فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

دوم تواریخ باب ۳۴ – یوشیا و کتاب شریعت

شروع اصلاحات یوشیا.

۱. آیات (۱-۲) خلاصهٔ سلطنت یوشیا، پسر امون.

یوشیا هشت ساله بود که پادشاه شد، و سی و یک سال در اورشلیم سلطنت کرد. او آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا آورد، و در راههای پدرش داوود گام برداشته، از آنها به راست یا چپ منحرف نشد.

الف. یوشیا هشت ساله بود که پادشاه شد: این پسر جوان در هشت سالگی به تاج و تخت رسید. چنین ترتیبی به‌خاطر به قتل رسیدن پدرش بود.

یک) «در نهایت، بعد از سیصد سال، نبوتِ “مرد خدا از یهودا” محقق شد (اول پادشاهان ۲:۱۳).» (نَپ)

ب. او آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا آورد: این در مورد یوشیا در هشت سالگی نیز صادق بود، ولی قصد بیشتر توصیفی کلی از سلطنتِ اوست، نه توصیفی از او در هشت سالگی.

 

۲. آیات (۳-۷) یوشیا در مقابل بت‌پرستی در یهودا و قلمرو پیشینِ اسرائيل.

یوشیا در هشتمین سال سلطنت خود، در حالی که هنوز جوانی بیش نبود، به طلبیدن خدای پدرش داوود آغاز کرد. در سال دوازدهم نیز به پاکسازیِ یهودا و اورشلیم از مکانهای بلند و اَشیرَه‌ها و تمثالهای تراشیده و بتهای ریخته‌شده آغاز نمود. مذبحهای بَعَلیم را در حضور او فرو ریختند، و او مذبحهای بخور را که بالاتر از آنها بود در هم کوبیده، اَشیرَه‌ها و تمثالهای تراشیده و بتهای ریخته‌شده را در هم شکست و خرد کرد، و خاک آن را بر قبرهای کسانی پاشید که برای آن بتها قربانی می‌کردند. استخوانهای کاهنانشان را نیز بر مذبحهایشان سوزانید، و بدین‌گونه یهودا و اورشلیم را پاکسازی کرد. یوشیا در شهرهای مَنَسی، اِفرایِم و شمعون، تا نَفتالی، و در ویرانه‌های اطرافشان، مذبحها و اَشیرَه‌ها را در هم شکست و بتهای تراشیده را خرد کرد، و تمامی مذبحهای بخور را در سرتاسر سرزمین اسرائیل قطع نمود. سپس به اورشلیم بازگشت.

الف. به پاکسازیِ یهودا و اورشلیم از مکانهای بلند و اَشیرَه‌ها و تمثالهای تراشیده و بتهای ریخته‌شده آغاز نمود: پرستش طیف متنوعی از بت‌ها بخشی از حکومت اَمون و اثرات آن بود. اصلاحات اخیر مَنَسی بر ضد این گرایش بلند شد، ولی به‌خاطر حکومت شریرانهٔ امون، بت‌پرستی در آن سرزمین فراوان بود.

یک) طیف وسیع بت‌های توصیف شده نشان می‌دهد که بت‌پرستی تا چه حد در یهودا عمق یافته بود. بت‌ها به بَعَلیم و اَشیره تقدیم می‌شدند (دوم پادشاهان ۴:۲۳) و به لشکر آسمان (دوم پادشاهان ۵:۲۳) در خود معبد (دوم پادشاهان ۴:۲۳). از روایتِ دوم پادشاهان برداشت می‌شود که یوشیا پاکسازی و اصلاحات را در مرکز آغاز کرد و به بیرون پیشروی نمود.

