فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
اشعیا باب ۶۵ – خداوند به دعای آن بازمانده پاسخ میدهد
پاسخ فوری: خداوند حقیقتاً خدمتگزاران واقعی خود را برکت خواهد داد.
۱. آیات (۱-۷) خداوند متوجه توبهٔ سطحی آن بازمانده میشود.
اجازه دادم کسانی که مرا نطلبیده بودند،
مرا بجویند،
و کسانی که مرا نجسته بودند،
مرا یافتند،
و به قومی که نام مرا نخوانده بودند،
گفتم: «اینک حاضرم؛ اینک حاضرم.»
تمامی روز دستانم را دراز کردم
به سوی قومی گردنکش،
که در طریقهای نادرست گام برمیدارند،
و توهمات خویش را پیروی میکنند؛
قومی که پیوسته پیش رویم،
خشم مرا برمیانگیزند،
و در باغها قربانی گذرانده،
بر آجرها بخور میسوزانند؛
که در میان قبرها مینشینند،
و تمامی شب را در مغارهها سپری میکنند؛
که گوشت خوک میخورند،
و خورش از گوشت مکروه در ظروفشان است؛
که میگویند: «دور بایست و نزد من میا،
زیرا مقدستر از آنم که نزدیک من آیی.»
آنان دودند در بینیام،
و آتشی که تمامی روز مشتعل است!
خداوند میگوید:
همانا این نزد من مکتوب است که:
«خاموش نخواهم ماند، بلکه بدیشان مزد خواهم داد،
آری مزد آن را به آغوش ایشان خواهم پرداخت،
مزد گناهان شما و گناهان پدران شما را با هم.
و از آنجا که بر کوهها قربانی تقدیم کردند،
و بر تپهها به من بیحرمتی روا داشتند،
مزد اعمال گذشتۀ ایشان را پیموده،
به آغوششان خواهم پرداخت.»
الف. اجازه دادم کسانی که مرا نطلبیده بودند، مرا بجویند: تبعیدیان یهود در بابل نمونهای بودند از کسانی که از خداوند درخواست کردند، اما او را نیافتند، زیرا بیشترِ آنان او را با دلی صادق نجُستند. بااینحال، خداوند خود را بر کسانی آشکار ساخت که در پی او نبودند –یعنی بر امّتهای غیرِیهودی.
یک) اشعیا ۷:۶۳ تا ۱۲:۶۴ دعای بازمانده است، که از دهان اشعیای نبی بیان شد. یکی از زیباترین دعاها و دعاهای تکاندهندهٔ کتابمقدس است. ولی به نظر نمیرسد که بازتابدهندهٔ دل یهودیان تبعیدی باشد. خدا اینجا خطاب به آن دل سخن میگوید، دلی با توبهای سطحی.
دو) پولس این قسمت را در رومیان ۲۰:۱۰-۲۱ نقل قول میکند: سپس، اِشعیا جسورانه میگوید: «آنان که مرا نجسته بودند، مرا یافتند و خویشتن را بر کسانی که مرا نطلبیده بودند، آشکار ساختم.» امّا دربارۀ اسرائیل میگوید: «همۀ روز دستهای خود را دراز کردم به سوی قومی نافرمان و گردنکش.» اینها سخنانی برجسته از سوی اشعیا بودند، «آنقدر که اوریجن و دیگران میگویند به این سبب بهدست هموطنان نالایق خود به دو نیم شد.» (تِرَپ)
ب. تمامی روز دستانم را دراز کردم به سوی قومی گردنکش: موضوع این نبود که خداوند قوم یهود و دیگران را در بابل نادیده گرفت. او دست خود را تمامی روز به سوی آنها دراز میکرد. برخی پاسخ دادند (مثل دانیال، یا مثل کسی که از طریق نبوت در اشعیا ۷:۶۳ تا ۱۲:۶۴ دعا میکند)، ولی اکثریت گردنکِش بودند.
ج. که در طریقهای نادرست گام برمیدارند، و توهمات خویش را پیروی میکنند: این تعریف قوم گردنکِش است، به زبان ساده بهمعنای گام زدن در طریقهای…طبق توهمات خویش است. اتکا بر حکمت، داوری و فکر خودمان، یعنی در زمرهٔ قوم گردنکش قرار بگیریم.
