فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۴۲ – سرود خادم.


خداوند در مورد خادم خود.

۱. آیات (۱-۴) شخصیت خادم.

این است خادم من که از او حمایت می‌کنم،

و برگزیدۀ من که جانم از او خشنود است.

من روح خود را بر او می‌نهم،

و او عدالت را در حق قوم‌ها جاری خواهد ساخت.

او فریاد نخواهد زد و آوای خویش بلند نخواهد کرد،

و صدای خود را در کوچه‌ها نخواهد شنوانید.

نی خُرد شده را نخواهد شکست،

و فتیلۀ کم‌سو را خاموش نخواهد کرد.

او عدالت را در کمال امانت اجرا خواهد نمود؛

سست نخواهد شد و دلسرد نخواهد گشت

تا عدل و انصاف را بر زمین برقرار سازد.

سواحل دوردست چشم‌انتظار شریعت اویند.

الف. این است خادم من: خداوند همه را می‌خواند، قوم اسرائیل و اهالی سواحل دوردست را، و به آنها می‌گوید که به خادم او توجه کنند (تفحص کنند و متمرکز بمانند).

یک) کلمهٔ ebed ‌می‌تواند به برده اشاره داشته باشد (خروج ۲۰:۲۱-۲۱) یا به حاکم خراجگزار (دوم سموئیل ۱۹:۱۰)، زیردست یک نفر (۲۵:۲۱) یا قومی که خراج می‌پردازد (اول تواریخ ۲:۱۸، ۶، ۱۳). در تمام این موارد، این کلمه به شخص یا گروهی اشاره دارد که توکل و خدمت، خصلت آن است.» (لیندزی)

دو) ترجمهٔ نیو کینگ جیمز (NKJV) به‌درستی واژهٔ خادم را با حرف بزرگ آغاز می‌کند، زیرا بافتِ آیات به‌روشنی نشان می‌دهد که این اشاره‌ای مستقیم به عیسی است. علاوه بر این، متی در انجیل خود، اشعیا ۱:۴۲-۵ را نقل کرده و صریحاً می‌گوید که این نبوت در شخص عیسی تحقق یافته است (متی ۱۶:۱۲-۲۱). بنابراین، در اینجا خداوند تمام قوم‌ها را فرمان می‌دهد تا نگاه و توجه خود را بر عیسی متمرکز کنند.

سه) عیسی خود را در متی ۲۵:۲۰-۲۸، متی ۱۱:۲۳، مرقس ۳۵:۹، مرقس ۴۳:۱۰-۴۵. به‌عنوان یک خادم توصیف می‌کند. پطرس در موعظهٔ خود در اعمال باب ۳، به منجی ما عنوان «خادم خود» (اعمال ۱۳:۳ و ۲۶:۳) را می‌دهد. در اعمال باب ۴، قوم در حال دعا نزد خدا در مورد «خادم مقدست عیسی» سخن می‌گوید (اعمال ۲۷:۴، ۳۰:۴). اما عیسی تنها یک خدمتگزار نیست. او آن خادم است، همان‌که خداوند درباره‌اش می‌فرماید: این است خادم من، همه باید به او توجه کنید.

چهار) وقتی به عیسی توجه و تمرکز می‌کنیم، چه چیزی را می‌بینیم، خادم خداوند را؟ از میان همه‌چیز، او را خادم خداوند می‌دانیم. همان‌طور که عیسی در متی ۲۶:۲۰-۲۸ (و همچنین در مرقس ۴۳:۱۰-۴۵)، گفت امّا در میان شما چنین نباشد. هر که می‌خواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. و هر که می‌خواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام شما گردد. چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.» این یعنی خادم بودن یک انتخاب است. وقتی عیسی گفت باید غلام شما گردد، نشان داد که خدمت چقدر باید عمیق باشد. این آیه دل خادم را بازتاب می‌دهد. وقتی عیسی گفت جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد، نشان داد که خادم باید تا کجا پیش رود.

پنج) ولی عیسی، خادم، برای ما چیزی بیش از یک نمونه است. او به ما خدمت می‌کند؛ نه تنها در کاری که در گذشته کرد، بلکه، هر روز به‌واسطهٔ محبت، مراقبت، هدایت و شفاعت همیشگی‌اش به ما خدمت می‌کند. عیسی وقتی به آسمان رفت دست از خدمت نکشید؛ او از آسمان به شکلی مؤثر به قوم خود خدمت می‌کند.