دو) «جوییدن” در تواریخ عادت چشم به خدا داشتن در هر موقعیتی را می‌رساند و همچنین نگرشی که خدا در کسانی که دعا می‌کنند، به‌دنبال آن است (دوم تواریخ ۱۴:۷؛ ۱۹:۳۰).» (سِلْمان)

سه) در سال دوازدهم: پِیْن این را با «برههٔ زمانی خاص آشوب مرتبط می‌سازد که در خاور نزدیک رخ داده است و با هجوم بَربریان شمالی، و سواران ایلچی که به سینْتیانْ‌ها معروف بودند، تسریع شد (۶۲۸-۶۲۶ قبل از میلاد)… تهاجمِ آنها باعث وحشت بین یهودیان از خودراضی شد (اِرمیا ۲۲:۶-۲۴؛ صَفنیا ۱۲:۱).»

چهار) «در این قسمت از پنج یا شش کلمه استفاده شده است که نشان می‌دهد چطور آنها را نابود و خُرد کرد، از آنها ملات ساخت؛ غیظ مقدس، غیرت و انتقام او نیز چنین است.» (تْرَپ)

ب. استخوانهای کاهنانشان را نیز بر مذبحهایشان سوزانید: یوشیا هر دوی این کارها را به‌خاطر تنبیه توصیف شده برای کاهنان بت‌پرست در اسرائیل و همچنین بی‌حرمت ساختن مذبح بت‌پرستان کرد.

یک) اصلاحات یوشیا تنها آنچه گناه‌بار بود را از میان برنداشت بلکه اشخاصِ گناهکاری که این چیزها را ترویج داده و مجاز دانستند نیز تنبیه کرد. بت‌هایی که معبد را پُر کردند خود به آنجا رفتند یا به قوّت خود آنجا نماندند، کاهنین مسئول آن اعمال گناه‌بار بودند.

دو) هر اصلاحی قادر نیست که تنها با آنچه گنا‌ه‌آلود است، برخورد کند، بلکه باید با مردم گناهکار نیز چنین کند. اگر با مردم گناهکار برخورد نشود، به‌سرعت آنچه گناه‌آلود است را برگردانده و آنچه پارسایانه است برداشته می‌شود.

ج. در شهرهای مَنَسی، اِفرایِم و شمعون…در سرتاسر سرزمین اسرائیل قطع نمود: چون قلمرو اسرائیل توسط امپراطوریِ آشور شکست خورده بود و به‌واسطهٔ تبعید، جمعیت آن به مرور کم می‌شد، یوشیا قادر بود اصلاحات خود را گسترش دهد.

یک) «حتی تا نَفتالی؛ که در انتهای حدود مرزی و شمالی پادشاهیِ اسرائیل بود. چون باید به‌خاطر داشته باشید که ده قبیله به اسارت رفته بودند؛ و آنهایی که به‌جای آنها آمدند ضعیف و اندک بودند و قادر به مقاومت در برابر یوشیا نبودند.» (پوول)

 

۳. آیات (۸-۱۳) احیای معبد.

یوشیا در هجدهمین سال سلطنت خود، پس از آنکه زمین و معبد را پاکسازی کرد، شافان پسر اَصَلیا و مَعَسیا حاکم شهر را همراه با یوآخ پسر یوآحازِ وقایع‌نگار فرستاد تا خانۀ یهوه خدایش را مرمت کنند. آنان نزد حِلقیا کاهن اعظم رفتند و پولی را که به خانۀ خدا آورده شده بود و لاویانِ نگهبانِ آستانه از مردم مَنَسی، اِفرایِم و تمامی باقیماندگان اسرائیل و از تمامی مردم یهودا و بِنیامین و ساکنان اورشلیم جمع‌آوری کرده بودند، به وی دادند. سپس آن پول به دست سرکارگرانی داده شد که به نظارت بر کار خانۀ خداوند گماشته شده بودند، تا آن را به کارگرانی بدهند که در خانۀ خداوند مشغول کار بودند و آن را مرمت و بازسازی می‌کردند. ایشان پول را به نجّاران و بنّایان دادند تا سنگهای تراشیده بخرند، و نیز الوار به جهت تیرهای چوبی و تیرهای سقف برای خانه‌هایی که پادشاهان یهودا آنها را ویران به حال خود رها کرده بودند. و آن مردان، کار را با امانت به انجام رساندند. سرپرستان ایشان عبارت بودند از: یَحَت و عوبَدیا که لاوی و از نسل مِراری بودند، و زکریا و مِشُلّام از نسل قُهاتی. از لاویان، همۀ کسانی که در نواختن سازهای موسیقی مهارت داشتند، سرپرستیِ باربَران را عهده‌دار بودند و بر کار تمام کسانی که به خدمات گوناگون مشغول بودند، نظارت می‌کردند. برخی از لاویان، کاتب و صاحبمنصب و نگهبانِ دروازه‌ها بودند.

