فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۳۲ – خدا از اورشلیم مراقبت می‌کند

خدا از اورشلیم در برابر آشوریان مراقبت می‌کند.

۱. آیهٔ (۱) حملهٔ سنحاریب

پس از این امور، و این امانتداری، سنحاریب پادشاه آشور آمده، یهودا را مورد تهاجم قرار داد و گرداگرد شهرهای حصاردار اردو زده، در صدد برآمد آنها را برای خود تسخیر کند.

الف. پس از این امور، و این امانتداری: مایلیم فکر کنیم که وقتی در حقیقت به خدا وفادار می‌مانیم، از حمله‌ها نیز در امان خواهیم بود. تجربهٔ حِزِقیا و تجارب بی‌شمار دیگر مردان و زنان خدا که چیز دیگری به ما می‌گوید.

یک) «به‌نظر پاسخ غریبِ خدا به وفاداری فرزند اوست، هنگامی‌که دشمنی مهیب در یک آن به قلمرو حمله می‌کند، ولی با این‌حال تجربهٔ خدا در بسیاری از موارد این‌چنین است.» (مورگان)

دو) اما آدام کلارْک دیدگاهی دیگر دارد: «خدا به شاهزاده‌ای پرهیزگار اجازهٔ آشفتگی نداد تا اینکه اصلاحاتی که شروع کرده بود را تمام کند.»

ب. سنحاریب پادشاه آشور آمده، یهودا را مورد تهاجم قرار داد: بخشی از کارزارِ بزرگ‌تر در آن منطقه بود، از جمله غلبه بر قبایل شمالی که تحت پادشاهی اسرائیل سازماندهی شدند.

یک) می‌توانیم بگوییم که نویسندهٔ تواریخ کل داستان را تعریف نمی‌کند و آنچه در دوم پادشاهان ۱۳:۱۸-۱۶ می‌خوانیم را با ما در میان نمی‌گذارد. در دوم پادشاهان آمده که حزِقیا با عدم حکمت سعی کرد سنحاریب را به طلا و گنج از معبد فریب دهد، ولی موفق نشد. نتوانست به خواستهٔ خود برسد و بعد از شکست دادن تقریباً همهٔ شهرهای حصاردارِ یهودا، پادشاه آشور آماده شد تا اورشلیم را محاصره کند.

دو) «مشخص است که او انتظار داشت خواننده‌اش با آنچه در دوم پادشاهان ۱۸-۲۰ آمده آشنا باشد، درحالی‌که نویسندهٔ تواریخ معمولاً بخش‌هایی از کتب‌مقدسی که پیش‌تر نگاشته شدند را اقتباس می‌کند، و در این قسمت هر وجه از داستان برجسته و خلاصه شده تا بر موضوع تعالیِ یهوه تمرکز کند.» (سِلْمان)

 

۲. آیات (۲-۸) حزِقیا بر علیه حمله و محاصرهٔ آشوریان آماده می‌شود.

چون حِزِقیا بدید که سنحاریب به قصد نبرد با اورشلیم آمده است، با صاحبمنصبان و دلاورمردانش مشورت کرد که آبِ چشمه‌های بیرون شهر را مسدود نماید، و ایشان او را یاری رساندند. پس گروهی عظیم از مردم گرد آمده، تمامی چشمه‌ها و نیز آبراهی را که از میان آن سرزمین می‌گذشت بستند، زیرا گفتند: «چرا باید پادشاهان آشور بیایند و آب فراوان بیابند؟» آنگاه حِزِقیا خویشتن را تقویت کرده، تمامی دیوار شهر را که ویران شده بود مرمت نمود و بر آن برجها بساخت؛ همچنین دیواری دیگر در بیرون آن بنا کرد، و مِلّو را در شهرِ داوود مستحکم کرده، سلاح و سپر به شمار فراوان ساخت. حِزِقیا سردارانِ جنگی بر مردم برگماشت و ایشان را نزد خود در میدانی که کنار دروازۀ شهر بود گرد آورده، با سخنان دلگرم‌کننده خطاب به آنان چنین گفت: «قوی و دلیر باشید. از پادشاه آشور و تمامی آن جماعت که با اویند ترسان و هراسان مشوید، زیرا آن که با ماست بزرگتر است از آن که با ایشان است! با او بازوی بشری است، اما با ما یهوه خدای ماست، تا یاری‌مان دهد و برای ما بجنگد!» پس قوم از سخنان حِزِقیا پادشاه یهودا قوّت قلب یافتند.

