فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم سموئیل  باب ۷ – عهد خدا با داوود

داوود می‌خواهد برای خدا خانه‌ای بسازد.

۱. آیات (۱-۳) پیشنهاد ناپختۀ ناتان به داوود

چون داوود پادشاه در خانۀ خود ساکن شد و خداوند او را از تمامی دشمنان اطرافش آسودگی بخشید، به ناتان نبی گفت: «ببین چگونه من در خانه‌ای از چوب سرو آزاد ساکنم، حال آنکه صندوق خدا در خیمه‌ای سکونت دارد». ناتان به پادشاه گفت: «برو و هرآنچه در دل داری به جای آور، زیرا خداوند با توست.»

الف. خداوند او را از تمامی دشمنان اطرافش آسودگی بخشید: این امر ما را به این باور می‌رساند که وقایع کتاب دوم سموئیل باب ۷ پس از جنگ‌های ظفرمندانه که در دوم سموئیل باب ۸ شرح داده شد، اتفاق افتاده است. این بخش قبل از ماجرای جنگ در متن قرار گرفته تا اهمیت بیشتر آن مشخص شود.

ب. چگونه من در خانه‌ای از چوب سرو آزاد ساکنم: چوب سرو ارزش ویژه‌ای داشت. این بدان معنی بود که داوود در خانه‌ای گران‌قیمت و زیبا زندگی می‌کرد. داوود وقتی به یاد آورد که صندوق عهد خدا در داخل خیمه‌ای سکونت دارد، این تضاد او را آزار داد. داوود از این فکر که در خانه‌ای بهتر از صندوق عهد زندگی می‌کرد، ناراحت بود.

یک) در خانه‌ای از چوب سرو: «این تضادی قابل توجه با پناهگاه غار عَدُلام بود.» (مایر)

دو) داوود بدون اینکه واضح در کلام بگوید، به ناتان گفت که می‌خواهد معبدی بسازد تا جایگزین خیمه شود. هنگامی‌که قوم اسرائیل بیش از ۴۰۰ سال پیش از این در بیابان سرگردان بود، خدا به موسی فرمان داد تا طبق الگویی خاص خیمه‌ای برای ملاقات بسازد (خروج ۸:۲۵-۹). خدا هرگز درخواست محل دائمی برای جایگزینی با خیمه نکرد، اما اکنون داوود می‌خواست این کار را برای خدا انجام دهد.

سه) خیمۀ ملاقات در بیابان کاملاً برای قوم اسرائیل مناسب بود زیرا امکان جابجایی داشت. اکنون که قوم اسرائیل در این سرزمین امنیت داشت و صندوق عهد در اورشلیم بود (دوم سموئیل ۱۷:۶)، داوود فکر کرد که ساختن معبد برای جایگزینی با خیمه بهتر و مناسب‌تر خواهد بود.

ج. برو و هرآنچه در دل داری به جای آور، زیرا خداوند با توست: ناتان این را به داوود گفت چون خوب و معقول به نظر می‌رسید. ساختن یک معبد به دستِ داوود چه اشکالي داشت؟

یک) هر آنچه در دل داری نشان می‌دهد که قلب داوود مملو از این سؤال بود: «برای خدا چه می‌توانم بکنم؟» او آنقدر قدردان و نگران جلال خدا بود که می‌خواست کار خاصی برای خدا انجام دهد.

۲. آیات (۴-۷) پاسخ خدا به پیشنهاد داوود

اما همان شب، کلام خداوند بر ناتان نازل شده، گفت: «برو و به خادم من داوود بگو، ”خداوند چنین می‌فرماید: آیا تو برای سکونت من خانه‌ای بنا می‌کنی؟ از روزی که بنی‌اسرائیل را از مصر برآوردم تا به امروز در خانه‌ای ساکن نشده‌ام، بلکه در خیمۀ مسکن خود از جایی به جای دیگر نقل مکان کرده‌ام. آیا در همۀ نقاطی که با تمامی بنی‌اسرائیل نقل مکان کردم، به هیچ‌یک از پیشوایان اسرائیل که ایشان را به شبانی قوم خویش اسرائیل امر فرمودم، کلمه‌ای گفتم که، ’چرا برای من خانه‌ای از چوب سرو آزاد نساخته‌اید؟‘“

الف. اما همان شب، کلام خداوند بر ناتان نازل شده، گفت: پاسخ ناتان به داوود خود‌سرانه بود. او با توجه به قضاوت انسان و عقل سلیم پاسخ داد، اما کلام خداوند را نشنیده بود.

