فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۷ – شِعاریاشوب و عمانوئیل

نشانه‌ای از شِعاریاشوب.

۱. آیات (۱-۲) ملت شمالی اسرائیل و اَرام با هم ترکیب می‌شوند تا به یهودا حمله کنند.

در ایام آحاز، پسر یوتام پسر عُزّیا، پادشاه یهودا، رِصین پادشاه اَرام و فِقَح پسر رِمَلیا پادشاه اسرائیل به اورشلیم برآمدند تا با آن بجنگند، اما نتوانستند بر آن حمله آورند. چون به خاندان داوود خبر رسید که اَرام با اِفرایِم متفق شده است، دل آحاز و دل قومش بلرزید، چنانکه درختان جنگل از باد می‌لرزند.

الف. در ایام آحاز، پسر یوتام: آحاز، پادشاه شرور یهودا، دیگر خدایان را می‌پرستید و حتی پسر خود را برای مولِک قربانی کرد (دوم پادشاهان ۱:۱۶-۴). تنها ویژگی خوب آحاز این بود که پدر حزقیا بود، کسی که پادشاهی خوب برای یهودا شد.

یک) «او حاکمی بزدل، خرافاتی و ریاکار بود، یکی از بدترین پادشاهان یهودا.» (بولْتِما)

ب. رِصین پادشاه اَرام…پادشاه اسرائیل: اتحاد بین این دو ملت و حملهٔ ناموفق آنها به اورشلیم در دوم پادشاهان باب ۱۶ توصیف شده است.

یک) حمله به اورشلیم ناموفق بود، ولی جنگ بر علیه یهودا قبایل قلمروی جنوبی را به شدت تضعیف کرد. دوم تواریخ ۶:۲۸ چنین می‌گوید: فِقَح پسر رِمَلیا در یک روز یکصد و بیست هزار تن را که جملگی جنگاورانی دلاور بودند در یهودا کشت، از آن سبب که یهوه خدای پدرانشان را ترک کرده بودند. دوم تواریخ ۵:۲۸ می‌گوید که سپاه اَرام اسیران بسیار از او به اسیری گرفته. پادشاه اسرائیل ۲۰۰ هزار نفر را اسیر کرد، مردان و زنان و کودکان، ولی آنها را به فرمان عودید نبی به یهودا فرستاد (دوم تواریخ ۸:۲۸-۱۵).

دو) به‌طور کلی، در روال رویدادهای این باب، ملت یهودا با مشکلات جدی روبه‌رو شد و به‌نابودی کشانده شد. ترکیب سپاهیان اسرائیل و اَرام به اورشلیم نزدیک می‌شد و در این شرایط به نظر قرار بود همه چیز از دست برود. آحاز به ‌چالش کشیده شد تا هنگامی که شرایط بد بود، به خدا اعتماد کند و به نظر به‌زودی قرار بود که این اتفاق بیافتد، همه چیز در حال از دست رفتن بود.

ج. به اورشلیم برآمدند تا با آن بجنگند، اما نتوانستند بر آن حمله آورند: آحاز چگونه از این حمله جان سالم به در برد؟ چون او با تِغلَت‌فِلاسِر، پادشاه آشور، پیمانی ناپسند بست و حتی طلا و نقره‌ای را که در خانۀ خداوند و خزانه‌های دربار پادشاه یافت می‌شد را به تِغلَت‌فِلاسِر تقدیم کرد تا لطف و حمایت او را به دست آورد (دوم پادشاهان ۷:۱۶-۹).

یک) وقتی آحاز با تِغلَت‌فِلاسِر، سرور تازه‌اش، در دمشق ملاقات کرد، مذبح بت‌پرستان و مکان گذراندن قربانی را دید. نقشهٔ آن مکان‌ها را کپی کرد و معبد خداوند در اورشلیم را طبق طرح معبد و مذبح‌‌های بت‌پرستان در دمشق، بازسازی کرد. آحاز نمونه‌ای برجسته از کسی بود که به دلایلی «خوب» وارد اتحادی خداناپسندانه می‌شود، اما کاملاً فاسد و سازشگر می‌شود و موقعیت خود را از دست می‌دهد (دوم پادشاهان ۱۰:۱۶-۱۸).

