فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
اشعیا باب ۲۹ – سبب و درمان کوریِ روحانی.
مصیبت آتی بر اورشلیم.
۱. آیات (۱-۴) خداوند متکبران اورشلیم را فروتن میسازد.
وای بر اَریئیل، وای بر اَریئیل!
شهری که داوود در آن خیمه زد! سال بر سال بیفزایید،
و عیدها را در وقتشان برگزار کنید!
اما من اَریئیل را در فشار خواهم نهاد،
و ماتم و سوگواری خواهد بود،
و او برایم مانند آتشگاه مذبح خواهد بود.
من دور تا دور بر ضد تو اردو خواهم زد،
به برجها محاصرهات خواهم کرد،
و مَنجِنیقها علیه تو بر پا خواهم داشت.
پست شده، از دل زمین سخن خواهی گفت،
و کلامت از قعر خاک بهسختی شنیده خواهد شد.
صدایت همچون آواز ارواح از زمین بر خواهد آمد،
و آوازت از میان غبار نجوا خواهد کرد.
الف. وای بر اَریئیل: نام اَریئیل به معنای شیر خدا میباشد و در این آیات ارجاعی نمادین به اورشلیم است (شهری که داوود در آن خیمه زد). تنها مکانی که اَریئیل بهعنوان نامی برای اورشلیم به کار رفته، این باب از اشعیا میباشد و این کلمه تنها یکبار دیگر در عهدعتیق ظاهر میشود (بهعنوان نام کاهن در عزرا ۱۶:۸).
یک) برخی بحث میکنند که اَریئيل به معنای شیر خدا یا «مذبحی برای سوزاندن» است که در زبان عبری کلمهای مشابه است (این کلمه در آیاتی مثل حزقیال ۱۵:۴۳-۱۶ به کار رفته است). اگر قرار بر این باشد که در جایگاه مذبحی برای سوزاندن دانسته شود، از اینرو مقصود این است که «جنگ و خونریزی پیرامون اورشلیم شهر را تبدیل مکان عظیم قربانی میکند.» (وولف) اما با در نظر گرفتن زمینۀ کلی، باید معنای عینی اَریئیل، یعنی شیر خدا را مد نظر داشته باشیم.
دو) وقتی طریقی که اَریئيل در این آیات به کار گرفته شده را مد نظر قرار میدهیم، و بستر کلی را بررسی میکنیم، مقصود از شیر خدا خواندن اورشلیم احتمالاً طنزگونه به نظر میآید. تکرار این اسم (چهار بار در دو آیه)، و بستر داوری خدا بر علیه اورشلیم، نشان میدهد که اورشلیم شاید خود را شیر خدا میدانست، ولی خدا چنین نظر والایی نسبت به آن شهر نداشت. شاید مردم اورشلیم خود را اَرائیل خواندهاند، برای ابراز و تقویت اطمینان خود.
ب. سال بر سال بیفزایید و عیدها را در وقتشان برگزار کنید: احساس ابراز شده در اشعیا ۱:۲۹ نشان از تکبر اورشلیم (اَرائیل) است، که بر میراث روحانی خود تکیه میکند، نه واقعیت کنونی (شهری که داوود در آن خیمه زد)، و بدون در نظر گرفتن خدا برای لذتهای کنونی خود زیست.
ج. اما من اَریئیل را در فشار خواهم نهاد: شاید اورشلیم چنین نظری نسبت به خود داشته باشد، ولی از دست داوری خدا دور نخواهد بود. به جای سال بر سال افزودن عیدها، خدا سنگینی و حزنی را خواهد فرستاد. اگر اورشلیم خود را شیری بداند، پس خدا با خشم انسان بر علیه شیر با آنها خواهد جنگید (برایم مانند آتشگاه مذبح خواهد بود).
د. من دور تا دور بر ضد تو اردو خواهم زد: خدا با استفاده از تمثیلهای جنگ برای آن روز، وعدهٔ نبرد بر علیه اورشلیم و شکست دادن او را میدهد (پست شده).