یک) «این نهایت اهمیت را دارد که ما همیشه باید خواسته‌هایمان را، حتی بالاترین و مقدس‌ترین آنها را با ارادۀ او بسنجیم. کارِ به خودی خود عالی، هرگز نباید بدون دستور خدا انجام شود. گذشت زمان همواره نشان از حکمت اراده و خواست الهی خواهد داشت.» (مورگان)

ب. آیا تو برای سکونت من خانه‌ای بنا می‌کنی: به نظر می‌رسید که خدا از پیشنهاد داوود شگفت‌زده و مفتخر شده بود. انگار خدا به داوود گفت: «می‌خواهی برایم خانه بسازی؟ هیچ‌کس تا به حال پیشنهاد این کار را نداده بود و من هرگز به کسی دستور ندادم که این کار را انجام دهد.»

یک) داوود می‌خواست فراتر از آن چيزی که خدا فرمان داده بود، انجام دهد. اگر ما این‌طور باشیم جای خوبی در رابطه‌مان با خدا هستیم. اما بسیاری از ما در این تفکر گیر کرده‌ایم، «چقدر اندک می‌توانم برای خدا کار انجام دهم و هنوز هم خداوند را خشنود سازم؟» در حالی‌که ما هرگز واقعاً مایل نیستیم بیش از دستورات خدا کاری انجام دهیم.

دو) «اگرچه خداوند از تحقق آرزوی داوود خودداری کرد، اما او این کار را به شیوه‌ای خوشایندتر انجام داد. او این ایده را از سر خشم یا تنفر کنار نزد، انگار که داوود یک خواستۀ بی‌ارزش را مطرح کرده است؛ بلکه خدمتگزارش را حتی در عدم قبول پيشنهاد نیز تکریم کرد.» (اسپرجن)

ج. آیا تو برای سکونت من خانه‌ای بنا می‌کنی: داوود اکنون فهمید که خدا نمی‌خواهد معبدی برایش ساخته شود، اما پاسخ داوود انجام هیچ کاری نبود. بر اساس اول تواریخ ۹-۲:۲۹:، داوود جمع‌آوری تمام مصالح لازم برای ساخت معبد را انجام داد به طوری که سلیمان بتواند خانه‌ای با شکوه برای خدا بسازد.

یک) «اگر نمی‌توانید آنچه را که می‌خواستید داشته باشید، در ناامیدی ننشینید و اجازه ندهید انرژی‌های زندگی‌تان به هدر رود؛ بلکه برخیزید و خودتان را برای کمک به دیگران برای رسیدن به موفقیت آماده کنید. اگر ممکن است شما سازنده نباشید، مصالح لازم را برای کسی جمع کنید تا او بسازد. اگر امکان پایین رفتن در معدن را ندارید، می‌توانید طناب‌ها را نگه دارید.» (مایر)

خداوند به داوود پیشنهاد ساخت خانه دائمی را داد.

۱. آیات (۸-۹) خداوند به داوود کارهایی که برای او کرده بود را یادآوری کرد.

پس اکنون به خدمتگزارم داوود بگو: ”یهوه، خدای لشکرها چنین می‌فرماید: من تو را از چراگاه، از پی گوسفندان برگرفتم تا پیشوای قوم من اسرائیل باشی. من هر جا که می‌رفتی، با تو بودم و دشمنانت را جملگی از پیش رویت منقطع ساختم. اکنون نام تو را بزرگ خواهم ساخت، همچون نام بزرگ‌مردان جهان.

