فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
دوم سموئیل باب ۲۳ – آخرین مزمور داوود
آخرین مزمور داوود
۱. آیات (۱-۴) خصوصیات پادشاه مقبول خداوند
این است آخرین سخنان داوود:
وحی داوود پسر یَسا،
وحی مردی که به مقام بلند ممتاز گردید،
مسیحِ خدای یعقوب،
و مزمورسرای شیرین اسرائیل:
«روح خداوند بهواسطۀ من سخن گفت؛
کلام او بر زبانم بود.
خدای اسرائیل سخن گفت؛
صخرۀ اسرائیل مرا گفت:
‘آن که عادلانه بر مردم حکومت کند،
و خداترسانه حکم برانَد،
همچون روشنایی صبح است،
مانند نخستین پرتوهای خورشید در صبح بیابر،
و چون برقِ سبزههای روی زمین پس از بارش باران’.
الف. این است آخرین سخنان داوود: اینها سخنانی نبود که داوود در بستر مرگ گفته باشد؛ اما با نزدیک شدن به پایان زندگیاش، احساسات و اشتیاق قلبی او را بیان میکرند.
یک) «گمان میکنم این تصنیف آخرین اثر شاعرانه داوود باشد. او ممکن است پس از آن حرفهای زیادی به نثر زده باشد، اما هیچکدام به صورت منظوم نبود.» (کلارک)
دو) این مزمورِ کوتاه ترانهای زیبا درباره حکمت از داوود در پایان عمر او است. «کاری که او در چند کلمه پر معنی انجام میدهد: تصدیق رحمتهای خداوند، اعتراف به گناهان خود، اعلام ایمان خود، آرامش یافتن در عهد، و هشدار درباره نابودی بیایمانان… چقدر عمق در اختصار آن وجود دارد!» (تِرَپ)
سه) داوود چه زندگی فوقالعادهای داشت، فشردهای از زندگی داوود در عناوین و توصیفات دوم سموئیل ۱:۲۳ گنجانده شده است:
· پسر یسا: یسا، کشاورزی معمولی بود و این عنوان ما را به یاد آغاز حقیرانه زندگی داوود میاندازد.
· مردی که به مقام بلند ممتاز گردید: داوود به خدا اجازه داد تا او را بلند کند، تا بتواند با اطمینان از این مقام بهره ببرد.
· مسیح خدای یعقوب: داوود به خواست خدا مسح شد، نه به خواست خودش یا صرفاً به دست انسان. او قدرت و توانمندی منحصر به فردی از خداوند گرفت.
· مزمورسرای شیرین اسرائیل: این عنوان یادآور ارتباط عمیق درونی داوود با خدا است که با عطای زیبای فصاحت و بیان او در حضور خداوند نشان داده میشود.
ب. روح خداوند بهواسطۀ من سخن گفت: این نشان میدهد که داوود در مواقع خاصی از الهام الهی که از طریق او کار میکرد و در کلمات و عبارات او تجلی مییافت، آگاه بود.
ج. آنکه عادلانه بر مردم حکومت کند: داوود با تأمل در زندگی و سلطنت خود به اهمیت حیاتی نقش حاکمان در اجرای عدالت پیبرد. بینش او ناشی از مشاهده نیکویی و برکاتی بود که عدالت به ارمغان میآورد و عواقب ناگوار هنگام نادیده گرفته شدن عدالت.
د. خداترسانه حکم برانَد: این موضوع سنگ بنای عدالت در رهبری حکومت است. رهبرانی که خداترسانه حکومت میکنند، میفهمند که خدای عدالت، اعمال آنها را ارزیابی میکند و از رهبری آنها حساب میخواهد.
ه. همچون روشنایی صبح: داوود نشان داد چگونه یک حاکم خردمند برکت میبیند چنانچه با عدالت حکومت کند. بهرغم کاستیهایی که در سلطنتش وجود داشت، برکت یافت؛ و اغلب آن را به سلطنت مسیح تشبیه میکنند.