دو) مهم است که بفهمیم اتفاقات این باب قبل از آن رخ دادند که آحاز تصمیم نهایی برای اعتماد به تِغلَت‌فِلاسِر، پادشاه آشور را بگیرد. اگرچه نتیجه‌ٔ نهایی حمله در اشعیا ۱:۷-۲ گفته شده است (اما نتوانستند بر آن حمله آورند)، اشعیا نتیجهٔ پایانی را قبل از آنکه نبوت خود برای آحاز را شرح دهد، به ما می‌گوید. این عدم توجه به ترتیب تناوبی شاید برای ما کلافه‌کننده باشد، اما برای عبرانیان باستان، طبیعی بود.

د. اَرام با اِفرایِم متفق شده است: افرایم عنوانی دیگر برای قلمروی شمالی اسرائیل است. آحاز پادشاه شنید که اَرام و اسرائیل به هم پیوسته‌اند تا بر علیه یهودا بجنگند.

ه. دل آحاز و دل قومش بلرزید، چنانکه درختان جنگل از باد می‌لرزند: آحاز پادشاه و قومش به جای اعتماد به خدا، با ترس پاسخ دادند. آنها در دل، بی‌ثبات و لرزان شدند.

یک) مردم یهودا در واقع مردم آحاز (قومش) هستند، نه قوم خداوند. خدا با این تهدید به خود نلرزید یا ناراحت نشد. اگر پادشاه یهودا و قوم یهودا به خداوند اعتماد می‌کردند، آرامش خدا را در این درگیری حس می‌کردند.

 

۲. آیات (۳-۹) کلام خداوند به آحاز به‌واسطهٔ اشعیا.

آنگاه خداوند به اِشعیا گفت: «تو و پسرت شِعاریاشوب به انتهای جوی برکۀ بالایی که به جانب شاهراهِ مزرعۀ رختشویان است، به دیدار آحاز بیرون روید، و به او بگویید: ”مراقب باش، آرام بگیر و مترس! دلت به سبب این دو کُندۀ نیم‌سوختۀ دودافشان، یعنی به سبب خشم آتشین رِصین و اَرام و پسر رِمَلیا، ضعف به هم نرساند. زیرا اَرام، اِفرایِم و پسر رِمَلیا، به جهت زیان رساندن به تو تدبیر کرده، می‌گویند: «بیایید بر ضد یهودا برآییم و آن را فتح کرده، برای خود تسخیر نماییم و پسر طَبِئیل را در آن به پادشاهی نصب کنیم،» اما خداوندگارْ یهوه می‌فرماید:

«چنین نخواهد شد

و این واقع نخواهد گردید.

زیرا نهایت قدرت اَرام، دمشق است

و نهایت قدرت دمشق، رِصین.

و در عرض شصت و پنج سال،

اِفرایِم نیز چنان در هم خواهد شکست که دیگر قومی نخواهد بود.

زیرا نهایت قدرت اِفرایِم، سامِرِه است

و نهایت قدرت سامِرِه، پسر رِمَلیا.

اگر در ایمان پایدار نباشید، استوار باقی نخواهید ماند.»

الف. تو و پسرت شِعاریاشوب: به اشیعا گفته شد که پسرش را شِعاریاشوب نام‌گذاری کند و از سوی خداوند سخنی را به آحاز برساند. پسرش را همچون درسی زنده آورد، چون شِعاریاشوب به معنای «بازماندگان باز خواهند گشت» بود.

ب. به انتهای جوی برکۀ بالایی که به جانب شاهراهِ مزرعۀ رختشویان است: این جزئیاتِ به نظر بی‌ربط، نکتهٔ مهمی را مطرح می‌کنند. همهٔ این اتفاقات در زمانی واقعی و در مکان‌هایی واقعی رخ دادند. این داستانی تخیلی نیست. حقیقت است.

ج. مراقب باش، آرام بگیر: به‌نظر می‌رسید که آحاز باید توجه می‌کرد و دیگر در مورد این مشکل حرف نمی‌زد (آرام بگیر). او باید به خدا اعتماد می‌کرد و در خداوند تقویت می‌شد (مترس و دلت…ضعف به هم نرساند).

