فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم سموئیل باب ۲۲ – مزمور ستایش داوود

قسمت اول: ستایش، رستگاری و دلیل رستگاری

۱. آیه (۱) مقدمه‌ای بر مزمور

داوود در روزی که خداوند او را از دست تمامی دشمنانش و از دست شائول رهانید، کلمات این سرود را برای خداوند سراییده،

الف. کلمات این سرود را برای خداوند سراییده: به دلایل بسیار، اکثر مفسران بر این باورند که این مزمور سال‌ها قبل به‌دست داوود نوشته و خوانده شده است، و بعداً در پایان دوم سموئیل، احتمالاً خارج از ترتیب زمانی آن، درج شده است. اگرچه این توضیحی قابل قبول است، اما حتمی نیست.

یک) «این سرود تقریباً همچون سخنان پایانی داوود تلقی می‌شود. از این‌رو، خلاصه‌ای از شکرگزاری او برای مرحمت‌های فراوان خداوند است در طول زندگی و خدمت طولانی‌اش.» (بویس)

ب. کلمات این سرود: با تغییرات جزئی، این سرود همان مزمور ۱۸ است. این احتمال وجود دارد که داوود این مزمور را وقتی جوان‌تر بود سروده باشد، شاید زمانی که شائول درگذشت، و او برای اولین بار تاج و تخت را به دست گرفت، همان‌طور که در دوم سموئیل ۱۴:۸ توصیف شده است، زمانی که داوود از دست تمام دشمنانش رها شده بود و «خداوند داوود را هر جا که می‌رفت پیروزی می‌بخشید.» با این حال، در سن پیری خود، داوود می‌توانست با قدردانی زیادی به گذشته نگاه کند و این سرود را با نگاهی به تمام زندگی خود دوباره بسراید.

یک) این مزمور خلاصه‌ای عالی از کل شخصیت و نگرش داوود در طول زندگی است. «اعتقادات تزلزل‌ناپذیر او به حاکمیت مطلق و قدرت مطلق یهوه در رهایی، اهمیت اطاعت از شریعت او، و اطمینان از اینکه خدا از طرف قوم خود در هنگام اطاعت عمل می‌کند، سنگ بنای قدرت و شخصیت داوود را تشکیل داد.» (مورگان)

دو) «ما نسخه دیگری از این مزمور را با تغییراتی قابل توجه داریم… و این نشان می‌دهد که داوود آن را در زمان‌های مختلف خوانده بود، زمانی که او گذشته چشمگیر خود را بررسی می‌کرد و دست بخشنده خدا را در همه لحظات آن مشاهده کرده بود.» (اسپرجن)

 

۲. آیات (۲-۴) داوود، خداوند نجات را می‌ستاید.

خداوند صخرۀ من است، دژ من و رهانندۀ من؛ خدایم صخرۀ من است که در او پناه می‌جویم، سپر من و شاخ نجاتم قلعۀ بلند من، پناهگاه و منجی‌ام؛ تو مرا از خشونت نجات می‌بخشی خداوند را که شایان ستایش است، می‌خوانم، و از دشمنانم نجات می‌یابم.

الف. خداوند صخرۀ من است، دژ من و رهانندۀ من: داوود از عناوین متعددی برای ستایش خدا استفاده کرد. کار خدا در زندگی او بسیار گسترده و جامع بود، و آنقدر بزرگ که نمی‌توان آن را با یک عنوان به تصویر کشید.

یک) «سراینده مزمور در جمله آغازین با استفاده از کلمات پایانی، «حتی مال من»، بر صحت سخنانش تأکید می‌کند. این نشان می‌دهد که همه چیزهایی که در این مزمور تجلیل می‌شود صرفاً نظری نیست، بلکه ریشه در تجربه شخصی دارد.» (مورگان)

دو) داوود شخصاً نجات خداوند را تجربه کرده بود:

·       خدا داوود را از دست جلیات نجات داد.

·       خدا داوود را از دست شائول نجات داد.

·       خدا داوود را از عقبگرد نجات داد.

·       خداوند داوود را از دست دشمنان اسرائیل نجات داد.