یک) این انگاره در چند جای مختلف کتابمقدس تکرار شده است. عبارتی که در کتاب داوران آمده و شرارت آن عصر را مشخص میکند، چنین چیزی را نشان میدهد: هر کس هرآنچه در نظرش پسند میآمد، میکرد (داوران ۶:۱۷، ۲۵:۲۱). امثال ایدهای مشابه را مطرح میکند: پیش روی انسان راهی هست که در نظرش درست مینماید، اما در آخر به مرگ میانجامد (امثال ۱۲:۱۴، ۲۵:۱۶). زندگی کردن طبق توهمات خودمان شاید آزادی به نظر رسد، ولی حقیقتاً اسارت است. راهکار خدا در مورد زندگی کردن طبق توهمات خودمان در رومیان ۲:۱۲ آشکار شده است که میگوید: با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید.
د. قومی که پیوسته پیش رویم، خشم مرا برمیانگیزند: سلوک این افراد، طبق توهمات خودشان، خود را به شکلی توهینآمیز و نامقدس در حضور خداوند نشان داد. قوم در باغها برای بتها قربانی میگذراندند و در میان قبرها مینشستند و فرمان عدم تماس با مردگان را میشکستند (اعداد ۱۱:۱۹). آنها گوشت خوک میخوردند و خورش از گوشت مکروه در ظروفشان است.
یک) هر یک از این گناهان برای خداوند توهینآمیز بود. فاجعهانگیز ولی حقیقی، گام برداشتن طبق توهمات همیشه سبب تضاد مستقیم و گستاخانه با خداوند میشود.
ه. دور بایست و نزد من میا، زیرا مقدستر از آنم که نزدیک من آیی: آنان میتوانستند چنین سخنی بگویند، حتی در میان چنان گناه و گستاخیِ عظیمی در برابر خدا. جای تعجبی ندارد که خدا چنین قومی را دودی در بینی فرض کند. بنابراین داوری به آنها وعده داده شده است: خاموش نخواهم ماند، بلکه بدیشان مزد خواهم داد…مزد گناهان شما و گناهان پدران شما را با هم.
یک) چگونه ممکن است کسی بگوید: «من از تو مقدسترم!» در حالی که در گناهانی چنین عمیق، که در این بخش توصیف شدهاند، فرو رفته است؟ این صحنهای تکاندهنده از نابیناییای است که غرور به همراه میآورد. آنان میتوانستند بگویند: «من از تو مقدسترم!» و واقعاً آن را باور داشته باشند -زیرا بهکلی کور شده بودند!»
دو) چارلز اسپرجن موعظهای به نام «خود عادلبینی، تپهای عظیم از زباله»، دارد که در مورد این قسمت صحبت کرده است. او شرح میدهد که خود عادلبینی چقدر خطرناک است. «آنها که خود عادلبین هستند، اغلب همچون روباهان، باهوش و فریبندهاند. در نقد دیگران چابک هستند تا به این طریق برای کاستی خود بهانهای یابند. شاید دیگران را بهخاطر اندک گناهی که غلظت آن را در خود تحمل میکنند، محکوم نمایند. آنها رفتار خود را با بیان شرایط شخصی یا محیطی توجیه میکنند. بهعلاوه، حتی اگر به خطای خود در برخی از زمینهها اذعان یابند، از اینکه در زمینههای دیگر بیخطا هستند، فخر میکنند. برای مثال، اگر میگسار باشند، شاید ادعا کنند که ناسزا نمیگویند، اگر ناسزا بگویند، مدعی میشوند که دزدی نمیکنند. تمرکز خود را بر وجوهِ بهاصطلاح مثبت خود میگذارند و از آنها بهعنوان سپر استفاده میکنند. شاید بگویند: ‘بله، گناه کردهام، ولی به گناهانی که نکردهام توجه کن.‘ مثل طلبکاری که مبلغ ۱۰۰ پوند را باید پرداخت کند و برای فرار از مسئولیت میگوید ۲۰۰ پوند بدهکار نیست. مثل این است که راهزنی بگوید بدان خاطر که همهٔ مسافران در آن مسیر را غارت نکرده و به چند نفر بسنده کرده، بیگناه است. این بهانهها در دادگاه انسانی محکمهپسند نیستند، ولی با اینحال این بهانهها را برای خدا میآورند. این گواهی بر ذات ابله انسان است.»
