فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
دوم تواریخ باب ۲۶ – حکومت عُزّیا
سالهای برکت و قوّت.
۱. آیات (۱-۵) بررسی حکومت عُزّیا.
سپس قوم یهودا جملگی عُزّیا را که شانزده ساله بود برگرفته، به جای پدرش اَمَصیا پادشاه ساختند. عُزّیا پس از آنکه اَمَصیای پادشاه با پدران خود آرَمید، ایلوت را بازسازی کرد و آن را به یهودا بازگردانید. عُزّیا شانزده ساله بود که پادشاه شد، و پنجاه و دو سال در اورشلیم سلطنت کرد. نام مادرش یِکُلیا بود، از مردمان اورشلیم. عُزّیا آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا میآورد، درست به همانگونه که پدرش اَمَصیا کرده بود. عُزّیا در روزگار زکریا، که ترس خدا را به او میآموخت، دلِ خویش به طلبیدنِ خدا معطوف ساخت، و مادام که خداوند را میطلبید، خدا او را کامیاب میساخت.
الف. عُزّیا آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا میآورد: ویژگیِ حکومت او اغلب به نیکویی بود که در نظر خداوند بهجا آورد. دینداری و خدادوستی او با حکومت طولانیِ ۵۲ ساله پاداش داده شد.
یک) عُزّیا در دورهای سخت به تخت پادشاهی رسید: «بعد از رخدادهای فجیعی که حکومت اَمَصیا را به پایان رساند، اورشلیم در آشوب بود و بخش اعظمی از حصار شهر نابود شده بود، معبد و کاخ از خزانه خالی شده بودند و برخی از ساکنین به اسرائيل به اسارت برده شده بودند.» (دیلدای)
دو) نَپ اینطور فکر میکند که عُزّیا بهشکلی نامعمول پادشاه شود: «بهنظر میرسد او نه تنها بهواسطهٔ جانشینیِ معمول، بلکه با انتخاب مستقیم مردم به تخت پادشاهی رسید. شاهزادگان توسط اَرامیان و نزدیک به پایان حکومت یوآش نابود شدند (دوم تواریخ ۲۳:۲۴) و دست مردم را باز گذاشته بودند.»
سه) سپس قوم یهودا جملگی عُزّیا را…برگرفته: «این نظر که پادشاه میتوانست به خواست قوم انتخاب شود هرگز در یهودا کاملاً از میان نرفت.» (سِلْمان)
ب. و مادام که خداوند را میطلبید، خدا او را کامیاب میساخت: این بررسی عموماً ترکیبی از حکومت عُزّیا در دوم پادشاهان ۱:۱۵-۴ نیز بازتاب داده شده است که به ما میگوید عُزّیا (که در دوم پادشاهان عَزَریا نیز نامیده شده است) مکانهای بلند را از میان برنداشت، مکانهایی که بهصورت سنّتی برای خداوند قربانی گذرانده میشد و گاهی دری بهسوی بتپرستی بودند.
یک) «بهتر است این اسامی را دو حالت از یک اسم بدانیم که از ریشههای نزدیک و قابل تبادل در زبان عبری گرفته شدهاند.» (سِلْمان)
۲. آیات (۶-۱۵) قوّت، امنیت و شهرت حکومت عُزّیا.
او به جنگ با فلسطینیان بیرون رفت، و دیوارهای جَت، یَبنِه و اَشدود را منهدم ساخته، شهرهایی در خِطّۀ اَشدود در میان فلسطینیان بنا کرد. و خدا وی را در برابر فلسطینیان، در برابر اَعرابِ ساکنِ جوربَعَل، و در برابر مِعونیان یاری رسانید. عَمّونیان به عُزّیا خَراج میپرداختند، و شهرت وی تا به سرحداتِ مصر رسید زیرا که بسیار قدرتمند شده بود. عُزّیا در اورشلیم، نزد دروازۀ گوشه، نزد دروازۀ وادی، و نزد زاویه، برجها بنا کرد و آنها را مستحکم گردانید. نیز برجها در بیابان ساخت و چاههای بسیار حفر کرد زیرا در کوهپایهها و دشتها گله و رمۀ فراوان داشت، و نیز کشاورزان و تاکبانان در کوهستانها و در زمینهای حاصلخیز، از آن سبب که کشاورزی را دوست میداشت. عُزّیا سپاهیانی جنگآزموده داشت، که در دستههای مختلف بر حسب شمار ثبتشان، به دست یِعیئیلِ کاتب و مَعَسیای صاحبمنصب، به رهبری حَنَنیا از سرداران پادشاه، برای جنگ بیرون میرفتند. شمار تمامی سران خاندانها، که جنگاورانی دلاور بودند، دو هزار و ششصد تن بود. سپاهی متشکل از سیصد و هفت هزار و پانصد دلاورِ جنگآزموده زیر دستِ ایشان بود، تا در برابر دشمن به پادشاه یاری رسانند. عُزّیا برای تمامی سپاه، سپرها، نیزهها، کلاهخودها، زرهها، کمانها و سنگها برای فَلاخُنها فراهم کرد. او در اورشلیم تجهیزاتی ساخت که توسط صنعتگرانی ماهر طراحی شده بود، تا آنها را بر برجها و بر گوشههای دیوار قرار داده، تیرها و سنگهای بزرگ با آنها پرتاب کنند. بدین ترتیب آوازۀ وی تا دوردستها رسید، زیرا که اعانتی عظیم مییافت تا اینکه بسیار نیرومند شد.
