فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۹ ـ کودکی برای ما زاده می‌شود

امید برای اسرائیل.

۱. آیات (۱-۲) روز نور برای قبایل شمالی.

اما برای آن که در اندوه بود، دیگر ظلمت نخواهد بود.

او در گذشته سرزمین زِبولون و نَفتالی را خوار ساخت،

اما در زمان آینده، راه دریا، سرزمین فراسوی اردن،

و جَلیلِ ملت‌ها را جلال خواهد بخشید.

مردمی که در تاریکی گام برمی‌داشتند، نوری عظیم دیدند؛

و بر آنان که در سرزمینِ ظلمتِ غلیظ ساکن بودند، نوری تابید.

الف. اما برای آن که در اندوه بود: اندوه از اشعیا ۸ انتقال می‌یابد، جایی که اشعیا در مورد حملهٔ آتی از سوی آشور، هشدار داد. اشعیا ۲۲:۸ می‌گوید: و به زمین نظر خواهند کرد و اینک تنگی و تاریکی و ظلمتِ اندوه خواهد بود، و به تاریکی غلیظ افکنده خواهند شد. حمله آشوریان برای یهودیان مشکل‌ساز بود، به‌خصوص برای مناطق شمالی سرزمین وعده، سرزمین زِبولون و نَفتالی.

ب. برای آن که در اندوه بود، دیگر ظلمت نخواهد بود: در این بستر، وعدهٔ اشعیا ۱:۹ ارزشمندتر است. مناطق شمالی سرزمین وعده -اطراف دریای جلیل (جلیلِ ملت‌ها)، هنگامی که آشوریان از شمال حمله کردند، بیشتر در هم کوبیده شدند. وعده این است که این سرزمین، زمانی به‌نظر توسط خداوند خوار شد،‌ ولی روزی برکتی خاص پیدا خواهد کرد.

ج. مردمی که در تاریکی گام برمی‌داشتند…و بر آنان…نوری تابید: قبایل شمالی اولین قبایلی بودند که از حملات آشور آسیب دیدند، پس به رحمت خدا، اولین قبایلی هستند که نور مسیح را خواهند دید.

یک) متی ۱۳:۱۴-۱۶ این آیات را به‌وضوح در خدمت عیسی در جلیل نقل قول می‌کند. چون اکثر خدمت عیسی در مناطق شمالی اسرائیل و اطراف دریای جلیل بود، خدا قطعاً برکتی خاص برای این سرزمین خوار شده داشت.

 

۲. آیات (۳-۵) شادی در آزادی مسیح و پیروزی.

تو قوم را پُرشمار ساختی

و شادی ایشان را افزون گردانیدی.

در حضور تو شادی خواهند کرد،

همچون شادمانیِ وقت درو

و مانند کسانی که هنگام تقسیم غنائم شادی می‌کنند.

زیرا تو مانند روز شکست مِدیان،

یوغی را که حمل می‌کرد

و عصایی را که برای پشتش بود

یعنی چوبِ زنندگانِ او را شکستی.

زیرا هر چکمۀ جنگاوران در غوغای کارزار،

و هر جامۀ آغشته به خون،

چون هیزمِ آتش سوزانده خواهد شد.

الف. تو قوم را پُرشمار ساختی و شادی ایشان را افزون گردانیدی: خدمت مسیح سبب شادی و خوشحالی اسرائیل می‌شود. عیسی گفت که خدمتش همچون عروسی است (متی ۱۴:۹-۱۵). شادی خواهند کرد همچون شادیِ وقت دِرو، زمانی که کار سخت اجر داده می‌شود و غنائم به‌دست می‌آیند. شادمانی خواهند کرد مانند کسانی که هنگام تقسیم غنائم شادی می‌کنند، با جشن گرفتن پیروزی، همچون تیمی که در رختکَنْ قهرمانی خود را جشن می‌گیرد.

ب. مانند روز شکست مِدیان: این به پیروزی بزرگ جدعون بر مدیان در داوران ۷ اشاره دارد. هرچند پیروزی جدعون بر مدیان شگفت‌انگیز، کامل، شاد و پیروزمندانه بود، اما این همان نوع پیروزی است که مسیح نیز خواهد داشت و به ما عطا خواهد کرد.

یک) و این پیروزی کامل است. این ارجاع به هر جامۀ آغشته به خون، چون هیزمِ آتش سوزانده خواهد شد به معنای پایان نبرد است. این همان کاری است که وقتی نبرد تمام می‌شد و پیروز می‌شدند، انجام می‌دادند.

 ج. یوغی را که حمل می‌کرد…شکستی: هر یک از این وعده‌ها، یعنی شکستن یوغ و عصای چوب‌زنندگان (ظالمان)، به شادی عظیمی اشاره دارند. و پیروزی کامل بر دشمنان با عمل عیسی در زندگی ما تطابق دارد. این امور در عیسی متعلق به ما هستند.

یک) عیسی کِی غمگین، نگران یا ترسان است؟ عیسی کِی زیر یوغی که حمل می‌کند، می‌نالد؟ عیسی کِی درد عصای چوب‌زنندگان را حس می‌کند؟ عیسای برخاسته و جلال یافته هیچ‌یک از این موارد را تجربه نمی‌کند، با مسیح برخیزانید و در جای‌های آسمانی با مسیحْ عیسی نشانید (افسسیان ۶:۲). ما در عیسی مسیح هستیم، و در پیروزی او شریکیم: در همۀ این امور ما برتر از پیروزمندانیم، به‌واسطۀ او که ما را محبت کرد (رومیان ۳۷:۸).

