فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۳۳ – حکومت مَنَسی و آمون.

حکومت مَنَسی پسر حزِقیا.

۱. آیات (۱-۲) خلاصهٔ حکومت مَنَسی، حکومتِ ۵۵ سالهٔ شرارت.

مَنَسی دوازده ساله بود که پادشاه شد، و پنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت کرد. او آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورد، و مطابق اعمال کراهت‌آورِ اقوامی که خداوند آنها را از پیش روی بنی‌اسرائیل بیرون رانده بود، رفتار کرد.

الف. مَنَسی دوازده ساله بود که پادشاه شد: این نشان می‌دهد که او در ۱۵ سالِ آخرِ حیات حزقیا به‌دنیا آمد، همان پانزده سالِ اضافه‌ای که حزِقیا برای آن دعا می‌کرد (دوم پادشاهان ۶:۲۰). حاصل آن پانزده سالِ اضافه بدترین پادشاهِ یهودا بود.

یک) «اگر این پادشاه نیکو می‌توانست شرارت پسر بی‌لیاقتش را ببیند، قطعاً میل خود به بهبود از بیماری را از دست می‌داد. بهتر بود که بی‌فرزند بمیرد تا پسری همچون مَنَسی به‌دنیا آورد.» (نَپ)

ب. و پنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت کرد: حکومتی بسیار طولانی و شرورانه بود. سال‌های طولانی یا طول عمر، لزوماً مدرکی دال بر برکت و تأیید خدا نیست.

یک) «پسر داوود اما نقطهٔ مقابل او بود که همیشه به یگانه خدای اسرائیل وفادار بود. خون داوود در رگ‌هایش جریان داشت، ولی طریق‌های داوود در دل او جای نداشت. او نهالی وحشی و نااهل از تاکی اصیل بود.» (اِسپِرجِن)

ج. مطابق اعمال کراهت‌آورِ اقوامی که خداوند آنها را از پیش روی بنی‌اسرائیل بیرون رانده بود، رفتار کرد: مَنَسی از گناهان کَنعانیان و اسرائیلیان در حکومت‌های شمالی تقلید می‌کرد (دوم پادشاهان ۳:۱۶). چون خدا به‌خاطر گناهان این مردمان داوری را بر آنها آورد و آنها را از سرزمینشان بیرون انداخت، پس باید انتظار داوری مشابهی بر یهودا می‌بود.

 

۲. آیات (۳-۹) گناهان خاص مَنسی.

او مکانهای بلند را که پدرش حِزِقیا ویران کرده بود از نو ساخت، و مذبحها برای بَعَلها بنا کرده، اَشیرَه‌ها ساخت و در برابر تمامی لشکریان آسمان سَجده کرده، آنها را عبادت نمود. او مذبحها در خانۀ خداوند ساخت، که خداوند درباره‌اش فرموده بود: «نام من تا ابد در اورشلیم خواهد بود.» او در هر دو صحن خانۀ خداوند، مذبحها برای تمامی لشکر آسمان ساخت. نیز پسران خود را در وادی بِن‌هِنّوم در آتش قربانی کرد، و به فالگیری و افسونگری و جادوگری پرداخته، از واسطه‌ها و احضارکنندگانِ ارواح مشورت جُست. او در نظر خداوند بدیِ بسیار کرده، خشم او را برانگیخت. مَنَسی تمثالِ تراشیدۀ بُتی را که ساخته بود، در خانۀ خدا نهاد، که دربارۀ آن خدا به داوود و به پسرش سلیمان گفته بود: «نام خود را تا ابد در این خانه و در اورشلیم، شهری که از میان تمام قبایل اسرائیل برگزیده‌ام، خواهم نهاد. دیگر پای اسرائیل را از سرزمینی که برای پدرانشان مقرر داشتم نخواهم کَند، تنها اگر به‌دقّت هرآنچه را بدیشان فرمان دادم به جا آورند، برحسبِ تمامی شریعت، فرایض و قوانینی که به دست موسی بدیشان سپردم.» اما مَنَسی، یهودا و ساکنان اورشلیم را گمراه کرد، چندان که ایشان حتی از اقوامی که خداوند آنان را از پیش روی بنی‌اسرائیل هلاک کرده بود، بیشتر شرارت ورزیدند.