ب. خادم من که از او حمایت می‌کنم: این امر برای عیسی درست بود، ولی از آن جهت درست بود که برای تمام خادمان او درست است. او وعده می‌دهد که از خدمتگزاران خود حمایت کند. وقتی کسی خادم دیگری می‌شود، آن خادم باید ارباب خود را کاملاً خدمت و اطاعت کند. ولی همچنین لازم است که ارباب از خادم خود مراقبت کند. خداوند همیشه می‌تواند بگوید: خادم من که از او حمایت می‌کنم.  

یک) ممکن است در اینجا معنای دیگری نیز نهفته باشد؛ ردپث (Redpath) بر این باور است که این آیه از اعتماد و اتکای پدر بر پسر سخن می‌گوید. او می‌نویسد: «تصویر از دربارهای شرقی گرفته شده است، جایی‌که پادشاه در هنگام حرکت در مراسم رسمی، بر یکی از درباریان محبوب خود تکیه می‌زند. در واقع، این آیه را می‌توان چنین ترجمه کرد: بنگرید به خادم من، کسی که بر او تکیه می‌کنم. این جمله نشانهٔ لطف و اعتماد ویژه‌ای است. پس در اینجا، تصویری شگفت‌انگیز از خدای پدر داریم که بر خدای پسر تکیه می‌کند بر او حساب می‌کند و به او اعتماد دارد تا همهٔ مقاصد الهی‌اش را به انجام رساند

ج. و برگزیدۀ من که جانم از او خشنود است: عیسی برگزیدهٔ نهایی است؛ در واقع، برگزیدگی ما در این است که در عیسی برگزیده شده‌ایم. همان‌طور که پولس در افسسیان ۴:۱ می‌گوید: زیرا پیش از آفرینش جهان، ما را در وی برگزید. عبارت من که جانم از او خشنود است نشان می‌دهد که برای خدا، برگزیدگی امری سرد، محاسبه‌گر و صرفاً فنی نیست؛ بلکه به‌طور عمیقی با محبت و رضامندی او پیوند دارد. وقتی خدا کسی را برمی‌گزیند، جان او از آن شخص خشنود می‌شود. بنابراین، اگر تو در عیسی، پیش از بنیاد جهان، برگزیده شده‌ای، خدا درباره‌ات می‌گوید: «جانم از تو خشنود است.»

یک) باید متوجه باشیم که این به ما کمک می‌کند که لطف خدا را دریافت کنیم، به‌جای اینکه سعی کنیم، دلیلی به او بدهیم تا جانش از ما خشنود شود! بسیاری از ما سعی داریم که تأیید خدا را دریافت کنیم، به‌جای اینکه متوجه عطای مجانی او باشیم که با ایمان دریافت می‌شود زیرا او تصمیم گرفته است برگزیده است- که جانِ خود را در ما خشنود سازد.

د. من روح خود را بر او می‌نهم: عیسی از روح پر شد و با قدرت و سرریز شدن روح‌القدس خدمت کرد (متی ۱۶:۳).

ه. او عدالت را در حق قوم‌ها جاری خواهد ساخت: خدمت آن خدمتگزار، مسیح، محدود به قوم یهود نمی‌شود. او نزد قوم‌های غیر نیز خدمتی خواهد داشت و عدالت و پارسایی را در حق آنها اجرا خواهد کرد.

و. او فریاد نخواهد زد و آوای خویش بلند نخواهد کرد: این بدان معنا نیست که عیسی هرگز با صدای بلند سخن نمی‌گوید. این قسمت به دل و اعمال فروتن و مهربانانهٔ او اشاره دارد. عیسی با جار و جنجال و سخنان پرهیاهو و سنگین راه خود را پیش نبرد، بلکه به‌واسطهٔ روحِ خدا که بر او بود، عمل کرد.

یک) «او خودنما و خودستای نیست؛ به‌احتمال زیاد، سه فعلی که در اینجا آمده‌اند، معنایی افزایشی دارند و بر رفتار آرام و بی‌تعارض او تأکید می‌کنند. فریاد زدن (به‌معنای جیغ کشیدن) نشان می‌دهد که او نمی‌خواهد مردم را بترساند، صدا بلند کردن یعنی نمی‌خواهد بر دیگران سلطه یابد یا آنان را ساکت کند، و آشکار ساختن صدایش یعنی قصد ندارد خود را مطرح یا تبلیغ کند.» (مُتیِر)