·       خداوند داوود را از دست اَبشالوم نجات داد.

·       خدا داوود را از علایق گناه‌آلودش نجات داد.

ب. در او پناه می‌جویم: وقتی خدا را همان‌گونه که هست می‌بینیم، اعتماد به او آسان می‌شود. هنگامی که می‌دانیم او صخره و قلعه ما و رهاننده و سپر و سنگر و نجات‌دهنده است، طبیعی است که پناه بردن به او راحت می‌شود.

یک) ایمان به‌طور کامل به دانش وابسته نیست؛ اما دانش درست درباره خداوند به ایمان قدرت زیادی می‌دهد.

ج. پناهگاه و منجی‌ام؛ تو مرا از خشونت نجات می‌بخشی: هر عنوان برای داوود اهمیت داشت زیرا معنای هر عنوانِ خداوند برای داوود از طریق تجربیات او حاصل شده بود. این فهرست صرفاً مجموعه‌ای از نام‌های خدا نیست که در الهیات نظام‌مند یافت می‌شود؛ بلکه منعکس‌کننده دانش عمیق داوود از خدا است که با تجربیات شخصی او از وفاداری خدا در هم تنیده شده است.

د. خداوند را که شایان ستایش است، می‌خوانم: «دعا با ستایش به درگاه خداوند، ذات شایسته او را تصدیق می‌کند؛ و ما را قادر می‌سازد با شادی و اطمینان به او نزدیک شویم. هنگامی که احساس مي‌کنم می‌توانم خداوند را برای نیکویی‌های گذشته‌اش متبارک بخوانم، جرأت پیدا می‌کنم تا چیزهای بزرگ‌تری از او بخواهم.» (اسپرجن)

 

۳. آیات (۵-۲۰) رهایی داوود از جانب خدا می‌آید.

زیرا موج‌های مرگ احاطه‌ام کرده بود، و سیلاب‌های نابودی بر من هجوم آورده بود؛ بندهای هاویه به دورم تنیده بود، و دام‌های مرگ رویارویم بود. «در تنگی خویش خداوند را خواندم، و نزد خدای خود فریاد برآوردم. او از معبد خود صدایم را شنید، و فریادم به گوشش رسید.» آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد؛ بنیان آسمان‌ها بلرزید و مرتعش گشت، زیرا او به خشم آمده بود. از بینی‌اش دود برآمد، از دهانش آتش سوزنده برجهید، و اخگرهای سوزان از او شعله برکشید. آسمان را خم کرد و فرود آمد؛ تاریکی غلیظ زیر پاهایش بود. سوار بر کروبی پرواز کرد، و بر بال‌های باد نمایان گردید. تاریکی را سایبانی ساخت گرداگرد خویش، تجمع آب‌ها و ابرهای متراکم آسمان را. از میان درخشش حضور وی اَخگرهای آتشین شعله برکشید. خداوند از آسمان رعد کرد، و آن متعال آواز خود را داد. او تیرها فرستاد و آنان را پراکنده ساخت؛ برق‌ها افکند، و ایشان را پریشان کرد. آنگاه مجراهای دریا نمایان شد، و بنیان جهان آشکار گردید، از نهیب خداوند و از وزش باد بینی او!» از اعلی دست فرود آورده، مرا برگرفت، و از آب‌های بسیار بیرونم کشید. مرا از دشمن زورآورم رهانید، و از نفرت‌کنندگانم، زیرا که از من نیرومندتر بودند. در روز بلای من، به مقابله با من برآمدند، ولی خداوند تکیه‌گاه من بود. او مرا به مکانی فراخ بیرون آورد، و مرا رهانید، زیرا که به من رغبت داشت.

الف. موج.. سیلاب…اخگر: خطر، داوود را از هر طرف احاطه کرده بود، از نظر جسمی، روحانی، عاطفی، اجتماعی، داوود در آستانه فروپاشی بود که به خدا التماس کرد.