الف. او مکانهای بلند را که پدرش حِزِقیا ویران کرده بود از نو ساخت: مَنسی مخالفِ اصلاحات پدرش حِزقیا بود و یهودا را به بت‌پرستی بسیار بدی کشاند.

یک) این به ما نشان می‌دهد که توبه و اصلاحات و احیا شرایط دائم و پایداری نیستند. آنچه امروز تحقق می‌یابد، ممکن است روزی دیگر مخالفی بیابد و نتیجهٔ معکوس بدهد.

ب. و مذبحها برای بَعَلها بنا کرده، اَشیرَه‌ها ساخت: مَنَسی نمی‌خواست از پدرِ دیندار خود تقلید کند. و به‌جای آن از بدترینِ پادشاهان اسرائیل تقلید کرد: اَخاب. او پرستش بَعَل و اَشیرَه که توسط حکومت حمایت می‌شدند را پذیرفت (و با تمثال تراشیده حرمت نهاد) که نشانۀ حکومت اخاب بود.

ج. او در هر دو صحن خانۀ خداوند، مذبحها برای تمامی لشکر آسمان ساخت: برای مَنَسی به‌اندازهٔ کافی پرستش بت‌ها در یهودیه بد بود. بدتر از همه این بود که او پرستش خدای حقیقی در معبد را فاسد نمود و معبد را محل پرستش بت‌ها ساخت، از جمله کسانی که به فرقهٔ ستاره‌پرست او تعلق داشتند (مذبحها برای تمامی لشکر آسمان ساخت).

د. او در هر دو صحن خانۀ خداوند، مذبحها برای تمامی لشکر آسمان ساخت: مَنَسی تنها حالات بت‌پرستی قدیم را نیاورد؛ حالات جدید بت‌پرستی را نیز به یهودا آورد. آن موقع امپراطوری روم در حال نفوذ یافتن بود و به‌طور خاص جذب پرستش ستارگان بود. مَنَسی احتمالاً از این تقلید می‌کرد.

یک) «کفر پادشاه با پرستش لشکر اختریان” نمونه‌های شرورانهٔ دیگری دارد که به زمان موسی بر می‌گردد (تثنیه ۱۹:۴؛ اعمال ۴۲:۷)، اما چنین کارهایی به‌طور خاص گناه آشوری‌ـبابلی با اعتیاد آنها به ستاره‌شناسی بود.» (پِیْن)

دو) «اما این مَنَسی برای خود به‌دنبال ارتکاب گناهانی فرازمینی بود. اَخاب بسیار بد بود، ولی لشگر آسمان را نپرستید. چنین پرستشی متعلق به آشوریان بود و مَنَسی اجبار حس می‌کرد که چنین پرستش تازه‌ای را از آشور و بابل وارد کند.» (اِسپِرجِن)

ه‍‌‍. نیز پسران خود را در وادی بِن‌هِنّوم در آتش قربانی کرد: مَنَسی پسران خود را برای خدای کنعانی مولِک فدا کرد که با سوزاندن کودکان پرستش می‌شد.

و. و به فالگیری و افسونگری و جادوگری پرداخته، از واسطه‌ها و احضارکنندگانِ ارواح مشورت جُست: مَنسی راه را برای تأثیر مستقیم شیطان با تأیید و ترویج بت‌پرستی فرقه‌ای گشود.  