دو) «لحظه‌ای به فروتنی خدا فکر کنید. او همیشه مشغول کار است: او خورشید، ستارگان و عالم را هدایت می‌کند. او کهکشان‌ها را کنترل می‌کند. او زمین را مدام تازه می‌سازد. اما او آن‌قدر آرام و بی‌صدا عمل می‌کند که بسیاری از مردم امروز گمان می‌برند اصلاً خدایی وجود ندارداین، نشانهٔ واقعیِ خدمت است. هنرمندانِ خدا امضای خود را پای تصویری که می‌آفرینند نمی‌گذارند. سفیرانِ او نیز مدام به‌دنبال عکاس نمی‌دوند تا تصویرشان گرفته شود. همین که برای خداوند شهادت داده‌اند، کافی است.» (رِدپَث)

ز. نی خُرد شده را نخواهد شکست، و فتیلۀ کم‌سو را خاموش نخواهد کرد: این اشاره‌ای دیگر به شخصیت مهربان عیسی است. نِی تقریباً گیاهی شکننده است، ولی با این‌حال اگر نِی خُرد شود، خادم با لطافت با آن رفتار خواهد کرد، به نحوی که آن را نشکند. و اگر فیتله‌ای که برای درست کردن آتش از آن استفاده می‌شود، گداخته نشود و تنها دود کند، آن را خاموش نخواهد کرد. در عوض، آن خادم به آرامی بر فیتیلهٔ در حال دود می‌دمد، و شعلهٔ آن را گداخته می‌سازد.

یک) اغلب حس می‌کنیم که خدا با ضعف و شکست‌های ما، به‌سختی برخورد می‌کند. ولی برعکس این موضوع صادق است. او با مهربانی، لطافت، نرمی به سراغ آنها می‌رود و به‌نحوی به آنها رسیدگی می‌کند که نی خُرد شده قوی گردد و فیتیلهٔ کم‌سو گداخته شود.

دو) «دوباره به آن نی بنگرید: چیزی که خرد شده یا از بی‌مهری آسیب دیده استزندگی‌ای که به‌نحوی خمیده و کوفته و ازهم‌گسیخته است، بی‌نیرو و بی‌زیبایی. در نی هیچ‌چیز دل‌انگیزی نیست، و بی‌تردید در شرایطی که در آن می‌روید هم چیز خوشایندی یافت نمی‌شود! معمولاً در مردابی بدبو و ناخوشایند می‌روید.» (رِدْپَث)

سه) «ما خود را مسیحی می‌نامیم، اما اگر مانند من باشی، گاهی از اینکه نور ایمانت چقدر کم‌سو می‌سوزد، به‌شدّت شرمنده می‌شوی. دود بسیار بیشتر از آتش است دعای اندک، شهادتِ حقیقی اندک، و افسردگی و دلسردی فراوان.
اما خداوند می‌فرماید فیتیلهٔ نیم‌سوز را خاموش نخواهد کرد.» (رِدپَث)

چهار) «او دیگران را نادیده نمی‌گیرد: اگرچه بی‌فایده یا اصلاح‌ناپذیر باشند (نی خرد شده)، یا حتی نیمه‌جان (همچون فیتیلهٔ کم‌سو). سخنان منفی، معنای ضمنی مثبت را می‌رساند: او می‌تواند نی خرده شده را مرمت نماید و فیتیلهٔ کم‌سو را شعله‌ور کند. نِی خرد شده از درون آسیب دیده است، و فیتیلهٔ کم‌سو از بیرون محتاج روغن است. اما این خادمِ خدا در هر دو زمینه (در شفا و فراهم آوردن) تواناست.» (موتیِر)

پنج) عیسی نی خرده شده را ارزشمند می‌داند، حتی وقتی کسی قادر به این کار نیست. او می‌تواند از این نی خرده شده آوایی زیبا تولید کند، هنگامی که قوت خود را به آن می‌دهد! اگرچه فیتیلهٔ کم‌سو، که در فانوس به کار برده می‌شود، به درد هیچ کاری نمی‌خورد، ولی عیسی می‌داند هنگام مشتعل شدن با روغنی تازه چه فایده‌ای خواهد داشت. بسیاری از ما همچون نی خرد شده‌ایم، و نیاز داریم  بر حسب غنای جلال خود به ما عطا فرماید که در انسانِ باطنیِ خویش به مدد روح او قوی و نیرومند شویم (افسسیان ۱۶:۳). عده‌ای دیگر مانند فیتیلهٔ کم‌سو هستند، و تنها زمانی می‌توانند دوباره برای خداوند فروزان شوند که در روغن غوطه‌ور باشند -یعنی پیوسته از منبعی تازه تغذیه شوند، چنان‌که با روح‌القدس پُر می‌گردند.