الف. او به جنگ با فلسطینیان بیرون رفت: عُزّیا در مقابل دشمنان باستانی اسرائيل فعال بود. فلسطینیان نیز شاید در گذشتهای نه چندان دور در مقابل یهودا فعال بودهاند، شاید در میان کسانی بودند که با اعراب آمدند و تعداد بسیاری از خاندان سلطنتی داوود را قتل عام کردند (دوم تواریخ ۱:۲۲).
یک) بهدنبال این بود که بر علیه دشمنی باستانی جنگ به پا کنند، پس تعجبی ندارد که خدا وی را در برابر فلسطینیان… یاری رسانید.
دو) «فلسطینیان دو شهر بزرگ خود به نام جَت و اَشدود و همچنین یَبنِه را از دست دادند. یَبنِه قبلاً یَبنِئیل یهودا نام داشت (یوشع ۱۱:۱۵) و بعداً به یَمنیا بدل شد که سنهدرین بعد از نابودی اورشلیم در سال ۷۰ بعد از میلاد دوباره در آن تشکیل شد.» (سِلْمان)
ب. عَمّونیان به عُزّیا خَراج میپرداختند: این نمونهای دیگر از قوّت قلمروی عُزّیا است. او از عَمّونیان خراج میگرفت که مثل مالیاتی است که جایگاهِ نازلتر آنها نسبت به یهودا را نشان میدهد.
ج. شهرت وی تا به سرحداتِ مصر رسید…برجها…ساخت…چاههای بسیار حفر کرد… عُزّیا سپاهیانی جنگآزموده داشت…او در اورشلیم تجهیزاتی ساخت: عُزّیا پادشاه شایستهای بود که به بهبود پادشاهی خود علاقهٔ فراوان داشت. بهخاطر دستاوردهای فراوانش، شایسته بود که شهرت او به ملتهای مختلف برسد.
یک) «صحت برجهای عزّیا در بیابان (منطقهٔ بایر جنوبی یهودا) با کشف برجهای متعلق به قرن هشتم در قومْران تأیید شده است.» (پِیْن)
دو) «در اورشلیم بهخاطر آسیبی که در حکومت قبلی پدید آمد (به دروازهٔ زاویه که در دوم تواریخ ۲۳:۲۵ به آن اشاره شده، دقت کنید) و احتمالاً آسیب ناشی از زلزله، تعمیرات لازم شد (عاموس ۱:۱؛ زکریا ۵:۱۴).» (سِلْمان)
سه) یکی از توصیفهای خاص از عُزّیا این است که او کشاورزی را دوست داشت. این نشان میدهد که او ذهن و دل برای تکنولوژی و شهرت بیشتر داشت؛ او همچنین به چیزهای عملی و آنچه که به اکثر مردم سود میرساند، علاقه داشت.
چهار) این نشان از کمال در پادشاه است: هر ناحیه وابسته به کشاورزی بود. تجارت یا داد و ستد آنها هر چه که بود، اگر در زمینهٔ کشاورزی کامیابی رخ نمیداد، کشور به ثروت حقیقی نمیرسید، چون زمین زراعی به خود پادشاه نیز خدمت میکند.
د. او در اورشلیم تجهیزاتی ساخت که توسط صنعتگرانی ماهر طراحی شده بود، تا آنها را بر برجها و بر گوشههای دیوار قرار داده، تیرها و سنگهای بزرگ با آنها پرتاب کنند: در مورد تدافعی یا تهاجمی بودن این اختراعات، مباحثات و حتی جدالهای زیادی وجود دارد. اگر به اختراعِ مَنجِنیق اشاره داشته باشد، شگفتانگیز است که عزیا و افراد او دویست سال قبل از کشف شواهد باستانشناسی چنین وسیلهای را اختراع کردند.