الف. که آبِ چشمه‌های بیرون شهر را مسدود نماید: این کار را برای آماده شدن جهت محاصرهٔ شهر انجام می‌دادند و احتمالاً به تونلی ربط داشت که حزقیا سفارش کرده بود مسدود شود تا سرچشمهٔ آب در شهر ایمن بماند (دوم تواریخ ۳۰:۳۲).

یک) «منشاءِ آبِ اورشلیم در هر حمله ایمن می‌ماند، از آنجا که از دو سرچشمه گرفته می‌شد: جیحون در وادیِ قِدورن و عِین‌روجِل که تقریباً سه کیلومتر در جنوب بود.» (سِلْمان)

دو) «شکی نیست که سپاه آشوری رنج بسیار کشید، همچون لشگر مسیحی که ۱۸۰۰ سال بعد رنج فراوان برد. هنگام ورود مبارزین مسیحی در ۱۰۹۹ بعد از میلاد، برای گرفتن اورشلیم، مردم شهر چاه‌ها را مسدود کردند تا لشگر مسیحی محتاج و آشفته‌ حال شود.» (کلارْک)

ب. آنگاه حِزِقیا خویشتن را تقویت کرده، تمامی دیوار شهر را که ویران شده بود مرمت نمود و بر آن برجها بساخت: این و آمادگی‌های دیگر نشان می‌دهد که تهدید چقدر جدی است و حزقیا باید با تلاش از اورشلیم و یهودا دفاع می‌کرد.

یک) «بخشی از دیوار که می‌توانست کار حزقیا باشد، در تپه‌های غربی کشف شد. هفت متر قُطر، در عصر آهن قطورترین دیوار در کل فلسطین است و احتمالاً طوری طراحی شده که در برابر دژکوب‌های پرقوّت آشوریان مقاومت کند.» (سِلْمان)

ج. قوی و دلیر باشید…ترسان و هراسان مشوید: حزقیا می‌فهمید که دفاع از اسرائیل تنها مبتی بر دیوارها و برج و سپرها و چاه آب نیست؛ چون به قوّت، شجاعت و عزم سربازان نیز بستگی دارد.

یک) زیرا آن که با ماست بزرگتر است از آن که با ایشان است: «ما قدرتی بیشتر از آنها داریم. (این سخنان نقل قولی از الیشع نبی هستند، دوم پادشاهان ۱۶:۶.) چنین امری با کشتاری که توسط فرشتهٔ خداوند در اردوی آشور صورت گرفت، اثبات شد.»

دو) اما با ما یهوه خدای ماست: «اینجا نام عمانوئل به‌نحوی ضمیمه شده است و مسیح از آن به بعد در بین آنها به چنین اسمی مشهور بود.» (تْرَپ)

 

۳. آیات (۹-۱۹) کارزا پروپاگانداییِ (تبلیغ سیاسی) سنحاریب.