یک) شاید مصیبت و هلاکتی که یهودا را در هم کوبید، سبب شد آحاز دست از توکل به خدا بکشد. «اگر خدا دوستم دارد، چرا به این شکل گرفتار شده‌ام؟ الان باید به او اعتماد کنم؟ مگر خود او نگذاشت که این اتفاق بیفتد؟ دیوانگی است!»

د. مترس و دلت…ضعف به هم نرساند: برای آحاز سخت بود که این کار را انجام دهد، چون موقعیت را همچون خداوند نمی‌دید. آحاز به اسرائیل و اَرام نگریست و تهدیدی جدی دید. خدا به اسرائیل و اَرام نگریست و دو کُندۀ نیم‌سوختۀ دودافشان دید. برای خداوند، همه آنها دودِ بی‌آتش بود.

یک) «شاید برداشت کسی این باشد که آنقدر قدرت و عظمت داشتند که می‌توانستند کل دنیا را بسوزانند. برای ایجاد وحشت بیشتر، خداوند اعلام می‌کند که آنچه به نظر در حال سوختن است و دائم گداخته است، چیزی جز دودی گذرا نیست.» (کالوین)

دو) «با کراهت آنها را چند آتش نیم‌سوز می‌خواند که می‌خواهند ضرر برسانند، اما قادر به آن نیستند، چون فقط دود دارند و شعله هیچ. گویی خطرناک هستند، ولی میرایند و زودگذر. به عبارت دیگر هیاهویی بی‌قوت و گذرایند.»

ه. چنین نخواهد شد و این واقع نخواهد گردید: قطعاً، پادشاه اسرائیل و پادشاه اَرام برنامهٔ خود را داشتند -آنها بر علیه یهودا دسیسه کردند. قصد داشتند که به اورشلیم حمله کنند و پایتخت یهودا را فتح نمایند (آن را فتح کرده) و سپس آحاز را عزل کرده و پادشاه خود را بر تخت بنشانند. ولی خدا نگران دسیسه‌های آنها نبود. آنها برای آحاز تهدید شعله‌ور و بزرگ بودند، ولی خدا آنها را دو کُندۀ نیم‌سوختۀ دودافشان می‌دانست و به‌سادگی گفت «چنین نخواهد شد و این واقع نخواهد گردید.»

یک) نقشهٔ آنها موفق نخواهد بود، چون آن ملل توسط رهبران بی‌دین هدایت می‌شدند (رِصین و پسر رِمَلیا)، نه توسط خداوند. این وعدهٔ خدا بود و اشعیا آحاز را خواند تا به خداوند اعتماد کند.

و. اگر در ایمان پایدار نباشید، استوار باقی نخواهید ماند: اینک چالش آحاز چنین بود: خدا وعده داده است، اکنون بر پادشاه یهوداست که ایمان آورد. اگر ایمان نیاورد، این امر نتیجهٔ حمله بر اورشلیم را تغییر نخواهد داد، زیرا خدا از پیش مقرر کرده است که حملهٔ ایشان کامیاب نخواهد شد. اما بی‌ایمانی او مسیر زندگی و پادشاهی‌اش را تحت تأثیر قرار خواهد داد (استوار باقی نخواهید ماند).

یک) اما چنین شد که آحاز ایمان نیاورد و توکل خود را بر خداوند نگذاشت. او بر روش‌های جسمانی و بر پادشاه آشور اعتماد کرد. اورشلیم حفظ شد، و آحاز بی‌گمان پنداشت که کامیاب شده و نقشه‌اش به نتیجه رسیده است. اما اگر تنها بر خداوند توکل می‌کرد، اورشلیم همچنان محفوظ می‌ماند و خودِ آحاز نیز برکت می‌یافت.

دو) اشعیا پسرش شِعاریاشوب (اشعیا ۳:۷) را آورد، چون نامش به معنای «مازماندگان بازخواهند گشت» بود و خدا می‌خواست که آحاز بداند به‌خاطر اعتماد خداناپسندانه‌ای که به پادشاه آشور کرده، یهودا نهایتاً به اسارت گرفته می‌شود و تنها باقی‌ماندگان باز خواهند گشت.

 

نشانهٔ عمانوئیل

۱. آیات (۱۰-۱۲) آحاز نشانه‌ای طلب نمی‌کند.