ه. پست شده: خداوند تصویر والایی که اورشلیم از خود ساخته را پایین میکشد. بهجای اینکه خود را اَریئیل، شهری که داوود در آن خیمه زد، بخواند، و کلام آن از قعر خاک بهسختی شنیده خواهد شد. به جای تکبر ورزیدن با صدای بلند، سخن آنها از میان غبار نجوا خواهد کرد.
۲. آیات (۵-۸) خداوند اورشلیم فروتنشده را حفاظت میکند و میرهاند.
اما انبوه دشمنانت همچون ذراتِ غبار خواهند شد،
و خیل ستمکیشان همچون کاهی که رانده شود؛
بهناگاه و در یک آن،
خداوند لشکرها به سراغ تو خواهد آمد،
با تُندر و زمینلرزه و غرّش مَهیب،
با تندباد و توفان و آتش فرو بلعنده.
انبوه قومهایی که بر ضد اَریئیل به جنگ برخاستهاند،
جملۀ آنان که با او و با قلعۀ وی جنگیده، او را در فشار نهادهاند،
مانند خواب خواهند بود،
و همچون رؤیای شب.
مانند شخص گرسنه که در خواب، خویشتن را در حال خوردن میبیند، اما چون بیدار میشود شکمش هنوز خالی است،
و همچون شخص تشنه که در خواب، خویشتن را در حال نوشیدن میبیند، اما چون بیدار میشود، بیحال است و کماکان تشنه،
انبوه تمامی قومهایی که با کوه صَهیون میجنگند چنین خواهند بود.
الف. انبوه دشمنانت همچون ذراتِ غبار خواهند شد: تمثیلی که آیات قبلی با آن تمام میشوند، اورشلیم پوشیده در غبار است. خداوند در این آیات از تصویری دیگر استفاده میکند تا از انگارهٔ غبار مجدداً استفاده کند، و بدین منوال همچون ذرات غبار پخش شود. خدا اورشلیم را فروتن خواهد کرد و سپس دشمنان را همچون ذراتِ غبار پخش میکند، همچون کاهی که رانده شود.
ب. به سراغ تو خواهد آمد: بهنظر میرسد که بر علیه ملتهایی که بر ضد اورشلیم برخاستهاند، بیان شده باشد. خدا به آنها اجازه خواهد داد که بر علیه آن شهر برخیزند، و آن را فروتن سازند، ولی خدا ملتهایی که بر علیه شهر او آمدهاند را مجازات خواهد کرد.
ج. مانند شخص گرسنه که در خواب…میبیند: چون خداوند اورشلیم را حفظ خواهد کرد، ملتهایی که بر علیه ارادهٔ او عمل میکنند، در نهایت پایین کشیده خواهند شد. مثل کسی خواهند بود که خواب غذا میبیند، ولی گرسنه بیدار میشود. خواب محقق شدن خواستهٔ خود را میبینند، اما چنین نمیشود.
کوری روحانی اورشلیم.
۱. آیات (۹-۱۰) مَنگی روحانی اورشلیلم.
حیرت کنید و متحیر باشید!
کور شوید و نابینا باشید!
مست شوید، اما نه از شراب!
افتان و خیزان باشید، اما نه از مُسکِرات!
زیرا خداوند بر شما خوابی سنگین نازل کرده است.
او چشمان شما انبیا را بسته است؛
او سرهای شما رؤیابینندگان را پوشانیده است.
الف. حیرت کنید و متحیر باشید! کور شوید و نابینا باشید!: تکبر اورشلیم (همانطور که در اشعیا ۱:۲۹ بیان شده) آنها را از نظر روحانی کور و مست کرد. خداوند به اورشلیم میگوید که از این امر متحیر باشند، زیرا گرچه خودشان باعث این وضعیتاند، اما بینشی برای درک حال و روز خود ندارند.