الف. من تو را از چراگاه، از پی گوسفندان برگرفتم تا پیشوای قوم من اسرائیل باشی: خدا داوود را از چوپانی به پادشاهی رساند.

ب. دشمنانت را جملگی از پیش رویت منقطع ساختم: خدا از داوود در برابر تمام دشمنانش محافظت کرد.

ج. نام تو را بزرگ خواهم ساخت: خدا نام داوود را در تمام دنیا بزرگ کرد.

۲. آیات (۱۰-۱۱) خداوند دو وعده به داوود داد.

من برای قوم خود اسرائیل مکانی تعیین خواهم کرد و ایشان را غرس خواهم نمود تا در مکان خویش سکونت گزینند و دیگر جا به جا نشوند. شریران دیگر همچون گذشته بر ایشان ستم نخواهند کرد، چنانکه از آن هنگام که داوران بر قوم خود اسرائیل برگماشتم. و تو را از همۀ دشمنانت آسودگی خواهم بخشید. افزون بر این، خداوند به تو اعلام می‌کند که او برایت خانه‌ای خواهد ساخت.

الف. من برای قوم خود اسرائیل مکانی تعیین خواهم کرد: خدا به داوود قول داد که در زمان سلطنت او، حکومت دائمی و امن برای قوم اسرائیل تأسیس خواهد شد. خدا این وعده را در ابتدا داد زیرا می‌دانست که داوود شبانی خدامحور است و ابتدا نگران رفاه مردمش است.

ب. برایت خانه‌ای خواهد ساخت: خدا به داوود وعده داد که برای او خانه‌ای، به معنای ایجاد دودمان پادشاهی برای خانۀ داوود، خواهد ساخت. این میراث ماندگاری برای داوود مدت‌ها پس از مرگش بود.

یک) داوود مي‌خواست برای خدا معبدی بسازد. خدا به او گفت: «متشکرم داوود، اما نیازی نیست. به جای آن من برایت خانه‌ای می‌سازم». این وعده بزرگ‌تر از پیشنهاد داوود به خدا بود، زیرا «خانۀ» داوود (دودمان) طولانی‌تر دوام می‌یافت و با شکوه‌تر از معبدی بود که داوود می‌خواست بسازد.

دو) خدا آنچه را که داوود به او پیشنهاد داد، ارج نهاد، چرا که او با نیت پاکی آن را به خدا پیشنهاد کرده بود. برخی چیزها هست که ما می‌خواهیم به خدا بدهیم، اما از آن جلوگیری می‌شود. در این موارد خدا نیت را به‌عنوان هدیه قبول می‌کند.

سه) خدا به پیشنهاد داوود «نه» گفت چون داوود مرد جنگ بود و خدا مردی صلح طلب می‌خواست معبدش را بسازد. کتاب اول تواریخ ۸:۲۲-۱۰ این را توضیح می‌دهد: اما کلام خداوند به من آمد، گفت: کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: ”تو خونهای بسیار ریخته‌ای و جنگهای عظیم کرده‌ای، پس برای نام من خانه‌ای بنا نخواهی کرد، زیرا که در حضور من خونهای بسیار بر زمین ریخته‌ای… برایت پسری زاده خواهد شد که مردی آرام خواهد بوداوست که برای نام من خانه‌ای بنا خواهد کرد“.

چهار) توضیحات داده شده به داوود که در اول تواریخ ۸:۲۲ ثبت شده، سال‌ها بعد داده شده است. می‌توانیم تصور کنیم که برای سال‌ها داوود دقیقا نمی‌دانست که چرا خدا نمی‌خواست او معبد را بسازد. «اگر آن موقع به داوود دلیل این مسئله گفته می‌شد او رنجیده می‌شد… در حالی‌که داوود روح خود را به صبر و شکیبایی سپرد و به خود گفت: ”کار خدا دلیلی دارد و من نمی‌توانم آن را درک کنم، اما خیر است.“» (مایر)

۳. آیات (۱۲-۱۷) خداوند جزییات بیشتری به داوود دربارۀ خانۀ او گفت.