سه) اسپرجن توجه خود را بر مذهبیترین افراد خودپارسابین متمرکز کرد و گفت: «کسانی که با زبان توبه میآیند، اما روح توبه را ندارند، گاهی از همه خودپارساترند؛ زیرا میگویند: ‘من درستکارم چون خودپارسا نیستم.‘ آنان از نبودِ ظاهریِ خودپارسایی، خودپارسایی تازهای برای خود میسازند. میگویند: ‘خدا را شکر که ما مثل دیگر انسانها نیستیم، و حتی مانند این افراد خودپارسا هم نیستیم.‘ ریاکارانی از ابتدا تا انتها.» (اسپرجن)
۲. آیات (۸-۱۶) وعدهٔ برکت برای خدمتگزاران واقعی خداوند و وعدهٔ تأدیب برای خادمین دروغین یا سطحی خدا.
خداوند چنین میگوید:
«مانند زمانی که شراب تازه هنوز در خوشه یافت میشود،
و میگویند: ”آن را زایل مسازید، زیرا هنوز برکتی در آن هست،“
من نیز بهخاطر خادمانم چنین عمل خواهم کرد،
و آنها را بهکل هلاک نخواهم ساخت.
از یعقوب نسلی فراهم خواهم آورد،
و از یهودا آنان را که کوههایم را به تصرف آورند؛
برگزیدگانم آنها را به میراث خواهند برد،
و خادمانم در آنجا سکونت خواهند گزید.
و برای قوم من که مرا میجویند،
شارون چراگاه گلهها خواهد شد،
و وادی عَخور، استراحتگاه رمهها خواهد بود.
«و اما شما که خداوند را ترک کردید
و کوه مقدس مرا به فراموشی سپردید،
که برای ’بَخت‘ سفره میگسترانید
و برای ’تقدیر‘ شراب ممزوج میریزید،
شما را به جهت شمشیر مقدر خواهم کرد،
و همۀ شما برای کشتار خم خواهید شد.
زیرا چون خواندم، پاسخم ندادید،
و چون سخن گفتم، گوش نگرفتید،
بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردید،
و آنچه را که خشنودم نمیساخت برگزیدید.»
پس خداوند لشکرها چنین میفرماید:
«خادمان من خواهند خورد،
اما شما گرسنه خواهید ماند؛
و خادمان من خواهند نوشید،
اما شما تشنه خواهید ماند؛
و خادمان من شادی خواهند کرد،
اما شما سرافکنده خواهید شد؛
و خادمانم از خوشیِ دل سرود خواهند خواند،
اما شما از اندوه دل فریاد بر خواهید آورد
و از شکستگی روح شیون خواهید کرد.
شما نام خود را به عنوان لعنت
برای برگزیدگانم بر جا خواهید گذاشت،
و خداوندگارْ یهوه شما را خواهد کشت،
اما به خادمانش نامی دیگر خواهد داد.
آنکه خویشتن را در این سرزمین برکت دهد،
خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد،
و آنکه در این سرزمین سوگند خورَد،
به خدای حق سوگند خواهد خورد.
زیرا که مشقتهای پیشین فراموش خواهد شد،
و از نظر من نهان خواهد گشت.
الف. ”آن را زایل مسازید، زیرا هنوز برکتی در آن هست،“ من نیز بهخاطر خادمانم چنین عمل خواهم کرد: علیرغم عصیان نامقدس و تکبر برخی از بازماندگان، خدا همچنان خادمان خود را دارد و آنها را برکت خواهد داد و احیا خواهد کرد. آنها در سرزمین او باز گرد خواهند آمد، چرا که او میگوید: برگزیدگانم آنها را به میراث خواهند برد، و خادمانم در آنجا سکونت خواهند گزید. او مکانی خاص برای قوم من که مرا میجویند، در نظر دارد.