ب. افتان و خیزان باشید، اما نه از مُسکِرات: این برکتی از سوی روح خداوند نبود، بلکه لعن بود، هم لعنی خودکرده و هم چیزی که از سوی خداوند فرستاده شده است. این سخن، هشدار نیرومندی است برای کسانی که امروزه بهاشتباه تعلیم میدهند که خدا قوم خود را با «مستی در روح» برکت میدهد. چنین چیزی هیچ برکتی نیست
ج. زیرا خداوند…نازل کرده است: چون اورشلیم کوری و تاریکی روحانی را انتخاب کرد، خدا چیزی فرستاد: خداوند خوابی سنگین بر آنها نازل کرد. همانطور که میگساران، میخوابند تا «مستی» از آنها گذر کند، خداوند بر اورشلیم کور، متکبر و مست رخوت و آسیبپذیری خواب عمیق را میفرستد. اما آنکه مست است، بعد از خوابیدن، به خود میآید، اما برای آنان که از نظر روحانی مست هستند، خواب شرایط را بدتر میکند.
یک) وقتی خواب هستیم، کار ثمربخشی انجام نمیدهیم. وقتی خواب هستیم، آسیبپذیر میشویم. وقتی خواب هستیم، حساسیت خود را از دست میدهیم. خدا این امور را بر اورشلیم نابینا، متکبر و مست فرستاد.
دو) مشکل خواب روحانی در اورشلیم دوران اشعیا تمام نشد. رومیان ۱۱:۱۳ خطاب به مسیحیان نوشته شده است: و شما با آگاهی از اینکه در چه زمانی به سر میبرید، چنین کنید. زیرا هماکنون ساعتِ آن رسیده است که از خواب بیدار شوید، چرا که اکنون در مقایسه با زمانی که ایمان آوردیم، نجات ما نزدیکتر شده است. مسیحیان باید بیدار باشند، بهخصوص با دانستن زمان.
د. زیرا خداوند…نازل کرده است: چون اورشلیم کوری و مستی روحانی را برگزید، خدا چیزی را گرفت: او چشمان شما انبیا را بسته است. همانطور که فردی مست، بینایی و درکی مخدوش خواهد داشت، خدا نیز چشمان روحانی این ملت را بست، بهطور خاص چشمان انبیا را.
یک) انبیا ساکت بودند، و کلام خدا نادیده گرفته میشد، چون مردم چنین میخواستند. در ساکت ساختن انبیا و رؤیابینندگان، خدا بهسادگی خواستهٔ اورشلیم را محقق کرد.
دو) عاموس نبی همین ایده را بیان میکند: خداوندگارْ یهوه میفرماید: «هان ایامی میآید که بر این سرزمین گرسنگی خواهم فرستاد، اما نه گرسنگی به جهت نان یا تشنگی به جهت آب، بلکه برای شنیدن کلام خداوند. و ایشان از دریا تا دریا و از شمال تا مشرق سرگشته خواهند شد؛ و به هر سو خواهند شتافت تا کلام خداوند را بجویند، اما آن را نخواهند یافت (عاموس ۱۱:۸-۱۲).
۲. آیات (۱۱-۱۲) بیسوادی روحانی اورشلیم.
تمام این رؤیا برای شما جز کلمات طوماری ممهور نیست. اگر آن را به کسی دهند که خواندن میداند و بگویند: «این را بخوان،» پاسخ خواهد داد: «نمیتوانم، زیرا که مُهر و موم شده است.» یا اگر به کسی داده شود که خواندن نمیداند، و به او بگویند: «این را بخوان،» پاسخ خواهد داد: «خواندن نمیدانم.
الف. تمام این رؤیا برای شما جز کلمات طوماری ممهور نیست. اگر آن را به کسی دهند که خواندن میداند: اشعیا پیشتر اورشلیم را به شخصی کور و مست تشبیه کرده بود. او در این قسمت آنها را به کسی که خواندن نمیداند تشبیه میکند. اما این سواد خواندن و نوشتن نبود، چون شخص باسواد، رویا را از سوی خدا دریافت کرده است، ولی برای او همچون کتابی ممهور است. وقتی کتاب رویا به دست کسی رسید که خواندن نمیدانست، او عملکردی بهتر از خود نشان نداد (خواندن نمیدانم).
ب. این را بخوان: امروزه بسیاری کلام خدا را روزنامهوار میخوانند. برخی کلمات را درک میکنند و قطعاً به عکسها هم نگاهی میاندازند. روزنامه را به دست میگیرند و با خیال راحت مینشینند و از وقت خود لذت میبرند و بهنظر چیزی میخوانند. اما محتوای حقیقی آنچه نوشته شده تأثیری بر آنها ندارد.