الف. در هجدهمین سال سلطنت خود: بعد از کارزارِ پر انرژی برای پاک کردن سرزمین یهودا و اسرائیل از بت‌پرستی، یوشیا تلاش خود را معطوف احیای معبدی می‌کند که به آن بی‌توجهی شده بود، یوشیا به اندازهٔ حزقیا در این زمینه کار کرد (دوم تواریخ ۲۹).

یک) نویسندهٔ تواریخ (دوم تواریخ ۳۴-۳۵) به‌نظر توالیِ دو مرحله‌ای رویدادها را مطرح می‌کند: (۱) پاکسازیِ اعمال مذهبی در یهودا، اورشلیم و نِفتالی در دوازدهمین سال یوشیا و (۲) اصلاحی مداوم که با کشف کتاب شریعت در هجدهمین سال انگیخته می‌شود. ولی این احتمالاً بیانی بود که در تأکید خاص نویسندهٔ تواریخ جای می‌گرفت.» (وایزْمَن)

دو) «اگر یوشیا هنوز نسخه‌ای از  این کتاب را ندیده باشد، (که غیرممکن نیست)، با این‌حال در اذهان مردم شریعت و خاطرات بسیاری باقی مانده بود، که به‌راحتی او را به انجام کاری که تا با حال انجام داده، قانع می‌نمود.» (پوول)

سه) ممکن است که یوشیا انگیزه یافته باشد تا معبد را پس از شنیدن (یا به‌خاطر آوردن) آنچه که یهویشع سال‌ها پیش کرد، بازسازی کند (دوم پادشاهان باب ۱۲).

ب. سپس آن پول به دست سرکارگرانی داده شد که به نظارت بر کار خانۀ خداوند گماشته شده بودند: یوشیا متوجه بود که کار تعمیر و بازسازیِ معبد نیاز به سازماندهی و سرمایه دارد. او به این نیاز زمانی توجه کرد که نظارت بر کار بازسازی معبد را به حِلقیا سپرد. در نتیجه آن مردان، کار را با امانت به انجام رساندند.

یک) طبق اِرمیا ۱:۱-۲، اِرمیای نبی پسر کاهنی خاص به نام حِلقیا بود. اِرمیا خدمت خود را حین سلطنت یوشیای پادشاه آغاز نمود.

 

۴. آیات (۱۴-۱۷) کشف کتاب شریعت.

چون پولی را که به خانۀ خداوند آورده شده بود بیرون می‌آوردند، حِلقیای کاهن کتاب تورات را که خداوند توسط موسی داده بود، پیدا کرد. حِلقیا به شافانِ کاتب گفت: «کتاب تورات را در خانۀ خداوند یافته‌ام»، و حِلقیا کتاب را به شافان داد. شافان نیز کتاب را نزد پادشاه برد و بدو خبر رسانیده، گفت: «خادمانت مشغول انجام همۀ کارهایی هستند که بدیشان سپرده شده است. آنان پولی را که در خانۀ خداوند بود بیرون آورده و آن را به دست ناظران و سرکارگران سپرده‌اند.»

