فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
دوم سموئیل باب ۱۲ – توبیخ داوود توسط ناتان
ناتان با داوود برخورد میکند.
۱. آیات (۴-۱) مَثَلی که ناتان میگوید.
اما خداوند ناتان را نزد داوود فرستاد. پس نزد وی آمده، او را گفت: «در شهری دو مرد بودند؛ یکی ثروتمند بود و دیگری فقیر. مرد ثروتمند گوسفندان و گاوان بسیار زیاد داشت، اما فقیر را چیزی نبود مگر ماده برهای کوچک که آن را خریده و پرورش داده بود و در کنار او و فرزندانش بزرگ شده بود. بره از طعام او میخورد، از پیالهاش مینوشید، در آغوشش میخفت و او را همچون دختری بود. روزی مسافری نزد مرد ثروتمند آمد، اما او را دریغ آمد که از گوسفندان و گاوان خودش یکی را بگیرد و برای مسافری که نزدش آمده بود، مهیا سازد. پس برۀ آن فقیر را بگرفت و آن را برای مردی که نزدش آمده بود، مهیا ساخت.»
الف. اما خداوند ناتان را نزد داوود فرستاد: گناه داوود خداوند را ناخشنود کرد اما داوود به الزام روحالقدس یا وجدان خود گوش نداد. حالا خدا فردی دیگر را فرستاد تا با داوود حرف بزند. خدا با لطف فراوان به صحبت با داوود ادامه داد حتی زمانیکه داوود گوش نمیداد.
یک) با این حال هیچکس نباید فرض کند که خدا برای همیشه با گناهکار اصلاحناپذیر صحبت خواهد کرد. خدا در پیدایش ۳:۶ گفت: «روح من همیشه در انسان نخواهد ماند.» وقتی الزام روحالقدس را میشنویم یا حس میکنیم، باید بلافاصله به آن پاسخ دهیم، چون ممکن است همیشه در دسترس نباشد.
ب. در شهری دو مرد بودند: ناتان با حکمت و شجاعت از یک داستان کوتاه برای رساندن پیام به داوود استفاده کرد. در آن روزها نگه داشتن بره بهعنوان حیوان خانگی رایج بود و ناتان از این داستان بره بهعنوان حیوان خانگی برای صحبت با دوستش داوود استفاده کرد.
یک) پیش از این ناتان نبی، پیام برکتی بزرگ را به داوود رسانده بود (دوم سموئیل ۷). داوود میدانست که ناتان منتقدی با دید منفی نیست بلکه دوست او است. این موضوع باعث شد داوود پذیرای پیام داستان باشد.
ج. او را دریغ آمد که از گوسفندان و گاوان خودش یکی را بگیرد و برای مسافری که نزدش آمده بود، مهیا سازد. پس برۀ آن فقیر را بگرفت: گناهی که ناتان توصیف میکند دزدی است. این برداشت وجود دارد که داوود از اوریا دزدی کرد. کتابمقدس (در اول قرنتیان ۷: ۵-۳) میگوید که در ازدواج شوهر بر بدن همسرش (و بالعکس) اختیار دارد. بدیهی است که داوود این اختیار را بر بدن بتشِبَع نداشت و آن را از اوریا دزدید. زنا و بیبندوباری جنسی از بسیاری از جهات گناه است و از جهتی دزدی نیز محسوب میشود، چراکه گرفتن چیزی است که متعلق به ما نیست.
یک) این اصل در مورد پورنوگرافی و شهوترانی نیز صادق است. لاویان باب ۱۸ دربارۀ گناه آشکار کردن عریانی کسانی غیر از همسرمان را توصیف میکند. مسئله اینجاست که عریانی دیگران متعلق به ما نیست و اگر به آن دست درازی کنیم، دزدی است.
۲. آیات (۵-۶) داوود مرد ستمکار داستان ناتان را تقبیح کرد.
آنگاه خشم داوود بهشدت بر آن مرد افروخته شده، ناتان را گفت: «به حیات خداوند قسم که سزای مردی که این کار را کرده، مرگ است. چون چنین کرده و هیچ ترحم ننموده است، باید چهار برابرِ ارزشِ بره تاوان دهد.»
الف. خشم داوود بهشدت بر آن مرد افروخته شده: ناتان از داوود نخواست که در این زمینه داوری کند و داوود طبیعتاً فرض کرد که داستان حقیقی است. داوود بلافاصله حکم مرد گناهکار داستان ناتان را اعلام کرد. داوود نشان داد که ما اغلب سعی میکنیم با داوری کردن در مورد دیگران، وجدانهای گناهکارمان را تسلی بدهیم.