یک) تصویری که در اشعیا ۸:۶۵ رسم شده، تکاندهنده است. مقصود این است که خدا «انگورهای خوب» در میان خوشههای فاسد قوم خود، مییابد. به خاطر آنها، یعنی به خاطر خادمان من، خداوند برکت را نشان میدهد و آن را احیا میکند.
دو) «واژهٔ «یافتن (Found) نشان میدهد که انگورها هنگام چیده شدن در حال تراوش و جاری شدن عصاره بودند، و همین ویژگی آنها را بسیار ارزشمند میساخت. بنابراین، بهطور شگفتانگیزی، خداوند قوم خود را چونان برکتی مییابد، و آنان را گرامی میدارد و از ایشان محافظت میکند.» (مُتیِر)
سه) «اگر کلیسا این نمونهٔ ساده را بهدرستی درک کرده بود، هرگز جرأت نمیکرد تعلیم دهد که اسرائیل بهطور کامل مردود شده است. همانگونه که خدا بهخاطر پنج انسان پارسا حاضر بود سدوم را نجات دهد، به همان صورت نیز اسرائیل را، که تاک اوست، بهخاطر خادمانش، یعنی خوشهای از انگورهای نیکو، نگاه خواهد داشت.» (بولْتِما)
ب. اما شما که خداوند را ترک کردید: همه در زمرهٔ خادمین خداوند قرار نمیگیرند. آنها برای داوری مقدر شدهاند، چون خواندم، پاسخم ندادید، و چون سخن گفتم، گوش نگرفتید، بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردید، و آنچه را که خشنودم نمیساخت برگزیدید. علاوه بر همهٔ گناهانشان، گناه خودداری از گوش سپردن به تأدیب خدا نیز هست.
یک) اینکه ما بر اثر ضعف یا نادانی به گناه بیفتیم، یک چیز است، و البته چنین گناهی همچنان گناه است و خدا باید با آن همچون گناه رفتار کند. اما نپذیرفتن توبیخ روحالقدس، بسیار بدتر است. در واقع، تند رفتن در بزرگراه بهخودیِخود خطرناک است، اما نادیده گرفتن چراغهای قرمز چشمکزن در آینهٔ عقب، بهمراتب بدتر و ویرانگرتر است
دو) وولف در مورد بخت (Gad) و تقدیر (Meni) چنین میگوید: «آنها هدایایی به خدایان ‘بخت‘ و ‘تقدیر‘ ارائه میدهند، پس سرنوشت آنها شمشیر خواهد بود.»
ج. خادمان من خواهند خورد، اما شما گرسنه خواهید ماند: بدین خاطر خادمان حقیقی خدا در میان بازماندگان برکت خواهند یافت، ولی خادمان دروغین لعن خواهند شد. چرا؟ چون لازم است آن که خویشتن را در این سرزمین برکت دهد، خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد. اگر به خادمان حقیقی خود پاداش نهد و خادمان دروغین را لعن نکند، پس معلوم میشود که خدا خدای حق نیست.
یک) خدای حق عیناً به معنای «خدای آمین است…خدایی که به وعدههای خود آمین میگوید، حق و قابل اطمینان بودن خود را تأیید میکند.» (مُتیِر)
پاسخ نهایی: خداوند خلقت خود را بازخرید و بازسازی میکند.
۱. آیات (۱۷-۱۹) وعدهٔ آسمان و زمین تازه.
«هان من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید،
و امور پیشین دیگر به یاد آورده نخواهد شد،
و از ذهن نخواهد گذشت.
بلکه از آنچه من میآفرینم،
تا ابد شادی و وجد کنید،
زیرا من اورشلیم را چنان خواهم آفرید که مکان وجد باشد،
و قوم آن را چنانکه مایۀ شادی.
بر اورشلیم شادی خواهم کرد،
و به سبب قوم خویش به وجد خواهم آمد.
صدای گریه و ناله
دیگر در آن شنیده نخواهد شد.