الف. حِلقیای کاهن کتاب تورات را که خداوند توسط موسی داده بود، پیدا کرد: طبق تثنیه ۲۸:۲۴-۳۱ ، باید در روزهای آغازین موسی نسخه‌هایی از این کتاب شریعت کنار صندوقچهٔ عهد می‌بود. کلام خدا با اسرائیل بود، ولی در آن روزها به آن توجه نمی‌شد.

یک) «اگرچه به‌نظر حینی که کافرین در دوران پادشاهان قبلی، یعنی مَنَسی و امون،  کار را دست گرفتند، جای کتاب عوض شد، تحت نظارت آنها صندوقچهٔ عهد نیز تکان داده شد (دوم تواریخ ۳:۳۵).» (پِیْن)

دو) «حِلقیا شخصاً اعلام کرد که “کتابِ شریعت را یافته‌ام چنین اعلامی برجسته است… شافانِ کاتب تأیید می‌کند که این کشف، در  بسترِ امانتداریِ کارگران رخ داد.» (سِلْمان)

سه) «اگرچه، مدت‌هاست که رابطه‌ای نزدیک بین طومارهای یوشیا و تثنیه، پذیرفته شده است، دلالت‌های آن برای اصالت تثنیه نامشخص است، چون پادشاهان یا تواریخ هیچ‌یک مدرکی بر این نظریه ارائه نمی‌کنند، نظریه‌ای که از سال ۱۸۰۵ مدام از آن دفاع می‌شود، که می‌گوید طومارها به‌عنوان بخشی از جنبش اصلاحات تثنیه‌ای نگاشته شدند.» (سِلمان)

چهار) «آیا امضای موسی بود؟ احتمال آن هست که چنین باشد، چون در آیاتی موازی، در دوم تواریخ ۱۴:۳۴، گفته شده که از کتابِ توارت خداوند نوشتهٔ موسی است. قرار است این بخش از تثنیه باشد، (تثنیه ۲۸-۳۰ و ۳۱) که شامل تجدید عهد در دشت‌های موآب می‌شود و شامل وحشتناک‌ترین سخنان بر علیه فاسدکنندگان کلام خدا و پرستش است.« (کِلارْک)

ب. شافان نیز کتاب را نزد پادشاه برد: اینجا کلام خدا پخش می‌شود. قبلاً فراموش شده بود و کتابی خاک گرفته و کهنه به‌حساب می‌آمد. اما حالا پیدا، خوانده و توزیع شده بود. باید انتظار داشته باشیم که احیای روحانی و تجدیدی در کار باشد.

یک) در طول تاریخ قوم خدا، وقتی کلام خدا احیا و توزیع می‌شود، احیای روحانی‌ای نیز صورت می‌گیرد. شاید از روزگار یوشیا، با یافته‌های یک مرد و خوانش و باور و پخش کتاب آغاز شده باشد.

دو) نمونهٔ دیگر آن در تاریخ، داستان پیتر والْدو و پیروانش است که گاهی به والْدِنْسِ‌ها نیز خوانده می‌شوند. والْدو تاجری ثروتمند بود که کار خود را برای پیروی سرسختانه از عیسی رها کرد. او دو کشیش را برای ترجمهٔ عهدجدید به زبان عامه استخدام کرد و با به‌کارگیری این ترجمه، تعلیم به دیگران را آغاز کرد. او در خیابان‌ها یا هر جایی که شنونده‌ای می‌یافت، مشغول تعلیم می‌شد. بسیاری از مردم عامه نیز برای شنیدن تعالیم او جمع می‌شدند و پیروی سرسختانه از عیسی را آغاز کردند. او با زبان عامه عهدجدید را به مردم تعلیم می‌دادند و به همین خاطر مقامات کلیسای وقت، او را به‌شدت توبیخ کردند. اما والْدو به توبیخات توجهی نکرد و تعلیم خود را ادامه داد، در نهایت پیروان خود را دو به دو به روستاها و بازارها فرستاد تا به تعلیم و تشریحِ کتاب‌مقدس بپردازند. پیروان والْدو کتاب‌مقدس را از بَر کردند و آن موقع برای خادمین عجیب نبود که کل عهدجدید و بخش زیادی از عهدعتیق را حفظ کنند. کلام خدا، چنین قدرت تبدیل‌کننده‌ای دارد وقتی یافت و خوانده می‌شود و مردم به آن ایمان می‌آورند و میان دیگران پخش می‌شود.