۳. آیات (۱۳-۱۶) چرا خداوند کوری روحانی را بر اورشلیم میفرستد.
خداوندگار میگوید:
«این قوم به دهان خود به من نزدیک میآیند
و به لبهای خویش مرا حرمت مینهند،
اما دلشان از من دور است؛
ترس آنان از من حُکم آموختۀ بشر است و بس.
بنابراین، هان بار دیگر با اعمال عجیب
و شگفتانگیز این قوم را شگفتزده خواهم ساخت.
حکمت حکیمانشان نابود خواهد شد،
و فهم فهیمانشان محو خواهد گشت.»
وای بر آنان که تدبیرهای خود را زیرکانه از خداوند پنهان میسازند،
که اعمالشان در تاریکی است و با خود میگویند:
«کیست که ما را ببیند؟ کیست که ما را بشناسد؟»
شما همه چیز را وارونه میسازید.
آیا کوزهگر همچون گِل انگاشته شود؟
آیا مصنوع دربارۀ صانع خود بگوید که:
«او مرا نساخته است»؟
یا کوزه دربارۀ کوزهگر بگوید که: «او را فهمی نیست»؟
الف. این قوم به دهان خود به من نزدیک میآیند و به لبهای خویش مرا حرمت مینهند: اورشلیم میدانست که چطور حرفهای روحانی بزند، ولی دلشان از خدا دور بود. همیشه نمیتوانید دل شخص را از روی حرفهایش تشخیص دهید. همیشه نمیتوانید دل شخص را از روی کارهایش تشخیص دهید. تنها خدا میتواند دل شخص را بشناسد، نزدیکترین حالت این است که به کل زندگی شخص دقت کنیم، نه تنها آنچه میگوید یا میکند، و نه تنها اینکه چگونه در کلیسا یا بین مسیحیان عمل میکند.
یک) عیسی گفت: زبان از آنچه دل از آن لبریز است، سخن میگوید (متی ۳۴:۱۲). این اصلی درست است، ولی قطعی نیست، چون مردم میتوانند به دهان خود به خدا نزدیک شوند و به لبهای خویش او را حرمت مینهند ، ولی دلهایشان از خدا بهدور باشد. البته گفتارشان دیر یا زود خودشان را رسوا خواهد کرد –امّا شاید نه در کلیسا!
دو) این نوع از «سخن گفتنِ دیندارانه بدون داشتنِ دلِ راستین»، در روزگارِ اشعیا پایان نیافت. عیسی نیز همین آیات را از اشعیا نقل کرد، هنگامی که رهبران مذهبی زمان خود را بهسبب ریاکاریشان سرزنش نمود (متی ۷:۱۵-۹، مرقس ۶:۷-۷). و این ریاکاری در روزگارِ عیسی هم پایان نیافت.
سه) خداوند به ما میگوید چگونه دلهایشان از او دور شد، دلشان از من دور است [ترجمه دیگر: آنها دل خود را از من دور کردند]. این خدا نبود که از قوم خود دور شد، بلکه خودِ آنان بودند که دلهایشان را از او برداشتند و از او فاصله گرفتند.
ب. ترس آنان از من حُکم آموختۀ بشر است و بس: مردم اورشلیم در خود ترسی از خدا نداشتند؛ باید توسط دیگران بر آنها حکم میشد. دل آنها به خدا پاسخ نمیداد، فقط به انسان.
ج. حکمت حکیمانشان نابود خواهد شد: خدا بهخاطر اینکه غرور اورشلیم آنها را به کوری، خواب، مستی، بیسوادی، و ریاکاری روحانی کشانده است، حکمت حکیمانشان را نابود خواهد کرد. حکیمان غروری را ترویج میدادند که سبب این شرارتها شد.