الف. هان من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید: بهعنوان پاسخ نهایی به مسئلهٔ گناه انسان، خدا آسمانی جدید و زمینی جدید خواهد آفرید. این رویداد پس از دوران هزار ساله، یعنی سلطنت باشکوه عیسی مسیح بر زمین، اتفاق میافتد؛ زمانی که همین آسمان و زمین از میان میرود و خدا آسمانی جدید و زمینی میآفریند.
یک) پطرس از این وعده استفاده کرد تا ایمانداران را تشویق به زندگی مقدس بکند: امّا ما بنا بر وعدۀ او مشتاقانه در انتظار آسمانی جدید و زمینی جدید هستیم که منزلگه پارسایی است (دوم پطرس ۱۳:۳). در کتاب مکاشفه، یوحنا نیز این نکته را میبیند: سپس آسمانی جدید و زمینی جدید دیدم، زیرا آسمان اوّل و زمین اوّل سپری شده بود و دیگر دریایی وجود نداشت (مکاشفه ۱:۲۱).
دو) با توجه به زمینهٔ نوشتههای یوحنا درمییابیم که این آسمان و زمین جدید، بعد از برپا شدن تخت سفید عظیم داوری (مکاشفه ۱۱:۲۰-۱۵) پدید میآید و به حکومت هزارهٔ زمین مربوط نمیشوند، بلکه به وضعیت غایی مربوط هستند. اگر تنها به گفتهٔ اشعیا تکیه میکردیم، بهطور طبیعی این آسمان جدید و زمین جدید را به حکومت دوره هزارهٔ زمین، مربوط میدانستیم، زیرا بلافاصله پس از اشعیا ۱۷:۶۵-۱۹، میبینیم که حکومت هزارهٔ زمین توصیف شده است. ا اما بر اساس آنچه در دوم پطرس و مکاشفه میخوانیم، باید درک کنیم که اشعیا در نبوتهای خود عادت دارد بهسرعت از یک دورهٔ زمانی به دورهای دیگر بپَرَد، بهطوریکه در اشعیا ۱۷:۶۵ از وضعیت جاودانی سخن میگوید و در آیات ۲۰ تا ۲۵ همان باب، از زمین دوران هزار ساله.
ب. و امور پیشین دیگر به یاد آورده نخواهد شد، و از ذهن نخواهد گذشت: این قسمت مجدداً نشان میدهد که اشعیا ۱۷:۶۵ در مورد حکومت هزاره زمین سخن نمیگوید. آیات دیگر کتابمقدس به حکومت هزاره اشاره دارند که نشان میدهد امور پیشین زمین به خاطر آورده خواهند شد. تمام آیینهای معبد که در دوران هزار ساله بر زمین برپا خواهند بود (حزقیال بابهای ۴۰ تا ۴۶)، یادآور روزهای گذشتهٔ قربانیهای لاویانی خواهند بود. ملتهای پیشینِ جهان نیز پس از داوری باقی خواهند ماند و خداوند و اسرائیل را خدمت خواهند کرد (مزمور ۷۲).
ج. من اورشلیم را چنان خواهم آفرید که مکان وجد باشد: اورشلیم در حالت ازلی خود خواهد بود، در آسمان و زمینی جدید. مکاشفه -با تمثیلهایی تکاندهنده- نزول اورشلیمِ تازه از آسمان به زمین جدید را توصیف میکند (مکاشفه ۲:۲۱-۲۷). در این اورشلیم، اورشلیم ابدی جدید، است که صدای گریه و ناله دیگر در آن شنیده نخواهد شد.
یک) یوحنا بهروشنی این وعده را به اورشلیم تازه مرتبط میسازد: او هر اشکی را از چشمان آنها پاک خواهد کرد. و دیگر مرگ نخواهد بود؛ و ماتم و شیون و درد وجود نخواهد داشت، زیرا چیزهای اوّل سپری شد (مکاشفه ۴:۲۱).
۲. آیات (۲۰-۲۵) شرایط مبارک حکومت هزارهٔ زمین.
دیگر هرگز در آن کودکی نخواهد بود
که چند روزی بیش زنده نماند،
و نه پیرمردی که عمر خود را بهکمال نرساند.