 

۵. آیات (۱۸-۲۱) یوشیای پادشاه کلام خدا را می‌شنود.

آنگاه شافانِ دبیر، پادشاه را خبر داده، گفت: «حِلقیای کاهن کتابی به من داده است»، و شافان آن کتاب را در حضور پادشاه خواند. چون پادشاه کلمات شریعت را شنید، جامۀ خویش دریده، به حِلقیا و اَخیقام پسر شافان و عَبدون پسر میکاه و شافانِ دبیر و عَسایا خدمتکارِ پادشاه دستور داده، گفت: «بروید و از خداوند برای من و برای آنان که در اسرائیل و یهودا باقی مانده‌اند، دربارۀ کلماتِ این کتاب که پیدا شده است، مسئلت کنید. زیرا خشم خداوند که بر ما فرو ریخته است، بس عظیم است، از آن رو که پدران ما کلام خداوند را نگاه نداشتند و مطابق هرآنچه در این کتاب نوشته شده است، عمل نکردند.»

الف. چون پادشاه کلمات شریعت را شنید: شنیدنِ کلام خدا عملی روحانی در زندگی یوشیای پادشاه انجام داد. مسئله تنها انتقال اطلاعات نبود؛ شنیدن کلام خدا تأثیری بر قوای روحانی یوشیا داشت.

یک) «اسقف اعظمِ کانْتِربِری در قرون وسطی… فرض را بر این گرفته است که یوشیا در یک نشست و برخاست به کل کتاب گوش می‌داد: چه تضادی با پادشاهان و بزرگان امروزیِ ما دارد! اگر سالی یک بار موعظهٔ کلامِ خدا را بشنوند، سرگیجه می‌گیرند و کلیسا را با تمام سرعت ترک می‌کنند”.» (سِلْمان)

ب. جامۀ خویش دریده: دریدنِ لباس از نظر سنّتی نشان از ترس و حیرت بود. یوشیا به قوی‌ترین شکل ممکن غم خود و به نمایندگی قوم، غم آنها را بیان کرد. این بیانی عمیق از اعتقاد به گناه است و می‌توان گفت که خوب است.

یک) احیا و بیداری روحانی با چنین اظهاراتی از گناه نشانه‌گذاری می‌شوند. دکتر جِی‌. اِدْوین اُر در کتاب بیداری تبشیری دوم در بریتانیا، برخی از نمونه‌هایی از جنبش عظیم که بر بریتانیا و جهان در ۱۸۵۹-۱۸۶۱ اثر گذاشتند را بازگو می‌کند.

دو) متهم شدن به گناه عمل خاص روح‌القدس است، حتی هنگامی‌که عیسی در یوحنا ۸:۱۶ گفت «چون او آید، جهان را مجاب خواهد کرد.»

ج. بروید…برای من…مسئلت کنید: مسئله این نبود که یوشیای پادشاه چیزی از خدا یا نحوهٔ جوییدنِ او نمی‌دانست. مشکل این بود که او آنقدر تحت تأثیر اتهام گناه بود که نمی‌دانست در قدم بعدی چه باید بکند.

د. زیرا خشم خداوند که بر ما فرو ریخته است، بس عظیم است: یوشیا می‌دانست که پادشاهی یهود لایق داوری از سوی خداست. او نمی‌توانست کلام خدا را بشنود و به روح خدا بدون اینکه جداً با گناه قلمروِ خود روبه‌رو شود پاسخ دهد.

 

۶. آیات (۲۲-۲۸) خدا با یوشیای پادشاه سخن می‌گوید.

