فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۸ ـ نشانهٔ مَهیرشَلال‌هاش‌بَز.

هجوم آشوریان بر علیه اَرام و پسر اشعیا.

۱. آیات (۱-۴) حمله به‌واسطهٔ نام‌گذاری پسر اشعیا، اعلام می‌شود.

آنگاه خداوند مرا گفت: «لوحی بزرگ برگیر و با قلمی معمولی بر آن بنویس، ’مَهیرشَلال‌هاش‌بَز.‘ و من شهود امین یعنی اوریای کاهن و زکریا فرزند یِبِرِکیا را به جهت خود برای شهادت می‌گیرم.» و من با نبیه هم‌بستر شدم، و او آبستن شده پسری بزاد. و خداوند به من گفت: «او را ’مَهیرشَلال‌هاش‌بَز‘ بنام. زیرا پیش از آنکه کودک بتواند ’پدرم‘ و ’مادرم‘ بگوید، ثروت دمشق و غنائم سامِرِه را نزد پادشاه آشور به تاراج خواهند برد.»

الف. آنگاه خداوند مرا گفت: این نبوت از اشعیا باب ۷، ادامه می‌یابد، جایی که خدا به آحاز، پادشاه یهودا، اطمینان می‌دهد که توسط اتحاد سپاهیان اَرام و اسرائیل سرنگون نخواهد شد. خدا داوری بر علیه اَرام و اسرائیل را اعلام کرد، و در مورد حملهٔ آنها به یهودا چنین می‌گوید: «چنین نخواهد شد و این واقع نخواهد گردید…و در عرض شصت و پنج سال، اِفرایِم نیز چنان در هم خواهد شکست که دیگر قومی نخواهد بود.» خدا به اشعیا نشانه‌ای داد تا بیشتر در مورد شکست قریب‌الوقع اَرام و اسرائیل توضیح دهد.

ب. لوحی بزرگ برگیر: اغلب به انبیا دستور نوشتن داده نشده است، اما اینجا مثالی از آن داریم. اشعیا در مورد ’مَهیرشَلال‌هاش‌بَز می‌نویسد، که به معنای «غنیمت می‌شتابد، تاراج تعجیل می‌کند» است.

ج.  با قلمی معمولی بر آن بنویس: پیغام اشعیا مختص به عموم بود، در سطحی بود که هر کس می‌تواند آن را بخواند و بفهمد.

یک) کالوین در مورد قلمی معمولی چنین می‌گوید: «این به‌معنای مردی معمولی است و می‌گوید که حتی بی‌سوادترین و بی‌فهم‌ترین انسان‌ها هم قادر به خواندن آن نگاشته خواهند بود.»

د. من شهود…را به جهت خود برای شهادت می‌گیرم: خداوند دو شاهد منصوب کرد، تا صحت این سخن، مشخص شود. به گواهی دو یا به گواهی سه شاهد هر سخنی ثابت خواهد شد. (تثنیه ۱۵:۱۹).

ه. من با نبیه هم‌بستر شدم: این به همسر اشعیا اشاره دارد. او نبیه خوانده شده است، البته ممکن است به معنای همسر نبی باشد. اگرچه نبوت را حداقل در یک مورد، محقق کرد. به‌دنیا آوردن و نامیدن پسرش به مَهیرشَلال‌هاش‌بَز که کلامی از سوی خدا بود، پس قطعاً آن نبوت را محقق کرد.

یک) نمونه‌های زیادی از نبیه در کتاب‌مقدس هست: مریم (خروج ۲۰:۱۵)، دبوره (داوران ۴:۴)، حُلدَه (دوم پادشاهان ۱۴:۲۲)، نوعَدیا (نحمیا ۱۴:۶)، حنّا (لوقا ۳۶:۲) و چهار دختر فیلیپس (اعمال ۸:۲۱-۹). پس شاید همسر اشعیا هم خدمت نبوت خود را داشت. ولی همچنین شاید همسر نبی بود و «نبوت» او به‌دنیا آوردن مَهیرشَلال‌هاش‌بَز بود.

و. زیرا پیش از آنکه کودک بتواند ’پدرم‘ و ’مادرم‘ بگوید: خداوند با تولد و نام‌گذاری مَهیرشَلال‌هاش‌بَز، زمان‌بندی‌ای برای هجوم آشور ارائه می‌دهد که اَرام و اسرائیل را مجازات خواهد کرد.