ب. در تنگی خویش خداوند را خواندم: دشمن روح ما اغلب سعی می‌کند فریبمان دهد تا باور کنیم که در تنگی نمی‌توانیم خدا را بخوانیم، گویی که برای دعای مؤثر باید در پارسایی و آرامش کامل باشیم. داوود می‌دانست که خدا پیام ما را در تنگی می‌شنود.

ج. فریادم به گوشش رسید: برای داوود، کار به همین سادگی بود. نزد خدا فریاد برآورد و خدا شنید. داوود همچنین می‌دانست که خدا نمی‌تواند تنگی قوم خود را بشنود و برای آنها اقدام نکند.

د. زمین متزلزل شد: خدا به‌قدری به فکر مشکل داوود بود که به نظر داوود چنین آمد که گویی برای رفع نیازش خدا زمین را به لرزه درآورده است.

یک) آنچه بیش از همه چشمگیر است، تصاویر باشکوهی است که مزمورنویس برای به تصویر کشیدن پاسخ خدا به فریاد خدمتگزارش به کار می‌برد: خدا از تخت خود در بهشت برمی‌خیزد، ابرها را می‌شکافد و فرود می‌آید تا به نمایندگی از پادشاهش به جنگ بپردازد، همراه با زلزله، رعد و برق و طوفان.» (بویس)

ه. سوار بر کروبی پرواز کرد: داوود تصویری از خداوند ترسیم کرد که می‌آید تا نیاز او را رفع کند، خدایی که باشکوه و به‌سرعت می‌آید. او به‌قدری سریع نزد داوود آمد که گویی خدا بر بال‌های باد سفر کرده است.

یک) «در این قطعه عالی، متن اصلی به زیبایی حس و صدا را به هم متصل می‌کند… تصویر دست زدن بال، هجوم و جابجایی هوا در اینجا به شیوه‌ای بسیار خارق‌العاده بیان می‌شود.» (کلارک)

و. آن متعال آواز خود را داد: هنگامی که خدا رسید، او به نمایندگی از داوود صحبت کرد و به همه خلقت دستور داد که به میل شدید او برای نجات فرزندش پاسخ دهند.

یک) همه اینها بازتابی از اعتماد داوود به محبت خداست. داوود، خداوند را به‌قدری با محبت می‌بیند که تنگی محبوبش را تحمل نمی‌کند. هنگامی اوضاع هم بر وفق مراد محبوبش نیست، همه مخلوقات اشتیاق و اضطرار او را برای برآوردن نیاز محبوبش خواهند دید.

ز. بیرون آورد… رهانید: داوود دید که خدا از تمام عظمت و قدرتش برای رفع نیاز او استفاده کرد.

ح. به مقابله با من برآمدند، ولی خداوند تکیه‌گاه من بود: داوود می‌دانست که پیروزی در نتیجه حمایت خدا حاصل می‌شد، و نه به دلیل نبوغ یا توانایی خود او. بدون حمایت خداوند، داوود سقوط می‌کرد.

ط. مرا رهانید، زیرا که به من رغبت داشت: داوود باور داشت که خدا به او رغبت دارد. درخواست او برای نجات ریشه در رابطه او با خدا داشت، نه صرفاً تمایلی برای زنده ماندن.

 

۴. آیات (۲۱-۲۵) چرا خدا داوود را رهانید؟

خداوند فراخورِ پارسایی‌ام مرا پاداش داده است؛

فراخور پاکیِ دستانم سزایم بخشیده است.

زیرا که راه‌های خداوند را نگاه داشته‌ام،

و شریرانه از خدایم روی نگردانیده‌ام.

قوانین او جملگی پیش رویم بوده است،

و از فرایض او سر نپیچیده‌ام.

در حضورش بری از هر عیب بوده‌ام،

و خویشتن را از تقصیر نگاه داشته‌ام.

 خداوند فراخورِ پارسایی‌ام مرا پاداش داده است،

فراخورِ پاکی‌ام در نظر وی.

الف. فراخور پاکیِ دستانم سزایم بخشیده است: این سخنان بسیاری را به این باور می‌رساند که داوود فقط می‌توانست این مزمور را قبل از گناهش با بَتشبع بخواند. با این حال، این متن نشان می‌دهد که داوود آن را در اواخر عمر خود، پس از اینکه خداوند او را از دست تمامی دشمنانش رهانید، خواند. (دوم سموئیل ۱:۲۲).