حِلقیا و کسانی که پادشاه فرستاده بود، نزد حُلدَۀ نبیه زن شَلّوم پسرِ توقهَت پسرِ حَسرۀ جامه‌دار، که در ناحیۀ دوّم اورشلیم سکونت داشت، رفتند و با او در این باره سخن گفتند. او بدیشان گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: ”به آن که شما را نزد من فرستاده است بگویید: خداوند چنین می‌فرماید: هان من بر این مکان و بر ساکنانش بلایی خواهم آورد، یعنی همۀ لعنتهای مکتوب در آن کتاب را که در حضور پادشاه یهودا خوانده شد. زیرا ایشان مرا ترک کرده و برای خدایانِ غیر بخور سوزانده‌اند، تا به تمامی اعمالِ دستان خویش مرا به خشم آورند. پس خشم من بر این مکان فرو خواهد ریخت، و فرو نخواهد نشست. و اما به پادشاه یهودا که شما را به جهت مسئلت نمودن از خداوند فرستاد، چنین بگویید: یهوه خدای اسرائیل دربارۀ سخنانی که شنیده‌ای چنین می‌فرماید: از آنجا که دلت نرم بود و با شنیدن سخنان خدا بر ضد این مکان و ساکنانش، خویشتن را در حضور خدا فروتن ساختی، پس چون خود را در برابر من فروتن ساخته، جامه بر تن دریدی و به حضور من گریستی، خداوند می‌فرماید که من نیز تو را اجابت فرمودم. اینک تو را نزد پدرانت گرد خواهم آورد، و در آرامش به قبر خواهی رفت. چشمان تو تمامی آن بلا را که من بر این مکان و بر ساکنان آن خواهم آورد، نخواهد دید.“» پس ایشان پاسخ آن زن را به گوش پادشاه رساندند.

الف. حُلدَۀ نبیه: دربارهٔ این خانم جز آنچه اینجا آمده، چیز زیادی نمی‌دانیم (و روایتی مشابه در دوم پادشاهان ۱۴:۲۲). با تأیید مشخص یوشیای پادشاه، حِلقیای کاهن از این زن در زمینهٔ روحانی، مشورت گرفت. این به‌خاطر حکمت و روحانیت او نبود، بلکه به‌خاطر نبیه بودن و آشکار ساختن دل و ذهن خدا بود.

یک) قطعاً انبیای دیگری هم در یهودا بودند. «اگرچه از ارمیای نبی که در دوران معاصر زیست کرد، نامی آورده نشده، اما او یوشیا را تحسین نمود (ارمیا ۱۵:۲۲-۱۶) و صَفنیای نبی (صفنیا ۱:۱) در این حکومت فعال بود.» (وایزمَن) با این‌حال، بنا به دلیلی ـ شاید روحانی و شاید عملی ـ آنها مشورت دادن به حُلدَۀ نبیه را برگزیدند.

دو) «از این بخش، و شواهدی که در طول اعصار به‌دست ما رسیده، نتیجه‌گیری می‌کنیم که خادم، پاپ، اسقف، اسقف اعظم یا کشیش شاید در برخی موارد، معرفتِ حقیقیِ خدا را دارا نباشند و زنی ساده، حیات خدا را در بَرِ جان خود داشته باشد، شاید شناخت بیشتری از شهادت‌های الهی داشته باشد، بیش از کسانی که وظیفه‌شان شرح و اجرای آنهاست.» (کِلارْک)

ب. بر این مکان و بر ساکنانش بلایی خواهم آورد: یوشیا می‌دانست که یهودا لایقِ داوری بود و داوری حقیقتاً می‌آید. یهودا و رهبرانش مدت‌ها به‌مدت طولانی بر ضد خداوند عمل می‌کردند و خالصانه نمی‌توانستند توبه کنند تا از داوری خودداری نمایند.

ج. همۀ لعنتهای مکتوب در آن کتاب: کلامِ خدا حقیقت است، حتی در وعده‌های داوری. وفاداریِ خدا به همان اندازه که با داوری او بر شریران نشان داده می‌شود، با رحمت او بر توبه‌کاران نمایان می‌گردد.