پس از آن، سنحاریب پادشاه آشور که با تمامی نیروهایش در برابر لاکیش اردو زده بود، خادمان خود را به اورشلیم نزد حِزِقیا پادشاه یهودا و نزد تمامی یهودا که در اورشلیم بودند فرستاده، گفت: «سنحاریب پادشاه آشور چنین می‌فرماید: ”بر چه چیز توکّل بسته‌اید که همچنان در اورشلیم در محاصره مانده‌اید؟ آیا نه این است که حِزِقیا با این سخن که: ’یهوه خدایمان ما را از دست پادشاه آشور رهایی خواهد داد‘، شما را اغوا می‌کند تا از گرسنگی و تشنگی تلف شوید؟ آیا همین حِزِقیا نیست که مکانهای بلند و مذبحهای خدایتان را از میان برداشته و به یهودا و اورشلیم دستور داده و گفته است که: ’تنها در برابر یک مذبح پرستش کنید و بر آن بخور بسوزانید‘؟ آیا نمی‌دانید که من و پدرانم با تمامی اقوام سرزمینهای دیگر چه کرده‌ایم؟ آیا خدایان اقوامِ آن سرزمینها به هیچ روی توانسته‌اند سرزمینهای آنها را از دست من برهانند؟ از همۀ خدایان اقوامی که پدرانم به نابودی کامل سپردند، کدام‌یک توانسته‌اند قوم خود را از دست من برهانند، که حال خدای شما بتواند شما را از دست من رهایی بخشد؟ پس اکنون مگذارید حِزِقیا شما را بفریبد یا بدین‌گونه اغوا کند. بر وی اعتماد مکنید، زیرا هیچ‌یک از خدایان قومها یا ممالک نتوانسته است قومِ خود را از دست من یا از دست پدرانم برهاند، چقدر بیشتر خدای شما نخواهد توانست شما را از دست من رهایی بخشد!“» خادمان سِنحاریب سخنان دیگری نیز بر ضد یهوه خدا و خادمش حِزِقیا گفتند. سِنحاریب نامه‌های اهانت‌آمیزی نیز دربارۀ یهوه خدای اسرائیل نوشت و اینچنین بر ضد او سخن گفت: «به همان‌سان که خدایان اقوام سرزمینهای دیگر قومشان را از دست من نرهانیدند، خدای حِزِقیا نیز قوم خویش را از دست من خلاصی نخواهد داد.» آنگاه ایشان به زبان یهودیان، به آواز بلند خطاب به مردم اورشلیم که بر حصار بودند ندا در دادند، تا ایشان را به وحشت افکنده، بترسانند و شهر را تسخیر کنند. آنان دربارۀ خدای اورشلیم همانند خدایان دیگر اقوام جهان که ساختۀ دست بشرند، سخن گفتند.

الف. سنحاریب… خادمان خود را…فرستاده: اکثریت سپاهش در لاکیش مشغول جنگ بودند، سنحاریب برخی از مردان را به اورشلیم فرستاد تا آمادهٔ محاصره شوند، به‌خصوص برای ایجادِ جنگ روانی.

یک) اشاره به لاکیش از نظر تاریخی مهم است. لاکیش تقریباً در فاصلهٔ ۴۸ کیلومتری جنوب غربی اورشلیم واقع بود. باستان‌شناسان گودالی کشف کردند که بقایای ۱۵۰۰ نفر از تلفات حملهٔ سنحاریب در آن جا گرفته بود. در موزهٔ بریتانیا، می‌توانید کنده‌کاری‌های آشوریان را ببنید که محاصرهٔ شهر لاکیش را توصیف کرده‌اند که قلعه‌ای مهم در شهر یهودا بود.

دو) «حکاکی جالبی که از حفاری‌های دربار سنحاریب در نیوه بدست آمده، در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود. این اثر پادشاه آشوری را بر تختی روان در اردوگاه نظامی‌اش بیرون از لاکیش نشان می‌دهد. اُسَرای جنگی رژه می‌رفتند و تمام غنائم از شهر بر ارابه‌های گاوان، در معرض دید قرار داده شده بود.» (دیلْدِی)

ب. بر چه چیز توکّل بسته‌اید که همچنان در اورشلیم در محاصره مانده‌اید؟ این خادمین سنحاریب (که در دوم پادشاهان ۱۷:۱۸ به تارتان، رَبْساریس، رَبْشاقی معروف هستند) سعی کردند توکل حزِقیا و مردم اورشلیم به خداوند را متزلزل کنند.

یک) شاید ترجیح می‌دادیم که حزِقیا به خداوند توکل می‌کرد و آشوریان نیز همین را به مضحکه می‌گرفتند. اما حزِقیا امید به اتحاد خود با مصر داشت و آشوریان می‌خواستند او اطمینان به این اتحاد را از دست دهد.