یک) این اساساً همان معنای نزدیک به نشانهٔ عمانوئیل در اشعیا ۱۰:۷-۱۷ است، اما این نشانه عمومی‌تر و واضح‌تر بود.  

 

۲. آیات (۵-۱۰) یهودا نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

و خداوند بار دیگر مرا خطاب کرده، گفت:

«از آنجا که این قوم آب‌های شیلواَخ را که به ملایمت روانند رد کرده‌اند،

و از رِصین و پسر رِمَلیا شادمانند، پس هان خداوندگار،

آب‌های نیرومند و فراوان نهر،

یعنی پادشاه آشور را با تمامی شکوهش، بر آنها خواهد آورد.

و آن بر تمامی آبراه‌های خود طغیان کرده،

تمامی کناره‌هایش را خواهد پوشانید،

و به جانب یهودا پیشروی خواهد کرد و سیلان کرده،

تا به گردن خواهد رسید، و بال‌های گشوده‌اش تمامی پهنۀ سرزمین تو را،

ای عِمانوئیل، پر خواهد ساخت.»

ای قوم‌ها، گرد هم آیید و در هم بشکنید!

ای تمامی سرزمین‌های دور، گوش فرا دهید!

سِلاح برگیرید و در هم بشکنید!

سِلاح برگیرید و در هم بشکنید!

با هم مشورت کنید، اما باطل خواهد شد! سخن‌ها گویید،

اما استوار نخواهد شد! زیرا خدا با ماست.

الف. این قوم آب‌های شیلواَخ را که به ملایمت روانند رد کرده‌اند: مردم قلمروی شمالی اسرائیل قدر نهرهای آرام (آب‌های شیلواَخ) خود را نمی‌دانستند. در عوض، به‌خاطر رهبران شریر خود شادمانی کردند (از رِصین و پسر رِمَلیا). پس خدا نوعی دیگر از نهر به آنها می‌دهد –آب‌های نیرومند و فراوان نهر.

یک) «نهر کوچک شیلواَخ از کوه صهیون، در سمت جنوب‌غربی اورشلیم، سرچشمه می‌گرفت. این آب همچون روغن نرم و بی‌صدا جریان داشت. وجود و دوام اورشلیم به آن وابسته بود.» (بولْتِما)

دو) پایتخت امپراتوری آشور نینوا بود، و شهر نینوا بر کنار رود بزرگی بنا شده بود: دجله. امپراتوری آشور همچنین بر محور رود نیرومند دیگری قرار داشت: فرات. در تمام سرزمین اسرائیل، رودخانه‌ای همانند فرات یا دجله وجود نداشت. خدا از تفاوت میان آب‌های کوچک، فروتن، اما کافی اسرائیل و رودهای عظیم، اما بی‌مهار آشور استفاده می‌کند تا نکته‌ای را روشن سازد. گویی خدا می‌گوید: «آنچه را که به شما داده‌ام نمی‌پسندید؟ همچنان در رد کردن بخشش‌های من اصرار می‌ورزید؟ پس چیز دیگری به شما خواهم داد، اما آن را نیز نخواهید پسندید.»

سه) «آب‌های کوچک اما آرام باید ارزش بیشتری از آب‌های عظیم و خروشان ملت‌ها داشته باشند، نباید به قدرت عظیم بی‌خدایان رشک ورزیم.» (کالوین)

ب. و آن بر تمامی آبراه‌های خود طغیان کرده، تمامی کناره‌هایش را خواهد پوشانید: مانند رودی عظیم در هنگام سیلاب، سپاه آشور در «کرانه‌های» خود محدود نخواهد ماند. بلکه آنان از آن فراتر خواهند رفت، بر اسرائیل و اَرام سیلان کرده، و یهودا را با خشونت و هلاکت فرا خواهند گرفت (و به جانب یهودا پیشروی خواهد کرد).