ب. به حیات خداوند قسم که سزای مردی که این کار را کرده، مرگ است: حس پارسایی داوود آنقدر تحت تأثير گناهکاری خودش آزرده شده بود که حکم اعدام پروندۀ فرضی که ناتان مطرح کرده بود را صادر کرد، با اينکه جرم مهمی نبود.
یک) داوود برای طلب بخشش، اول باید گناه خودش را محکوم میکرد. ما اغلب سعی میکنیم با بهانهتراشی، کوچک نشان دادن و یا طفره رفتن از گناه راه فراری برای خود درست کنیم؛ ما بهراحتی گناهکاری خود را محکوم نمیکنیم.
دو) استفادۀ داوود از سوگند «به حیات خداوند قسم» نشان میدهد که چقدر حس خشم پرشوری داشت. او خدا را فراخواند تا شاهد درستی حکم اعدام او برای مرد ثروتمند فرضی داستان ناتان باشد.
ج. باید چهار برابرِ ارزشِ بره تاوان دهد: داوود بهدرستی میدانست که مجازات مرد ثروتمند حتی با مرگ هم کافی نیست. او همچنین میبایست آنچه را که گرفته بود، بازپس میداد. داوود میدانست که توبه واقعی به معنای بازگرداندن است.
یک) عبارت چهاربرابر تاوان دادن نشان میدهد که گناهکاری و سختی قلب داوود از دانش او دربارۀ کتابمقدس کم نکرده بود. او همان لحظه دانست که کتابمقدس در مورد کسانی که گوسفند میدزدند چه گفته است: اگر کسی، گاو یا گوسفندی بدزدد و آن را بکشد یا بفروشد، باید در ازای آن گاو پنج گاو، و در ازای آن گوسفند چهار گوسفند بپردازد. (خروج ۱:۲۲). داوود کلمات کتابمقدس را میدانست اما از نویسندۀ آن دور بود.
د. چنین کرده و هیچ ترحم ننموده است: نکتۀ این جمله این است که آن مرد میبایست به همسایۀ خود ترحم کند اما او این کار را نکرده است. به همین شکل داوود نیز باید به پدر و پدربزرگ بتشِبَع و اوریا رحم میکرد.
۳. آیات (۷-۹) توبیخ داوود توسط ناتان
ناتان به داوود گفت: «آن مرد تو هستی! یهوه، خدای اسرائیل چنین میفرماید: ”من تو را به پادشاهی بر اسرائیل مسح کردم و تو را از دست شائول رهانیدم. خانۀ سرورت را به تو بخشیدم و زنانش را در آغوشت نهادم و خاندان اسرائیل و یهودا را به تو دادم. و اگر این برایت کم میبود، بیش از اینها نیز بر تو میافزودم. پس چرا کلام خداوند را با انجام آنچه در نظر او بد است، خوار شمردی؟ تو اوریای حیتّی را به شمشیر زدی و زنش را برای خود به زنی گرفتی. و اوریا را به شمشیر عَمّونیان کشتی.“»
الف. آن مرد تو هستی! با این کار، ناتان از این مَثَل بهعنوان هشدار استفاده کرد. ناتان مجبور شد به داوود شوک وارد کند تا به گناهش پی ببرد. «این برخوردی رُک و روراست بود.» (تِرَپ)
یک) شوکه شد، اما نترسید: «نمیتوان مردم را با ترس به توبه وادار کرد. ممکن است بتوان با ترساندن آنان را به پشیمانی کشاند امامعلوم نیست پشیمانی به توبه منجر شود یا خیر.» (مکلارن)
دو) «خدا ما را یکبهیک متهم کرده، محکوم میکند همانگونه که یکبهیک ما را نجات میدهد.» (مکلارن). نجات یک فرد مستلزم بودن حس الزام به گناه در همان فرد است. برای داوود کافی نبود که اعتراف کند که او به طور کلی گناهکار است؛ او میبایست به گناهش به طور خاص اعتراف میکرد.
سه) برای ما نیز اعتراف به گناه باید مشخص باشد. جی ادوین اور (J. Edwin Orr) از دورۀ رنسانس در برزیل میگوید که بانویی در کلیسایی شلوغ ایستاد و گفت: «لطفاً برای من دعا کنید. من باید مردم را بیشتر دوست داشته باشم.» رهبر آن کلیسا به آرامی به او گفت: «خواهر…این اعتراف نیست. هر کسی میتواند این را بگوید.» پیشتر در هنگام مراسم زن دوباره ایستاد و گفت: «لطفاً برای من دعا کنید. چیزی که باید میگفتم این است که زبانم در این کلیسا دردسرهای زیادی ایجاد کرده است.» کشیش در گوش رهبر کلیسا زمزمه کرد: «حالا درست گفت.»