دو) حزقیا به‌شدت وسوسه می‌شد که با مصریان اتحادی دفاعی ببندد که به‌نظر تنها مملکتی بودند که قوای کافی برای مراقبت از یهودا در برابر آشوریان نیرومند را داشتند. اشعیای نبی آنچه از دستش برای منصرف کردن حزِقیا و رهبران یهودیه در متوسل نشدن به مصر بر می‌آمد انجام داد (اشعیا ۱۱:۱۹-۱۷، ۱:۲۰-۶، ۱:۳۰-۷). خداوند می‌خواست یهودا به‌جای مصر به او اعتماد کند.

ج. آیا همین حِزِقیا نیست که مکانهای بلند و مذبحهای خدایتان را از میان برداشته: افترازنان آشوری می‌دانستند که حزقیای پادشاه اصلاحات فراوانی را در یهودیه اعمال کرده است، از جمله برداشتنِ مکان‌های بلند (دوم پادشاهان ۳:۱۸-۴). طبق تفکر آشوریان، اصلاحات حِزِقیا واقعاً خدا را ناخشنود کرد، پس نباید انتظار داشت که کمکی از خداوند خدای اسرائيل دریافت کنند. آشوریان ممکن است بگویند «به مکان‌هایی که مردم خداوند خدای اسرائيل را می‌پرستیدند، نگاه کنید. از وقتی‌که حِزِقیا آمده، تنها یک جا باقی مانده است. طبق معمول، هر چه بیشتر بهتر، پس خداوند خدای اسرائیل حتماً باید از حزقیا خشمگین باشد!»

یک) دشمن جان‌های ما روشی جالب برای منصرف کردن ما از اطاعت دارد. اگر حِزِقیا بی‌دقتی می‌کرد، این استدلال آشوریان منطقی به‌نظر می‌رسید، در حالی‌که استدلالی تماماً شیطانی بود.

دو) «سوءِتفاهم الهیاتی که فرماندهٔ عملیاتی در اینجا آن را نشان می‌دهد، اصالت این سخن را مورد بحث قرار می‌دهد، بسیاری از منتقدین اسم آن را خَلقی آزاد توسط نگارندهٔ روایت گذاشته‌اند.» (گِروگان، تفسیر اشعیا)

د. آیا نمی‌دانید که من و پدرانم با تمامی اقوام سرزمینهای دیگر چه کرده‌ایم؟ هدف از سخنان آن آشوری از میان بردن توکل آنها به خدا بود. پیغام او با استدلالی شیطانی ساده و هوشمندانه بود: «خدایان اقوام دیگر قادر به مراقبت از آنها نبودند. خدای شما هم مثل یکی از آنهاست، و نمی‌تواند از شما مراقبت کند.»

یک) آن کسی که درک روحانی داشت می‌دید که یهودا می‌توانست برای جشن پیروزی آماده شود، وقتی که آشوریان نوشتند خدای حِزِقیا نیز قوم خویش را از دست من خلاصی نخواهد داد. سخن گفتن بر علیه یهودا، قومش و رهبرانش یک چیز بود، ولی استهزا نمودن خداوند خدای اسرائیل به این شکل و او را «خدایی دیگر» دانستن چیزی دیگر.

 

۴. آیات (۲۰-۲۳) دعای حِزِقیا و پیروزی.

پس حِزِقیای پادشاه و اِشعیای نبی پسر آموص در این باره دعا کرده، به سوی آسمان فریاد برآوردند؛ و خداوند فرشته‌ای فرستاده، همۀ جنگاوران، صاحبمنصبان و سرداران اردوی پادشاه آشور را هلاک ساخت. پس پادشاهِ آشور با روی شرمنده به سرزمین خویش بازگشت. و چون به خانۀ خدای خود داخل شد، آنان که از صُلب خودِ او بودند او را در آنجا به شمشیر کشتند. بدین ترتیب خداوند، حِزِقیا و ساکنان اورشلیم را از دست سنحاریب پادشاه آشور و از دست همه نجات داده، از هر سو برای ایشان تدارک می‌دید. بسیاری برای خداوند هدایا به اورشلیم آوردند، و برای حِزِقیا پادشاه یهودا اشیای نفیس، به گونه‌ای که او از آن پس در نظر تمامی امتها سربلند گردید.