 

۳. آیهٔ (۶) جلال مسیح که سلطنت خواهد کرد.

زیرا که برای ما کودکی زاده

و پسری به ما بخشیده شد؛

سلطنت بر دوش او خواهد بود

و او ’مشاور شگفت‌انگیز‘

و ’خدای قدیر‘ و ’پدر سرمدی‘

و ’سَرور صلح‘ خوانده خواهد شد.

الف. زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد: مشخصاً، اشعیا از آرایهٔ ادبی تکرار در زبان عبری استفاده کرد تا نکته را برجسته سازد. کودکی زاده شد، پسری بخشیده شد. در عین حال، دست روح‌القدس را در چیدمان کلمات تشخیص می‌دهیم.

ب. برای ما کودکی زاده: این نبوت‌ شکوهمند از تولد مسیح، به اسرائیل یادآوری می‌کند که مسیحِ پیروزمند انسان خواهد بود. با در نظر گرفتن این ایده، می‌توان مسیح را فرشته دانست. یا شاید مسیح خدایی بود بدون انسانیت. اما در واقع، هیچ‌یک از این موارد مسیح را شایستهٔ اینکه منجی ما و کاهن اعظم ما به‌عنوان مسیح باشد، نمی‌کند. کودکی باید به دنیا می‌آمد.

یک) چه راز عظیمی! هیچ موجودی ضعیف‌تر، درمانده‌تر و وابسته‌تر از یک کودک نیست. از نظر نظری، مسیح می‌توانست به‌صورت مردی بالغ بیاید، همان‌طور که آدم به‌صورت کامل خلق شد. اما برای آنکه عیسی کاملاً با انسانیت همذات‌پنداری نماید و در زندگی خود ماهیت خادم که در خدا هست را نشان دهد، خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد (فیلیپیان ۲:۷).

ج. و پسری به ما بخشیده شد: این کودک، انسان بود و چیزی بیش از انسان. همچنین پسر جاودان خدا خواهد بود، شخص دوم تثلیث. از منظر تئوریک، مسیح نباید خدا می‌بود. می‌توانست فرشته‌ای عاری از گناه باشد یا انسانی کامل همچون آدم. اما در واقع، هیچ‌یک از این گزینه‌ها مسیح را شایسته نجات‌دهنده و کاهن اعظم بودن، همان‌طور که عیسی است، نمی‌کرد. پسر باید بخشیده می‌شد.

یک) چه حقیقت شگرفی! به وجودی بی‌نقص و بی‌حد نیاز داشتیم تا کفاره‌ای بی‌نقص و بی‌انتها برای گناهان ما پیش‌کش نماید. به عمانوئیل، خدا با ماست، نیاز داشتیم (اشعیا ۱۴:۷).

دو) کودک می‌توانست زاده شود، چون انسانیت عیسی نقطهٔ آغازی داشت. زمانی بود که انسانیت به‌ الوهیت او اضافه نشده بود. پسر باید بخشیده می‌شد، چون شخص دوم تثلیث جاودان است، و تا ابدالاباد در جایگاه پسر است، حتی قبل از اینکه انسانیت به خداوندی او افزوده شود.

سه) هرچند ممکن است اشعیا تکرار را تنها برای تأکید به‌کار برده باشد، ما از هدایت روح‌القدس در هر واژه شادمانی می‌کنیم! عیسی، مسیح، کاملاً خدا و کاملاً انسان است. زمانی وجود داشت که پسر ازلی خدا، شخص دوم تثلیث مقدس، انسانیت را به خداوندی خود افزود. او هرگز کمتر از خدا نشد، اما ذات بشری را به ماهیت الهی خود افزود و بدین‌گونه یک شخص با دو ذات متمایز شد که در هماهنگی کامل با هم عمل می‌کنند.

چهار) خدا و انسان بودن عیسی به ما نشان می‌دهد که انسان حقیقتاً به شباهت خدا خلق شده است (پیدایش ۲۶:۱) و انسانیت بی‌نقص ورای تصور ما با الوهیت تطبیق دارد. این امر نشان می‌دهد که مشکل ما انسانیت نیست، بلکه هبوط (سقوط‌کردگی) است. اگر بخواهیم بگوییم که من انسانم و بس، اشتباه کرده‌ایم چون عیسی انسانی کامل، ولی بی‌نقص بود. درست آن است که بگوییم «من هبوط کرده‌ام.» اما این را به یاد داشته باشید که انسانیتی که عیسی به ذات الهی خود افزود، انسانیتی گناه‌آلود که برای ما شناخته‌شده است، نبود، بلکه انسانیت کامل آدم و حوا قبل از هبوط بود.

پنج) عیسی همچنان انسانی جاودان باقی می‌ماند (اعمال ۵۵:۷-۵۶، اول تیموتائوس ۵:۲). او انسانیت خود را هنگام صعود رها نکرد، بلکه اکنون انسانی کامل در بدن رستاخیز‌یافتهٔ خویش است، بدنی که ما نیز روزی از آن بهره‌مند می‌شویم.

شش) اگر عیسی انسان کامل نبود، نمی‌توانست در جایگاه گناه‌آلود انسان بایستد و جایگزینی برای مجازات انسان باشد. اگر او خدای کامل نبود، قربانی او ناکافی به‌حساب می‌آمد. اگر عیسی خدای کامل و انسان کامل نبود، ما در گناه گم‌گشته می‌شدیم.

