فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
دوم سموئیل باب ۶ – داوود صندوق عهد را به اورشلیم آورد.
مزمور ۱۳۲ با مطالب این فصل ارتباط دارد.
اولین تلاش نافرجام
۱. آیات (۱-۲) آوردن صندوق عهد به اورشلیم
داوود بار دیگر تمامی مردان برگزیدۀ اسرائیل را که سی هزار بودند، گرد آورد. او برخاسته، با تمامی مردانی که همراهش بودند، صندوق خدا را از بَعَلییهودا برگرفت، صندوقی را که به آن ’نام‘ مُسَمّی است، یعنی نام خداوند لشکرها که میان کروبیان جلوس فرموده.
الف. داوود بار دیگر تمامی مردان برگزیدۀ اسرائیل را که سی هزار بودند، گرد آورد: داوود جمعی از بهترین سربازان خود را جمع کرد زیرا آوردن صندوق عهد به اورشلیم گام مهمی در جهت فراهم کردن یک مکان متمرکز پرستش برای همۀ اسرائیل بود.
ب. صندوق خدا را از بَعَلییهودا برگرفت: این صندوق، عهدی بود که خداوند به موسی فرمان داد تا بیش از ۴۰۰ سال قبل از زمان داوود بسازد. این جعبه از چوب بود (کلمۀ صندوق عهد به معنی «جعبه» یا «صندوق» است) که به طور کامل با طلا پوشیده شده بود و دستگیرۀ طلایی تزیین شدهای داشت که به تخت رحمت معروف بود.
یک) صندوق عهد ۳ فوت و ۹ اینچ (۱٫۱۵ متر) طول، ۲ فوت و ۳ اینچ (۶۸/۰ متر) عرض و ۲ فوت و ۳ اینچ (۶۸/۰ متر) ارتفاع داشت. در آن لوحهای شریعت که موسی از کوه سینا آورده بود، کوزهای که حاوی منای آسمانی بود و عصای هارون که به طور معجزه آسایی بهعنوان تأیید رهبری او جوانه زده بود، قرار داشت.
ج. نام خداوند لشکرها که میان کروبیان جلوس فرموده: صندوق عهد نشان دهندۀ حضور حتمی و جلال خدا در اسرائیل بود. برای داوود اولویت بالایی داشت که صندوق را از گمنامی خارج کند و دوباره به اوج خود برگرداند. داوود میخواست اسرائیل با حضور نزدیک و جلال خدا زنده و پویا باشد.
یک) آخرین باری که به صندوق خدا اشاره شد، زمانی بود که در کتاب اول سموئیل ۱:۷ از سرزمین فلسطینیان برگشت و به مدت ۲۰ سال در خانه ابیناداب نگهداری میشد. داوود انگیزۀ زیادی داشت تا بر حضور و جلال خدا در اسرائیل تأکید کند.
۲. آیات (۳-۵) صندوق با شادی و سرود بیرون آورده شد.
آنان صندوق خدا را بر ارابهای نو نهادند و از خانۀ اَبیناداب که بر تپه بود، بیرون آوردند. و عُزَّه و اَخیو، پسران اَبیناداب، ارابۀ نو را هدایت میکردند، در حالی که صندوق خدا نیز بر آن بود. اَخیو پیشاپیش صندوق میرفت و داوود و تمامی خاندان اسرائیل به قوّتِ تمام با سرودها و با چنگ و بَربَط و دَف و دُهُل و سَنج در حضور خداوند وجد میکردند.
الف. آنان صندوق خدا را بر ارابهای نو نهادند: حمل صندوق بر روی یک ارابه بر خلاف فرمان خدا بود. برای حمل صندوق روشی طراحی شده بود (خروج ۱۲:۲۵-۱۵) و تنها قرار بود توسط لاویان از نسل قُهات حمل شود (اعداد ۱۵:۴).
یک) خدا میخواست صندوق به دست انسان حمل شود، نه بر روی ارابه زیرا او نمیخواست هیچچیز مکانیکی نشاندهندۀ حضور او در صندوق عهد باشد. «صندوق نشانۀ بار خداوند بود و قرار بود بار خداوند در قلب لاویان حمل شود.» (ردپت)
دو) میتوان تصور کرد که آنان با خود چه فکری میکردند. «ببينید ما یک ارابۀ نو برای صندوق عهد داريم. خدا از ارابۀ نو و شگفتانگیز ما بسیار خشنود خواهد شد.» آنها فکر میکردند که یک وسیله یا تجمل جدید میتواند نافرمانی احمقانۀ آنها را بپوشاند.