شش) عیسی از ما می‌خواهد که برای در هم‌شکستگان، فروتنان و آسیب‌دیدگان دل او را داشته باشیم. آسان می‌توان از کنار آنها رد شد، همان‌طور که کاهنین و لاویان از کنار آن مرد بر جادهٔ اریحا رد شدند. «خادمِ سطحی و ظاهربینِ مسیحی از چنین موقعیت‌هایی چشم‌پوشی می‌کند. او می‌خواهد در جایگاهی خدمت کند که در شأنِ استعدادش باشد، اگر اجازه دهید! کاری که توانایی‌هایش در آن دیده و به‌کار گرفته شود، و آن‌قدر بزرگ باشد که همهٔ آموزش‌هایی را که پشت سر گذاشته، توجیه کند. اما در نظر خداوند، آزمونِ خادمِ واقعی این است که آیا او با فروتنیِ عیسی مسیح بر نیِ خرد شده و فتیلهٔ کم‌سو خم می‌شود یا نه؟» (رِد‌پَث)

ح. او عدالت را در کمال امانت اجرا خواهد نمود؛ سست نخواهد شد و دلسرد نخواهد گشت: آن خادم مهربان است، ولی ضعیف نیست. او عدالت را اجرا خواهد کرد. تردیدی در کار نیست، شکست یا یأس مانع آن خادم نمی‌شود.

یک) آیا شگفت‌انگیز نیست که عیسی هرگز دلسرد نمی‌شود؟ وقتی به مأموریتی که باید انجام دهد، موانعی که باید بر آنها غلبه کند، و ابزارهایی که باید با آنها کار کند فکر می‌کنیم، واقعاً حیرت‌آور است که او هیچ‌گاه دلسرد نمی‌شود. علتش این است که او از تمام قدرت و اقتدار برخوردار است.

دو) سست شدن همان واژه‌ای است که در عبارتِ فتیلهٔ کم‌سو را خاموش نخواهد کرد به‌کار رفته است؛ و دلسرد شدن همان واژه‌ای است که در نیِ خرد شده را نخواهد شکست دیده می‌شود. «پس اینک، خادمِ خدا را می‌بینیم… در او هیچ شکستگی یا کبودی نیست؛ او صرفاً چون فتیله‌ای دودکننده نیست، بلکه کاملاً تواناست تا کار بازخرید را به انجام رساند، زیرا از تمام ضعف‌ها و ناکامی‌های قوم خود مبراست. در او هیچ عیب یا نقصی نیست -او کمال و جلالِ قدرت است.» (رِدپَث)

ط.  تا عدل و انصاف را بر زمین برقرار سازد. سواحل دوردست چشم‌انتظار شریعت اویند: عمل آن خادم در سراسر زمین گسترش پیدا خواهد کرد و همه مردم، حتی ساکنین سواحل دوردست، او را خدمت خواهند کرد.

۲. آیات (۵-۹) خداوند جلال و وعدهٔ او به خادمش.

یهوه خدا که آسمان‌ها را آفرید و آنها را گسترانید،

او که زمین و ثمرات آن را وسعت می‌بخشد،

و نَفَس را به مردمانی که بر آنند

و روح را به کسانی که بر آن سالکند ارزانی می‌دارد،

چنین می‌فرماید:

«من، یهوه، تو را به جهت برقراری عدالت خوانده‌ام؛

من دست تو را خواهم گرفت

و تو را حفظ خواهم کرد؛

من تو را عهدی برای قوم

و نوری برای ملت‌ها خواهم ساخت؛

تا چشمان نابینایان را بگشایی،

و اسیران را از زندان برهانی،

و ظلمت‌نشینان را از سیاهچال به در آوری.

«من یهوه هستم! نام من این است!

من جلال خود را به کسی دیگر نخواهم داد،

و نه ستایش خویش را به بت‌های تراشیده.

اینک وقایع پیشین به‌انجام رسید،

و حال من از چیزهای نو خبر می‌دهم،

و آنها را پیش از وقوع به شما اعلام می‌دارم.»