یک) «کلمهٔ عبری معادل “احضار‌کنندهٔ ارواح” yiddeoni است و طبق ریشه‌شناسی این کلمه به معنای “دانا” است و در اصل به ارواحی اشاره دارد که فرض بر این بود که دانش فوق‌ِ بشری داشتند، ولی برای کسانی به‌کار گرفته می‌شد که با فراخواندن چنین ارواحی مدعی قدرت می‌شدند.» (پِیْن)

ز. مَنَسی تمثالِ تراشیدۀ بُتی را که ساخته بود، در خانۀ خدا نهاد: نویسندهٔ تواریخ به‌نظر بسیار مؤدب بود، ولی دوم پادشاهان می‌گوید که بت اَشیرَه الهۀ باروری کنعانی بود. این خدا در طول مراسم روسپی‌گریِ شرعی پرستیده می‌شد. این بدان معناست که مَنَسی معبد را به روسپی‌خانهٔ بت‌پرستان تبدیل کرد و آن را به اَشیرَه اختصاص داد.

یک) «از کل ماجرا برداشت می‌کنیم که اَشیرَه همان ستارهٔ زهره بود و ماهیت پرستش او از اشارات به فاحشه‌ها و روسپیان ساده می‌آید.» (کِلارْک)

دو) «مَنَسی این گناهان را تکرار کرد و هر بار بیش از قبل آنها را برجسته نمود. بعد از این که بتی ممنوع در معبد جای گرفت، خطای دیگری نیز مرتکب شد و بعد از ساختن مذبح در صحن معبد، پیشتر هم رفت… بنابراین معصیت بر معصیت انباشت و فتنه‌ توزید.» (اِسپِرجِن)

ح. مَنَسی، یهودا و ساکنان اورشلیم را گمراه کرد، چندان که ایشان حتی از اقوامی که خداوند آنان را از پیش روی بنی‌اسرائیل هلاک کرده بود، بیشتر شرارت ورزیدند: دوم پادشاهان ۹:۲۱ شرح می‌دهد که مردم چگونه نگرشی داشتند: آنها توجهی نمی‌کردند. این نگرشِ کلیِ مردم یهودا در طول ۵۵ سال حکومت مَنَسی را نشان می‌دهد. آنها به وعده‌های سخاوتمندانهٔ خدا توجهی نمی‌کردند، وعدهٔ مراقبت از مردمان مطیع. به‌علاوه، آنها از روی میل خود توسط مَنَسی اغوا گشتند و به بیشتر شرارت ورزیدن جذب شدند.

یک) «هر چه از دستش برمی‌آمد را برای منحرف نمودن شخصیت ملی مردم کرد و پرستش خدای حقیقی را کامل از میان برد و موفق شد.» (کلارک)

دو) «چقدر همسو شدن عزم ملت با اصلاحات حزِقیا سطحی بود! بدون رهبر روحانی قوی، مردم گناهکار سریعاً رو به دسیسه‌های شرورانهٔ خود کردند. همه چیز متضاد با داوری خدا بود» (پَتِرسون و آستِل)

سه) این تبدیل فرهنگ بود، از چیزی که عموماً خدا را حرمت می‌نهاد، به چیزی که بت‌پرستی و بی‌عفتی را شکوه می‌بخشید. به‌طور کلی، می‌توانیم بگوییم که این اتفاق افتاد چون مردم می‌خواستند چنین شود. برای آنها جهت فرهنگیشان مهم نبود.

 

توبهٔ مَنَسی

۱. آیهٔ (۱۰-۱۱) خدا مَنَسی را توبیخ می‌کند.

خداوند با مَنَسی و قوم او سخن گفت، اما ایشان گوش نگرفتند. پس خداوند سرداران لشکر پادشاه آشور را بر ایشان آورد، و آنان مَنَسی را اسیر کرده، بر او دستبند زدند و با غُل و زنجیرِ برنجین وی را بسته، به بابِل بردند.

الف. خداوند با مَنَسی و قوم او سخن گفت: این رحمت عظیم خدا بود. او اجباری نداشت که به آنها هشدار دهد یا آنها را تأدیب کند؛ کاملاً موجه بود، اگر داوری خود را جاری می‌نمود، اما در عوض خداوند با مَنَسی و قوم او سخن گفت.

یک) دوم پادشاهان ۱۰:۲۱-۱۵ هشدارهای خاصی از انبیا به ما می‌دهد.