چهار) گفتن این جملات هیچ ارزشی ندارد؛ «من آن چیزی که باید باشم، نیستم» یا «من باید مسیحی بهتری باشم.» این جملات ارزش گفتن دارد: «من در این کلیسا موجب دردسر شدهام» و یا من نسبت به رهبران کلیسا تلخ شدهام و حالا عذرخواهی میکنم.»
ب. من تو را… مسح کردم و تو را… رهانیدم. خانۀ… به تو بخشیدم و خاندان اسرائیل و یهودا را به تو دادم… بیش از اینها نیز بر تو میافزودم: از طریق ناتان، خدا به داوود توضیح داد که گناه او واقعاً به علت قدرنشناسی است. با اینکه خدا همۀ اینها را به داوود داد و خیلی بیشتر هم به او داد، داوود به جای آن به دنبال گناه بود.
ج. چرا کلام خداوند را با انجام آنچه در نظر او بد است، خوار شمردی: در مزامیر ۸:۱۹، داوود گفت: «احکام خداوند راست، و دل را شادمان میسازد. فرمان خداوند پاک است، و دیدگان را روشن میکند.» با این حال او با انجام آنچه در نظر خدا بد بود فرمان او را خوار شمرد. داوود به گونهای رفتار کرد که انگار فرمان خدا اشتباه است و آن را خوار شمرد گویی در نظر او بد است.
د. تو اوریای حیتّی را به شمشیر زدی و زنش را برای خود به زنی گرفتی: به عبارت دیگر، منظور این است که «آن مرد تو هستی!». خدا اجازه نمیدهد داوود کسی يا چيز ديگری را مقصر بداند.
۴. آیۀ (۱۰) مجازات داوود
پس حال، شمشیر از خانۀ تو هرگز دور نخواهد شد، زیرا مرا خوار شمردی و زن اوریای حیتّی را برای خود به زنی گرفتی. “
الف. پس حال، شمشیر از خانۀ تو هرگز دور نخواهد شد: خدا وعده داد که از آن روز به بعد، داوود خشونت و خونریزی را در میان اعضای خانواده خودش خواهد دید.
یک) داوود خواستار این بود مرد داستان ناتان تاوان چهار برابر بدهد. خدا تاوان چهار برابری بهخاطر اوریا از پسران داوود گرفت: فرزند بتشِبَع، امنون، اَبشالوم و ادونیا.
ب. زیرا مرا خوار شمردی: در دوم سموئیل ۹:۱۲ خدا میگوید: «داوود فرمان خداوند را خوار شمرد.» در اینجا ناتان توضیح داد که در این کار، داوود خود خدا را خوار شمرد. نمیتوانیم بدون اينکه خود خدا را خوار بشماریم، دستورات خدا را خوار بدانیم.
یک) به نظر میرسد بسیاری از کسانیکه در زندگی به صورت آشکار یا پنهان گناه میکنند، معتقدند که گناه یا تأثیری ندارد یا تأثیر چندانی در رابطۀ آنها با خدا ندارد. اما حقیر کردن فرمان خدا به معنای حقیر کردن خود خداست و ما نمیتوانیم با خدا در مشارکت باشیم و در عین حال به او بیاحترامی کنیم. «اگر بگوییم با او رفاقت داریم، حال آنکه در تاریکی گام میزنیم، دروغ میگوییم و به راستی عمل نمیکنیم.» (اول یوحنا ۶:۱)
ج. زن اوریای حیتّی: خدا حتی از نام خود بتشِبَع هم استفاده نکرد. او میخواست داوود، بتشِبَع را نه تنها بهعنوان یک فرد بلکه بهعنوان زن اوریای حیتّی در نظر بگیرد.
۵. آیات (۱۱-۱۲) مصیبت داوود
خداوند چنین میگوید: ”اینک من از میان اهل خانهات بدی بر تو خواهم آورد. زنانت را در برابر دیدگانت گرفته، به همسایهات خواهم داد، و او در روز روشن با زنان تو خواهد خوابید. زیرا تو در نهان چنین کردی، ولی من این کار را در برابر تمامی اسرائیل و در روز روشن خواهم کرد.“»
الف. من از میان اهل خانهات بدی بر تو خواهم آورد: نسخۀ انگلیسی The Living Bible کتابمقدس، واژۀ مصیبت را بهعنوان «شورش» ترجمه میکند. خدا به داوود هشدار داد که چون در خانۀ مرد دیگری مصیبت به راه انداخته است، خدا اجازه خواهد داد که مصیبت از درون خانۀ خود او، بر سرش ببارد.