و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب کرده، گفت: «از یهوه خدایت نشانه‌ای برای خود طلب کن؛ خواه ژرف به ژرفای هاویه، خواه بلند به بلندی آسمان‌ها.» اما آحاز گفت: «نخواهم طلبید و خداوند را نخواهم آزمود.»

الف. نشانه‌ای برای خود طلب کن: خدا به‌واسطهٔ اشعیای نبی آحاز را دعوت کرد تا نشانه‌ای طلب کند. خدا آحاز را به چالش کشید تا ایمان آورد و برکت یابد، و حالا پیشنهاده می‌کند که مبنای ایمان را به آحاز ببخشاید –نشانه‌ای برای خود.

ب. نخواهم طلبید و خداوند را نخواهم آزمود: این سخن برای آحاز بسیار روحانی به نظر می‌رسید. گویی سخن عیسی در متی ۷:۴ را تکرار می‌کند: «خداوند، خدای خود را میازما.» سخنانی مشابهند، ولی دل‌ها دور از هم. آحاز نخواست که نشانه‌ای طلب کند، چون وقتی خدا نشانه‌ای فراهم می‌آورد «مجبور» به باور کردن می‌شد.

یک) این برای خدا آزمایش یا وسوسه به حساب نمی‌آمد. اگر از خدا بخواهید کاری که گفته را انجام دهد، او را نیازموده‌اید، و وقتی خداوند ما را به آزمودن خود دعوت می‌کند، نباید رد کنیم. برای مثال، در ملاکی ۱۰:۳، خداوند اسرائیل را دعوت کرد تا همان‌طور که فرمان می‌دهد، [ده‌یک] بدهند و بدین‌سان او را بیازمایند.

 

دو) مجدداً آحاز نسبت به خداوند تلخ گردید، و این به‌خاطر فاجعه‌ای بود که یهودا به‌ دست اسرائیل و اَرام دچار آن شدند. شاید در ذهن می‌گفت «نمی‌خواهم کاری با خدا داشته باشم، خدایی که اجازه داد شرایط تا این حد وخیم شود.»

سه) آیا ما هم، به گونه‌ای و تا اندازه‌ای، همان ذهنیت آحاز را نداشته‌ایم؟ آیا ما نیز به دلایل بیهوده و بیگانه، بخشش‌های پرفیض و رایگان خدا را رد نکرده‌ایم؟ «بیایید هر یک از ما به درون وجدان خود فرود آییم و ژرف بنگریم تا ببینیم آیا ما نیز در دیوانگی همچون آحاز عمل نکرده‌ایم، یا دست‌کم بیش از اندازه به بی‌وفایی او در برابر خدا نزدیک نشده‌ایم؛ آنگاه که پیشنهادهای شیرین فیض و اقدامات پررحمت او را رد کرد، و آنگاه که آیین‌های مقدس او را -که نشانه‌ها و مُهرهای آن پارسایی هستند که از راه ایمان است- خوار و ناچیز شمرد.» (تِرَپ)

 

۲. آیات (۱۳-۱۶) نشانهٔ خدا به آحاز: نشانهٔ عمانوئیل.

آنگاه اِشعیا گفت: «پس ای خاندان داوود، این را بشنوید! آیا کافی نیست که انسان‌ها را به ستوه آورده‌اید که حال می‌خواهید خدای مرا نیز به ستوه آورید؟ بنابراین خود خداوندگار به شما نشانه‌ای خواهد داد: اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زاد و او را عِمانوئیل نام خواهد نهاد. او خامه و عسل خواهد خورد تا آنگاه که دوری جستن از بدی و اختیار کردن خوبی را بداند. اما پیش از آنکه پسر دوری جُستن از بدی و اختیار کردن خوبی را بداند، سرزمینی که شما از دو پادشاهِ آن هراسانید، متروک خواهد شد.

الف. آیا کافی نیست که انسان‌ها را به ستوه آورده‌اید که حال می‌خواهید خدای مرا نیز به ستوه آورید؟ حاکمان یهودا با مردم بدرفتاری می‌کردند، اما با خداوند بدتر از آن رفتار نمودند. اگر بسیاری از ما همان عدم اطمینانی را که نسبت به خداوند نشان می‌دهیم، نسبت به دیگران نشان می‌دادیم، شاید مشت محکمی هم به صورت‌مان می‌خورد.