یک) «اختراع او احتمالاً سپری تدافعی یا صفحاتی بر دیوارهٔ شهر بود که کمانداران و دیگران بدان واسطه امکان عملکرد ایمن نسبی را بدست میآوردند» (سِلْمان)
دو) با این وجود کلارک از ترگوم در دوم تواریخ ۱۵:۲۶ نقل قول میکند: «او به قوهٔ ابتکار خود در اورشلیم ابزار و برجهای تو خالیـای ساخت، که بر سنگرها و برجها برای شلیک تیر و پرتاب کردن سنگ از آنها استفاده میشد.»
سه) «این اولین توصیفِ ثبت شده از موتورهای جنگی برای حمله یا دفاع از مکانهای محاصره شده است و این روایت بسیار قبل از اینکه یونانیان یا رومیان چیزی در این مورد بنویسند، ثبت شده است… تنها یهودیان مخترع چنین آلاتی بودند و این اختراع در حکومت عزیا انجام شد، تقریباً هشتصد سال قبل از مسیحیت. جای تعجبی ندارد که متعاقباً او ورای مرزهای خود مشهور شد و ترس را به جان دشمنانش انداخت.» (کلارْک)
ه. اعانتی عظیم مییافت تا اینکه بسیار نیرومند شد: در پایان این بخش طولانی که به ستایش و تبلیغ نیکویی حکومت عزّیا میپردازد، سخنی شوم را میخوانیم. او در مرحلهای از موفقیت خود، از یاری خدا رویگردان شد و به قوّت خود اتکا کرد.
یک) «دلیل اصلی برای موفقیت عُزّیا کمک خدا بود. این کلامی خاص در تواریخ است که معنای آن در عهدجدید مترادف عمل روحالقدس میباشد (مقایسه شود با رومیان ۲۶:۸؛ دوم تیموتائوس ۱۴:۱؛ اعمال ۲۲:۲۶؛ اول تسالونیکیان ۲:۲).» (سِلْمان)
گناهِ عزّیا و مجازات.
۱. آیهٔ (۱۶) دل مغرور عزّیا.
اما چون عُزّیا نیرومند گردید، دلش متکبر شده، او را به نابودی کشانید؛ زیرا به یهوه خدای خود خیانت ورزیده، به معبد خداوند داخل شد تا بر مذبح بخور، بخور بسوزانَد.
الف. اما چون عُزّیا نیرومند گردید، دلش متکبر شده، او را به نابودی کشانید: عُزّیا نمونهای خوب از شخصی است که با تیرهبختی بهتر از موفقیت کنار آمد.
یک) «تاریخ تلاشهای انسانی مدام بر مشقتهای مستتر شهادت میدهد که بهواسطهٔ کامیابی پدید آمدهاند. کامیابی به انسانها بیشتر آسیب رسانده است تا مصیبت… کامیابی همیشه جان را در معرض تکبر دل قرار میدهد و تکبر ختم به نابودی میشود و روحی متکبر در شُرُف سقوط است.» (مورْگان)
دو) «خدا نمیتواند به کامیابی و موفقیت برخی از ما اعتماد کند، چون ذات ما قادر به تحمل آن نیست. چون ما از قوماشی هستیم که باید به جای بادبان افشاندن، پارو بزنیم چون به اندازۀ کافی تعادل نداریم.» (مِیِر)
ب. زیرا به یهوه خدای خود خیانت ورزیده، به معبد خداوند داخل شد تا بر مذبح بخور، بخور بسوزانَد: عُزّیا آنچه در رفتار خدا با اسرائیل تبدیل به اصل شده بود را زیر پا گذاشت: هیچ پادشاهی نباید کاهن هم باشد و منصب نبی، کهانت و پادشاهی نباید به یک نفر سپرده میشد ـ تا اینکه مسیح موعود هر سه را در یک منصب محقق نماید.
یک) «عُزّیا بیوفا است (دوم تواریخ ۱۶:۲۶، ۱۸). این در کتب تواریخ مهمترین تجلی گناه است و میتواند دودمانی را به زیر بکشد (اول تواریخ ۱۳:۱۰) یا ملتی را به تبعید بفرستد (اول تواریخ ۲۵:۵؛ ۱:۹؛ دوم تواریخ ۱۹:۳۳؛ ۱۴:۳۶). این واژه از زمان رِحُبعام (دوم تواریخ ۲:۱۲) جای دیگری ذکر نشده است، ولی حالا موضوعی معمول در پایان کتاب است.» (سِلْمان)
دو) «مشکل عُزّیا این بود که به حاکمیتی که خدا به او سپرده بود، قانع نبود و میخواست وظایف کهانتی را به قدرت سلطنتی خود اضافه کند. اگرچه قدرت مطلق جایی در پادشاهی خدا ندارد.» (سِلْمان)
۲. آیات (۱۷-۲۱) تقابل و مجازاتی شایسته.