ب. زنانت را در برابر دیدگانت گرفته، به همسایهات خواهم داد: همانطور که داوود به همسر مرد دیگری تعدی کرد، بنابراین دیگری به همسرانش تعدی خواهد کرد. این مسئله در دوم سموئیل ۲۱:۱۶-۲۲ اتفاق افتاد.
یک) «اَبشالوم از متعههای پدرش در پشت بام سوءاستفاده کرد: احتمالاً از همان جایی که زمانی داوود برای اولین بار نگاه کرد و خوشش آمد و شهوتش برای بتشِبَع فزونی یافت.» (تِرَپ)
ج. تو در نهان چنین کردی، ولی من این کار را در برابر تمامی اسرائیل و در روز روشن خواهم کرد: در این حکم، داوود آنچه را که کاشته بود، چند برابر درو میکرد.
توبۀ داوود، مرگ نوزاد پسر
۱. آیۀ (۱۳ قسمت اول) توبۀ داوود
آنگاه داوود به ناتان گفت: «به خداوند گناه ورزیدهام.»
الف. به خداوند گناه ورزیدهام: اعتراف داوود نمونه خوبی است. او تقصیر را چهار برابر بر خود نهاد. او گناهش را کوچک نشمرد، داوود متوجه شد که او به طور خاص به خدا گناه ورزیده است.
یک) در متن عبری اصلی، گفتۀ داوود که من به خداوند گناه ورزیدهام تنها با دو کلمه بیان میشود: hata al-Yahweh. این دو کلمه و معنی عمیقی که منعکس میکنند، تفاوت اساسی داوود و شائول را نشان میدهد. اعتراف نیازی به طولانی بودن ندارد تا واقعی و خالص باشد. «بزرگترین توبهها همیشه بسیار پر واژه نیستند. شائول به دفعات به گناه خود اعتراف کرد، اما اثربخش نبود.» (تِرَپ)
دو) «تعداد لغتهای این جمله کم است اما نشانۀ خوبی از یک روح کاملاً در هم شکسته است. هیچ بهانه، پنهانکاری یا کتمان گناهی وجود ندارد. هیچ جستجویی برای راه گریز وجود ندارد، هیچ بهانهای مطرح نشده است، دست به دامن هیچ ضعف انسانی نشده است. او به گناه خود آشکارا، بیپرده و بدون هیچگونه انکار حقیقت اذعان داشت.» (Keil and Delitzsch)
سه) این پاسخ فوقالعاده خوبی از سوی مردی با جایگاه داوود در زندگی بود. پادشاهان اغلب هنگامی که با گناه مواجه میشوند، میگویند: «سر آنها را از تن جدا کنید تا مسئله تمام شود». داوود نشان داد که خدا تمام مدت روی قلب او کار میکرده است و رویارویی با ناتان تنها آخرین قطعه از آن تأثیر بود.
چهار) «در تمام موارد داوود بهعنوان مرد موافق دل خدا با جایگاه عالی آشکار شد. اگر کسی دیگری با چنین خطایی گناه کرده بود، ممکن بود از اقدامات خود دفاع میکرد و ممکن بود نبی را بکشد. این مرد چنین نبود. خدا را میشناخت، عمل اشتباه خود را قبول داشت و به گناه خود اعتراف کرد.» (مورگان)
ب. من: داوود در مورد خودش حرف زد. مسئله «ما» نیست هر چند این درست بود که او تنها گناهکار نبود، اما با این حال داوود میدانست که او باید با گناه خود روبرو شود. داوود مسئولیت گناه خود را بر عهده گرفت.
ج. گناه ورزیدهام: داوود از کلمات پیچیده یا نرم استفاده نکرد. او گناه کرده بود و کار او صرفاً یک اشتباه، خطا، خراب کردن، بیاحتیاطی یا مشکل نبود.
د. به خداوند: این جمله نکوهیدگی گناه داوود را بیان میکند. گناه او علیه بتشِبَع، علیه اوریا، علیه اَخیتوفِل، علیه همسران و فرزندانش و علیه قوم بسیار بزرگ بود. اما گناه او به خداوند از همه بزرگتر بود. هیچ گناه کوچکی در برابر خدای بزرگ وجود ندارد و گناهان بزرگ حتی بزرگتر هم هستند.