الف. حِزِقیای پادشاه و اِشعیای نبی پسر آموص در این باره دعا کرده، به سوی آسمان فریاد برآوردند: در دوم پادشاهان ۱:۱۹-۵ دربارهٔ این دعای پر قوّت و زیبا چیزهای بیشتری می‌شنویم. حزقیا و اشعیا به خانهٔ خداوند رفتند و فروتنانه و پر شور دعا کردند و خدا دعای آنها را از آسمان شنید.

یک) «بی‌حرمتی به یهوه بود که دلِ این مردان را شورانید… ای کاش ما هم غیرتی مشابه برای خدا داشتیم تا گناه را آنطور که بر او تاثیر می‌گذارد ببینیم، و بر خطایای ناخوشایند خود که بر ضد طبیعتِ قدوس او مرتکب می‌شویم، سوگ کنیم! چه استدلال خوبی برای دعا کردن است!» (مِیِر)

دو) اشعیای نبی پاسخی مطمئن به دعای حزقیا در دوم پادشاهان ۶:۱۹-۷ داد.

ب. و خداوند فرشته‌ای فرستاده، همۀ جنگاوران، صاحبمنصبان و سرداران اردوی پادشاه آشور را هلاک ساخت: خدا با ضربه‌ای ساده و نیرومند در یک شب جنگاوران آن سپاه را از میان برداشت. ۱۸۵۰۰۰ نفر به‌دستِ فرشتهٔ خداوند کشته شدند (دوم پادشاهان ۳۵:۱۹). برخلاف انتظار همه، البته غیر از ایمانداران، سپاه آشوری بدون اینکه حتی تیری بر اورشلیم اندازد، برگشت. سپاهی که کسی جلودارش نبود، متوقف شد.

یک) هوشع نبی نیز چنین پیش‌بینی‌‌‌ای کرده بود: اما بر خاندان یهودا رحم خواهم کرد و ایشان را نجات خواهم داد، نه به کمان و شمشیر و جنگ و اسبان و سواران، بلکه به یهوه خدای ایشان! (۷:۱)

دو) «هیرودت، تاریخ‌نگارِ یونانی، می‌نویسد که یک شب موش‌ها (یا موش‌های صحرایی) به اردوی سنحاریب حمله بردند و تیرها و دستۀ سپرهای سربازان را خراب کردند. او چنین روایتی را از منابع مصری اقتباس کرده بود و ممکن است نسخه‌ای تحریف شده از اتفاقی باشد که اینجا ثبت شده است.» (گِروگان)

سه) برخی گمان می‌کنند که فرشته از عواملی طبیعی استفاده کرد. «احتمالاً نوعی اسهال خونی باکتریایی بود که دورهٔ نهفتگی سه روزه را باید طی می‌کرد.» (وایزمَن)

چهار) «رهایی شکوهمندتر و آشکارتری وجود ندارد که فرشته بر اسرائیل و بر ضد آشور وارد نمود» (مِیِر)

پنج) «این رویداد در تاریخ اسرائیل، بعد از عبور قوم از دریای سرخ، بهترین نمونهٔ دخالت خدا جهت نجات دادن قوم است.» (پِین)  

ج. پس پادشاهِ آشور با روی شرمنده به سرزمین خویش بازگشت: این شرم به‌نظر روی او را به‌سرعت ترک نمود. بعد از عقب‌نشینی از یهودا، سنحاریب دفتر ثبتی را گشود، که در تاریخچهٔ سنحاریب (تِیلور پِریزم) نوشته شد و امروز در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود. این نشان می‌دهد که غرور دل سنحاریب بود، حتی اگر نمی‌توانست ادعای غلبه بر اورشلیم را بکند.

