فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۱۵ – وحی دربارهٔ موآب

حملهٔ شبانه بر ضد موآب

۱. آیهٔ (۱ قسمت اول) وحی دربارهٔ موآب.

وحی دربارۀ موآب.

الف. موآب: بنیان‌گذار قوم موآب پسری بود که از رابطه‌ٔ جنسی بین محارم، یعنی لوت و دخترانش، به دنیا آمده بود، دختران لوط بعد از نابودی سدوم و عَموره او را مست کرده و با او چنین رابطه‌ای داشتند (پیدایش ۳۰:۱۹-۳۸). موآبیان در دشت‌های سمت جنوب شرقی اسرائیل ساکن شدند، در مکانی که امروزه به اُردن معروف است.

ب. موآب: آن موقع موآبیان دشمنان بزرگ اسرائیل بودند.

·      بالاق، پادشاه موآب بود که بلعام نبی را اجیر کرد، و امید داشت به این طریق اسرائیل را لعن کند (اعداد ۲۲-۲۵).

·      عِجلون، پادشاه موآب در روزگار داوران بر اسرائیل ستم روا داشت (داوران ۳۰-۱۲:۳).

یک) در دوران شائول و داوود، اسرائیل بر موآب کنترل یافت، ولی پادشاهان بعدی اسرائیل همیشه قادر نبودند که آنها را تحت سلطهٔ اسرائیل درآورند.

ج. موآب: در همان زمان، بین موآبیان و اسرائيل رابطه‌ای برقرار بود.

·      ابتدا، آنها با اسرائیل ارتباط داشتند، چون لوط برادرزادهٔ ابراهیم بود. به این خاطر، خدا در تثنیه ۹:۲ به اسرائیل گفت که قرار نیست آنها موآب را نابود کنند و سرزمین آنها را بگیرند.

·      همچنین، داوود، یعنی بزرگ‌ترین پادشاه اسرائيل، یک‌چهارم موآبی بود. مادربزرگ او از سوی پدر، روت و اهل موآب بود؛ و داوود پدر و مادر خود را هنگامی که از دست شائول می‌گریخت، به پادشاه موآب سپرد (اول سموئیل ۴-۳:۲۲).

 

یک) بنا بر همین دلایل، حینی که اشعیا داوری نزدیک بر موآب را شرح می‌دهد، می‌توانیم حزن و همدردی زیادی را از سوی او حس کنیم.

 

۲. آیات (۱قسمت دوم-۴) شهرها و سربازان موآب گرفتار حملهٔ شبانهٔ موآب می‌شوند.

براستی که ’عارِ‘ موآب یک شبه ویران گشته،

و نابود شده است!

براستی که ’قیرِ‘ موآب یک شبه ویران گشته،

و نابود شده است!

او به بتکده و به ’دیبون‘ برآمده است،

به آن مکان‌های بلند، تا بِگریَد.

موآب برای ’نِبو‘ و ’میدِبا‘ شیون می‌کند.

سرها همه تراشیده،

و ریش‌ها کنده شده است.

در کوچه‌ها پلاس در بر دارند،

و بر بام‌ها و در میادین،

همگان شیون‌کنان اشک می‌ریزند.

’حِشبون‘ و ’اِلِعالِه‘ فریاد برمی‌آورند؛

و آوازشان تا ’یاهَص‘ به گوش می‌رسد.

از این رو مردان مسلحِ موآب فریاد بلند سر می‌دهند،

و جان‌هایشان در ایشان می‌لرزد.

الف. براستی که ’عارِ‘ موآب یک شبه ویران گشته، و نابود شده است…’قیرِ‘ موآب… ’حِشبون‘ و ’اِلِعالِه‘: خدا داوری آتی بر موآب را نسبت به این شهرها اعلام می‌کند.

یک) «اکثر این شهرها در اصل بخشی از محدودهٔ اسرائیل بودند، هنگامی که موسی و یوشع، سیحون، پادشاه اَموریان را شکست داد. تمام شهرها شمال رودخانهٔ آرنون…زمانی متعلق به قبیلهٔ رئوبین بودند. در طول این سال‌ها، موآبیان با پافشاری اسرائیلیان را از آن مناطق راندند.» (وولف)

ب. او به بتکده…برآمده است: تصویر رسم شده مردان موآبی را توصیف می‌کند که از نابودی شهر فرار می‌کنند، و به سوی بتکده و خدایان بت‌پرستان برای حفظ شدن و زاری کردن، می‌روند (به آن مکان‌های بلند، تا بِگریَد).