ج. تا به گردن خواهد رسید: آشور کاملاً ملت شمالی اسرائیل را مغلوب خواهد کرد. ده قبیلهٔ شمالی بعد از مغلوب شدن توسط آشوریان، دیگر ملتی نخواهند بود. اما آشوریان بر ملت (قوم) جنوبی یهودا غلبه نخواهند کرد. بر آنها «سیلان» خواهند کرد (تمامی پهنۀ سرزمین تو را…پر خواهد ساخت)، و تا به گردن خواهد رسید، ولی نه تا سر. یهودا از حملهٔ آشوریان در امان خواهد ماند، ولی به‌دست آشوریان دچار هلاکت عظیم‌تری خواهد شد.

یک) دوم پادشاهان ۱۳:۱۸ به‌خوبی وسعت هجوم آشوریان به یهودا را شرح می‌دهد: در چهاردهمین سال سلطنت حِزِقیای پادشاه، سنحاریب پادشاه آشور به تمامی شهرهای حصاردار یهودا حمله آورد و آنها را متصرف شد. با این‌حال، حزقیا توانست پادشاه آشور را از اورشلیم دور بدارد و با استفاده از ثروت معبد، لطف او را شامل حال خود کند و جان سالم به در ببرد، حتی طلا را از درب معبد برداشت تا پادشاه بت‌پرستان را خشنود سازد.

دو) «تاریخ ‌کتاب‌مقدس به ما اطمینان می‌دهد که این اتفاقات رخ داد‌ه‌اند…آشوریان، که یهودیان آنها را برای کمک خواندند، یهودیان را نابود کردند. این مجازات منصفانهٔ عدم توکل آنها بود و در آن نمونهٔ شرورانهٔ طمع انسان را می‌بینم که به وعده و یاری خدا سیراب نمی‌گردد.» (کالوین)

د. سرزمین تو را، ای عِمانوئیل: این قسمت به نبوت «عمانوئیل» در اشعیا ۱۴:۷ اشاره دارد. سرزمینی که آشوریان به آن حمله خواهند کرد، متعلق به یهودا یا آحاز پادشاه نیست. این سرزمین به خداوند خدا، مسیح موعود، عِمانوئيل، تعلق دارد.

ه. ای قوم‌ها، گرد هم آیید و در هم بشکنید…سخن‌ها گویید اما استوار نخواهد شد! زیرا خدا با ماست: قربیانیان این حملهٔ آشوریان (اَرام، اسرائیل و یهود) می‌توانستند تا حد نیاز برای این حمله آماده شوند (گرد هم آیید). ولی آمادگی آنها سبب محافظت از آنها نمی‌شود (در هم بشکنید). آنها می‌توانند با هم مشورت کنند، اما باطل خواهد شد. تمام نقشه‌ها و سخنان و نظرات آنها استوار نخواهد شد، زیرا خدا با ماست. قرار بود ارادهٔ خدا انجام شود، علی‌رغم نقشه و آمادگی اَرام و اسرائيل و یهودا در مقابل آن.

یک) مقصود از ما، در خدا با ماست، کیست؟ از منظری، کلمهٔ ما به سپاهیان آشور ارجاع می‌یابد، چون آنها ابزار داوری خدا بر علیه اَرام و اسرائیل و یهودا بودند. هیچ‌چیزی قادر به متوقف ساختن سپاه آشور نبود، چون اگر حتی نمی‌دانستند، یا حتی دل خود آنها در موقعیتی غلط قرار گرفته بود، ولی خدا به ‌هر جهت از آنها استفاده می‌‌کرد. و از منظری دیگر، کلمهٔ ما به خود نبی نیز اشاره دارد. به‌عنوان پیغام‌آور خدا، سخن او محقق می‌شود، فرقی نمی‌کند که آن سه قوم برای مقابله با آن چگونه آماده شوند.

دو) خدا با ماست تلمیحاً به نبوت عمانوئیل نیز اشاره می‌کند، چون عمانوئیل یعنی «خدا با ماست.»  

 

یهودا چگونه آمادهٔ این حمله می‌شد.

۱. آیات (۱۱-۱۵) آماده شوید با ترس از خدا، نه آشور.

براستی خداوند در حالی که دست نیرومندش بر من بود، با من سخن گفت و مرا هشدار داد که از راه این مردمان پیروی نکنم. و گفت:

«هرآنچه را این قوم دسیسه می‌خوانند، شما دسیسه مخوانید؛

از آنچه آنان می‌ترسند، شما مترسید، و در هراس مباشید.