آنکه در صدسالگی بمیرد،
جوان محسوب گردد
و آنکه به صدسالگی نرسد،
ملعون بهشمار آید.
خانهها بنا خواهند کرد،
و در آنها ساکن خواهند شد؛
تاکستانها غرس خواهند کرد،
و از میوۀ آنها خواهند خورد.
دیگر بنا نخواهند کرد تا دیگران ساکن شوند،
و غرس نخواهند کرد تا دیگران بخورند.
زیرا ایام قوم من مانند ایام درخت خواهد بود،
و برگزیدگان من سالها از دسترنج خود لذت خواهند برد.
محنتِ بیهوده نخواهند کشید،
و فرزندان به جهت رعب و وحشت نخواهند زاد،
زیرا قومی برکتیافته از خداوند خواهند بود،
آنان و نسل ایشان با هم.
پیش از آنکه بخوانند پاسخ خواهم داد،
و هنوز سخن بر زبانشان است که خواهم شنید.
گرگ و بره با هم خواهند چَرید،
و شیر چون گاو کاه خواهد خورد،
اما خوراک مار خاک خواهد بود.
و در تمامی کوه مقدس من،
ضرری نخواهند رسانید
و نابود نخواهند کرد؛»
این است فرمودۀ خداوند.
الف. دیگر هرگز در آن کودکی نخواهد بود که چند روزی بیش زنده نماند، آن که در صدسالگی بمیرد: اشعیا، طبق عادت نبوتیاش، بهسرعت موضوع را عوض میکند و اینبار نه از وضعیت جاودانی، بلکه از زمین دوران هزار ه سخن میگوید. در آن دوران، مرگ همچنان وجود خواهد داشت، اما در زیستشناسی و بومشناسی دگرگونشدهٔ جهانی که زیر فرمانروایی عیسی مسیح قرار دارد، انسانها بهطرز شگفتانگیزی عمر طولانیتری خواهند داشت، همانگونه که در روزهای پیش از طوفان نوح چنین بود.
یک) در حکومت هزارهٔ زمین، مردم آنقدر طولانی زندگی خواهند کرد که اگر کسی در صدسالگی بمیرد، دیگران او را ملعون به شمار خواهند آورد.
ب. خانهها بنا خواهند کرد، و در آنها ساکن خواهند شد؛ تاکستانها غرس خواهند کرد، و از میوۀ آنها خواهند خورد: حکومت هزارهٔ عیسی مسیح تنها شامل تبدیل زیستشناختی نخواهد بود؛ زمان تحول اجتماعی نیز خواهد بود، یعنی وقتی که عدالتی بینقص بر زمین حکمران خواهد شد. دیگر کسی حاصل دسترنج دیگری را نمیدزدد، اگر خانهای بنا کنید، کسی آن را از شما نمیدزدد. شما در آن خانه ساکن خواهید شد. اگر تاکستانها غرس کنید، کسی میوهٔ آنها را نمیدزدد. از میوهٔ آنها خواهید خورد. خدا شکوهمندانه وعده میدهد، برگزیدگان من سالها از دسترنج خود لذت خواهند برد.
یک) شاید زیاد به نظر نرسد، ولی برای کسانی که در دورانی بهشدت ناعادلانه زندگی میکنند، این عدالت ساده، همچون معجزه به نظر میآید.
دو) یکی از دلایل مهمی که در حکومت هزارهٔ زمین، چنین عدالتی بر پا خواهد بود، این است که شیطان ۱۰۰۰ سال اسیر خواهد شد، و نمیتواند بر زمین آشوب به پا کند (مکاشفه ۱:۲۰-۳).
ج. محنتِ بیهوده نخواهند کشید، و فرزندان به جهت رعب و وحشت نخواهند زاد، زیرا قومی برکتیافته از خداوند خواهند بود، آنان و نسل ایشان با هم: فرزندان به دنیا میآیند و کودکان در حکومت هزارهٔ زمین نمو میکنند و این نشانهٔ دیگری است که میگوید در شرایط ابدی خود نیستیم. در قیامتْ کسی نه زن میگیرد و نه شوهر میکند، بلکه همه همچون فرشتگان آسمان خواهند بود (متی ۳۰:۲۲). در حکومت هزارهٔ زمین، کسانی که اجازهٔ ورود ندارند، برکت یافتگان خداوند هستند و آنها و نسل ایشان زمین را پر از جمعیت خواهند کرد.