یک) می‌توانیم استدلال کنیم که داوود دقیقاً به آنچه ناتان نبی در دوم سموئیل ۱۳:۱۲ به او گفت، باور داشت: «خداوند گناهت را زدوده.» داوود می‌دانست که او مردی بخشوده شده است و پاکی دستانش به این دلیل است که خدا آنها را پاک کرد، نه به این دلیل که هرگز آلوده نشده بودند.

دو) «اگر بخواهیم گناه داوود را با بتشِبَع یادآوری کنیم، او آن را همچون مثال و دلیلی بر این اصل ادعا می‌کند؛ زیرا به شکل‌های مختلف متحمل عواقب آن گناه بزرگ شد. با این حال، به‌رغم ناکامی‌هایش، مانند همه ما که مرتکب تخلفات مشابهی می‌شویم، او مردی موافق دل خدا بود؛ و در کل، بسیار مورد برکت خداوند قرار گرفت.» (بویس)

ب. راه‌های خداوند را نگاه داشته‌ام، و شریرانه از خدایم روی نگردانیده‌ام: داوود ادعا نمي‌کند که کاملاً بی‌گناه است. او، به‌طور کلی، از پارسایی خود صحبت می‌کند، چرا که با شرارت دشمنانش در تضاد بود.

یک) «در مقابل خدا، مرد موافق دل او، گناهکاری فروتن بود؛ اما در مقابل دشمنانش، می‌توانست، بدون شرم، از ‘پاکی دستان خود’ و پارسایی خود صحبت کند.» (اسپرجن)

دو)  ما هم می‌توانیم هنگامی که نزد خدا دعا می‌کنیم چنین ادعایی داشته باشیم، اما نه بر اساس پارسایی خود، بلکه بر اساس آن پارسایی که در عیسی یافته‌ایم  (اول قرنتیان ۳۰:۱ و دوم قرنتیان ۲۱:۵).

ج. خویشتن را از تقصیر نگاه داشته‌ام: برخی این جمله را نشانه تکبر و غرور داوود تلقی می‌کنند. اسپرجن، به نقل از یکی از مفسران نوشت: «خود را نگه داشت! چه کسی انسان را نگهبان خود کرده است؟» با این حال، می‌دانیم بدون شک معنی این حرف این است که ما باید خود را از گناه دور نگه داریم، همانطور که پولس نیز از پاک نگهداشتن خود برای جلال خدا و خدمت بیشتر صحبت کرد (دوم تیموتائوس ۲۱:۲)

 

قسمت دوم: دلایل رهانیدن و نیایش

۱. آیات (۲۶-۳۰) چرا خداوند داوود را رهانید.

با وفادار، خود را وفادار می‌نمایی؛

با بی‌عیب، خود را بی‌عیب می‌نمایی؛

 با پاک، خود را پاک می‌نمایی،

ولی با حیله‌گر، به زیرکی رفتار می‌کنی.

زیرا قومِ افتاده را نجات می‌بخشی،

ولی چشمانت بر متکبران است تا پستشان گردانی.

تو، ای خداوند، چراغ من هستی؛

خداوند تاریکی مرا روشن می‌گرداند.

به یاری تو بر سپاهیان یورش می‌برم،

 و با خدایم، از دیوارها برمی‌جهم.

الف. با وفادار، خود را وفادار می‌نمایی: عیسی این اصل را در موعظه بالای کوه سینا با تأکید بر دیدگاه انسانی عنوان کرد: «زیرا به همان‌گونه که بر دیگران داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد.» (متی ۷:۲)

یک) «ما در این سخنان اصول ارتباط بین خدا و انسان را آشکارا در می‌یابیم. خدا بسیار انسانی است همان‌طور که انسان قضاوت می‌کند؛ خدا نیز او را داوری خواهد کرد.» (مورگان)

دو) داوود فقط درباره این اصول مزمور نسرایید؛ بلکه با آنها زندگی نیز کرد و از آنها بهره برد. خداوند به داوود رحمت بسیاری نشان داد؛ زیرا او نسبت به دیگران،  شائول (اول سموئیل ۱۳-۱۰:۲۴) و شِمعی (دوم سموئیل ۱۲-۷:۱۶)، بسیار رحیم بود.