آنگاه که روزهای عمرت به سر آید و نزد پدران خود بیارامی، کسی را که از نسل تو و پارۀ تنَت باشد پس از تو بر خواهم افراشت، و سلطنتش را استوار خواهم ساخت. اوست که برای نام من خانه‌ای بنا خواهد کرد، و من تخت پادشاهی او را تا به ابد استوار خواهم ساخت. من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر. چون خطا ورزد، او را به عصای آدمیان و به تازیانه‌های بنی‌آدم ادب خواهم کرد، اما محبت من از او دور نخواهد شد، چنانکه آن را از شائول دور کردم و او را از برابر تو برگرفتم. خاندان و پادشاهی تو تا ابد نزد من پایدار خواهد بود و تخت سلطنتت جاودانه استوار خواهد ماند.“» پس ناتان مطابق تمامی این سخنان و این رؤیا، با داوود سخن گفت.

الف. کسی را که از نسل تو و پارۀ تنَت باشد پس از تو بر خواهم افراشت: در اینجا خدا به طور خاص وعدۀ سلطنت موروثی برای خانواده داوود را داد. برای خدا مهم بود که این وعده را به طور خاص تکرار کند زیرا تا آن زمان در اسرائیل پسر جانشین  پادشاهی پدر نشده بود.

یک) «خاندان شائول به طور کامل منقرض شدند؛ خاندان داوود تا زمان تجسم خداوند باقی ماندند». (کلارک)

دو) این وعدۀ بزرگ که خدا به داوود داد تنها در آینده محقق می‌شد. داوود در زمان خود از وعده از طریق ایمان خود بهره مند می‌شد. اگر داوود دیدگاه «الان این برای من چه نفعی دارد» را داشت، این وعده برای او هیچ معنایی نمی‌داشت.

سه) «شوقی که سینه داوود را پر کرد شوقی روحانی بود، چرا که او دانست که عیسی مسیح از نسل او خواهد آمد و پادشاهی ابدی در نسل او خواهد بود و غیر یهودیان نیز به او باور خواهند داشت.» (اسپرجن)

ب. برای نام من خانه‌ای بنا خواهد کرد: اگرچه داوود معبدی برای خدا نساخت، اما نوادگان داوود اين کار را انجام دادند.

ج. سلطنتش را استوار خواهم ساخت: خاندان داوود بیش از چهار قرن بر اسرائیل حکومت کردند اما در نهایت به دلیل شرارت روزافزون حذف شدند. با این حال از «ریشۀ» یَسا، خدا شاخۀ جدیدی را بوجود آورد که برای همیشه سلطنت خواهد کرد (اشعیا ۱:۱۱-۲).

د. او را پدر خواهم بود و او مرا پسر. چون خطا ورزد، او را به عصای آدمیان و به تازیانه‌های بنی‌آدم ادب خواهم کرد: این نواده داوود از رابطۀ خاصی با خدا لذت خواهد برد. اگر گناه کند، خدا او را رد نخواهد کرد. در عوض خدا او را بدون رد کردن ادب خواهد کرد.

ه. پادشاهی تو تا ابد نزد من پایدار خواهد بود: خدا به داوود وعده داد که سلطنت خاندان او برای همیشه ادامه خواهد داشت.

یک) هر یک از این وعده‌های بزرگ تا حدودی در دورۀ سلیمان، پسر داوود و جانشین تاج و تخت او برآورده شد.

·       سلیمان بر تاج و تخت داوود حکومت کرد.

·       برکات خدا هرگز از سلیمان دور نشد، هر چند که او گناه کرد.

·       سلیمان برای خدا خانه‌ای باشکوه ساخت.

دو) اما انبیا تحقق بیشتر این وعده‌ها را پیشگویی کردند.