ب. اما ایشان گوش نگرفتند: علیرغم هشدارهای فیاضانهٔ خدا، نه پادشاه و نه مردم، گوش نگرفتند. خدا راه‌های قانع‌کننده‌ترِ بیشتری برای سخن گفتن با حاکمین و مردم یهودا یافت.

یک) دوم پادشاهان ۱۶:۲۱ در مورد گناه مَنَسی سخنان بیشتری به ما می‌گوید: افزون بر این، مَنَسی سوای گناهش که یهودا را به گناه کشانْد تا آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورند، خون بی‌گناهان بسیاری را نیز ریخت و سرتاسر اورشلیم را از خون آنان رنگین ساخت.

دو) «نمی‌توانیم سنّتی که طبق آن اشعیای نبی توسط او کشته شد را تأیید کنیم، ولی این افسانه وحشتناک است و نامحتمل.» (اِسپِرجن)

ج. پس خداوند سرداران لشکر پادشاه آشور را بر ایشان آورد: خدا اجازه داد که مَنَسی اسیر و برده شود.

یک) «خدا او را به سیاه‌چاله برای توبه فرستاد؛ همانطور که داوود را به اعماق فرستاد و یونس را به شکم ماهی برای دعا. سختی‌ها، جان‌های بسیاری را به آسمان کشانده، در صورتی‌که کامیابی آنها را به جهنم هدایت است.» (تْرَپ)

دو) «در منابعِ آشوری، حرفی از تبعید مَنَسی به میان نیامده است، اگرچه نام مَنَسی در گاهشمار اِسَرحَدّون (۶۸۰-۶۶۹ قبل از میلاد) و آشوربانیپال (۶۶۸-۶۲۶ قبل از میلاد) به‌عنوان یک فرمانروای نسبتاً ناراضی که مجبور به تأمین منابع برای پروژه‌های ساختمانی و نظامی آشور بود، ذکر شده است. ممکن است در این زمان او بر علیه این تحمیلات طغیان کرده باشد.» (سِلمان)

سه) «حضور مَنَسی در بابل تعجب‌آور نیست، چون آشوریان به بابل علاقهٔ دیرینه‌ داشتند، که زمانی در طول حکومت و بعد از زوال اِسَرحَدّون، تحت نظارت آنها بود.» (سِلْمان)

 

۲. آیات (۱۲-۱۳) توبهٔ چشم‌گیرِ مَنسی.

اما او در تنگی خویش، نظر لطفِ یهوه خدای خود را طلبید، و خود را در برابر خدای پدرانش به‌غایت فروتن ساخت. پس چون به درگاه خداوند دعا کرد، خدا استدعای او را اجابت فرموده، تمنای او را شنید. پس او را به اورشلیم و به قلمروش بازآورد. آنگاه مَنَسی دریافت که یهوه خداست.

الف. اما او در تنگی خویش، نظر لطفِ یهوه خدای خود را طلبید: مَنسی اولین (و آخرین) نفری نبود که پس از دوران تنگی شدید دوباره به خدا بازگشت نمود. گفته شده که خدا در فشارها با ما سخن می‌گوید و در دردهایمان بر ما فریاد بر می‌آورد. مَنَسی در نهایت به فریاد خدا در تنگیِ خود گوش کرد.

یک) «آشوریان مردمی خشمگین بودند و مَنَسی، آنها را برانگیخت و هر تحقیر و تمسخر و بی‌رحمی را که خشم قادر به زایش بود را حس کرد. او که به بت‌ها توکل نموده، بردهٔ قومی بت‌پرست شد؛ آنکه خون بسیار ریخته، اکنون جان خودش به‌خطر افتاده؛ آنکه به خداوند توهین نمود، اکنون خودش مورد توهین قرار گرفت.» (اِسْپِرْجِن)

ب. خود را در برابر خدای پدرانش به‌غایت فروتن ساخت: عبارت فروتن ساخت به ما ماهیت گناهِ مَنَسی را یادآوری می‌کند که غرور بود. عبارت خدای پدران به ما یادآوری می‌کند که مَنَسی به میراث خدادادی خود که از پدرش حِزِقیا دریافت کرد، بازگشته است.