یک) «نبی از ته دل عصبانی است، چه غضب مبارکی دارد هنگام بی‌حرمت شدن خدا! ما هم باید چنین باشیم.» (تِرَپ)

دو) اسپرجن به‌خوبی در این مورد سخن می‌گوید: «فکر کنم که شنیدم کسی گفت برادر، چند سالیست سعی به ایمان آوردن دارم. چه سخن وحشتناکی! کار را بدتر می‌کند. تصور کنید که بعد از حرف من، کسی اعلام کند که ایمان ندارد، در واقع بگوید علی‌رغم میلش، نمی‌تواند ایمان آورد. مطمئناً باید ناراحت شوم؛ ولی اگر بگوید در واقع چند سالیست که سعی به ایمان آوردن دارم و نمی‌توانم، همه‌چیز بدتر می‌شود. منظورش از این حرف چیست؟ غیر از اینکه فکر کند من به‌شدت در اشتباه هستم و دروغگویی کارکشته، چه منظوری می‌تواند داشته باشد؟ می‌گوید که دلش می‌خواهد حرفم را ارج نهد، ولی نمی‌تواند! علی‌رغم همهٔ تلاش‌هایی که به‌خاطر من می‌کند، باور کردن حرف من، ورای توان اوست. حال اگر کسی بگوید مدتی است که می‌خواهم به خدا ایمان آورم، در واقع همین را دربارهٔ خدای متعال می‌گوید.»

ب. بنابراین خود خداوندگار به شما نشانه‌ای خواهد داد: اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زاد و او را عِمانوئیل نام خواهد نهاد: این یکی از مشهورترین نبوت‌ها در مورد تولد عیسی‌مسیح در کتاب‌مقدس است. همچنین اصل مهمی از نبوت را نشان می‌دهد: اینکه نبوت می‌تواند هم در زمانی نزدیک و هم در زمانی دور محقق گردد.

یک) اسپرجن دربارهٔ این بخش گفته است که این آیه را «یکی از دشوارترین آیات در تمام کلام خدا دانسته‌اند. شاید چنین باشد؛ من خودم هرگز چنین فکری نمی‌کردم، تا زمانی که دیدم مفسران در مورد آن چه گفته‌اند، و پس از خواندن نوشته‌هایشان کاملاً سردرگم شدم.»

دو) «از ویژگی‌های پیشگویی‌های نبوتی این است که اغلب زمان‌های مختلف را در یک تصویر ترکیبی به‌هم می‌آمیزد.» (مارتین)

ج. اما پیش از آنکه پسر دوری جُستن از بدی و اختیار کردن خوبی را بداند، سرزمینی که شما از دو پادشاهِ آن هراسانید، متروک خواهد شد: تحقق این نبوت در کوتاه‌‌مدت، متمرکز بر آحاز، اورشلیم و حمله از سوی اسرائیل و اَرام است. برای آحاز، نشانه دقیقاً مربوط به همین دوره زمانی بود. به بیان ساده، خدا به آحاز نشانه‌ای می‌داد که در طی چند سال، هم اسرائیل و هم اَرام درهم شکسته خواهند شد. این برای آحاز نشانه‌ای از رهایی بود.

یک) بسیاری از مفسرین فکر می‌کنند که فوراً این امر محقق شد، هنگامی که زنی در دربار، مدت کوتاهی ازدواج کرد، پسری آورد و بدون آگاهی قبلی اسم او را «عمانوئیل» گذاشت. قبل از اینکه این کودک غذای جامد بخورد، اسرائیل و اَرام شکست خواهند خورد. همچنین ممکن است که خدا تنها به‌شکلی کنایی به دورهٔ یک یا دو ساله اشاره کرده باشد.

دو) «نام عمانوئیل برای آحاز توبیخ محسوب می‌شد. اگر خدا با ما است، پس چرا باید از دشمن بترسیم؟» (وولف)

سه) بنابراین نشانهٔ کودک، بدان اشاره می‌کند که خدای حاکم و عالِم، موقعیت را تحت کنترل دارد و فقدان ایمان پادشاه را توبیخ می‌کند.» (گروگان)

د. اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زاد: تحقق این نبوت در دراز‌ مدت یا حدی غایی، ورای آحاز است، و تولد معجزه‌آسای عیسی مسیح را اعلام می‌کند.