·       خداوند می‌فرماید: «هان، روزهایی می‌آید که ’شاخه‌‌ای‘ عادل برای داوود بر پا می‌کنم؛ پادشاهی که به خردمندی سلطنت خواهد کرد، و عدل و انصاف را در این سرزمین به اجرا در خواهد آورد. در ایام او یهودا نجات خواهد یافت، و اسرائیل در امنیت به سر خواهد برد؛ و نامی که بدان نامیده خواهد شد این است: یهوه عدالت ما‘». (ارمیا ۵:۲۳-۶)

·       زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود و او ’مشاور شگفت‌انگیز‘ و ’خدای قدیر و ’پدر سرمدی‘ و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد. افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود، و او بر تخت داوود و بر قلمرو او حکمرانی خواهد کرد، و آن را به انصاف و عدالت، از حال تا به ابد، استوار خواهد ساخت و پایدار نگاه خواهد داشت. (اشعیا ۶:۹-۷)

·       اینک آبستن شده، پسری خواهی زایید و نامش را عیسی خواهی نهاد و بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد. خداوندْ خدا تخت پادشاهی پدرش داوود را به او عطا خواهد فرمود. او تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد و پادشاهی او را هرگز زوالی نخواهد بود.( لوقا ۳۱:۱-۳۳)

سه) وعدۀ خدا دربارۀ یک خانه برای داوود به طور کامل در زمان عیسی مسیح برآورده شد.

·       عیسی سلطنت می‌کند و برای همیشه بر تخت داوود سلطنت خواهد کرد.

·       رحمت‌های پدر هرگز از عیسی دور نشد، حتی زمانی‌که او بخاطر ما گناه شد.

·       عیسی در حال ساخت یک خانۀ با شکوه برای پدر است (عبرانیان ۳:۳-۶ ) به این معنی که ما معبد خدا هستیم (اول پطرس ۵:۲) و کلیسا خانۀ جدید خدا است.

دعای شکرگذاری داوود

۱. آیات (۱۸-۲۴) او فروتنانه خدا را به خاطر نیکویی‌هایش جلال داد.

آنگاه داوود پادشاه داخل شده، در حضور خداوند بنشست و گفت: «ای خداوندگارْ یهوه، من کیستم و خاندان من چیست که مرا تا بدین‌جا رساندی؟ و حتی این نیز، ای خداوندگارْ یهوه، در نظرت کم بود چندان که دربارۀ آیندۀ خاندان خدمتگزارت نیز برای ایام طویل سخن گفتی. آیا این، ای خداوندگارْ یهوه، شیوۀ معمول تو با بنی‌آدم است؟ داوود دیگر تو را چه تواند گفت، ای خداوندگارْ یهوه، زیرا تو خود خدمتگزارت را می‌شناسی، و بر حسب وعده‌ات و موافق دل خود، تمامی این کار عظیم را به جا آورده و خدمتگزارت را از آن آگاهانیده‌ای. ای خداوندگارْ یهوه، تو چه عظیمی! زیرا چنانکه به گوشهایمان شنیده‌ایم، کسی چون تو نیست و خدایی جز تو نِی. و کدام قوم است مانند قوم تو اسرائیل، تنها قوم بر روی زمین که خدا آمده، آنان را فدیه داد تا قوم او باشند؟ تو مردمان و خدایانشان را از پیش روی قومت که از مصر برای خود فدیه دادی، بیرون راندی و بدین‌سان، خویشتن را نامور ساختی و اعمال عظیم برای ایشان و کارهای مَهیب برای زمین خود به عمل آوردی. و تو قوم خود اسرائیل را برای خود استوار ساختی تا ایشان تا به ابد قوم تو باشند؛ و تو ای خداوند، خدای ایشان شدی.

الف. خداوندگارْ یهوه، من کیستم و خاندان من چیست: وقتی داوود این عطیۀ چشمگیر را دریافت کرد، این‌طور فکر نمی‌کرد که خودش بزرگتر شده است. از نظر داوود، این اتفاق باعث جلال بیشتر خدا شد.