الف. یهوه خدا… چنین می‌فرماید: وعدهٔ خادم و خدمت او چنان شگفت‌انگیز است که آنکه این وعده را می‌دهد، باید اعتبار و صلاحیت خود را بیان کند. همان‌طور که وقتی وامی می‌گیریم، بانک از ما ضمانت می‌خواهد که بتوانیم وعده‌مان را ادا کنیم، این آیه نیز در واقع نوعی «اعتبارسنجی» از سوی خداست نشانه‌ای از اینکه او قادر و امین است تا وعده‌اش را تحقق بخشد. خداوندْ یهوه با خوشنودی چنین می‌کند. نخست، به بالا بنگرید، چون آسمان‌ها را آفرید و آنها را گسترانید. سپس به پایین بنگرید، چون زمین و ثمرات آن را وسعت می‌بخشد. سپس به آینه بنگرید، چون نَفَس را به مردمانی که بر آنند…ارزانی می‌دارد. همین خدایی که چنین کارهای عظیمی کرده قادر است وعده‌های خود را در مورد خدمتگزارش محقق نماید.

ب. من، یهوه، تو را به جهت برقراری عدالت خوانده‌ام؛ من دست تو را خواهم گرفت: به‌طور خاص، این وعده‌ای از خداوند به خادم، یعنی عیسی مسیح است. عیسی باید از چنین آیاتی هنگام روبه‌رو شدن با مشکلات و آزمایش‌ها در خدمت زمینی خود، دلگرم شده باشد.

یک) تو را به جهت برقراری عدالت خوانده‌ام: «چون چیز نامقدس یا ناعادلانه در خواندگی من نبود، می‌توانید مطمئن باشید که این دعوت محقق خواهد شد.»

دو) دست تو را خواهم گرفت: «همیشه با تو هستم تا محبت و هدایتت کنم. هرگز رهایت نخواهم کرد. دستت را همیشه نگه داشته‌ام!»

سه) تو را حفظ خواهم کرد: «گمگشته یا به حال خود رها نخواهی شد. همیشه مراقب تو هستم و تو را حفظ خواهم کرد

چهار) من تو را عهدی برای قوم و نوری برای ملت‌ها خواهم ساخت: «هدفی که برای آن تو را خواندم، محقق خواهی کرد. نجات را برقرار می‌کند، نه فقط برای قوم خود، بلکه برای آنان که در دوردست هستند، آنهایی که به نظر نجات هرگز از آنِ آنها نمی‌شود.»

پنج) تا چشمان نابینایان را بگشایی، و اسیران را از زندان برهانی: «من با استفاده از تو عمل معجزه‌آسای احیا و شفا را برقرار خواهم کرد، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی. از تو استفاده خواهد شد تا بسیاری را بینا و آزاد کنی.»

شش) تمام این وعده‌های پرشکوه در خدمت عیسی به حقیقت پیوستند! با دیدی وسیع‌تر، این وعده‌ها هر یک به ما تعلق دارند. عیسی دعا کرد و گفت: همان‌گونه که تو مرا به جهان فرستادی، من نیز آنان را به جهان فرستاده‌ام (یوحنا ۱۸:۱۷). ما فرستاده شدیم، همان‌طور که عیسی فرستاده شد و می‌توانیم چنین وعده‌هایی را مال خود بدانیم.

ج. من یهوه هستم! نام من این است: چنین وعده‌هایی نیاز به تأیید و ضمانتی دارند که وعده‌دهنده باید قادر به محقق کردن آنها باشد.

یک) من یهوه هستم: «کلمهٔ به کار رفته در این قسمت، تِتراگراماتون (tetragrammaton) است، یا نامی چهارحرفی که ما آن را به شکل‌هایی چون Yehovah Yehveh, Yeveh, Jhuh, Javah, و غیره. این حروف Y H U H هستند. یهودیان هرگز آنها را تلفظ نمی‌کنند و در واقع تلفظ اصلی آن نیز نامعلوم است.» (کلارک)

د. من جلال خود را به کسی دیگر نخواهم داد: ابتدا باید گفت که کسی نمی‌تواند این وعده‌ها را محقق کند، چون خدا جلال خود را با دیگری شریک نخواهد شد.

یک) مهم است که ذکر کنیم عیسی جلال پدر را شریک است. عیسی دعا کرد و گفت پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم (یوحنا ۵:۱۷) اگر خدای پسر و خدای پدر هر یک در جلال شریک باشند، خداوند جلال خود را با کسی شریک نخواهد شد، این یعنی پدر  و پسر یهوه خدا هستند. خداوند خدا، یهوه، یک خدا در سه شخص است.