د. پیش از آنکه بخوانند پاسخ خواهم داد، و هنوز سخن بر زبانشان است که خواهم شنید: دوران سلطنت هزار سالهٔ عیسی مسیح نهتنها زمانی برای دگرگونی زیستی و اجتماعی خواهد بود، بلکه عصری از دگرگونی روحانیِ عمیق و صمیمیتی بیمانند نیز خواهد بود. در آن زمان، احساس حضور خدا دائمی و آشکار خواهد بود، و شناخت او سراسر زمین را فرا خواهد گرفت (اشعیا ۹:۱۱).
یک) این بدان معنا نیست که همه در حکومت هزارهٔ زمین نجات پیدا خواهند کرد؛ بلکه تنها از فرصت رابطهای نزدیک بهرهمند خواهند شد. میدانیم که همه در حکومت هزارهٔ زمین نجات پیدا نخواهند کرد، چون:
· در پایان حکومت هزاره، شیطان از بند خود رها میشود و بسیاری را بر روی زمین مییابد که با میل خود به او خدمت میکنند (مکاشفه ۷:۲۰-۹)، او آنان را برای آخرین شورش، که بهطرز چشمگیری بیثمر و بینتیجه است، علیه خدا گرد میآورد.
· زکریا ۱۶:۱۴-۱۹ و مزمور ۲ سلطنت استوار و مقتدر مسیح را در دوران زمینِ هزاره توصیف میکنند؛ سلطنتی که در آن، او با قاطعیت با کسانی که در برابر فرمانرواییاش سر فرود نمیآورند برخورد میکند و عدالت را در سراسر زمین برقرار میسازد.
دو) همه در حکومت هزارهٔ زمین نجات پیدا نخواهند کرد، میتوانیم فرض را بر این بگیریم که بخشی نجات پیدا خواهند کرد. امروز، تنها بخشی نجات پیدا کردهاند زیرا دعوتشدگان بسیارند، امّا برگزیدگان اندک (متی ۱۴:۲۲) و از درِ تنگ داخل شوید، زیرا فراخ است آن در و عریض است آن راه که به هلاکت منتهی میشود و داخلشوندگانِ به آن بسیارند. امّا تنگ است آن در و سخت است آن راه که به حیات منتهی میشود، و یابندگان آن کماند (متی ۱۳:۷-۱۴). در حکومت هزارهٔ زمین، اندک کسانی هستند که خداوند را نشناسند و نجات نیابند.
سه) یکی از دلایلی که بیشتر مردمِ زمینِ دوران هزار ساله نجات مییابند و خداوند را میشناسند، این است که همهٔ بازماندگان مصیبت عظیم اجازه نمییابند تا زمین هزار ساله را آباد کنند. پس از مصیبت عظیم –که در داوری الهی، جمعیت زمین را دستکم به اندازهٔ یکسوم کاهش میدهد- تنها کسانی که به خداوند ایمان آورده و تسلیم او شدهاند، اجازه خواهند داشت وارد آن دوران باشکوه شوند (مکاشفه ۱۵:۹، ۱۸)، عیسی مسیح به زمین باز خواهد گشت و در داوری ملتها، معین میکند که چه کسی اجازهٔ اسکان در حکومت هزارهٔ زمین را خواهد داشت (متی ۳۲:۲۵-۳۴). حکومت هزارهٔ زمین جمعیتی «پالایششده» خواهد داشت؛ مردمانی که از نظر عدالت و پارسایی کامل نخواهند بود، اما وضعیتشان بهمراتب بهتر از انسانهای زمین کنونی خواهد بود.
ه. گرگ و بره با هم خواهند چَرید: زمین دوران هزار ساله شاهد دگرگونی شگفتانگیزی در نظام زیستمحیطی خود خواهد بود. دیگر درندگان به شکار طعمههای خود نخواهند پرداخت، بلکه حتی گرگ و بره در کنار هم زندگی خواهند کرد، و شیر چون گاو کاه خواهد خورد.