سه) «ما بسیار طالب حضور خدا هستیم، اینطور نیست؟ اما از طرفی دوست داريم حضور او را به ارابۀ جدیدمان ببندیم. میخواهیم او را به لیست تشکیلات خود اضافه کنیم، او را در بالای لیست زندگی پرمشغلۀ ماشینی خود اضافه کرده و سپس حرکت کنیم. گاه با خود فکر میکنم چقدر از خدمات ما واقعاً از روی تلاش خودمان است؟! چرا اغلب ما به جای قلبمان، دستهای خود را جلو میآوریم.» (ردپت)
چهار) «ما به ابزار جدید نیاز نداریم، بلکه انگیزهای جدید میخواهیم.» (جان وسلی)
پنج) در کتاب اول سموئیل ۱۰:۶-۱۱ میخوانیم که فلسطینیها صندوق را بر روی یک ارابه منتقل کردند. برای آنها اتفاقی پیش نیامد زیرا فلسطینی بودند، اما خدا انتظار بیشتری از قوم خود داشت. اسرائیل قرار بود از کلام خدا سرمشق بگیرد نه از بدعت فلسطینیان.
ب. عُزَّه و اَخیو، پسران اَبیناداب، ارابۀ نو را هدایت میکردند: معنای نام پسران ابیناداب تصویر معنیداری را نشان میدهد. عُزَّه به معنای «قدرت» و اَخیو به معنای «دوستانه» است.
یک) بسیاری از خدمتها به خداوند همینگونه است، ارابۀ نو، محصولی بزرگ، با قدرتی پیشرو و نمایی دوستانه از روبرو، با این حال همه بدون مسئلت از خدا و یا پیروی از خواست خدا انجام میشود. مطمئناً داوود برای برکت خدا بر این اقدام بزرگ دعا کرد، اما در مورد خود این کار از خدا مسئلت نکرد. این کار خوبی بود که از راه اشتباهی انجام شد.
ج. داوود و تمامی خاندان اسرائیل به قوّتِ تمام با سرودها و با چنگ و بَربَط و دَف و دُهُل و سَنج در حضور خداوند وجد میکردند: با توجه به اهمیت این مناسبت و تمام سازوکارهای ذکر شده نشان میدهد که چه کار عظیمی اتفاق افتاده بود. جو شاد، هیجانانگیز و جذاب بود. مشکل این بود که هیچکدام از آن کارها خدا را خشنود نکرد زیرا همۀ آنها برخلاف دستور خدا بود.
یک) اغلب وسوسه میشویم که در مورد یک تجربۀ پرستش داوری کنیم که در ما چه حسی ایجاد کرده است. اما وقتی متوجه شویم که هدف پرستش خشنود کردن خداست، به سمت کلام او هدایت میشویم، در این صورت میتوانیم بدانیم که او چگونه میخواهد پرستش شود.
دو) در فرهنگ مبتنی بر مصرفگرایی ما باورش سخت است اما پرستش در حقیقت برای خشنودی ما نیست. همه چیز برای خشنودی خدا است.
۳. آیات (۶-۷) عُزَّه با لمس صندوق عهد مرد.
چون به خرمنگاه ناکُن رسیدند، عُزَّه دست خود را دراز کرده، صندوق خدا را گرفت، زیرا گاوها میلغزیدند. اما خشم خداوند بر عُزَّه افروخته شد، و خدا او را بهخاطر بیحرمتیاش زد و او همانجا کنار صندوق خدا مرد.
الف. چون به خرمنگاه ناکُن رسیدند: در خرمنگاه ساقههای گندم جمع میشد و دانه از کاه جدا میشد. در این کار، کاههای زیادی وجود داشت و خدا کاه را در خرمنگاه ناکن از دانه جدا کرده بود.
ب. عُزَّه دست خود را دراز کرده، صندوق خدا را گرفت: این کار بهشدت ممنوع بود. در مورد حمل صندوق، اعداد ۱۵:۴ میگوید، «اما به اسباب مقدس دست نزنند، مبادا بمیرند.»