آن که باید مقدس شمارید، خداوند لشکرها است؛

اوست که باید از او بترسید،

و اوست که باید از او در هراس باشید.

او برای شما مکان مقدس خواهد بود،

اما برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگی که سبب لغزش شود

و صخره‌ای که موجب سقوط گردد،

و برای ساکنان اورشلیم دام و تله خواهد بود.

بسیاری از آن لغزش خواهند خورد؛

خواهند افتاد و صدمه خواهند دید،

و به دام افتاده، گرفتار خواهند شد.»

الف. هرآنچه را این قوم دسیسه می‌خوانند، شما دسیسه مخوانید…از آنچه آنان می‌ترسند، شما مترسید، و در هراس مباشید: اشعیا و تمام مردم یهودا، به ترس و هراس افتاده بودند، چون می‌دانستند که در نقطه‌ای خطرناک قرار گرفته‌اند. در زمان این نبوت، سپاهیان اسرائیل و اَرام بیشتر یهودا را نابوده کرده بودند. سپاهیان آنها اورشلیم را احاطه کرده بودند یا در حال انجام آن بودند. نقشهٔ آنها این بود که آحاز، پادشاه یهودا را سرنگون کرده و کسی که خود می‌خواستند را برتخت بنشانند (اشعیا ۶:۷). نبوت اشعیا اعلام کرد که سپاهیان اَرام و اسرائیل موفق به شکست دادن یهودا نخواهند شد، اما آشوریان (که به یاری آنها اتکا کرده بودند) به آنها حمله کرده و آسیب فراوان به آنها می‌رسانند. در این شرایط، آسان می‌توانید دل را تسلیم توطئه و تهدیدها کنید. ولی خدا به آنها می‌گوید که چنین نکنند.

ب. خداوند لشکرها است؛ اوست که باید از او بترسید: به‌جای ترس از توطئه و تهدید، از خدا بترسید. خود را مورد رحمت سپاهیان دشمن ندانید؛ شما در دستان خدایید. نگران جایگاه خود با خداوند باشید به جای دشمنانتان.

ج. او برای شما مکان مقدس خواهد بود: خداوند مکان مقدس ما و مکان حفاظت ما خواهد بود. او ما را از دشمنان حفظ خواهد کرد.

د. سنگی که سبب لغزش شود و صخره‌ای که موجب سقوط گردد: برای کسانی که به او اعتماد دارند، خداوند مکان مقدس خواهد بود. ولی برای کسانی که چنین اعتمادی به او ندارند، او سنگی سبب لغزش و صخره‌ای موجب سقوط خواهد بود. به‌ جای اینکه خداوند آنها را حفظ کند، سبب لغزش آنها خواهد شد و هلاک می‌شوند. حقیقتاً بسیاری از آن لغزش خواهند خورد؛ خواهند افتاد و صدمه خواهند دید.

یک) دوست داریم که سرود «در عیسی دوستی دارم» را بخوانیم و هر خط از این سرود درست است. ولی آنهایی که خداوند را رد می‌کنند، می‌توانند بخوانند که «در خدا دشمنی دارم.» به جای اینکه مکان مقدسی برای آنها باشد، دام و تله برای آنها خواهد بود. به جای حفظ شدن، سقوط کرده و در هم می‌شکنند. جای تعجبی نیست که مزمور ۱۲:۲ می‌گوید: پسر را ببوسید، مبادا به خشم آید، و در راه هلاک شوید، زیرا خشم او به دمی افروخته می‌شود. خوشا به حال همۀ آنان که به او پناه می‌برند.

دو) می‌دانیم که عیسی سنگ لغزش و صخره‌ای است که سبب سقوط است (اول پطرس ۶:۲-۸). بیانیه‌ای قوی در مورد الوهیت عیسی است، چون آشکارا در اشعیا ۱۴-۱۳:۸ چنین آمده است که خداوند لشکرها صخره است و در اول پطرس ۶:۲-۸ گفته شده که عیسی مسیح، صخره است.

سه) همین نظر در مورد شمعون صادق است، زمانی که عیسی را در آغوش نگه داشت، همان‌طور که در لوقا ۳۴:۲ آمده است: مقدّر است که این کودک موجب افتادن و برخاستن بسیاری از قوم اسرائیل شود، و آیتی باشد که در برابرش خواهند ایستاد.