ج. پلاس در بر دارند…همگان شیون‌کنان اشک می‌ریزند: در این حمله، و در نتیجهٔ آن، ناراحتی و حزنی در موآب خواهد بود.

یک) ارمیا ۴۸ داوری بر موآب را نبوت می‌کند و دلیل آن را هم می‌گوید. «موآب از روزگار جوانی در استراحت بوده، و مانند شرابی بر دُردهای خود نشسته است؛ از ظرفی به ظرف دیگر ریخته نشده، و به تبعید نرفته است؛ از این رو طعمش در او مانده، و رایحه‌اش تغییر نکرده است. پس خداوند می‌فرماید: اینک روزهایی می‌آید که من ریزندگان خواهم فرستاد؛ آنها او را خواهند ریخت و ظرف‌هایش را خالی کرده، سبوهایش را خواهند شکست.» (ارمیا ۱۱:۴۸-۱۲). وقتی آسوده هستیم و از ظرفی به ظرف دیگر ریخته نمی‌شویم، بر «دُردها» می‌نشنیم و هرگز «ناب» نمی‌شویم. خدا از روند ریختن استفاده می‌کند تا ما را ناب بسازد.

 

پناهندگان از موآب فرار می‌کنند.

۱. آیات (۵-۷) فرار پناهندگان از موآب.

دل من برای موآب فریاد برمی‌آورد؛

برای فراریانش که تا ’صوعَر‘ و ’عِجلَت‌شِلیشیا‘ یافت می‌شوند.

زیرا که از سربالاییِ ’لوحیت‘، گریان بالا می‌روند

و در راهِ ’حورونایِم‘ فریاد نابودی برمی‌آورند.

آب‌های ’نِمریم‘ خشکیده،

و علف‌ها خشک شده است؛

گیاهان نابود گشته،

و هیچ‌چیز سبز باقی‌‌ نمانده است.

از این رو دولتی را که به دست آورده‌اند

و آنچه را که اندوخته‌اند،

از راه وادیِ بیدها خواهند برد.

الف. فراریانش که تا ’صوعَر‘…یافت می‌شوند: ارتباطی جالب است چون صوعَر شهری بود که لوط و دخترانش از سُدوم به آن رفتند (پیدایش ۲۲:۱۹-۲۳)، البته قبل از اینکه به کوه‌ها بروند (پیدایش ۳۰:۱۹). دختران لوط در غاری در کوهستان، با پدر خود مرتکب زنا شدند. نتیجتاً پسری به نام موآب، که پدر موآبیان شد، به دنیا آمد (پیدایش ۳۶:۱۹-۳۷).

یک) بولْتِما در مورد صوعر چنین می‌گوید: «این شهر به نام ماده گوسالهٔ سه ساله معروف بود، که نشان می‌دهد هرگز تحت یوغ غریبه‌ای قرار نگرفته است.»

ب. علف‌ها خشک شده است: دشت‌های زیبای موآب چراگاه‌های شگفت‌انگیزی بودند. ولی حالا، تحت داوری خدا، علف‌ها خشک شده است.

ج. از این رو دولتی را که به دست آورده‌اند…از راه وادیِ بیدها خواهند برد: تصویر توصیف‌شده از پناهندگان فراری، که دارایی‌های خود را می‌بَرند.  

 

۲. آیات (۸-۹) فریاد پناهندگان از موآب.

زیرا که فریادی در سرحدات موآب طنین‌انداز است؛

شیونشان تا به ’اِجلایِم‘ و زاری‌شان تا به ’بِئِرایلیم‘ رسیده است.

زیرا آب‌های ’دیمون‘ آکنده از خون است؛

زانرو که من بدتر از این را بر دیمون نازل خواهم کرد:

یعنی بر فراریان موآب و باقی‌ماندگان آن سرزمین،

شیری گسیل خواهم داشت.

الف. فریادی در سرحدات موآب طنین‌انداز است: نقشهٔ آنها در داوری بر همه آشکار خواهد بود. همهٔ کسانی که بر مرز موآب بودند، داوری خدا بر علیه خود خواهند دید.

ب. بر فراریان موآب…شیری گسیل خواهم داشت: اگر داوریِ شبِ حمله عمل قضاوت را به پایان نمی‌رساند، خدا بر فراریان…شیری را گسیل خواهد داشت. خدا عمل داوری خود را به پایان می‌رساند.

 

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.