فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۲۸ – سخنی با میگساران


 اشعیا باب ۲۸ آغازگر بخشی هشت‌بابی است (باب‌های ۲۸ تا ۳۵) که بیشتر متوجه پادشاهی جنوبی، یعنی یهودا، است. از آنجا که معمولاً مؤثرترین روش برای نشان دادن گناه، پرداختن نخست به گناه شخص یا قومی دیگر است و سپس تطبیق آن بر شنونده، اشعیا ابتدا از گناه اسرائیل سخن می‌گوید و سپس تمرکز را بر یهودا معطوف می‌سازد.

شرایط گناه‌آلود میگساران افرایم.

۱. آیات (۱-۴) سیل داوری بر میگساران اَفرایم.

وای بر تاجِ فخر میگسارانِ اِفرایِم،

و بر گُلِ پژمردنیِ زیباییِ پرجلالش،

که بر سر وادی حاصلخیزِ مغلوبانِ شراب است!

هان خداوند کسی نیرومند و توانا دارد،

که چون توفانِ تگرگ و تندبادِ ویرانگر،

و همچون رگبارِ باران شدید و سیل‌آسا،

آن را به دست خود بر زمین خواهد افکند.

آری آن تاج فخرِ میگساران اِفرایِم

لگدمال خواهد شد؛

و آن گل پژمردنیِ زیباییِ پرجلال او

که بر سر وادی حاصلخیز خودنمایی می‌کرد،

مانند انجیر رسیده پیش از موسم حصاد خواهد بود

که تا کسی آن را بیند،

به دست خود چیده، فرو می‌بلعد.

الف. وای بر…میگسارانِ اِفرایِم: در اِفرایم (که نام دیگر قلمروی شمالی اسرائیل است و از نام قبیلهٔ حاکم در آن منطقه گرفته شده)، میگساری مشکلی اساسی بود که خداوند اشعیا را هدایت کرد تا مستقیماً میگسارانِ اِفرایِم را خطاب قرار دهد.

یک) این قسمت یکی از چند بخشی است که در کتاب‌مقدس میگساران مستقیماً خطاب قرار داده می‌شوند. مزمور ۲۹:۲۳-۳۵ از حماقتِ میگساران سخن می‌گوید. افسسیان ۱۸:۵ به ما می‌گوید که به جای میگساری از روح پر شویم. رومیان ۱۳:۱۳، اول قرنتیان ۱۱:۵، ۱۰:۶، ۲۱:۱۱، غلاطیان ۲۱:۵ و اول پطرس ۳:۴ نیز هر یک دربردارندهٔ فرامینی به میگساران نیز می‌باشد. عیسی به‌طور خاص در روزهای آخر در مورد میگساران هشدار می‌دهد (لوقا ۳۴:۲۱-۳۶).

دو) اعتیاد به الکل و مواد مخدر از نظر روحانی سبب نابودی بسیاری از زنان و مردان شده است. قدرت اعتیاد مانع ایمان آوردن آنها به عیسی می‌شود و به‌شدت مانع رشد روحانی کسانی می‌شود که به عیسی توکل کرده و همچنان با اعتیاد خود درگیر هستند. باید به آنچه که در امثال ۱:۲۰ و ۲۹:۲۳-۳۳ آمده نیز توجه کنیم.

سه) دنیا عملاً بهایی سنگین برای ریشه‌کَن کردن اعتیاد به الکل و مواد مخدر می‌پردازد. طبق آمار منتشر شده توسط مرکز کنترل بیماری‌ها در آمریکا، در سال ۲۰۱۰، ۸۸ هزار نفر از بیماری‌های مرتبط با الکل در آمریکا جان باخته‌اند، هزینه‌ٔ نوشیدن الکل در آمریکا سالانه ۲۴۹ میلیارد دلار است.

چهار) میگساری (نوشیدن بیش از حد الکل) عامل جرائم و گناهان بسیار است. بسیاری از میگساران مرتکب جرم‌های خشن یا جنسی می‌شوند یا قربانی جرم‌های خشن یا جنسی می‌شوند. طبق آمار منتشر شده، ۷۵ درصد مردان و ۵۵ درصد زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند، قبل از اینکه مورد تجاوز قرار بگیرند، الکل یا مواد مخدر مصرف می‌کنند. طبق گزارش اِف‌بی‌آی، ۵۰ درصد تجاوزها به‌نحوی با الکل مرتبط بوده‌اند.