یک) عُزَّه در یک لحظه تصمیم گرفت که دستور خدا را نادیده بگیرد و کاری را که به نظر او درست به نظر میرسید انجام دهد. حتی تصمیماتی که در یک لحظه گرفته میشود نیز برای خدا مهم است.
ج. خدا او را بهخاطر بیحرمتیاش زد: خدا هشدار اعداد ۱۵:۴ را عملی کرد و عُزَّه را زد. داوود میخواست اسرائیل حضور خداوند را درک کند و خدا در خرمنگاه ناکن حاضر شد، اما نه به شکلی که باب میل کسی بود.
یک) بیحرمتی عُزَّه چیزی بیش از یک عمل یا غریزۀ غیر ارادی بود. خدا به عُزَّه ضربه زد زیرا عمل او بر اساس بیحرمتی مهمی در تفکرش بود.
· عُزَّه در تفکرش بیحرمتی کرد زیرا برایش مهم نبود چه کسی صندوق را حمل میکند.
· عُزَّه در تفکرش بیحرمتی کرد زیرا برایش مهم نبود که صندوق چگونه حمل میشود.
· عُزَّه در تفکرش بیحرمتی کرد زیرا همهچیز را در مورد صندوق میدانست چون مدت طولانی در خانۀ پدرش بود.
· عُزَّه در تفکرش بیحرمتی کرد زیرا فکر میکرد خدا به تنهایی نمیتواند از صندوق محافظت نماید.
· عُزَّه در تفکرش بیحرمتی کرد زیرا فکر میکرد زمین خرمنگاه ناکن ناپاکتر از دستان اوست.
دو) «او هیچ تفاوتی بین صندوق و دیگر وسایل قیمتی نمیدید. قصد او برای کمک به خودی خود خوب بود اما بیتفاوتی زیادی در مورد تقدس صندوق از خود نشان داد چرا که حتی لاویان نیز اجازه نداشتند به صندوق دست بزنند.» (مکلارن)
۴. آیات (۸-۹) داوود با خشم و ترس واکنش نشان داد.
داوود به خشم آمد، زیرا خداوند عُزَّه را زده بود. به همین جهت آن مکان تا به امروز فِرِصعُزَّه نامیده میشود. داوود آن روز از خداوند ترسید و با خود گفت: «چگونه ممکن است صندوق خداوند نزد من بیاید؟»
الف. داوود به خشم آمد، زیرا خداوند عُزَّه را زده بود: خشم داوود بهخاطر سردرگمی او بود. او نمیتوانست بفهمد چرا نيت خوب او برای خدا کافی نبود. خدا هم به نیت و هم به اعمال ما توجه میکند.
ب. چگونه ممکن است صندوق خداوند نزد من بیاید؟ داوود میدانست که آوردن صندوق خداوند به مرکز توجه زندگی قوم اسرائیل مهم است. او میخواست همۀ قوم اسرائیل از حضور و جلال خدا هیجانزده شوند. به دلیل اتفاقی که برای عُزَّه افتاد، داوود احساس کرد که نمیتواند کاری را که خدا میخواهد انجام دهد.
یک) واکنش داوود در بقیۀ این باب نشان میدهد که او پاسخ سؤال خود را پیدا کرده است. او با این تفکر که بعدها در اشعیا ۲۰:۸ بیان شد به این سوال پاسخ داد: «به شریعت و به شهادت روی نمایید!» داوود پاسخ را در کلام خدا پیدا کرد.
دومین تلاش موفق
۱. آیات (۱۰-۱۲ قسمت اول) داوود صندوق عهد را نزد عوبیداَدومِ گذاشت.
پس نخواست آن را نزد خود به شهر داوود بیاورد، بلکه تغییر مسیر داده، آن را به خانۀ عوبیداَدومِ جِتّی برد. بدین ترتیب صندوق خداوند سه ماه در خانۀ عوبیداَدومِ جِتّی ماند، و خداوند عوبیداَدوم و تمامی اهل خانهاش را برکت داد. داوود پادشاه را خبر آورده، گفتند: «خداوند اهل خانۀ عوبیداَدوم و همۀ اموالش را به سبب صندوق خدا برکت داده است.»