یک) این نمونه‌ای عالی از این اصل است، جوان را در رفتن به راهی که درخور اوست تربیت کن، که تا پیری هم از آن منحرف نخواهد شد (۶:۲۲). مَنَسی را پدری دیندار بزرگ کرد، ولی با این‌حال اکثر زندگی‌اش را در نااطاعتی از ایمان پدر خود سپری کرد. با این وجود، در آخرین روزهای زندگی خود توبه کرد و به خدا خدمت کرد.

ج. خدا استدعای او را اجابت فرموده، تمنای او را شنید. پس او را به اورشلیم و به قلمروش بازآورد: خدا فیاضانه مَنَسی را که با تأخیر توبه کرده بود را احیا نمود. این پاسخِ فیاضانه به مَنَسی آخرین قدم در بازگشت به‌سوی خداوند بود (آنگاه مَنَسی دریافت که یهوه خداست).

یک) «تجربهٔ قدرت خدا، عدالت و نیکویی‌اش، او را قانع نمود که یهوه تنها خدای حقیقی است، نه آن بت‌ها که او می‌پرستید و از آنها آسیب بسیار دید و سودی به او نرسید.» (پوول)

دو) «مشخص است، توبهٔ مَنسی موضوع اصلی در ذهن نویسندهٔ تواریخ است و حینی که صادقانه گناهان او رسم می‌کرد و همۀ شرارت او را آشکار می‌ساخت، همه چیز تبدیل به پیش‌زمینه‌ای می‌شود که به توبهٔ خالصانهٔ مَنَسی و پاسخ آنی و فیاضانهٔ خدا ختم می‌شود.» (مورْگان)

سه) اِسْپِرجِن در موعظهٔ خود به نام پسرِ گمشدهٔ عهدعتیق، تصور می‌کند که ایماندارانِ باقی در اورشلیم، هنگام شنیدنِ خبر بازگشت مَنَسی از اورشلیم چه حالی داشتند. جفا، فرصت تنفسی به آنها داد و حداقل ترویج رسمیِ بت‌پرستی آرام گرفت. ولی حالا خبر رسید که مَنَسی برمی‌گردد، احتمالاً این خبر آنها را به زانو درآورد و از خدا می‌خواستند که بار دیگر به آنها رحم کند. تصور کنید که وقتی فهمیدند مَنَسیِ توبه کرده و تبدیل شده و بازگشته است، چه حالی به آنها دست داد!

چهار) «من آنقدر که از رحمت خدا شگفت‌زده هستم، به اندازۀ نصف آن از گناه منسی شگفت‌زده نیستم.» (اِسْپِرجن)

 

۳. آیات (۱۴-۱۷) اعمال پایانی مَنَسی

پس از این، مَنَسی دیوار بیرونی شهر داوود را در غرب جِیحون، در دَرّه، تا دهنۀ دروازۀ ماهی بنا کرد، و گرداگرد عوفِل دیوار کشیده، آن را بسیار بلند ساخت؛ همچنین سرداران لشکرها را در تمامی شهرهای حصاردار یهودا مستقر نمود. او خدایان بیگانه و بت را از خانۀ خداوند بیرون آورد، و تمامی مذبحهایی را نیز که بر کوه خانۀ خداوند و در اورشلیم ساخته بود از میان برداشته، آنها را از شهر بیرون افکند. آنگاه مذبح خداوند را مرمت کرده، قربانیهای رفاقت و شکرگزاری بر آن تقدیم کرد و یهودا را امر فرمود که یهوه خدای اسرائیل را عبادت کنند. با این حال، قوم همچنان در مکانهای بلند قربانی تقدیم می‌کردند، ولی تنها برای یهوه خدایشان.

الف. پس از این، مَنَسی دیوار…را…بنا کرد: مَنَسی قبل از اینکه فروتن شود و توبه‌ کند، آنچنان به دفاع یهودا و اورشلیم اهمیت نمی‌داد. ولی حالا با دیدگاهی دیندارانه‌تر، عمیقاً به امنیت قوم خدا و قلمروِ یهودا اهمیت می‌داد.