ه. به خداوند گناه ورزیدهام: پس از تعمق، داوود فصیحتر توبۀ خود را در مزامیر ۵۱ بیان کرد.
یک) خدایا، بر حسب محبت خود مرا فیض عطا فرما! بر حسب رحمت بیکران خویش نافرمانیهایم را محو ساز. مرا از تقصیرم به تمامی شستشو ده، و از گناهم مرا طاهر کن! زیرا من از نافرمانیهای خویش آگاهم، و گناهم همیشه در نظر من است. به تو، آری تنها به تو، گناه ورزیدهام، و آنچه را که در نظرت بد است به عمل آوردهام. از این رو چون سخن میگویی، بر حقی، و چون داوری میکنی، بیعیبی! … تو به قربانی رغبت نداری، وگرنه میآوردم؛ تو از قربانی تمامسوز خرسند نمیشوی. قربانیهای پسندیدۀ خدا روح شکسته است؛ خدایا، دل شکسته و توبهکار را خوار نخواهی شمرد. (مزامیر ۱:۵۱-۴؛ ۱۶-۱۷)
دو) آگاهی داوود از گناه خود، میل به پاک شدن، باور به داوری درست خدا و درک آنچه خدا میخواهد، همه در مزامیر ۵۱ مشخص است.
۲. آیات (۱۳-۱۴ قسمت دوم) بخشش و نتیجۀ فوری گناه داوود
ناتان به داوود گفت: «خداوند نیز گناهت را زدوده و نخواهی مرد. اما چون با این عمل خود سبب شدهای که دشمنان خداوند او را کفر گویند، طفلی که برایت زاده شده، بهیقین خواهد مرد.»
الف. خداوند نیز گناهت را زدوده و نخواهی مرد: بخشش خدا فوری بود. خدا دورۀ عفو مشروط نگذاشت. تو نخواهی مرد به اين معنی است که داوود از مجازات زنا که در شریعت موسی مرگ بود، نجات یافت.
یک) داوود کلام نبی را پذیرفت: «آن مرد تو هستی!» پس او میتوانست این کلمه را نیز از او بپذیرد: «خداوند نیز گناهت را زدوده و نخواهی مرد.»
ب. چون با این عمل خود سبب شدهای که دشمنان خداوند او را کفر گویند: داوود همان کاری را کرد که دشمنان خداوند در همان شرایط انجام میدهند. کاری که داوود انجام داد در میان پادشاهان و حاکمان جهان غیرمعمول نبود، اما باید در میان قوم خدا غیرمعمول باشد.
یک) «تا این لحظه تمام توجه پادشاه بر این بود که گناه خود را از دید دنیا پنهان کند، با این حال او نتوانست با تمام مهارتی که داشت این کار را انجام دهد، چرا که دشمنان در انتها متوجه آن شدند.» (تِرَپ)
ج. طفلی که برایت زاده شده، بهیقین خواهد مرد: در داوری برای گناه و داوری به وسیلۀ گناه تفاوت وجود دارد. خدا گناه داوود را بخشید، اما او را از پیامدهای گناهی که کرده بود محافظت نکرد. داوود مجبور بود با عواقب گناه خود مواجه شود که با مرگ کودک متولد شده توسط بتشِبَع آغاز میشد.
یک) این جمله نشان میدهد که خدا تنها نمیخواست داوود را از تقصیر گناه خود نجات دهد؛ او همچنین میخواست داوود را از حضور این گناه نیز نجات دهد. ما دیگر هرگز در مورد داوود نخواندیم که مرتکب زنا شده باشد زیرا خدا از این گوشمالیها برای دور کردن چنین ناخالصیهایی از داوود استفاده کرد.