یک) اشعیا این را اعمال عجیب و شگفتانگیز میخواند، چون خدا حکمت انسان را رد کرده و حکمت خود را نشان میدهد. پولس نیز از آنچه به اصطلاح حکمت انسان بود و قیاس آن با آنچه بلاهت خدا فرض میشد، شگفتزده بود: زیرا از آنجا که بنا بر حکمتِ خدا، دنیا نتوانست از طریق حکمتْ خدا را بشناسد، خدا چنان مصلحت دید که از راه جهالتِ موعظه، کسانی را که ایمان میآورند، نجات بخشد. زیرا یهودیان خواستار آیتاند و یونانیان در پی حکمت، ولی ما مسیح مصلوب را وعظ میکنیم که یهودیان را سنگ لغزش است و غیریهودیان را جهالت، امّا فراخواندگان را، چه یهودی و چه یونانی، مسیحْ قدرت خدا و حکمت خداست. زیرا جهالتِ خدا از حکمتِ انسان حکیمانهتر و ناتوانیِ خدا از قدرتِ انسان تواناتر است (اول قرنتیان ۲۱:۱-۲۵).
د. کیست که ما را ببیند؟: مغروران اورشلیم، از روی حکمت غلط خود، فکر کردند که میتوانند افکارشان (فهم فهیمانشان محو خواهد گشت) و اعمالشان (اعمالشان در تاریکی است) را از خداوند پنهان کنند.
ه. شما همه چیز را وارونه میسازید: مردم مغرور اورشلیم فکر کردند که میتوانند از خداوند پنهان شوند، و بهنحوی دست او را خواندهاند. خدا به آنها گفت که حقایق را وارونه ساختهاند. در حقیقت، خدا بود که آنها را میشناخت، آنها چیزی در مورد خدا نمیدانستند.
و. آیا کوزهگر همچون گِل انگاشته شود؟: مردم اورشلیم اشتباه بدی کردند که همزمان خود را بالا آورده و خدا را پایین آوردند. پس از نظر آنها، گِل به همان ارزش، هوشمندی و قدرت، کوزهگر بود.
ز. آیا مصنوع دربارۀ صانع خود بگوید که: «او مرا نساخته است»؟: انسان نیز دقیقاً امروز همین را میگوید. انسان به خدای خالق مینگرد و میگوید: «او مرا نساخته است.» از نظر خداوند و نبی او، امری بیهوده بود، ولی امروزه دانشی والا به حساب میآید.
ح. یا کوزه دربارۀ کوزهگر بگوید که: «او را فهمی نیست»؟: قطعاً انسان نیز امروز همین را میگوید. به جای دیدن نیاز حیاتی خود به طراحی هوشمند که همهچیز را خلق کرده، بسیاری به احتمالات باور آوردهاند، و فکر میکنند که همهچیز به این شکل به وجود آمده است. به احتمالات کور، اتفاقی و بیهدف باور دارند که هیچگونه فهمی در آنها نیست.
یک) برخی از افراد باهوش و روشنفکر نیز ممکن است، گرفتار چنین خیالی شوند. ژاک مونُد (Jacques Monod)، زیستشیمیدان، چنین مینویسد: «تنها تصادف است که سرچشمهٔ هر نوآوری و تمام آفرینش در زیستبوم میباشد. تصادفی ناب، کاملاً آزاد اما کور، در ریشهٔ بنای شگفتانگیزِ تکامل قرار دارد.»
دو) اما سپردن چنین قدرتی به بخت و اقبال یا همان احتمالات، منطقی به نظر نمیآید. احتمالات قدرتی در خود ندارند. برای مثال، اگر سکهای را به هوا پرتاب کنید، احتمال اینکه «شیر» در آید، ۵۰٪ است، اما احتمال نیست که باعث میشود روی شیر پایین بیاید. شیر یا خط آمدن سکه بستگی به نیرویی دارد که سکه با آن پرتاب میشود، قدرت جریان هوا و فشار آن هنگام چرخ زدن، نقطهای که متوقف میشود و دوباره چرخ خوردن آن هنگام متوقف شدن، همه تعیینکنندهاند. احتمالات تنها امکانی را توصیف میکنند.