ب. وای بر تاجِ فخر میگسارانِ اِفرایِم: مثل هر گناهی، میگساران با فخر نیز مرتبط هستند، آنقدر که اشعیا میگساران اِفرایِم را به تاجِ فخر تشبیه می‌کند. تنفر از خود و بیزاری از خود که چنین افرادی حس می‌کنند، نتیجهٔ تمرکز بیش از حد بر خود است که گوهرِ غرور است.

ج. و بر گُلِ پژمردنیِ زیباییِ پرجلالش: میگساری سبب می‌شود که زیبایی و نیکویی در زندگی ما پژمرده شود. زنان و مردان بسیاری به‌خاطر میگساری از اوج موفقیت به بی‌خانمانی رسیده‌اند.

د. مغلوبانِ شراب: وقتی الکل بر ما غلبه می‌کند، گناه می‌کنیم. وقتی حواس، افکار، داوری و عکس‌العمل ما را مختل می‌کند، ما مغلوبانِ شراب شده‌ایم، و این گناه است.

یک) شاید کسی مایل باشد که طبق کتاب‌مقدس نوشیدن الکل، کاملاً ممنوع شود، ولی چنین نیست. همان‌طور که می‌دانید، عیسی شراب ساخت (یوحنا ۱:۲-۱۰) و شراب نوشید (مرقس ۲۲:۱۴-۲۵). عیسی به‌غلط به میگساری متهم شد (متی ۱۹:۱۱). پولس به تیموتائوس پیشنهاد نوشیدن شراب داد، چرا که می‌دانست از نوشیدن آب معمولی ایمن‌تر است (اول تیموتائوس ۲۳:۵). کتاب‌مقدس نوشیدن و استفادهٔ متعادل از الکل را هدیه‌ای از سوی خدا می‌داند (مزمور ۱۵:۱۰۴). پس حینی که کتاب‌مقدس اجازهٔ استفاده متعادل از شراب را می‌دهد، با جدیت میگساری را محکوم می‌کند.

دو) میگساری چیست؟ بعضی شخص را تنها هنگامی میگسار می‌دانند که به‌قولی «سیاه‌مست» شود. ولی هر وقت که الکل حواس، فکر، قضاوت یا عکس‌العمل ما را مختل کند، در واقع مغلوب آن شده‌ایم، و این گناه است. هر وقت احساس اجبار کردیم که باید الکل بنوشیم یا نتوانستیم جلوی خود را بگیریم، مغلوب شراب شده‌ایم و این گناه است. اگر دیدیم که باید نوشیدن الکل را از دیگران پنهان کنیم یا از عادت نوشیدن خود شرمنده شدیم، مغلوب شراب شده‌ایم، و این گناه است.

سه) مغلوب شدن در زبان عبری halam و عیناً به معنی «با ضربه زمین خوردن» است و معنای «چکش خوردن، غلبه کردن، کتک خوردن، ضربه خوردن با چکش» را نیز در بر دارد. همین کلمه را می‌تواند در داوران ۲۶:۵ به ضربه‌زدن نیز ترجمه کرد، که زمانی را توصیف می‌کند که یاعیل میخ چادر را در سر سیسِرا کوبید. وقتی مست می‌شوید، با خود چنین کاری می‌کنید.

ه. هان خداوند کسی نیرومند و توانا دارد: فرد میگسار باید بداند که خدا از میگساری و قدرت الکل و هر چیز دیگر قوی‌تر است. اگر میگسار قادر به ممانعت از نوشیدن الکل نباشد، خدا قدرت این را دارد تا به او کمک کند -یا قدرت داوری کردن او را دارد (آری آن تاج فخرِ میگساران اِفرایِم لگدمال خواهد شد).

و. مانند انجیر رسیده پیش از موسم حصاد خواهد بود که تا کسی آن را بیند، به دست خود چیده، فرو می‌بلعد: میگساران باید ارزش رضایت‌مندی به تأخیر افتاده را بیاموزند. شاید رضایت‌مندی از نوشیدن الکل قوی و فوری باشد، ولی سریع کمرنگ شده و با شدت سقوط می‌کند. میگساران باید ارزش به تأخیر انداختن رضایت‌مندی فوری را برای سود آینده بیاموزند، به جای اینکه انجیر رسیده را به دست خود چیده، فرو ‌بلعند.  