یک) «یوشیا اصلاحات را پیش برد، حتی وقتی‌که می‌دانست در سطح کشور چنین روندی محکوم به شکست است… او جداگانه گفت که توبهٔ حقیقی از طرف مردم نخواهد بود و بنابراین داوری اجتناب‌ناپذیر است. آن موقع بود که قوّت قهرمانانهٔ یوشیا تجلی یافت و خود را در ادامهٔ کارش نشان داد… هیچ طریق خدمتی سخت‌تر از شهادت دادن به خدا نیست، در کلام و عمل، و در شرایطی که پاسخی نمی‌شنوید.» (مورْگان)

د. دلت نرم بود: دلِ یوشیا به دو طریق نرم بود. ابتدا، نسبت به کلام خدا و قادر بود صدای قانع‌کنندهٔ روح‌القدس را بشنود. دوم، نرم نسبت به پیغام داوری از حُلدَه در آیات قبلی.

یک) خویشتن را در حضور خدا فروتن ساختی: «آیا تا به‌حال تفاوت بین فروتن بودن و فروتن شدن را متوجه شده‌اید؟ بسیاری از فروتنان در واقع فروتن نیستند… فروتنیِ داوطلبانهٔ جان که با مثال یوشیا جا می‌افتد و روح خدا ما را در روز قدرتش متمایل می‌سازد تا با کمال میل خود را در حضور خدا فروتن سازیم.» (اِسْپِرْجِن)

ه‍. در آرامش به قبر خواهی رفت: یوشیا در جنگ جان داد و این حداقل به سه طریق صادق است.

·      او قبل از فاجعهٔ روحانی بزرگ و تبعید به یهودا آمد.

·      او مانند ارواح پدران خود محشور شد که در آرامش بودند.

·      هنگام جان دادن لطف خدا شامل حال او بود.

یک) «یوشیا در شرایطی خشونت‌بار جان داد (دوم تواریخ ۲۰:۳۵-۲۴)، این وعدهٔ خدا را زیر سوال نمی‌برد که واقعاً به‌معنای آن است که تبعید در زندگی یوشیا رخ نخواهد داد.» (سِلْمان)

و. چشمان تو تمامی آن بلا را که من بر این مکان و بر ساکنان آن خواهم آورد، نخواهد دید: این رحمت خدا به یوشیا بود. دینداریِ خود او و لطافتِ دلش نتوانست مانعِ داوریِ نهاییِ خدا شود، ولی می‌توانست آن را به تأخیر اندازد. داوری اجتناب‌ناپذیر گاهی به‌خاطر دل قوم خدا به تأخیر می‌افتد.

یک) خدا داوری را حتی در مورد اَخاب به تأخیر انداخت، که به هشدار و نوعی توبه پاسخ داد (اول پادشاهان ۲۵:۲۱-۲۹).

 

توبهٔ صادقانهٔ یوشیای پادشاه و قوم یهودا.

۱. آیات (۲۹-۳۰) یوشیا کلام خدا را برای رهبران یهودا می‌خواند.

آنگاه پادشاه فرستاده، تمامی مشایخ یهودا و اورشلیم را گرد آورد. و پادشاه با تمامی مردمان یهودا و ساکنان اورشلیم و کاهنان و لاویان، یعنی با تمامی قوم از بزرگ و کوچک، به خانۀ خداوند برآمد، و تمامی کلمات کتابِ عهد را که در خانۀ خداوند پیدا شده بود در گوش آنان خواند.

الف. پادشاه فرستاده، تمامی مشایخ یهودا…را گرد آورد: یوشیا وعدهٔ نهایی داوری و تأخیر داوری را شنید. او با بی‌تفاوتی یا قناعت ساد‌ه‌انگارانه که نمی‌توانست متصور داوری در روزگار خود شود، پاسخ نداد. او می‌خواست قلمروی خود را با خدا درست کند و می‌دانست که خود قادر به این کار نیست ـ او به همهٔ مشایخِ یهودا نیاز داشت تا در این توبهٔ در هم‌شکسته با او هم مسیر شوند.