یک) می‌دانیم که این باب در مورد عیسی سخن می‌گوید چون روح‌القدس به‌واسطهٔ متی چنین می‌گوید: باکره آبستن شده، پسری به دنیا خواهد آورد و او را عِمانوئیل خواهند نامید،» که به‌معنی ’خدا با ما‘ است. (متی ۲۳:۱)

دو) می‌دانیم که این آیات در مورد عیسی سخن می‌گویند چون نبوت نه تنها  خطاب به آحاز، بلکه به کل خاندان داوود نیز ابلاغ شده است (ای خاندان داوود).

سه) می‌دانیم که این آیه دربارهٔ عیسی سخن می‌گوید، چون می‌گوید: باکره آبستن شده، و این آبستن شدن نشانه‌ای برای تمامی خاندان داوود خواهد بود. کسانی که تولد مسیح از باکره را انکار می‌کنند، معمولاً اشاره می‌کنند که کلمهٔ عبری که به باکره (almah) ترجمه شده می‌تواند به «زن جوان» نیز ترجمه شود. مقصودشان این است که اشعیا تنها می‌گفت یک «زن جوان»  آبستن می‌شود، نه باکره. هرچند تحقق در کوتاه‌مدت به تولد کودک از زنی جوان اشاره دارد، اما تحقق نهایی و دور بی‌تردید به زنی اشاره می‌کند که به‌طور معجزه‌آسا باردار می‌شود و می‌زاید. این موضوع به‌ویژه از آن جهت روشن است که در عهدعتیق، این واژه هرگز در معنایی جز باکره به‌ کار نرفته است، و نیز به این دلیل که ترجمه هفتادتنان (Septuagint) آن را به‌طور قطعی باکره (Parthenos) ترجمه می‌کند.

چهار) می‌دانیم که این قسمت از عیسی سخن می‌گوید، چون می‌گوید که او عمانوئیل خواهد بود، که یعنی «خدا با ماست.» این در مورد عیسی نیز صادق بود، و عنوانی صِرف نبود. عمانوئیل هم از الوهیت عیسی سخن می‌گوید و هم از هویت و نزدیکی او به انسان (خدا با ما).

ه. او را عِمانوئیل نام خواهد نهاد: عیسی حقیقتاً عمانوئیل است، خدا با ما. «مسیح حقیقتاً به اسم عمانوئیل خوانده نشد و جایی چنین نوشته نشده است…. اما معنای این نام به‌طور کامل در او به‌درستی ثابت و تأیید شده است.» (تِرَپ)

یک) «پس او حقیقتاً خدا با ما است یا خدا متحد با ما است؛ که نمی‌توان آن را به انسانی که خدا نیست، ربط داد…این اسم نه تنها به قدرت خدا، که معمولاً توسط خادمش ابراز می‌شد، اشاره می‌کند، بلکه به پیوند شخص، که عیسی بدان واسطه انسان-خدا شد نیز اشاره دارد.» (کالوین)

دو) پس مسیح به چه‌ شکل خدا با ما است؟ عیسی در تجسد خود عمانوئیل یا خدا با ما خوانده شده است؛ و در تأثیر روح‌القدس نیز خدا با ما است، همچنین در آیین مقدس، وعظ کلام و دعا در تنهایی. خدا با ما، به‌واسطهٔ هر عمل زندگی، که در نام او آغاز می‌کنیم و ادامه می‌دهیم و به پایان می‌رسانیم. خدا با ماست تا تسلی دهد، روشنایی بخشد، حفظ کند و دفاع نماید.، در هر وسوسه و آزمایش، در لحظهٔ مرگ، در روز داوری، خدا با ما و در ماست و ما با او و در او، تا ابدالاباد.» (کالوین)

 

۳. آیات (۱۷-۲۵) آشور، ملتی که آحاز به آنها اعتماد داشت، سبب نابودی یهودا خواهند شد.