دو) «مدت ها قبل از گناه او با بتشِبَع، نشانههای مختلفی در مورد احتمال وسوسه داوود وجود داشت. آن گناه، فقط شيطانی که هميشه درون او بود را آشکار کرد و حال که داوود میدانست سرطان کشندهای در درون اوست، خداوند شروع به قطع و بریدن آن کرد.» (اسپرجن)
۳. آیات (۱۵-۲۳) مرگ پسر داوود
باری، خداوند طفلی را که زن اوریا برای داوود زاییده بود، زد و او بیمار شد. پس داوود برای طفل نزد خدا التماس کرد و روزه گرفت و داخل شده، تمامی شب بر زمین دراز کشید. مشایخ خانهاش کنارِ وی ایستادند تا او را از زمین برخیزانند، ولی قبول نکرد و با ایشان طعام نخورد. و در روز هفتم، طفل مرد. خادمان داوود میترسیدند او را از مرگ طفل آگاه سازند، زیرا میگفتند: «اینک آنگاه که طفل زنده بود، چون با داوود سخن میگفتیم، سخن ما را نمیشنید. پس حال چگونه به او بگوییم که طفل مرده است؟ ممکن است آسیبی به خود برساند.» اما داوود چون دید خادمانش با هم نجوا میکنند، دریافت که طفل مرده است. پس از آنان پرسید: «آیا طفل مرده است؟» پاسخ دادند: «مرده است.» آنگاه داوود از زمین برخاست و خویشتن را شستشو کرده، تدهین نمود و جامه عوض کرده، به خانۀ خداوند درآمد و پرستش کرد. سپس به خانۀ خود رفت و به درخواست او طعام در برابرش نهادند و خورد. آنگاه خادمانش از او پرسیدند: «این چه کار است که کردی؟ چون طفل زنده بود، برایش روزه گرفتی و گریستی. اما چون مرد، برخاسته، طعام خوردی؟» داوود پاسخ داد: «آنگاه که طفل هنوز زنده بود، روزه گرفتم و گریستم، زیرا با خود گفتم: ”کسی چه دانَد؟ شاید خداوند مرا فیض عنایت فرماید و طفل زنده مانَد.“ اما حال که مرده است، چرا روزه بگیرم؟ آیا دیگر میتوانم او را باز آورم؟ من نزد او خواهم رفت، اما او نزد من باز نخواهد آمد.»
الف. زد و او بیمار شد: این برای بسیاری سخت است که بپذیرند. متاسفانه اغلب بیگناهان بهخاطر گناه گناهکاران رنج میبرند. از آنجا که بیماری بلافاصله پس از سخنان ناتان نبی آمد، آن را بهعنوان نشانۀ کار خدا پذیرفت.
یک) «نویسندۀ کتابمقدس از نسبت دادن بیماری این کودک به خداوند به طور مستقیم مطابق با کلام نبی دریغ نکرد.» (بالدوین)
دو) این اتفاق بیشتر از خود نوزاد برای داوود و بتشِبَع دردناک بود. پسر کوچک آنها چند روز رنج کشید و میتوانیم باور کنیم که رحم خدا در میان رنجها به کودک ارزانی شده باشد. در پایان رنج، کودک به جلال ابدی رفت. اگرچه کودک مُرد، اما این گوشمالی واقعاً برای داوود و بتشِبَع بود و نه برای کودک.
سه) «رحم خدا به فرزندان خطاکار و توبهکنندۀ خود در این امر آشکار میشود که نتایج گناه آنها را به آتشی برای پاک کردنشان تبدیل میکند.» (مایر)
چهار) این یک اصل مهم را نشان میدهد: حتی زمانیکه گناه بخشیده میشود باید هزینۀ آن پرداخت شود. خدا بهسادگی از گناه ما نمیگذرد یا آن را فراموش نمیکند. گناه بخشوده میشود و بهایی برای آن پرداخت میشود و اغلب یک بیگناه بهای این بخشش را میپردازد.
ب. زن اوریا: اگرچه اوریا مرده بود و داوود از نظر قانونی با بتشِبَع ازدواج کرده بود، اما نویسنده کتابمقدس هنوز از بتشِبَع بهعنوان زن اوریا نام میبرد. این موضوع به این دلیل است که هنگامیکه نطفۀ این طفل بسته شد، اوریا زنده بود و بتشِبَع زن اوریا بود. این شیوۀ خداست که بگوید: «مرگ اوریا و ازدواج بعد از آن همه چیز را درست نمیکند.»
ج. داوود برای طفل نزد خدا التماس کرد: داوود حق داشت اعلام داوری خدا را بهعنوان دعوتی برای جستجوی مجدانۀ رحم خدا در نظر بگیرد. وقتی داوری خدا اعلام یا اجرا میشود، نباید آن را منفعلانه یا جبری بدانیم. ما باید در حین توبه از خدا درخواست کمک کنیم و فیض و رحمت او را طلب کنیم.
د. روزه گرفت… طفل مرد: این مطلب نشان میدهد که دعا و روزۀ زیاد، دیدگاه خدا را تغییر نمیدهد. این کارها داوود را در جای درستی قرار داد تا آنچه را که باید از خدا دریافت کند، اما خدا را مجبور به تغییر نقشهاش نکرد.
یک) دعا و روزه زیاد، ابزاری نیست که با آن هر چه میخواهیم از خدا به دست آوریم بلکه آنها نمود اطاعت قلبی و تسلیم به قدرت و ارادۀ خداوند هستند.