یک) از یک منظر، سلطنت داوود فاجعه بود. او با رسوایی بدی روبرو شد، بحرانهای خانوادگی متعددی را تحمل کرد، با شورش پسرش مبارزه کرد، با جنگ داخلی دست و پنجه نرم کرد و سه سال قحطی را پشت سر گذاشت.
دو) برخلاف داوود، سلطنت پسرش سلیمان بینقص به نظر میرسید. سلیمان از سلطنتی مملو از صلح، رفاه فراوان، شهرت گسترده و شکوهی بینظیر بهرهمند بود.
سه) با این حال، کتابمقدس چیزی جز ستایش برای داوود و سلطنت او ندارد، که در آیاتی مانند مزامیر ۲۰:۸۹، اشعیا ۳:۵۵-۴، رومیان ۳:۱، و مکاشفه ۱۶:۲۲ به آن اشاره میشود. در مقابل، سلیمان به نسبت کمتری در کتابمقدس مورد توجه قرار میگیرد، و هنگامی که از او نام برده میشود، اغلب همچون فرد اصلی از او صحبت نمیشود. (رجوع کنید به متی ۲۸:۶-۲۹ و متی ۴۲:۱۲).
چهار) در واقع، تفاوت بین داوود و سلیمان را میتوان در روابط متمایز آنها با خدا جستجو کرد. بزرگترین اشتیاق داوود در زندگی سکونت در حضور خدا بود (مزامیر ۱۰:۸۴)، در حالی که اشتیاق اصلی سلیمان پیشرفت شخصی بود (اول پادشاهان ۱۵-۴:۳). علاوه بر این، داوود در طول زندگی خود به خدا وفادار ماند، همانطور که عشق و خدمت مستمر او به خدا در سالهای آخر عمرش نشان میدهد (دوم سموئیل ۱:۲۳-۷)، در حالی که سلیمان در سالهای آخر زندگیاش از خدا دور شد (اول پادشاهان ۴:۱۱-۸).
۲. آیات (۵-۷) داوود به عهد خدا ایمان داشت.
«آیا خانۀ من با خدا چنین نیست؟
او با من عهد جاودانی بسته است،
که در همه چیز آراسته و مستحکم است.
آیا تمامی نجات و تمامی آرزوی مرا، به شکوفه نخواهد نشانید؟
اما مردان فرومایه جملگی مانند خارند که به دور افکنده میشود،
چراکه آنها را به دست نتوان گرفت.
و آن که بخواهد به ایشان دست زند،
میباید به آهن و چوبِ نیزه مسلح گردد؛
و آنان در مکان خویش به آتش سوخته خواهند شد.»
الف. آیا خانۀ من با خدا چنین نیست: داوود برکت کاملی را که از سلطنت حاکمی عادل حاصل میشود، تشخیص داد، و تصدیق کرد که سلطنت خودش هم نتوانست عدالت کامل و برکت کامل را به دست آورد.
ب. او با من عهد جاودانی بسته است: داوود ميدانست که عهد جاودانی خدا به دلیل بینقص بودن داوود همچون يه حاکم نبود. بلکه بر اساس پایبندی خداوند فیاض به عهد جاودانی خود بود.
ج. تمامی نجات و تمامی آرزوی مرا: اعتراف داوود تنها از این درک ناشی میشد که عهد با خدا بر وفاداری خدا بنا شده است تا وفاداری او. داوود میدانست که اطاعت او به تنهایی برای فراهم آوردن نجات و تمام آرزوی او کافی نیست.