الف. آن را به خانۀ عوبیداَدومِ جِتّی برد: داوود این کار را برای تحقق کلام خدا انجام داد. عبیدادوم یک لاوی از نسل قهات و قورح بود (اول تواریخ ۴:۲۶). این نسل بخشی از قبیلۀ لاویان بود که خدا دستور حمل و مراقبت از صندوق را به آنها داده بود (اعداد ۱۵:۴).
ب. خداوند عوبیداَدوم و تمامی اهل خانهاش را برکت داد: هنگامیکه از کلام خدا پیروی شد و به قداست او احترام گذاشته شد، برکت به دنبال آن آمد. خدا میخواست صندوق موجب برکت برای اسرائیل باشد نه لعنت. میتوانیم بگوییم که لعنت نه از قلب خدا بلکه بهخاطر نافرمانی انسان بود.
۲. آیات (۱۲ قسمت دوم- ۱۵) صندوق عهد به سلامت وارد اورشلیم شد.
پس داوود رفت و با شادمانی صندوق خدا را از خانۀ عوبیداَدوم به شهر داوود آورد. چون حاملانِ صندوق خداوند شش قدم پیش رفته بودند، داوود گاوی نر و گوسالهای پرواری قربانی کرد. و داوود ایفودِ کتان بر تن، به تمامی قوّت خود در حضور خداوند میرقصید. بدینگونه داوود و همۀ خاندان اسرائیل صندوق خداوند را با فریادها و نوای کَرِنا آوردند.
الف. داوود رفت و با شادمانی صندوق خدا را از خانۀ عوبیداَدوم به شهر داوود آورد: داوود شادمان بود زیرا که فهمید حضور و جلال خدا میتواند به جای لعنت، برکت به ارمغان بیاورد. او همچنین خوشحال بود که میدید هنگامی که آنها از خدا اطاعت کردند، برکت داده شدند.
یک) داوود به کاهنان درکتاب اول تواریخ ۱۳:۱۵ توضیح داد که چرا خدا علیه آنان در اولین تلاششان برای آوردن صندوق به اورشلیم عمل کرد: «زیرا از آنجا که بار نخست شما آن را حمل نکردید، یهوه خدایمان بر ما خروشید، چراکه با او دربارۀ شیوۀ درست انجام این کار مشورت نکردیم.»
دو) هنگامیکه پرستش به روش درست انجام میشد مملو از شادمانی و شعف بود. این یک اشتباه است که فکر کنیم پرستش «واقعی» باید در سکوت، جدی و رسمی و یا با غم و اندوه باشد.
ب. حاملانِ صندوق خداوند شش قدم پیش رفته بودند، داوود گاوی نر و گوسالهای پرواری قربانی کرد: این قربانی کردن بسیار بیش از حد معمول بود. این افراط در قربانی کردن، توبه، تقدیس کردن و تداوم پیروی کردن را نشان داد.
یک) کتاب اول تواریخ ۱۱:۱۵-۱۵ به ما نشان میدهد که داوود به طور خاص به کاهنان فرمان داد تا صندوق را بر روی دوش حمل کنند. ما اغلب فکر میکنیم که یک «ارابۀ جدید» یا «قدرت» یا شیوهای «دوستانه» راهِ آوردن حضور و جلال خدا است. اما خدا همیشه میخواهد حضور و جلال او بر دوش زنان و مردان تقدیسشده، مطیع و ستایشگر او حمل گردد.
دو) این جمله همچنین نشان داد که داوود صندوق را با مراسم بزرگی به اورشلیم آورد، بزرگتر از اولین تلاش او. داوود به اندازۀ کافی حکیم بود که بداند مشکل اولین تلاش او این نبود که به اندازۀ کافی چشمگیر نبوده، بلکه اشکال این بود که این کار عظیم از سمت انسان میآمد و نه خدا.
ج. داوود ایفودِ کتان بر تن، به تمامی قوّت خود در حضور خداوند میرقصید: داوود در نشان دادن پرستش خود از چيزی کم نگذاشت. او از روی وظیفه و تعهد نمیرقصید بلکه بهخاطر پرستش صمیمانه میرقصید. او خوشحال بود که صندوق عهد خداوند را طبق کلام خدا به اورشلیم میآورد.
یک) این بیان قلبی داوود نشان داد که او پیوند عاطفی واقعی با خدا دارد. دو خطای بزرگ در این زمینه وجود دارد، خطای قرار دادن احساسات در مرکز زندگی مسیحیمان و خطای یک زندگی مسیحی به دور از احساس. در زندگی مسیحی نباید احساسات را دستکاری کرد و نباید آنها را سرکوب کرد.