ه. اینک وقایع پیشین به‌انجام رسید، و حال من از چیزهای نو خبر می‌دهم: خدا هم ارباب گذشته است (وقایع پیشین) و هم آینده (چیزهای نو). چون خداوند بر آینده و گذشته هر دو تسلط دارد، حالِ حاضر نیز به‌ کمال در دست اوست.

یک) این امر را به‌طور خاص در نحوه‌ای که خدا می‌تواند از چیزهای نو …حتی پیش از وقوع آنها خبر دهد، می‌بینیم. همان‌طور که پطرس گفت: کلامِ بس مطمئن انبیا را داریم که نیکوست بدان توجه کنید، چرا که همچون چراغی در مکان تیره و تار می‌درخشد (دوم پطرس ۱۹:۱). کلام نبوتی محقق شده به ما اطمینانی که می‌توانیم به کلام خدا داشته باشیم را نشان می‌دهد.

عمل خادم خداوند.

۱. آیات (۱۰-۱۲) تحسین به‌خاطر پیروزی آن خادم.

ای دریانوردان و هرآنچه در دریاست،

ای سواحل دوردست و تمامی ساکنان آنها،

سرودی نو برای خداوند بسرایید،

و او را از کران‌های زمین بستأیید.

صحرا و شهرهایش صدای خود را بلند کنند،

و هم روستاهایی که اهالی قیدار در آنها ساکنند.

ساکنان سِلاع بانگ شادی سر دهند،

و از فراز کوه‌ها فریاد برآورند. خداوند را جلال دهند،

و او را از سواحل دوردست ستایش کنند.

الف. سرودی نو برای خداوند بسرایید: این قسمت شبیه به مزمور است (مزمور ۳:۳۳، ۳:۴۰، ۱:۹۸ و آیات دیگر)، زیرا این سرودی است از ستایش؛ آنکه خادم است و آنچه او انجام می‌دهد چنان پرجلال است که بی‌درنگ سرودی نو از ستایش برمی‌انگیزد.

ب. ای سواحل دوردست و تمامی ساکنان آنها: چه کسی باید این سرود نو را بسراید؟ هر کس که متاثر از کار آن خادم شده است. چون حتی سواحل دوردست توسط  آن خادم برکت یافتند (۴:۴۲)، باید او را بستایند.

۲. آیات (۱۳-۱۷) خداوند خدمتگزاران خدایان دروغین را داوری می‌کند.

خداوند مانند جنگاوری بیرون می‌آید،

و همچون مرد جنگی غیرت خویش را برمی‌انگیزاند؛

فریاد برکشیده، غریو نبرد سر می‌دهد

و بر دشمنان خویش چیرگی می‌یابد.

«دیرزمانی است که لب فرو بسته‌ام؛

خاموش مانده‌ام و خودداری کرده‌ام؛

اما حال چون زنی در حالِ زا فریاد خواهم کرد،

و نَفَس‌زنان آه خواهم کشید.

کوه‌ها و تپه‌ها را خراب خواهم کرد،

و گیاها‌نشان را خشک خواهم ساخت.

نهرها را به ساحل شنی بدل خواهم کرد،

و برکه‌ها را خشک خواهم نمود.

نابینایان را به راهی که نمی‌دانند رهبری خواهم کرد

و در طریق‌های ناآشنا هدایت‌خواهم نمود.

تاریکی را در برابر ایشان به نور بدل خواهم کرد،

ناهمواری‌ها را به زمین هموار.

آری، این همه را به جا خواهم آورد،

و ایشان را وا نخواهم نهاد.»

آنان که بر تمثال‌های تراشیده توکل دارند

و به بت‌های ریخته‌شده می‌گویند: «شمایید خدایان ما!»

به عقب رانده خواهند شد

و به‌غایت شرمسار خواهند گردید.

الف. خداوند مانند جنگاوری بیرون می‌آید: این روز ستایش، روز پیروزی برای خداوند بر علیه خدایان دروغین است. بر دشمنان خویش چیرگی می‌یابد.

ب. و همچون مرد جنگی غیرت خویش را برمی‌انگیزاند…فریاد برکشیده، غریو نبرد سر می‌دهد…چون زنی در حالِ زا فریاد خواهم کرد: خداوند این کار داوری را با نیرو و شور انجام می‌دهد. او در داوری خود منفعل یا بی‌احساس نیست. هنگامی که خداوند امور را بر زمین به‌درستی برقرار می‌سازد، این کار را با غیرت و اشتیاق انجام می‌دهد.