یک) اهمیت ارزش رضایت‌مندی با تأخیر در آزمایشی به نام «مارْشْمِلو» نشان داده شد. محقق به کودکی چهار ساله، گفت: «من چند دقیقه‌ای می‌روم به کارهایم برسم و می‌توانی این شیرینی را بخوری، ولی اگر صبر کنی تا برگردم، دو شیرینی دیگر هم به تو می‌دهم.» محققینی که در سال ۱۹۶۰ دست به چنین آزمایشی زدند، ۱۲ سال بعد متوجه شدند که کودکانی که همان موقع شیرینی را خوردند، در دوران نوجوانی با مشکلات زیادی روبه‌رو شدند و حتی یکی از آنها پایین‌ترین نمره‌ را در امتحانات نهایی آورد. آموختن به تأخیر انداختن رضایت‌مندی برای رشد و بلوغ انسان بسیار مهم است.

۲. آیات (۵-۶) زیبایی خداوند جایگزین زیبایی اِفرایم می‌شود، که در حال کمرنگ شدن است.

در آن روز، خداوند لشکرها برای باقی‌ماندگان قوم خویش

تاج جلال و افسر زیبایی خواهد بود،

و روحِ انصاف برای آن که به داوری نشیند

و قوّت برای آنان که جنگ را نزد دروازه دفع می‌کنند.

الف. خداوند لشکرها برای باقی‌ماندگان قوم خویش تاج جلال و افسر زیبایی خواهد بود: گاهی وقتی شکوه و جلالی را که در اثر گناهانی مانند مستی رنگ باخته است می‌بینیم، ممکن است دلسرد یا افسرده شویم. اما حتی اگر جلال انسان به‌خاطر نااطاعتی و گناه، محو گردد، جلال خدا باقی است. وقتی به‌خاطر ضربهٔ گناه «بی‌جلال» می‌‌شویم، می‌توانیم بر جلال خداوندمان تمرکز کنیم.

ب. روحِ انصاف برای آن که به داوری نشیند: وقتی جلال ما به‌سبب گناهمان از بین رفته باشد، ممکن است قضاوت و تشخیص درست را از دست بدهیم؛ اما در آن هنگام می‌توانیم آنها را از خداوند دریافت کنیم.

ج. و قوّت برای آنان که جنگ را نزد دروازه دفع می‌کنند: وقتی جلال ما به‌سبب گناهمان از بین رفته باشد، ممکن است قوت و توان جنگیدن را از دست بدهیم؛ اما در آن هنگام می‌توانیم آنها را از خداوند باز یابیم.

۳. آیات (۷-۸) فساد میگساران در یهودا.

اینان نیز از فرط شراب افتان و خیزانند

و از میگساری بر پا نتوانند ایستاد:

کاهنان و انبیا از فرط شراب افتان و خیزانند،

و از میخوارگی منگ شده‌اند؛

آنان از میگساری بر پا نتوانند ایستاد،

هنگام دیدن رؤیا تِلوتِلو می‌خورند

و به وقت حکم دادن می‌لغزند!

سفره‌ها جملگی از قی پوشیده است،

حتی یک جای پاک نیز باقی نمانده است.

الف. اینان نیز: چون اشعیا به کاهن و نبی در این بخش اشاره می‌کند، به‌نظر می‌رسید که اینان به مردم اورشلیم و یهودا اشاره داشته باشد. اگر مردم اِفرایم مشکلی با میگساری داشتند، اینان نیز چنین مشکلی داشتند.

یک) «یهودا این بیماری را از افرایم گرفته بود…گناه مُصری‌تر از طاعون است.» (تِرَپ)

ب. و از میگساری بر پا نتوانند ایستاد: میگساری همیشه سبب خطا می‌شود و ما را از راه به در می‌کند -از راه حکمت و ارادهٔ خدا.

ج. کاهنان و انبیا از فرط شراب افتان و خیزانند: میگساری چیزی است که می‌تواند هر شخصی را در هر مرحله از زندگی لمس کند. حتی کاهنان و انبیا هم می‌توانند تحت ستم میگساری قرار بگیرند (از میخوارگی منگ شده‌اند)

د. سفره‌ها جملگی از قی پوشیده است، حتی یک جای پاک نیز باقی نمانده است: میگساریِ اینچنین سبب تنزل و بی‌آبرویی می‌شود. این به‌خاطر تأثیر الکل است. الکل سبب افسردگی می‌شود؛ حالتی آسوده خاطر به مردم می‌دهد، چون کنترل، حکمت، تعادل و داوری را از مردم می‌گیرد.