یک) میتوان گفت گناه و پیامدهای آن، روشنایی وجودی داوود را در اواخر عمرش کمرنگ کرد، اما این نور خاموش نشد و تا آخر درخشید. «هیچ لغزش و اشتباهی در مواجه الهی با ما وجود ندارد. هیچچیزی اتفاق نمیافتد مگر اینکه در خدمت به هدفی عالی باشد. حتی اشتباهات ما نیز چنین است؛ چنانچه، مانند داوود، واقعاً توبه کنیم و به آنها اعتراف نماییم. قطعاً این در مورد غمها و آزمایشهای ما نیز صدق میکند -همه آنها هدفی در برنامه الهی دارند.» (مورگان)
د. مردان فرومایه جملگی مانند خارند که به دور افکنده میشود: با اینکه این عهد مبتنی بر وفاداری خدا بود، اما داوود میدانست که اطاعت همچنان اهمیت دارد. خدا همواره با مردان فرومایه مخالف بود و در نهایت آنها را نابود میکرد. داوود میدانست که میتواند به خداوند اعتماد کند تا با دشمنانش و مردان شرور به عدالت رفتار کند.
یک) «این دیدگاه کلی داوود بود. خداوند کنترل را در دست دارد. در حضور او آرام باش. به سبب بدکاران که نقشههای پلیدشان را به اجرا درمیآورند، خود را مکدر مساز. در خداوند آرام گیر، و به او اعتماد کن. از خداوند لذت ببر! مزامیری که به دست داوود، مزمورسرای شیرین اسرائیل، سروده شد، آرامش، قوت و خدمت روحالقدس را به قلبهای ما منتقل میکند. چه میراث ارزشمندی بر جای گذاشته است.» (اسمیت)
دو) رابطه فوقالعاده داوود با خدا بدون شک نقش اساسی در مقام او همچون بزرگترین پادشاه اسرائیل و برجستهترین جد عیسی مسیح داشت. عهدجدید با این کلمات آغاز می شود: کتاب تاریخچۀ عیسی مسیح، پسر داوود (متی ۱:۱).
مردان دلاور داوود
۱. آیات (۸-۱۲) اسامی و عناوین سه سرباز ارشد داوود
این است نام دلاورانی که داوود داشت: یوشیببَشِبِتِ تَحکِمونی که رئیس آن سه تن بود. او نیزهاش را بر ضد هشتصد تن به کار گرفت و در مصافی واحد، همۀ آنها را کشت بعد از او، اِلعازار پسر دودو، پسر اَخوخی، بود. او یکی از سه دلاوری بود که داوود را همراهی میکردند، آنگاه که فلسطینیان را که در آنجا برای نبرد گرد آمده بودند، به چالش کشیدند. مردان اسرائیل عقب نشستند، ولی او برخاست و بر فلسطینیان تاخت تا اینکه دستش خسته شد و به شمشیر چسبید. خداوند در آن روز پیروزی عظیمی بخشید، و لشکریان از عقب اِلعازار برگشتند، اما تنها به جهت تاراج و بس. بعد از او، شَمَّه پسر آجیِ هَراری بود. فلسطینیان در لِحی، جایی که در آن قطعه زمینی پر از عدس بود، گرد آمدند و لشکریان اسرائیل از برابر فلسطینیان گریختند. ولی شَمَّه در وسط آن قطعه زمین ایستاد و از آن دفاع کرده، فلسطینیان را شکست داد، و خداوند پیروزی عظیمی بخشید.
الف. این است نام دلاورانی که داوود داشت: قدرت داوود در مردان دلاور او نهفته بود، و به همین ترتیب، آنها اهمیت خود را در او مییافتند. با اینکه داوود رهبر آنها بود، اما یک رهبر بدون پیروانش ناقص است، و داوود دلاورانی داشت که از او پیروی میکردند. این مردان لزوماً در ابتدا دلاور نبودند؛ هر که در تنگی بود، و هر بدهکار و ناراضی، در غار عَدُلام نزد او آمدند. (اول سموئیل ۱:۲۲-۲).