یک) «من به حزقیای یهودا که خود را زیر دست من نساخته حمله کردم و ۴۶ دژ و قلعه و شهر کوچک را مال خود کردم. همچین 150 تا 200 هزار اسیر صغیر و کبیر، زن و مرد و اسب و گوساله و الاغ و شتر و گاو نفر گرفتم. خود حِزِقیا را در اورشلیم همچون پرنده‌ای در قفس زندانی کردم. دور شهر را خندق‌ها حفر کردم. شهرهایی که ساکنین آن را به اسارت گرفته بودم را از قلمرو او جدا نموده و آنها را به میتینْتی، پادشاه اَشدود، فادی پادشاه عِقرون و زیلْبِل، پادشاه غزه، دادم و به این شکل سرزمین او را نابود کردم. و من بر مالیاتی که قبلاً بر او تحمیل شد، چیز دیگری هم اضافه می‌کنم.» (نقل قول شده از بولْتِما، تفسیر اشعیا)

دو) «روایت کتاب‌مقدسی با بحث فراوان نتیجه‌گیری می‌کند که سپاه آشور، شب هنگام مورد تهاجم قرار گرفت و تلفات فراوان داد و بعد از محاصره منحل شد… تاریخچهٔ آشوریان به‌طور ضمنی با روایت کتاب‌مقدسی همسو است و تصاحب اورشلیم نمی‌شود و تنها تکریم حزقیا را توصیف می‌کند.» (تی‌.‌سی میشِل، کتاب مقدس در موزهٔ بریتانیا)  

سه) «خدا سنحاریب را زنده نگه داشت، نه از روی رحمت بلکه از روی خشم، و او را برای مرگی سهمگین‌تر و شرم‌آورتر به‌دست فرزندان خودش باقی گذاشت.» (پوول)

د. و چون به خانۀ خدای خود داخل شد، آنان که از صُلب خودِ او بودند او را در آنجا به شمشیر کشتند: تقریباً ۲۰ سال پس از بازگشت او، پسرانش او را کشتند. شاید سنحاریب فکر می‌کرد که از داوری خدا گریخته است، ولی چنین نبود. او در پایان با مرگی تلخ و تیغهٔ شمشیر پسران خود روبه‌رو شد.

یک) افسانهٔ یهودی کهن تعریف می‌کند که به‌گونه‌ای پسران سنحاریب او را کشتند، و باید توجه کنید که چیزی بیش از افسانه نیست. سنحاریب می‌دید که به‌نظر خدا یهودیان را بسیار برکت می‌دهد و این موضوع او را ناراحت می‌کرد و دنبال دلیلش بود. کسی به او گفت که بدان خاطر است که ابراهیم آنقدر خدا را دوست داشت که مایل بود پسرش را به‌خاطر او قربانی کند. سنحاریب فکر کرد که اگر دو تن از پسران را برای خداوند قربانی کند، مورد لطف بیشتری قرار می‌گیرد و حتی بیش از ابراهیم و نوادگانش برکت می‌یابد. ولی دو پسرش از نقشهٔ او با خبر شدند و قبل از اینکه بتواند در این مورد اقدامی انجام دهد او را کشتند و سبب تحقق کلام خداوند شدند.

دو) او از آن پس در نظر تمامی امتها سربلند گردید: «آنها می‌دیدند که خدا دوست اوست و از طرف او وارد عمل می‌شود، پس نمی‌خواستند چنین شخصی دشمن آنها باشد.» (کلارْک)

 

باقیماندگانِ حکومتِ حزِقیا.

۱. آیات (۲۴-۲۶) حزقیا فروتن می‌شود و خدا رحم می‌کند.

در آن ایام، حِزِقیا بیمار و مُشرف به موت شد. پس نزد خداوند دعا کرد، و خداوند با وی سخن گفته، آیتی به او داد. اما حِزِقیا در برابر احسانی که به وی شده بود رفتاری شایسته نشان نداد، زیرا دلش مغرور گردید. پس بر او و بر یهودا و اورشلیم، غضب افروخته شد. اما حِزِقیا همراه با ساکنان اورشلیم، به جهت غرورِ دل خود خویشتن را فروتن ساخت، و از این رو خشم خداوند در ایام حِزِقیا بر ایشان نازل نگردید.

الف.  در آن ایام: این اتفاق در دوران حملهٔ آشوریان به یهودیه افتاد، چون اورشلیم هنوز از طرف آشوریان در تهدید بود (دوم پادشاهان ۶:۲۰). رویدادهای این باب در باب ۳۸ اشعیا نیز ذکر شده‌اند.