و. و در تمامی کوه مقدس من، ضرری نخواهند رسانید و نابود نخواهند کرد؛» این است فرمودۀ خداوند: این نتیجهٔ شکوهمند تبدیل حین حکومت هزارهٔ زمینی خواهد بود. جهان از نظر زیستشناسی، روحانی، اجتماعی و بومشناسی متفاوت خواهد بود.
یک) کتابمقدس در مورد وجوه دیگر حکومت هزارهٔ زمین سخن میگوید. متأسفانه، کلیسا در طول تاریخ اغلب وعدهٔ حکومت هزارهٔ مسیح را یا نادیده گرفته و یا منکر آن شده است. کلیسای اولیه تا زمان آگوستین، عموماً به سلطنت زمینی و تاریخی عیسی ایمان داشت، که با بازگشت او آغاز خواهد شد. تایکونیوس (در اواخر دههٔ ۳۰۰ میلادی) نخستین کسی بود که تفسیر روحانیشدهای از دوران هزار ساله را بهطور اثرگذار مطرح کرد و گفت این «هزاره» در واقع هماکنون در جریان است (دیدگاه ناهزارهگرایی یا آمیلنیالیسم). این دیدگاه بعدها توسط آگوستین، کلیسای کاتولیک رومی، و بیشتر الاهیدانان عصر اصلاحات پذیرفته شد. آموزهٔ «پساهزارهگرایی» (پُستمیلنیالیسم) از دل ناهزارهگرایی (آمیلنیالیسم) پدید آمد و تعلیم میدهد که دوران هزار ساله در همین عصر، پیش از بازگشت عیسی، تحقق خواهد یافت –اما کلیساست که آن را به انجام خواهد رساند. با اینحال، تعلیم روشن کتابمقدس نه ناهزارهگرایی است و نه پساهزارهگرایی، بلکه آنچه «پیشاهزارهگرایی» (پریمیلنیالیسم) نامیده میشود: یعنی این باور که عیسی مسیح پیش از آغاز دوران هزار ساله به این زمین بازخواهد گشت، و خود شخصاً آن را برقرار کرده و بر آن فرمانروایی خواهد کرد. در عهدعتیق بیش از ۴۰۰ آیه در بیش از ۲۰ بخش مختلف وجود دارد که به این زمان اشاره دارند؛ زمانی که عیسی مسیح خود، بهصورت شخصی، بر سراسر زمین حکومت خواهد کرد.
· داوود پادشاه جایگاهی برجسته در حکومت هزارهٔ زمینی خواهد داشت (اشعیا ۳:۵۵-۵، ارمیا ۴:۳۰-۱۱، حزقیال ۲۳:۳۴-۳۱، حزقیال ۲۱:۳۷-۲۸ و هوشع ۵:۳).
· در حکومت هزارهٔ زمینی اسرائیلیان برکت و امنیت خواهند داشت (عاموس ۱۵-۱۱:۹).
· حکومت هزاره زمین پاک و وقف خدا بودن است (زکریا ۱:۱۳-۹).
· اسرائیل قومی برجسته در حکومت هزارهٔ زمین خواهد بود (حزقیال ۲۲:۱۷-۲۴)
· در حکومت هزارهٔ زمینی معبد بازسازی و خدمت در آن برقرار خواهد شد (حزقیال ۴۰-۴۸، حزقیال ۲۶:۳۷-۲۸، عاموس ۱۱:۹، و حزقیال ۳۹:۲۰-۴۴).
· عهدجدید بهطور خاص وعدهٔ سلطنت واقعی عیسی مسیح را میدهد (لوقا ۳۳-۳۲:۱).
· مقدسین در حالت رستاخیز یافته، مسئولیت حکومت هزارهٔ زمین را مطابق خدمت وفادارانهٔ خود برعهده خواهند داشت (لوقا ۱۱:۱۹-۲۷، مکاشفه ۴:۲۰-۶، مکاشفه ۲۶:۲-۲۸؛ مکاشفه ۱۲:۳، مکاشفه ۲۱:۳ و اول قرنتیان ۲:۶-۳).