یک) « این مردان در سختترین دوران زندگی داوود، زمانی که یک یاغی و شورشی به شمار میرفت، به او پیوستند و تا پایان عمر خود به او وفادار ماندند. خوشا به حال کسانی که در کنار یک هدف عادلانه، حتی در تاریکترین لحظات آن، میایستند، زیرا افتخار واقعی از آن آنها است.» (اسپرجن)
دو) عصر مردان و زنان دلاور -مردان و زنان قهرمان خدا- به پایان نرسیده است. «پیروزی کلیسا بهعنوان یک کل به پیروزی شخصی هر مسیحی بستگی دارد. به عبارت دیگر، پیروزی شما، زندگی شما، شهادت شخصی شما، برای هدف خدا امروز مهم است. آنچه در گینه نو اتفاق میافتد، در اعماق جنگل آمازون، در کنگوی آشفته، بیارتباط نیست با آنچه در رابطه شخصی شما با خدا و نبرد شخصی شما علیه نیروهای تاریکی اتفاق میافتد. موفقیت کلیسا در مقیاس جهانی به پیروزیهایی من و شما در زندگی فردیمان بستگی دارد. هیچ جدایی بین موقعیتهای ‘خانه‘ و ‘خارجی‘ وجود ندارد. آنها عمیقاً به هم مرتبط هستند.» (ردپت)
ب. یوشیببَشِبِتِ تَحکِمونی: این رهبر در میان مردان دلاور داوود به دلیل کشتن هشتصد نفر در یک زمان مشهور بود.
یک) «سیصد عدد ذکر شده در تواریخ است، و به نظر میرسد به واقعیت بیشتر نزدیک باشد.» (کلارک)
ج. اِلعازار پسر دودو: این رهبر در میان مردان دلاور داوود به دلیل به دلیل ایستادن در کنار داوود در یک نبرد معروف به شهرت رسید، حتی زمانی که دستش خسته شد و به شمشیر چسبید. از طریق عزم تزلزلناپذیر این مرد، خداوند در آن روز پیروزی عظیمی بخشید.
یک) از دید اسپرجن، العازار سرمشقی خوب برای ایمانداران این روزگار است. «از ایمانداران انتظار دلاوریهای فردی زیادی میرود. امیدوارم که ما بتوانیم در این مکان نسلی از مردان و زنان حقیقتجو را پرورش دهیم، نسلی که میدانند خداوند از آنها چه میخواهد و قادر به حل و فصل مسائل با کمک روح القدس باشند و برای خداوند بجنگند چه دیگران از آنها حمایت بکنند یا نکنند.»
دو) سرود آقاي سانکی (sankey) را به ياد بیاورید: ‘جرأت کن یک دانیال باشی! جرأت کن تنها بایستی! جرأت کن که هدفی ثابت داشته باشی! جرأت کن آن را بشناسی!’ جرأت کن تا العازار باشی و جلو بروی و به تنهایی فلسطینیها را شکست دهی؛ دیر یا زود، متوجه خواهی شد که افرادی در خانه هستند که تمایلات خود را پنهان کردهاند، اما هنگامی که میبینند پیشرو هستی، آنها نیز آشکارا در جبهه خداوند خواهند بود. بسیاری از بزدلها از زیر بار مسئولیت فرار میکنند، آنها را رسوا کنید. بسیاری هنوز تصمیم نگرفتهاند، به آنها نمونهای شجاع نشان دهید؛ او پرچمداری خواهد بود که دور او جمع خواهند شد.» (اسپرجن)
د. شَمَّه پسر آجیِ: این فرد در میان مردان دلاور داوود، هنگامی که دیگران فرار کردند در وسط آن قطعه زمین ایستاد و به تنهایی از آن دفاع کرد تا اینکه خداوند پیروزی عظیمی بخشید.