سه) «شایان ذکر است که حتی کسانی که رحم می‌کنند، خود نیازمند رحمت هستند؛ هیچ سطحی از سخاوت نسبت به فقرا یا بخشش نسبت به دشمنان نمی‌تواند ما را از نیاز به رحمت معاف کند.» (اسپرجن)

ب. با حیله‌گر، به زیرکی رفتار می‌کنی: مترجمان اغلب با این جمله مشکل دارند زیرا مفهومی پیچیده را انتقال می‌دهد. در حالی که درک این موضوع ساده است که اگر شخصی نسبت به خدا خالص باشد، خداوند به همان شکل پاسخ خواهد داد. اما نمی‌توانیم بگوییم که اگر شخصی نسبت به خدا با شرارت رفتار کند، خدا نسبت به او بدی خواهد کرد، زیرا ذات خدا به دور از شرارت است.

یک) «داوود قسمت دوم مقایسه را با استفاده از کلمه‌ای کم‌و‌بیش مبهم بیان می‌کند که معنای آن «پیچ‌خورده» است. آیه، در اصل، می‌گوید: ‘اگر نامناسب رفتار کنید با شما نامناسب رفتار می‌شود’… به نظر می رسد مفهوم این است که اگر شخصی در موجهه با خدا به روش‌های فریبکارانه اصرار داشته باشد، خداوند بر او غلبه خواهد کرد، آن‌گونه که آن شخص سزاوار است.» (بویس)

ج. قومِ افتاده را نجات می‌بخشی، ولی چشمانت بر متکبران است تا پستشان گردانی: داوود اعتقاد راسخ خود را به این اصل تکرار شده در امثال ۳۴:۳، یعقوب ۶:۴ و اول پطرس ۵:۵ اعلام می‌کند: «خدا در برابر متکبران می‌ایستد،، اما فروتنان را فیض می‌بخشد.»

یک) فروتنی واقعی خاصیتی دارد که موجب فیض و رحمت خداوند می‌شود و غرور و تکبر موجب مقاومت و ناخشنودی او می‌شود.

دو) افتادگی لزوماً حقیر دانستن خود نیست؛ بلکه ترکیبی از درکِ دقیق از خود و تمایل به فراموش کردن خود به نفع تمرکز بر دیگران است. افتادگی دیگر-محور است، نه خود خود-محور.

د. خداوند تاریکی مرا روشن می‌گرداند: هنگامی که خدا به نیاز داوود پرداخت، در ابتدا روشنایی را فراهم کرد. در بحبوحه مبارزه، اگر به‌وضوح نبینیم، داشتن قدرت و مهارتِ زیاد فایده چندانی ندارد.

ه. به یاری تو بر سپاهیان یورش می‌برم، و با خدایم، از دیوارها برمی‌جهم: هنگامی که خداوند نیاز داوود را برآورده کرد، به او قدرت بخشید. برای یک فرد غیرمنطقی است که بتواند بر یک سپاه یورش ببرد یا از دیوارهای محافظ شهر بالا رود.

یک) داوود ماهیت افسسیان ۱۰:۶ را خیلی قبل از اینکه پولس آن را بیان کند، درک کرد: «باری، در خداوند، و به پشتوانۀ قدرت مقتدر او، نیرومند باشید.» خداوند دارای ذخاير قدرت است که آن را از طریق ایمان در اختیار ما قرار می‌دهد. ما نیازی به تکیه بر قدرت خود نداریم. در عوض، می‌توانیم از قدرت او نیرو بگیریم.

 

۲. آیات (۳۱-۴۶)  رهایی داوود از جانب خدا فراهم می‌شود.

و اما خدا، راه او کامل است؛

کلام خداوند خالص است.