یک) نگرش داوود این نبود که «من آنقدر عالی هستم که حتی خدا هم به من عطیه می‌دهد.» نگرش او این بود: «خدا آن‌قدر بزرگ است که حتی به من هم عطیه می‌دهد.» ما باید نجات و هر برکتی را با همین نگرش دریافت کنیم. عطا کردن خدا نشان دهندۀ عظمت دهنده است نه گیرنده.

ب. خدمتگزارت: استقبال فروتنانۀ داوود از این عطیه با تکرار عبارت خدمتگزار شما- ده بار در این دعا- نشان داده شد.

یک) این نشان می‌دهد که داوود فروتنانه «نه» خدا را هنگامی‌که می‌خواست معبد را بسازد، پذیرفت. «برخی از استادان هستند که اگر ممکن باشد کار بزرگی انجام می‌دهند، اما اگر اجازه نداشته باشند بخش درخشان کار را انجام بدهند، اوقات تلخی می‌کنند و از خدای خود عصبانی می‌شوند. داوود هنگامی‌که پیشنهاد او کنار گذاشته شد آن را در قلب خود عاملی نه برای زیر لب غر زدن بلکه برای دعا کردن، یافت.» (اسپرجن)

۲. آیات (۲۵-۲۹) داوود با جسارت از خدا خواست تا وعده‌هایش را استوار سازد.

«پس حال، ای یهوه خدا، کلامی را که دربارۀ خدمتگزارت و خاندان او فرمودی، تا به ابد استوار گردان و بر حسب وعده‌ات عمل نما. باشد که نام تو تا به ابد بزرگ مانَد و مردمان بگویند: ”یهوه، خدای لشکرها، بر اسرائیل خداست،“ و خاندان خدمتگزارت داوود نیز در حضورت پایدار مانَد. زیرا، ای خداوند لشکرها، ای خدای اسرائیل، تو خود این را بر خدمتگزارت آشکار کرده، گفتی: ”من خانه‌ای برای تو خواهم ساخت.“ پس حال خدمتگزارت به خود جرأت داده، این دعا را به درگاه تو می‌آورد. اکنون، ای خداوندگارْ یهوه، تو خدایی و کلام تو راست است، و تو این نیکویی را به خدمتگزارت وعده داده‌ای. پس حال، باشد که تو را پسند آید که خاندان خدمتگزارت را برکت دهی تا در حضورت تا به ابد باقی بماند؛ زیرا که تو ای خداوندگارْ یهوه سخن گفته‌ای و با برکت تو، خاندان خدمتگزارت تا به ابد مبارک خواهد بود.»

الف. ای یهوه خدا، کلامی را که دربارۀ خدمتگزارت و خاندان او فرمودی، تا به ابد استوار گردان و بر حسب وعده‌ات عمل نما: در این دعای جسورانه، داوود از خدا خواست تا آنچه را که وعده داده بود، انجام دهد. این یک دعای منفعلانه نبود که بگوید: خدایا هر کاری می‌خواهی انجام بده، من واقعا اهمیتی نمی‌دهم چه راهی باشد. این یک دعای متکبرانه نبود که بگوید: خدایا اجازه بده به تو بگویم چه کاری باید انجام دهی. این دعای جسورانه‌ای بود که می‌گفت: «خدایا، این وعدۀ توست، من به تو اعتماد دارم که آن را به طور کامل برآورده می‌کنی و به کلام خود وفادار هستی.»

یک) عبارت «خدمتگزارت به خود جرأت داده، این دعا را به درگاه تو می‌آورد» بر این امر تأکید دارد. داوود گفت: «من فقط دعا می‌کنم چون تو وعده داده‌ای. تو به من گفتی که این کاری است که می‌خواهی انجام بدهم.»