دو) از نظر ما رقصیدن بازیکن بیسبال دور زمین پس از بردن در یک مسابقه عجیب نیست. همچنین فکر نمیکنیم رقص و شادی عجیب باشد اگر که تیم ما گلی بزند یا زمانی که فرزند خودمان گلی به ثمر برساند. ما رقصیدن در کنسرت یا برد تیم محبوبمان را عجیب نمیدانیم. به همین شکل نباید همین کارها را در مورد پرستش خدا عجیب بدانیم.
د. داوود ایفودِ کتان بر تن داشت: اشتباه است که فکر کنیم داوود گستاخی کرده بود. کتاب اول تواریخ ۲۷:۱۵ نشان میدهد که داوود همانند تمام کاهنان و لاویان دیگر در این مراسم لباس پوشیده بود.
یک) براساس دانش ما از فرهنگ دوران باستان و مدرن، میتوانیم تصور کنیم که رقص داوود یک اجرای تک نفره نبود. او احتمالاً با گامهای موزون ساده به همراه دیگر مردم به شیوهای که امروزه مردان یهودی ارتدوکس میرقصند، میرقصید. در اینجا، ایفود کتانی داوود بدین معنی است که ردای سلطنتیاش را کنار گذاشته و درست مثل هر فرد دیگری در مراسم لباس پوشیده بود.
دو) همچنین باید اشاره کنیم که رقص داوود با بطن ماجرا همخوانی داشت. این یک رژه با یک گروه نوازندگان بود، یک مراسم بزرگ. رقص داوود درست و بجا بود. اگر داوود این کار را در حالی انجام میداد که قوم در روز توبه جمع شده بودند، از اساس، کار بیمورد و اشتباهی بود.
۳. آیات (۱۶-۱۹) داوود تمام افرادی که در مراسم حاضر بودند را خوراک داد.
چون صندوق خداوند به شهر داوود داخل میشد، میکال دختر شائول از پنجره نگریسته، داوود پادشاه را دید که در حضور خداوند جست و خیزکنان میرقصد، و در دل خود او را خوار شمرد. پس صندوق خداوند را آورده، آن را درون خیمهای که داوود برای آن بر پا کرده بود، در جایش نهادند، و داوود قربانیهای تمامسوز و قربانیهای رفاقت به حضور خداوند تقدیم کرد. پس از تقدیم قربانیهای تمامسوز و قربانیهای رفاقت، داوود قوم را به نام خداوند لشکرها برکت داد. و به همۀ قوم، یعنی به تمامی جماعت اسرائیل، از مرد و زن، یک قرص نان، یک تکه گوشت و یک قرص نان کشمش بخشید. آنگاه تمامی قوم روانه شده، هر یک به خانۀ خود رفتند.
الف. در دل خود او را خوار شمرد: همسر داوود، میکال از پرستش سرزنده و شاد داوود خوشحال نبود. او احساس میکرد برای پادشاه اسرائیل موقرانه نیست که احساسات خود را در برابر خدا بیان کند.
یک) «بدون شک، بهخصوص افراد نیک و دلربایی وجود دارد که اگر برگزیدۀ خدا زندگی خود را وقف پرستش خدا کند از او انتقاد میکنند و او را عجیب و غریب، قدیمی، خودرأی، نامعقول و چیزهایی از این دست مینامند. آنها از نگاه بالا به پایین به ما مینگرند.» (اسپرجن)
ب. آن را درون خیمهای که داوود برای آن بر پا کرده بود، در جایش نهادند: پس از سالها، از زمانیکه صندوق عهد طی یک نبرد از دست رفت، صندوق به خیمه بازگردانده شد و در مقدسترین مکان قرار گرفت. نشان حضور و جلال خدا در جای مناسب خود در میان قوم اسرائیل قرار گرفت.
ج. داوود قربانیهای تمامسوز و قربانیهای رفاقت به حضور خداوند تقدیم کرد: قربانیهای تمام سوز نشان تقدیس بودند. قربانیهای رفاقت نشان همراهی و مشارکت بودند. این روز تقدیس و همراهی بزرگ با خدا بود. همچنین مراسم بزرگ کباب کردن گوشت بود.
