنج) «هرچقدر تأثیر شخصی نیک ارزشمند باشد، تا وقتی مؤثر می‌ماند که شخص چیزی دیگر برای اتکا نداشته باشد، اگر دراین امر با شکست مواجه شود، سقوط اجتناب‌ناپذیر است. هر بنیانی فرومی‎‌ریزد جز یکی.» (مورْگان)

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.