ه. به خانۀ خداوند درآمد و پرستش کرد: این جمله نشان میدهد که دعا و روزۀ زیاد داوود پاسخ داده شد. او هنگام مرگ کودک احساس آرامش داشت و میدانست که تمام توان خود را برای درخواست رحمت خدا در زمان مجازات انجام داده است.
یک) توانایی پرستش و ارج نهادن به خدا در زمان آزمایش یا بحران، نمایشی فوقالعاده از اعتماد روحانی است.
و. من نزد او خواهم رفت، اما او نزد من باز نخواهد آمد: داوود مطمئن بود که پسرش را در آسمان ملاقات خواهد کرد. این جمله نشان میدهد نوزادان و شاید کودکانی که از این دنیا به دنیای دیگر میروند، به بهشت خواهند رفت.
یک) اول قرنتیان ۱۴:۷ وعدۀ مضاعف میدهد که فرزندان افراد با ایمان نجات مییابند، حداقل تا زمانی که آنها به سن پاسخگویی شخصی (که ممکن است برای هر کودک متفاوت باشد) برسند. با این حال ما هیچ وعدۀ مشابهی برای فرزندان والدینی که مسیحی نیستند، نداريم.
دو) اگر فرزندان پدر و مادر غیرمسیحی نجات پیدا کنند و به بهشت بروند، حتی برخی از آنها، مهم است که بدانیم به این دلیل نیست که آنان بیگناه هستند. بهعنوان پسران و دختران آدم گناهکار، ما نیز گناهکار به دنیا میآییم. اگر چنین کودکانی به بهشت بروند، به این دلیل نیست که بیگناه بوده و سزاوار بهشت هستند، بلکه به این دلیل است که لطف و رحم فراوان خدا شامل حال آنها نیز شده است.
۴. آیات (۲۴-۲۵) لطف خدا شامل حال داوود و بَتشِبَع شد.
آنگاه داوود زن خود بَتشِبَع را تسلی داد و نزد وی درآمده، با او همبستر شد. پس بَتشِبَع پسری بزاد و داوود او را سلیمان نام نهاد. و خداوند سلیمان را دوست میداشت، و به دست ناتان نبی پیامی فرستاد؛ پس داوود او را بهخاطر خداوند، یِدیدیا نامید.
الف. داوود زن خود بَتشِبَع را تسلی داد: این اولین بار است که نویسندۀ کتابمقدس این زن را به جز اعلام نامش در دوم سموئیل ۳:۱۱ بتشِبَع نامید. هر بار قبل از این، او را زن اوریا مینامید. تنها در حال حاضر، پس از تنبیه برای گناه، او را بتشِبَع زن داوود نامید.
ب. نزد وی درآمده، با او همبستر شد: این جمله نشان میدهد که خدا فرمان نداد که داوود، با وجود اینکه ازدواجش با او در اصل گناهآلود بوده، بتشِبَع را رها کرده یا ترک کند. با اینکه با گناه آغاز شده بود، قرار بود داوود بهخاطر تعهد به ازدواجی که انجام داده بود، به خدا احترام بگذارد.
یک) پولس همین اصل را در اول قرنتیان ۱۷:۷ فرمان داد: «باری، هر کس آنگونه زندگی کند که خداوند برای او در نظر گرفته و خدا او را بدان فرا خوانده است.» تا حدودی این اصل با توجه به متن به ما هشدار میدهد خصوصاً در زمینۀ روابطمان، سعی نکنیم آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است را تغییر دهیم. خدا به ما میگوید که از هر گناهی که کردهایم توبه کنیم و سپس ادامه دهیم. اگر شما پس از اینکه به نادرستی از همسر اول خود جدا شدهاید و با همسر دوم خود ازدواج کردهاید، و سپس مسیحی شدهاید، فکر نکنید که در حال حاضر باید همسر دوم خود را ترک کنید و به همسر اول خود رجوع کنید و تلاش کنید گذشته را به حالت اول بازگردانید. همانطور که خداوند تو را فراخوانده است، همانگونه زندگی کن.
ج. بَتشِبَع پسری بزاد و داوود او را سلیمان نام نهاد. و خداوند سلیمان را دوست میداشت: در اینجا بخشش و مرحمت فراوان خدا مشهود است. او کینهای از داوود و بتشِبَع نداشت. روزهای برکت و ثمرآوری برای داوود به پایان نرسیده بود.