یک) «این احتمالاً نقطه ضعفی بود که تقویت شد؛ یا شاید بخشی از دیوار بود که آشوریان خراب کرده بودند و او آن را بازسازی نمود.» (کِلارْک)

ب. خدایان بیگانه و بت را از خانۀ خداوند بیرون آورد: مَنَسی قبل از اینکه فروتن شود و توبه‌کار، بت‌پرستی را ترویج می‌داد. اما حالا، بت‌ها را نابود کرد و تنها مروج پرستش خدای حقیقیِ اسرائیل بود؛ یهودا را امر فرمود که یهوه خدای اسرائیل را عبادت کنند.

یک) «اصلاحات مذهبیِ مَنَسی بیانگرِ معکوس شدن سیاست‌های پیشین اوست (آیات ۲-۹) چون تمام موارد از میان برداشته شده در آیهٔ ۱۵، در آیات ۷،۳ ذکر شده‌اند.» (سِلْمان)

دو) «با شکستگی جان خود رو به خدا کنید، و او نه تنها شما را می‌بخشد، بلکه همچون مَنسی بلندتان می‌کند و فرصتی به شما می‌دهد که شرارت‌های گذشتهٔ خود را جبران کنید، شرارت‌هایی که لکه‌ای بر دامن سابقهٔ شماست.» (مِیِر)

ج. با این حال، قوم همچنان در مکانهای بلند قربانی تقدیم می‌کردند، ولی تنها برای یهوه خدایشان: این تفاوت بین انواع مکان‌های بلند را به ما یادآوری می‌کند. برخی مذبح‌ها برای بت‌های بت‌پرست بودند و دیگران مذبح‌های غیرمجاز برای خدایی حقیقی. مَنَسی پرستشِ بت‌ها را در یهودا پایان داد ولی پرستش غیرمجاز خدای اسرائيل (یعنی پرستش او خارج از معبد) همچنان ادامه داشت.

یک) «امکان نداشت که نیم قرن بت‌پرستی با ۶ سال اصلاحات جبران شود.» (پِیْن)

دو) «توبهٔ شخصی از گناهان بخشش آنی را حاصل می‌آورد، اما شوربختانه اثر گناه احتمالاً باقی خواهد بود.» (مورْگان)

 

۴. آیات (۱۸-۲۰) مرگ و تدفینِ مَنَسی.

و اما دیگر امور مربوط به مَنَسی، و دعایی که به درگاه خدایش کرد، و نیز سخنان انبیایی که در نام یهوه خدای اسرائیل با وی سخن گفتند، اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل نوشته شده است. همچنین دعای مَنَسی، مستجاب شدن دعایش، و تمامی گناهان و خیانتهایی که تا پیش از فروتن شدنش ورزید و جاهایی که در آنها مکانهای بلند ساخت و اَشیرَه‌ها و بتها بر پا کرد، جملگی در تواریخ حوزای نوشته شده است. مَنَسی با پدران خود آرَمید و او را در کاخ خودش به خاک سپردند، و پسرش آمون به جای او پادشاه شد.

الف. و اما دیگر امور مربوط به مَنَسی: نویسندهٔ تواریخ احتمالاً به مدرکی اشاره می‌کرد که اطلاعاتی بیشتر از متن دوم پادشاهان در آن بود. دوم پادشاهان به توبهٔ مَنَسی اشاره‌ای نمی‌کند و دربارهٔ حکومتش اطلاعاتی غیر از آنچه در دوم تواریخ خوانده‌ایم، در اختیارمان قرار نمی‌دهد.