او کسانی را که بدو پناه می‌برند، جملگی سپر است.

زیرا کیست خدا، جز یهوه؟

 و کیست صخره، مگر خدای ما؟

خدا دژ استوار من است،

و راهم را کامل می‌گرداند.

پاهایم را همچون پاهای آهو می‌سازد،

 و مرا بر بلندی‌هایم بر پا می‌دارد.

دستانم را به جهت نبرد تعلیم می‌دهد،

 تا بازوانم کمان برنجین را خم کند.

 تو سپر پیروزی خود را به من بخشیده‌ای،

فروتنی تو مرا بزرگ ساخته است.

تو راهِ زیر پایم را فراخ می‌سازی، تا پاهایم نلغزد.

دشمنانم را تعقیب کرده، آنان را نابود می‌سازم،

 و تا هلاک نشوند، بازنمی‌گردم.

آنان را هلاک ساخته، بر زمین می‌کوبم تا برنخیزند،

و زیر پاهایم فرو می‌افتند.

 تو کمر مرا برای جنگ به قوّت بسته‌ای،

 و آنان را که به ضد من برخیزند زیر پاهایم می‌افکنی.

 گردن‌های دشمنانم را تسلیم من کرده‌ای،

و نفرت‌کنندگانم را هلاک می‌سازم.

فریاد کمک برمی‌آورند، اما فریادرسی نیست؛

 از خداوند یاری می‌خواهند، اما اجابتشان نمی‌کند.

 آنان را چون غبار زمین می‌سایم؛

آنان را لِه می‌کنم و همچون گِل کوچه‌ها لگدمال می‌نمایم«

تو مرا از ستیز قومم خلاصی می‌بخشی،

و چون سرور قوم‌ها حفظ می‌کنی؛

مردمی که نمی‌شناختم، خدمتم می‌کنند.

 بیگانگان در برابرم سر فرود می‌آورند؛

به محض شنیدن صدایم، از من فرمان می‌برند.

 بیگانگان روحیۀ خود را باخته‌اند،

و لرزان از قلعه‌های خود بیرون می‌آیند.

الف. او کسانی را که بدو پناه می‌برند، جملگی سپر است: وقتي خدا نياز داوود را برآورده کرد، برای او محافظت به ارمغان آورد. داوود می‌توانست با روشنایی ببیند و با قدرت خدا بایستد، اما او به حفاظت ماوراءطبیعی نیز نیاز داشت. اعتماد داوود ارتباط مهمی در دریافت این حمایت از جانب خدا بود.

ب. پاهایم را همچون پاهای آهو می‌سازد، و مرا بر بلندی‌هایم بر پا می‌دارد: داوود به این فکر کرد که چطور آهو از جایی به جای دیگر می‌پرد و هرگز پایش نمی‌لغزد. به همین ترتیب، خدا به او همان مهارت را عطا کرد تا با ظرافت بر چالش‌های دشمنانش غلبه کند.

ج. تا بازوانم کمان برنجین را خم کند: داوود قدرتی را تصور کرد که بتواند با آن کمان برنجین را خم کند. خدا به او همان قدرت را داد تا بر چالش‌های دشمنانش غلبه کند.

د. فروتنی تو مرا بزرگ ساخته است: برای داوود، موضوع فقط داشتن مهارت و قدرت نبود. بلکه دریافت رحمت خدا و لذت بردن از رابطه با خدای بی‌نهایت فروتن بود. این پیوند با خدا منبع قدرت دیگری برای داوود بود.

یک) «در حالی که ممکن است با شجاعت با وحشی‌گری یک شیر مقابله کنیم، اما خود را مغلوب مهربانی بره می‌بینیم. ما ممکن است نگاه تلخ تمسخر را تحمل کنیم، اما وقتی خداوند مهربان با لطافتی وصف‌ناپذیر به ما می‌نگرد، ما را به گریهای شدید وا می‌دارد.» (مایر)

ه. دشمنانم را تعقیب کرده، آنان را نابود می‌سازم: داوود پيروزي حاصل شده در خداوند را دلپذیر یافت. او از اعلام آن ابایی نداشت، چه به دلیل تواضع ظاهری یا عدم اطمینان از پیروزی خود. او می دانست که دشمنان ممکن است دوباره شورش کنند؛ اما به میدان نبرد نگاه کرد و گفت: زیر پاهایم فرو می‌افتند، و وقتی زیر پای من بیفتند آنان را چون غبار زمین می‌سایم.