 

۲. آیات (۱۶-۱۸) آماده شوید با انتظار کشیدن برای خداوند.

شهادت‌‌ را به هم بپیچ،

و شریعت را در میان شاگردانم مُهر و موم کن.

من برای خداوند، که روی خود را از خاندان یعقوب پوشانیده است،

انتظار خواهم کشید، و بر او امید خواهم بست.

اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است،

از جانب خداوند لشکرها که در کوه صَهیون ساکن است،

به جهت اسرائیل نشانه و علامت هستیم. 

الف. من برای خداوند…انتظار خواهم کشید: انتظار کشیدن برای خداوند، به معنای بی‌عملی و سکون منفعلانه نیست. بلکه به این معناست که همچون یک پیشخدمت که بر سر میز خدمت می‌کند، چشم‌انتظار خداوند باشیم؛ یعنی کاملاً به او توجه کنیم، بر هر حرکت او متمرکز باشیم و به هر خواسته‌اش پاسخ دهیم. گاه ممکن است این انتظار به معنای سکون باشد، اما حتی آن سکون نیز «سکونی فعال» است، زمانی که در حضور خداوند می‌ایستیم، کاملاً بر او متمرکز می‌مانیم و منتظر می‌مانیم تا ببینیم او در گام بعدی چه می‌خواهد.

یک) زمانی که اشعیا سخن می‌گفت، رهبران و قوم یهودا منتظر سپاه اسرائیل و اَرام بودند، چون زیر حمله بودند. آنها از خطر آشوریان شنیده بودند، و وسوسه شدند که تمرکز خود را بر آنها قرار دهند. ولی تمرکز آنها بر این سپاهیان بود، نه بر خداوند. اشعیا می‌گوید: «بر ضد اَرام و اسرائیل با تمرکز بر خداوند نبرد کنید. به‌و‌اسطهٔ انتظار کشیدن برای خداوند به جای دشمنان، آمادهٔ حملهٔ آیندهٔ آشور باشید.»

ب. شهادت‌‌ را به هم بپیچ، و شریعت را در میان شاگردانم مُهر و موم کن: منتظر خداوند ایستادن به کلام او ربط دارد. می‌توانیم با انتظار کشیدن برای کلام او منتظرش بمانیم.

ج. اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است…به جهت اسرائیل نشانه و علامت هستیم: اشعیا به نبوت کردن و استفاده از فرزندانش در پیغام‌های نبوتی‌اش خوانده شده بود (اشعیا ۳:۷، ۳:۸). پس اعلام کرد که اینک من و فرزندانی که خداوند به من داده است! گویی که گفته است: «ما را ببین! ما پیغام خدا هستیم!»

یک) نام’مَهیرشَلال‌هاش‌بَز به معنای «به سوی غنیمت می‌شتابد، جهت تاراج تعجیل می‌کند» است. این به حمله‌های آتی آشور بر اَرام، اسرائیل و یهودا اشاره دارد. نام شِعاریاشوب به معنای «بازماندگان باز خواهند گشت» است. این به احیایِ نهایی خدا اشاره دارد. نام اشعیا به معنای «نجات از آن خداوند است» می‌باشد و به دیدگاه و امیدی که یهودا به آن نیاز داشت اشاره می‌کند.

دو) ما نیز فرزندان خدا و پیغام او هستیم. عبرانیان ۱۱:۲-۱۳ این قسمت را نقل قول می‌کند تا چنین حقیتی را بیان دارد: زیرا او که مقدّس می‌سازد و آنان که مقدّس می‌شوند، همه از یک تبارند. از همین رو، عیسی عار ندارد ایشان را برادر بخواند…اینک من، و فرزندانی که خدا به من داده است.» همان‌طور که فرزندان اشعیا شاهدین زندهٔ حقیقت کلام خدا بودند، ما نیز به‌عنوان فرزندان خدا چنین هستیم.

 

۳. آیات (۱۹-۲۲) آماده شوید با جستجوی نور و کلام او، نه تاریکیِ جادوگری و اعمال نهانی.