یک) تفاوت بین فریاد برکشیده، غریو نبرد سر می‌دهد و او فریاد نخواهد زد و آوای خویش بلند نخواهد کرد (اشعیا ۲:۴۲) نشان‌دهندهٔ تفاوت میان آمدن نخست و دومِ عیسی است. در آمدن نخست، او فروتن و حلیم بود؛ اما در آمدن دوم، با صدایی رسا و جلوه‌ای آشکار خواهد آمد.

ج. کوه‌ها و تپه‌ها را خراب خواهم کرد: هیچ‌چیزی مانع کار خداوند نمی‌شود. کوه‌ها و تپه‌ها نمی‌توانند جلوی راه او قرار بگیرند. نهرها و برکه‌ها مانع او نمی‌شوند. حتی کوریِ دیگران نیز مانع نقشه‌های او نمی‌شود. در پایان، قطعاً آنان که بر تمثال‌های تراشیده توکل دارند…به‌غایت شرمسار خواهند گردید.

۳. آیات (۱۸-۲۰) ناشنوایان و نابینایان نزد خادم می‌آیند.

ای ناشنوایان، بشنوید!

و ای نابینایان، بنگرید تا ببینید!

کیست نابینا همچون خادم من،

و کیست ناشنوا همچون پیام‌آور من که او را می‌فرستم؟

کیست که کور باشد مانند هم‌پیمان من،

و نابینا همچون خادم خداوند؟

چیزهای بسیار می‌بینی، اما توجه نمی‌کنی؛

گوش‌هایت باز است، اما هیچ نمی‌شنوی!

الف. ای ناشنوایان، بشنوید! و ای نابینایان، بنگرید تا ببینید: مقصود خداوند در این قسمت از ناشنوایان و نابینایان کیست؟ آنها در میان قوم خدا ناشنوا و نابینا هستند. خداوند قبلاً در مورد نابینایان در میان قوم خدا سخن گفته است (۱۶:۴۲). اما اکنون با نابینایانی سخن می‌گوید که آنها را خادم من می‌خواند و خطاب به ناشنوایانی سخن می‌گوید که آنها را پیام‌آور می‌گوید.

یک) بدیهی است که انسانی نابینا نمی‌تواند خادمی نیکو باشد، و انسانی ناشنوا نیز نمی‌تواند پیام‌رسانی شایسته باشد.

ب. چیزهای بسیار می‌بینی، اما توجه نمی‌کنی: این سخنی با نابینایانی است که فکر می‌کنند قادر به دیدن هستند. طوری رفتار می‌کنند که گویی می‌توانند ببینند ولی در واقع توجه نمی‌کنند. آنها نابینا و ناشنوا باقی می‌مانند. و تا وقتی نابینا و ناشنوا هستند، نمی‌توانند به نیاز خود اعتراف کنند.

ج. هیچ نمی‌شنوی: درمان چیست؟ از شناخت وضعیت خود آغاز می‌شود. وقتی ناشنوا بداند که ناشنواست، و نابینا بداند که نابیناست، نیاز خود را درک می‌کند و دربارهٔ وضعیت خویش خود را فریب نمی‌دهد.

یک) وقتی عیسی مردی که کور مادرزاد بود را نجات داد، از موقعیت استفاده کرد تا در مورد نابینایی روحانی و درمان آن سخن گوید. طبق تشخیص عیسی، تنها کسانی که می‌دانند کور هستند می‌توانند از آن شفا یابند. عیسی گفت: «من برای داوری به این جهان آمده‌ام، تا کوران بینا و بینایان کور شوند.» بعضی از فَریسیان که نزد او بودند، چون این را شنیدند، پرسیدند: «آیا ما نیز کوریم؟» عیسی به ایشان گفت: «اگر کور بودید گناهی نمی‌داشتید؛ امّا حال که ادعا می‌کنید بینایید، گناهکار باقی می‌مانید.» (یوحنا ۳۹:۹-۴۱)

۴. آیات (۲۱-۲۵) خداوند از قوم فریب‌خوردهٔ خود دفاع می‌کند.

خداوند را به سبب عدالتش پسند آمد

که شریعت خود را بزرگ داشته، تکریم نماید.

اما اینان قومی به غنیمت برده شده و به تاراج رفته‌اند؛

جملگی در سیاهچال‌ها در بند نهاده شده و در زندان‌ها پنهانند.

غنیمت گشته‌اند و کسی نیست که رهایی‌شان دهد،

به تاراج رفته‌اند و کسی نمی‌گوید: «باز ده.»