ب. تمامی کلمات کتابِ عهد را که در خانۀ خداوند پیدا شده بود در گوش آنان خواند: پادشاه این کار را خود کرد. او نگرانِ این بود که قوم خواندن کلام خدا توسط او را بشنوند.  

یک) «این به‌طور خاص جالب است که او کلام مکتوب خدا را از سنّتی که به آنها ارث رسیده والاتر می‌داند و حاضر است بهای اصلاح اولویت‌های خود را بدهد.» (سِلْمان)

 

۲. آیات (۳۱-۳۳) تجدیدِ عهد.  

سپس پادشاه در جایگاه خود ایستاده، در حضور خداوند عهد کرد که از خداوند پیروی کرده، فرامین، شهادات و فرایض او را به تمامی دل و جان نگاه دارد، و کلماتِ عهد را که در آن کتاب نوشته شده بود، به جا آورَد. آنگاه او تمامی کسانی را که در اورشلیم و بِنیامین حضور داشتند واداشت که خود را بدان متعهد سازند، و ساکنان اورشلیم مطابق عهد خدا، یعنی خدای پدرانشان، عمل کردند. یوشیا همۀ بتهای کراهت‌آور را از تمامی ممالکی که از آنِ بنی‌اسرائیل بود برگرفت، و همۀ کسانی را که در اسرائیل حضور داشتند واداشت تا یهوه خدایشان را عبادت کنند. و ایشان در تمام روزهای زندگی او، از پیروی یهوه خدای پدرانشان منحرف نشدند.

 الف. پادشاه در جایگاه خود ایستاده، در حضور خداوند عهد کرد که از خداوند پیروی کرده: یوشیای پادشاه در حضور قوم ایستاد و در ملاءِعام تعهد خود به اطاعت از کلام خدا را تا آخرین حد توان خود اعلام نمود (به تمامی دل و جان نگاه دارد).

یک) «عهد کردن عیناً به‌معنای مقطوع ساختن عهد است، که به عمل نیمه کردنِ لاشهٔ حیوان و جدا ساختن اعضای آن برمی‌گردد، تا طرفین عهد یا قرارداد بتوانند با گام زدن در میان آن دو، مُهری بر توافق خود بزنند (مقایسه شود با پیدایش ۱۷:۱۵؛ ارمیا ۱۸:۳۴).» (دیلْدِی)

ب. تمامی کسانی را که…حضور داشتند…واداشت…متعهد سازند: کافی نبود که خود پادشاه چنین کند و نمونهٔ خود را به قوم پیشنهاد دهد. آنها باید با ایستادگی کردن برای عهد پیگیری می‌کردند. این نشان می‌دهد که کار روح خدا فرای پادشاه و رهبران است و به قوم نیز توسعه می‌یابد.

یک) «احتمالاً باعث شد هنگامی که اصول عهد را برای آنها قرائت می‌نمود، برخیزند و از این‌رو، خود عهد را تصویب کنند و عزم خود برای نگه داشته آن در کمال امانتداری و محافظت را اعلام نمایند.» (کِلارْک)

دو) «مراسم با اساسِ عهد مِصفَه مقایسه می‌شود (پیدایش ۴۳:۳۱-۵۵؛ اول سموئیل ۵:۷-۱۲) و تجدید عهد شِکیم (یوشع باب ۲۴)، هر دو نقطه عطفی در تاریخ یهودیت بودند.» (وایزْمَن)

ج. در تمام روزهای زندگی او، از پیروی یهوه خدای پدرانشان منحرف نشدند: کار یوشیای پادشاه تأثیری ماندگار بین مردم یهودا داشت. آنها حین سلطنت او به خدا وفادار ماندند.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.