اما عَزَریای کاهن با هشتاد تن از کاهنان خداوند که مردانی دلیر بودند، از پی وی داخل شدند. آنان در برابر عُزّیای پادشاه ایستاده، گفتند: «ای عُزّیا، سوزانیدن بخور برای خداوند کارِ تو نیست، بلکه کارِ کاهنان است که اولاد هارونند و به جهت سوزانیدن بخور تقدیس شدهاند. پس از قُدس بیرون شو، زیرا خطا ورزیدهای و این هیچ عزتی از جانب یهوه خدا برای تو به ارمغان نخواهد آورد.» و اما عُزّیا که بخورسوزی به جهت سوزاندن بخور در دست داشت، سخت به خشم آمد. و چون بر کاهنان خشم گرفت، به حضور کاهنان در خانۀ خداوند، نزد مذبح بخور، جذام بر پیشانیاش پدید آمد. عَزَریا کاهن اعظم و تمامی دیگر کاهنان بر او نگریسته، دیدند که اینک جذام بر پیشانیاش ظاهر شده است؛ پس شتابان او را از آنجا بیرون بردند. خود او نیز شتابان بیرون رفت، از آن رو که خداوند او را مبتلا ساخته بود. عُزّیای پادشاه تا روز مرگش جذامی بود و به سبب جذام در خانهای مجزا میزیست و مجاز به رفتن به خانۀ خداوند نبود. پسر او یوتام، ریاست خانۀ پادشاه را بر عهده گرفت، و بر مردم آن دیار حکومت میکرد.
الف. عَزَریای کاهن…از پی وی داخل شدند: روبهرو شدن با پادشاه بهعنوان وارث داوود پادشاه و فرمانده سپاهیان یهودا شجاعانه بود. با این حال، عَزَریای کاهن میدانست که خطای عُزّریا آنقدر عظیم است که این مواجهِ را توجیه میکند.
ب. عُزّیا…سخت به خشم آمد…جذام بر پیشانیاش پدید آمد: وجود عُزّیا پر از تکبر و خشم شد و دید که بر پیشانیاش جذام پدید آمد. شکی نیست که ابتدا از چهرهٔ وحشتزدهٔ کاهنینی که به پدید آمدن جذام بر پیشانی او نگاه میکردند، متوجه مشکل شد.
یک) «جذام او حتی بر پیشانی ظاهر شد تا نتواند شرم خود را مخفی کند، اگرچه احتمالاً در مابقی بدنش نیز ظاهر گردید.» (پوول)
دو) «خدا علیرغم جدّیت عملِ عُزّیا باز کاری نمیکند تا اینکه عُزّیا خشم گرفت، که کلمهای تأکیدی و دو بار در آیهٔ ۱۹ تکرار شده است. خشم پارسایانهٔ خدا تنها بر علیه خشم طغیانگر انسان پدید میآید.» (سِلْمان)
د. خود او نیز شتابان بیرون رفت، از آن رو که خداوند او را مبتلا ساخته بود: عُزّیا به فرامین کتابمقدس و رسومی که او را از ورود به معبد و سوزاندن بخور منع میکردند، توجهی نکرد. او به توبیخ و هشدار کاهنین گوش نکرد. با اینحال، به داوریِ خدا بر علیه خود توجه کرد و شتابان بیرون رفت.
ه. عُزّیای پادشاه تا روز مرگش جذامی بود: عُزیا همچون پادشاهی متکبر به معبد آمد و چون جذامیای حقیر بیرون رفت و تا آخر عمر همانطور باقی ماند. او حتی نمیتوانست وارد صحن بیرونی معبد شود که زمانی برای او و پرستندگان دیگر بلامانع بود (مجاز به رفتن به خانۀ خداوند نبود). او با زیر پا گذاشتنِ حدود خود، آزادیاش را محدودتر از قبل یافت.
یک) «ضربتی هولناک از خدا بود. مرگ مجازات اصلی بود که شریعت برای جرم او در نظر داشت (اعداد ۷:۱۸)، و جذام در حقیقت مرگ زندگان بود، مرگی دردناک و شدید.»