یک) «مَنَسی توصیف‌کنندهٔ یکی از موضوعات اصلی تواریخ است و در دوم تواریخ ۱۲:۷-۱۶ نشان می‌دهد که خدا می‌تواند وعدهٔ خود را برای توبه‌کنندگان حتی در سخت‌ترین شرایط محقق نماید.» (سِلْمان)

دو) «یأس، قابل لعن است. داستان مَنَسی هم بیان می‌کند که هیچ یک از فانیان بهانه‌ای ندارند که در یأس هلاک شوند؛ هیچکس با دلیلی موجه نمی‌تواند بگوید خدا هرگز مرا نمی‌بخشد داستان مَنَسی را باز بخوانید؛ ببینید در گناه تا کجا پیش رفت و شرارت را تا کجا برافراشت؛ و بعد به خود بگویید “آیا شامل رحمت نشد؟ پس این رحمت به من هم می‌رسد”.» (اِسْپِرْجِن)

ب. مَنَسی با پدران خود آرَمید: مَنَسی پادشاهی بد و شرور بود، ولی با این حال در ایام آخر زندگی توبه کرد و به خدمت خدا مشغول شد. به این شکل، می‌توانیم بگوییم که درست است مَنَسی با پدران خود آرَمید.

یک) تبدیل شدن مَنَسی کمک می‌کند که مشکلات دیرینهٔ پادشاهان شرح داده شود، به‌خصوص اینکه چرا مَنَسی با وجود گناهی بسیار جدی، گرفتارِ تبعید نشد.» (سِلْمان)

دو) با این وجود توبهٔ او برای تغییر ملت با تأخیر بود. «شورشِ سراسری در حین حکومتِ آشوربانیپال، که در سال ۶۵۲-۶۴۸ قبل از میلاد صورت گرفت، ممکن است شرایطی را برای مَنَسی به‌وجود آورد که به بابل خوانده شد و محبوس گشت. اگر چنین بود، پس آزادی متعاقب او و اصلاحات آنقدر با تأخیر صورت پذیرفت که تأثیر آن بر قوم پیش‌رونده نبود، بلکه سبب پس‌رفت در آنها شد.» (پَتِرْسون و آسْتِل)

سه) همچنین به اندازه‌ای زود نبود که سرنوشت پادشاهی را عوض کنند. «سال‌ها بعد، وقتی اورشلیم به دست بابلیان سقوط کرد، نویسنده گناهِ مَنَسی را عامل مجازات یهودا می‌داند و آن را مورد سرزنش قرار می‌دهد (دوم پادشاهان ۳:۲۴-۴).» (دیلْدای)

چهار) مَنَسی بیش از هر کسِ دیگر مسئول نابودیِ نهایی پادشاهی یهودا بود (دوم پادشاهان ۲۶:۲۳؛ ۳:۲۴؛ ارمیا ۴:۱۵).» (پِیْن)

 

حکومت آمون، پسر مَنَسی.

۱. آیات (۲۱-۲۳) حکومت دو سالهٔ شرورانه.

آمون بیست و دو ساله بود که پادشاه شد، و دو سال در اورشلیم سلطنت کرد. او آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورد، چنانکه پدرش مَنَسی کرده بود. آمون همۀ بتهای تراشیده‌ای را که مَنَسی ساخته بود، می‌پرستید و برای آنها قربانی می‌کرد. اما برخلاف پدرش مَنَسی، خود را در حضور خداوند فروتن نساخت، بلکه پیوسته بر تقصیرات خویش می‌افزود.

الف. دو سال در اورشلیم سلطنت کرد: این معمولاً حکومتی کوتاه‌مدت و نشان از آن است که برکت خدا بر سلطنتِ آمون نبود.

ب. او آنچه را که در نظر خداوند بد بود به جا آورد، چنانکه پدرش مَنَسی کرده بود…اما برخلاف پدرش مَنَسی، خود را در حضور خداوند فروتن نساخت، بلکه پیوسته بر تقصیرات خویش می‌افزود: آمون گناه کرد، حینی که مَنَسی نیز گناه کرد، بدون اینکه توبه‌ای همچون مَنَسی داشته باشد. احتمالاً یکی از غم‌های مَنَسیِ توبه‌کار پسرانش و دیگرانی بودند که تحت تأثیر گناه او قرار گرفتند، کسانی که توبه هم نکردند.