۴. آیۀ (۲۰) اعتراض میکال
چون داوود برگشت تا اهل خانۀ خود را برکت دهد، میکال دختر شائول به پیشبازش بیرون آمد و گفت: «براستی که پادشاه اسرائیل امروز چقدر خویشتن را بزرگ ساخت آنگاه که خود را همچون یکی از عوام، بیجامه در انظار کنیزان خادمان خویش به نمایش گذاشت!»
الف. چون داوود برگشت تا اهل خانۀ خود را برکت دهد: پس از این پیروزی بزرگ داوود به خانه آمد تا به تمام خانوادهاش نیز برکت دهد.
ب. براستی که پادشاه اسرائیل امروز چقدر خویشتن را بزرگ ساخت: با این طعنۀ تند و گزنده، انتقاد میکال میتوانست تمام این روز را برای داوود خراب کند. او ممکن بود پس از چنین روزی مملو از پیروزی، انتظار چنین حملهای را داشته باشد. «دزدان دريايي چشم به کشتیهای پر از کالای ما دارند.» (اسپرجن)
ج. خود را همچون یکی از عوام، بیجامه در انظار کنیزان خادمان خویش به نمایش گذاشت: به نظر میرسید میکال به رقصیدن داوود اعتراضی ندارد، بلکه به پوشش داوود وقتی ردای سلطنتیاش را کنار گذاشت و بهعنوان مردی درست مانند بقیه مردان در جشن میرقصید، اعتراض داشت. داوود به گونهای رفتار کرد که انگار فقط یک پرستندۀ معمولی در اسرائیل است.
۵. آیات (۲۱-۲۳) داوود میکال را سرزنش کرد.
داوود به میکال گفت: «این در حضور خداوند بود، که مرا به جای پدرت و به جای تمامی خاندانش برگزید تا مرا بر قوم خودْ اسرائیل پیشوا سازد. آری، در حضور این خداوند پایکوبی خواهم کرد. و خود را از این نیز بیشتر خوار خواهم ساخت و در نظر خویش پست خواهم بود. اما در نظر کنیزانی که از آنان سخن گفتی، در نظر آنان محترم خواهم بود.» و میکال دختر شائول تا روز وفاتش صاحب فرزندی نشد.
الف. این در حضور خداوند بود: داوود اجازه نداد انتقاد طعنهآمیز میکال روز او را خراب کند. او خیلی راحت حقیقت را توضیح داد: «من این کار را برای خدا انجام دادم، نه برای تو.»
یک) این جمله، توجیهی برای هرکاری در زمینه پرستش نیست. هنگامیکه داوود جو مراسم و کل محیط را در نظر گرفت، خیال او راحت بود. او میدانست که رقصش براي این شرایط نامناسب نيست. کسیکه نسبت به شرایط و محیط نامناسب عمل میکند، نمیتواند بهراحتی آن را با گفتن اینکه «در حضور خداوند بود» توجیه کند.
ب. مرا بر قوم خودْ اسرائیل پیشوا سازد: «داوود نگفت: “بر قوم من“: او اذعان کرد که آنان قوم او نیستند، بلکه قوم یهوه هستند. او فقط جانشین فرمانده بود؛ خداوند هنوز پادشاه بزرگ اسرائیل بود.» (اسپرجن)
ج. در نظر خویش پست خواهم بود: کاری که داوود کرد اين بود که خود را فروتن کند. او نرقصید تا به دیگران نشان دهد که چقدر فرد روحانی است.
یک) «داوود بیشتر و بیشتر خود را در برابر خداوند فروتن خواهد کرد. او احساس میکرد که نظر میکال در مورد او هر چه که باشد، نمیتواند بهتر از دیدگاه خودش نسبت به فروتن شدن خودش باشد. ای برادر، اگر هر کسی دربارۀ تو بد فکر میکند، از او عصبانی نباش؛ چون تو بدتر از آن هستی که او فکر میکند.» (اسپرجن)
د. میکال دختر شائول تا روز وفاتش صاحب فرزندی نشد: نازایی میکال لزوماً نتیجۀ داوری الهی نبود. این موضوع شايد به این علت باشد که داوود دیگر هيچوقت با او روابط زناشويي نداشت. با این وجود، اصل ثابت است: اغلب بیثمری در زندگی و خدمت به علت انتقاد کردن افراطی است.