و. مرا از ستیز قومم خلاصی می‌بخشی: داوود نه تنها با چالش‌های بیرونی دشمنانش، بلکه با ستیز قوم خود نیز مواجه بود. در میان این نبرد‌ها، او مجبور  بود اختلافات قوم خود را نیز تحمل کند؛ با این حال، خدا او را در تمام این نبردها حمایت کرد.

ز. چون سرور قوم‌ها حفظ می‌کنی: داوود می‌دانست که تاج و تخت متعلق به خداست. او می‌دانست: «تاج و تخت به من تعلق ندارد -نه به دست آوردن، نه تصرف، نه دفاع و نه حفظ آن. تاج و تخت از آن خداوند است.» (ادواردز) بنابراین، هنگامی که داوود تاج و تخت را در دست داشت، می‌دانست که خداوند آن را به او بخشیده.

 

۳. آیات (۴۷-۵۱) داوود خدای نجاتش را ستایش می‌کند.

«خداوند زنده است!

متبارک باد صخرۀ من!

متعال باد خدا، صخرۀ نجاتم!

اوست خدایی که انتقام مرا می‌گیرد،

و قوم‌ها را زیر من پست می‌سازد،

 و مرا از چنگ دشمنانم بیرون می‌آورد.

تو مرا بر مخالفانم برتری بخشیده‌ای،

 و از مرد خشونتکار رهایی‌ام داده‌ای.

از این رو، خداوندا، تو را در میان قوم‌ها ستایش خواهم کرد،

 و بهر نامت خواهم سرایید.

‘او به پادشاه خود پیروزی‌های بزرگ می‌بخشد،

و مسیح خود را محبت می‌کند،

داوود و نسل او را، تا به ابد’.»

الف. خداوند زنده است! متبارک باد صخرۀ من: داوود با تأمل به لطف بزرگی که خدا در حق او انجام داد، تنها می‌توانست او را بپرستد.

ب. خدایی که انتقام مرا می‌گیرد، و قوم‌ها را زیر من پست می‌سازد: داوود بر این مفهوم تأکید کرد: «این پیروزی متعلق به خداوند است. او آن را برای من تضمین کرد. تمام جلال از آن اوست.»

ج. مرا از چنگ دشمنانم بیرون می‌آورد. تو مرا بر مخالفانم برتری بخشیده‌ای: در این مزمور، می‌بینیم که داوود مدام از صحبت درباره خدا (او مرا بیرون می‌آورد) به صحبت مستقیم با او تغییر حالت می‌دهد (تو مرا برتری بخشیده‌ای). توانایی داوود در پرداختن  به این دو جنبه نشان می‌دهد که هر دو از اجزای جدایی‌ناپذیر ستایش هستند.

د. بهر نامت خواهم سرایید: «برای نجات سرود خواندن بیانگر رستگاری عمیق و  واقعی شود. بسیاری با عزاداری و شک به رستگاری می‌رسند؛ اما داوود چنان ایمانی داشت که می‌توانست با آوازی بر لبانش وارد نبرد شود و پیروز بیرون بیاید.» (اسپرجن)

یک) پولس در رومیان ۹:۱۵، به دوم سموئیل ۵۰:۲۲ (مزامیر ۴۹:۱۸) اشاره می‌کند.

ه. مسیح خود را محبت می‌کند: داوود مزمور را با درک عمیقی از اتکای خود به رحمت و محبت خدا تمام می‌کند. اگرچه، پیش از این، در همین مزمور او پارسایی خود را اعلام کرد؛ در نهایت، به حقیقت بنیادین محبت خدا بازگشت. رابطه داوود با خدا بر اساس محبت عظیم خدا بود، نه پارسایی خود داوود.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.