یک) «مفسرین موافق هستند که این رویدادها در باب ۳۸ و ۳۹ نیز توصیف شده‌اند که بعد از حملهٔ سال ۷۰۱ قبل از میلاد بوده است… بسیاری تاریخ این رویداد را سال ۷۰۳ قبل از میلاد می‌دانند، ولی شواهد بیشتر سال ۷۱۲ قبل از میلاد را نشان می‌دهند.« (وولْف، تفسیر اشعیا)

ب. بیمار و مُشرف به موت شد: به‌نحوهٔ بیمار شدن حزقیا اشاره‌ای نشده است. شاید نحوهٔ بیمار شدنش بر همه عیان بود یا شاید به دلیلی که فقط خدا می‌دانست، بیمار شد. اگرچه، حزِقیا بیمار شد و قطعاً خداوند نیز چنین اجازه‌ای داد.

ج. با وی سخن گفته، آیتی به او داد: متأسفانه، حزِقیا با آن شکرگزاری‌ که شایسته بود، این معجزه را دریافت نکرد. با این حال، خود را به جهت غرورِ دل خویش فروتن ساخت و از داوری‌ عظیم‌تری نجات پیدا کرد.

یک) «و همهٔ اینها سبب خود بزرگ‌بینی در او شد، گویی که همهٔ اینها، اگر به قوّت خود انجام نشده بود، به مزیت پرهیزگاری و دینداری او بود. در عوض اینکه فروتنانه با خدا گام بردارد و جلال را به او دهد، خود را جلال داد و به‌خاطر همین جلال بیهوده مال و منال را به سفیران بابلی نشان داد.» (پوول)

 

۲. آیات (۲۷-۳۳) جمع‌بندیِ حکومت حزِقیا.

باری، حِزِقیا دولت و حشمت بس عظیمی داشت، و خزانه‌هایی برای نقره و طلا و سنگهای قیمتی، و نیز برای عطرها و سپرها و همه نوع اشیای گرانبها بساخت. او انبارهایی به جهت محصول گندم و شراب و روغن بساخت، و نیز طویله‌ها برای همه نوع احشام و آغلها برای گله‌ها. همچنین شهرها برای خود بنا کرد و گله‌ها و رمه‌های بسیار به دست آورد، زیرا خدا اموال فراوان به او بخشیده بود. همین حِزِقیا بود که خروجیِ فوقانی آبهای جِیحون را مسدود کرد و آن را به جانب غربی شهر داوود هدایت نمود. حِزِقیا در تمامی کارهایش کامیاب می‌شد. اما در خصوص فرستادگانِ امیرانِ بابِل که نزد وی فرستاده شدند تا در مورد آیتی که در آن سرزمین واقع شده بود پرسش کنند، خدا او را به حال خود واگذاشت تا او را بیازماید و هرآنچه را در دل اوست بداند. و اما دیگر امور مربوط به حِزِقیا، و کارهای نیکویش، اینک در رؤیای اِشعیای نبی پسر آموص در کتاب پادشاهان یهودا و اسرائیل نوشته شده است. حِزِقیا با پدران خود آرَمید و او را در قسمتِ بالاییِ مقبرۀ پسران داوود به خاک سپردند. تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم در مرگش او را حرمت نهادند، و پسرش مَنَسی به جای او پادشاه شد.

الف. حِزِقیا دولت و حشمت بس عظیمی داشت…زیرا خدا اموال فراوان به او بخشیده بود: حِزِقیا اغلب با سخاوتمندی از این اموال فراوان به نیکویی استفاده کرد (دوم تواریخ ۳:۳۱)، ولی گاهی ثروت پادشاهی خود را ابلهانه مدیریت می‌کرد (دوم پادشاهان ۱۲:۲۰-۲۱).

ب. آن را به جانب غربی شهر داوود هدایت نمود: این کانال، دستاورد مهندسی فوق‌العاده‌ای بود. او قناتی ساخت تا از دسترسی به آبِ آشامیدنی حتی در طول محاصره اطمینان حاصل کند. بیش از ۶۰۰ متر در زمین سنگی و مستحکم طول داشت، و در هر سو آغاز می‌شد و به وسط می‌رسید. امروزه نیز بر جای خود باقی است و آب آن به حوض سْیلوآم ریخته می‌شود.