د. سلطنت بر دوش او خواهد بود: نهایتاً، این امر در هزارهٔ حکومت مسیح، زمانی که او به‌عنوان شاه شاهان و رب‌الارباب بر زمین حکومت خواهد کرد، محقق خواهد شد. (مکاشفه ۴:۲۰-۶، مزمور ۷۲، اشعیا ۱:۲-۴، اشعیا ۱۱، اشعیا ۱۷:۶۵-۲۵، زکریا ۶:۱۴-۲۱).

یک) تحقق نهایی این وعده همچنان در حال وقوع است. اما همچنان می‌توانیم ببینیم که به‌طریق‌های مختلف سلطنت بر دوش او خواهد بود. گِیل اِروین (Gayle Erwin) در مورد سلطنتی که خدا وعده می‌دهد، هم در زمان حال و هم در آخر، چنین می‌نویسد:

چنین سلطنتی چگونه خواهد بود؟ ابتدای امر، همانند پادشاه خود خواهد شد. سیاستمداران امروزی به‌دنبال این هستند که به‌نحوی چیزی از شما بگیرند. عیسی به‌دنبال این است که به‌نحوی کاری برای شما چه بکند.

رهبران امروزی خود را با خادمین احاطه می‌کنند، عیسی خود را با خدمت.

رهبران امروزی از قدرت خود برای برپا کردن امپراتوری‌شان استفاده می‌کنند. عیسی از قدرت خود برای شستن پای‌ها و طاهر و راحت ساختن ما استفاده می‌کند.

رهبران امروزی تأثیر خود را با پول معاوضه می‌کنند. اما خدا آنقدر محبت داشت که همه چیز را داد…

ژنرا‌‌ل‌های امروزی به‌دنبال جنگ‌اند تا سلاح و مهارت خود را به‌روز کرده و از پیشروی خود مطمئن شوند. عیسی آرامی و آسایش را به دل‌ها آورد.

هرچقدر فرد در این دنیا مهم و مهم‌تر شود، بیش از پیش دور از دسترس می‌گردد. عیسی عمانوئیل، «خدا با ما» بود.

رهبران امروزی محتاج دیده و شنیده شدن هستند. عیسی ناشناس ماند تا بتواند مفید واقع شود.

مشخصاً عیسی در کاخ سفید واشنگتن، لندن، مسکو، بغداد یا بُن ساکن و حاکم نیست. پس چطور می‌توانیم باور کنیم که «سلطنت بر دوش او خواهد بود»؟

در واقع، سلطنت او عملکردش را به طریق‌های شگفت‌انگیز نشان می‌دهد. هر وقت کسی را می‌بینیم که به‌شکلی معجزه‌آسا مواد مخدر یا الکل را ترک می‌کند و به خانه و زندگی و خانوادهٔ خود باز می‌گردد، می‌بینیم که اکنون تحت حکومت خدا قرار گرفته است.

وقتی کسی را می‌بینم که به یتیمان و طردشدگان خدمت می‌کند، می‌دانم که آنها تحت سلطنت خدا هستند.

وقتی می‌بینم کسی با اشتیاق کتاب‌مقدس می‌آموزد و با شادی خدا را ستایش می‌کند، می‌دانم که حاکم او کیست.

وقتی کسی را می‌بینم که مشاغل اغواکننده را کنار می‌گذارد تا برای بشارت مسیح آزاد باشد، می‌دانم که خدا بر او حاکم است.

وقتی شبان‌هایی را می‌بینیم که با دقت گلهٔ خدا را تعلیم می‌دهند و رهبری می‌کنند، می‌دانم که از پادشاهی عالی خط گرفته‌اند.

وقتی می‌بینم که مردم خانواده خود را ترک می‌کنند تا در سرزمین‌های دوردست که کسی اسمشان را هم نشنیده، تعلیم دهند و زندگی کنند، می‌دانم که خدا بر آنها حاکم است.

پس حقیقتاً این سلطنتی زنده و فعال است. اغلب در سکوت، و اکثراً غیرقابل رؤیت. به انتخاب خود، می‌توانیم تحت سلطنت خدا باشیم. امید و شادمانی و آرامی و آسایش رعیت‌های او را غرق خود می‌کند. عدالت و رحمت و فیض، با هم خواهند بود. من این پادشاهی را دوست دارم. مرزها بازند. بیایید!

ه. و او…خوانده خواهد شد: مقصود این نیست که اینها اسامی عینی مسیح خواهند بود. بلکه وجوه شخصیت او هستند، و توصیف می‌کنند که او کیست و برای انجام چه کاری آمده است.

یک) «در زبان سامی، اسم به شخص ربط ندارد یا او را تمیز نمی‌دهد، بلکه ماهیت وجودی او را توصیف می‌کند.» (لانگنِکِر)

دو) کالوین، در مورد این عناوین چنین می‌گوید: «این موضوع باید با دقت بیشتری بررسی شود، چون انسان‌ها به اسمی صِرف راضی شده و قوت و انرژی او را شاهد نیستند، گرچه این هم باید با دقت بررسی شود.»

و. مسیح شگفت‌انگیز است: جلالِ آنچه او هست و آنچه برای ما انجام داده است، باید ما را سرشار از شگفتی سازد. هیچ‌گاه نمی‌توان به عیسی نگریست، او را به‌راستی شناخت و دل‌زده شد. او شگفت‌انگیز است و دل و ذهن تو را از اعجاب پر خواهد ساخت.