خداوند بر تو و بر قوم تو و بر خاندانت چنان روزهایی خواهد آورد که از زمان جدا شدن اِفرایِم از یهودا تا به حال نیامده باشد، یعنی روزهای پادشاه آشور را.»

در آن روز خداوند برای مگس‌هایی که در انتهای نهرهای مصرند،

و نیز برای زنبورهایی که در سرزمین آشورند، صفیر خواهد زد،

و آنها جملگی برآمده، در وادی‌های پرشیب و شکافِ صخره‌ها،

و بر همۀ خاربوته‌ها و تمام آبگیرها مأوا خواهند گرفت.

در آن روز خداوندگار به‌وسیلۀ تیغی که از ماورای نهر اجیر می‌شود،

یعنی به‌وسیلۀ پادشاه آشور، موی سر و موی پاها را خواهد تراشید،

و ریش هم زدوده خواهد شد.

در آن روز، هر کس یک گاو جوان و دو گوسفند زنده نگاه خواهد داشت،

و از فراوانی شیری که می‌دهند، خامه خواهد خورد،

زیرا هر که در این سرزمین باقی مانده باشد،

خامه و عسل خواهد خورد.

در آن روز، هر مکانی که در آن هزار مُو به ارزش هزار مثقال نقره یافت می‌شد،

پر از خار و خَس خواهد بود.

مردم با تیر و کمان به آنجا خواهند رفت،

زیرا که زمین یکسره از خار و خَس پوشیده خواهد بود.

و امّا در خصوص تمامی کوه‌هایی که زمانی بر آن بیل زده می‌شد،

شما از ترس خار و خَس به آنجا پا نخواهید نهاد،

بلکه در آنجا چارپایان رها خواهند شد و گوسفندان آن را پایمال خواهند کرد.

الف. خداوند…چنان روزهایی خواهد آورد…یعنی روزهای پادشاه آشور را: این خبر بدی برای آحاز بود، کسی که به‌شکلی ابلهانه به‌جای خداوند به آشور اعتماد کرده بود. گویی خداوند می‌گوید: «به نظر می‌رسد که اعتماد کردن به آشور، حرکتی هوشمندانه است، چون سپاهیان اَرام و اسرائیل شکست خواهند خورد. ولی آشوریان شما را هم شکست خواهند داد.»

یک) «می‌توانستی در آسایش خویش بمانی و یاری خدا را دریافت کنی؛ ولی ترجیح دادی که از آشوریان کمک بگیری. آنها بدتر از دشمنان تو خواهند بود.» (کالوین)

دو) اگر آحاز درک می‌کرد و باور می‌کرد که خداوند چه گفته است، وحشت‌زده می‌شد. آشوریان به بی‌رحمی شناخته شده بودند، به‌خصوص بی‌رحمی بر ملل مغلوب خود (به‌وسیلۀ تیغی که…اجیر می‌شود…موی سر و موی پاها را خواهد تراشید)

سه) «تراشیدن ریش یک شرقی‌زاده، شرمی تحمل‌ناپذیر برای او و نشانهٔ حزن و عزا و بردگی بود.» (بولْتِما) در دوم سموئیل ۴:۱۰-۵ شاهد به تصویر کشیده شدن این اصل هستیم.

ب. خداوند برای مگس‌هایی که در انتهای نهرهای مصرند، و نیز برای زنبورهایی که در سرزمین آشورند، صفیر خواهد زد، و آنها جملگی برآمده: یهودا نه تنها مورد حملهٔ آشوریان قرار می‌گیرد، بلکه توسط مصریان نیز مورد تهاجم قرار می‌گیرد. خدا یهودا را بین این دو ملت عظیم قرار داد، از شمال و از جنوب.

یک) این حملات یهودا را نازل ساخت، تا از نحوهٔ زراعت معمول خود عاجز شوند و بنابراین هر که در این سرزمین باقی مانده باشد، خامه و عسل خواهد خورد. زراعت معمول تخریب شد (هر مکانی که در آن هزار مُو…می‌شد، پر از خار و خَس خواهد بود). زمین‌های کشاروزی قدیمی مناسب چرا خواهند بود (در آنجا چارپایان رها خواهند شد و گوسفندان آن را پایمال خواهند کرد).

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.