پس چون شما را گویند: «از احضارکنندگان ارواح و جادوگرانی که جیک جیک می‌کنند و وِرد می‌خوانند، سؤال کنید،» آیا قوم نباید از خدای خود سؤال کنند؟ آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟ به شریعت و به شهادت روی نمایید! اگر مطابق این کلام سخن نگویند، ایشان را طَلیعه‌ای نیست. آنان گرسنه و در سختی بسیار در زمین خواهند گشت. هنگامی که گرسنه شوند، خشمگینانه به بالا خواهند نگریست و پادشاه و خدای‌شان را لعن خواهند کرد. و به زمین نظر خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ اندوه خواهد بود، و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد.

الف. از احضارکنندگان ارواح و جادوگران…سؤال کنید: در خطر کنونی که از سوی اَرام و اسرائیل آنها را تهدید می‌کرد، یهودا وسوسه می‌شود که از احضارکنندگان ارواح و جادوگران راهنمایی و تسلی بجوید. اشعیا به حماقت چنین کاری اشاره می‌کند و می‌گوید آیا قوم نباید از خدای خود سؤال کنند؟ آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟

یک) وقتی با مشکل روبه‌رو می‌شوید، آیا نباید خدای خود را بجویید؟ اگر نمی‌توانید بر خدای خود هنگام مشکلات اتکا کنید، پس خدای شما چه فایده‌ای دارد؟

دو) چه فایده‌ای دارد که برای زندگان از مردگان سؤال کرد؟ مردگان، مرده‌اند و زندگان زنده. خدای زنده به‌واسطهٔ کلام زنده خود و قوم زنده‌اش سخن می‌گوید تا ما را هدایت نماید. دلیلی ندارد که از مردگان سؤال بپرسید.

سه) این آیات حماقت دعا کردن به درگاه قدیسان را نیز نشان می‌دهد. سؤالی دقیق باید پرسیده شود: آیا برای زندگان باید از مردگان سؤال کرد؟

ب. به شریعت و به شهادت: احضارکنندگان ارواح و جادوگران و مردگان را فراموش کنید. در عوض این فریب و حماقت، به شریعت و شهادت اعتماد کنید! سراغ کلام خدا بروید.

یک) شریعت و شهادت به کلام خدا اشاره دارند. شاید بتوان گفت که شریعت به فرامین مقدس خدا اشاره می‌کند و شهادت به تعاملات او با قومش مطابق با آنچه در کلام خدا آمده است. اما شاید این تفکیک بیش از حد دقیق باشد، چون معمولاً واژگان مشابه در کلام خدا تکرار می‌شوند و قصد از آنها نشان دادن تمایزشان نیست، بلکه هدف تأکید است.

دو) این موضوع باید بر واعظین امروزی ما اعلام شود: به شریعت و به شهادت! حکایت و لطیفه کافی است. تأکید بر سرگرمی و داستان‌های خودمانی بس است. خوراک دادن به آنان که دنبال تعالیمی باب میل خود هستند، کافی است. پرداختن به سرگرمی‌ها و حساسیت‌های این و آن کافی است. به شریعت و به شهادت بپردازید.

سه) «ما خادمین انجیل باید یادمان باشد که مَکچِین (M’Cheyne)، چه می‌گفت: بر آن اتکا کنید، کلام خداست که نجات می‌دهد، نه تفسیر انسان از آن؛ و من دیده‌ام که از هر صد نفری که ایمان می‌آورند، روایت ۹۹ نفر به بخشی از متن کلام خدا یا آیه‌ای که در موعظه بیان شده باز می‌گردد، نه سخنان پوچ یا حرف خود واعظ. کلام خدا است که قید و بند را از پای اسیران باز می‌کند، کلام خدا است که به‌شکلی ابزاری جان‌ها را نجات می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد که همه‌چیز را محک زنیم.» (اسپرجن)

ج. اگر مطابق این کلام سخن نگویند، ایشان را طَلیعه‌ای نیست: اگر بین کلام خدا و کلام پیغام‌آور، تضادی باشد، تشخیص آن کس که اشتباه می‌کند، سخت نخواهد بود. پیغام‌آور اشتباه می‌کند. کلام، پیغام‌آور را داوری می‌کند؛ پیغام‌آور، کلام را داوری نمی‌کند.

د. و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد: وقتی کلام خدا را رها می‌کنند و به احضارکنندگان ارواح و جادوگران و مردگان اتکا می‌کنند، تاریکی را دعوت می‌کنند، نه نور.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.