یک) این قسمت همچنین اشاره به الوهیت عیسی دارد. «کلمه شگفت‌انگیز نشانه‌هایی (مفهوم فرعی‌) از الوهیت نیز دارد» (گروگان). این امر در داوران ۱۸:۱۳ نیز دیده می‌شود.

ز. مسیح مشاور است: عیسی کسی است که زندگی ما را هدایت می‌کند و باید منبع اصلی مسیحیان برای مشورت باشد. عیسی می‌تواند به شما در حل مشکلات کمک کند. شاید از حضور و کلام دیگر مسیحیان بهره ببرد، ولی عیسی مشاور ما است.

یک) چگونه به عیسی به‌عنوان مشاور خود نیاز داریم! «این دنیا به‌واسطهٔ یک مشاور تخریب شد. آیا شیطان به مار تغییر چهره نداد و زن را با مهارت فراوان مشورت نداد و به او نگفت که میوهٔ درخت معرفت خیر و شر را برگیرد، به این امید که همچون خدا شود؟ آیا مشاورهٔ شریرانهٔ او نبود که مادر ما را برانگیخت تا بر علیه خالق خود طغیان کند و آیا این تأثیر گناه نبود، که سبب مرگ این دنیا با سلسله‌ای از ناله‌ها شد؟ دوست عزیز! شایسته بود که اگر جهانی به سبب مشاوری تخریب شد، مشاوری نیز برای احیای خود داشته باشد.» (اسپرجن)

دو) عیسی مشاور ماست، از آن جهت که به‌عنوان خدای پسر، به نفع ما با پدر و روح‌القدس مشورت می‌کند. شواری اعظم تثلیث سبب نجات می‌شود. «از این‌رو، در کتاب زکریا، ب اگر به باب ششم و آیه سیزدهم مراجعه کنید، این عبارت را می‌خوانید: میان آن دو مشورت صلح‌آمیز برقرار خواهد بود.پسر خدا به همراه پدر و روح، شورای صلح را مقرر داشت. و این‌گونه ترتیب داده شد: پسر باید متألم گردد، باید جایگزین شود، باید گناهان قوم خود را بر دوش گیرد و به جای ایشان مجازات شود؛ پدر باید جایگزینی پسر را بپذیرد و قوم خود را آزاد سازد، زیرا مسیح بدهی‌های ایشان را پرداخته است. سپس روح خدای زنده باید مردمی را که خون، ایشان را آمرزیده، پاک سازد، تا آنان در حضور خدا، یعنی پدر، پذیرفته شوند. این بود نتیجه شورای اعظم.» (اسپرجن)

سه) مشاور اعظم زندگی ما را هدایت می‌کند. «به یاد داشته باشید، هیچ‌چیز در زندگی روزانه شما رخ نمی‌دهد، مگر آنکه نخست در ازل طرح شده و به مشورت عیسی مسیح برای خیریت و به‌خاطر شما مقرر گردیده باشد، تا همه چیزها با هم برای نفع و برکت جاودانی شما همکاری کنند… آه، چه عجیب است تقدیر الهی برای من و تو! آیا شبیه خطی زیگزاگ به نظر نمی‌رسد؟ گاهی به این سو، گاهی به آن سو، به عقب و جلو، مانند سفرهای بنی‌اسرائیل در بیابان؟ اما، ای برادران من، نزد خدا آن خطْ مستقیم است. خدا همیشه مستقیم به سوی مقصود خویش می‌رود. با این حال نزد ما غالباً چنان می‌نماید که او راهی پیچیده و دور و دراز می‌پیماید… بیاموزیم که مشیت را به دست مشیر بسپاریم.» (اسپرجن)

چهار) مشورت عیسی، مشورتی ضروری است. مشورت عیسی مشورتی وفادارانه و بدون جوییدن نفع شخصی است. مشورت عیسی از اعماق دل است. مشورتی با فاصله و بی‌احساس نیست. مشورت عیسی شیرین است. «مسیحیان، می‌دانید مشورت شیرین چیست؟ یعنی در نهانگاه سفرهٔ دل گشوده‌اید. حرفتان را نزدش زده‌اید، با همهٔ سختی‌هایی که داشت، همچون حزقیا در نامهٔ رِبشاقی، و حس کردید که عیسی در جسم و خون آنجا نبود، ولی در روح آنجا بود و به شما مشورت می‌داد. حس کردید که این مشورت از تهِ دل است. اما او چیزی فراتر از آن بود. در مشورت او چنان شیرینی‌ای بود، چنان درخششی از محبت، چنان کمالی از مشارکت، که تو با خود گفتی: ای کاش هر روز در تنگی می‌بودم، اگر می‌توانستم چنین مشورت شیرینی را داشته باشم‘! مسیح مشاوری است که می‌خواهم هر لحظه با او مشورت نمایم و ای کاش می‌توانستم شب و روز در نهانگاه او بشینیم، چون مشورت با او، شیرین، پر احساس و حکیمانه است.» (اسپرجن)

پنج) «چه بسا دوستی داشته باشی که با تو بسیار شیرین سخن می‌گوید، و تو بگویی: آری، او شخصی مهربان و نیکوست، امّا حقیقتاً نمی‌توانم به داوری او اعتماد کنم. دوستی دیگر داری که از خرد بسیاری برخوردار است، امّا دربارهٔ او می‌گویی: بی‌تردید او مردی دوراندیش‌تر از بسیاری دیگر است، امّا نمی‌توانم همدلی‌اش را دریابم؛ هرگز نمی‌توانم احساس واقعی او را درک کنم، و اگر او تند و خشک می‌بود، احساس واقعی‌اش را به داوری‌اش ترجیح می‌دادم. امّا نزد مسیح که می‌رویم، هم حکمت می‌یابیم، هم محبت، هم همدلی، و هم هرآنچه ممکن است از یک مشاور بخواهیم.» (اسپرجن)

ح. مسیح خدای قدیر است: او خدای خلقت و جلال است، خداوندی که در آسمان‌ها سلطنت می‌کند، آنکه شایستهٔ پرستش و ستایش ما است.