۲. آیات (۱۳-۱۷) رفتاری جسورانه از زمان داوود در عَدُلّام
در موسم برداشت محصول، هنگامی که دستهای از فلسطینیان در وادی رِفائیم اردو زده بودند، سه تن از سی سردار داوود نزد او فرود آمده، به غار عَدُلّام رفتند. داوود در آن وقت در سنگر بود و قراول فلسطینیان در بِیتلِحِم. داوود آرزو کرده، گفت: «ای کاش کسی از چاه بِیتلِحِم در کنار دروازه، جرعهای آب به من میداد تا بنوشم!» پس آن سه مرد دلاور، اردوی فلسطینیان را از میان شکافته، از چاه بِیتلِحِم در کنار دروازه، آب کشیدند و آن را حمل کرده، نزد داوود بردند. اما او نخواست از آن بنوشد، بلکه آن را برای خداوند ریخت و گفت: «حاشا از من، ای خداوند، که چنین کنم. آیا خون مردانی را بنوشم که با به خطر افکندن جان خود برای این کار رفتند؟» بنابراین، نخواست از آن بنوشد. باری، این بود شرح کارهای آن سه دلاور.
الف. سه تن از سی سردار داوود نزد او فرود آمده، به غار عَدُلّام رفتند: داوود به غار عَدُلّام پناه برد، جایی که کسانی که بعداً مردان قدرتمند او شدند، همانطور که در اول سموئیل ۲-۱:۲۲ شرح داده شده است، به او پیوستند. این قسمت وقایعی را بازگو میکند که در آن دوره یا در زمان بعد از بازگشت داوود به غار عَدُلّام، احتمالاً در جریان نبرد با فلسطینیان، رخ داده است.
ب. ای کاش کسی از چاه بِیتلِحِم در کنار دروازه، جرعهای آب به من میداد تا بنوشم: در این زمان، داوود به یاد طعم آب چاهی در نزدیکی خانه دوران نوجوانیاش افتاد.
ج. آن سه مرد دلاور، اردوی فلسطینیان را از میان شکافته، از چاه بِیتلِحِم در کنار دروازه، آب کشیدند: در پاسخ به اشتیاق قلبی داوود، که یک فرمان و یا حتی یک درخواست نبود، بلکه فقط آرزویی با صدای بلند بود، آن سه مرد دلاور بلافاصله برای برآوردن آرزوی داوود خود را در معرض خطر بزرگی قرار دادند.
د. او نخواست از آن بنوشد، بلکه آن را برای خداوند ریخت: داوود از فداکاری این سه مرد دلاور برای برآورده ساختن آرزوی خود بسیار متأثر و مفتخر شد. او احساس کرد که آبی که آوردند برای او گرانبهاتر از آن است که بنوشد و در عوض، آن را شایسته ریختن همچون قربانی برای خداوند دانست. داوود معتقد بود که فداکاری خارقالعاده این مردان با وقف آب به خداوند سزاوار احترام است.
یک) «داوود از آنجا که آب را برای مصرف خود بسیار ارزشمند میدانست، آن را بهعنوان هدیهای برای خداوند، به نشانه احترامی مذهبی، ریخت.» (تِرَپ)
۳. آیات (۱۸-۲۳) دو مرد برجسته در میان مردان دلاور
اَبیشای برادر یوآب پسر صِرویَه رئیس آن سی بود. او نیزهاش را بر سیصد مرد برافراشته، ایشان را کشت و نامی همچون آن سه برای خود کسب کرد. او مکرمترینِ آن سی بود و سردار آنان شد، اما به آن سه نرسید. بِنایا پسر یِهویاداع، مردی دلاور از قَبصِئیل بود که کارهای بزرگ میکرد. او دو پهلوان موآبی را از پا درآورد، و در روزی برفی به گودالی فرود شده، شیری را کشت. او همچنین یک مرد مصریِ ورزیدهاندام را کشت. آن مصری نیزهای به دست داشت، اما بِنایا با چوبدستی نزد او رفت و نیزه را از دست مصری در ربوده، او را با نیزۀ خودش کشت. آری، بِنایا پسر یِهویاداع چنین کارهایی میکرد، و نامی همچون آن سه دلاور برای خود کسب نمود. او در میان آن سی مکرم بود، اما به آن سه نرسید. و داوود او را به فرماندهی محافظان شخصی خود برگماشت.