دو) «او که نمیتوانست از آنچه خدا به او سپرده حس رضایت کند، و بهدنبال غصب مکان و منصب کاهنین بود و حالا از امکانات حقیرترین مردم نیز محروم شده بود، یعنی داوری عادلانه و بهحق.» (پوول)
۳. آیات (۲۲-۲۳) مرگ و تدفین عُزّیای پادشاه.
و اما دیگر امور مربوط به عُزّیا را، از آغاز تا پایان، اِشعیای نبی پسر آموص بنگاشت. عُزّیا با پدران خود آرَمید و او را در کنار پدرانش در گورستانی که به پادشاهان تعلق داشت به خاک سپردند، زیرا گفتند: «جذامی است.» و پسرش یوتام به جای او پادشاه شد.
الف. و اما دیگر امور مربوط به عُزّیا را، از آغاز تا پایان، اِشعیای نبی پسر آموص بنگاشت: این رابطه بین اشعیا و عُزّیا در اشعیا ۱:۶ نیز ذکر شده است، هنگامیکه مرگِ پادشاه به صدای نبی ربط داده میشود: در سالی که عُزّیای پادشاه درگذشت، خداوند را دیدم که بر تختی بلند و رفیع نشسته بود (اشعیا ۱:۶).
یک) مهم است که نگاهی کلی به حکومت عُزّیا داشته باشیم:
· او حکومت خود را در شانزده سالگی آغاز کرد.
· او پنجاه و دو سال زندگی کرد.
· بهطور کلی، پادشاه نیرومند و خوبی بود که سپاه اسرائیل را به پیروزیهای بسیاری رساند و شخصی سازنده و رویابینی پر انرژی بود.
· علیرغم همه اینها، عُزّیا پایانی فجیع داشت.
دو) بنابراین وقتی اشعیا گفت که در سالی که عُزّیای پادشاه درگذشت، حرفهای بسیاری زده است. مقصودش این است «در سال عظیمی که پادشاه حکیم جان سپرد.» ولی همچنین بدان معناست که «در سالی که پادشاهی حکیم و عظیم به پایان فجیع زندگی خود رسید.» اشعیا هنگام مرگ عزیای پادشاه دلایل خوبی برای ناامیدی و از دست دادن انگیزه داشت، چون زندگیاش پایان فاجعهآمیزی داشت. ولی خداوند خدا را دید که بر تختی عظیم و رفیع نشسته و از پادشاه زمینی عظیمتر است.
ب. زیرا گفتند: «جذامی است.» این عاقبت غمانگیز و ناخوشایند پادشاه بزرگ یهودا است، با اینحال نشان میدهد که نداشتن پایانی خوب هزینهبردار و فاجعهانگیز است، و اشتباه و رسوایی میتواند بر کل زندگی یا شغل اثر بگذارد.
یک) «این پایان سه حکومت پشت سر هم است که با دورهای از نااطاعتی و فاجعه، به پایان رسید و بهنظر هیچ چیزی نمیتواند مانع آن شود که یهودا و پادشاهش به گناه و داوری کشیده نشوند. بتپرستی، طرد شدنِ انبیا، خشونت و غرور خود را با نظمی مخرب تکرار میکنند.» (سِلْمان)
دو) «غرور عُزّیا سبب تبعید نشد، توصیفی عالی از دلیل نهایی تبعید است. از این به بعد، عاقبت یهودا قابل رویت است.» (سِلْمان)
سه) «کتبیهای از محل نگهداری استخوانها در دوران حشمونیان، تأیید به محل دفن دیگر است: “استخوانهای عُزّیا، پادشاه یهود، اینجا آورده شدند و نباید جابهجا شوند”.» (سِلْمان)
چهار) «آنقدر زندگی کردهام که ببینم بزرگترین خطاها میان کسانی که خود را مسیحی میدانند، توسط جوانان انجام نمیشود. دردناکترین بخش به یادآوردن لغزش و کفر، در این کلیسا، این است که میبینم عمدتاً پیران یا میانسالان مرتکبین چنین خطایایی هستند، نه جوانان. اگر حقیقتاً از سوی خدا تعلیم دیدهاند، پس ضعف خود را میدانند و نزد خدا فریاد برمیآورند، ولی اغلب آن با تجربگان لغزیدن به خطایا و معصیت جوانان را دور از خود میدانند. شخصاً برای من مهم نیست که مردی سالخورده چگونه است، هر که باشد، اگر به خود اعتماد کند، ابله است و بهزودی با لغزشی وحشتناک روبهرو خواهد شد، حتی اگر هفتصد ساله باشد! اگر اتکا و اعتماد به خود را آغاز کند، حماقت کرده، و بهزودی سقوطی حزنانگیز خواهد داشت» (اسپرجن)
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.