یک) «شخصیتِ این پادشاه، هیچ نقطهٔ روشنی نداشت تا تاریکی حیات کوتاهش را جبران کند.» (نَپ)

دو) گِلیکاس گفت که آمون خود را طبق نمونهٔ پدرش در گناه مستحکم نمود و در گناه همیار او شد، پدری که بعدها از آن گناه توبه کرد. آمون با خود فکر کرد که او هم بعداً توبه می‌کند؛ چیزی نگذشت که با همین فرض از دنیا رفت و در گناه جان سپرد، همانطور که در دوم تواریخ ۲۳:۳۳ آمده است.» (تْرَپ)

سه) «مَنَسی و آمون در طریق‌های متضاد خود در مقابل داوری خدا نگرشی سرنوشت‌گرا از خود نشان دادند که کاملاً غیرقابل توجیه است.» (سِلْمان)

 

۲. آیات (۲۴-۲۵) قتلِ آمون.

خادمانش بر او دسیسه کردند و او را در خانه‌اش به قتل رساندند. اما مردم مملکت تمامی کسانی را که بر آمونِ پادشاه دسیسه کرده بودند کشتند، و پسرش یوشیا را به جای او پادشاه ساختند.

الف. خادمانش بر او دسیسه کردند و او را در خانه‌اش به قتل رساندند: این توطئه و جنایت به‌نظر بین پادشاهان اسرائیل معمول بود، نه پادشاهان یهودا. با این حال، وقتی پادشاهان و مردم یهودا شروع به تقلید از گناهان همسایگان شمالی خود کردند، به آشوب و اغتشاشی گرفتار شدند که آخرین دورهٔ تاریخ اسرائیل را رقم زد.

یک) «کتب‌مقدس دلیلی برای باور به توطئه نمی‌دهد، دلایل آن ممکن است در تار و پود شورشی که آشوربانیپال از ۶۴۲ تا ۶۳۹ قبل از میلاد سرکوب کرد، گره خورد باشد و همین باعث شد توجه خود را جلب غرب کند… مرگِ آمون بازتاب‌دهندهٔ کشاکِشِ قدرت بین دو گروه است، ابتدا کسانی که مایل بودند به آشوری وفادار بمانند و سپس کسانی که تمایل داشتند تا ارتباطی با دولتمندی یهودا از طریق ستارهٔ نوظهور پسامِتیکِ یکم مصر از نسل بیست و ششم داشته باشند.» (پَتِرْسون و آسْتِل)

ب. اما مردم مملکت تمامی کسانی را که بر آمونِ پادشاه دسیسه کرده بودند کشتند: نشانه‌ای امیدوارکننده بود. تا آن موقع، مردم یهودا تقریباً ۵۷ سال کاملاً پادشاهان شروری که مردم را به شرارت کشاندند، تحمل کردند. اما حالا به‌نظر می‌رسد که به‌جای شرارتی که مدت‌ها آن را زندگی کرده بودند، پارسایی و عدالت می‌خواستند.

یک) به‌نحوی، می‌توان گفت که مردم یهودا پنجاه سال بود که این پادشاهان را بر تخت حکومت می‌دیدند، چون این همانی بود که می‌خواستند. خدا رهبرانی به آنها داد که می‌خواستند و لایقشان بودند. اکنون، حینی که مردم پادشاهی به‌سوی قدوسیت می‌گرایند، خدا پادشاهی بهتر به آنها داد.

ج. مردم مملکت تمامی کسانی را که بر آمونِ پادشاه دسیسه کرده بودند کشتند: اگرچه آمون به قتل رسید، ولی خدا اجازه نداد یهودا به سیاه‌چالهٔ آشوبی بیافتد که اسرائيل غرق آن شد. به‌خاطر عمل پارسایانهٔ مردم آن سرزمین، تغییری در آن سلسله رخ نداد و وارث بر حق تخت داوود، پادشاه شد.

یک) «تنها کمک مفیدی که آمون به تاریخ یهودا کرد، این بود که ثمر زندگی او یکی از بهترین پادشاهانی بود که بر تخت سلطنت اورشلیم نشست.» (دیلْدِی)

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.