یک) این امر ایدهٔ «مستی در روح‌القدس» را به‌طور خاص غیرکتاب‌مقدسی و توهین‌آمیز می‌سازد. روح‌القدس ما را افسرده نمی‌کند؛ بلکه دقیقاً تأثیری برعکس دارد. روح‌القدس محرک است و تمام وجوه هستی ما را به‌سوی بهتر شدن و عملکردی بهتر حرکت می‌دهد. در مورد کسانی که عملکردی ابلهانه دارند و یا ادعا می‌کنند «در روح‌القدس مست» شده‌اند، بهترین حرفی که می‌توان زد این است که جسمانی عمل می‌کنند، چون قطعاً توسط روح‌القدس خدا هدایت نمی‌شوند.

پیغام خدا به کسانی که آماده داوری شدن هستند.

۱. آیات (۹-۱۰) پیغام ساده به استهزا گرفته می‌شود.

معرفت را به کِه خواهد آموخت؟

و پیام را به کِه خواهد فهمانید؟

آیا به کودکانِ تازه از شیر بازداشته؟

یا به اطفال تازه از پستان برگرفته؟

زیرا که برای آنان کلمات بی‌معنی

و عبارات نامفهوم است،

کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا!

الف. معرفت را به کِه خواهد آموخت؟: این سخن از انبیا و کاهنین میگسار و نامقدس در اشعیا ۷:۲۸-۸ توصیف شده‌اند. آنها از اشعیا که نبی مقدس است، می‌پرسند، معرفت را به کِه خواهد آموخت؟ و پیام را به کِه خواهد فهمانید؟ در اذهان استهزاکنندهٔ خود، پیغام اشعیا تنها مناسب کودکان است (اطفال تازه از پستان برگرفته).

یک) «آیات ۹ و ۱۰ عکس‌العمل طنزگونه‌ای را توصیف می‌کند که این رهبران یهود به توبیخ اشعیا نشان دادند. آنها از سخت‌گیریِ اشعیا و از اینکه مرتب شریعت خدا را به کار می‌گرفت، خسته شده بودند. مجموعه‌ای از کلمات تک سیلابی آیه ۱۰ بدان معناست که رهبران یهودی پیغام اشعیا را بی‌معنا یا بازی‌ای بچه‌گانه می‌دانستند.» (وولف)

دو) «آیهٔ ۱۰ سبب سردرگمی بسیاری از مفسرین شده است، چون به‌سختی زبان عبری را در این قسمت درک می‌کنند. حقیقت امر، همان‌گونه که در پانوشت ترجمهٔ NIV اشاره شده، به نظر می‌رسد این است که هدف، رساندن معنایی منطقی نیست. سخنان اشعیا به‌سختی در فضای آغشته به شرابِ شنوندگانش نفوذ می‌کرد.» (گروگان)

سه) «این نبی نیکو سرود میگساران شد. هر کس شاید برای زخم زبان زدن، سر و زبان داشته باشد و آنها که مغز  فعالی ندارند، تیزترین دندان را برای آن هدف دارند.» (تِرَپ)

 

ب. کلمات بی‌معنی: انبیا و کاهنین میگسار و نامقدس با چنین عبارتی تعلیم اشعیا را استهزا می‌کنند. «بسیار ساده است. عبارات نامفهوم است، کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا. این یعنی آنقدر از نظر روحانی باهوش و والا و پیشرفته هستیم که می‌توانیم به موضوعات عمیق‌تر وارد شویم.»

یک) در تمسخر پیغام اشعیا، در واقع بزرگ‌ترین تعریف را از او می‌کنند. این امری زیباست که حقیقت خدا به‌صورت کلمات بی‌معنی، عبارات نامفهوم…کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا بیان شود. هنگامی که کلام خدا به‌درستی ارائه می‌شود، چیزی هست که هم شخص ساده و ناپخته بتواند از آن بیاموزد و هم قدیسان که در آن وجد کنند و از آن تغذیه شوند.