یک) سخت بتوان بیانی روشن‌تر از این برای الوهیت مسیح یافت. با این‌حال، برخی گروه‌ها (مانند شاهدان یهوه) می‌کوشند میان «خدای قدیر» و «خدای قادر مطلق» تفاوت بگذارند. امّا بر اساس کتاب‌مقدس، هیچ تفاوتی وجود ندارد، زیرا هر دو عنوان به‌طور خاص برای عیسی و یهوه به‌کار رفته‌اند (قادر در مکاشفه ۸:۱ برای عیسی به کار رفته است).

دو) در اشعیا ۲۱:۱۰، نبی از همین عبارت برای اشاره به یهوه استفاده می‌کند: و باقی‌ماندگانی، یعنی باقی‌ماندگان یعقوب، به سوی خدای قدیر بازگشت خواهند کرد. بنابراین، بیانی مشخص از الوهیت کامل است.  

سه) «و در حقیقت، اگر مسیح خدا نبود، روا نبود که در او فخر کنیم؛ زیرا مکتوب است:  ملعون باد آن که بر انسان توکل کند، و بشرِ خاکی را قوّت خویش سازد (ارمیا ۵:۱۷)» (کالوین)

چهار) «ما دستِ دوستی را به تمامی کسانی که خداوند عیسی مسیح را در صداقت و راستی دوست می‌دارند، دراز می‌کنیم؛ اما نمی‌توانیم با کسانی نشست و برخاست مسیحی داشته باشیم که الوهیتش را انکار می‌کنند و مدعی‌اند که او حقیقتاً خدا نیست. و گاه از ما دلیل پرسیده می‌شود؛ زیرا مخالفان ما می‌گویند: ما حاضریم دست دوستی و برادری به سوی شما دراز کنیم، چرا شما چنین نمی‌کنید؟ پاسخ ما به اختصار این است: شما هیچ حقی ندارید که از ما شکایت کنید، زیرا در این موضوع ما در موضع دفاع ایستاده‌ایم. وقتی اعلام می‌کنید که اعتقاد دارید مسیح پسر خدا نیست، شاید خود آگاه نباشید، ولی ما را با یکی از تاریک‌ترین گناهان در سیاههٔ گناهان متهم ساخته‌اید. یکتاپرستان (یگانه‌انگاران) برای بقای خود ناگزیرند همهٔ ما که مسیح را پرستش می‌کنیم، به بت‌پرستی متهم سازند. و حال آنکه بت‌پرستی گناهی است از شنیع‌ترین نوع؛ نه تنها خطایی در برابر انسان‌ها، بلکه توهینی نابخشودنی بر ضد جلال خداوند است.» (اسپرجن)

پنج) «اگر مسیح پسر خدا نبود،‌ مرگش، جدا از اینکه بهایی برای گناه باشد، مرگی بسیار شایسته و منصفانه بود. سَنهدرینی که جلوی آن محاکمه شد قانون‌گذاران شناخته‌شده و مقدر کشور بودند. او به حضور سنهدرین آورده شد و به کفر محکوم شد و به همین اتهام بود که او را محکوم به مرگ کردند، چون او خود را پسر خدا خواند.» (اسپرجن)

ط. مسیح پدر سرمدی است: مفهوم این واژگان عبری آن است که عیسی سرچشمه و پدیدآورندهٔ تمامی ازلیت است، یعنی خود او خالق است. این هرگز بدان معنا نیست که عیسی خودْ همان شخص پدر در تثلیث باشد.

ی. مسیح سرور صلح است: او برقرار کنندهٔ صلح است، به‌خصوص بین خدا و انسان.  

یک) «در سختی‌ها، به‌نظر همه چیز در حال فروپاشی است، ولی باید به خود یادآوری کنیم که عیسی شگفت‌انگیز خوانده شد، چون برای یاری رساندن به ما راه‌هایی دور از تصورمان دارد، و چون قدرت او ورای چیزی است که قادر به تصور باشیم. هنگام نیاز به مشورت، بیایید به یاد داشته باشیم که او مشاور است. هنگام نیاز به قوت، به یاد داشته باشیم که او قدیر و قادر است. هرگاه هراس‌های تازه‌ای ناگهان یکی پس از دیگری پدید آیند، و مرگ از جهات گوناگون ما را تهدید کنند، بگذارید بر آن ازلیتی تکیه کنیم که او به‌حق «پدر» [در اینجا «پدر» به معنی صاحب و مالک آن است] آن خوانده شده است، و با همین تسلّی بیاموزیم که همهٔ رنج‌های زمان حاضر را آرام سازیم. و وقتی شیطان می‌کوشد وجدان ما را مضطرب سازد، به یاد آوریم که مسیح سرور سلامتی است، و برای او آسان است که به‌سرعت همهٔ احساسات آشفتهٔ ما را آرام سازد. پس این القابْ ایمان ما را در مسیح بیشتر و بیشتر استوار می‌سازد و ما را در برابر شیطان و حتی جهنمْ قوی می‌گرداند.» (کالوین)

 

۴. آیهٔ (۷) جلال حکومت مسیح.

افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود،

و او بر تخت داوود و بر قلمرو او حکمرانی خواهد کرد،

و آن را به انصاف و عدالت، از حال تا به ابد،

استوار خواهد ساخت و پایدار نگاه خواهد داشت.

غیرت خداوند لشکرها این را به انجام خواهد رسانید.

الف. افزونی فرمانروایی و صلح او را پایانی نخواهد بود…از حال تا به ابد: سلطنت مسیح تنها هزار سال باقی نخواهد ماند، گرچه سلطنت هزاره وجهی خاص از حکومت اوست. سلطنت مسیح را پایانی نخواهد بود، او تا به ابد حکومت خواهد کرد.

یک) هندل (موسیقی‌دان) به‌خوبی در سرود هللویای خود در مورد مسیح سخن گفت: «و او تا ابدالاباد حکومت خواهد کرد.»

ب. بر تخت داوود: عیسی بر تخت داوود و بر قلمروی وی (یعنی اسرائيل) حکومت خواهد کرد. این تحقق عهد عظیم خدا با داوود در سموئیل باب ۷ است.

ج. غیرت خداوند لشکرها این را به انجام خواهد رسانید: تمام اینها ممکن است بیش از حد نیکو به نظر برسد، گویی باورنکردنی است؛ امّا چنین خواهد شد. خدا -یهوه صبایوت، خداوند تمامی لشکرهای آسمانی- وعده داده است که این کلام را به انجام رساند، و بخشی از آن هم‌اکنون به تحقق رسیده است.

یک) عیسی می‌تواند شگفت‌انگیز، مشاور، خدای قدیر، پدر سرمدی و سرور صلح برای همه باشد. روزی، این مناصب بر جهان اعمال خواهند شد. اما فعلاً، برای کسانی که عیسی را می‌پذیرند و تسلیمش می‌شوند، واقعی هستند.

 

داوری آتی در قلمروی شمال اسرائیل.

این قسمت (اشعیا ۸:۹-۴:۱۰) در چهار بخش است، هر بخش «با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است» به پایان می‌رسد. برخی نام این قسمت را «سخنرانی دستِ دراز شده» گذاشته‌اند.

۱. آیات (۸-۱۲) اسرائيل به‌خاطر غرور نامقدس خود به دستِ دشمنان شکست خواهد خورد.

خداوندگار بر ضد یعقوب کلامی فرستاده است،

که بر اسرائیل واقع خواهد شد.

تمامی قوم آن را خواهند دانست،

یعنی اِفرایِم و ساکنان سامِرِه که با غرور و با تکبر دل می‌گویند:

«خشت‌ها فرو افتاده است، ولی با سنگ‌های تراشیده از نو بنا خواهیم کرد.

درختان انجیر قطع گردیده‌اند،

ولی سروهای آزاد به جای آنها خواهیم کاشت.»

از این رو خداوند دشمنان رِصین را بر ضد آنان برمی‌افرازد،

و خصمان ایشان را برمی‌انگیزد. اَرامیان از شرق و فلسطینیان از غرب،

بنی‌اسرائیل را با دهانی گشاده فرو می‌بلعند؛

با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده،

و دست او همچنان دراز است.

الف. خداوندگار بر ضد یعقوب کلامی فرستاده است، که بر اسرائیل واقع خواهد شد: مقصود این است که خداوند کلامی بر علیه قوم خود آورد (بر ضد یعقوب) و کلام خدا بر علیه قلمروی شمالی اسرائيل سخنی مستقیم بیان کرده است.

ب. اِفرایِم و ساکنان سامِرِه: قبیلهٔ افرایم بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین قبیله در قلمروی شمالی اسرائیل بود. پس خداوند به قلمروی شمالی اسرائیل با نام افرایم اشاره می‌کند. سامِره پایتخت شمالی اسرائیل بود. شکی نیست که مخاطب این نبوت کیست.

ج. که با غرور و با تکبر دل می‌گویند: «خشت‌ها فرو افتاده است، ولی با سنگ‌های تراشیده از نو بنا خواهیم کرد. درختان انجیر قطع گردیده‌اند، ولی سروهای آزاد به جای آنها خواهیم کاشت»: رهبران و مردمان قلمروی شمالی اسرائیل در غرور خود گفتند: «چه فرقی می‌کند که خدا ما را داوری کند یا نه؟ آنچه فرو ریزد را به شکلی بهتر از نو بنا خواهیم کرد. چیزی نیست که از آن بترسیم که خدا بتواند بر سر ما بیاورد.»

یک) «به جای آنکه به سبب بسیاری از بلاهایی که بر ایشان فرود آمده بود، در حضور خدا خود را فروتن سازند، همچنان خوش‌بینیِ سبکسرانه‌ای نسبت به آینده در دل نگاه می‌داشتند. این خوش‌بینی در شعارهایی نمایان می‌شد که در آن روزگار رایج بود و ظاهراً بر زبان همگان جاری.» (بولْتِما)

دو) «چه تصویر کوتاه اما عمیقاً روان‌شناختی‌ای است از نسلی نافرمان که همواره در رویای روزگار بهتر به سر می‌برد و با سبک‌سری، داوری‌های شدید خدا را نادیده می‌گیرد.» (بولْتِما)

د. خداوند دشمنان رِصین را بر ضد آنان برمی‌افرازد: چون باور داشتند که قادر خواهند بود در مقابل طوفانی از حملات بایستند و سپس همه‌چیز را از نو بسازند، خدا امواجی از دشمنان مختلف اسرائیل بر علیه آنها روانه کرد (اَرامیان از شرق و فلسطینیان از غرب). نابودی اسرائیل کامل خواهد بود و خواستهٔ آنها برای بازسازی محقق نخواهد شد.