سه) سالها پیش دانشمندی به نام کارل سِیگان (Carl Sagan) به دولت آمریکا پیشنهاد سرمایهگذاری بر تحقیق در مورد حیات هوشمند در فضا را داد. امیدوار بود که با استفاده از ابزار فوقحساس رادیویی و سیگنالها، از اعماق فضا شواهدی برای اثبات وجود حیات بیابد. هنگام دریافت آن سیگنالها، به دنبال نظم و الگویی در آن گشت، که نشان میدهد توسط حیاتی هوشمند مخابره شدهاند. به همین منوال، نظم و الگوی کل عالم نشان میدهد که توسط حیاتی هوشمند طراحی شده، نه احتمالات. دانشمندان مدام در سیگنالهای رادیویی احتمالات را تشخیص میدهند (به شکل ایستا و بدون الگو)، ولی این امر چیزی را بر آنها آشکار نمیسازد.
چهار) بنابراین، هنگامی که کسی میگوید جهان یا هر چیز دیگری بر اثر تصادف پدید آمده است، میتوان گفت با وجودِ مهارت یا دانش او در زمینههای دیگر، در این موضوع خاص نادان، خرافی، یا صرفاً تکرارکنندهٔ نظریهای فرسوده است که پیشتر ارائه شده و باطل گردیده، امّا هنوز هم اغلب بدون اندیشه پذیرفته میشود.
ط. او مرا نساخته است: باید زمینهٔ این باب را به یاد داشته باشیم -غرور و کوری اورشلیم. شاید نهایتِ غرور و کوری انسان همین باشد که خداوند را بهعنوان خالق خود انکار کند.
وعدهٔ احیا.
۱. آیات (۱۷-۲۱) بینایی برای نابینایانِ روحانی، و عدالت برای شریران.
آیا در اندک زمانی لبنان به بوستان بدل نخواهد شد،
و بوستان، جنگل به شمار نخواهد آمد؟
در آن روز، ناشنوایان کلام طومار را خواهند شنید،
و چشمان نابینایان از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید.
مسکینان بار دیگر در خداوند شادی خواهند کرد،
و آدمیانِ نیازمند در قدوس اسرائیل وجد خواهند نمود.
زیرا که ستمکیشان هلاک خواهند شد،
تمسخرگران نابود خواهند گردید،
و شرارتپیشگان منقطع خواهند گشت،
آنان که انسانی را به سخنی مجرم میسازند،
برای آن که در محکمه حکم میکند دام میگسترند،
و به ادعای باطلْ حق بیگناه را پایمال میکنند.
الف. در اندک زمانی…بدل نخواهد شد: احیای خدا برقرار خواهد شد و با در نظر داشتن همهچیز، در اندک زمانی چنین خواهد شد. شاید هنگامی که در آزمایش باشیم چنین به نظر نرسد، اما درست است.
ب. لبنان به بوستان بدل نخواهد شد، و بوستان، جنگل به شمار نخواهد آمد؟: زمین لبنان به جنگلهای تنومندش شناختهشده بود، که به زیر کشیده خواهند شد و به بوستانی بدل خواهند شد. از سوی دیگر، زمینهای پرثمر نیز جنگل خواهند شد. خدا یکی را قطع میکند و دیگری را بلند میکند.
یک) این جمله، «ضربالمثلی است که بیانگر هر دگرگونی بزرگ در اوضاع است؛ و هنگامی که در مورد دو موضوع به کار میرود، اشاره به یک جابهجاییِ کامل و متقابل دارد.» (کلارک)
ج. ناشنوایان کلام…را خواهند شنید…چشمان نابینایان…خواهد دید: وقتی قوم خدا احیا میشوند، دیگر متکبران مانع شنیدن کلام خدا یا دیدن کارهای او نمیشوند. همانقدر که این معجزات در قلمروی طبیعی هستند، معجزاتی در قلمروی روحانی نیز میباشند.
د. مسکینان بار دیگر در خداوند شادی خواهند کرد: این شادی پاداش مناسب برای مسکینان است. وقتی مسکین هستیم، با سنجش درست خود، و دیدگاه مناسب خود در رابطه با خدا و دیگران، زندگی ما از شادمانی پر خواهد شد.