۲. آیات (۱۱-۱۳) اشعیا نسبت به عواقب رد کردن پیغام سادهٔ خداوند هشدار می‌دهد.

پس اکنون با لبانی اَلکَن و زبانی غریب

با این قوم سخن خواهد گفت،

قومی که بدیشان فرموده بود:

«استراحتگاه همین است؛

پس خستگان را استراحت بخشید!

و مکان آرامی همین است؛»

اما نخواستند بشنوند.

پس حال کلام خداوند برای ایشان

کلمات بی‌معنی و عبارات نامفهوم خواهد بود،

کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا،

تا رفته، از پشت بیفتند

و مجروح گشته، در دام گرفتار آیند و اسیر گردند.

الف. با لبانی اَلکَن و زبانی غریب با این قوم سخن خواهد گفت: اگر پیغام ساده و مستقیم رد شود، خدا راهی دیگر خواهد یافت تا با دل‌های سخت ارتباط برقرار کند. او پیغام‌آورانی غیرعادی می‌فرستاد تا کلام خود را بیاورد.

ب. استراحتگاه همین است…مکان آرامی همین است: پیغام استراحت و آرامی رد می‌شود (نخواستند بشنوند). اما اشتباه از کلام خداوند نبود –کلام خداوند برای ایشان کلمات بی‌معنی و عبارات نامفهوم خواهد بود، کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا.

یک) این طریقی مبارک برای ارائه دادن کلام خدا است: کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا. اشعیا استهزا شدن از سوی مستان را به‌عنوان تمجید پذیرفت. پیغام‌آوران خدا باید تمام کلام خدا را (بدون جا انداختن سطری) ارائه دهند و همچنین به‌‌سادگی باید این کار را بکنند.

دو) این همچنین به این معناست که ما نمی‌توانیم تمام جنبه‌های پیام خدا را یک‌باره دریافت کنیم. « این حقیقتی عالی است که انجیل به تدریج به ما آموخته می‌شود. پیام آن ناگهان و به‌صورت کامل بر ذهن انسان‌ها تحمیل نمی‌شود، بلکه چنین می‌آید: کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا. خداوند نور جاودانه‌اش را به‌صورت ناگهانی بر چشمان ضعیف نمی‌تاباند، بلکه نخست سپیده‌دمی کم‌نور و روشنایی لطیفی برای چشمان حساس می‌آورد، و بدین‌گونه، به‌تدریج، چشم‌های ما بینا می‌شوند.» (اسپرجن)

ج. و مجروح گشته، در دام گرفتار آیند و اسیر گردند: در واقع، نتیجه‌ی ارائهٔ‌ صادقانهٔ‌ کلام خداوند برای کسانی که آن را رد می‌کنند، برای ایشان نیکو نخواهد بود؛ بلکه به نابودی‌شان منتهی می‌شود.

۳. آیات (۱۴-۱۵) اطمینان اشتباه به رهبران گناهکار.

پس ای تمسخرگرانِ حاکم بر این قوم در اورشلیم،

اکنون کلام خداوند را بشنوید: زیرا گفته‌اید:

«با مرگ عهد بسته‌ایم، و با هاویه هم‌پیمان گشته‌ایم.

آنگاه که توفان سهمگین بگذرد به ما نخواهد رسید،

زیرا که دروغ را پناهگاه خود ساخته‌ایم و ناراستی را مخفیگاه خویش.»

الف. پس ای تمسخرگرانِ حاکم بر این قوم در اورشلیم: متأسفانه، برخی از افراد ساده و نابالغ کسانی بودند که بر این قوم حکومت می‌کردند. آنها همچون هر کسی نیاز داشتند کلام خداوند را بشنوند.

یک) هیچ‌کس آن‌قدر والا، بلندمرتبه، پخته یا پیشرفته نیست که از کلام خداوند بی‌نیاز باشد، و از شنیدن آن به شیوهٔ‌ «کلمات بی‌معنی و عبارات… کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا» بی‌نیاز گردد.

ب. با مرگ عهد بسته‌ایم: حاکمان اورشلیم در رد کردن خداوند به نهایت رسیده بودند و گمان می‌کردند با مرگ و گور (هاویه) پیمانی بسته‌اند. آنان با غرور باور داشتند که توفان سهمگین داوری و تأدیب خداوند بر ایشان نخواهد آمد.