یک) «بهترين پسرهای داوود از “بتشِبَع” حاصل شدند چون ثمرۀ فروتنی آنها بودند.» (تِرَپ)
د. او را سلیمان نام نهاد: جالب آنکه این پسر، پسر متولد شده از ازدواجی که با زنا آغاز شد، وارث پادشاهی داوود خواهد بود. خدا این پسر را در میان پسران فراوان داوود انتخاب کرد تا وارث تاج و تخت و جد مسیح باشد تا این حقیقت را نشان دهد که خدا گناهکاران توبهکار را میبخشد.
یک) مردم ممکن است ما را نبخشند؛ ما ممکن است قبول نکنیم که واقعاً بخشیده شدهایم. اما خدا گناهکاران توبهکار را میبخشد.
ه. داوود او را بهخاطر خداوند، یِدیدیا نامید: اسم یدیدیا به معنی محبوب خداوند بود. با این اسم خدا میخواست بگوید این پسر داوود و بتشِبَع را دوست خواهد داشت و به او برکت خواهد داد.
پیروزی داوود در رَبَّه
۱. آیات (۲۶-۲۸) یوآب به جنگ رَبَّه رفت.
اما یوآب با رَبَّۀ عَمّونیان جنگید و شهر شاهنشین را تسخیر کرد. سپس قاصدان نزد داوود فرستاد و گفت: «من با رَبَّه جنگ کردم و منبع آب را به تصرف درآوردم. پس حال بقیۀ مردان را گرد آور و در برابر شهر اردو زده، آن را تسخیر کن، مبادا من آن را تسخیر کنم و به نام من نامیده شود.»
الف. اما یوآب با رَبَّۀ عَمّونیان جنگید و شهر شاهنشین را تسخیر کرد: این ادامۀ جنگی بود که در دوم سموئیل باب ۱۰ آغاز شده بود. یوآب در حال تکمیل پیروزی بر عمونیان بود.
ب. مبادا من آن را تسخیر کنم و به نام من نامیده شود: یوآب داوود را برای بازگشت به میدان نبرد تحریک کرد و گفت: «اگر نیایید و این جنگ را من تمام کنم، تمام اعتبار آن به من میرسد.»
یک) یوآب بیش از یک سال برای فتح رَبَّه تلاش کرد و پیروزی تنها زمانی به دست آمد که داوود رابطۀ خود را با خدا درست کرد. یک دلیل روحانی پنهان، در پشت عدم پیروزی در رَبَّه وجود داشت.
دو) «گناه داوود در خانه، مانع موفقیت یوآب در خارج از شهر شده بود و فتح شهر رَبَّه را که اکنون آماده تسخیر بود، به عقب انداخت. حالا که داوود با خدا آشتی کرده بود، میتوانست افتخار این کار را داشته باشد.» (تِرَپ)
۲. آیات (۲۹-۳۱) داوود شهر را فتح کرد و مردمش را به کار گرفت.
پس داوود همۀ مردان را گرد آورده، به رَبَّه رفت و با آن جنگیده، آن را تسخیر کرد. و تاج پادشاه ایشان را که به سنگینی یک وزنه طلا بود و سنگهای نفیس داشت، از سر او برگرفت، و آن را بر سر داوود نهادند. او غنایم بسیاری نیز از شهر به یغما بُرد. نیز مردمان آنجا را بیرون آورده، آنها را به کار با ارّه و کلنگ و تبرهای آهنین برگماشت و ایشان را به کار در آجُرپَزخانهها مجبور کرد. داوود با همۀ شهرهای عَمّونیان بدینسان رفتار کرد. سپس او و همۀ مردانش به اورشلیم بازگشتند.
الف. پس داوود همۀ مردان را گرد آورده، به رَبَّه رفت: این مرحلۀ نهایی احیای داوود بود. او به چیزی برگشت که باید همیشه آن را انجام میداد، هدایت اسرائیل در صحنۀ نبرد، به جای باقی ماندن در اورشلیم.
ب. با آن جنگیده، آن را تسخیر کرد: داوود بار دیگر در مسیر پیروزی بود. گناه، او را محکوم به شکست در زندگی نکرد. برای گناه داوود، کیفری وجود داشت، اما به این معنی نبود که زندگی او نابود شده است.
ج. تاج پادشاه … را بر سر داوود نهادند: گناه داوود تاج را از او نگرفت. اگر داوود صدای ناتان نبی را نادیده میگرفت، این چنین میشد. اما چون داوود با اعتراف و توبه پاسخ داد، باز هم تاجی بر سر داوود قرار داشت.
یک) «سقوط داوود باید کسانی را که هنوز سقوط نکردهاند، هوشیار کند و افرادی که سقوط کردهاند را از ناامیدی که گرفتار آن هستند، نجات دهد.» (آگوستین)