الف. اَبیشای برادر یوآب: این فرد در میان مردان دلاور داوود به دلیل نبردش علیه سیصد مرد مشهور بود. رهبری او همچنین در بخشهایی مانند اول سموئیل ۹-۶:۲۶، دوم سموئیل ۳۰:۳ و دوم سموئیل ۱۴-۱۰:۱۰ ثبت شده است.
ب. بِنایا پسر یِهویاداع: این فرد در میان مردان دلاور داوود به دلیل نبردهایش با انسانها (دو پهلوان موابی .. یک مصری ورزیده) و جانوران (شیری در میان گودال در یک روز برفی) مشهور بود.
۴. آیات (۲۴-۳۹) لیست مردان دلاور داوود
عَسائیل برادر یوآب، از آن سی بود، همچنین: اِلحانان پسر دودوی بِیتلِحِمی، شَمَّۀ حَرودی، اِلیقای حَرودی، حالِصِ فَلْطی، عیرا پسر عِقّیشِ تِقوعی، اَبیعِزِرِ عَناتوتی، مِبونّایِ حوشاتی، صَلمونِ اَخوخی، مَهَرایِ نِطوفایی، حالِب پسر بَعَنایِ نِطوفاتی، اِتّای پسر ریبای از جِبعَۀ بنی بِنیامین، بِنایای فِرعَتونی، هِدّای از وادیهای جاعَش، اَبیعَلبونِ عَرْباتی، عَزمَوِتِ بَرحومی، اِلیَحْبایِ شَعَلبونی، پسران یاشِن، یوناتان، شَمَّۀ هَراری، اَخیام پسر شارارِ هَراری، اِلیفِلِط پسر اَحَسبای پسرِ مَعَکایی، اِلیعام پسر اَخیتوفِل جیلونی، حِصروِ کَرمِلی، فَعَرایِ اَربی، یِجال پسر ناتان از صوبَه، بانیِ جادی، صِلِقِ عَمّونی، نَحَرایِ بِئیروتی، سلاحدار یوآب پسر صِرویَه، عیرای یِتری، جارِبِ یِتری و اوریای حیتّی. اینان جملگی سی و هفت تن بودند.
الف. اِلیعام پسر اَخیتوفِل: این مرد در میان مردان دلاور چشمگیر است زیرا او پدر بتشِبَع (دوم سموئیل ۳:۱۱) بود و این نشان میدهد که اَخیتوفِل پدربزرگ بتشِبَع بوده است.
ب. اوریای حیتّی: او در میان مردان دلاور شخص برجستهای بود زیرا شوهر بتشِبَع بود. هنگامی که داوود از نسبت بتشِبَع با اوریا و الیعام و اَخیتوفِل آگاه شد (دوم سموئیل ۳:۱۱) میبایست هرگونه فکر درباره زنا را کنار میگذاشت.
ج. جملگی سی و هفت تن: این مردان سنگ بنای عظمت سلطنت داوود را تشکیل دادند. آنها، در ابتدا، همچون مردانی برجسته نزد داوود نرفتند؛ اما تحت رهبری او، خداوند آنها را از مردانی مضطرب، بدهکار و ناراضی که در غار عَدُولام دور داوود جمع شدند، تبدیل کرد. (اول سموئیل ۱:۲۲-۲)
یک) «فراتر از پیروزیهایش بر دشمنان خارجی، عظمت واقعی داوود با تأثیر عمیق زندگی و شخصیت او بر نزدیکترین افراد به او مشهود است.» (مورگان)
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.