ه. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است: برای اولین بار، ترجیع‌بند بیان شده است. داوری بر علیه غرور اسرائیل کافی نبود. همچنان گناه باید داوری می‌شد و خدا آماده نبود که عمل داوری را متوقف کند.

یک) کالوین ۵۰۰ سال پیش در مورد این روز چنین می‌گوید: «چقدر مصیبت در این سی یا چهل سال بر سر اروپا آمد؟ چه مقدار از آن مصیبت‌ها توبیخی بود که به‌خاطر دعوت به توبه و رد کردن آن، اروپا مبتلا به آن شد؟ ولی به نظر هیچ‌یک از آن توبیخ‌های فراوان، فایده‌ای‌ نکرد. حتی نتیجهٔ برعکس داد، تجملات افزایش یافته، امیال به دور از شریعت شعله‌ور شدند و انسان‌ها دست به جرائم و هرزگی‌های بی‌شرمانهٔ بیشتری زدند. مختصراً می‌توان گفت که این مصیبت‌ها به نظر سبب هیجان برای تجمل و شکوه بیشتر شد. پس چه انتظاری باید داشته باشیم، جز اینکه بدانیم که قرار است ضربات سنگین‌تری را متحمل شویم؟»

 

۲. آیات (۱۳-۱۷) چون از توبه کردن سر باز زدند، پس رهبری سرنگون خواهد شد.

اما قوم نزد آن که ایشان را زده، بازگشت نکرده‌اند،

و خداوندِ لشکرها را نجُسته‌اند.

پس خداوند در یک روز هم سَر و هم دُم را از اسرائیل خواهد برید،

و هم نخل و هم نی را در یک روز قطع خواهد کرد.

مشایخ و اشراف ’سَر‘ هستند،

و انبیایی که تعلیم دروغ می‌دهند، ’دُم‘.

راهنمایان این قوم آنان را گمراه می‌سازند،

و پیروان ایشان سرگردان می‌شوند.

از این رو خداوند از جوانان ایشان خشنود نیست،

و بر یتیمان و بیوه‌زنانشان رحم نخواهد کرد،

زیرا که جملگی خدانشناس و شریرند،

و هر دهانی به قباحت سخن می‌گوید.

با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده،

و دست او همچنان دراز است.

الف. اما قوم نزد آن که ایشان را زده، بازگشت نکرده‌اند: هر قسمت از داوری همراه با خودداری اسرائیل جهت بازگشت نزد خداوند بود. آنها مثل حیوانات ابلهی بودند که حتی هنگام کتک خوردن، مقاومت می‌کردند.

ب. پس خداوند در یک روز هم سَر و هم دُم را از اسرائیل خواهد برید: کسانی که در اسرائیل رهبری می‌کنند (مشایخ و اشراف…انبیایی که تعلیم دروغ می‌دهند…راهنمایان این قوم) مقطوع خواهند شد، که به معنای کشته شدن است.

یک) «شاخه و ریشه مفهومی همانند سر و دم دارد. شاخه رو به بالا رشد می‌کند و از این‌رو به افراد مهم و والا در جمع اشاره دارد؛ ریشه در زمین‌های گل‌آلود رشد می‌کند و به نازل‌ترین عناصر جمع، زباله‌ها، اشاره دارد.» (بولْتِما)

ج. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است: این ترجیع‌بند تکرار شده است. داوری بر علیه عدم توبهٔ اسرائیل کافی نبود. همچنان باید گناه داوری می‌شد و خدا آماده نبود که دست از عمل داوری خود بکشد.

 

۳. آیات (۱۸-۲۱) به‌ دلیل شرارت همه‌گیر، به برادران خود حمله خواهند کرد.

زیرا که شرارت همچون آتش می‌سوزاند

و خار و خَس را فرو می‌بلعد؛

بوته‌های جنگل را مشتعل می‌سازد،

و آنها در ستونی از دود، پیچان بالا می‌روند.

از خشم خداوند لشکرها زمین سوخته می‌شود،

و مردمان چون هیزم برای آتشند؛

کسی بر دیگری رحم نمی‌کند.

در جانب راست فرو می‌بلعند، اما باز گرسنه‌اند؛

در جانب چپ می‌خورند، اما سیر نمی‌شوند؛

هر کس گوشت فرزند خود را خواهد خورد!

مَنَسی اِفرایِم را فرو می‌بلعد و اِفرایِم مَنَسی را،

و هر دو با هم بر یهودا حمله‌ور می‌شوند.

با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است.

الف. زیرا که شرارت همچون آتش می‌سوزاند: نبی شرارت اسرائیل را همچون آتشی سوزان می‌داند: بی‌وقفه، روان، خارج از کنترل و در حال بلعیدن همه‌چیز.

ب. و مردمان چون هیزم برای آتشند: آتش سوزاننده داوری خدا با مردمان او مشتعل می‌شود، که به دو معناست. ابتدا، شرارت آنها منشأیی برای آتش داوری خدا می‌شود. اگر شرارت از آنها دور شود، آتش دیگر هیزمی ندارد. دوم، آنها با آتش سوزانده و نابود می‌شوند.