یک) مسکینان و نیازمندان در خداوند، شادی خواهند کرد. او منشأ شادمانیای است که هرگز گرفته نمیشود.
دو) غرور، دشمنِ شادی است. ممکن است مغرور باشیم و خوش بگذرانیم؛ مغرور باشیم و به موفقیت برسیم؛ مغرور باشیم و هیجان را تجربه کنیم؛ و حتی مغرور باشیم و بهسبب شرایط خوب، احساس خوشبختی کنیم. اما نمیتوان مغرور بود و در خداوند شادی داشت –و هر اندازه که در ما غرور باشد، به همان اندازه از شادی در خداوند محروم میشویم. انسان مغرور هرگز نمیتواند در شرایط فروتنانه یا فقیرانه، شادی در خداوند را تجربه کند.
ه. و شرارتپیشگان منقطع خواهند گشت: کارِ خداوند تنها به بازگرداندن قومِ تأدیبشدهاش محدود نمیشود، بلکه شامل اجرای عدالت بر شریران نیز میگردد. در میان آنان که برای داوری مشخص شدهاند، نبی کسانی را برمیشمارد که هیچ درکی از انصاف و عدالت ندارند: آنان که انسانی را به سخنی مجرم میسازند…و به ادعای باطلْ حق بیگناه را پایمال میکنند.
۲. آیات (۲۲-۲۴) احیای قوم خدا.
از این رو خداوند که ابراهیم را فدیه داده است به خاندان یعقوب چنین میگوید:
«یعقوب دیگر شرمسار نخواهد شد
و دیگر رنگ از رخسار نخواهد باخت.
زیرا چون ایشان فرزندان خویش را در میان خود ببینند،
فرزندانی را که ثمرۀ دستان منند،
نام مرا تقدیس خواهند کرد،
و قدوس یعقوب را تقدیس خواهند نمود،
و ترس و هیبت خدای اسرائیل را به دل خواهند داشت.
آنان که در روح گمراهند فهیم خواهند شد،
و گلهمندان تعلیم خواهند گرفت.»
الف. یعقوب دیگر شرمسار نخواهد شد: شایان توجه است که خدا در وعدهٔ احیای خود، قوم را یعقوب خطاب قرار میدهد. نام یعقوب، به پدر ۱۲ قبیله داده شد، تمجید نیست. مقصود «فریبکار» یا «کلاهبردار» است. هر کس که حقیقتاً یعقوب است، دلیل خوبی برای شرمسار بودن دارد، ولی وقتی خدا قوم خود را احیا میکند، حتی یعقوبها «شرمسار نخواهند شد.»
ب. چون ایشان فرزندان خویش را در میان خود ببینند، فرزندانی را که ثمرۀ دستان منند: تصویری از یعقوبِ پاتریارک (پدر قوم) است که بر نوادگان خود مینگرد، و دیگر از آنها شرمسار نیست، چون حالا نام خداوند را مقدس میخوانند و به قدوسیت خداوند احترام میگذارند.
ج. آنان که در روح گمراهند فهیم خواهند شد، و گلهمندان تعلیم خواهند گرفت: سرانجام، در روزِ احیای خداوند، حقیقت تعلیم داده و شناخته میشود و متعال میگردد. آنان که در روح گمراهند اکنون فهم مییابند، و گلهمندان، به سببِ شناختِ حقیقت، بینشِ درست پیدا میکنند.
یک) این باب در مورد کوری روحانی بسیار سخن میگوید.
· غرور باعث کوری روحانی میشود.
· کوری روحانی ما را به زیر میکشد.
· کوری روحانی سبب خواب روحانی میشود.
· کوری روحانی سبب بیسوادی روحانی میشود.
· کوری روحانی سبب ریاکاری میشود.
· کوری روحانی باعث میشود که انسان باور کند خدای قادر نمیداند که او چه فکر میکند یا انجام میدهد.
· کوری روحانی باعث میشود که انسان خدا را بهعنوان خالق انکار کند.
· کوری روحانی از طریق فروتنی درمان میشود.
· کوری روحانی تنها بهواسطهٔ احیای خدا بهبود مییابد.