دو) «خدا وعده را عمداً فرستاد تا تحقق یابد. اگر اوراق بهادار بانک مرکزی انگلستان را ببینم، وعده‌ای برای مقدار مشخصی پول است و من آن را می‌برم و از آن استفاده می‌کنم. اما آه ای دوست من، سعی کن و از وعده‌های خدا استفاده کنی؛ هیچ چیز خدا را بیشتر از دیدن وعده‌های در گردش او خشنود نمی‌کند. او دوست دارد که فرزندانش آنها را به او یادآوری بکنند و بگویند: «خداوندا، همان کاری را که گفته‌ای به انجام برسان.» و اجازه بدهید به شما بگویم؛ اینکه از وعده‌های خدا استفاده شود، باعث جلالش می‌گردد.» (اسپرجن)

سه) این نوع دعا مختص وعدۀ خدا است. فقط به این دلیل که خدا وعده داده است به اين معنی نيست که ما آن را داريم. از طریق دعایی با ایمان مانند این، خدا وعده می‌دهد و ما شایستۀ آن می‌شویم. اگر از لحاظ ایمان در خور آن نباشیم، وعدۀ خدا بلاتکلیف و دست‌نیافته باقی می‌ماند.

·       ممکن است وعدۀ او را برای بخشش مناسب بیابیم: اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد. (اول یوحنا ۹:۱)

·       ممکن است وعدۀ او را برای آرامش مناسب بیابیم: برای شما آرامش به جا می‌گذارم؛ آرامش خود را به شما می‌دهم. آنچه من به شما می‌دهم، نه چنان است که جهان به شما می‌دهد. دل شما مضطرب و هراسان نباشد. (یوحنا ۲۷:۱۴)

·       ممکن است وعدۀ او را برای هدایت مناسب بیابیم: تو را بصیرت خواهم آموخت، و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم کرد؛ و در حالی‌که چشمم بر توست، تو را مشورت خواهم داد. (مزامیر ۸:۳۲)

·       ممکن است وعدۀ او را برای رشد مناسب بیابیم: یقین دارم آن که کاری نیکو در شما آغاز کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید. (فیلیپیان ۶:۱)

·       ممکن است وعدۀ او را برای کمک مناسب بیابیم: پس با جسارت به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که به هنگام نیاز یار‌ی‌مان دهد. (عبرانیان ۱۶:۴)

ب. خدمتگزارت به خود جرأت داده، این دعا را به درگاه تو می‌آورد: بعضی‌ها از روی یک کتاب دعا می‌کنند؛ دیگران از ذهن خود دعا می‌کنند. جایگاه مناسب برای دعا کردن از قلب است.

یک) این جمله همچنین می‌گوید که داوود پیش خدا آمد تا دعا را به درگاه او بیاورد. بعضی دعاها، دعا نیستند. گفته می‌شود یا خوانده می‌شود یا در فکر گفته می‌شود، اما دعا نیستند. «دعا را نگوییم، بلکه دعا را دعا کنیم. نیروی زیادی در نحوۀ بیان آن وجود دارد. برخی از دعاها هرگز دعا نمی‌شود، بلکه مانند پیکان‌هایی هستند که هرگز از کمان خارج نمی‌شود. به‌ندرت می‌توانم آنها را دعا بنامم، چرا که شکل، محتوا و الفاظ دارند؛ هرچند گفته می‌شوند اما دعا نیستند. دعایی که به درگاه خدا برده می‌شود واقعی است.» (اسپرجن)

ج. تو خدایی و کلام تو راست است: این پایه و اساس ایمان داوود بود. او می‌دانست که خدا خداست و هر کلمه‌ای از او راست است. او می‌دانست که می‌توان به خدا اعتماد کرد.

یک) «اغلب گناه بزرگ ناباوری به خداوند عیسی مسیح بسیار سبک و ناچیز انگاشته می‌شود گویی اصلاً گناه به حساب نمی‌آید. با این حال، با توجه به متن من و در واقع، با توجه به فحوای کلی کتاب‌مقدس، بی‌ایمانی، دروغ بستن به خدا است و چه چیزی می‌تواند بدتر از این باشد؟» (اسپرجن)