ج. کسی بر دیگری رحم نمی‌کند: نبی با جزئیاتی هولناک از کشتار و خون‌ریزی سخن می‌گوید که در آن، یک اسرائیلی، بر دیگری ظلم و ویرانی می‌آورد. آتش داوری خدا همچون شعله‌ای سوزان در میان قوم زبانه می‌کشد، امّا در واقع، خدا تنها اجازه داد که شرارت و نفرت درونی انسان‌ها آزادانه شعله‌ور شود. او نیازی نداشت آتش را برافروزد یا باد بر آن بدمد؛ بلکه فقط آن «مانع» یا «بازدارنده‌ای» را برداشت که تا آن هنگام، خشم و نفرت سرشار از شرّ انسان‌ها را مهار می‌کرد.

د. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است: ترجیع‌بند برای بار سوم تکرار می‌شود. داوری بر علیه شرارت اسرائیل کافی نبود. همچنان گناهی بود که باید داوری می‌شد و خدا آماده نبود دست از عمل داوری خود بکشد.

 

۴. آیات (۱:۱۰-۴) به دلیل ناعدالتی اجتماعی، آنها به تبعید می‌روند و کشته می‌شوند.

وای بر آنان که احکام ناعادلانه وضع می‌کنند،

و کاتبانی که قوانین ظالمانه رَقَم می‌زنند؛

تا بینوایان را از حقشان محروم کنند،

و انصاف را از ستمدیدگانِ قوم من بربایند؛

تا بیوه‌زنان را چپاول کنند، و یتیمان را غارت نمایند.

پس شما در روز بازخواست چه خواهید کرد،

آنگاه که مصیبت از دور فرا رسد؟

نزد کِه برای کمک خواهید گریخت،

و ثروت خویش را کجا خواهید نهاد؟

غیر از آنکه چون اسیران خم شوید،

و در میان کشتگان بیفتید. با این همه،

خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است.

الف. وای بر آنان که احکام ناعادلانه وضع می‌کنند…تا بینوایان را از حقشان محروم کنند، و انصاف را از ستمدیدگانِ قوم من بربایند؛ تا بیوه‌زنان را چپاول کنند، و یتیمان را غارت نمایند: رهبران و قوم اسرائیل نسبت به دیگران بی‌انصاف بودند و از ضعفا سوء‌استفاده می‌کردند.

ب. پس شما در روز بازخواست چه خواهید کرد…نزد کِه برای کمک خواهید گریخت: مقصود این است «شما که دیگران را در روز نیاز رها کردید، چه کسی در روز نیاز به کمکتان خواهد آمد؟»

ج. غیر از آنکه چون اسیران خم شوید، و در میان کشتگان بیفتید: تنها کاری که خدا باید برای جاری کردن داوری شَدید خود بر اسرائیل انجام می‌داد، برداشتن حفاظت خود بود. خداوند اعلام کرد که «بدون من امیدی در برابر دشمنت نداری.» [مترجم: در برخی از ترجمه‌ها «بدون من» ترجمه شده است]

یک) «قوم بدون خدا زیست کرده بودند، در پرستش و اطاعت؛ پس باید بدون کمک او ادامه دهند، و در معصیت خود نابود شوند.» (کلارک)

د. غیر از آنکه چون اسیران خم شوید: وقتی آشوریان بر ملت‌های دیگر چیره می‌شدند، پیروزی نظامی برایشان کافی نبود. آنان از تحقیر و به بند کشیدن دشمنان شکست‌خورده‌ٔ خود لذتی شیطانی می‌بردند. هر کاری می‌کردند تا آنان را خوار و ذلیل سازند. در اینجا، خدا فرمود: «من را رد کردی، بدون من در حقارت و خواری جلوی دشمنان سر خم خواهید کرد.»

یک) یکی از کلماتی که در عهد‌عتیق به پرستش ترجمه شده است، shachah است. این کلمه به معنای سر فرو بردن، با احترام تعظیم کردن یا پایین آمدن جهت ادای احترام است. اما اینجا برای «خم شدن» از کلمهٔ kara در زبان عبری استفاده شده است. این کلمه‌ای مثبت نیست و به معنای غرق شدن، افتادن، پایین آمدن یا زیردست شدن است. شاید بتوانیم بگوییم که یا جهت پرستش در برابر خداوند تعظیم می‌‌کنیم یا در مورد ما گفته می‌شود، بدون من در رنج و خواری سر تعظیم فرو می‌آورند. کدام خواهد بود؟

ه. با این همه، خشم او هنوز برگردانیده نشده، و دست او همچنان دراز است: اینجا مجداداً ترجیع‌بند تکرار شده است. داوری بر علیه بی‌عدالتی اسرائیل کافی نبود. همچنان گناه برای داوری شدن باقی بود و خدا آماده نبود که دست از عمل داوری خود بکشد.

یک) تکرار شدن این عبارت به ما یادآوری می‌کند که داوری خدا مصرانه است. و از مرحله‌ای به مرحلهٔ دیگر رفته تا توبه را بیابد. این بدان معناست که اکنون بهتر است توبه کنیم، چون داوری خدا تا ابد پیوسته است. «حتی اگر مرگ جسمانی خشم خدا را سیراب نکند، چه وحشت و مجازاتی ورای قبر منتظر ما است؟» (گروگان)

دو) منطقی است که داوری آتی بعد از اعلان مسیح موعود باشد. آمدن او اعلام شد، ولی مردم آمادهٔ او نبودند و داوری پیش‌بینی شده نیز قبل از اینکه آماده باشند، فرا خواهد رسید.

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit. Ut elit tellus, luctus nec ullamcorper mattis, pulvinar dapibus leo.