یک) از مرگ نمی‌ترسیدند و فکر می‌کردند که با مرگ و گور، دوست شده‌اند. همین طرز فکر در دنیای مُدرن نیز معمول است. نامقدسین باید از خدا بترسند، چون با مرگ فرصتی برای توبه نیست، و موت ابدی آنها قطعی می‌شود. شیطان به‌دنبال آن است که در شریران این حس را ایجاد کند که مرگ دوست آنهاست.

دو) بسیاری از کسانی که دست به خودکشی می‌زنند با این فکر که مرگ دوست آنهاست، فریب خورده‌اند. اما بدون عیسی مسیح، لحظه‌ای که آن شوم‌بختان به ابدیت وارد می‌شوند، می‌خواهند دار و ندار خود را بدهند تا به دنیایی باز گردند که هنوز ایمان آوردن و توبه در آن ممکن است.

ج. دروغ را پناهگاه خود ساخته‌ایم: این قوت آنها بود. این حفاظت آنها بود. دروغ، پناهگاهی حزن‌انگیز و بی‌فایده است.

یک) چارلز اسپرجن در موعظهٔ خود به نام «پناهگاه دروغ و چه بر سر آنها خواهد آمد»، شش دروغ را فهرست می‌کند که انسان تلاش می‌کند تا آنها را پناهگاه خود سازد.

·      دروغی که می‌گوید ما به‌حدی که باید خوب هستیم یا می‌توانیم خوب باشیم.

·      دروغی که می‌گوید سرنوشت یا آنچه از قبل مقدر شده، همه چیز را تعیین می‌کند، پس کاری از ما بر نمی‌آید.

·      دروغی که به تعالیم تازه و دروغ ما را مطمئن می‌سازد.

·      دروغی که می‌گوید داشتن پیشه‌ای مذهبی کافی است.

·      دروغی که می‌گوید شخص می‌تواند نجات یابد و زندگی او بلاتغییر بماند.

·      دروغی که به تجربه‌ای قدیمی به جای رابطهٔ کنونی اهمیت می‌دهد.

۴. آیات (۱۶-۱۹) امنیت مسیح و جایگاه متزلزل گناهکاران.

پس خداوندگارْ یهوه چنین می‌گوید:

«اینک در صَهیون سنگ بنیادی می‌نهم،

سنگ آزموده شده،

و سنگ زاویۀ گرانبها

به جهت پی مستحکم؛

آن که توکل کند

هراسان نخواهد شد.

من انصاف را ریسمان اندازه‌گیری،

و عدالت را طراز خواهم ساخت.

تگرگْ پناهگاه شما یعنی دروغ را خواهد رُفت،

و سیلابْ مخفیگاه شما را خواهد بُرد.»

عهدتان با مرگ فسخ خواهد شد

و پیمانتان با هاویه استوار نخواهد ماند.

آنگاه که توفان سهمگین عبور کند

شما را پایمال خواهد کرد.

هر بار که بگذرد شما را خواهد برد،

زیرا که هر بامداد خواهد گذشت،

هر روز و هر شب.

الف. اینک در صَهیون سنگ بنیادی می‌نهم: در مقابلِ بنیادِ سست و محدودِ شریران (دروغ را پناهگاه خود ساخته‌ایم و ناراستی را مخفیگاه خویشخداوند برای کسانی که بر او توکل می‌کنند، بنیادی استوار مهیا کرده استسنگ بنیادی.

یک) این بنیان چیست؟ اول پطرس ۶:۲ این بخش را مستقیماً در مورد عیسی مسیح به کار می‌گیرد. او بنیانی برای زندگی ماست، و تنها با بنیانی مستحکم و ثابت هر چیز می‌تواند بنا گردد. هرچیزی که به خانه اضافه شود، بر آن بنیان بنا نشود، قطعاً ویرانه خواهد شد.

دو) چه کسی این سنگ را بنیان می‌نهد؟ اینک در صَهیون سنگ بنیادی می‌نهم. این کار خداست. ما قادر نیستیم که بنیادی مناسب برای زندگی خود بیابیم، ولی خدا می‌تواند بنیانی برای ما بنا نهد. از ما خواسته شده که به بنیان خدا دقت کنیم، آن را تحسین کنیم و از آن به شگفت آییم، ارزش برای آن قائل باشیم و زندگی خود را بر آن بنا نماییم.