کیست در میان شما که بدین کلام گوش بسپارد،

و برای ایام آینده توجه کند و بشنود؟

کیست که یعقوب را به تاراجگر تسلیم کرد،

و اسرائیل را به دست غارتگران سپرد؟

آیا خداوند نبود

که به او گناه ورزیدند؟

زیرا نمی‌خواستند به راه‌های او سلوک کنند،

و از شریعت او اطاعت نکردند.

از این رو حِدَت خشم خود را بر ایشان ریخت

و شدت جنگ را بر ایشان نازل فرمود؛

و آن ایشان را از هر سو در کام کشید،

اما در نیافتند؛

و ایشان را سوزانید،

اما عبرت نیاموختند.

الف. خداوند را…پسند آمد، که شریعت خود را بزرگ داشته، تکریم نماید: خداوند خدا خشنود است که عدالت خود را بر زمین جاری کند و شریعت را بزرگ داشته و تکریم نماید.

یک) تحت عهد تازه، بر اساس شریعت به حضور خدا نمی‌آییم، این بدان معنا نیست که شریعت خدا بد است. همان‌طور که پولس در رومیان ۱۲:۷ نوشت: بنابراین، شریعتْ مقدّس است و حکمِ شریعت نیز مقدّس، عادلانه و نیکوست. ضعف شریعت در خود شریعت نیست، بلکه در ماست. شریعت به‌خوبی با هدفی که مد نظر خداست، هماهنگ است: برای نشان دادن معیار مقدس خدا، برملا کردن گناه ما، و نشان دادن نیاز ما به نجات در عیسی.

ب. اینان قومی به غنیمت برده شده و به تاراج رفته‌اند: خدا به قوم خود می‌نگرد و خرابی‌ای که دنیا، جسم و شیطان بر آنها وارد آوره است را می‌بیند. آنها به غنیمت برده شده و به تاراج رفته‌اند، غنیمت گشته‌اند و کسی نیست که رهایی‌شان دهد. بدتر از همه این است که کسی نمی‌گوید «باز ده».

ج. کیست که یعقوب را به تاراجگر تسلیم کرد، و اسرائیل را به دست غارتگران سپرد؟ چه کسی این کار را کرد؟ پاسخ اشعیا شوکه‌کننده است: آیا خداوند نبود که به او گناه ورزیدند؟ خدا اجازه داد که اسرائیل به جایگاهی پست و شکست‌خورده فرو رود، تا این وضعیت، تنبیهی باشد برای گناهشان برای نابینایی و ناشنواییِ عمدی‌ای که خود برگزیده بودند.

د. زیرا نمی‌خواستند به راه‌های او سلوک کنند، و از شریعت او اطاعت نکردند: جایگاه دردناک و فروتن اسرائیل هدفی تربیتی داشت -تا آنان را دوباره به سوی خداوند بازگرداند.
ما می‌دانیم که خدا تنها پس از آنکه تمام روش‌های ملایم‌تر را به کار برد و نتیجه‌ای حاصل نشد، به چنین اقدامات شدیدی متوسل شد. با این‌حال، حتی این مجازات‌های سخت نیز دل آنان را بازنگرداند: اما در نیافتند…اما عبرت نیاموختند.

ه. و ایشان را سوزانید: این تأدیب از جانب خداوند برای اسرائیل همچون آتشی سوزان بود، امّا آنان به آن پاسخی ندادند. در اول پطرس ۱۲:۴-۱۹، نیز پطرس آزمایش‌ها و تأدیب‌های خدا را به آتش تشبیه می‌کند: ای عزیزان، از این آتشی که برای آزمودن شما در میانتان برپاست، در شگفت مباشید، که گویی چیزی غریب بر شما گذشته است…داوری از خانۀ خدا آغاز شود؛ و اگر آغاز آن از ماست، پس سرانجامِ آنان که انجیل خدا را اطاعت نمی‌کنند، چه خواهد بود؟ هدف خدا در آزمایش آتشین این است که ما را به توبه و نرمی دل بکشاند، و هر چه بیشتر در برابر آن مقاومت کنیم، آن آتش بیشتر خواهد سوزانید! ما باید همچون پطرس در اول پطرس ۱۹:۴ پاسخ دهیم: پس کسانی که به خواست خدا رنج می‌کشند، باید که جان‌های خویش را به ’خالق امین‘ بسپارند و به نیکوکاری ادامه دهند. آیا شعلهٔ تأدیب خدا گناه و ناپاکی را در زندگی شما می‌سوزاند یا تنها شما را تیره‌‌تر و سخت‌تر می‌کند؟