یک) «این تونل که در سال ۱۸۸۰ یافت شد، حاصل ۶۴۳ متر حفاری به طول ۳۳۲ متر بود که مدافعین را برای آوردن آب در دیوارهای محافظ حتی در طول محاصره توانمند می‌ساخت.» (وایزمَن)

دو) «سنگ‌نوشتی به عبریِ پیچی در اوایل قرن هشتم جزئیات این کار را شرح می‌دهد: “وقتی (تونل) با چرخش کُلنگ (معدنچیان) پیش برده می‌شد، هر کسی به دیگری، در حالی‌که هنوز سه ذراع مانده بود تا برسند (صدایی شنیده می‌شد)، می‌گفت شکافی سمت راست است(؟)… وقتی که تونل را حفر کردند، معدنچیان هر یک به‌سوی دیگری کلنگی پشت کلنگی دیگر می‌کوبیدند. و بعد آب به حجم ۱۲۰۰ ذراع از چشمه به حوض جاری شد و ارتفاع صخره‌ بالای سر معدنچیان ۱۰۰ ذراع بود.» (وایزمن)

ج. اما در خصوص فرستادگانِ امیرانِ بابِل: این قسمت نامیمونِ زندگی حزقیا در دوم پادشاهان ۱۲:۲۰-۲۱ نیز ثبت شده است. او از ملاقات فرستادگانِ این قدرت نوظهور دنیا هیجان زده بود و به آنها ثروت پادشاهی را نشان داد ـ ثروتی که آنها با جنگ و زور گرفتند.

یک) «حاصل غرور روحانی نبود، همانطور که برای عوزیه اتفاق افتاده بود، بلکه می‌توان گفت حاصل غرور دنیوی بود ـ “غرور زندگی”. آنچه برایش گرانقدر بود را به فرستادگان بابل نشان داد، زره و خزینه و خانه و قلمرواش.» (نَپ)

دو) حِزِقیا در این شرایط به وسوسه‌ای که برای بسیاری پیش می‌آید، گرفتار آمد، به‌خصوص برای کسانی که اهل خدمت هستند و در این حوزه شکست خوردند. بسیاری که در مقابل وسوسهٔ شکست و ضعف ثابت‌قدم هستند، تحت وسوسهٔ موفقیت و قدرت شکست می‌خوردند.

د. حِزِقیا با پدران خود آرَمید: شکی نیست که حزِقیا پادشاهی بود که با دینداری کار خود را شروع کرد و خصلت حکومتش دینداری بود. اما شروع کارش بهتر از پایان آن بود و می‌توان گفت پایان خوبی نداشت. خدا به حزِقیا عطای ۱۵ سالهٔ زندگی را داد، یعنی او پانزده سال بیشتر زندگی کرد (دوم پادشاهان ۶:۲۰)، ولی سال‌های اضافه شده او را مردی بهتر یا دیندارتر نکرد.

یک) سن و زمان لزوماً به‌معنای بهتر شدن ما نیست. زمان کاری جز گذشتن نمی‌کند. گاهی می‌گوییم «زمان باید بدهیم»، یا «با گذشت زمان بهتر می‌شوی» یا «زمان توان‌های بالقوهٔ من را بالفعل می‌کند.» ولی چنین کاری نمی‌کند! زمان می‌آید و می‌گذرد. حزِقیا از زمان اضافی‌ که خداوند به او داد، استفاده نکرد.

دو) «حزِقیا در شیب تپه‌ای دفن شد که مقبرهٔ نوادگان داوود بود. (دوم تواریخ ۳۳:۳۲). چنین تصمیمی بدان خاطر بود که غارهایی که در عصر آهن برای تدفین در شمال شهر استفاده می‌شد، آن موقع پر شده بودند و از این به بعد هیچ یک از پادشاهان یهودا در مقبره‌های سنگ‌تراش دفن نشدند.» (وایْزْمَن)

سه) «منهای لغزش‌های روزهای واپسین، حکومت وی شایان توجه است، به‌خصوص وقتی شرایط هراس‌آوری که قوم دچار آن بود را به‌خاطر می‌آوریم.» (مورْگان)

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.