ب. سنگ آزموده شده: مسیحِ ما آزموده شد و ثابت شد که شکوهمند، و در هر زمینه‌ای پسر مطیع خداست.

ج. سنگ زاویۀ گرانبها: مسیح ما گرانبها و سنگ‌زاویه است. سنگ زاویه‌ خط‌ها و الگویی برای مابقی ساختمان ایجاد می‌کند. سنگ زاویه صاف و درست است و همه چیز در ساختمان مطابق با سنگ زاویه شکل می‌گیرد.

د. پی مستحکم: مسیح ما پی مستحکم ما می‌باشد و می‌توانیم در او بدون ترس همه‌چیز را بیابیم.

ه. من انصاف را ریسمان اندازه‌گیری، و عدالت را طراز خواهم ساخت: در ساختمان خدا، منصفانه نیست که او سنگ‌زاویه را بنا نهد و سپس اجازه دهد که به میل دیگران ساخته شود. در عوض، خدا آن را با انصاف و عدالت بنا می‌کند.

و. تگرگْ پناهگاه شما یعنی دروغ را خواهد رُفت، و سیلابْ مخفیگاه شما را خواهد بُرد: رهبران نامقدس اورشلیم دروغ را پناهگاه خود ساختند و در پوشش آن دروغ مخفی شدند (اشعیا ۱۵:۲۸). اما توفان زندگی و داوری خدا پناهگاه آنها یعنی دروغ و مخفیگاه آنها را از بین می‌بَرد. آنها بر بنیان غلط پناهگاه خود را بنا نهاده‌اند، بنابراین باید نابود شود.

ز. عهدتان با مرگ فسخ خواهد شد: رهبران نامقدس اورشلیم فکر کردند که «با مرگ» عهدی بسته‌اند، ولی دریافتند که خدا عهد آنها با مرگ را باطل کرده است. وقتی خدا توفان سهمگین داوری را نازل می‌کند، آنها قطعاً پایمال خواهند شد.

یک) شلاق داوری آنها را به‌نرمی لمس نمی‌کند. هر بامداد و هر روز و شب، نیش تأدیب خدا را حس خواهند کرد.

۵. آیات (۲۰-۲۲) پند و اندرز به کسانی که در آستانۀ‌ داوری‌ هستند.

بستر کوتاه‌تر از آن است که بتوان بر آن دراز کشید،

و روی‌انداز تنگ‌تر از آن که کسی خویشتن را بپوشاند.

زیرا خداوند بر خواهد خاست،

چنانکه در کوه فِراصیم کرد؛

و خویشتن را بر خواهد انگیخت،

چنانکه در وادی جِبعون کرد؛

تا عمل خویش را به جا آورَد،

عمل عجیب خود را،

و تا کار خویش را به انجام رسانَد،

کار غریب خود را!

پس حال از تمسخر بازایستید

مبادا بندهایتان محکم شود.

زیرا من از هلاکت و تقدیری شنیده‌ام

که از جانب خداوندگار، خداوند لشکرها

بر تمامی زمین مقدر است.

الف. بستر کوتاه‌تر…و روی‌انداز تنگ‌تر: حاکمین اورشلیم باید متوجه می‌بودند که جایگاه کنونی آنها خطرناک بود و در جایگاه کنونی خود پناهگاهی نمی‌یابند.

یک) طرد کردن خدا آرامش، استراحت، و گرمایی به آنها نداد. چه چیز بدتر از اینکه در بستری کوتاه‌تر بخوابند؟ با تلاش برای گرم ماندن با روی‌انداز تنگ‌تر از آن که کسی خویشتن را بپوشاند؟ و با این‌حال، این تصویری است از جهان؛ جهانی که کار می‌کند، می‌کوشد و برای رسیدن به بسترِ آسایش خود اشتیاق دارد اما زمانی که به آن می‌رسد، آن بستر کوتاه است و روی‌اندازِ مناسبی ندارد. اما فرزند خدا، در عوض، به‌واسطۀ‌ عیسی مسیح آرامش، صلح و پوششی حقیقی می‌یابد. نباید مشتاق بستری کوتاه و روی‌اندازی تنگ باشیم؛ باید خدا را به‌خاطر جایگاهی که در عیسی مسیح به ما داده است شاکر باشیم.

ب. زیرا خداوند بر خواهد خاست: حاکمین اورشلیم باید متوجه باشند که در جنگ بر علیه خدا همیشه بازنده هستند. راهی نیست که بتوانند نبرد را پیروز شوند چون خدا همیشه عمل خویش را به جا آورَد، عمل عجیب خود را.

ج. زیرا خداوند بر خواهد خاست، چنانکه در کوه فِراصیم کرد: در فراصیم، خداوند در روزگار داوود پیروزی عظیمی برای داوود فراهم آورد (دوم سموئیل ۲۰:۵). در جِبعون، خداوند پیروزی عظیمی در روزگار یوشع برای اسرائیل به ارمغان آورد (یوشع ۱۱:۱۰). در آن موارد، خداوند برای اسرائیل جنگید، ولی اگر رهبرانش توبه نمی‌کردند، به‌زودی متوجه می‌شدند که خداوند بر ضد اسرائیل می‌جنگد. این استفاده از قوت خدا بر علیه قوم خود قطعاً عمل عجیب او یا مطابق ترجمه‌های قدیمی‌تر عمل شگرف او به حساب می‌آید.

د. پس حال از تمسخر بازایستید: حاکمان اورشلیم می‌بایست خطر استهزا کردن خدا را با «پیمان‌هایشان با مرگ» و سخنان متکبّرانه‌شان بر ضدّ خدا درک می‌کردند.

۶. آیات (۲۳-۲۹) زمان‌بندی کشاورز و زمان‌بندی خدا.

گوش فرا دهید و صدایم را بشنوید؛

توجه کنید و به سخنانم گوش بسپارید.

آیا آن که به جهت بذرپاشی شخم می‌زند پیوسته چنین می‌کند؟

آیا پیوسته زمین را می‌شکافد و آن را شیار می‌کند؟ آنگاه که زمین را هموار ساخت،

آیا گشنیز نمی‌پاشد و زیره نمی‌افشاند؟ آیا گندم در شیار نمی‌کارد،

و جو را در جای معین خود نمی‌گذارد و چاودار در حدود مزرعه نمی‌کارد؟

خدایش او را تعلیم می‌دهد، و طریق درست را بدو می‌آموزد.

زیرا گشنیز را با گردونۀ تیز نمی‌کوبند و چرخ گاری را بر زیره نمی‌گردانند،

بلکه گشنیز را به عصا می‌زنند، و زیره را به چوب.

گندم باید به جهت تهیۀ نان آرد شود،

پس برزگر آن را تا ابد خرمن‌‌کوبی نمی‌کند.

چرخ گاری را بر آن می‌گرداند، اما اسبانش آن را آرد نمی‌کنند.

این همه از جانب خداوند لشکرهاست،

که مشورت او شگفت‌‌انگیز است و حکمتش بس عظیم.

الف. گوش فرا دهید و صدایم را بشنوید: حاکمین اورشلیم باید به کلام خدا گوش می‌دادند و به صدایش توجه می‌کردند.

ب. آیا آن که به جهت بذرپاشی شخم می‌زند پیوسته چنین می‌کند؟: پایان اشعیا ۲۸ شعری است مربوط به کار خدا و عمل کشاورز. کشاورز تنها شخم نمی‌زند؛ او می‌داند که کِی از شخم زدن دست بکشد و کِی زمین را صاف کند، و کی بکارد و چه چیز چیز را کجا بکارد. زارع از ابزار مختلف در زمان‌های مختلف استفاده می‌کند تا آنها را با هم به کار گیرد و محصول به ‌دست آورد. به‌همین شکل، خدا می‌داند از چه ابزاری در زندگی ما استفاده کند و کِی آنها را به کار ببرد. نباید به آنچه خدا در زندگی ما انجام می‌دهد، شک کنیم یا نسبت به آن احساس یأس کنیم، چون او زارعی ماهر است که با تمام حکمت خود در ما کار می‌کند.

یک) «او از ابزار و فرایندی مناسب استفاده می‌کند تا اهداف خود را در میان قوم لجباز خود به انجام رساند.» (وولف)

ج. مشورت او شگفت‌‌انگیز است و حکمتش بس عظیم: عبارت مشورت او شگفت‌انگیز است، در اشعیا ۶:۹ نیز برای توصیف مسیح به کار رفته است (مشاور شگفت‌انگیز). این به ما زمان‌بندی دقیق و حکمت خدا در زندگی‌مان را یادآوری می‌کند.